دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

یا مرگ یا تجدد و اصلاح


یا مرگ یا تجدد و اصلاح
یا مرگ یا تجدد و اصلاح
راهی جز این دو پیش وطن نیست
ایران كهن شده است سراپای
درمانش جز به تازه شدن نیست
محمدتقی بهار، شاعر، مورخ، محقق، روزنامه نگار، سیاستمدار و استاد برجسته دانشگاه معروف به ملك الشعرا، فرزند میرزا محمدكاظم صبوری كه خود ملك الشعرای آستان قدس رضوی بود در ۱۶ آبان ماه ۱۲۶۵ ه ش (در حدود ۲۰ سال قبل از آغاز مشروطه) در شهر مشهد متولد شد. بهار مقدمات ادبیات را نزد پدر آموخت و تحصیلات ادبی و عربی را در محضر «ادیب نیشابوری» دنبال و اصول ادبیات فارسی و عربی را در مدرسه نواب در خدمت اساتید تكمیل كرد. وی كه از ۱۰ سالگی سرودن شعر را آغاز كرده بود در ۱۹ سالگی و پس از فوت پدرش مقام ملك الشعرایی را از طرف مظفرالدین شاه كسب نمود و به خدمت آستان قدس رضوی درآمد. از آن پس قصیده سرایی در اعیاد و جشن های آستان قدس ضمیمه برنامه هایش بود به خصوص بعدها كه با اشعار ملی و میهنی مردم را در زمینه آزادی خواهی تهییج می كرد.
در سال ۱۲۸۴ كه آوازه مشروطیت و آزادی خواهی در ایران طنین انداز شد وارد امور سیاسی شد، جزء مشروطه خواهان خراسان قرار گرفت و اشعاری در زمینه مسائل روز سرود كه در جراید معتبر آن زمان از جمله روزنامه مخفی خراسان و روزنامه طوس (به مدیریت میرزا هاشم خان قزوینی) انتشار یافت و سبب شهرت او شد. معتقد بود «برای زندگانی انقلابی یك انقلاب روحی لازم است و انقلاب روحی نیز مستلزم آن است كه هر چه هست تجدید شود و هرچه موجود است تكمیل گردد» بر طبق نوشته ها و به گواهی اشعارش، شعر را در دفاع از حیثیت انسانی می پسندید و در راه اصلاح كردن محیط و پدید آوردن اجتماعی بهتر قلم می زد و شعر می سرود. می گفت: «هر شعری كه شما را تكان ندهد به آن گوش ندهید. هر شعری كه شما را نخنداند و یا به گریه نیندازد، آن را دور بیندازید. هر نظمی كه به شما یك یا چند چیز خوب تقدیم ننماید بدان اعتنا ننمایید.» مستزاد معروفش خطاب به محمد علیشاه را در همان سال سرود:
با شه ایران زآزادی سخن گفتن خطاست
●كار ایران با خداست
در ۱۳۲۸ ه ق (۱۲۸۸ ش) پس از خلع محمدعلیشاه از سلطنت، برای اولین بار با حیدرخان عمواوغلی در جهت تشكیل حزب دموكرات در مشهد ملاقات كرده و با كمك سایر دوستان آن را تاسیس كرد. ۲۱ مهرماه همان سال نخستین شماره روزنامه نوبهار منتشر شد كه ناشر افكار احزاب بود. با اعتقاد آزادی خواهی در روزنامه، ملاقات تندی علیه بیگانگان و دخالت آنان در امور ایران انتشار می داد كه پس از اولتیماتوم روسیه تزاری و اخراج شوستر مستشار آمریكایی و خزانه دار كل ایران، لحن این ملاقات شدیدتر شد و در ۱۲۹۰ به دستور وثوق الدوله (وزیر خارجه) «نوبهار» بسته، توقیف شد. بلافاصله اقدام به انتشار روزنامه «تازه بهار» كرد كه بیش از ۹ شماره نشر نیافت و باعث تبعید محمدتقی بهار و ۹ تن از دوستانش در كمیته حزب دموكرات شد. دی ماه ۱۲۹۲ دوره دوم و سال بعد دوره سوم نوبهار در تهران منتشر شد. این چرخه تولید و توقیف تا سال ۱۳۰۱ همچنان ادامه داشت كه این زمان به صورت هفتگی در تهران به چاپ می رسید.
از طرف مردم كلات، سرخس و درگز به نمایندگی مجلس قانونگذاری دوره سوم راه یافت كه اعتبارنامه او با مخالفت اعتدالیون مواجه شد ولی سرانجام به تصویب رسید. در دوره های چهارم، پنجم و ششم مجلس نیز حضور یافت، از دوستان مدرس بود و در حزب اقلیت جای داشت.در ۱۲۹۴ انجمن دانشكده را در تهران بنیان گذاشت و سه سال بعد مجله دانشگاه را به راه انداخت كه یك سال هم دوام نیافت. انتشار روزنامه زبان آزاد (۱۲۹۶) و روزنامه یومیه نیمه رسمی ایران (۱۲۹۸) از زمره دیگر فعالیت های او بود. پس از پایان ششمین دوره مجلس از سیاست كناره گرفت و به خدمات فرهنگی پرداخت و در دارالمعلمین عالی به تدریس ادبیات ایران قبل از اسلام مشغول شد و تا شهریور ۱۳۲۰ دور از كارهای سیاسی به تالیف و تدریس پرداخت. «رساله زندگانی ما»، «تصحیح تاریخ سیستان»، «شرح احوال فردوسی»، «كارنامه زندان» و بسیاری از قصایدش را در همین دوران به یادگار گذاشت و البته در این مدت چند بار به زندان افتاد و تبعید شد.
از سال ۱۳۲۰ دوباره مشغول كارهای سیاسی شد و در سوم اسفندماه سال بعد نوبهار را بار دیگر منتشر كرد. مقاله معروف «از آن طرف راه نیست»، جلد اول و دوم سبك شناسی و شرح زندگانی سیدحسن مدرس را نوشت. مدتی رئیس كمیسیون ادبی انجمن روابط فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی در تهران بود.
رساله ای نیز تحت عنوان «در آرزوی مساوات» به رشته تحریر درآورد، همچنین تاریخ احزاب سیاسی را و در سال ۱۳۲۴ بود كه در كابینه قوام السلطنه وزیر فرهنگ و ارشاد شد. «شرح زندگی اش» را تالیف و بخشی از كتاب «جوامع الحكایات و لوامع الروایات» را تصحیح كرد.
با همكاری احمد قوام السلطنه حزب دموكرات ایران را تاسیس كرد و از پست وزارت كناره گرفت. در دوره پانزدهم مجلس قانونگذاری به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد. در همان سال بود كه به سل مبتلا شده و این بیماری مانع فعالیت های او گشت. بنابراین برای معالجه روانه سوئیس شد. دو سال بعد پس از بازگشت «جمعیت ایرانی هواداران صلح» را در ۱۳۲۹ تشكیل داد و ۲۹ اسفندماه پیامی به جوانان ایرانی فرستاد.
سرانجام ملك الشعرا با وجود هفت بار زندان رفتن و تبعید و توقیف همچنان ایستادگی كرد و استقامت نشان داد و كوشش در راه عقیده را با عمل خود به نمایش گذاشت، در اولین روز اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ بدرود زندگی گفت و بعد از ظهر روز بعد جنازه او را از مسجد سپهسالار تا چهارراه مخبرالدوله بر سر دست بردند. همان روز در شمیران، در باغ آرامگاه ظهیرالدوله جسم او را به خاك سپردند. با امید اینكه روح پرتلاشش نیز قرین آرامش باشد.

ضحی معتمدی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

استالین دیکتاتوری که جان میلیون‌ها نفر را گرفت

استالین دیکتاتوری که جان میلیون‌ها نفر را گرفت
فقط در پی قدرت بی‌حد و مرز نبود، افتخار هم می‌خواست و در عرصه تاریخ نمی‌بایست کسی بالاتر از او پیدا می‌شد، از اینرو با بسیاری کسان دشمن شد، نه به خاطر آنکه آنان با رژیم مخالف بودند، به عکس برای آنکه خدمات گرانبهایی به رژیم کرده بودند.
"ژوزف ویساریونوویچ جوگاشویلی" که دنیا او را به نام استالین می‌شناسد، قریب ۳۰‌سال بر اتحاد جماهیر شوروی حکومت ‌کرد و در هشت سال آخر عمر، قلمرو حکومت خود را تا قلب اروپا توسعه داد.حکومت استالین بر شوروی در واقع در زمان حیات لنین و یک سال قبل از مرگ او آغاز می‌شود.
لنین از سال ۱۹۲۳ عملا‌ هیچ نقشی در حکومت شوروی نداشت و استالین در مقام دبیرکلی حزب کمونیست و با همکاری دو رهبر با نفوذ دیگر زینوویف و کامنف کارها را قبضه کرده بود.
استالین در مبارزه با رقبا و مخالفان سیاسی خود روش موذیانه‌ای داشت. او قبل از هر سازمان دیگر دولتی و حزبی روی دستگاه پلیس امنیت شوروی (چکا) دست انداخت و درژینسکی رئیس این سازمان را با خود همراه ساخت.
استالین به کمک چکا از اسرار زندگی خصوصی و نقاط ضعف افرادی که در مقامات بالا‌ی حزبی و دولتی قرار داشتند واقف می‌شد و از این نقاط ضعف برای وادار ساختن آنها به اطاعت از خود و یا طرد آنان در موقع لزوم بهره‌برداری می‌کرد. او یک شبکه جاسوسی شخصی نیز در کاخ کرملین به‌وجود آورده بود و شخصا مکالمات تلفنی مقامات برجسته حزبی و دولتی را کنترل می‌کرد.
باژانف رئیس دبیرخانه دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی در اوایل حکومت استالین، در خاطرات خود می‌نویسد که خود شخصا ناظر استراق سمع استالین از مکالمات تلفنی داخل کرملین بوده و توضیح می‌دهد که یک مهندس کمونیست چک ضمن نصب دستگاه‌های تلفن داخلی کرملین،این دستگاه استراق سمع را در اتاق استالین کارگذاشته بود و پس از نصب و آزمایش دستگاه برای اینکه اسرار آن را بروز ندهد توسط مامورین چکا بازداشت و تیرباران شد.
یکی از روش‌های معمول استالین در تمام دوران حکومتش ایجاد رقابت و اختلاف بین مقامات مختلف دولتی،حزبی و نظامی بود و با این شیوه می‌توانست هرگروه را به جاسوسی علیه گروه دیگر وادار سازد.وی در مبارزه با رقیبان خود کمترین ملاحظه و ترحمی نداشت و در مبارزه با کسانی که آنها را برای قدرت خود مضر و مزاحم تشخیص می‌‌داد به هیچوجه به خدمات گذشته آنان یا روابط شخص خود با آنها توجه نمی‌کرد.
باژانف رئیس دبیرخانه دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی در اوائل حکومت استالین در خاطرات خود می‌نویسد هیچ کس به اندازه زینوویف در قدرت یافتن استالین موثر نبود، ولی هنگامی که تصمیم به برکناری او گرفت ( و چند سال بعد دستور اعدامش را صادر کرد) گذشته‌ها را به کلی از یاد برد. وی که خود شاهد گفت‌وگوی استالین و زینوویف در یکی از جلسات حزبی بوده می‌نویسد وقتی زینوویف خدمات گذشته خود را به استالین یادآوری کرده و پرسید« آیا رفیق استالین معنی وفا و حق شناسی را می داند؟» استالین با لحن گزنده‌ای پاسخ داد «بله خوب می دانم... این یک نوع بیماری است که معمولا سگ ها به آن مبتلا می‌شوند.»
بر اساس آماری که خروشچف ارائه می‌کند،از سال ۱۹۵۶ نماینده کنگره هفدهم حزب کمونیست شوروی که قدرت و اختیارات دیکتاتوری استالین را تثبیت کرد ۱۱۰۸ نفر یعنی نزدیک به دوسوم مجموع نمایندگان مشمول تسویه قرار گرفتند و عده کثیری از آنها تیرباران شدند. به موجب همین گزارش از مجموع ۱۳۹ نفر اعضا و نامزدهای عضویت کمیته مرکزی حزب نیز که در کنگره هفدهم انتخاب شده بودند ۹۸ نفر و به عبارت دیگر ۷۰ درصد آنان در جریان تسویه‌های خونین سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ بازداشت و تیرباران شدند.
‌محاکمات بزرگی که در آن سال‌ها صورت گرفت فقط بخشی از عملیات خونین سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ را دربرمی‌گیرد. علا‌وه بر این محاکمات، صدها جلسه محاکمه نیز در نقاط مختلف شوروی برگزار شد و هزاران نفر بدون محاکمه به جوخه اعدام سپرده شدند.
استالین از دوران کودکی عقده حقارتی داشت که در ترکیب با جاه‌طلبی و خودپرستی او به حسادت و کینه تبدیل شد. او که هیچ نوع آموزش جدی ندیده بود و با هیچ زبان خارجی آشنایی نداشت در سال ۱۹۱۷ عضو حکومتی شد که حتی دشمنانش آن را بافرهنگ‌ترین حکومت‌های اروپا تلقی می‌کردند.
استالین که در میان بسیاری از شخصیت‌های درخشان قرار گرفته بود حقارت خود را به عنوان رهبر سیاسی، به‌عنوان تئوریسین و به ‌عنوان سخنران به خوبی احساس کرد. حسادت استالین نسبت به روشنفکران واقعی حزب از اینجا سرچشمه می‌گرفت. او فقط در پی قدرت بی‌حد و مرز نبود، افتخار هم می‌خواست. در عرصه تاریخ نمی‌بایست کسی بالاتر از او پیدا شود. از اینرو با بسیاری کسان دشمن شد، نه به خاطر آنکه آنان با رژیم مخالف بودند، به عکس برای آنکه خدمات گرانبهایی به رژیم کرده بودند.
استالین همچنین در پیشبرد سیاست‌های خود میلیون‌ها کشته برجای گذاشت. وی تنها در اجرای یکی از سیاست‌های خود به نام اشتراکی کردن کشاورزی وقتی تصمیم گرفت کشاورزان خرده مالک که آنها را کولاک‌ها می‌نامید به عنوان یک طبقه از میان بردارد و با مقاومت آنها در برابر ماموران دولتی مواجه شد، موجب کشتار بی‌رحمانه میلیون‌ها نفر یا تبعید آنها به سیبری گردید.
ولی تنها کولاک ها نبودند که در برابر سیاست جدید اشتراکی کردن کشاورزی مقاومت می نمودند، بلکه بسیاری از کشاورزان متوسط و فقیر نیز که ترجیح می‌دادند خود صاحب اختیار مزرعه کوچک خود باشند و به صورت رعیت دولت در نیایند در برابر طرح اشتراکی کردن کشاورزی مقاومت می کردند. این گروه از کشاورزان متوسط و فقیر را نیز با برچسب «پادکولاچنیکی» یعنی طرفدار کولاک قلع و قمع کردند و به طوری که استالین خود ضمن گفت وگو با چرچیل در سال های جنگ اعتراف کرد (و چرچیل در خاطرات خود به آن اشاره کرده است) در جریان اشتراکی کردن کشاورزی در روسیه ۱۰ میلیون نفر قربانی شدند.
در سال ۱۹۳۲ در زندگی خصوصی استالین هم فاجعه بزرگی روی داد که هر چند بر روی آن سرپوش نهاده شد، در اخلا‌ق و رفتار استالین نسبت به اطرافیانش تاثیرات منفی بر جای گذاشت. این واقعه قتل یا خودکشی «نادژدا- آلیلویورا» همسر ۳۲ساله استالین بود که به دنبال یک مشاجره لفظی در مجلس جشنی به مناسبت پانزدهمین سال پیروزی انقلا‌ب بلشویکی در روسیه به وقوع پیوست.
در کتاب‌هایی که درباره زندگی خصوصی استالین نوشته شده به این نکته اشاره شده است که استالین مردی عیاش و زنباره بود. نادژدا که زنی حساس و تحصیلکرده بود از این موضوع رنج می‌برد و در سا‌ل‌های آخر زندگی با استالین برای اینکه از این محیط رنج‌آور دور بشود در دانشگاه مسکو ثبت‌نام کرد و بیشتر اوقات خود را در خارج از کرملین به سر می‌برد.
ولی آشنایی نادژدا با واقعیات زندگی مردم شوروی بیشتر موجب نفرت او از استالین و مباحثات شدید آنها در مسائل سیاسی و اقتصادی شد و در پی یکی از این مشاجره‌ها بود که او را در حالیکه هفت‌تیری در دست داشت در آپارتمانش مرده یافتند.
در ۵ مارس سال ۱۹۵۳ استالین درگذشت. حیات سیاسی وی به عنوان خودکامه‌ای که بر زندگی میلیون ها انسان استیلا داشت طی چند دهه مورد تجزیه و تحلیل و موشکافی قرار گرفته است.اما حدس و گمان و حتی جدال درباره آخرین روزهای زندگی او همچنان ادامه دارد. آیا استالین پس از خونریزی مغزی به دلایل طبیعی جان باخت یا چون قصد هدایت اتحاد جماهیر شوروی به سوی جنگی نافرخنده را داشت توسط اطرافیانش به قتل رسید؟
شب قبل روزی که استالین را در کف اتاقش به دلیل خونریزی مغزی یافتند، لاورنتی بریا (رئیس کا گ ب)، نیکیتا خروشچف (رهبر بعدی شوروی)، نیکولای بولگانین و جورجی مالنکوف، مهمانش بودند. آنها ابتدا به تماشای فیلمی در کاخ کرملین نشستند و سپس برای شرکت در ضیافت شبانه دیگری به ویلای استالین در فاصله ۱۰دقیقه‌ای مسکو رفتند.در ساعات اولیه روز بعد یعنی روز اول ماه مارس، مهمانان استالین به خانه‌های خود در مسکو بازگشته بودند.
آنچه پس از آن روی داد برای مردی مانند استالین که وسوسه‌ای جنون آمیز نسبت به امنیت خود داشت عجیب به نظر می رسد. او محافظان خود را مرخص کرد و گفت تمام شب مزاحمش نشوند. همین تغییر در نحوه رفتار استالین بود که توجه ادوارد رادزینسکی، مورخ روس را جلب کرد. او چند سال قبل موفق شد "پیوتر لوزگاچف" یکی از محافظان آن شب استالین را یافته و با او ملاقات کند.
محافظ استالین تایید کرد که آن شب نه خود استالین بلکه خروستالف، سرمحافظ استالین بود که دستور آزادباش را داده بود. صبح روز بعد استالین تا دیروقت از اتاقش خارج نشد. محافظان بتدریج نگران حال او شدند، اما هیچکدام جرات نداشتند به اتاق او بروند. آنها حق نداشتند مزاحم استالین شوند مگر آنکه او شخصا آنها را فرابخواند.
بالاخره ساعت شش و نیم صبح نوری از اتاق استالین تابید و از نگرانی محافظان کاسته شد. اما وقتی ساعت ۱۰ شد آنها وحشت کرده بودند. بالاخره لوزگاچف برای پرس و جوی حال استالین به اتاق او رفت.
او می گوید: "من به سوی او دویدم و پرسیدم: « رفیق استالین چه اتفاقی افتاده است؟»، آخر می‌دانید او روی زمین دراز کشیده بود و خود را خیس کرده بود و صداهای نامفهومی از خودش درمی آورد. ساعت جیبی و روزنامه پراودا روی زمین افتاده بود. ساعت شش و نیم صبح را نشان می داد. احتمالا این اتفاق ساعت شش و نیم روی داده بود."
محافظان فورا با اعضای پولیتبورو (کمیته مرکزی حزب کمونیست) یعنی یاران شب‌های عیش و نوش استالین تماس گرفتند. اما واکنش خونسرد و کند آنها به این موقعیت اضطراری و سستی آنها در فراخواندن کمک های پزشکی، پرسش هایی را برای رادزینسکی، مورخ روس پیش آورده است.
وی تاکید می‌کند که خروستالف، سرمحافظ استالین، به فرمان لاورنتی بریا، رئیس کا گ ب (سازمان جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی سابق) سمی به او تزریق کرده بود. اما علت قتل استالین چه بود؟
آقای رادزینسکی می گوید: "تمام اطرافیان نزدیک استالین به نیات او برای جنگی که می توانست به جنگ جهانی سوم بدل شود پی برده بودند. استالین تصمیم گرفته بود کشور را برای این جنگ آماده کند."
"او گفته بود ما فرصت مناسبی برای ایجاد یک اروپای کمونیستی داریم اما باید عجله کنیم. اما بریا، خروشچف، مالنکوف و هر آدم عاقلی می فهمید که آغاز جنگ با آمریکا وحشتناک است زیرا روسیه صاحب یک اقتصاد پابرجا نبود."
بسیاری در انظار عمومی برای کسی که "پدر"، "آموزگار" و "خدای" خود می خواندند اشک ریختند. برخی نیز که در اردوگاه‌های اجباری در اطراف کشور به سر می‌برند در خفا لبخندهای شادمانی رد و بدل کردند و به آینده‌ای بهتر امید بستند.
با گذشت پنجاه سال از مرگ استالین، شایعات درباره او همچنان ادامه دارد. برای دیکتاتوری مثل استالین، ترک دنیا به این سادگی غیرقابل هضم است.

وبگردی
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو - تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو در اعتراض به وضعیت ارز
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!