دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

دکتر بهشتی؛ تحزب و آزادی


دکتر بهشتی؛ تحزب و آزادی
انسان درگذر زندگی خود برداشت ها و نگرش های متفاوت و گاه متضادی نسبت به امور اطراف خویش دارد و افكار و آراء او در تحول و تغییر است. نسل اول انقلاب را جوانانی تشكیل می دادند كه با برداشتی ساده از سیاست و جامعه دل به گروه ها و شخصیت های متفاوتی می سپردند. پس از بیست سال آن نسل اینك به میانسالی رسیده، از سطح تحصیلی متفاوتی برخوردار شده و زندگی سیاسی پرحادثه و بی سابقه ای را (نسبت به نسل های دیگر) پشت سر گذاشته است و در برخی یا بسیاری از افكار دوران جوانی و نوجوانی خویش تجدید نظر كرده یا آن را تعمیق بخشیده است. بخشی از این تجدید نظر با توجه به عامل سن، طبیعی است؛ هر چند كه جامعه ما تغییر نیافتن از نوجوانی تا پیری را یك افتخار یا شاید نوعی هوشمندی سیاسی تلقی می كند و سیاست را جاده یك طرفه ای می داند كه همواره یك سوی دارد یا آن را همچون شرط بندی می داند كه «پیشگویی درست» را (ولو از سر اتفاق و حادثه بوده باشد) هوشمندی و كیاست سیاسی قلمداد می كند. نسل میانسال كنونی به افكاری دل بسته بود كه اینك آن افكار را به گونه ای دیگر می بیند. در این میان اما افرادی هستند كه هنوز هم گفتارها و نوشتارهای آنان از استحكامی شایسته برخوردار است و حتی پس از بیست سال برداشت های مثبتی از آنان در ذهن شكل می گیرد.
بی شك بهشتی و مطهری در زمره چنین شخصیت هایی هستند. مطهری با توجه به آثار مكتوب خود بیشتر شناخته شده است اما بهشتی از آنجا كه در بحرانی ترین و پر مناقشه ترین دوران پس از انقلاب درگیر فعالیت سیاسی شد هنوز هم به ویژه برای برخی روشنفكران در هاله ای از ابهام قرار دارد، هر چند كه در سال های اخیر شاهد نضج قرائتی دیگر گونه از دكتر بهشتی در اینگونه محافل هستیم.
این مقاله در پی آن است كه از سیره عملی دكتر بهشتی ویژگی هایی را استنباط و استخراج كند كه خود می تواند مبنایی برای تجرید تئوریك از شخصیت ایشان به عنوان یكی از شخصیت های اصلی انقلاب اسلامی ایران باشد.
درباره شهید بهشتی سخن بسیار گفته شده است؛ هم از سر مهر و هم از روی كین. به نظر نگارنده ضروری است كه از ایشان و دیگر كسان تأثیر گذار در جریان انقلاب و پس از آن، حتی افرادی كه كمتر دارای وجهه علمی و دارای وجهه اجرایی بوده اند مورد ارزیابی عملكردی - شخصیتی قرار گیرند تا شاید بتوان از این رهگذر به گونه ای سنخ شناسی تاریخی از شخصیت های سیاسی - اجرایی ایران پرداخت. چه بسا تناسخ های سیاسی كه در جسم و جان تاریخ سیاسی ایران شكل می گیرند و چه بسا شخصیت هایی كه تنها و یگانه در تاریخ باقی می مانند.
بهشتی شخصیتی مؤسس و نهادگر و مدیر توسعه بود. او در جامعه ای همچون ایران كه اشتهار به فرد محوری و تكروی دارد، در عمل اجتماعی سیاسی خویش از اقدامات فردی محدود و تكراونه حذر كرد و اولویتی خاص برای ایجاد نهادهای كوچك و بزرگ در عمل سیاسی- اجتماعی خویش قایل بود.
گرایش به موسسه و نهاد در نزد وی اما، بی مبنا و فارغ از نظریه پردازی نبود. عمل اجتماعی و سیاسی بدون داشتن چارچوب های نظری به نوعی سرگردانی و انفعال در عمل اجتماعی و سیاسی می انجامد. تحلیل نظری از ساده ترین شكل یعنی تحلیل توجیهی تا ایدئولوژی و در سطحی كلان نظریه پردازی متغیر است. شهید بهشتی به این تحلیل ها پایبند بود. از طرح های علمی موسسه تحقیقات اسلامی گرفته تا دستاوردهای تحلیل های نظری ایشان در «مواضع ما» نشاندهنده آن است كه وی اهمیتی خاص برای نظریه پردازی در عمل اجتماعی قایل بود. مقوله نظریه پردازی در عمل سیاسی- اجتماعی هنوز هم برای بسیاری از فعالان سیاسی درك نشده است و با غرق شدن در فعالیت های مقطعی و موضوعات روزمره نوعی سیاست ورزی بی هدف را پیشه كرده اند.
فعالیت سیاسی مستلزم داشتن تعریف و تحلیلی از سیاست، جامعه، روابط بین الملل، آزادی، توسعه سیاسی و... است. فقدان تحلیل نظری در چنین اموری فعالیت سیاسی را خام، نپخته و سرگردان و به هنگام دستیابی به قدرت، اداره امور را دچار آشفتگی می كند. بهشتی اما با درك و تحلیل امهات سیاست و جامعه و بنیانگذاری دكترین های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی فعالیت های خود را سامان داده و هدفمند می كرد.
تاریخ سیاسی ایران بویژه از شهریور ۲۰ به این سو شاهد فعالیت های سیاسی گوناگونی بوده است. طی این سال ها كمتر رهیافتی در فعالیت اجتماعی به بنیان های فرهنگی پرداخته و از روش های فرهنگی استفاده كرده است. معدود فعالیت های فرهنگی نیز در چارچوب احزاب و گروه های سیاسی و در قالب ایدئولوژی های حزبی صورت می گرفته است. شاید به جرأت بتوان گفت كه رهیافت های فرهنگی در عمل اجتماعی- سیاسی كاملاً مهجور بوده است. این امر بویژه پس از خرداد ۴۲ و روی آوردن برخی گروه ها به مشی مسلحانه و زیرزمینی تشدید شد.
روندی كه آیت الله دكتر بهشتی در پی گرفت از صبغه فرهنگی بیشتری برخوردار است و به اعتقاد نویسنده تظاهر سیاسی آن كمتر بوده است. این روش آنگاه اهمیت می یابد كه توجه داشته باشیم جامعه ایران در سال های دهه سی، چهل و پنجاه از فقر تحصیلی رنج می برد. فقدان بنیان های فرهنگی- تحصیلی در جوامع، معمولاً حركت های كور و گاه تروریستی در عمل سیاسی را تشدید می كند.
همین رهیافت بود كه توسط جوانان احساساتی آن زمان اعم از چریك های فدایی و سازمان مجاهدین خلق مورد انتقاد قرار می گرفت. بهشتی كه علاوه بر منش و روحیات شخصی با رویكردی تحلیلی و عقلانی به اجتماع و سیاست می نگریست، بحث و گفتگوی علمی - فرهنگی را همچون یك اصل در زندگی سیاسی -اجتماعی پذیرفته و بدان پایبند بود. هنگامی وی از این روش ها طرفداری و بدان عمل می كرد كه پیش از پیروزی انقلاب مبارزه مسلحانه و چریكی گفتمان غالب و پس از پیروزی انقلاب افراطی گری و حذف تروریستی، سكه رایج شده بود.
در چنین فضای سطحی از سیاست ورزی است كه اقدام مرحوم بهشتی در سازندگی سیاسی كشور مطابق با الگوهای رایج دمكراتیك بین المللی یعنی تأسیس یك حزب، از سوی شمار قابل توجهی از گروه های سیاسی كه تشكل و گروه سیاسی را به صورت سنتی فقط در خدمت تخریب، تنازع، مبارزه و نه سازندگی، تعامل و مدنیت سیاسی می دیدند قابل تحمل و شاید اساساً قابل فهم نبود.
«احزاب در پی آنند تا در انتخابات، كرسی هایی به دست آورند، نمایندگان و وزرایی داشته باشند و سررشته حكومت را بدست گیرند. می توان آنان را در عین حال به مثابه عوامل تضاد، اگر به عنوان گروه های مسلكی در نظر گرفته شوند و به مثابه سلاح پیكار اگر به عنوان وسایل بیان تضادها باشند، تلقی كرد.» (۱)
تفاوت تحزب بهشتی با تشكل و سازماندهی بسیاری از گروه های سیاسی در ابتدای پیروزی انقلاب نیز در همین نكته نهفته است. بسیاری از این گروه ها در فضای پلیسی رژیم شاه شكل گرفته بودند و به شدت سیاست زده و غیرفرهنگی بودند. در نتیجه ساز و كارهای تشكیلاتی و «اخلاق سازمانی» آنان در فضایی از تضاد و تخریب و ترور شكل گرفته بود. زندگی سیاسی- اجتماعی مرحوم بهشتی، اما، آمیخته با فعالیت فرهنگی- علمی بود. در همان زمان نیز به دور از شعارهای گنگ، مبهم، كلی و ایدئولوژیك رایج سازمان های سیاسی، درباره بانك داری، بیمه و اموری از این قبیل می اندیشید، تحقیق می كرد و می نوشت.
این دو پیشینه و بستر به دو گونه متفاوت از فعالیت سیاسی- اجتماعی انجامید كه به صورتی طبیعی چالش برانگیز بود و به قضایایی انجامید كه همگان از آن اطلاع دارند. برخلاف فضای تبلیغاتی سنگین گروه های سیاسی اپوزیسیون، بهشتی چارچوب های «مدرن» فعالیت سیاسی را پذیرفته بود و به مدنیت سیاسی، توسعه فرهنگی، تربیت اجتماعی، منطق علمی و پرهیز از خشونت پایبند بود و این همه پس از بیست سال از لابه لای حجم عظیم تبلیغات سیاسی، فاشیستی، بلشویكی و اپوزیسیون غیر دمكرات قابل ارزیابی و بازشناسی است.
ایران در ابتدای دهه ۶۰ از سویی وارث حضور گسترده (مشاركت انبوه و غیرتكثر گرایانه) در صحنه سیاست برای بر كناری رژیم شاه بود و از سوی دیگر در گیر جنگی كه باز هم به نوبه خود ضرورت همین مشاركت انبوه و غیرتكثر گرایانه را تداوم بخشیده بود.
در این شرایط سیاسی مرحوم بهشتی سعی در بنیان گذاری یك زندگی سیاسی طبیعی داشت و حتی الامكان از گرایش های متفاوت سیاسی دعوت به عمل می آورد. وی با رهیافتی فرهنگی و با دیدگاهی واقع بینانه از قدرت سیاسی، گرایش های مختلف را به مشاركت در قدرت دعوت كرد. از حبیب الله عسگر اولادی و اكبر پرورش تا میر حسین موسوی و حبیب الله پیمان را به حزب جمهوری اسلامی دعوت كرده بود.
اما جامعه سیاسی ایران پس از انقلاب جامعه ای بسیار كم تجربه در سیاست و به ویژه در اداره امور عمومی بود؛ بدبینی ها و خوش بینی های افراطی نسبت به افراد رایج و برداشت های ساده و سطحی از سیاست و روش حكومت در جریان بود.
در چنین زمینه ای بود كه قضاوت های كاملاً غیرواقع بینانه ای از دكتر بهشتی شكل گرفت. واقع بینی سیاسی و منطق هماهنگی مدیریتی در اداره امور ایجاب می كرد كه نتوان با همه گروه های سیاسی در اداره امور سهیم شد. وانگهی همواره در سیاست، گروه هایی هستند كه آنچنان خودسر و خود رأی اند كه با هیچ كس و هیچ گروهی سر سازگاری ندارند و راه هر گونه مذاكره تعاملی را می بندند. این ضعف دقیقاً به خود اینان برمی گشت و نه به مرحوم بهشتی. كسانی كه خود راه هر گونه همكاری سیاسی را بسته بودند بهشتی را به انحصار طلبی متهم و محكوم می كردند. فقدان مدنیت و تربیت سیاسی دمكراتیك در بین گروه های سیاسی كه خود فرزندان فرهنگ سیاسی به ارث رسیده از ماركسیسم - لنینیسم - مائوئیسم از سویی و فرهنگ استبدادی شاهنشاهی از سوی دیگر بودند از اصلی ترین عواملی بود كه آنها را به مخالفت با دكتر بهشتی و ترور ایشان كشاند.

دكتر كیومرث اشتریان ‎/ استادیار دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۱- موریس دوورژه، جامعه شناسی سیاسی، ترجمه ابوالفضل قاضی، انتشارات دانشگاه تهران، ،۱۳۶۷ ص ۳۰۹

منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

مدرس از نگاه امام و علمای شیعه


مدرس از نگاه امام و علمای شیعه
● از نگاه امام خمینی (ره)
در میان فقها، علما و مجتهدانی که حضرت امام خمینی (قدس سره) به تعظیم و تکریم آنان پرداخته است. شاید هیچ کس بیش از شهید مدرس مورد تجلیل قرار نگرفته باشد. عظمتی که امام برای این انسان مبارز قائل بود سبب شد تا دستور دهد که زیارتگاهی برای او احداث شود. امام یگانه فردی است که آن گونه که باید مدرس را شناخت، آن شهید را شناخته است. مدرس با امام مشابهت های فکری داشت و چون سه عنصر فقاهت، صداقت و سیاست در مدرس جمع بود و به او آنچنان امتیاز و برجستگی داد که امام امت برای آن پیر فقه، عرفان و سیاست این همه عزت و کرامت قائل شود.
در قسمتی از حکم تاریخی مورخه ۲۸ شهریور ۱۳۶۳ امام مبنی بر بازسازی مزار مدرس آمده است:
"... در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالیمقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاریهای اوست و اینک با سربلندی از بین ما رفته بر ماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی – اعتقادی او را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و دور افتاده او را تعمیر و احیا نماییم"
حضرت امام در پیامها، نطقها و سخنان و مکتوبات با صلابت خود به مناسبتهای گوناگون از این شهید والامقام به نیکی و بزرگواری یاد نموده اند که به گزیده ای از آنها اشاره می شود:
روحانیت شیعه مستقل است، اتکا به هیچ جا ندارد، اینها مستقل اند در افکار خودشان از اینها تویشان آدم در می آید، اینها از تویشان سیدحسن مدرس بیرون می آید."
مرحوم مدرس (رحمه الله) خوب من ایشان را دیده بودم، این هم یکی از اشخاصی بود که در مقابل ... ظلم آن مرد سیاه کوهی، آن رضاخان قلدر ایستاد و در مجلس بود. مدرس یک آقای عمامه ای، ملا، متقی و با یک پیراهن ... ]بسیار ساده[ ایستاد در مقابل رضا شاه و نه، گفت"
"اسلام می خواهد انسان درست کند، می خواهد آدم درست کند. یک آدم اگر موافق تعلیم قرآن درست شود یک وقت می بینید که یک مدرس از کار در می آید که یک مدرس مثل یک گروه است ]که[ جلو قدرت رضاخان می ایستد. با پیرمردی خودش می ایستد جلویش را می گیرد و جلو شوروی که می خواستند به ایران حمله کنند می گیرد."
"مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد ]که[ به رضاخان بگویید من زنده هستم! مدرس حالا هم زنده است، مردان تاریخ تا آخر زنده اند."
"این عکسی که ملاحظه می کنید ]اشاره به عکس مدرس[ شخصی است که ملک الشعرا گفته است که از زمان مغول تا حال این ]چنین[ شخص به عالم نیامده، یعنی مرحوم مدرس، یعنی آنکه در مقابل رضاخان قلدر ایستاد، همین فرد است، یک شخص روحانی که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن می کرد. او در مقابل قدرت زیاد رضاخان ایستاد و آن طور هجوم کرد به مجلس که نگذاشت رضاخان کاری بکند و در حالی که عمال رضاخان با هم زنده باد زنده باد می گفتند، ایستاد و گفت که مرده باد رضاخان و زنده باد من! یک همچون مرد قدرتمندی بود، برای اینکه الهی بود، می خواست برای خدا کار بکند و از کسی نمی ترسید."
"شما می دانید و ما هم می دانیم مدرس یک ملای دیندار بود. چندین دوره زمامداری مجلس را داشت و از هر کس برای او استفاده مهیاتر بود. بعد از مردن چه چیزی به جای خود گذاشت، جز شرافت و بزرگی! ما می گوییم مثل مدرسها باید بر رأس هیأت تقنینیه و قوای مجریه و قضایی واقع شود تا کشور از این حال فلاکت بیرون بیاید."
"در این بیست سال ]دوران قدرت طلبی رضاخان[ که به دست اختناق ایران و دین به شمار می رفت همه دیدید و دیدیم که بالاترین هدف رضاخان، علما بودند و آن قدر که او با آنها بد بود با دیگران نبود. چون می دانست اگر گلوی اینها را با سختی فشار ندهد و زبان آنها را در هر گوشه با زور سرنیزه نبندد تنها کسی که با مقاصد مسموم او طرفیت کند آنها هستند ...." او با مرحوم مدرس روزگاری گذراند و تماس خصوصی داشت و فهمید که با هیچ چیز نمی توان او را قانع کرد نه با تطمیع و نه با تهدید..."
آنها از مدرس می ترسیدند، مدرس یک انسان بود، یکنفری نگذاشت پیش برود کارهای او را، تا وقتی کشتندش، یکنفری غلبه می کرد بر همه مجلس، بر اهالی که در مجلس بودند، غلیه می کرد یکنفری، یکنفری تا توی مجلس نبود (من آن وقت مجلس رفتم، دیدم برای تماشا، بچه بودم، جوان بودم رفتم) مجلس آن وقت تا مدرس نبود، مثل اینکه چیزی در آن نیست، مثل اینکه محتوا ندارد. مدرس با آن عبای نازک و با آن ... قبای کرباسی وقتی وارد مجلس می شد، طرحهایی که در مجلس داده می شد آن که مخالف بود مدرس مخالف می کرد ..."
● دیدگاه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای:
"شناخت رضاخان و پیش بینی عاقبت شومی که سلطه و سلطنت او می توانست به بار آورد، در آغاز برای همگان آسان نبود، کمتر کسی می توانست از برای آن همه تظاهر و ادعا که همچون نقابی صورت کریه رضاخان را پوشانده بود، چهره او را تشخیص دهد."
"در میان آن گروه معدودی که صاحب چنین تشخیص بودند کمتر کسی این شهامت را داشت که آنچه را دانسته برملا کند و از همان ابتدای امر قد علم کرده، با او به مخالفت برخیزد. در چنین حالی مدرس کسی بود که با فراست خویش هم ماهیت ضد اسلامی و ضد مردمی رضاخان را تشخیص داد و هم با شجاعت کم نظیری با او به مبارزه پرداخت."
"مدرس به عنوان یک روحانی که از چشمه فیاض دین رهایی بخش و انسان ساز اسلام سیراب بود در انجام تکلیف الهی و شرعی خویس – که مبارزه با ظلم و فساد و اختناق را سرلوحه احکام خویش دارد – تنها بودن را بهانه سکوت قرار نداد و چه بسا که در بسیاری از جریانات سیاسی کشور تنها یک فریاد بود که پرده خفقان حاکمه را می درید و آن فریاد خروش دشمن شکن مدرس بود .... مدرس بحق افتخار جامعه روحانیت – بخصوص در قرن حاضر – و نمونه ای از مقاومت جامعه روحانیت در همه زمانهاست ... پرچم مبارزه ای که شهید مدرس برافراشت هیچ گاه بر زمین نیفتاد، مبارزه بی امان مدرس علیه هر آنچه غیرخدایی است هنوز در جامعه ما ادامه دارد "
● از نظر علمای شیعه
آیت الله میرزامحمدحسن شیرازی (متوفای ۱۳۱۲ ه. ق) که صادر کننده فتوای معروف تحریم تنباکو است و این حرکت او آغازی برای نهضتهای صد ساله اخیر ایران بود. در نجف با شهید مدرس ملاقات داشت و آن شهید از حوزه درسی میرزا بهره مند گردید. نظر میرزا درباره مدرس چنین است:
"این اولاد رسول الله پاکدامنی اجدادش را داراست و در هوش و فراست گاهی من را به تعجب می افکند. در مدتی بسیار کوتاه از همدرسهایش در گذشته و در منطق، فقه و اصول سرآمد همه یارانش می باشد و قوه قضاوت او در حد کمال و نهایت درستگاری و تقوا است."
آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی در ضمن بیاناتی به مبارزات مدرس اشاره دارد:
"... وقتی خبردار شدیم وهابیها بر حجاز مسلط شده، قبور ائمه را ویران و با یک نیروی کافی به سوی عراق حرکت کرده اند و قصد ویرانی قبور ائمه را در عراق دارند، بلافاصله دست به کار شدیم و از نقاط مختلف نیرو فراهم کردیم و به وسیله پیک مخصوص نامه ای به مدرس نوشتیم، مدرس در جواب نوشته اگر لازم باشد اطلاع دهید من با گروهی از مردم ایران حرکت خواهیم کرد. همچنین در مجلس شورا به سیاست انگلیسیها شدیدا حمله کرد و از دولت ایران خواست که بی درنگ اقدامات لازم را برای جلوگیری از متجاوزان به عمل آورند"
علامه سیدمحسن امین، دانشمند جهان تشیع در کتاب گرانسنگ اعیان الشیعه، مدرس را این گونه معرفی می کند:
"او مردی دانشمند، فاضل؛ باشهامت؛ نترس و پیشتاز بود... مدرس در آن عصر از باشهامت ترین مردان در مجلس و پایدارترین ایشان در پیمان خویش بود. او به مجلس حاضر می شد و با بحث و جدل و دست و پنجه نرم کردن، از حقوق امت اسلام و شرع مقدس دفاع می نمود. استواری و پایداری و عدم تمکین او باعث شد که کسانی مامور ترور وی شوند، اما بدو آسیبی نرسید. سپس او را توقیف و تبعید نمودند و دیگر کسی او را ندید...."
● نکته ای از شهید نواب صفوی:
"دم خروسها از زیر پرده جنایت پیدا شده و پشیمان شده اند، ملت آن روز خفته بودند امروز بیدار شدند و دیدند که همه چیز خود را باخته اند عزیزترین رجال خود مثل شیخ فضل الله نوری، حضرت شهید مظلوم آیت الله حاج آقا جمال اصفهانی و حاج آقا نورالله اصفهانی و حضرت شهید معظم سیدحسن مدرس را از دست داده اند."

از بزرگسالی استعفا می‌دهم می‌خواهم به نیروی لبخند و به باران ایمان بیاورم
▪ من می‌خواهم رسما از بزرگسالی استعفا ‌دهم و مسوولیت‌های یک کودک هشت ساله را قبول کنم ▪ می‌خواهم به یک ساندویچ‌فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است ▪ می‌خواهم …
وبگردی
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور !
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور ! - دولت - معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه نوسان قیمت ارز کلا آزار دهنده است، گفت: افزایش قیمت ارز به لحاظ محاسبه عددی هزینه تمام‌شده سفر به خارج از کشور را افزایش می‌دهد.
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید از اسنادی رونمایی کرد که نشان می دهد، فرودگاه یاسوج علیرغم تکذیب مسئولان، رادار و تجهیزات کافی برای فرود امن هواپیماها ندارد. گفته می شود یکی از دلایل دخیل در سقوط هواپیمای تهران - یاسوج فعال نبودن رادار فرودگاه یاسوج بوده است.
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی