یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 18 February, 2018

یا مرگ یا تجدد و اصلاح


یا مرگ یا تجدد و اصلاح
یا مرگ یا تجدد و اصلاح
راهی جز این دو پیش وطن نیست
ایران كهن شده است سراپای
درمانش جز به تازه شدن نیست
محمدتقی بهار، شاعر، مورخ، محقق، روزنامه نگار، سیاستمدار و استاد برجسته دانشگاه معروف به ملك الشعرا، فرزند میرزا محمدكاظم صبوری كه خود ملك الشعرای آستان قدس رضوی بود در ۱۶ آبان ماه ۱۲۶۵ ه ش (در حدود ۲۰ سال قبل از آغاز مشروطه) در شهر مشهد متولد شد. بهار مقدمات ادبیات را نزد پدر آموخت و تحصیلات ادبی و عربی را در محضر «ادیب نیشابوری» دنبال و اصول ادبیات فارسی و عربی را در مدرسه نواب در خدمت اساتید تكمیل كرد. وی كه از ۱۰ سالگی سرودن شعر را آغاز كرده بود در ۱۹ سالگی و پس از فوت پدرش مقام ملك الشعرایی را از طرف مظفرالدین شاه كسب نمود و به خدمت آستان قدس رضوی درآمد. از آن پس قصیده سرایی در اعیاد و جشن های آستان قدس ضمیمه برنامه هایش بود به خصوص بعدها كه با اشعار ملی و میهنی مردم را در زمینه آزادی خواهی تهییج می كرد.
در سال ۱۲۸۴ كه آوازه مشروطیت و آزادی خواهی در ایران طنین انداز شد وارد امور سیاسی شد، جزء مشروطه خواهان خراسان قرار گرفت و اشعاری در زمینه مسائل روز سرود كه در جراید معتبر آن زمان از جمله روزنامه مخفی خراسان و روزنامه طوس (به مدیریت میرزا هاشم خان قزوینی) انتشار یافت و سبب شهرت او شد. معتقد بود «برای زندگانی انقلابی یك انقلاب روحی لازم است و انقلاب روحی نیز مستلزم آن است كه هر چه هست تجدید شود و هرچه موجود است تكمیل گردد» بر طبق نوشته ها و به گواهی اشعارش، شعر را در دفاع از حیثیت انسانی می پسندید و در راه اصلاح كردن محیط و پدید آوردن اجتماعی بهتر قلم می زد و شعر می سرود. می گفت: «هر شعری كه شما را تكان ندهد به آن گوش ندهید. هر شعری كه شما را نخنداند و یا به گریه نیندازد، آن را دور بیندازید. هر نظمی كه به شما یك یا چند چیز خوب تقدیم ننماید بدان اعتنا ننمایید.» مستزاد معروفش خطاب به محمد علیشاه را در همان سال سرود:
با شه ایران زآزادی سخن گفتن خطاست
●كار ایران با خداست
در ۱۳۲۸ ه ق (۱۲۸۸ ش) پس از خلع محمدعلیشاه از سلطنت، برای اولین بار با حیدرخان عمواوغلی در جهت تشكیل حزب دموكرات در مشهد ملاقات كرده و با كمك سایر دوستان آن را تاسیس كرد. ۲۱ مهرماه همان سال نخستین شماره روزنامه نوبهار منتشر شد كه ناشر افكار احزاب بود. با اعتقاد آزادی خواهی در روزنامه، ملاقات تندی علیه بیگانگان و دخالت آنان در امور ایران انتشار می داد كه پس از اولتیماتوم روسیه تزاری و اخراج شوستر مستشار آمریكایی و خزانه دار كل ایران، لحن این ملاقات شدیدتر شد و در ۱۲۹۰ به دستور وثوق الدوله (وزیر خارجه) «نوبهار» بسته، توقیف شد. بلافاصله اقدام به انتشار روزنامه «تازه بهار» كرد كه بیش از ۹ شماره نشر نیافت و باعث تبعید محمدتقی بهار و ۹ تن از دوستانش در كمیته حزب دموكرات شد. دی ماه ۱۲۹۲ دوره دوم و سال بعد دوره سوم نوبهار در تهران منتشر شد. این چرخه تولید و توقیف تا سال ۱۳۰۱ همچنان ادامه داشت كه این زمان به صورت هفتگی در تهران به چاپ می رسید.
از طرف مردم كلات، سرخس و درگز به نمایندگی مجلس قانونگذاری دوره سوم راه یافت كه اعتبارنامه او با مخالفت اعتدالیون مواجه شد ولی سرانجام به تصویب رسید. در دوره های چهارم، پنجم و ششم مجلس نیز حضور یافت، از دوستان مدرس بود و در حزب اقلیت جای داشت.در ۱۲۹۴ انجمن دانشكده را در تهران بنیان گذاشت و سه سال بعد مجله دانشگاه را به راه انداخت كه یك سال هم دوام نیافت. انتشار روزنامه زبان آزاد (۱۲۹۶) و روزنامه یومیه نیمه رسمی ایران (۱۲۹۸) از زمره دیگر فعالیت های او بود. پس از پایان ششمین دوره مجلس از سیاست كناره گرفت و به خدمات فرهنگی پرداخت و در دارالمعلمین عالی به تدریس ادبیات ایران قبل از اسلام مشغول شد و تا شهریور ۱۳۲۰ دور از كارهای سیاسی به تالیف و تدریس پرداخت. «رساله زندگانی ما»، «تصحیح تاریخ سیستان»، «شرح احوال فردوسی»، «كارنامه زندان» و بسیاری از قصایدش را در همین دوران به یادگار گذاشت و البته در این مدت چند بار به زندان افتاد و تبعید شد.
از سال ۱۳۲۰ دوباره مشغول كارهای سیاسی شد و در سوم اسفندماه سال بعد نوبهار را بار دیگر منتشر كرد. مقاله معروف «از آن طرف راه نیست»، جلد اول و دوم سبك شناسی و شرح زندگانی سیدحسن مدرس را نوشت. مدتی رئیس كمیسیون ادبی انجمن روابط فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی در تهران بود.
رساله ای نیز تحت عنوان «در آرزوی مساوات» به رشته تحریر درآورد، همچنین تاریخ احزاب سیاسی را و در سال ۱۳۲۴ بود كه در كابینه قوام السلطنه وزیر فرهنگ و ارشاد شد. «شرح زندگی اش» را تالیف و بخشی از كتاب «جوامع الحكایات و لوامع الروایات» را تصحیح كرد.
با همكاری احمد قوام السلطنه حزب دموكرات ایران را تاسیس كرد و از پست وزارت كناره گرفت. در دوره پانزدهم مجلس قانونگذاری به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد. در همان سال بود كه به سل مبتلا شده و این بیماری مانع فعالیت های او گشت. بنابراین برای معالجه روانه سوئیس شد. دو سال بعد پس از بازگشت «جمعیت ایرانی هواداران صلح» را در ۱۳۲۹ تشكیل داد و ۲۹ اسفندماه پیامی به جوانان ایرانی فرستاد.
سرانجام ملك الشعرا با وجود هفت بار زندان رفتن و تبعید و توقیف همچنان ایستادگی كرد و استقامت نشان داد و كوشش در راه عقیده را با عمل خود به نمایش گذاشت، در اولین روز اردیبهشت ماه ۱۳۳۰ بدرود زندگی گفت و بعد از ظهر روز بعد جنازه او را از مسجد سپهسالار تا چهارراه مخبرالدوله بر سر دست بردند. همان روز در شمیران، در باغ آرامگاه ظهیرالدوله جسم او را به خاك سپردند. با امید اینكه روح پرتلاشش نیز قرین آرامش باشد.

ضحی معتمدی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

چمران، شریعتی و درد مشترک


چمران، شریعتی و درد مشترک
«معمولاً دردها و غمهایی وجود دارد که کشنده و نابود کننده است؛ روح را کثیف و چرکین می‌کند، قلب را به شدت می‌فشرد، تنفس را برآدمی محال می‌کنند، دنیا را تیره وتار می‌نماید، شمع حیات را در وجود آدمی خاموش می‌کنند، روشنایی‌ها به تاریکی و زیبایی‌ها را به زشتی مبدل می‌کنند. ... و من این نوع درد و غم را درد و غم کثیف می‌نامم.در عوض دردها و غم‌های دیگری نیز وجود دارد که مفرح روح و جلا دهنده ی قلب است، انسان را به آسمانها صعود می‌دهد و روح را از زندان وابستگی‌های زمینی آزاد می‌کند. این غم ودرد همچون آتشی مقدس شمع وجود آدمی را روشن می‌نماید. جسم را می‌سوزاند و عصاره حیات را به صورت اشک تقدیم محبوب می‌کند. و نتیجه این سوزش، نور است و روشنی ومن این نوع درد و غم را به زیبا و پاک، وصف می‌کنم من آن راهی را و مکتبی را مقدس می‌شمارم که غمها و دردهای کثیف آدمی را به زیبا و پاک مبدل کند و آن شخص را تقدیس می‌کنم که روحش واحساسش و افکارش، قلب آدمی را صفا و جلا دهد وغمها و دردهایش را زیبا و متعالی کند.روح را از قفس جسم آزاد کند وبه آسمانها صعود دهد. بر این حساب دکتر علی شریعتی بینهایت قابل تقدیس است، آدمی را منقلب می‌کند. روح را از قید زمان و مکان آزاد کرده وبه ازلیت و ابدیت متصل می‌نماید ودر آسمانها به سیر و سیاحت می‌پردازد... همه علاقه‌های پست مادی و وابستگی‌های زمینی را پست و بی مقدار می‌کند و همه غمها و دردهای شخصی و زمینی و مادی را ازبین می‌برد...» (۱)
این کلمات شگرف و معانی بلند و دور از دسترس، فروتراویده از قلم یک فیزیکدان برجسته ایرانی و استاد فیزیک دانشگاههای امریکاست.
این کلمات شگرف با معانی آسمانی اش، تراوشات ذهن و قلم سربازی رستگار از خیل سرفرازانی که جان ودل خود را بر پاسبانی از وطن و عقیده و ایمان خویش، به محبوب بی همتای خویش هدیه کردند.
این کلمات عزیز سوگنامه چمران بر سوگ دوست ِدرست پیمان خویش، علی شریعتی است.همو که «درد» را با همه معنای عظیم و لطیفش بر قندیل قنوت خویش می‌بندد و اینگونه در آسمان راز و نیاز به جلوه اش می‌نشاند:
«خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان، اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن، لذتها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز رابرجانم ریز»(۲)
این دو بزرگ، از کدام دردها و غمهای مقدس می‌گویند که کام خویش را عطشناک جرعه نوشی ازنیام آن دردها و اندوه‌ها می‌دانند. دست نیاز به سمت پروردگار بی نیاز، به تمنای هر چه تمام تر بلند می‌کنند و از تاک طربناک دعا و نیاز و راز، خوشه می‌چینند.
این دو عزیز از کدام درد‌های عظیم و حیرتهای ارجمند می‌گویند؟
گویی ترکیب این کلمات با جنس سخنهای سرگردان در روزمرگی ما جناس نمی‌شود. از یک سنخ نیستند. و موسیقی فروباریده در دامان این واژه ها، نه آن ترانه ایست که در گوشهای صخره سان ما زمزمه می‌شود.
و قفس سینه‌های عادت کرده به روزهای پی در پی «نان» و روز مرْگی‌های مداوم « نام » چه بیگانه است با این دشت پر از گلهای «درد» و سبزه زار سرشار از سبدهای« داغ».
اگر چه تمام قامت این واژه‌های سترگ را باید در دشتِ پر از لاله و ریحان عرفان جست، تاجایی که کاملترینشان، دردمند ترین ایشان است . و این سلسله می‌خرامد تا برِ خیمه دردمند ترین قبیله درد و داغ، علی(ع)، یگانه نجوا گر آسمانی ترین کلمات در گوشنای زمینی ترین سمبل خاک، آن چاه گرامی
چمران در همان نامه می‌گوید:« من اعتقاد دارم درجه شخصیت انسانها به اندازه غم و درد آنهاست و می دانم که خدای بزرگ بر بندگان مخلص و دلباخته خودرحمت می‌کند و دریایی از درد و کوهی از غم به آنها ارزانی می‌دارد.»
هرچند بهترین میزان سنجش جنس این دردها و غمها، وادی بی انتهای معرفت است .اما در لابلای این کلمات نقش شده در صفحات خاک، به نظر می‌آید صورت دیگری هم، این درد دارد. صورتی ازمعانی ملموس‌تر.
درد اجتماع، دردمردم، درد ستمی که ازجولانِ استعمار و استثمار، به شلاق پر نفَسِ زر و زور و تزویر، بر گرده انسانهای مظلوم فرود آمده بود. این شلاق از فرود آمدن باز نمی‌ایستاد و این شانه‌های ستم کشیده از فریاد کشیدن چاره نداشت.
درد ایشان فریاد درد آلود مردمانی است که ارّابه سهمگین سلطنت سلطه و ستم از روی دوش‌های زخم خورده شان می‌گذرد . ــ‌ و قرنها بود که می‌گذشت ــ . و کسانی چون چمران و شریعتی به التیام این همه درد و اندوه می‌نشینند. و برای درمان کهنه زخمهای جامعه خویش به مداوا می‌ایستند .درد مشترک این دو بزرگ، درد بشریت مظلوم و ستم کشیده است.
درد مردمانی بی پناه که نان سفره هاشان را به غارت می‌بردند تا نام ننگینی از خویش به جای گذارند . بی آنکه بدانند یا بفهمند که نام از نانِ سفره ای بی رنگ و تهی اندوختن، به خواری انباشتن و به ذلت پراکندن است.
درد توده‌های انسانیی که قرنهای متمادی، سنگهای سنگین قبور فراعنه را از فرسنگها به دوش کشیده و در زیرتحمل بار گران بی عدالتی و تبعیض و ستم سلاطین ستمْ سفره، جان خود را ازدست می‌داده و به دنبال روزگار نجات و رهایی از چنگال چنگ زنندگان بر جان و مال و حیات خویش بودند.
و همچنین فریاد بلند چمران و شریعتی، فریاد پنهانی ۱۴۰۰ سال رنجمویه‌های فروخفته تشیع است در روزگاری که همهمه استثمار و هیمنه سیاه استعمار، سایه بر سطح زمین و سر مستضعف پراکنده و هیچ حلقومی چون اینان، یارای فریاد کشیدنش را نداشت.
قرنها سلطه سلاطین در سرزمینی که به نور دانش و دین آراسته بود، شانه‌های این کهنْ وطن را خسته تر از همیشه کرده بود و مردمان وادی ایمان و عقیده، در پی فریاد راسانانی که تاراج وطن را و ایمان را و سترگی تاریخ این دیار را با زبانی رسا و شیوا و کوبنده فریاد کنند.
از سوی دیگر، غم خفتگانی چند(۳)، خواب را درچشمان بیدارشان می‌شکند و آرامش و سکوت را از زندگیشان می‌گیرد و نفسهاشان سرشار از گرمای دمادم« بازگشت به خویشتن »می شود تا جماعت مخاطب خویش را به تکانه و تکاپویی آگاهانه وادارند. و چقدر به اندوه جامعه خویش نزدیک شده و مأنوس می‌شوند .دست نوازش و طبابت بر آلام کهنه هموطنان خویش می‌کشند و فریاد می‌زنند
«خدایا! تو را شکر می‏کنم که مرا با درد آشنا کردی تا درد دردمندان را لمس کنم، و به ارزش کیمیایی درد پی ببرم، و «ناخالصی»های وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏های نفسانی خود را زیر کوه غم و درد بکوبم، و هنگام راه رفتن بر روی زمین و نفس کشیدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پی ببرم و موجودیت خود را حس کنم.»(۴)
و چقدر مسؤلانه، لایه‌های گوناگون جامعه خویش را در می‌کاود و متعهدانه به بیداریشان می‌خواند و اندوه عمیق خویش را در آیینه بلند آسمان ورانداز می‌کند.وبا خدای خویش وخدای مردمان خویش، اینچنین فریاد می‌زندکه:
خدایا!
به‌ عوام‌ ما علم‌ و به‌ مومنان‌ ما روشنایی‌ و به‌ روشنفکران‌ ما ایمان‌ و به‌ متعصبین‌ ما فهم‌ و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب‌ و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌ و به‌ پیروان‌ ما آگاهی‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت ‌و به‌ اساتید ما عقیده‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده‌ به‌ نویسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به‌ نومیدان‌ ما امید و به‌ ضعیفان‌ ما نیرو و به‌ محافظه‌کاران‌ ما گستاخی‌ و به‌ نشستگان‌ ما قیام‌ و به‌ راکدان‌ ما تکان‌ و به‌ مردگان‌ ما حیات‌ و به‌ کوران‌ ما نگاه‌ و به‌ خاموشان‌ ما فریاد و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌ و به‌ شیعیان‌ ما علی‌ و به‌ فرقه‌های‌ ما وحدت‌ و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبینان‌ ما انصاف و به‌ فحّاشان‌ ما ادب‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی‌ و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم‌ و استعداد فداکاری‌ و شایستگی‌ نجات‌ و عزت‌ ببخش (۵)
و نیز گویاترین حقیقت زمانه را و حقیقی ترین نیاز مردمان روزگارش را چه شیرین و ملتمسانه از پروردگار رحمن می‌طلبد که:
خدایا!
می دانم که اسلام پیامبر تو با «نه» آغاز شد و تشیع دوست تو نیز به «نه» آغاز شد. مرا، ای فرستنده محمد(ص)و ای دوستدار علی(ع) به «اسلام آری» و به «تشیع آری» کافر گردان!(۶)

خمیر مارسیپان
▪ بادام خام ۲۰۰ گرم ▪ پودر قند ۶۰۰ تا ۷۰۰ گرم ▪ سفیده تخم مرغ ۱ عدد ▪ اسانس بادام تلخ دو سوم قاشق چایخوری ▪ رنگ مجاز خوراکی به میزان دلخواه ● طرز تهیه خمیر مارسیپان بادامهای خام …
وبگردی
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود - تدابیر بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز؛ شامل انتشار اوراق گواهی سپرده ریالی، انتشار گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز و طرح پیش فروش سکه بهارآزادی در نشست...
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟ - یادآوری سخنی از رئیس جمهور،در برنامه تلویزیونی "دیدگاه"، پیش از انتخابات سال 1392 و نگاهی به نرخ ارز امروز ، 25 بهمن 1396
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.