چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ / Wednesday, 19 September, 2018

دکتر بهشتی؛ تحزب و آزادی


دکتر بهشتی؛ تحزب و آزادی
انسان درگذر زندگی خود برداشت ها و نگرش های متفاوت و گاه متضادی نسبت به امور اطراف خویش دارد و افكار و آراء او در تحول و تغییر است. نسل اول انقلاب را جوانانی تشكیل می دادند كه با برداشتی ساده از سیاست و جامعه دل به گروه ها و شخصیت های متفاوتی می سپردند. پس از بیست سال آن نسل اینك به میانسالی رسیده، از سطح تحصیلی متفاوتی برخوردار شده و زندگی سیاسی پرحادثه و بی سابقه ای را (نسبت به نسل های دیگر) پشت سر گذاشته است و در برخی یا بسیاری از افكار دوران جوانی و نوجوانی خویش تجدید نظر كرده یا آن را تعمیق بخشیده است. بخشی از این تجدید نظر با توجه به عامل سن، طبیعی است؛ هر چند كه جامعه ما تغییر نیافتن از نوجوانی تا پیری را یك افتخار یا شاید نوعی هوشمندی سیاسی تلقی می كند و سیاست را جاده یك طرفه ای می داند كه همواره یك سوی دارد یا آن را همچون شرط بندی می داند كه «پیشگویی درست» را (ولو از سر اتفاق و حادثه بوده باشد) هوشمندی و كیاست سیاسی قلمداد می كند. نسل میانسال كنونی به افكاری دل بسته بود كه اینك آن افكار را به گونه ای دیگر می بیند. در این میان اما افرادی هستند كه هنوز هم گفتارها و نوشتارهای آنان از استحكامی شایسته برخوردار است و حتی پس از بیست سال برداشت های مثبتی از آنان در ذهن شكل می گیرد.
بی شك بهشتی و مطهری در زمره چنین شخصیت هایی هستند. مطهری با توجه به آثار مكتوب خود بیشتر شناخته شده است اما بهشتی از آنجا كه در بحرانی ترین و پر مناقشه ترین دوران پس از انقلاب درگیر فعالیت سیاسی شد هنوز هم به ویژه برای برخی روشنفكران در هاله ای از ابهام قرار دارد، هر چند كه در سال های اخیر شاهد نضج قرائتی دیگر گونه از دكتر بهشتی در اینگونه محافل هستیم.
این مقاله در پی آن است كه از سیره عملی دكتر بهشتی ویژگی هایی را استنباط و استخراج كند كه خود می تواند مبنایی برای تجرید تئوریك از شخصیت ایشان به عنوان یكی از شخصیت های اصلی انقلاب اسلامی ایران باشد.
درباره شهید بهشتی سخن بسیار گفته شده است؛ هم از سر مهر و هم از روی كین. به نظر نگارنده ضروری است كه از ایشان و دیگر كسان تأثیر گذار در جریان انقلاب و پس از آن، حتی افرادی كه كمتر دارای وجهه علمی و دارای وجهه اجرایی بوده اند مورد ارزیابی عملكردی - شخصیتی قرار گیرند تا شاید بتوان از این رهگذر به گونه ای سنخ شناسی تاریخی از شخصیت های سیاسی - اجرایی ایران پرداخت. چه بسا تناسخ های سیاسی كه در جسم و جان تاریخ سیاسی ایران شكل می گیرند و چه بسا شخصیت هایی كه تنها و یگانه در تاریخ باقی می مانند.
بهشتی شخصیتی مؤسس و نهادگر و مدیر توسعه بود. او در جامعه ای همچون ایران كه اشتهار به فرد محوری و تكروی دارد، در عمل اجتماعی سیاسی خویش از اقدامات فردی محدود و تكراونه حذر كرد و اولویتی خاص برای ایجاد نهادهای كوچك و بزرگ در عمل سیاسی- اجتماعی خویش قایل بود.
گرایش به موسسه و نهاد در نزد وی اما، بی مبنا و فارغ از نظریه پردازی نبود. عمل اجتماعی و سیاسی بدون داشتن چارچوب های نظری به نوعی سرگردانی و انفعال در عمل اجتماعی و سیاسی می انجامد. تحلیل نظری از ساده ترین شكل یعنی تحلیل توجیهی تا ایدئولوژی و در سطحی كلان نظریه پردازی متغیر است. شهید بهشتی به این تحلیل ها پایبند بود. از طرح های علمی موسسه تحقیقات اسلامی گرفته تا دستاوردهای تحلیل های نظری ایشان در «مواضع ما» نشاندهنده آن است كه وی اهمیتی خاص برای نظریه پردازی در عمل اجتماعی قایل بود. مقوله نظریه پردازی در عمل سیاسی- اجتماعی هنوز هم برای بسیاری از فعالان سیاسی درك نشده است و با غرق شدن در فعالیت های مقطعی و موضوعات روزمره نوعی سیاست ورزی بی هدف را پیشه كرده اند.
فعالیت سیاسی مستلزم داشتن تعریف و تحلیلی از سیاست، جامعه، روابط بین الملل، آزادی، توسعه سیاسی و... است. فقدان تحلیل نظری در چنین اموری فعالیت سیاسی را خام، نپخته و سرگردان و به هنگام دستیابی به قدرت، اداره امور را دچار آشفتگی می كند. بهشتی اما با درك و تحلیل امهات سیاست و جامعه و بنیانگذاری دكترین های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی فعالیت های خود را سامان داده و هدفمند می كرد.
تاریخ سیاسی ایران بویژه از شهریور ۲۰ به این سو شاهد فعالیت های سیاسی گوناگونی بوده است. طی این سال ها كمتر رهیافتی در فعالیت اجتماعی به بنیان های فرهنگی پرداخته و از روش های فرهنگی استفاده كرده است. معدود فعالیت های فرهنگی نیز در چارچوب احزاب و گروه های سیاسی و در قالب ایدئولوژی های حزبی صورت می گرفته است. شاید به جرأت بتوان گفت كه رهیافت های فرهنگی در عمل اجتماعی- سیاسی كاملاً مهجور بوده است. این امر بویژه پس از خرداد ۴۲ و روی آوردن برخی گروه ها به مشی مسلحانه و زیرزمینی تشدید شد.
روندی كه آیت الله دكتر بهشتی در پی گرفت از صبغه فرهنگی بیشتری برخوردار است و به اعتقاد نویسنده تظاهر سیاسی آن كمتر بوده است. این روش آنگاه اهمیت می یابد كه توجه داشته باشیم جامعه ایران در سال های دهه سی، چهل و پنجاه از فقر تحصیلی رنج می برد. فقدان بنیان های فرهنگی- تحصیلی در جوامع، معمولاً حركت های كور و گاه تروریستی در عمل سیاسی را تشدید می كند.
همین رهیافت بود كه توسط جوانان احساساتی آن زمان اعم از چریك های فدایی و سازمان مجاهدین خلق مورد انتقاد قرار می گرفت. بهشتی كه علاوه بر منش و روحیات شخصی با رویكردی تحلیلی و عقلانی به اجتماع و سیاست می نگریست، بحث و گفتگوی علمی - فرهنگی را همچون یك اصل در زندگی سیاسی -اجتماعی پذیرفته و بدان پایبند بود. هنگامی وی از این روش ها طرفداری و بدان عمل می كرد كه پیش از پیروزی انقلاب مبارزه مسلحانه و چریكی گفتمان غالب و پس از پیروزی انقلاب افراطی گری و حذف تروریستی، سكه رایج شده بود.
در چنین فضای سطحی از سیاست ورزی است كه اقدام مرحوم بهشتی در سازندگی سیاسی كشور مطابق با الگوهای رایج دمكراتیك بین المللی یعنی تأسیس یك حزب، از سوی شمار قابل توجهی از گروه های سیاسی كه تشكل و گروه سیاسی را به صورت سنتی فقط در خدمت تخریب، تنازع، مبارزه و نه سازندگی، تعامل و مدنیت سیاسی می دیدند قابل تحمل و شاید اساساً قابل فهم نبود.
«احزاب در پی آنند تا در انتخابات، كرسی هایی به دست آورند، نمایندگان و وزرایی داشته باشند و سررشته حكومت را بدست گیرند. می توان آنان را در عین حال به مثابه عوامل تضاد، اگر به عنوان گروه های مسلكی در نظر گرفته شوند و به مثابه سلاح پیكار اگر به عنوان وسایل بیان تضادها باشند، تلقی كرد.» (۱)
تفاوت تحزب بهشتی با تشكل و سازماندهی بسیاری از گروه های سیاسی در ابتدای پیروزی انقلاب نیز در همین نكته نهفته است. بسیاری از این گروه ها در فضای پلیسی رژیم شاه شكل گرفته بودند و به شدت سیاست زده و غیرفرهنگی بودند. در نتیجه ساز و كارهای تشكیلاتی و «اخلاق سازمانی» آنان در فضایی از تضاد و تخریب و ترور شكل گرفته بود. زندگی سیاسی- اجتماعی مرحوم بهشتی، اما، آمیخته با فعالیت فرهنگی- علمی بود. در همان زمان نیز به دور از شعارهای گنگ، مبهم، كلی و ایدئولوژیك رایج سازمان های سیاسی، درباره بانك داری، بیمه و اموری از این قبیل می اندیشید، تحقیق می كرد و می نوشت.
این دو پیشینه و بستر به دو گونه متفاوت از فعالیت سیاسی- اجتماعی انجامید كه به صورتی طبیعی چالش برانگیز بود و به قضایایی انجامید كه همگان از آن اطلاع دارند. برخلاف فضای تبلیغاتی سنگین گروه های سیاسی اپوزیسیون، بهشتی چارچوب های «مدرن» فعالیت سیاسی را پذیرفته بود و به مدنیت سیاسی، توسعه فرهنگی، تربیت اجتماعی، منطق علمی و پرهیز از خشونت پایبند بود و این همه پس از بیست سال از لابه لای حجم عظیم تبلیغات سیاسی، فاشیستی، بلشویكی و اپوزیسیون غیر دمكرات قابل ارزیابی و بازشناسی است.
ایران در ابتدای دهه ۶۰ از سویی وارث حضور گسترده (مشاركت انبوه و غیرتكثر گرایانه) در صحنه سیاست برای بر كناری رژیم شاه بود و از سوی دیگر در گیر جنگی كه باز هم به نوبه خود ضرورت همین مشاركت انبوه و غیرتكثر گرایانه را تداوم بخشیده بود.
در این شرایط سیاسی مرحوم بهشتی سعی در بنیان گذاری یك زندگی سیاسی طبیعی داشت و حتی الامكان از گرایش های متفاوت سیاسی دعوت به عمل می آورد. وی با رهیافتی فرهنگی و با دیدگاهی واقع بینانه از قدرت سیاسی، گرایش های مختلف را به مشاركت در قدرت دعوت كرد. از حبیب الله عسگر اولادی و اكبر پرورش تا میر حسین موسوی و حبیب الله پیمان را به حزب جمهوری اسلامی دعوت كرده بود.
اما جامعه سیاسی ایران پس از انقلاب جامعه ای بسیار كم تجربه در سیاست و به ویژه در اداره امور عمومی بود؛ بدبینی ها و خوش بینی های افراطی نسبت به افراد رایج و برداشت های ساده و سطحی از سیاست و روش حكومت در جریان بود.
در چنین زمینه ای بود كه قضاوت های كاملاً غیرواقع بینانه ای از دكتر بهشتی شكل گرفت. واقع بینی سیاسی و منطق هماهنگی مدیریتی در اداره امور ایجاب می كرد كه نتوان با همه گروه های سیاسی در اداره امور سهیم شد. وانگهی همواره در سیاست، گروه هایی هستند كه آنچنان خودسر و خود رأی اند كه با هیچ كس و هیچ گروهی سر سازگاری ندارند و راه هر گونه مذاكره تعاملی را می بندند. این ضعف دقیقاً به خود اینان برمی گشت و نه به مرحوم بهشتی. كسانی كه خود راه هر گونه همكاری سیاسی را بسته بودند بهشتی را به انحصار طلبی متهم و محكوم می كردند. فقدان مدنیت و تربیت سیاسی دمكراتیك در بین گروه های سیاسی كه خود فرزندان فرهنگ سیاسی به ارث رسیده از ماركسیسم - لنینیسم - مائوئیسم از سویی و فرهنگ استبدادی شاهنشاهی از سوی دیگر بودند از اصلی ترین عواملی بود كه آنها را به مخالفت با دكتر بهشتی و ترور ایشان كشاند.

دكتر كیومرث اشتریان ‎/ استادیار دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۱- موریس دوورژه، جامعه شناسی سیاسی، ترجمه ابوالفضل قاضی، انتشارات دانشگاه تهران، ،۱۳۶۷ ص ۳۰۹

منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

به یاد سیدمصطفی خمینی

به یاد سیدمصطفی خمینی
دکتر زهرا مصطفوی، شناخت شخصیت او را جدای از شناخت امام (ره) نمی‌داند و می‌گوید: حقیقت این است که شناخت شخصیت ایشان دقیقا در کنار شناخت امام ممکن است. ایشان ویژگی‌هایی داشتند که تحت تأثیر حضرت امام رشد کرده و کمال یافته بود.
اولین فرزند امام خمینی در ۲۱ آذر ۱۳۰۹، مطابق ۲۱ رجب ۱۳۴۹در قم متولد شد و تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌های باقریه و سنایی این شهر به پایان رساند. در سال ۱۳۲۵ به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در سال۱۳۳۰ سطح یک را به پایان رساند و در درس خارج آیات عظام سید روح‌الله خمینی و سید حسین طباطبایی بروجردی حضور یافت. سید مصطفی علاوه بر اجتهاد در فقه و اصول، در علوم معقول و منقول نیز مهارت داشت و از محضر استادان دیگری چون علامه طباطبایی، آیات عظام داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمد باقر سلطانی، شهید صدوقی، حاج شیخ محمد جواد قزوینی ، سید ابوالحسن قزوینی، آیت‌الله العظمی حجت، آیت‌الله العظمی شاهرودی، آیت‌الله العظمی خویی، آیت‌الله العظمی محمد باقر زنجانی، آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم، آیت‌الله فکور یزدی، آیت‌الله والد محقق، آیت‌الله علامه طباطبایی و آیت‌الله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی بهره برد.
از ۱۳۴۱ در کنار امام خمینی بر ضد حکومت پهلوی، به فعالیت سیاسی پرداخت و در پیشبرد حرکت اسلامی نقشی بسزا داشت. در سال ۱۳۴۲، در دورانی که امام در قیطریه تهران زیر نظر بودند، رییس وقت شهربانی کل کشور (سپهبد نصیری) او را به شهربانی جلب و هشدار داد که اگر از فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی دست نکشد، تحت پیگرد قرار می‌گیرد.
امام قدس سره در روز چهارم آبان ۱۳۴۳، علیه لایحه کاپیتولاسیون و انقلاب سفید سخنرانی کردند و جریانی را که در ۵۷ ثمر داد پایه گذاشت.
در تاریخ ۱۳ آبان همان سال امام را شبانه دستگیر و به ترکیه تبعید کردند. حاج سید مصطفی در واکنش به اقدام رژیم پهلوی، سخت بر آشفت و با سیل خروشان مردم خشمناک قم به طرف بیوت آیات عظام به راه افتاد و همگام با مردم قهرمان قم با فریاد اعتراض خویش، جو رعب و وحشت را شکست و از مراجع وقت، اقدام برای آزادی امام را خواستار شد.
در پی این تظاهرات، ساواک دستور جلب ایشان را به شهربانی قم صادر کرد. مأموران رژیم زمانی که حاج آقا مصطفی در بیتِ آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی به گفت‌وگو با ایشان مشغول بود، یورش بردند و ایشان را دستگیر کردند و مدت ۵۷ روز در زندان قزل قلعه تهران در سلول انفرادی زندانی کرد.
در این باره زهرا مصطفوی، خواهر شهید در بیان خاطراتش در گفت‌وگویی با ایسنا آورده است: مادرم در کمال ناراحتی و گریه از ایشان می‌خواستند که نرود. می‌گفتند پدرت خودش شروع کرد آمادگی و روحیه‌ تحملش را دارد اما تو جوان هستی، زن و بچه‌ کوچک داری، من با زن و بچه تو چه کنم؟ غافل از اینکه ایشان مجبور بودند. اما در جواب گفتند شما اینجا همه با هم هستید و مراقب زن و بچه‌ من هم هستید اما آقا آنجا تنهای تنها است من باید بروم از ایشان مراقبت کنم. خداحافظی بسیار سخت و سوزناکی بود. همه بچه‌ها زن، مادر و ما خواهرها دور ایشان را گرفته بودیم و هیچ‌کس نمی‌دانست که او را کجا می‌برند که ما بتوانیم او را دوباره ببینیم یا اصلا نخواهیم دید.
سیدمصطفی خمینی در تاریخ ۸ دی ۱۳۴۳، از زندان آزاد و در ۱۳ دی که تنها پنچ روز از آزادی او می گذشت، به دنبال استقبال چشمگیر مردم از آن عالم مجاهد، مأموران رژیم به خانه او در قم یورش بردند و بار دیگر او را دستگیر کردند. این یورش وحشیانه مایه بیم و هراس همسر آن بزرگوار و سقط جنین او شد. سرانجام نیز روز ۱۴ دی او را از ایران به ترکیه تبعید کردند.
مصطفی خمینی یک سال در شهر بورسای ترکیه به حالت تبعید ماند اما باز سعی در بازگشت به ایران کرد و با رییس سازمان امنیت بورسا در این زمینه به گفت‌وگو اقدام کرد تا در مورد بازگشتش به ایران با نعمت‌الله نصیری گفت‌وگو کند. نصیری شرط حضور مصطفی خمینی را ماندن در خانه‌ای روستایی و عدم ارتباط با انقلابیون اعلام کرد که با عدم موافقت مصطفی، مساله منتفی اعلام شد.
در ادامه اقدامات ساواک علیه این خانواده در ۱۳ مهر ۱۳۴۴، امام و فرزندش از ترکیه به عراق هجرت کردند و روز ۲۳ مهر ۱۳۴۴، در نجف سکونت گزیده و بی‌درنگ درس و بحث را آغاز کردند و حاج آقا مصطفی افزون بر حضور در درس امام، شخصا به تدریس پرداخت.
آیت‌الله سید مصطفی در کنار برنامه‌های درسی و علمی، با راه‌ها و شیوه‌های نوینی، مبارزه با شاه را دنبال کرد و مشاوری برجسته و متعهد برای امام بود.
مصطفی در عراق نیز از مبارزه دست نکشید و به دنبال اوج‌گیری نهضت رهایی‌بخش فلسطین، تلاش کرد که روحانیون خارج از کشور به پایگاه‌های فلسطین بروند و در آن جا دوره ببینند، وی حتی خود تحت آموزش‌های نظامی قرار گرفت.
در ۲۱ خرداد ۱۳۴۸، به دنبال یک سلسله فعالیت‌ها و کوشش‌هایی در راه برانگیختن آیت‌الله حکیم علیه رژیم ضد اسلامی عراق، بعثی‌ها او را دستگیر و به بغداد بردند. رییس‌جمهور وقت عراق (احمد حسن‌البکر) به وی هشدار داد در صورت ادامه فعالیت بر ضد حکام بغداد، با واکنش شدیدی روبه‌رو خواهد شد.
منابع موجود مکتوب و اینترنتی که به بیان شرح زندگی سید مصطفی خمینی پرداخته‌اند، درباره سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶ که مرتبط با سکونت ایشان به همراه امام در عراق است، به مطالبی جز شرح اوضاع سیاسی کشور عراق نپرداخته‌اند.
سرانجام سید مصطفی خمینی در نیمه شب یکشنبه اول آبان۱۳۵۶ در ۴۷ سالگی به طرز مشکوکی درگذشت. هنگام انتشار خبر درگذشت او، برای هیچ یک از انقلابیون قابل قبول نبود که فوت وی به صورت طبیعی اتفاق افتاده باشد، علاوه بر اینکه تا آن زمان نشانی از بیماری‌ جدی در او دیده نمی‌شد.
امام خمینی (ره) در پیامی خطاب به مردم ایران، فردای انتشار خبر فرمودند:
ـ "این طور قضایا مهم نیست، خیلی پیش می‌آید، برای همه مردم پیش می‌آید و خداوند تبارک و تعالی الطافی دارد به ظاهر و الطافی خفیه است. یک الطاف خفیه‌ای خدای تبارک و تعالی دارد که ما علم به آن نداریم اطلاعی بر او نداریم و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل از هر جهتی ناقص هستیم، از این جهت در این طور اموری که پیش می‌آید جزع و فزع می‌کنیم، صبر نمی‌کنیم، این برای نقصان معرفت ماست به مقام باری تعالی. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه‌ای که خدای تبارک و تعالی نسبت به عبادش دارد و «انه لطیف علی العباد» و اطلاع بر آن مسایل داشتیم، در این طور چیزهایی که جزیی است و مهم نیست، آن قدر بی‌طاقت نبودیم، می‌فهمیدیم که مصالحی در کار است، یک الطافی در کار است، یک تربیت‌هایی در کار است."
امام خمینی بعد از شهادت مصطفی خمینی، در مراسمی نیز تاکید کرد: "این حادثه جزء ناچیزی از حوادثی است که بر فرزندان اسلام می گذرد."
بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران ۱۳ آبان ۱۳۵۶ به مناسبت شهادت سید مصطفی خمینی گفت: این حوادث و مصیبت‌ها در مقابل حوادث و مصیبت‌هایی که بر اسلام و مسلمین وارد شده است، ناچیز است.
البته امام (ره) در همان زمانی که خبر حادثه را شنید خود با ارسال نوشته‌ای برای مردم خبر را منتشر ساخت.
متن این نوشته عبارت است از:
انا لله و انا الیه راجعون
در روز یکشنبه نهم ذی القعده الحرام ۱۳۹۷ مصطفی خمینی، نور بصرم و مـهـجـه قـلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.
اللهم ارحمه واغفر له و اسکنه الجنه بحق اولیائک الطاهرین علیهم الصلوه والسلام.
با انتشار خبر، حوزه نجف در هاله‌ای از غم و اندوه فرو رفت. درس‌ها تعطیل شد. پیکر آن شهید را به کربلا بردند. در این مراسم جمعیت انبوهی شرکت کردند و جنازه را با آب فرات غسل داده و در محل خیمه‌گاه امام حسین علیه السلام کفن کردند و پس از طواف در حرم مطهر حضرت سید الشهداء علیه اسلام و حضرت عباس علیه السلام، به نجف بازگرداندند و روز بعد پیکر آن شهید از مسجد بهبهانی (واقع در بیرون دروازه نجف) با شرکت انبوهی از علما، فضلا، طلاب، کسبه، اصناف و دیگر اهالی نجف به طرف صحن مطهر علوی تشییع شد. امام قدس سره در مسجد بهبهانی حضور یافت و پس از توقفی کوتاه و خواندن فاتحه، با قامتی استوار به خانه بازگشت و در مراسم تشییع و خاکسپاری شرکت نکرد. در هنگان تشییع جنازه، بازار نجف یکپارچه تعطیل شد و نماز را بر پیکر مصطفی خمینی، آیت‌الله خوئی اقامه کـرد و پـس از تشییع مفصل و باشکوه که بسیاری از ایرانی‌ها نیز شـرکـت داشـتند، پیکرش را در حرم امام علی(ع) در کنار قبر آیت‌الله کمپانی اصفهانی به خاک سپردند.
شب هنگام امام خمینی (ره) پس از زیارت حرم مطهر حضرت علی علیه السلام بر مزار فرزند حاضر شد و با قرائت فاتحه، از حاضران خواست برای مصطفی طلب مغفرت کنند.
دکتر زهرا مصطفوی، خواهر سیدمصطفی درباره واکنش امام به شهادت وی خاطر نشان کرد: هنگام شهادت او امام می‌دانست چه گوهری را از دست داده و شاید هیچ جمله‌ای مثل آنکه فرمودند "مصطفی امید آینده اسلام بود" بیانگر ارزش‌های ایشان نزد امام نباشد. اما مادرمان نقل کردند که خدا می‌داند امام چه حالی داشته‌اند و برای از دست رفتن چنین فرزندی که می‌توانست یاری توانا برای اسلام باشد، چقدر گریه کرده‌اند. اما در پنهان امام به طور کلی بسیار عاطفی بودند. من خودم شاهد گریه‌های امام در مقابل تلویزیون زمانی که شهداء را تشیع می‌کردند بوده‌ام یا ستون‌های جوانان که به طرف جبهه حرکت می‌کردند امام را بسیار متأثر می‌کرد و به گریه وامی‌داشت.
سید مصطفی خمینی در ۴۷ سال زندگی خود علاوه بر تحصیل، تدریس و مشارکت در فعالیت‌های سیاسی به تالیف کتاب نیز پرداخت. از جمله القواعد الحکمیه (حاشیه بر اسفار)، کتاب البیع (دوره کامل مباحث استدلالی بیع در سه جلد)، تحریرات فی‌الاصول (از اول اصول تا استصحاب تعلیقی)، شرح زندگانی ائمه معصومین (ع) تا زندگانی امام حسین علیه السلام، مستند تحریر الوسیله، تعلیقه‌ای بر عروة‌الوثقی، تفسیر قرآن الکریم در چهار جلد، مبحث اجاره، کتاب الاصول، القواعد الرجالیه، کتابی در مبحث نکاح، مکاسبه محرمه (در دو جلد)، مبحث اجاره، تحریرات فی‌الاصول (از اول اصول تا استصحاب تعلیقی)، حاشیه بر شرح هدایه ملاصدرا، حاشیه بر مبداء و معاد ملاصدرا، حواشی بر وسیله النجاة آقا سید ابوالحسن اصفهانی، تطبیق هیات جدید بر هیات نجوم اسلامی و حاشیه بر خاتمه مستدرک را می‌توان نام برد. همچنین دو کتاب «قاعده لاتعاد» و «مکاسب محرمه» به هنگام اقامت در ترکیه نوشته است.
پس از درگذشت سید مصطفی خمینی، روزنامه کیهان در ۱۹ دی ماه در سرمقاله‌ای با امضای رشیدی مطلق علیه شخص ایشان مطالبی نگاشت و همان روز ظهر مردم قم در اعتراض به این مقاله به خیابان ریختند. در اربعین شهدای آن روز قم که در پاسداری از فرزند امام به خیابان آمده بودند، آذربایجان قیام کرد و به تدریج اربعین‌هایی به دنبال آورد و همه ایـران را فرا گرفت.
مرقد این شهید روحانی انقلاب در شهر نجف پس از سقوط دولت صدام برای زیارت عموم گشوده شد.

وبگردی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال
درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقه هندبال - در این فیلم درگیری بازیکنان ایران و عربستان در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی جاکارتا را می بینید که این بازی در نهایت منجر به پیروزی ایران و کسب مقام پنجمی کشورمان شد.
فیلم | روایت یک روحانی از هایده و ترانه «علی ای همای رحمت»
فیلم | روایت یک روحانی از هایده و ترانه «علی ای همای رحمت» - فیلم - روایت یک روحانی از هایده و ماجرای خواندن ترانه «علی ای همای رحمت» را در ویدئوی زیر ببینید.
منصور ارضی: اون یکی تو استخر مُرد، این یارو هم شاید در توالت بمیرد!
منصور ارضی: اون یکی تو استخر مُرد، این یارو هم شاید در توالت بمیرد! - منصور ارضی در این مراسم که فیلمش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده می‌گوید: اون یکی تو استخر مُرد، این یارو هم تو استخر و شاید در توالت خواهد مُرد!