جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ / Friday, 15 December, 2017

نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام (ص)


نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام (ص)
یكی از شاخصه های پر اهمیت در پیشرفت اسلام اخلاق نیك و كلام‏دلاویز و پرجاذبه پیامبر اكرم (ص) با انسان‏ها بود، این خلق نیكوتا بدان حدی بود كه معروف شد سه چیز در پیشرفت اسلام نقش به‏سزایی داشت:
۱- اخلاق پیامبر (ص)
۲- شمشیر و مجاهدات حضرت علی (ع)
۳- انفاق ثروت حضرت خدیجه (س)
در قرآن مجید، به نقش اخلاق پیامبر (ص) درپیشرفت اسلام و جذب ‏دل‏ها تصریح شده است، آن جا كه می‏خوانیم: «فبما رحمهٔ من الله‏لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فی الامر; ای رسول ما! به خاطر لطف ورحمتی كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏ای، و اگر خشن و سنگدل بودی، مردم از دور تو پراكنده‏می‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و برای آن‏ها طلب آمرزش كن، و دركارها با آن‏ها مشورت فرما.»
ازاین آیه استفاده می‏شود كه :
۱- نرمش و اخلاق نیك، یك هدیه الهی است، كسانی كه نرمش ندارند،از این موهبت الهی محرومند;
۲- افراد سنگ‏دل و سخت‏گیر نمی‏توانند مردم‏داری كنند، و به جذب‏نیروهای انسانی بپردازند;
۳- رهبری و مدیریت صحیح با جذب و عطوفت همراه است;
۴- باید دست‏شكست‏خوردگان در جنگ و گنهكاران شرمنده را گرفت وجذب كرد (با توجه به این كه شان نزول آیه مذكور در موردندامت فراریان مسلمان در جنگ احد نازل شده است);
۵- مشورت با مردم از خصلت‏های نیك و پیوند دهنده است كه موجب‏انسجام می‏گردد.
پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این كه ارزش‏های اخلاقی را بسیار ارج‏می‏نهاد، خود در سیره عملی‏اش مجسمه فضایل اخلاقی و ارزش‏های والای‏انسانی بود، او در همه ابعاد زندگی با چهره‏ای شادان و كلامی‏دلاویز با حوادث برخورد می‏كرد.
به عنوان مثال، درتاریخ آمده‏است:در سال نهم هجرت هنگامی كه قبیله سركش طی بر اثر حمله‏قهرمانانه سپاه اسلام شكست ‏خوردند، عدی بن حاتم كه از سرشناسان‏این قبیله بود به شام گریخت، ولی خواهر او كه «سفانه‏» نام‏داشت‏ به اسارت سپاه اسلام درآمد.
سفانه را همراه سایر اسیران به مدینه آوردند و آنان را درنزدیك مسجد در خانه‏ای جای دادند، روزی رسول خدا (ص) از آن‏اسیران دیدن كرد، سفانه از موقعیت استفاده كرده و گفت: «یا محمد هلك الوالد و غاب الوافد فان رایت ان تخلی عنی، و لا تشمت ‏بی احیاء العرب، فان ابی كان یفك العانی، و یحفظ الجار، و یطعم‏الطعام، و یفشی السلام، و یعین علی نوائب الدهر;
ای محمد!پدرم (حاتم) از دنیا رفت، و نگهبان و سرپرستم (عدی) ناپدید شدو فرار كرد، اگر صلاح بدانی مرا آزاد كن، و شماتت و بدگویی‏قبیله‏های عرب‏ها را از من دور ساز، همانا پدرم (حاتم) بردگان‏را آزاد می‏ساخت، از همسایگان نگهبانی می‏نمود، و به مردم غذامی‏رسانید، و آشكارا سلام می‏كرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردم‏را یاری می‏نمود.»
پیامبر اكرم (ص) كه به ارزش‏های اخلاقی، احترام شایان می‏نمود، به‏سفانه فرمود: «یا جاریهٔ هذه صفهٔ المؤمنین حقا، لو كان ابوك مسلما لترحمناعلیه; ای دختر! این ویژگی‏هایی كه برشمردی، از صفات مؤمنان‏راستین است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمت‏قرار می‏دادیم.» آنگاه پیامبر (ص) به مسؤولین امر فرمود:«خلوا عنها فان اباها كان یحب مكارم الاخلاق; این دختر را به‏پاس احترامی كه پدرش به ارزش‏های اخلاقی می‏نمود، آزاد سازید.».
آن گاه پیامبر (ص) لباس نو به او پوشانید، و هزینه سفر به شام‏را در اختیار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمینان به‏شام نزد برادرش رهسپار كرد.
● نمونه هایی از اخلاق پیامبر اکرم ص
سیره عملی پیامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نیك و زیبا وجوددارد كه هر كدام نشانگر قطره‏ای از اقیانوس عظیم حسن خلق آن‏حضرت است، همان گونه كه خداوند با تعبیر «و انك لعلی خلق‏عظیم; و همانا تو اخلاق عظیم و برجسته‏ای داری‏» به این مطلب‏اشاره فرموده است.
نظر شما را به چند نمونه از آن‏ها جلب‏می‏كنیم: ۱- عدی بن حاتم می‏گوید: «هنگامی كه خواهرم سفانه به اسارت‏سپاه اسلام درآمد و من به سوی شام گریختم، پس از مدتی خواهرم‏با كمال وقار و متانت ‏به شام آمد و مرا در مورد این كه‏گریخته‏ام و او را تنها گذاشتم سرزنش كرد، عذرخواهی كردم، پس‏از چند روزی از او كه بانویی خردمند و هوشیار بود، پرسیدم:«این مرد (پیامبر اسلام) را چگونه دیدی؟» گفت: «سوگند به‏خدا او را رادمردی شكوهمند یافتم، سزاوار است كه به اوبپیوندی كه در این صورت به جهانی از عزت و عظمت پیوسته‏ای‏».
با خود گفتم به راستی كه نظریه صحیح همین است، به عنوان پذیرش‏اسلام، به مدینه سفر كردم، پیامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا به‏محضرش رسیدم، سلام كردم، جواب سلامم را داد و پرسید:كیستی؟ عرض كردم عدی بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا به‏سوی خانه‏اش برد، در مسیر راه با این كه مرا به خانه می‏برد،بانویی سالخورده و مستضعف با او دیدار كرد، اظهار نیاز نمود،پیامبر (ص) به مدتی طولانی در آنجا توقف كرد و آن بانو را درمورد تامین نیازهایش راهنمایی فرمود. با خود گفتم:«سوگند به خدا این شخص پادشاه نیست.»
سپس از آن جا گذشتیم وبه خانه رسول خدا (ص) وارد شدم، پیامبر (ص) از من استقبال وپذیرایی گرمی نمود، زیراندازی كه از لیف خرما بود، نزدم آوردو به من فرمود: بر روی آن بنشین. گفتم: بلكه شما بر آن‏بنشینید. فرمود: نه، شما بر آن بنشین، خود آن حضرت بر روی‏زمین نشست، با خود گفتم: این نیز نشانه دیگر كه آن حضرت،پادشاه نیست. سپس مطلبی از دینم را كه راز پوشیده بود بیان‏فرمود، دریافتم كه او بر رازها آگاهی دارد، و فهمیدم كه‏پیامبر مرسل می‏باشد، بیانات و پیشگوییها و مهربانی‏هایش مراشیفته‏اش كرده و همانجا مسلمان شدم.»
۲- در جنگ خیبر كه با حضور شخص پیامبر (ص) در سال هفتم هجرت‏رخ داد، پس از پیروزی سپاه اسلام بر سپاه كفر، جمعی از یهودیان‏به اسارت سپاه اسلام درآمدند، یكی از اسیران، صفیه دختر حی بن‏اخطب (دانشمند سرشناس یهود) بود.بلال حبشی، صفیه را به همراه زنی دیگر به اسارت گرفت و آن‏ها رابه حضور پیامبر (ص) آورد، ولی هنگام آوردن آن‏ها اصول اخلاقی رارعایت نكرد، و آن‏ها را از كنار جنازه‏های كشته‏شدگان یهود حركت‏داد، صفیه وقتی كه پیكرهای پاره پاره یهودیان را دید بسیارناراحت‏شد و صورتش را خراشید، و خاك بر سر خود ریخت، و سخت‏گریه كرد.
هنگامی كه بلال آنها را نزد پیامبر (ص) آورد،پیامبر (ص) از صفیه پرسید: «چرا صورتت را خراشیده‏ای و این‏گونه خاك‏آلود و افسرده هستی؟! » صفیه ماجرای عبورش از كنارجنازه‏ها را بیان كرد، رسول اكرم (ص) از رفتار غیر انسانی و خلاف‏اخلاق اسلامی بلال حبشی ناراحت‏ شده و بلال را سرزنش كرده و فرمود: «ا نزعت منك الرحمهٔ یا بلال حیث تمر بامراتین علی قتلی‏رجالهما; ای بلال! آیا مهر و محبت و عاطفه از وجود تو رخت‏بربسته كه آن‏ها را از كنار كشته‏شدگانشان عبور می‏دهی؟! چرابی‏رحمی كردی؟»
جالب این كه پیامبر اكرم (ص) برای جبران رنج‏ها و ناراحتی‏های‏صفیه، با او ازدواج كرد، سپس او را آزاد، و بار دیگر باپیش ‏نهاد صفیه با او ازدواج نمود و به این ترتیب، ناراحتی‏های اورا به طور كلی از قلبش زدود.
۳- در ماجرای جنگ حنین كه در سال هشتم هجرت رخ داد، شیماءدختر حلیمه كه خواهر رضاعی پیامبر (ص) بود، با جمعی از دودمانش‏به اسارت سپاه اسلام درآمدند، پیامبر (ص) هنگامی كه شیماء را درمیان اسیران دید، به یاد محبت‏های او و مادرش در دوران‏شیرخوارگی، احترام و محبت‏شایانی به شیماء كرد. پیش روی اوبرخاست و عبای خود را بر زمین گستراند، و شیماء را روی آن‏نشانید، و با مهربانی مخصوصی از او احوال‏پرسی كرد، و به اوامر فرمود: «تو همان هستی كه در روزگار شیرخوارگی به من محبت‏كردی...» (با این كه از آن زمان حدود شصت‏سال گذشته بود).شیماء از پیامبر (ص) تقاضا كرد، تا اسیران طایفه‏اش را آزادسازد، یامبر (ص) به او فرمود:«من سهمیه خودمرا بخشیدم،و در مورد سهمیه سایر مسلمانان،به تو پیشنهاد می‏كنم كه بعد از نماز ظهر برخیز و در حضورمسلمانان، بخشش مرا وسیله خود قرار بده تا آنها نیز سهمیه خودرا ببخشند.
شیماء همین كار را انجام داد، مسلمانان گفتند: «ما نیز به‏پیروی از پیامبر (ص) سهمیه خود را بخشیدیم.»
سیره‏نویس معروف‏ابن هشام می‏نویسد: «پیامبر (ص) به شیماء فرمود: اگر بخواهی باكمال محبت و احترام، در نزد ما بمان و زندگی كن، و اگر دوست‏داری تو را از نعمت‏ها بهره‏مند می‏سازم و به سلامتی به سوی قوم‏خود بازگرد؟» شیماء گفت: می‏خواهم به سوی قوم خود بازگردم.پیامبر (ص) یك غلام و یك كنیز به او بخشید و این دو با هم‏ازدواج كردند، و به عنوان خدمتكار خانه شیماء به زندگی خودادامه دادند.
۴- مهربانی و اخلاق نیكوی پیامبر (ص) در حدی بود كه امام صادق (ع)فرمود:روزی رسول خدا (ص) نماز ظهر را با جماعت‏خواند، مردم بسیاری به‏او اقتدا كردند، ولی آن‏ها ناگاه دیدند آن حضرت بر خلاف معمول‏دو ركعت آخر نماز را با شتاب تمام كرد (مردم از خودمی‏پرسیدند، به راستی چه حادثه مهمی رخ داده كه پیامبر (ص)نمازش را با شتاب تمام كرد؟!) پس از نماز از پیامبر (ص)پرسیدند: «مگر چه شده؟ كه شما این گونه نماز را (با حذف‏مستحبات) به پایان بردی؟» پیامبر (ص) در پاسخ فرمود:«اما سمعتم صراخ الصبی; آیا شما صدای گریه كودك رانشنیدید؟» معلوم شد كه كودكی در چند قدمی محل نمازگزاران‏گریه می‏كرده، و كسی نبود كه او را آرام كند، صدای گریه او دل‏مهربان پیامبر (ص) را به درد آورد، از این رو نماز را با شتاب‏تمام كرد، تا كودك را از آن وضع بیرون آورده، و نوازش نماید.
۵- عبد الله بن سلام از یهودیان عصر پیامبر (ص) بود، عواملی ازجمله جاذبه‏های اخلاق پیامبر (ص) موجب شد كه اسلام را پذیرفت ورسما در صف مسلمانان قرار گرفت، او دوستی از یهودیان به نام‏«زید بن شعبه‏» داشت، عبدالله پس از پذیرش اسلام همواره زیدرا به اسلام دعوت می‏كرد، و عظمت محتوای اسلام را برای او شرح‏می‏داد بلكه به اسلام گرویده شود، ولی زید هم چنان بر یهودی‏بودن خود پافشاری می‏كرد و مسلمان نمی‏شد.
عبدالله می‏گوید: روزی‏به مسجدالنبی رفتم ناگاه دیدم، زید در صف نماز مسلمانان نشسته‏و مسلمان شده است، بسیار خرسند شدم، نزدش رفتم و پرسیدم «علت‏مسلمان شدنت چه بوده است؟» زید گفت: تنها در خانه‏ام نشسته‏بودم و كتاب آسمانی تورات را می‏خواندم، وقتی كه به آیاتی كه‏در مورد اوصاف محمد (ص) بود رسیدم، با ژرف‏اندیشی آن را خواندم‏و ویژگی های محمد (ص) را كه در تورات آمده بود به خاطر سپردم،با خود گفتم بهتر آن است كه نزد محمد (ص) روم و او رابیازمایم، و بنگرم كه آیا او دارای آن ویژگی‏ها كه یكی از آنها«حلم و خویشتن‏داری‏» بود هست‏یا نه؟ چند روز به محضرش رفتم،و همه حركات و رفتار و گفتارش را تحت نظارت دقیق خود قراردادم، همه آن ویژگی‏ها را در وجود او یافتم، با خود گفتم تنهایك ویژگی مانده است، باید در این مورد نیز به كند و كاو خودادامه دهم، آن ویژگی حلم و خویشتن‏داری او بود، چرا كه درتورات خوانده بودم: «حلم محمد (ص) بر خشم او غالب است، جاهلان‏هرچه به او جفا كنند، از او جز حلم و خویشتن‏داری نبینند.»
روزی برای یافتن این نشانه از وجود آن حضرت، روانه مسجد شدم،دیدم عرب بادیه‏نشینی سوار بر شتر به آنجا آمد، وقتی كه‏محمد (ص) را دید، پیاده شد و گفت: «من از میان فلان قبیله به‏اینجا آمده‏ام، خشكسالی و قحطی باعث‏شده كه همه گرفتار فقر وناداری شده‏ایم، مردم آن قبیله مسلمان هستند، و آهی در بساطندارند، وضع ناهنجار خود را به شما عرضه می‏كنند، و امید آن رادارند كه به آنها احسان كنی.»
محمد (ص) به حضرت علی (ع)فرمود:آیا از فلان وجوه چیزی نزد تومانده است؟ حضرت علی (ع) گفت: نه،پیامبر (ص) حیران و غمگین شد، همان دم من به محضرش رفتم عرض‏كردم ای رسول خدا! اگر بخواهی با تو خرید و فروش سلف كنم،اكنون فلان مبلغ به تو می‏دهم تا هنگام فصل محصول، فلان مقدارخرما به من بدهی، آن حضرت پیشنهاد مرا پذیرفت، و معامله راانجام داد، پول را از من گرفت و به آن عرب بادیه‏نشین داد.
من‏هم چنان در انتظار بودم تا این كه هفت روز به فصل چیدن خرمامانده بود، در این ایام روزی به صحرا رفتم، در آنجا محمد (ص)را دیدم كه در مراسم تشییع جنازه شخصی حركت می‏كرد، سپس درسایه درختی نشست و هر كدام از یارانش در گوشه‏ای نشستند، من‏گستاخانه نزد آن حضرت رفتم، و گریبانش را گرفتم و گفتم:«ای پسر ابو طالب! من شما را خوب می‏شناسم كه مال مردم رامی‏گیرید و در بازگرداندن آن كوتاهی و سستی می‏كنید، آیا می‏دانی‏كه چند روزی به آخر مدت مهلت ‏بیشتر نمانده است؟»
من با كمال‏بی‏پروایی این گونه جاهلانه با آن حضرت رفتار كردم (با این كه‏چند روزی به آخر مدت مهلت‏باقیمانده بود) ناگاه از پشت‏سر آن‏حضرت، صدای خشنی شنیدم، عمر بن خطاب را دیدم كه شمشیرش را ازنیام بركشیده ، به من رو كرد و گفت: «ای سگ! دور باش.» عمرخواست ‏باشمشیر به من حمله كند، محمد (ص) از او جلوگیری كرد وفرمود:«نیازی به این گونه پرخاش‏گری نیست، باید او (زید) را به حلم‏و حوصله سفارش كرد، آن گاه به عمر فرمود:«برو از فلان خرمافلان مقدار به زید بده.»
عمر مرا همراه خود برد و حق مرا داد،به علاوه بیست پیمانه دیگر اضافه بر حقم به من خرما داد. گفتم: این زیادی چیست؟ گفت:چه كنم حلم محمد (ص) موجب آن شده است، چون تو از نهیب وفریاد خشن من آزرده شدی،محمد (ص) به من دستور داد این زیادی‏را به تو دهم، تا از تو دلجویی شود، و خوشنودی تو به دست آید.
هنگامی كه آن اخلاق نیك و حلم عظیم محمد (ص) را دیدم مجذوب اسلام‏و اخلاق زیبای محمد (ص) شدم، و گواهی به یكتایی خدا، و رسالت ‏محمد (ص) دادم و در صف مسلمانان درآمدم.
این‏ها چند نمونه از سلوك اخلاقی پیامبر اسلام (ص) بود، كه هركدام چون آیینه ای شفاف ما را به تماشای جمال زیبای اخلاق نیك‏آن حضرت دعوت می‏كند، و یكی از راز و رمزهای مهم پیشرفت اسلام‏در صدر اسلام را كه بسیار چشمگیر بود، به ما نشان می‏دهد. در فرازی از گفتار حضرت علی (ع) در شان اخلاق پیامبر (ص) چنین‏آمده:«رفتار پیامبر (ص) با همنشینانش چنین بود كه دائما خوش‏رو،خندان، نرم و ملایم بود، هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بدزبان،عیبجو و مدیحه‏گر نبود، هیچ كس از او مایوس نمی‏شد، و هر كس به‏در خانه او می‏آمد، نومید باز نمی‏گشت، سه چیز را از خود دوركرده بود; مجادله در سخن، پرگویی، و دخالت در كاری كه به اومربوط نبود، او كسی را مذمت نمی‏كرد، و از لغزش‏های پنهانی مردم‏جستجو نمی‏نمود، جز در مواردی كه ثواب الهی دارد سخن نمی‏گفت،در موقع سخن گفتن به قدری گفتارش نفوذ داشت كه همه سكوت نموده‏و سراپا گوش می‏شدند... .»
فرارسیدن ماتم جانسوز رحلت كامل‏ترین انسان، حضرت ختمی مرتبت‏و شهادت سبط اكبرش حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام را در این‏روز و هم چنین شهادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را درآخر این ماه به فرزند دلبندش حضرت ولی الله الاعظم ارواحنافداه، مقام معظم رهبری و به جهان بشریت، و مسلمانان دنیا وشیعیان و به ویژه امت پاسدار اسلام و پیروان اهل بیت عصمت وطهارت تسلیت عرض می‏كنیم به این امید كه ان شاء الله پیروی ازثقلین را سرلوحه اعمال خود قرار دهیم تا پیامبر و خدای پیامبراز ما خشنود و به شفاعت آن ذوات پاك در روز «وا نفسا» نایل‏آییم.

منبع:ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۱۰
نویسنده:محمد محمدی اشتهاردی

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط
وبگردی
فیلم/ شایعه ازدواج رز رضوی و شریفی‌نیا از کجا شروع شد؟
فیلم/ شایعه ازدواج رز رضوی و شریفی‌نیا از کجا شروع شد؟ - محمدرضا شریفی‌نیا بازیگر سینما و تلویزیون با حضور در برنامه دورهمی درخصوص شایعه ازدواج با بازیگر زن جوان توضیحاتی ارائه کرد.
ماجرای فیلم جنجالی در پایگاه نظامی روسیه
ماجرای فیلم جنجالی در پایگاه نظامی روسیه - ولادیمیر پوتین در مسیر سفر خود به قاهره، چند دقیقه در پایگاه الحمیمیم حاضر شد و برخورد فرد نظامی روس با رئیس جمهوری سوریه موجی از انتقادات را در فضای مجازی به راه انداخت.
درآمد کشور از گردشگری افزایش یافت / از محل عوارض خروجی !
درآمد کشور از گردشگری افزایش یافت / از محل عوارض خروجی ! - دولت روز گذشته و در اقدامی غیرمنتظره،عوارض خروج از کشور را با افزایش 300 درصدی! مواجه کرد...
فیلمی از مرگ خرس قطبی به دلیل تغییرات آب و هوایی
فیلمی از مرگ خرس قطبی به دلیل تغییرات آب و هوایی - یکی از عکاسان نشنال جئوگرافیک فیلمی کوتاه از یک خرس قطبی منتشر کرده که در منطقه ای دورافتاده در جزیره بافین و به دور از یخ ها مشغول جستجو برای غذاست. در این بخشی از این فیلم حیوان مشغول جستجو در زباله هاست، سپس روی زمین می افتد و در انتظار مرگ می ماند.
امتناع از دست دادن علی هاشمی با خانم مدال دهنده
امتناع از دست دادن علی هاشمی با خانم مدال دهنده - فیلم - علی هاشمی وزنه بردار کشورمان با توضیح اینکه مسلمان است از دست دادن با خانم اهدا کننده مدال خودداری کرد.
سطح سواد کارشناس اقتصادی تلویزیون !
سطح سواد کارشناس اقتصادی تلویزیون ! - کارشناس اقتصادی تلویزیون نمی داند که لغت Bitcoin به چه معناست و با تلفظ Bitqueen به این نتیجه رسیده که معنای ملکه بیت ها را می دهد!!
فیلم/ تصاویر منتشر شده از جسد علی عبدالله صالح
فیلم/ تصاویر منتشر شده از جسد علی عبدالله صالح - وزارت کشور یمن با انتشار بیانیه‌ای رسمی، شایعات کشته شدن علی عبدالله صالح را تأیید کرد و رسما اعلام کرد که او کشته شده است.
جنجال رقص مایکلی سرباز ایرانی
جنجال رقص مایکلی سرباز ایرانی - رقص زیبای سرباز ایرانی در پادگان
دختر رییس فدراسیون روسری بر سر مربی مرد تایلندی کرد
دختر رییس فدراسیون روسری بر سر مربی مرد تایلندی کرد - سرپرست فنی فدراسیون کبدی که بعد از مسابقات از سمتش برکنار شد، می‌گوید که دختر رییس فدراسیون روسری بر سر مربی مرد تایلندی کرد و او را به داخل زمین برد.
روزنامه جمهوری اسلامی: آقای مصباح، مگر شما نبودید که اطاعت از احمدی‌نژاد را اطاعت از خدا خواندید؟
روزنامه جمهوری اسلامی: آقای مصباح، مگر شما نبودید که اطاعت از احمدی‌نژاد را اطاعت از خدا خواندید؟ - کاش بزرگان حوزه علم و فلسفه می‌دانستند سیاست هم برای خود علمی مجزاست و ظرافت‌های خود را دارد و نمی‌شود بدون توجه به آن، طرح ریخت و به نتیجه رسید.
لحظه خودکشی فرمانده جنگ بوسنی در جریان جلسه دادگاه!
لحظه خودکشی فرمانده جنگ بوسنی در جریان جلسه دادگاه! - فرمانده پیشین کروات های بوسنی پس از تایید محکومیت ۲۰ ساله اش در دیوان کیفری بین المللی به دلیل ارتکاب جنایات جنگی، ظرف سم را سرکشید!
فیلم/ تخلف احمدی‌نژاد در بوسیدن مادر چاوز
فیلم/ تخلف احمدی‌نژاد در بوسیدن مادر چاوز - محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور در همایش بسیج حقوقدانان نسبت به اظهارات اخیر رئیس‌جمهوری سابق کشورمان واکنش نشان داد.
همه زنان ناصر محمد خانی و زن جدیدش + عکس
همه زنان ناصر محمد خانی و زن جدیدش + عکس - ناصر محمدخانی دو شب پیش در حالی با زن سومش ازدواج کرد که زن اولش توسط شهلا کشته شده بود و زن دومش - شهلا- در سال 89 اعدام شد.
قشر متوسط - ازدواج سفید / قش پائین - تجاوز
قشر متوسط - ازدواج سفید / قش پائین - تجاوز - الان این ازدواج سفید بحرانی است که قشر متوسط دارد ایجاد می‌کند، بعد از آن ازدواج‌های ساندویچی است، یعنی رابطه جنسی ساندویچی. در ازدواج سفید طرفین چندمدت با هم هستند اما اگر قرار شد رابطه ... سر خیابان انجام شود، چه کسی می‌خواهد آن‌ها را بگیرد؟ چند نفر را می‌خواهند بگیرند؟ چند نفر را می‌خواهند اعدام کنند؟
فیلم دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی
فیلم دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی - فیلم خودکشی دختر اصفهانی (جدید) | دو دختر اصفهانی در فیلمی که پیش از خودکشی ضبط کرده اند، با خوشحالی به سمت مرگ می شتابند. لحظاتی که آنها نزدیکان شان را خطاب قرار می دهند و خودشان را آرام و آهسته می رسانند به بلندترین ارتفاعی که برای خودکشی به ذهنشان آمده یعنی پل شهید چمران اصفهان و در این مسیر هیچ عاملی، هیچ دلیلی نیست که دست دلشان را بگیرد و پشیمان شان کند برای رفتن.
    پربازدیدها