چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ / Wednesday, 21 November, 2018

آرامش در حضور دیگران


آرامش در حضور دیگران
● گفت وگو با عوامل مجموعه تلویزیونی «اولین شب آرامش»
▪ شناسنامه
● اولین شب آرامش
▪ تهیه كننده: سعید شاهسواری
▪ كارگردان: احمد امینی
▪ فیلمنامه: سعید شاهسواری، احمد امینی
▪ انتخاب بازیگر: بهرام عظیم پور
▪ بازیگران: پرویز پورحسینی، مهتاج نجومی، بهرام ابراهیمی، یكتا ناصر، مهدی پاكدل، اكرم محمدی، امیر آقایی، شبنم قلی خانی، شهروز ابراهیمی و مهرداد ضیایی در نقش پلیس آگاهی.
▪ پخش : شنبه ها،شبكه یك
در كشاكشی كه دغدغه دلسردی از مجموعه های تلویزیونی خاطر این ابررسانه را مغشوش كرده، «اولین شب آرامش» به روی آنتن می رود تا شاید بتواند آرامشی نسبی نه برای یك شب بلكه بیست و چند شنبه متوالی به مخاطبین هدیه كند.«اولین شب آرامش» با ژانری جنایی/ معمایی (ژانری كه به رغم جذابیت فوق العاده معمولاً كمتر كارگردان ایرانی ریسك پرداختن به آن را می پذیرد) داستان انسان های متعارفی است كه دستخوش نامتعارف ترین حوادث می شوند.«نوشین» دختر نازپرورده ای كه به شكست عادت ندارد، از اینكه پسر مورد علاقه اش «علیرضا»، «آذر» دوست و نامزد سابق برادرش را برای ازدواج برگزیده مكدر است و سعی می كند تا به هر طریق كه شده در این نبرد نبازد.
علیرضا جوان ساده ای كه با یك انتخاب اشتباه دستخوش بازی تلخ سرنوشت می شود، «آذر» دختری كه یك بار در عشق شكست خورده و از آنجا كه شخصیت متزلزلی دارد با یك تلنگر از سوی نامزد سابقش به راحتی جشن عروسی خود را برهم می زند و پیمان جوان سرخورده ای كه می خواهد انتقامش را از تقدیری كه مستحق آن نبوده بگیرد، پررنگ ترین شخصیت ها تا اینجای داستان هستند.اولین شب آرامش با شروعی غافلگیرانه آغاز می شود، با ریتمی دلنشین پیش می رود و با شوك یك قتل موضوع عاطفی اش كمرنگ می شود و معمای این قتل (قتل پدر نوشین كه در حقیقت پدر پیمان نیز هست) كه به نظر نمی رسد به همان سادگی كه دوربین به تصویر كشیده، باشد وسوسه ای می شود برای دنبال كردن این سریال جذاب. وقتی تیتراژ پایانی اولین شب آرامش پخش می شد، همراه خواننده تصنیفی را كه می خواند زمزمه كردم بی آنكه بدانم چه زمانی و كجا آن را شنیده ام؛ شاید در دوران كودكی ، مادرم آن را زمزمه كرده بود. احمد امینی (كارگردان)، بهرام عظیم پور (مشاور و مسئول انتخاب بازیگر)، یكتا ناصر (نوشین) و امیر آقایی (پیمان) مهمان شرق بودند.
بحث و گفت وگو در ارتباط با یك اثر خوش ساخت و یا ضعیف به یك نسبت دشوار است، اولی به این دلیل كه نقاط ضعف زیادی نیست تا با این چاشنی گفت وگو را از یكنواختی درآورد و در مورد دوم اینكه نكته مثبتی پیدا نمی شود تا با آن بتوان صاحب اثر را به گفت وگو دلگرم كرد. اولین شب آرامش از گروه اول به شمار می آید كه لااقل تا این قسمت هفتم ایراد خاصی چه از نظر كلی و چه از نظر حرفه ای نداشته است.
● آقای امینی،شما در زمینه معماری، روزنامه نگاری و فیلمسازی كه هر سه نیاز به خلاقیت دارد تجربه دارید آیا این سه مورد روی هم در كار شما تاثیرگذار بوده؟
▪ امینی: البته فكر نمی كردم شما از اینكه رشته تحصیلی من در ابتدا معماری بوده مطلع باشید ولی به هر حال اگر توضیح بیشتری بخواهید باید بگویم من در زمینه معماری كار نكردم، فقط مدتی درسش را خواندم كه آن را هم نیمه كاره رها كردم.
در نیمه تحصیل در دبیرستان بود كه به سینما علاقه مند شدم. آن زمان «آنتونیونی» فیلمساز روز بود و من هم مثل بقیه به او و كارهایش بسیار علاقه مند بود. البته در آن زمان فیلم های این فیلمساز خیلی محدود نشان داده می شد و ما بیشتر از طریق خواندن با آثارش آشنا می شدیم، اما به هر حال فیلمساز محبوب من بود و از آنجا كه آنتونیونی معماری خوانده بود من هم با الگوبرداری از او می خواستم از طریق معماری وارد سینما شوم! در مجموع خواب و خیال های كمابیش خام دوران جوانی، هوس آنتونیونی شدن و در كنارش استعدادی كه در زمینه نقاشی و رسم و خط و غیره داشتم من را به طرف معماری سوق داد. در آزمون مدرسه عالی ساختمان شركت كردم و قبول شدم، دو سال هم در آنجا درس خواندم.
فكر می كنم پایان سال اول بود كه به این نتیجه رسیدم كه انتخاب چندان درستی نداشتم و تصمیم گرفتم برگردم و همان رشته سینما را ادامه بدهم. به همین دلیل به مدرك فوق دیپلم از مدرسه عالی ساختمان اكتفا كردم. و بعد از قبولی در مدرسه سینما - تلویزیون فیلمبرداری خواندم و در سال ۱۳۵۳ هم در تلویزیون مشغول كار شدم. در سال ۵۵ یك دوره شبانه در دانشكده هنرهای دراماتیك تاسیس شد اما در آن سال من سرباز بودم بنابراین در سال ۵۶ در كنكور آن شركت كردم و نفر اول شدم كه البته به انقلاب خورد و بعد هم انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها تا سال های بعد، كه در واقع در آنجا كارگردانی خواندم.
كار مطبوعاتی را هم از سال ۴۸ شروع كردم چرا كه فكر می كردم یكی از مسیرهایی كه شاید به سینما برسد همین مطبوعات است. در آن زمان منتقدی بود به نام «كیومرث وجدانی» كه من نوشته هایش را خیلی دوست داشتم و به همان نسبت كه آنتونیونی را الگوی سینمایی خود می دانستم، كیومرث وجدانی هم كه تقریباً تمام نقدهایش را موبه مو حفظ بودم، دلیلی شد تا بخواهم منتقد هم باشم! هنوز هم روزنامه نگاری را دوست دارم و ارتباطم را با مجله فیلم حفظ كرده ام.
● من كارگردان هایی را كه كارشان امضا داشته باشد تحسین می كنم، اینكه بتوان با دیدن یك فیلم از ایشان حدس زد كه می تواند كار فلان كارگردان باشد. بعد از سینمایی «این زن حرف نمی زند» و «اولین شب آرامش» به نظر می رسد كه احمد امینی هم در جرگه كارگردان هایی است كه می توان گفت كارهایش به نوعی امضا شده است. نه تنها داستان فیلم جسورانه و غافلگیركننده است بلكه نوع فیلمبرداری، بازی با دوربین و صدا، طراحی صحنه و لباس و غیره همه سبك خاص خودش را دارد، مثلاً در «این زن حرف نمی زند» شما برای فلاش بك به جای استفاده از روش های معمول مثل تصویرهای تار و یا سیاه و سفید و بعضاً در غبار از دوربین روی دست استفاده كردید كه خیلی خوب هم جواب داد. در اولین شب آرامش هم با تصویر و صدا بازی می كنید، شات های نامتعارف، تدوین منحصر به فرد همه و همه مختص به خود شما است، نظر خودتان چیست؟
▪ امینی: در مورد این دو كاری كه به آن اشاره كردید باید تاكید كنم كه جنس كارها به دلیل نوع گره افكنی و این كه ما با یك داستان همراه با تعلیق و معما و همچنین شخصیت های پیچیده با اعمال غیرقابل پیش بینی روبه رو هستیم خیلی به هم نزدیكند و طبیعی است وقتی جنس داستان ها به هم شبیه اند از لحاظ پرداخت و نور، استفاده از صدا و دكوپاژ و غیره باید شباهت هایی به هم داشته باشد، به اضافه اینكه به هر حال سازنده اش یك نفر بوده با دید و سلیقه خاص خودش.
● خوب منظور من هم از امضا داشتن یك كار همین بود، یعنی دید و سلیقه متفاوت با دیگران.
▪ امینی: بله همین طوره. حتی اگر شما به «بیگانه ای میان ما» هم توجه كرده باشید، این كار هم به همین گونه و در میان دو كار دیگر كه نام بردید قرار می گیرد. شیوه كار با دوربین روی دست، مونتاژ غیرتداومی همراه با جامپ كات و غیره. این را هم باید اضافه كنم كه من به تنهایی در این كار سهیم نیستم، اینكه تهیه كننده هم به من اجازه داده تا این جسارت را به خرج بدهم خیلی مهم است. شرایط یك كار تلویزیونی كه شما با عموم مردم (نمی خواهم بگویم عامه مردم چرا كه با این كلمه كه گاه رنگ و بوی تحقیر به خود می گیرد مخالفم) طرف هستید با یك كار سینمایی كه می تواند مخاطب خاص داشته باشد كاملاً متفاوت است و گاه نمی توان به راحتی سلایق خود را پیاده كرد و ممكن است با عكس العمل منفی روبه رو شوید. اما خوشبختانه این شیوه مورد توجه قرار گرفت یعنی حداقل مخاطبش را نسبت به این نوع كار كنجكاو كرد.
● به نظر می آید كه شما اصولاً به دوربین روی دست علاقه دارید.
▪ امینی: واقعیتش این است كه به عنوان یك فیلمساز جهان سومی كه كار زیاد هم نكرده به این شیوه خیلی علاقه مندم، در حالی كه ماها معمولاً جرات چنین ریسك هایی را نداریم.در فیلم «ترافیك» سادربرگ یك فیلم را به طور كامل به این شیوه كار كرده و در فیلم «این زن حرف نمی زند» من خیلی تمایل داشتم تا تمام فیلم را این طور كار كنم كه به دلایلی نشد اما در «بیگانه ای میان ما» كل كار دوربین روی دست است كه من به یاد دارم چون تقریباً در اینجا نمونه ای نداشتیم، من فیلم ترافیك را به تهیه كننده و فیلمبردار نشان دادم و خوشبختانه آنها هم استقبال كردند.
البته این نوع فیلمبرداری برای یك كار هزار و خرده ای دقیقه از نظر اجرایی عملی نیست یا حداقل دشوار است و فكر نمی كنم یك فیلمبردار بتواند یك دوربین را هشت ماه روی دستش نگه دارد! به خصوص كه دوربین های ویدئویی خیلی هم سنگین هستند.
● شما در صحبت هایتان گفتید عموم مردم نه مردم عامی كه این یكی دیگر از ویژگی های كار شما است، یعنی این كه شما به شعور مخاطبتان توهین نمی كنید و به مخاطب اجازه می دهید تا از فكرش برای پیدا كردن ارتباط ها استفاده كند، مثل داستان های كودكانه چیزی را برای بیننده دیكته نمی كنید، مثل بعضی از دیالوگ های فیلم ها كه ظرف یك دقیقه، آن هم خیلی مصنوعی با چند جمله نسبت همه شخصیت های فیلم را بازگو می كند كه یكی از ضعف های فیلمنامه نویسی در ایران است.
▪ امینی:من همیشه نسبت به این مسئله تاكید داشتم و خوشبختانه در این كار نه تنها خود من و آقای شاهسواری بلكه تمام عوامل به مخاطب به سادگی نگاه نكردند و اینجا فرصت خوبی است كه از همه ایشان تشكر كنم. به نظر من مردم خیلی خوب همه چیز را می فهمند، بازی و فیلمبرداری، طراحی صحنه و لباس خوب، تدوین و موسیقی را تشخیص می دهند، ممكن است نتوانند توضیح بدهند یا تجزیه و تحلیل حرفه ای داشته باشند، اما یك كار خوب و یا یك كار بد را حس می كنند. وقتی كه عوامل یك كار، آن را جدی می گیرند، مردم می فهمند كه برای این كار زحمت كشیده شده و به این زحمت پاسخ مثبت می دهند و خوشبختانه همه آدم هایی كه دور هم جمع شده بودیم به طور خودجوش این كار را جدی گرفتیم و شاید همین موجب شد تا اولین شب آرامش را مردم بپذیرند.
● بله، به نظر من هم ممكن است همه آدم ها آشپزهای خوبی نباشند اما طعم و رنگ و بوی یك غذای خوب را تشخیص می دهند.
▪ امینی: این پروژه به لحاظ مالی بودجه مشخصی داشت، اما آقای شاهسواری در مورد هیچ چیز كم نگذاشت و الان وقتی از آن روز ها یاد می كند می گوید بعضی روزها می شد كه حتی یك ریال پول نداشتیم ولی اجازه ندادیم كه به روند كار لطمه بخورد و یا همین امیر آقایی، یادم می آید یك سكانسی بود در جاده ساوه، یك قطار كهنه، همه در و دیوارش روغنی با چه زحمتی و بعد از چند بار برداشت یك صحنه ای را گرفتیم، اما خود امیر آقایی به اتفاق شهروز ابراهیمی آمدند پیش من و گفتند اگر می شود یك بار دیگر این نماها را تكرار كنیم و این برای من خیلی ارزش داشت و به همین دلیل هم خستگی ناشی از هشت ماه كار خیلی زود مرتفع شد.
● بله خستگی جسمی وقتی با روحی توام نباشد خیلی زود مرتفع می شود. فكر می كنم رابطه ها خیلی خوب بوده.
▪ امینی: بله همین طور است، ما هشت ماه در شرایط مختلف با هم كار كردیم و كسی به كسی تو نگفت.
● آقای عظیم پور سوای درایت و تخصص، چیزی كه در رابطه با شما نظر من رو جلب كرد محبوبیت شما است، شما دلیلش را چه می دانید؟ من خیلی ها را می شناسم كه در تخصص خودشان استادند اما محبوب نیستند.
▪ عظیم پور: من این را اولین بار است كه می شنوم و برایم خیلی جالب است.● وقتی كه شما به عنوان یكی از عوامل «اولین شب آرامش» برای این گفت وگو انتخاب شدید همه ابراز رضایت می كردند، به خصوص آقای امینی و آقای آقایی. من به شخصه دوست دارم دلیلش را از زبان خودتان بشنوم. (آقای عظیم پور با تواضع از این سئوال رد می شود.)با شما بیشتر آشنا شویم، با شما و نقشتان در این سریال.
▪ عظیم پور: من در این كار نقش كوچكی داشتم.
▪ امینی: باید تاكید كنم نقش ایشان در این كار و دو كار قبلی من بسیار تاثیر گذار بوده است.
▪ عظیم پور: رشته اصلی من تئاتر است. دارای مدرك كارگردانی و كارشناسی ارشد نمایش از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم.كارم را از سال ۶۸ به عنوان دستیار اول، برنامه ریز و انتخاب بازیگر با آقای خسرو سینایی شروع كردم و بعدها در همین زمینه ها با آقای حاتمی كیا، مخملباف و امینی همكاری داشتم.
● یعنی با عروس آتش شروع كردید؟
▪ عظیم پور: نه فیلمی بود به نام «در كوچه های عشق» و اولین فیلمی بود كه بعد از انقلاب در «جشنواره كن» پذیرفته شد. یك فیلم نوستالژیك كه یك سال بعد از جنگ در آبادان ساخته شد. خسرو سینایی تاثیر خیلی زیادی در نگاه من به سینما داشت، در واقع سخت گیری ای كه ایشان در كار داشتند نگاه خاصی به من داد كه بعد از آن هم سعی كردم با كارگردان های شاخصی كه بیشتر مورد علاقه ام بودند كار كنم.
● شما انتخاب بازیگرتان در این فیلم بسیار خوب است، یعنی حتی یك نفر نیست كه بشود گفت اگر فرد دیگری این شخصیت را به تصویر می كشید بهتر بود. البته من در مورد شبنم قلی خانی (آذر) تردید داشتم كه قبل از اینكه شما بیائید آقای امینی توضیح دادند در قسمت های بعدی بازی متفاوتی از ایشان و اكرم محمدی (مادر نوشین) خواهیم دید. حضور شایسته بازیگران به گونه ای است كه خود من جای خالی خیلی ها را در این گفت وگو حس می كنم. (مهدی پاكدل و پرویز پور حسینی هم به شرق دعوت شدند. اما به واقع گرفتار بودند و در اینجا از مهدی پاكدل (علیرضا) كه از خوانندگان و طرفداران روزنامه شرق است و نهایت سعی خود را برای پیوستن به این جمع كرد اما نشد، تشكر می كنم.)
▪ عظیم پور: حقیقتش انتخاب بازیگر خصوصاً در تلویزیون مقوله بسیار پیچیده ای است، اصلاً بخش فنی را نمی گویم. اینكه نقش را بشناسد، تطبیق بدهد و در كل به نقش نزدیكی داشته باشد. باید دید دانش آن بازیگر چقدر است، تا چه اندازه مسئولیت پذیر است، حتی توجه به اخلاقیات شخصی یك فرد دقتی است كه می تواند به یك انتخاب صحیح كمك كند. نكته مهم دیگر سلیقه كارگردان است. كسی كه بازیگر را انتخاب می كند در وهله اول باید پاسخگوی كارگردان باشد و از همه مهم تر سلیقه كارگردان مورد نظر را بشناسد. چرا كه حرف اول و آخر را همیشه كارگردان می زند. برای مثال آقای امینی دوست دارند خودشان مستقیماً با بازیگر ارتباط برقرار كنند. به هر حال اگر این انتخاب ها خوب بوده باز برمی گردد به خود آقای امینی كه انتخاب من را پذیرفتند. بحث دیگر بحث بیرونی كار است. یك زمانی تلویزیون فقط ویترین بود (تجربه من در تلویزیون سریال خاك سرخ بوده و كارهای مستند خودم و این دو كاری كه با آقای امینی داشتم). حتی در این كار اخیر به ما فشار می آوردند كه چهره ها باید شناخته شده باشند. بازیگرهای جوانی كه تماشاگر آنها را می شناسد و پوستر شان را به در و دیوار نصب می كند.
● تاكید نكردند كه چشمانشان سبز باشد؟
▪ اینكه محبوب باشند كافی است البته اگر چشمانشان سبز بود كه چه بهتر. از شوخی گذشته به جز یكتا ناصر در مورد بقیه بازیگران جوان سخت گیر بودند اما من می خواستم حتماً یك كار تازه با بازیگرانی متفاوت باشد، بازیگری كه اشباع نشده باشد. مثلاً در مورد امیر (پیمان) در آن صحنه كه رفیع ملكی (بهرام ابراهیمی) پشت سرهم به صورتش سیلی می زند، باور كنید ایشان را كتك می زد. ما همه آنجا بودیم و می دیدیم، خود آقای امینی ناراحت بود، آقای ابراهیمی اول حاضر نمی شد بزند. تمام صورت امیر كبود شده بود اما خودش به آقای ابراهیمی می گفت نشد، محكم تر. شما نگاه كنید این اتفاق همه جا نمی افتد باید انگیزه ای باشد كه امیر این انگیزه را داشت و من می دانستم كه دارد.
● با این مخالفت ها چطور برخورد كردید و چه طور شد كه قانع شدند؟
▪ اصولاً شبكه سوم از این نظر یك مقدار جلو است و معمولاً این اجازه را می دهد و تا به حال جواب هم گرفته و الان هم خیلی راضی است از این كه این اجازه را به ما داده تا از چهره های تازه تر استفاده كنیم. حتی من شنیدم حالا خودشان پیشنهاد می كنند كه از چهره های جدید و یا كسانی كه بیشتر كار تئاتر می كنند استفاده شود. برای اینكه خیلی از مسئله اصلی دور نشویم باید بگویم من این بچه ها را سال ها است می شناسم، البته با خانم ناصر تا به حال كار نكرده بودم اما دورادور با كار و قابلیت های ایشان آشنا بودم، امیر را سال ها است می شناسم. تجربه خاك سرخ را با امیر داشتم و تئاتر با هم كار كردیم. مهدی پاكدل را هم همین طور، سال ها با هم كار تئاتر كردیم. شهروز را آقای شاهسواری معرفی كردند كه به نظر من هم انتخاب خوبی بود و همین طور بقیه دوستان.
● ما تا چند سال پیش در ایران حرفه ای به نام انتخاب بازیگر نداشتیم. معمولاً این كار توسط خود ▪ كارگردان صورت می گرفت و گاهی هم نسبت ها و رابطه ها در آن دخیل بود، بعد ها این حرفه به گونه ای نامناسب به اشخاصی كه در این زمینه تخصص و یا تجربه خاصی نداشتند سپرده شد كه گاه به رغم اینكه بازیگران برجسته ای بودند اما در انتخاب بازیگران خیلی موفق نبودند چرا كه سلیقه های شخصی ایشان و یا تجربه كاری ای كه با آنها داشته ملاك این انتخاب ها بوده، نه اینكه بخواهم این طور القا كنم كه پارتی بازی می كردند بلكه حوزه دیدشان در حد اطرافیان خودشان بود، اما انتخاب شما این طور نبوده و شاید یكی از عمده ترین دلایل نگاه درست شما به این مقوله تحصیلاتتان در زمینه تئاتر باشد چرا كه من عقیده دارم تئاتر بزرگ ترین دانشگاه تخصصی در این زمینه است.
▪ عظیم پور: من یك بار دیگر این را تذكر می دهم این كارگردان است كه استعداد یك بازیگر را كشف می كند. هرچقدر انتخاب یك فرد برای یك نقش درست و بجا باشد اما این كارگردان است كه می تواند استعداد او را بپروراند.
▪ امینی: یك نكته ای را اضافه كنم، من بهرام عظیم پور را از قبل می شناختم. یك برخورد هم قبلاً در یك پروژه با هم داشتیم اما سال ها بود كه هیچ ارتباط خاصی با هم نداشتیم، با فیلم این زن حرف نمی زند به هم نزدیك شدیم و خوشبختانه این ارتباط تا حالا دوام پیدا كرده. آن زمان با مشكل پیدا كردن بازیگر مناسب مواجه شده بودیم كه تهیه كننده پیشنهاد داد عظیم پور را بیاوریم تا در انتخاب بازیگر به ما كمك كند و از آن به بعد نه فقط در انتخاب بازیگر، در همه زمینه ها حتی موسیقی از او كمك می گیرم چرا كه اعتقاد دارم بهرام عظیم پور سینما و تئاتر را خیلی خوب می شناسد. این اعتماد در حال حاضر تا آنجا رسیده كه حتی یك تیزر دو دقیقه ای را هم حاضر نیستم بدون نظر او به پخش بدهم. البته ما از یك بخش از توانایی هایش استفاده نكردیم و آن بازیگردانی است كه اصلاً تخصص اصلی عظیم پور است. اما من به ارتباط مستقیم با بازیگر معتقدم و اصلاً نمی دانم چطور می شود كه یك كارگردان با بازیگر تماس نداشته باشد یا حرف نزند. من خودم دوست دارم كه با بازیگرانم به خصوص ارتباط كلامی داشته باشم. تا به حال هم شیوه كار من همین بوده. دوستشان داشتم، بهشان احترام گذاشتم و توانایی هایشان را باور كردم، برای همین هم كم و بیش در همه كارهایم بازی ها خوب و قابل قبول بوده است.
● خانم یكتا ناصر، چندماه پیش مصاحبه ای داشتم با كارگردان «و خداوند عشق را آفرید». نمی دانم این صحبت خودشان بود یا از جایی كد می آوردند اما گفتند: «بازیگران سربازهای پیاده جنگ هستند كه قبل از همه شكست می خورند و یا پیروز می شوند.» این جمله خیلی روی من تاثیر گذاشت، شما در سریال «اولین شب آرامش» نشان می دهید كه به رغم سیمای خوب پتانسیل یك بازیگر خوب را نیز دارید. یكتا ناصر در این سریال با شخصیتی متفاوت بازی قابل قبولی را ارائه می دهد. نظر خود شما چیست؟ از اولین شب آرامش صحبت كنید و اینكه چقدر از این كار راضی هستید؟
▪ یكتا ناصر: اول این كه شما لطف دارید، در مورد این كار باید بگویم ضمن كار، من هم خیلی چیزها یاد می گرفتم و هم لذت می بردم. خیلی تجربه كردم كه برایم تازگی داشت. برای مثال قبل از این كار اتفاق می افتاد وقتی كه یك صحنه را بازی می كردم با خودم می گفتم عجب صحنه نابی شد، وقتی كار را ببینم چقدر از آن لذت خواهم برد. اما وقتی می دیدم به خودم ایراد می گرفتم كه چرا اینقدر حركت اضافه داشتم و تصمیم گرفتم كار خودم را كنترل كنم، حتی بیان و میمیك صورتم را. خوشبختانه سلیقه آقای امینی هم راجع به این موضوع همین بود یعنی ایشان با حركت اضافه جلوی دوربین مخالف بودند. حالا هم خیلی خوشحال هستم كه توانستم به كمك ایشان بازی خوبی داشته باشم و یاد بگیرم كه چطور رفتار كنم. حالا هم دیدن این كار برایم خیلی خوشایند است و چون با شكسته نفسی مخالف هستم اقرار می كنم كه از دیدن بازی ام در این كار لذت می برم. شده من در سریالی بازی كردم كه موقع پخش آن حتی دوست نداشتم كسی بازی من را در آن ببیند و هر لحظه فكر می كردم چرا این كار زودتر تمام نمی شود تا من خلاص شوم اما خدا را شكر می كنم در «اولین شب آرامش» با سربلندی می گویم این من هستم.● اول انسان خودش، خودش را باور می كند و بعد دیگران. به طور كل هیچ كس بهتر از خود آدم نمی تواند قاضی و منتقد خود باشد.
▪ یكتا ناصر: البته این را هم اضافه كنم مواقعی هم پیش می آید كه موقع دیدن سریال فكر می كنم این صحنه را می توانستم بهتر بازی كنم اما حدود ۹۰ درصد از كارم راضی هستم. نكته دیگر اینكه وقتی این كار را تماشا می كنم منتظر نیستم ببینم كی تصویر من می آید یا لحظه شماری كنم تا تمام شود. در این كار اصلاً دنبال خودم نمی گردم یعنی به عنوان یك كار خوب به آن نگاه می كنم و گاهی مثل یك تماشاگر معمولی از آن لذت می برم.
● فكر می كردید تا این حد كار خوب از آب درآمده باشد؟
▪ یكتا ناصر: من شاید خیلی از نظر فنی كار را بلد نباشم اما می دانستم كه كار خوب می شود، اما فكر نمی كردم این قدر خوب باشد.
● فكر می كنید تدوین نقش مهمی در این كار داشته؟
▪ یكتا ناصر: بله و به خصوص دكوپاژ و فیلمبرداری. به دكوپاژ اشاره كردم باید بگویم آقای امینی یك رسم خیلی خوبی كه دارند این است كه دكوپاژ سر صحنه دستمان بود. یعنی ایشان برگه های دكوپاژ را پنهان نمی كرد و من به عنوان بازیگر وقتی جلوی دوربین قرار می گرفتم می دانستم كه اندازه این پلان چقدر است تا بی خود با حركت اضافه انرژی ام را هدر ندهم و این كمك بزرگی بود. خیلی از كارگردان ها هستند كه دوست دارند همه چیز را پنهان كنند و یا اصلاً نمی دانند چه چیز می خواهند و وقتی هم كه سئوال می كنی پاسخ می دهند ما نگاه می كنیم بهت می گوییم كه حركت خوبی داشتی یا نه و این موجب سردرگمی بازیگر می شود. البته قصد من توهین نیست و سبك هر كس برای خودش محترم است اما من به عنوان یك بازیگر فكر می كنم این روش بهتر است.
● آقای امینی چقدر در این كار شما را آزاد گذاشته بودند؟
▪ یكتا ناصر: بعضی اوقات اتفاق می افتد كه مثلاً كارگردان می گوید در این دیالوگ باید این مفهوم را برسانی حالا هرچه دلت می خواهد بگو، اما در مورد آقای امینی این طور نبود یعنی دیالوگ ها لغت به لغت باید اجرا می شد و این نشان می داد كه روی نوشتن آنها دقت شده بود. این نوع كار نشان می دهد كه كارگردان برای كار خودش و برای من بازیگر ارزش قائل است و من از این لذت می برم. البته اگر چیزی هم به نظرم می رسید حتماً قبلاً با آقای امینی در میان می گذاشتم و معمولاً ایشان من را قانع می كردند. فكر می كنم یكی دیگر از دلایل موفقیت این كار این است كه هیچ عمل و یا عكس العملی بدون فكر و دلیل خاصش صورت نمی گرفت و همه چیز از پیش تعیین شده بود. اما این را هم بگویم كه به هر حال بازی از آن بازیگر است. هر چقدر هم كه كارگردان با یك بازیگر در مورد نقشش صحبت كند اگر توانایی آن در بازیگر نباشد بازی خوب امكان پذیر نیست.
● آقای امینی خیلی سخت گیر هستند؟
▪ یكتا ناصر: بله، اما سخت گیری ای كه آدم از آن لذت می برد چرا كه به ایشان اعتماد دارد. سخت گیری با لج بازی فرق می كند. بعضی وقت ها كارگردان در موردی سخت گیری می كند كه خودش هم می داند اشتباه است و فقط برای اینكه ثابت كند حرف اول را او می زند سخت گیری می كند. اما چیزی كه دلیل و منطق داشته باشد به راحتی پذیرفته می شود. من خودم اگر بدانم در یك برداشت چه چیزی اشتباه بوده اگر كارگردان بخواهد حاضرم صد بار آن صحنه را دوباره تكرار كنم.
اولین چیزی كه در اولین شب آرامش توجه من را جلب كرد حضور و بازی امیر آقایی بود. ایشان را نشناختم اما بازی او را تحسین كردم. با خودم گفتم یك حمید فرخ نژاد و یا یك حامد بهداد دیگر متولد شد. وقتی هم كه ایشان را به عنوان یكی از كسانی كه می خواستم حتماً با او صحبتی داشته باشم انتخاب كردم باز هم هنوز او را نشناخته بودم و فقط سراغ بازیگر نقش پیمان را گرفتم اما وقتی متوجه شدم كه پیمان همان بازیگر موبلند خاك سرخ، همان عاشق پیشه ای كه می خواست داماد پرویز پرستویی باشد و یا همان جوانی است كه در ارتفاع پست تصمیم گرفته بود تا دیارش را برای همیشه ترك كند تعجب كردم و امیر آقایی توضیح داد كه حدود چهار سال و نیم است (قبل از اولین شب آرامش) كه كار نكرده.
● آقای امیر آقایی، چرا چهار سال و نیم از بازیگری دور بودید و در این مدت چه كار می كردید؟
▪ امیر آقایی: حتماً كار نبوده كه كار نكردم.
● اینكه نمی شود. لابد خیلی سخت گیر شدید؟
▪ امیر آقایی: یك بخش عمده اش این بوده ولی خدای نكرده قصد قیاس ندارم، منظورم كار خوب و یا كار متوسط نیست. كاری كه بتواند من را به چالش بیاورد نبوده.
● چالش بازی كردن یا چالش خوب بازی كردن؟
▪ امیر آقایی: گاهی شما قولی به خودتان می دهید كه به نظر من اعتبارش حتی از قولی كه به دیگران می دهید بیشتر است. من هم با خودم تعهدی داشتم، اتفاق ویژه ای نیفتاد و من هم به اعتبار این عهد چهار سال و نیم بازی نكردم. البته بیكار هم نبودم، كتاب می نوشتم، مطالعه می كردم و فیلم كوتاه می ساختم كه تعدادی از آنها به خارج از كشور هم رفت. البته در دو فیلم كوتاه هم بازی كردم. اعتقاد من بر این است كه اصلاً مهم نیست حتی اگر من در یك یا دو سكانس یك فیلم بازی داشته باشم مهم این است كه در این حضور كوتاه حرفی برای گفتن باشد.
● كسی یا چیزی كه دلخورتان نكرده بود؟
▪ نه.
● چطور شد كه آقای عظیم پور و آقای امینی شما را برای این نقش انتخاب كردند و چطور شد شما به این پروژه پیوستید؟اتفاقاً اینجا مهمترین فرصت است برای اینكه من این سئوال را از آقای عظیم پور و آقای امینی داشته باشم كه چه ویژگی ای در من مورد توجه ایشان قرار گرفت تا مرا برای این نقش انتخاب كنند.
▪ امینی: پروسه انتخاب بازیگران آنقدر طولانی و پرفراز و نشیب بود كه من دقیقاً یادم نمی آید یعنی در انتخاب تك تك بازیگرها خیلی خوب جزئیات را به خاطر ندارم، اما شاید بهرام یادش باشد. چیزی كه باید بگویم این است كه در شروع این انتخاب ما به خواست خود تلویزیون به سراغ چهره های معروف تر رفتیم اما به دلیل طولانی شدن پیش تولید و آماده نبودن فیلمنامه خیلی از آن چهره های سرشناس سر پروژه های دیگر رفتند كه این خود موجب توفیق اجباری شد. خوشبختانه از چهره های حاضر در این سریال استفاده كردیم. یادم می آید كه با از دست دادن هریك از آنها خیلی هم ناراحت می شدیم درحالی كه حالا وقتی نتیجه كار را می بینم، مثلاً در مونتاژ در بازی این بچه ها چیزهایی كشف می كنم كه فوق العاده است و بسیار از آن لذت می برم. بچه ها مرا می شناسند، من در فیلمبرداری كارهایم گاه پابه پای بازیگر اشكم سرازیر می شود مثلاً در آن صحنه كه امیر چك می خورد و یا صحنه های حیرت انگیز دیگری كه بعدها می بینید واقعاً نمی توانم خودم را كنترل كنم، چرا كه عقیده دارم تا اشك من سرازیر نشود نمی توانم اشك بیننده را دربیاورم. سریال ها می آیند و می روند و خیلی زود فراموش می شوند و فقط همین احساس ها است كه باقی می ماند.
یك خاطره ای هم كه در مورد این چكی كه امیر خورد یادم می آید این است كه به رفیع ملكی گفتم، می روی صحنه پایانی اسپارتاكوس را می بینی. یك چكی لارنس الویرا به كرك داگلاس می زند كه همراه آن یك فریاد هم می كشد، من یك چنین چكی از تو می خواهم حتی بچه هایی كه معمولاً ارتباط مستقیمی با صحنه و بازی ها نداشتند هم موقع فیلمبرداری این صحنه گریه می كردند.
▪ بهرام عظیم پور: در مورد سئوالی كه امیر آقایی مطرح كرد باید بگویم، امیر آقایی اولین انتخاب من برای نقش پیمان بود و در تمام مدتی كه افراد دیگر برای این نقش در نظر گرفته می شدند و گاهی حتی به دفتر می آمدند من افسوس می خوردم. چرا كه ایمان داشتم بهترین فرد برای این شخصیت امیر آقایی است. هم من و هم امیر خیلی صبوری كردیم. حتی یادم می آید یك روز به امیر گفتم حتی اگر این نقش مال تو نشود بدان كه حق تو بود. آقای امینی هم حق داشتند چرا كه یك مجموعه بود كه ایشان باید پاسخگو می شدند و شناخت چندانی هم از امیر آقایی نداشتند.
▪ امینی: من بهرام را باور دارم و وقتی كه می گوید امیر آقایی برای این نقش جواب می دهد تا ۹۰ درصد حرفش را قبول می كنم، اما آن ۱۰ درصد باقی مانده آن بخشی است كه من باید مثلاً امیر آقایی را برای نقش پیمان در ذهن خودم باور كنم. راستش تصویری كه من از پیمان در ذهنم داشتم با امیر آقایی فرق داشت ولی در حال حاضر پیمان من امیر آقایی است، بدون تردید.
● آقای آقایی، آنقدر در اینجا از شما و بازی شما صحبت شد كه نمی دانم چه سئوالی از شما باید داشته باشم اما یك چیزی كه می خواهم حتماً به آن اشاره كنم این است كه تاثیری كه آن صحنه به خصوص یعنی چك های پی درپی كه به صورت شما زده می شود و خونی كه از صورت شما جاری می شود بر روی بیننده می گذارد، نه به دلیل ضرب و شتم بلكه به دلیل آن نگاه پرسش گر شما است كه مخاطب را متاثر می كند، درست مثل میخی كه وقتی كنده می شود هنوز اثرش باقی می ماند. از اولین شب آرامش بگویید.
به نظر من تیم بازیگری اولین شب آرامش حقیقتاً كار بزرگی كرد. این تیم بازیگری به رهبری آقای امینی، هدایت آقای عظیم پور و حمایت آقای شاهسواری با همه بضاعت خودش حضور دارد. هیچ كس بیش از اندازه نیست، هیچ كس بیرون نزده و هر یك به یك اندازه پیش برنده داستان هستند. در مورد شخصیت پیمان هم باید بگویم كافی است چند دقیقه به اطراف خودتان نگاه كنید و به راحتی آدم هایی نظیر پیمان را بیابید، آدم هایی كه گاهی دوستشان دارید، به آنها احساس ترحم می كنید، گاه با او همذات پنداری دارید و گاه از او بیزار می شوید. یك نكته دیگری را هم كه می خواهم به آن اشاره كنم این است كه در حقیقت شخصیت پیمان و علیرضا كاملاً مشابه یكدیگرند. فقط یك قسمت هایی از شخصیت پیمان هست كه در علیرضا پنهان مانده و متقابلاً یك ویژگی هایی در شخصیت علیرضا هست كه در پیمان مستتر است.
● تا به حال برای پیمان گریه هم كردید؟
بارها، چه زمانی كه فیلمنامه را می خواندم، چه زمانی كه شخصیت پیمان را بازی می كردم و چه حالا كه تصویر او را می بینم.
▪ امینی: نكته مهمی كه باید به آن اشاره كنم، نقش مفید و سازنده سعید شاهسواری است به عنوان نویسنده، تهیه كننده و تدوینگر كه درباره هر كدامشان می شود مدت ها حرف زد .
● و سئوال آخرم از شما خانم یكتا ناصر، آیا به نظرتان شخصیت نوشین، یك شخصیت منفی است، با توجه به اینكه شما در كارهای تلویزیونی قبلی تان نقش های مثبت اغراق آمیزی داشتید، نقش آدم هایی كه هیچ وجه منفی در شخصیتشان نیست، درست مثل پری قصه های كودكانه.
▪ یكتا ناصر: نه، به نظر من نوشین اصلاً یك شخصیت منفی نیست. به مرور كه بیشتر با او آشنا خواهید شد می بینید كه یك دختر مصمم است و عشقش را باور دارد و با ریا آن را كتمان نمی كند و تا آخر هم به عشقش وفادار می ماند. از نظر من این شخصیت واقعی است نه منفی.
● صحبت پایانی شما آقای امینی.
درام، سینما، تصویر، موسیقی و... نقش مهمی در شكل گیری و موفقیت این مجموعه داشته و البته كار و زحمت های بی دریغ بقیه عوامل مانند سایر بازیگران نظیر عباس نعمتی، كیوان معتمدی، خانم خزایی، شكوهی نیا، صدری، شهبازی زاده و بابایی و... و تمامی كسانی كه محدودیت جا اجازه نمی دهد به نام ایشان اشاره كنم.
● و حرف آخر؛
یكی از شاخصه های دیگر اولین شب آرامش انتخاب تصنیف به یاد ماندنی «به یاد تو» از كارهای «كورس سرهنگ زاده» است كه خوشبختانه به خوبی هم اجرا شده است.

هما گویا

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

جایگاه تلویزیون در نظریه‌های رسانه

جایگاه تلویزیون در نظریه‌های رسانه
نظریه معاصر در مورد رسانه، از دو سنت یا روایت شاخص سرچشمه می‌گیرد؛ سنت غالب در امریکای شمالی از دهه ۱۹۵۰ تا اواسط دهه ۱۹۸۰ که عمدتا بر اثرات احتمالی روان‌شناختی و اجتماعی تلویزیون بر جامعه می‌نگرد. پاول آدامز در مقاله‌ای علمی، تلویزیون را از منظرهای مختلفی بررسی کرده است. فضای عمومی، مصارف تلویزیون، نظریه‌های رسانه درباره تلویزیون، مطالعات رسانه در حوزه جغرافی، تلویزیون و فضای اجتماعی و تلویزیون و فضای نمادین از مفاهیمی است که او در مقاله خود به آن پرداخته است:
در نگرش غالب امریکای شمالی، از تلویزیون به عنوان فن‌آوری یا یک نوع ارتباط یاد می‌شود که در هر حال، علت غالب، از تلویزیون بر جامعه است. این نظریه، برای درک چکونگی پیدایش تلویزیون و نقش آن در تقویت ساختارها و عملکردهای موجود در جامعه، از ماده‌گرایی فرهنگی، زبان‌شناسی و نشانه‌شناسی استفاده می‌کند. ریموند ویلیامز که به تلویزیون به عنوان یک محصول فرهنگی می‌نگرد، این موضع را بیش از دیگران پرورش می‌دهد. او می‌گوید: «کشف و مشاهده، یک نیاز از پیش تعیین‌شده و راهی برای پخش حرکات ثابت و متحرک است که قبلا تا حدودی شناخته شده بود». هر دوی این انگاره‌ها کمک‌های قابل توجهی به درک تلویزیون کرده‌اند. فرهنگ و تلویزیون به وضوح روابط دوسویه‌ محکمی با هم دارند؛ تلویزیون بر فرهنگ اثر می‌گذارد و فرهنگ نیز در مقابل، بر تلویزیون از نظر ترفندهای تفسیری و گرایش‌های اجتماعی، تاثیر می‌گذارد.
در مورد نظریه رسانه می‌توان اینگونه بیان کرد که آگاهی رو به رشدی در مورد این نظریه در حال شکل‌گیری است که در نتیجه آن از تلویزیون نه به عنوان یک رخداد منفرد، بلکه به عنوان رشته‌ای از رخدادها یاد می‌شود. فرهنگ‌شناسان اختلاف مهمی در میان گروه‌های فرهنگی در برخورد با مشاهده تلویزیون و مناسبات اجتماعی یافته‌اند که پیرامون عمل مشاهده به وجود می‌آیند.
از دیگر موارد قابل ذکر که در مورد نظریه رسانه و جایگاه تلویزیون وجود دارد می‌توان به اختلافات فرهنگی در معنای تلویزیون به عنوان یک شی یا رساننده نمادها اشاره کرد. در مطالعات چندین فرهنگ، تفاوت‌های چشمگیری در زمان‌ها و رفتارهای مشاهده‌ای میان زنان و مردان و همچنین میان گروه‌های مختلف سنی دیده شده است. این تفاوت‌ها همچنین در افراد یک خانواده ،‌مثلا خانواده‌ای از طبقه متوسط، سفیدپوست، پروتستان و امریکایی ظاهر می‌شوند و پیوند تلویزیون را به عنوان یک رسانه، با زندگی روزمره اعضای خانواده‌ها، به تصویر می‌کشند. تحقیقات در مورد این تفاوت‌ها در مراحل ابتدایی‌اند و جغرافی‌دان‌ها می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در این بررسی‌ها داشته باشند. مطالعات فرهنگ‌شناختی از این دست، منعکس‌کننده پیوند تلویزیون با مناسبات فرهنگی و سیستم‌های معنایی موجود است، اما این مطالعات همچنین به توضیح اثر تلویزیون بر عملکرد انسان‌ها در خانواده، قبیله و جوامع بومی و سنتی امریکای شمالی نیز می‌پردازد. در نتیجه، مطالعات فرهنگ‌شناختی، همگرایی دورنماهای امریکای شمالی و اروپایی را نشان می‌دهد، اما این مطالعات، در حال حاضر فقط در مورد خانواده‌ها و گروه‌های کوچک انجام می‌شوند.
هنوز نمی‌توان از تلویزیون به عنوان یک رهیافت اجتماعی تلفیقی نام برد، اما در نظر گرفتن تلویزیون به عنوان وسیله‌ای برای گردهمایی‌های اجتماعی، در پیشبرد این رهیافت، تاثیر به سزایی دارد. با در نظر گرفتن تلویزیون به عنوان یک مکان، که انسان‌ها در آن زندگی می‌کنند و با استفاده از آن با هم ارتباط برقرار می‌کنند، می‌توان از کمک جغرافی‌دان‌ها برای دستیابی به یک بینش منحصر به فرد سود برد.
● تلویزیون و سایر سیستم‌های نمادین
زبان در ابتدا میان مردم و محیط اطراف آنها قرار می‌گیرد و مفاهیم و تمایزات حاصله از تجربیات بسیاری از مردم در مکان‌های مختلف را فراهم می‌کند. در زبان، یک جسم مشخص صرفا تبدیل به مثالی از یک مفهوم مبهم می‌شود و در نتیجه، یک ویژگی مشخص برای هر مکان خاص می‌شود.
قوانین بنیادی زبان هیچ جسمی را به هیچ محلی محدود نمی‌کند. رابطه بین مکان و ساختار زبان‌شناختی، مانند داستان، شعر، مقاله یا کتاب با چنین وضوحی وجود ندارد و برهم‌کنش‌های انسان - محیطی را به طرق مختلفی شکل می‌دهد. کمابیش تمام ساختارهای زبان‌شناختی به عنوان بافت‌های اجتماعی و مراکز معنایی عمل می‌کند؛ وقتی مردم در مورد یک کتاب بحث می‌کنند، به طریقی آن را به عنوان یک «بافت اجتماعی» اشغال کرده‌اند. تصاویر دیداری معمولا حاوی عناصر نمادین‌اند، ‌اما همچنین واقعیت‌های دیداری را با دقت و صحت بالا نشان می‌دهند. تمام عکس‌ها، از آنجایی که به طور مکانیکی حاصل شده‌اند، انسجام اجسام مانند شکل، رنگ، بافت و جزئیات را حفظ می‌کنند. از آنجایی که تلویزیون از واحدهای پیچیده‌ای (لغات نوشته شده و گفته شده) استفاده می‌کند، عمدتا به تصاویر و اصوات غیرلغوی بستگی دارد. بنابراین، می‌تواند بر دیگر رسانه‌ها که سعی بر کاهش نقش آن در جوامع دارند، غلبه کند. با ابداع ویدئو VCR که با استفاده از آن امکان ضبط یک برنامه و مشاهده مجدد آن در زمانی دیگر بدست می‌آید، تلویزیون همچنان جایگاه خود را حفظ می‌کند، چرا که پخش ضبط شده یک برنامه زنده از جذابیت‌های اولیه «دیدن از راه دور» می‌کاهد.
درک ویژگی مکانی منحصر به فرد تلویزیون، همیشه منقطع بوده است. رخدادهایی از جمله جنگ ویتنام، ترور جان اف کندی، اولین قدم انسان بر کره ماه و جنگ خلیج فارس باعث درک توانایی تلویزیون در عمل کردن به عنوان یک بافت اجتماعی مشترک در مقیاس ملی شده است. در فاصله بین این وقایع، نقش تلویزیون تغییر نکرده اما آگاهی از آن نقش، کم فروغ شده است. تعداد و تنوع افراد در بافت‌های اجتماعی ساخته شده توسط تلویزیون، از یک طرف به پیدایش ویژگی ماندگار آن کمک می‌کند، اما از طرف دیگر باعث افزایش تنش بین مکان فیزیکی و تلویزیون شده است. این تنش تشابه بین این دو را پنهان می‌کند و از آن به عنوان یک نقطه عطف مانند مفهوم مک‌لوهان از «دهکده جهانی» الکترونیک یا یک نقطه منفی مانند آنچه میرو ویتز به عنوان «بی‌معنایی مکانی» ارائه کرده، یاد می‌شود.
در انتها، می‌توان به مقایسه مفهوم مکان و رابطه اجتماعی آن پرداخت. در جهان قبل از مدرنیته، موقعیت یا موضع فیزیکی و اجتماعی پیوستگی تنگاتنگی با هم داشتند: جایی که یک نفر زندگی می‌کرد، غذا می‌خورد و روابط اجتماعی خود را برقرار می‌کرد، نشان‌دهنده مقام آن فرد و محدودکننده دید او از جامعه بود. اما در جهان مدرن، موقعیت فیزیکی این ارتباط قوی با موقعیت اجتماعی را ندارد. انتقال سریع، تمرکز انعطاف‌پذیر و ارتباطات الکترونیکی، همگی باعث تضعیف اتصالات زنجیروار بین موقعیت مکانی و اجتماعی شده است. بنابراین، بیان اینکه تلویزیون باعث «استقرار» بیننده‌ها می‌شود، الزاما به معنای یک رابطه جبری نخواهد بود، چرا که موقعیت یا استقرار در غیر انتزاعی‌ترین معنایش، نسبی و شکسته شده است.
فیسک و هارتلی در کتاب خود اینگونه عنوان می‌کنند که: «تلویزیون یکی از متمرکزترین بنیان‌گذاری‌ها در جامعه مدرن است. این نه تنها نتیجه انحصار تجاری، بلکه پاسخی به احساس نیاز فرهنگ است که بیشتر پیام‌های تلویزیونی به این کمبود فرهنگی اشاره دارند و این روی سخت تمرکز تلویزیون به تمام اعضای جامعه چند پاره شده امروز ماست».

وبگردی
تهدید امنیتی جدید به نام پرایدساز
تهدید امنیتی جدید به نام پرایدساز - هشدار می‌دهم اگر تا دو هفته آینده با افزایش قیمت خودرو موافقت نشود تولید خودرو در جاده مخصوص کرج را متوقف می‌کنیم و سیل بیکاران روانه جامعه خواهند شد!
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.