جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

فرا تر از واژه


فرا تر از واژه
مساله هرمنوتیك (علم تفسیر) در باب هرگونه انتقال اندیشه بین انسان ها از جایگاهی اساسی برخوردار است، زیرا كلمات هیچ جا در نزد همگان دارای معانی كاملاً بی ابهام و یكسان نیستند. هر كسی كه به قرائت متنی اقدام می كند، این كار را با حساسیت ،پیش فرض ها، فرهنگ خاص و گرایش های شخصی خود انجام می دهد. آنچه در مورد هر متنی صادق است، و به طریق اولی در مورد كتاب مقدس و جاودانه ای همچون قرآن نیز صدق می كند، این است كه قرائت و فهم هر كس خاص خود اوست و با قرائت و فهم هیچ فرد دیگری یكسان نیست. نوشتار حاضر با نگاهی به كتاب «تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی» اثر پی یر لوری كه توسط انتشارات حكمت به چاپ رسیده است به بحث تأویل باطنی قرآن می پردازد.
در میان مسلمین، صوفیه، باطنیان و اخوان الصفا در بسیاری از موارد به تأویل تمسك جسته اند و حتی از قدمای متصوفه نیز واسطی، شبلی، نوری و حلاج تاویل هایی در باب برخی از آیات قرآن نقل شده است. البته پل نویا آغاز تاویل باطنی قرآن را از زمان امام جعفر صادق (ع) و تعلیمات ایشان و نیز تاویل قرآن منسوب به ایشان یعنی «مصباح الشریعه» می داند كه البته در انتساب اثر مذكور به رئیس مكتب جعفری تردیدهایی وجود دارد. ولی در تاریخ متصوفه، از قرن سوم به بعد، تفاسیری از بخشی از یك سوره یا قسمتی از قرآن یا تمام قرآن به دست رسیده است كه در آنها نشانه هایی از ذوق و تأویل باطنی را می توان سراغ گرفت.
عبدالرزاق كاشانی یكی از نام آوران عرصه ترویج و انتظام بنای فكری و مكتب محی الدین ابن عربی است. از وی آثار گرانسنگ متعددی بر جای مانده كه برخی از آنها در نوع خود در تاریخ تصوف بی بدیل است. در واقع، كاشانی در شمار پركارترین نویسندگان تمام حوزه های تصوف اسلامی است، چه در دوران تكامل و رواج عرفان. دورانی كه با حضور شیخ اكبر و ابن فارض آغاز شد كمتر نویسنده ای بسان كاشانی به تدوین نظرگاه های خانقاهیان پرداخته است به گونه ای كه در این دوران نه تنها دست نوشته های بزرگانی همچون تلمسانی، جندی و فرغانی به تنوع و حجم آثار كاشانی نیست، بلكه حتی محیی الدین در این وادی همسان عبدالرزاق كاشانی نیست.
كاشانی با مطالعه «فصوص الحكم» با عقاید ابن عربی آشنا شد و این آشنایی، سرفصل مهمی در زندگی عبد الرزاق بود؛ چرا كه وی با اینكه از مشایخ سهروردیه ارشاد یافته بود، به یكی از بزرگ ترین شارحان و مروجان مكتب وحدت وجودی پس از صدرالدین قونوی تبدیل شد، به طوری كه با وجود چهره های برجسته ای در میان شاگردان و مروجان عقاید شیخ اكبر ،كاشانی از جایگاهی والا و منحصر به فرد برخوردار است. زیرا وی با بیان ساده، روشن و محققانه به نظام مندی نظریات شیخ اكبر پرداخت و برخی از آثارش مثل «شرح فصوص الحكم» ، «تاویلات القرآن»، «لطایف الاعلام فی اشارات اهل الالهام» در نوع خود بی بدیل است و بیش از هر اثر دیگری مورد رجوع و استفاده طالبان بوده است. در حیطه راهنمانگاری كاشانی، بدون شك یگانه است و هیچ یك از نامبرداران اندیشه خانقاهی در سرتاسر حوزه تمدن اسلامی حتی خود شیخ اكبر هم درخشش او را ندارد.
یكی دیگر از ویژگی های كاشانی تلاش وی در جهت تحكیم مبانی علمی مكتب وحدت وجود از طریق تقریب آن با شریعت و قرآن كریم است و نامه وی به علاءالدوله سمنانی در جهت دفاع از عقاید شیخ اكبر و اثبات عدم مغایرت آن با شریعت و نیز تدوین «تاویلات القرآن» را می توان در این راستا برشمرد كه در آن كاشانی آیات قرآنی را منطبق با مشرب وحدت وجودی تأویل نموده است. از امتیازات دیگر كاشانی، گرایش های شیعی وی می باشد. عبدالرزاق به گرامیداشت اهل بیت و ائمه اطهار(ع)، به خصوص حضرت علی و امام جعفر صادق(ع)، می پردازد.
تاویلات القرآن بی تردید گرانسنگ ترین اثر كاشانی است. به جرأت می توان آن را در میدان تفسیر باطنی قرآن اثری منحصر به فرد دانست، چنانكه امام خمینی (ره) در تفسیر سوره حمد خویش از آن یاد می كنند. در این اثر، عبدالرزاق تفسیر قرآن را به شیوه تاویلی مبتنی بر كشف و شهود به اختصار در دو مجلد فراهم آورده است. مجلد اول دربرگیرنده مقدمه مؤلف و تأویل سوره های آغازین قرآن تا پایان سوره كهف است، و مجلد دوم مشتمل بر تاویل سوره مریم تا انتهای قرآن است. این اثر نفیس و ارزشمند از انتهای قرن نوزدهم میلادی در هند و مصر با انتساب به ابن عربی به چاپ رسیده است و همین اشتباه به چاپ بیروت در سال ۱۹۶۸ و سپس به چاپ ۱۹۷۸ بیروت نیز راه یافته است. چاپ اخیر، كه با مقدمه دكتر مصطفی غالب درباره زندگی و آثار ابن عربی و شیوه تاویل باطنی وی به چاپ رسیده است، در ایران نیز در سال ۱۳۶۸ مبنا قرار گرفته و تحت همان انتساب به ابن عربی به صورت افست با عنوان «تفسیر القرآن الكریم للشیخ الاكبر العارف بالله العلامه محی الدین ابن عربی» انتشار یافته است. همین اتفاق در چاپ های مصر (۱۲۸۳ و۱۳۱۷) نیز رخ داده است با اینكه بر همه اهل تحقیق روشن است كه این اثر تالیف عبدالرزاق كاشانی در قرن هشتم است و نه تالیف محی الدین عربی در قرن هفتم.
تاویلات، به خاطر ویژگی های خاص خود بارها در كشورهای مختلف به چاپ رسیده و در معرض تحقیقات متعددی از سوی اسلام شناسان قرار گرفته است. این تحقیقات غالباً دربرگیرنده تفسیر یك یا چند سوره از كتاب تاویلات القرآن هستند. تحقیقات ارزشمند یكی از محققین معاصر خارجی، یعنی پی یر لوری، كه درباره تاویلات القرآن تحقیق علمی و دقیقی انجام داده است تحت عنوان تاویلات القرآن كاشانی در ۱۹۸۰ در پاریس به چاپ رسیده و چاپ دوم آن با بازبینی متن اولیه و اضافاتی به آن در سال ۱۹۹۱ با مشاركت مركز ملی ادبیات فرانسه منتشر شده است. اثر مزبور در سال ۲۰۰۱ میلادی در استانبول تركیه به زبان تركی استانبولی ترجمه و چاپ شد. ترجمه این كتاب به فارسی نیز تحت عنوان «تاویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی» به فارسی ترجمه شده است.
اهمیت این اثر صرفاً به دلیل به كارگیری تأویل باطنی برای تبیین مفهوم آیات كتاب آسمانی نیست؛ زیرا «تاویلات القرآن» در حدود یك قرن پس از دوران شیخ اكبر و در زمانی به رشته تحریر درآمد كه اندیشه متصوفه با طرح نظریات ابن عربی و رواج آن در محافل صوفی توسط قونوی، فرغانی، جندی و… به اوج خود رسیده بود. به علاوه، كاشانی كه با حكمت و فلسفه نیز آشنایی داشته و از طرفی در طریقت پیرو سهروردیه بوده است، در تأویلات، بر پرداخته هایش كه غالباً رنگ محی الدینی دارند چاشنی فلسفه و ادراك ذوقی سهروردیه را نیز افزوده است.
پی یر لوری تأویل های كاشانی را در ۵ سطح دسته بندی می كند كه «بر حسب میزان ایهام و غنای رمزی هر آیه» متغیر است: ۱. تفاسیر مرتبط با ذات الهی؛ ۲. جهانشناسی معنوی صوفی؛ ۳. تطبیق هایی در سطح عالم صغیر و عالم كبیر؛۴. تطبیق با سیر روحانی صوفی و مراحل مختلف سلوك وی؛ ۵.تفسیر در سطح روانشناسی صوفی. از این میان، تطبیق با جهانشناسی صوفی یعنی عوالم گوناگون موجود در حد فاصل وجود مطلق و تعیناتی كه در مرحله نهایی خویش در عالم محسوسات و عالم ملك یا شهادت، بروز می یابند محور اصلی تاویل كاشانی را تشكیل می دهد.هدف عبدالرزاق تفسیر مسلسل و آیه به آیه تمام آیات قرآن یا تفسیر موضوعی قرآن نیست. وی كه از سویی به وجود معانی باطنی در ورای ظاهر آیات قرآنی معتقد است، و از سوی دیگر اهل كشف و شهود است و از جهتی نیز دغدغه ارائه كلیدها و رهنمون هایی به سالكان جهت تسهیل درك معنوی قرآن را دارد، شروع به تدوین تأویل قرآن، بر اساس ادراك شهودی و با بیانی ساده و آموزشی، می نماید. بنابراین، تاویلات باطنی عبدالرزاق حاصل تجربه شخصی اوست. از آن جا كه كاشانی، به اختصارنویسی گرایش دارد، از این رو، آیاتی با مضمون مشابه را تنها در اولین بار تاویل می كند و همچنین از تاویل آیاتی كه به نظر وی تأویل نمی پذیرند یا برای احكام و حدود نازل شده اند اجتناب نموده است.
كاشانی از آن جا كه مخاطب تأویلات را «اهل الكشف» می داند ،از بیان و توضیح مقدماتی بسیاری از مفاهیم مكتب وحدت وجودی و جهانشناسی متصوفه اجتناب می كند و دانستن آن را برای مخاطبان اثر خویش امری بدیهی فرض می كند. در نتیجه، در تأویلات انواع واژگان مربوط به علوم قرآنی، علم دستور زبان، طبیعت، الهیات، حكمت یونانی، شرقی و ... را بدون تبیین قبلی می توان ملاحظه نمود. موضوعات محوری مكتب وحدت وجود ابن عربی در تأویلات كاشانی فرصت بروز یافته كه این محورها از قبیل وحدت وجود، وحدت و كثرت، تكوین عالم، ذات، صفات، افعال، حضرات خمس، تعینات مختلف، عالم جبروت، ملكوت، ملك و انسان كامل، حقیقت محمدیه، عقل فعال، روح اول، نفس كلی و... به روشنی در تاویلات مطرح شده اند. شواهدی را از تفاسیر كاشانی می توان استخراج نمود كه در آن مفاهیم قرآنی با مراحل مختلف سلوك صوفی تا فنای از خود و بقا به وجود مطلق و ذات الهی تطبیق داده شده اند. ظاهر آیات با تبیین مراحل مختلف عروج روحانی صوفی به سوی وجود مطلق انطباق یافته اند. در این مراحل كه غایت آن رهایی از تعلقات و صفات خویش و «تخلق به اخلاق الله» و اتصاف به صفات الهی و در نهایت فنای صوفی در ذات الهی و دستیابی به حیات جاودانه و بقای دائمی است، صوفی مراتب مختلفی را طی می نماید. وی در عروج خویش ابتدا مقام نفس یعنی مرتبه افعال و سپس مقام قلب یعنی صفات را پشت سر می گذارد و به مقام جبرئیل( مقام روح)می رسد. سپس به مرحله فنای كامل در ذات الهی كه «فناءالفناء» نام دارد می رسد و در نهایت در مقام «سدره المنتهی» به كامل ترین وجه شهود ذات الهی دست می یابد.
كاشانی بخش اعظم آیات قرآن را برای بیان توصیف تداخل نیروهای درونی صوفی در جریان سلوك معنوی وی به كار گرفته است. این نحوه انطباق آیات قرآن با عوامل درونی و روحی صوفی یعنی عالم صغیر در بیان كاشانی «تطبیق» نام گرفته است و بیشترین حجم تفاسیر باطنی عبدالرزاق را تشكیل می دهند. در این سطح نقش قلب، روح و نفس و تاثیر متقابل آنها نقشی محوری است.
همچنین نظرگاه های كاشانی در رابطه با قضا و قدر را می توان، از طریق بررسی تأویلات وی استخراج نمود. در منظر عقیدتی كاشانی، با اینكه هیچ اراده ای سوای اراده كلی الهی وجود ندارد، ولی اراده كلی الهی كه «لوح قضا» نام دارد، در عالم نفس كلی كه لوح قدر نامیده می شود، تفصیل یافته است. بنابراین، نوعی اراده خاص ( اختیار) برای انسان وجود دارد.
دیدگاه های كاشانی پیرامون ماهیت خیر و شرّ نیز موضوع مهمی است كه قابلیت بررسی در تأویلات القرآن را داراست. در دستگاه جهان شناسی كاشانی، از آنجا كه هر چیزی در این عالم تعیّنی از تعیّنات ذات مطلق احدیّت است، مساله وجود شرّ یا هر نقص دیگری موضوعیت ندارد. ولی در سطح عالم ظاهر عالم ملك شرّ می تواند به عنوان یك واقعیت مطرح باشد. كاشانی هر چیزی را كه باعث محدودیت انسان و حجاب بین او و ذات مطلق شود، شرّ می داند. او حجاب بین صوفی و وجود مطلق را در سه سطح (افعال، صفات و ذات) مطرح می كند.
تأویلات كاشانی را از منظر اصول اخلاقی یا به عبارتی «نقش عبادات و ریاضت» نیز می توان مورد مداقه قرار داد. توصیه كاشانی به انجام اعمال نیك، نه از جهت دستیابی به پاداش و نه حتی برای اطاعت و بندگی خداوند است، بلكه بدین جهت است كه ذات انسان ها و هویت باطنی آنها در نهایت با خداوند یكی است. بنابراین، مقتضی است كه انسان رفتاری را پیش گیرد كه حكمت الهی برای وی پیش بینی كرده است. وی، در ادامه، احكام اخلاقی در تأویلات را دسته بندی می كند و سپس نقش ریاضت و مجاهده را در كنار عبادات مطرح نموده و به ضرورت مداومت در اذكار و لزوم اطاعت از یك مرشد به عنوان دیگر توصیه های اخلاقی اش به سالكان اشاره می كند
عبدالرزاق اهل كتاب را به واسطه برخورداری از نعمت هدایت الهی از مشركان و كافران متمایز می كند، ولی آنان را به واسطه اشتباهات اعتقادی شان در باب توحید و حیات اخروی، «محجوبین عن الدین» می نامد. در ادامه، نویسنده قضاوت كاشانی درباره انجیل، تورات، مسیح، تثلیث و نیز اعتقاد كاشانی در مورد وحدت ادیان را از لابلای عبارات وی در تاویلات استخراج می نماید.
وی نبوت را جنبه ظاهری ولایت می داند. بدین ترتیب، در دیدگاه وی مرتبه ولیّ برتر از نبیّ و مرتبه نبیّ والاتر از مرتبه رسول است. كاشانی معتقد است كه پس از ختم دور نبوت، ایمان و سطح معنوی مردم به تدریج دچار تنزل و انحطاط می شود و این روند تا ظهور خاتم الاولیاء مهدی (عجل ا... تعالی فی فرجه الشریف)، ادامه خواهد داشت. وی حضرت محمد (ص) را خاتم انبیاء و مظهر انسان كامل و مهدی (عجل ا... تعالی فی فرجه الشریف) را قطب زمان و صاحب ولایت و خاتم الاولیاء می داند.
كاشانی سرنخ هایی را برای تفسیر عرضه می كند ولی به هیچ وجه مدعی نیست كه تمام معانی ضمنی را استخراج كرده است. خواننده آزاد است كه به نوبه خویش احساس كند كه در وی دریافت های جدیدی از آیات قرآنی پدید می آید. پی یرلوری،مؤلف كتاب تاویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق كاشانی، معتقد است كه یكی از فوائد قرائت صوفیانه قرآن نیز تصدیق مداوم این نكته است كه وحی الهی همواره و برای همه انسان ها حاوی رموزی است كه این رموز به نوبه خود دربردارنده آموزش هایی است.


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

ویژگی‌های قصص قرآن


ویژگی‌های قصص قرآن
مفهوم قصه از واژه‌ی قَصَّ یَقُصَُ به معنی پی‌جویی کرد، می‌باشد. مفهوم قصاص هم به معنی پی‌جویی؛ رد پای جرم؛ مجری و پی‌جویی میزان جرم برای مجازات مجرم بوده که ریشه‌ی قصه در آن به کار رفته است: فارتـدّا علی آثارهم قصصاً (کهف/ ۶۴)
قصه‌ی قرآنی، نوع خاصی از پی‌جویی را در بردارد که مبتنی بر اطلاعات و تحلیل الهی بوده و عبرت‌آموزی را به دنبال داشته باشد؛ ضمن آن‌که اطلاعات در این‌جا یقینی است و تحلیل آن نیز الهی است. بنابراین هدف قرآن بیان مسایلی است که قوانین زندگی از آن استخراج شود، آیه‌ی شریفه‌ی: لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب (یوسف/ ۱۱۱) نیز به این موضوع اشاره دارد.
با غور و بررسی در قرآن می‌بینیم که حجم قصص در قرآن بیش از ۱۵۰۰ آیه یعنی تقریباً یک‌چهارم کل آیات قرآن است و این حجم بیانگر اهمیت موضوع می‌باشد؛ که با مباحث اعتقادی قرآن به خصوص بحث آخرت (که حدوداً ۱۵۰۰ آیه‌ی مربوط به معاد وجود دارد) برابری می‌کند. این دو موضوع به تنهایی نصف قرآن را تشکیل می‌دهند یعنی این دو موضوع سرنوشت‌سازند. اتفاقاً تحقیق و بررسی دقیق درخصوص این دو موضوع مخصوصاً قصص قرآن به اندازه کافی انجام نشده است.
خداوند در آیه‌ی ۱۲۰ سوره‌ی هود می‌فرماید:
«و کلاً نقصّ علیک من انباء الرّسل ما نثبّت به فُؤادَک و جاءک فی هذه الحقّ و موعظه و ذکری للمؤمنین»:
در این آیه تذکر می‌دهد که اولاً محتویات قصص قرآن، انباء هستند، انباء یعنی خبر مهم و هر چیزی در قرآن مطرح نیست، در قرآن اخبار مهم و سرنوشت‌سازی در زندگی انسان مطرح است.
و ثانیاً سه ویژگی بارز قصص قرآن: حقیقی بودن، جنبه‌ی موعظه و هم‌چنین یادآوری داشتن که مایه‌ی بیداری و تنبیه دلهای مؤمنین می‌شود و آنان را متوجه حقایق زندگی و مسؤولیت‌ها می‌نماید.
بنابراین محتویات قصص قرآن، اخبار مهمی است که موضوع آن هدایت، تربیت، اخلاق و اعتقادات صحیح بشری بوده و از طریق انبیاء بر بشر عرضه می‌شود، پس قصص قرآن سیره‌ی انبیاء است نه سیره‌ی پادشاهان؛ چراکه تاریخ بشر نوعاً تاریخ سلاطین و حکام است و حال آن‌که قصه‌ی قرانی چنین نیست و این هم از خصایص منحصر به فرد قرآن است که مشابه ندارد و قرن‌ها بعد از قرآن هم مشابه پیدا نکرد زیرا به قصد تربیت بشر بیان شده و گزینشی از سیره‌ی انبیاء است، یعنی بخشی از آن‌که در زندگی انسان نقش اساسی داشته و زمان و مکان هم در آن اثر ندارد. تا این‌جا به محتویات قصص قرآن اشاره شد، حال این قصص با چه غرضی مطرح شده است؟
خداوند در ابتدای آیه‌ی شریفه می‌فرماید: «ما نثبت به فؤادک»، برای تثبیت دل پیامبر(ص)، مجموعه‌ای از واقعیت‌ها که انسان را متوجه و متنبه می‌سازد، بیان شده است.
ضمن این‌که قصص قرآن به انسان توان تجزیه و تحلیل حوادث را می‌بخشد و به وی قدرت نقادی می‌دهد. مؤمن را صاحب بینش اجتماعی و سیاسی می‌کند به این شکل که مؤمن از گذشته تجربه بیاموزد و هرگز فریب شیطنت‌های مشابه را نخورد و این مسأله‌ی مهم و سرنوشت‌سازی است.
خداوند در آیه‌ی ۱۳۰ سوره‌ی انعام می‌فرماید: «یا معشر الجن و الانس الم یأتکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی و ینذرونکم لقاء یومکم هذا قالوا شهدنا علی انفسنا ...»
در آیه‌ی شریفه در روز قیامت خطاب می‌شود به جن و انس که ای جماعت جن و انس آیا رسولانی از جانب من به سوی شما نیامد، رسولانی که از جنس خودتان بود تا آیات مرا برایتان قصه کند و دیدار چنین روزی را به شما بگوید؟ می‌گویند: ما علیه خودمان شهادت می‌دهیم و مشکل از خودمان بوده است.
در این سیاق، قصه کردن آیات مطرح شده است یعنی دین را قصه‌وار بیان کردن.
روش قصه‌ای روشی است که بیان شیرین، جذاب و ساده باشد در عین عمق داشتن، یعنی غامض‌ترین مسایل را در ساده‌ترین بیان ارایه نمودن که در آیات دیگر خداوند از این روش به عنوان «به لسان قوم صحبت کردن» یاد می‌کند. (و ما ارسلنا برسول الا بلسان قومه لیبین لهم) بدین معنا که همه‌ی مطالب دینی را در قالب شیرین و جذاب و بسیار عمیق می‌توان به مردم آموزش داد و این هنر انبیاء بوده که بیانات الهی را به شکل شیرین، جذاب و ساده در سطح ادراک مردم تنزل داده و برای بشر عرضه می‌کردند تا هیچ‌کس عذر تخلف نداشته باشد. البته همان‌طور که ذکر شد در مفهوم قصه نکته‌ی دیگر تجزیه و تحلیل و پی‌جویی حوادث و از طریق آثار پی به مؤثر بردن است یعنی قرآن روش کشف واقعیات و حقایق را به روش قصه‌ای یاد می‌دهد.
● فرق میان قصص قرآن با قصه‌های بشری:
قصص قرآن با موارد مشابه بشری آن مانند داستان کوتاه یا بلند، افسانه، فیلم و تئاتر از چند جهت متفاوت است:
▪ روش
▪ محتوا
▪ هدف
به لحاظ روشی می‌بینیم که قصص قرآن فاقد ویژگی‌های زمانی، مکانی، عدد، اسامی و ... است. زمان و مکان در قصص قرآن اثر ندارد و وجود چنین ویژگی قصص قرآن را به یک محتوای ابدی تبدیل کرده است. مثلاً این‌که حضرت آدم(ع) در چه زمان و مکانی هبوط کرده و یا اسم فرزندانش ذکر نمی‌شود، فقط نام دو فرزند پسر اجمالاً ذکر می‌شود و از سن و خصوصیات دیگر خبری نیست. در جاهایی که اسم شهرها می‌آید این‌ها می‌تواند دالّ بر جنبه‌ی باستان‌شناسی قرآن باشد اما اسامی اجمالی است و اشاراتی از دور و خلاصه‌وار هستند تا بحث احاله‌ی به مجهول نشود. گاهی به طور کلی اشاره‌ای می‌کند مثل بحث مصر برای حضرت یوسف و حضرت موسی که بحث کلی است و دأب قرآن تأکید و توجه به این مباحث نیست.
برای ما انسان‌ها است که اسم و رسم و مکان و زمان جذابیت دارد و این اشکالی ندارد اما قصص قرآن این‌گونه نیست زیرا اعمال تعقل می‌تواند ما را به بعضی از این نتایج که جالب و جاذب است برساند و بنای قرآن بنای برخورد حقوقی و قانون‌گذارانه با مبحث تاریخ است و این هم سبک شگفت و عجیبی است. به عنوان مثال وقتی در قرآن داستان طوفان نوح مطرح می‌شود بحث طبقات زمین که بحث مهمی است پیش می‌آید. یعنی اگر طوفان، عام و جهانی باشد باید طبقاتی از زمین وجود داشته باشد که چنین جریانی در آن قابل مطالعه و تحقیق باشد.
در گزینش قصص، خداوند جاهایی را که عقل انسان از شنیدن مسایلی بتواند واقعیت‌هایی را با توجه به قصص تشخیص دهد، ذکر نمی‌کند. بدین معنا که قصص قرآن به شکل پرده پرده است و بعضی را حذف می‌کند تا پرده‌های حذف شده را خودمان بفهمیم. مانند قصه‌ی حضرت یوسف که در یک پرده، یوسف را بردند و به چاه انداختند، در پرده‌ی دوم گریه‌کنان پیش پدر می‌آیند و بین این دو پرده چیست؟ صحنه‌ی کشتن گوسفند و لباس یوسف را به خون آغشته کردن و ... قرآن می‌خواهد فکر و عقل در پردازش منطقی حوادث فعال شود.
بنابراین به طور کلی می‌توان گفت قصص قرآن از عواملی که نشانه‌ی مقطعی بودن، اقتضایی بودن، زمانی و مکانی بودن است، تهی است و وجود این ویژگی قصص قرآن را به یک محتوای ابدی تبدیل نموده و این خود یکی از راه‌های درک اعجاز قرآن است. از آن‌جا که قصص قرآنی، اخبار و خبردهی خداوند از حوادث است، خبرهای الهی نیز خبرهای جامع و کافی به مقصود است و عیب و نقص در آن راه ندارد و هدف آن هدایت و تربیت جامعه‌ی بشری است. از طرفی چون گوینده‌ی قصص عالِم به ظاهر و باطن حوادث است و برای او ظاهر و باطن حوادث فرقی ندارد، می‌بینیم که قصص قرآن ظاهر و باطن حوادث را به طور یکسان در بردارد. به این معنا که آن زمان که قرآن از ظاهر حوادث سخن می‌گوید، چنان از باطن حوادث به روشنی سخن می‌گوید که انسان از این سبک خبردهی دچار حیرت می‌شود، مثلاً در داستان حضرت ابراهیم وقتی صحنه‌ی به آتش کشیدن ابراهیم مطرح می‌شود، چنان حرف دل ناظرین را که به نفس خود رجوع کردند، و سر به زیر افکندند، بیان می‌کند که ما اشتباه می‌کنیم و فکر می‌کنیم که این حرفی بود که آنان به زبان جاری کرده‌اند و حال آن‌که این حرف دلشان بود.
اما از حیث محتوا همان‌طور که گفته شد، محتوای قصص قرآن، قصه‌ی انبیاء و اولیاء و عکس‌العمل مردم در مقابل آنان است و در حالی‌که کتب تاریخ و داستان لزوماً این‌گونه نیست و گاهی موضوعات پوچ، سرگرم‌کننده و اغواءکننده است.
محتوای قصص قرآن مملو از نور معنویت، هدایت، ذکر، رحمت و شفاست و نسخه‌ی درمان درد روح و فکر بشر است و تنها شامل بیان امور مفید است، علاوه بر این‌که تماماً صدق و حق است و از کذب و باطل پیروی ‌نمی‌کند و کذب و افسانه را وسیله‌ی تربیت و اخلاق قرار نمی‌دهد. اما بسیاری از حوادث داستان‌ها، فیلم‌ها و تئاترها ساختگی است و لزومی هم ندارد که اتفاق افتاده باشد. حتی کتب تاریخی نیز که بنا دارند واقعیت‌ها را بگویند گاهی در کشف واقعیت‌ها دچار مشکل می‌شوند. بنابراین اصلاً امکان تحقق کذب در قصص قرآن وجود ندارد، چون گوینده‌ی عالِم و عارف به همه چیز و همه کس است و افسانه و تخیل هم در آن راه ندارد. و بالاخره از جهت هدف باید گفت که یکی از اهداف قصص قرآن برانگیختن امر تعقل و فعال نمودن قوه‌ی تفکر انسان‌هاست: فاقصص القصص لعلهم یتفکرون.
موضوعات قرآنی به طور اعم و مثل‌ها و قصص به طور اخص از عوامل بیداری و فعال شدن فکر و ذهن و تعقلند در حالی‌که در موارد مشابه چنین هدفی لزوماً مطرح نیست و هدف در برخی موارد تنها سرگرم کردن مخاطب است.
با توجه به هدف و غرض اصلی قصص قرآن که هدایت بشر است، ویژگی دیگری نیز در آن دیده می‌شود و آن گزینش در چهارچوب هدایت و تربیتی خاص است و لذا برش‌های خاصی به قصص قرآن داده می‌شود، گاه یک حادثه تنوع در گزارش دارد، وقتی در تکرار قصص قرآن دقت می‌شود، فی‌الواقع می‌بینیم که تکرار نیست بلکه موضوع قصه از زاویه‌ی خاصی که با روند بحث سوره ارتباط دارد، مطرح می‌شود.
مثلاً قرآن نحوه‌ی به نبوت رسیدن حضرت موسی را در سوره‌ی طه و نمل و قصص مطرح می‌کند اما صحنه‌ای که حضرت از همسر و همراهانش جدا می‌شود و به طرف آتش می‌رود یک تنوع در گزارش دارد.
این تنوع گاه به این‌گونه است که در آیه‌ی ۱۰ سوره‌ی طه می‌فرماید: «اذ ترا ناراً فقال لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلّی آتیکم منها بقبس او اجد علی النار هدیً» شاید بروم و برای شما شعله‌ای ازآتش بیاورم که گرم شوید یا آتش وسیله‌‌ای شود که راهمان را پیدا کنیم.
طبعاً وقتی آتش روشن است عده‌ای دور آتش هستند که راه صحیح را در بیابان نشان می‌دهند. این قسمت اول صحنه است. در آیه‌ی ۷ سوره‌ی نمل این‌گونه می‌فرماید: «اذ قال موسی لاهله انی آنست ناراً سآتیکم منها بخبر او آتیکم بشهاب قبس لعلکم تصطلون» از این آتش برای شما خبری آورم که در سوره‌ی طه موضوع «گرم شدن» را اول بیان کرده و در سوره‌ی نمل موضوع «خبر آوردن» را ابتدا مطرح می‌کند. این برعکس گزارش دادن تنوع دارد. گاه ابتدا آن را می‌گوید و گاه این را.
در آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی قصص می‌فرماید: «فلمّا قضی موسی الاجل و سار باهله آنس من جانب الطور ناراً قال لاهله امکثوا انّی آنست ناراً لعلّی آتیکم منها بخبر او جذوه من النار لعلکم تصطلون» این شبیه سوره‌ی نمل است با این تفاوت که به جای «بشهاب قبس»، «جذوه من النار» را آورده است.
به هر جهت حضرت موسی(ع) یک‌بار به طرف آتش رفته است؛ آیا اول موضوع «خبر آوردن» را گفته یا اول «گرم شدن» را، این خود از رموزی است که پیام فراوانی دارد. یک موضوع را برش‌های مختلف می‌زند که این سبک بیان از ویژگی‌های خاص قرآن است که مشابه آن را نداریم.
گاه بعضی فکر می‌کنند این‌ها تناقض است در حالی‌که این روش خصوصیت خاص حادثه‌ای را با این نحوه‌ی بیان به ما خبر می‌دهد. گو این‌که وضعیت خانواده‌ی حضرت موسی و خودش از دو جهت حاد بوده است هم از جهت سرما و هم از جهت گم کردن راه، هر دو موضوع دغدغه‌ی موسی و همراهانش بوده است. وقتی هر دو موضوع اهمیت خاصی دارد هنگام صحبت گاه تقدم را به یکی می‌دهد و گاه به دیگری می‌دهد.
تا این‌که به این قسمت می‌رسد که خداوند می‌فرماید: «انّی انا ربّک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی»، نعلین‌هایت را در بیاور، که به آن اتکا کردی و دغدغه‌اش را داری. در روایات آمده که این رمزی است. زیرا وقتی موسی به سمت آتش می‌رفت دو مسأله فکرش را مشغول کرده بود یکی وضعیت همسرش که ظاهراً زمان وضع حمل او بوده و نگران این مسأله بود که تا وقتی‌که می‌رود و برمی‌گردد وضعیت او با آن سرما چه می‌شود؟ «لعلکم تصطلون» به این مطلب اشاره دارد، از طرف دیگر دغدغه‌ی فرعون را دارد و باید مسیر را طوری می‌رفت که با مأموران فرعون برخورد نکند. موسی هم چهره‌ی شناخته شده‌ای بود و در دربار بزرگ شده و برای او خطر جانی وجود داشت. هر دو مسأله‌‌ی جدی بوده که با این تردیدی که در این آیه مطرح است نشان می‌دهد با همین تردید به طرف آتش می‌رفت و دائماً این دو مطلب در ذهنش نوسان داشته که به وسیله‌ی آن افراد راه را پیدا کند و یا گرما تهیه کند که خطاب می‌آید: «فاخلع نعلیک»، ‌این فکرها را رها کن، «انک بالواد المقدس طوی»، ‌تو در وادی مقدس هستی و نباید به این چیزها فکر کنی و دغدغه‌ی آن را داشته باشی.
از این نوع شیوه‌ی بیان که دارای تنوع است، فراوان در قصص قرآن وجود دارد و هرکدام اسراری دارد.
یکی دیگر از ویژگی‌های قصص قرآن این است که همه‌ی مخلوقات خداوند در حوادث دخالت داشته و در شکل‌گیری حادثه نقش ایفا می‌کنند. بنابراین به طور کلی می‌توان مبانی قصص قرآن را به دو دسته تقسیم نمود:
۱) عناصر دست‌اندرکار حوادث که عبارتند از: ملک، جن، انسان، حیوان، نبات و جماد و
۲) سنن حاکم بر حوادث.
سنت از ریشه‌ی «سنَّ» است یعنی ریشه‌دارد کرد و سِنْ به معنی دندان است زیرا دندان ریشه دارد و از ثبات برخوردار است، بنابراین سنت‌ها یا سنن عبارتند از مجموعه‌ی قوانین الهی و پایداری است که بر جهان طبیعت حکام است.
خداوند در قرآن کریم در خصوصیت برای سنت الهی ذکر کرده است: «و لن تجد لسنه الله تبدیلاً و لن تجد لسنه الله تحویلاً»، عدم تبدیل و عدم تحویل برای سنت‌های الهی.
سنن الهی بر فرد و جامعه و مسیر جامعه و طبیعت حکومت می‌کند، و عالم قانون‌مند است، سنت در عالم مستقر است و یکی از ذخایر عظیمی که از قصص قرآن می‌توان استخراج نمود، سنن و قانون‌های زندگی است که لایتغیر می‌باشد. در تمام حوزه‌ها، قانون خدا حکومت می‌کند و مبنای زندگی صحیح را پایه‌ریزی می‌نماید. در قصص قرآن با بیان حادثه یا واقعه‌ای تذکر لازم به انسان داده می‌شود، درواقع در کنار نقل تاریخ، روش‌های کشف واقعیت‌ها یا سنن حاکم بر حوادث توضیح داده می‌شود و این به دلیل حساسیت تربیتی است که قرآن نسبت به مخاطبش دارد. کسی‌که این‌گونه با حوادث روبه‌رو می‌شود، معیارهای تشخیص پدیده‌ها را درک می‌کند و قابلیت آن را دارد تا در حوادث پیشتاز شود و از آثار و نمودهای مختصر این حوادث بتواند خط سیر و جرایانات و حوادث آینده را پیش‌بینی نماید و نسبت به آن‌ها موضع مناسب بگیرد.

وبگردی
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها