یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ / Sunday, 21 October, 2018

هندسه موسیقی


هندسه موسیقی
مطلب زیر بریده‌ای از یك نوشتار بلند پیرامون مبانی نظری موسیقی در تمدن اسلامی است. این مطلب به ریشه‌های و تاثیرات تفكر یونانی بر فرهنگ موسیقایی اسلامی می‌پردازد.
در بررسی تاریخ موسیقی در تمدن اسلامی، گام اول اشارتی نه چندان گذرا به فرهنگ و فلسفه یونانی است. این گام ضروری است زیرا در این معنا تردیدی وجود ندارد كه تاثیرپذیری فلسفه و كلام اسلامی از اندیشه‌های فلاسفه یونانی، نقش مهمی در رویكرد به موسیقی در تاریخ تفكر و تمدن اسلامی داشته است. نظرگاههای خاص «اخوان الصفا» و عرفای بزرگی چون «مولانا محمد جلال الدین رومی » در مورد موسیقی و سماع، بازتابی از دیدگاه های فیثاغورثیان پیرامون موسیقی است.
بررسی تاریخی موسیقی با فیثاغورث آغاز می‌شود. فیلسوف نام‌آور جزیره «ساموس» كه در سال ۵۳۲ قبل از میلاد به دنیا آمد و از بنیانگذاران اولین انجمن فلسفی عرفانی در زندگی انسان غربی است.
«كاپلستون » در «تاریخ فلسفه» معتقد است، محور افكار و اعمال فیثاغورثیان تزكیه و تطهیر بود. آنها عوامل وصول بدین تطهیر و تزكیه را، تمرین سكوت، موسیقی و مطالعه ریاضیات می‌دانستند. همنشینی موسیقی و ریاضیات در ذهنیت فیثاغورثیان، ابواب معرفتی مهمی را بر ذهن و روح بشر گشود و در این میان موسیقی كه نسبت بسیار گسترد‌ه‌ای با عدد و هندسه داشت، عاملی برای عروج و صعود روح و ادراك رقص و چرخ افلاك توسط فیثاغورثیان شد.
فیثاغورثیان اولین كسانی بودند كه پی بردند می‌توان فواصل میان نتهای چنگ را با عدد بیان كرد. همچنین «فیثاغورث میان سازواره‌ای موسیقایی و ریاضیات رابطه‌ای اساسی یافت. ولی آنچه او كشف كرد بسیار دقیق و روشن بود. هر گاه تك تار كشیده‌ای را به ارتعاش درآوریم یك نت اصلی ایجاد می‌كند. نتهایی كه با این نت سازواره‌ای دارند با تقسیم تار به عده كاملا درستی از اجزای آن به دست می‌آیند، درست به دو جزء، درست به سه جزء، درست به چهار جزء. الی آخر. اگر نقطه ساكن تار، یا گره، بر یكی از این نقاط مشخص قرار نگیرد، صداناساز است... فیثاغورث دریافته بود كه نواهایی كه به گوش خوشایند هستند با تقسیمات طول تمام تار بر اعداد درست مطابقت دارند. این كشف برای فیثاغورثیان نیرویی عرفانی داشت. تطابق میان طبیعت و عدد آنچنان قوی بود كه اینان متقاعد شده بودند كه نه تنها صداهای طبیعت، بلكه همه ابعاد ممیز آن نیز، باید اعدادی ساده و بیانگر سازواره‌ای باشند. مثلا فیثاغورث و پیروانش بر این عقیده بودند كه مدارهای اجرام فلكی را ( كه به تصور یونانیان روی كر‌ه های بلورین به دور زمین گردش می‌كنند) با ربط دادن آنها به فاصله‌های موسیقی می‌توان حساب كرد.
احساس آنها چنین بود كه همه نظامهای موجود در طبیعت موسیقایی‌اند: از دید آنها گردش چرخ، موسیقی افلاك بود.»
فیثاغورثیان زمین را كروی می‌دانستند و معتقد بودند «نه تنها مركز جهان نیست بلكه زمین و سیارات همراه با خورشید گرد آتش مركزی یا «كانون جهان» كه با عدد یك، یكی گرفته می‌شد می‌گردند.»
تحلیل موسیقایی فیثاغورثیان در طول تاریخ مورد ستایش و در عین حال انتقاد برخی واقع شده است. لیكن اهمیت كار او در كشف نقش مهم اعداد در موسیقی و حساب بسیار قابل توجه و غیر قابل انكار است. برتراندراسل در این مورد می‌گوید:
«رابطه‌ای كه وی (فیثاغورث ) میان موسیقی و حساب پدید آورد هنوز در اصطلاحات ریاضی «معدل هارمونیك» و «تصاعد هارمونیك» به جای مانده است.» همچنین راسل معتقد است نسبت قوی میان ریاضیات و حقیقت، منشأ اعتقادات عرفانی و عقلانی در حیات انسان شده است: «به نظر من بزرگترین منشأ اعتقاد به حقیقت كامل و ابدی و نیز اعتقاد به عالم معقول و نامحسوس همان ریاضیات است. نظریات عرفانی درباره نسبت زمان و ابدیت نیز به وسیله ریاضیات مطلق تقویت می شود. زیرا كه اشیای ریاضی مانند اعداد اگر اصولا واقعیتی داشته باشند، ابدی هستند و در بستر زمان قرار ندارند چنین اشیای ابدی را می‌توان افكار خدا پنداشت؛ نظر به افلاطون كه می‌گوید خدا «مهندس»‌است و عقیده سر جیمز جینز كه می‌گوید خدا به علم حساب معتاد است از این جا آب می‌خورد، دین تعقلی در برابر دین اشراقی، از زمان فیثاغورث و خاصه از زمان افلاطون تاكنون متأثر از ریاضیات و اسلوب ریاضی بوده است، تركیب ریاضیات و الهیات كه با فیثاغورث آغاز شد، در یونان و قرون وسطی و عصر جدید تا شخص كانت صفت مشخص فلسفه دینی شد.»
این پیوستگی و پیوند میان ریاضیات، فلسفه، هنر، الهیات و عرفان بعدها عامل بسیار مهمی در شكل گیری هنر اسلامی شد.
در سطور پیشین ذكر شد كه نظریات فیثاغورثیان مورد انتقاد فلاسفه اسلامی چون فارابی، بوعلی سینا و بعدها «وین چن زوگالیله» - پدر گالیله- قرار گرفت. اما تحقیقات جدید نشان داده است استناد فیثاغورثیان به حساب و هندسه نه مبتنی بر الهیات یونانی كه مبتنی بر الهیات و اساطیر سومریان بوده است.
در این تحقیقات سعی بر این است كه بین نقش بسیار مهم فلسفه یونانی در شكل گیری موسیقی علمی و عددی و نیز انتقادهایی كه به اندیشه‌ فیثاغورثیان می‌شود، جمعی صورت گیرد. از یك سو افلاطون، «برجسته‌ترین اسطوره نگارهارمونیك غرب» لقب می‌گیرد و از سوی دیگر مبانی فكری او مستند به كشفیات ریاضی- موسیقایی سومریان می‌شود. بدین ترتیب این تحقیقات فیثاغورثیان را دور می‌زند.
از جمله این محققان جدید، «ارنست جی مك كلین» است. وی ضمن ذكر انتقادات وین چن زوگالیله به نظریات داستان جذاب ارتباط موسیقی و كیهان شناسی» خود برمی‌گزیند. از دیدگاه وی افلاطون به عنوان برجسته‌ترین اسطوره‌نگار هارمونیك، متأثر از ریاضیات سومری است. وی می‌گوید: «باید بدانیم كه مجبوریم تئوری اعداد مربوط به موسیقی را به صورت سنگریزه‌های مثلث شكل یا «چارگان مقدس» درآورده و اجرا كنیم و برای رسیدن به این منظور- بنا به عقیده فیثاغورثی‌ها- لازم است كه از الگوهای خشتی موجود در نماد سومری‌ «كوه»‌تبعیت نماییم و سپس مانند سقراط دلالتهای هارمونیك تئوری اعداد مربوط به موسیقی را به صورت سنگریزه‌های مثلث شكل یا «چارگان مقدس» درآورده و اجرا كنیم و برای رسیدن به این منظور – بنا به عقیده فیثاغورثی‌ها- لازم است كه از الگوهای خشتی موجود در نماد سومری«كوه» تبعیت نماییم و سپس مانند سفراط دلالتهای هارمونیك تئوری اعداد مربوط به موسیقی را به صورت دایره‌ای بر روی شن به تصویر درآوریم. این دایره همان جهان یا كیهان است كه همانند صداهای گام ۱۲ درجه‌ای تا ابد به صورت دایره‌ای خواهند بود.»
«مك كلین» با ذكر اعداد نمادین سومری كه كاركرد خدایان این تمدن را نشان می‌داد نسبت میان تقسیمات موسیقی با این اعداد و كاركردها را نشان می‌دهد. به عنوان مثال نماد عددی Ano به صورت ۶۰۶۰=۱ در نظر گرفته می‌شد و خدایی چون ِِEnlil با نماد عددی ۵۰ مبدع فاصله موسیقایی سوم بزرگ Major third با نسبت چهار پنجم و سوم كوچك Major third با نسبت پنج ششم محسوب می‌شود. Enki خدای آبهای شیرین و با نماد عددی ۴۰، فاصله پنجم درست Perefect Fith كه فدرتمند‌ترین فاصله‌ها پس از اكتاو است را سبب می‌شود. خدایان دیگر نیز چون Sin، ٍShamash، ( یا شمس عربی)، Ishtar، nergal ، Baal و mardok هر كدام این قلمرو پذیرایی نقشی می‌شوند، نقشی كه از ارتباط گسترده میان الهیات ، ریاضیات و موسیقی حكایت می‌كند. «تئون ازمیری» متاثر از این دیدگاه گفته بود: «اعداد سرچشمه‌های شكل و وانرژی‌اند در جهان. آنها حتی در نزد خود پویا و فعالند، چونان اغلب مردم در استعداد خود برای تئاتر متقابل.»
در تاثیر پذیری فیثاغورثیان از هندسه و حساب سومری و نیز تاثیر پذیری افلاطون از این حساب و هندسه و همچنین قدسی انگاشتن عدد نزد فیثاغورث و فیثاغورثیان شكی وجود ندارد.
افلاطون در رساله تیمایوس Timaeu فرضیات جهان شناسی خود را ارائه كرده است. در این رساله «جای سقراط را یك تن فیثاغورثی گرفته است و قسمت عمده نظریات مكتب فیثاغورثی در آن بیان شده است.»
تاثیر پذیری افلاطون از حساب و هندسه سومری و فیثاغورثی كه نقش مهمی در نظریات موسیقایی او داشت در این رساله مشهود است:« تیمایوس می‌گوید كه عناصر حقیقی جهان مادی خاك و هوا و آتش و آب نیستند بلكه عناصر حقیقی عبارتند از دو نوع مثلث قائمه الزاویه: یكی مثلثی كه نصف مریع است و دیگری مثلثی كه نصف مثلث متساوی الاضلاع است. در آغاز همه چیز درهم ریخته بوده و عناصر گوناگون پیش از آن كه نظم و آرایش یابند و جهان را پدید آورند در جاهای گوناگون بوده‌اند ولی سپس خدا آنها را با شكل و عدد آرایش داد و آنها را كه خوب و زیبا نبودند تا سر حد امكان خوب و زیبا ساخت، گویا آن مثلثهایی كه در بالا یاد كردیم زیباترین شكلهایند بدین سبب خدا آنها را در ساختن ماده به كار برد. با این مثلثها چها تا از احجام منتظم پنج گانه را می‌توان ساخت و هر یك از اتمهای چهار عنصر اصلی یكی از آن احجام منتظم است. اتم خاك شش سطحی، اتم آتش چهار سطحی، اتم هوا هشت سطحی و اتم آب بیست سطحی است.»
بحث بر سر صحت یا عدم صحت فرضیات افلاطون نیست، راسل در تاریخ فلسفه غرب می‌گوید: «رساله تیمایوس بیش از همه آثار افلاطون حاوی مطالب احمقانه است» اما در عین حال نمی‌تواند به جدی بودن برخی مطالب او اقرار نكند: « مشكل بتوان تشخیص داد كه در رساله تیمایوس چه چیزهایی را باید به جد گرفت و چه چیزهایی را باید بازی خیال انگاشت. به نظر من شرح خلقت و پدید آمدن نظم از بی نظمی را باید كاملا به جد گرفت. همچنین است تقسیم بندی چهار عنصر و رابطه آنها با احجام منتظم و مثلثهایی كه آنها را تشكیل می‌دهند.»
همچنین رابرت لولر در كتاب ارزشمند خود تحت عنوان «هندسه مقدس» نسبت میان هندسه قدسی و موسیقی از دیدگاه افلاطون را چنین روایت می‌كند: «شاید به خاطر تامل در قوانین وساطت است كه شخص می‌تواند رابطه بنیادین میان هندسه و موسیقی را از قراری كه افلاطون در نامه هفتم خود می گوید- و بیش از هر علم دیگر به آن احترام می‌گذارد- اجمالا ببیند و شاید به همین دلیل است كه مصریات دو هرم بزرگ را در جیزه ساخته‌اند كه یكی از آنها تنها مثلثی است كه اضلاعش یكی در تصاعد هندسی و دیگری در تصاعد ۵،۴،۳ حساب است. در عصر ما «سایمون ویل» از اهمیت این علم به عنوان اصلی فلسفی برای عرفان عیسوی یاد می‌كند.»

دكتر حسن بلخاری

منبع : پایگاه خبری هنر ایران

مطالب مرتبط

سمفونی «کرال» و ارکستر پایتخت

سمفونی «کرال» و ارکستر پایتخت
۱- واپسین و طویل ترین ثمره مكمَل سمفونیك به قلم «لودویگ وان بتهوون»، سمفونی شماره ۹ در تنالیته «رمینور» اپوس ،۱۲۵ موسوم به سمفونی «كرال» (Choral) در پایتخت اجرا شد.
بنابر شواهد، دست كم طی سی سال اخیر هیچ اجرایی از این اثر در وطن صورت نگرفته بود، لیكن علی الظاهر واقعه اجرای سمفونی كرال هم اینك نیز چندان «طبیعی» به نظر نمی رسد: گواینكه بنا بر رویه طبیعی و به نهایت انفعالی اركستر سمفونیك تهران در دو دهه اخیر چنین واقعه چشمگیری بیشتر به پیشامدی «ناخواسته» می ماند تا «نقطه عطفی» «ناخواسته»، بدین معنا كه اگر این رویداد در چنین مجالی نطلبیده حادث نمی شد، بنا به «خواست» و «طبیعت» حاكمه، اوراق نت- نبشته اش تا سی سال آتی نیز همچنان در نهاندره می ماند تا خوش خوشان بیاساید و كپك زند! علی ایحال مسبب این مهم انتصاب «علی رهبری» بر كرسی رهبر «ثابت» اركستر پایتخت بوده است. اینكه روزی «الكساندر» رهبری شهیر پس از سی سال عزم وطن كند و دستی بر سر اركستر محتضر ما كشد، دست كم برای من قابل پیش بینی نبود؛ او كه سالیان بسیار درخشانی را پشت سر گذاشته و بالطبع تمولی و شهرتی عالم گیر به هم زده اینك به رغم برخورداری از ایده آل ترین بستر كاری در مهد موزیك عالم، به زادگاهش فرو شده است. تصور نمی كنم طی تحول موسیقی در ایران از آغاز، فردی تا بدین پایه از مرتبت آكادمیك جهانی، برآمده باشد. او در برابر اركستر و دسته «كر»ی قرار گرفته كه همچنان در پی خوابی زمستانی كه قریب سه دهه تسخیر ش كرده بود، خوابناك است؛ جماعتی غمگین،بی رمق و سراپا بی فروغ. پیش از این جمعی از درخشان ترین نوازندگان، اركستر پایتخت را با آزردگی ترك گفته اند. ایضاً حال بالینی دسته كر، در غیاب «موسسیان» سال دیده، وخیم تر می نماید.آنچه از «این» اركستر و دسته كر باقی مانده، لاشه ای است جسیم ولیكن به غایت رنجور و به تعبیری ناقص الخلقه؛ از یك سو مشتمل بر نوازندگان و خوانندگان پرسابقه ای كه طی سالیان به ناچار مدارا كرده اند و لاجرم در چند قدمی «فسیل شدگی» به سر می برند؛ ایشان گرچه هیچ گاه به موزیسین های طراز اول جهانی بدل نشدند، لیكن وجودشان بی شك مایه مباهات یك ملت است. از سوی دیگر، گروهی از اعضای میانسال در امتناع از انفعال، خود را بدین هاویه مقید نكردند و لاجرم بر تعهدات خود در قبال اركستر اولویتی ثانی قائل شدند؛ ایشان معترفند كه در پس سالیان، سرانجام از محنت و انقیاد كلاه گیس «كلاسیك ها» رهایی یافتند و حقیقت خویش را در «موزیك پاپ» و معیت «گیتار فاز» جستند. «قحطی» نوازنده تا بدانجا رفت كه جمعی از «هنرستانی ها» نیز در فهرست نوازندگان اركستر سمفونیك پایتخت قرار گرفتند.ناگفته اینكه، از میان همین نوازندگان و خوانندگان، جمع انگشت شماری نیز به راستی فوق العاده و به نهایت درخشانند و اساساً ستون های اصلی اركستر را تشكیل می دهند. بی اختیار میل دارم در اینجا بالاخص به نوازنده «دوم» ویلنسل اشاره ای كرده باشم. تصور می كنم او به همین دسته تعلق دارد.اجرای سراسر سمفونی كرال كه ممتنع می نمود، به همت رهبر جدید تحقق یافت. كیفیت اجرا از آنچه انتظار می رفت بسی فراتر بود، معهذا نمی توان تفسیری كه ارائه شد را «مطلوب» خواند. تصور نمی كنم رای رهبر نیز جز این باشد؛ البته چهره او حین رهبری اركستر، نه حاكی از نوعی عدم رضایت یا خشم، بلكه آكنده از ترحمی ژرف، افسوس، مدارا، تیمار و گاهی نیشخند بود. او حین اجرای رسمی نیز ناگزیر با «كلام» به اركستر اشارت می داد تا نوازندگانی كه بنا بر عادتی «ناحرفه ای» نمی دیدندش را نیز حمایت كند. رهبری او بی نقص می نمود لیكن اركستر با انتظارات او كه طی جلسات تمرین به طرز بی سابقه ای _ میزان به میزان- دیكته شان می كرد، فاصله داشت. رهبر، هر از چند در تقلای اعاده «ریتم» از دسته رفته، محض اطلاع مریدان نزدیك بین اش در برابرشان «پرپر» می زد؛ به راستی كه در «صیانت» از ریتم در این سامان، باید كه «بال بال» زد: ریتم، ریتم، ریتم...!
۲- بر جلد بروشور كنسرت عبارتی به چشم می خورد: «بنی آدم اعضای یكدیگرند.» علی الظاهر این مصرع به موومان پایانی سمفونی «كرال» ارجاع دارد و به واقع یادآور خیال پردازی های ملال آور قرن نوزدهمی است.
اینك سراپای شاهكاری «موزیكال» به عباراتی یكسر «آنتی موزیك» فروكاسته می شود؛ بله، بتهوون برای نخستین بار در تاریخ موزیك آوای انسانی را- كه كلام «شیللر» را می سرایند- اساس واپسین موومان سمفونی خود نهاده است. از قضا همین كلام و «آن» ملودی كذایی «رماژور»، سرآغاز قرائت های بی اساسی اند كه از كلیت این موومان به سایر موومان های پیشین سرایت می كند. خوش ندارم ارتكاب این صورت بندی به موزیكی كه در وهله نخست متضمن مفاهیم ترجمان ناپذیر «موزیكال» است، را از جانب رهبر بدانم لیكن اگر این ایده از جانب وی نیز بوده باشد، لاجرم نمی توان سوای عملكرد «تیمارگرانه» او در قبال وضع موجود دانستش.بی شك قالب موومان پایانی در واپسین مراحل خلق اثر ریخته شده و همین امر به وضوح نشانگر ارتباط «سست» آن با سه موومان پیشین است. بتهوون بالضروره در گریز از شكافی كه در این میان پدید آمده به ترفند بی سابقه ای متوسل شد كه شاید بتوانش اصیل تر از ایده و مضمون اصلی كل موومان چهارم دانست: ایده «واگویی» (Quotation)!
او در سرآغاز موومان پایانی عناصر بنیادی و بر سازنده موومان های پیشین را یكایك نقل قول(Quote) می كند تا شكاف ناشی از خلاء «ناهمزادی» با اساس اثر را مرتفع سازد.سمفونی شماره ۹ بتهوون بی گمان از مشهورترین آثار سمفونیك تاریخ موسیقی در این ژانر محسوب می شود؛ همگان آن را می شناسند و زمزمه اش می كنند لیكن معرفت ایشان تنها به همان ملودی «بنی آدم اعضای یكدیگرند» منتهی می شود؛ در تناقض با این امر، سمفونی كرال صعب الفهم ترین نیز هست. اینكه همچنان مناقشاتی بر سرامكان ارائه اجرایی معطوف به «ایده آل» تداوم دارد، خود موید دشواری درك آن است؛ ایده آلی كه همچنان تاكنون دستیابی بدان میسر نشده است؛ گرچه این امر ایضاً واجد مصادیق دیگری هست، لیكن نه بدین حدت.در روزگاری كه به اعتبار سیرت بورژوایی فرصتی برای تامل در امور «كمپلكس» دست نمی دهد، چاره ای نمی ماند جز قی كردن دائم القاب معقولات و همچنان كه روز به روز از مضامین موزیكال سه موومان نخست بیشتر فاصله می گیریم، كلیت آن را بیش از پیش خودمانی می كنیم و به محصولی سفارشی بدلش می سازیم.علی الظاهر تكفیر عبارت «هنر نزد ایرانیان است و بس» را همچنان نمی توانیم تاب آورد؛ پس بیاید تصویر معرق كاری شده بتهوون را بر سر بساط خود علم كرده، نقلی از قولش كنیم:«بنی آدم اعضای یكدیگرند!» بالطبع از هر اشارتی به متن آلمانی كلام موومان پایانی، یا دست كم ترجمه اش، در بروشور هفت رنگ كنسرت نیز معافیم! دست آخر در مجالی كه «خواست» الكساندر رهبری شهیر دورادور ما را به سمت تفسیری معطوف به اصل سوق می دهد، قرائت های جهان سومی همچنان تكرار می شوند.تعبیر «سارتر» در نامه ای، در باب سمفونی كرال بیش از هر چیز در توصیف وضع «ما تباه شدگان» مصداق می یابد: «شما در معرض معجزه ای موزیكال هستید، لیكن با خیالی آسوده بر پشت تكیه زنید؛ اینك موومان كرال آغازیده. پس بیایید تا همراه با ندای ابتذالی كه شعار برادری و انسان دوستی را فراگرفته، وارد دوزخی شویم كه بر سردرش نگاشته اند، آرمانشهر!»
۳- در همین بروشور، سوابق كاری «مایسترو» كه درخشانند، فهرست شده است: او دستیار «هربرت فون كارایان» در سال ۱۳۵۹ معرفی می شود.بی تردید، دستیاری رهبران برجسته، از مراحل اصلی بالندگی و پرورش یك رهبر نوخاسته محسوب می شود. آیا او دستیار استاد دیگری سوای «كارایان» نبوده است؟ رهبرانی كه بعضاً به لحاظ فنی، حتی درخشان تر از «سوپراستار»ی چون كارایان بوده اند؛ بعید است كه پاسخ منفی بوده باشد.كارایان در زمره رهبران سرشناس سده گذشته است: معهذا او نانجیب ترین ایشان نیز هست. كسی كه بی شرمی را نه تنها در خیانت به همدستان سابقش، و نه در بی مسئولیتی در قبال حامی همیشگی اش «والترله گه» پیش برد بلكه به سبب قدرت طلبی هایش، مغاكی بر سر اعتلای تفسیر موزیك گستراند. «له گه» همان كسی است كه به استعداد كارایان پی برد و او را از عفت كده های «آخن» به استودیوهای لندن كشاند. كارایان به اعتبار حمایت های له گه ، از یك رهبر درجه دو آخنی به غولی بدل شد و عنقریب از غولی به هیولایی. او با اعمال قدرت و نفوذی كه به دست آورده بود و با خرید بیشتر سهام كمپانی های صفحه پركنی، راه را برای بالندگی بسیاری از رهبران درخشان عصر خود چون «هارنون كورت»، «هایتینك» و دیگران كه در چشم كارایان تنها «مزاحم» محسوب می شدند، بست و خود برسریر قدرت، به خفه كردن استعدادهای عصر خود پرداخت. جای خوشبختی است كه او هیچ گاه توان تسخیر اذهان نوازندگان بزرگی چون «اسویاتوسلاو ریختر»، «دیوید اویستراخ» و «گلن گولد» را نیافت. این سه هر یك به نحوی به افشای اسرار پشت پرده كارایان پرداختند. والتر له گه نیز كه در اواخر عمر به قصد استعانت به نزد كارایان رفته بود، پس از چند ساعت معطلی در دفتر منشی كارایان، سرانجام رخصت ملاقات با وی را نیافت! البته من با تعبیر ریختر از رهبران اركستر كه اقتدار ایشان را متضمن وقاحت و سیاست می داند، موافق نیستم، چرا كه در تبیین تلاش های بزرگانی چون «ویلهلم فورت ونگلر» و «اوتو كلمپرر» به كار نمی آیند. آن گاه كه برای نخستین بار اجرای كلمپرر از اپوس ۱۲۵ را شنیدم، دریافتم كه اصالت ابژكتیو نهفته در كنه موسیقی بتهوون كبیر، توسط هیچ مافیایی تسخیرپذیر نیست، همان طور كه در شنود چند ده باره از چهار ضبطی كه «كاریانیسم» بازارها را بدان اشباع كرده، چیزی جز تهی نیافتم.تصور می كنم الكساندر رهبری با همكاری اركستر فیلارمونیك رادیو ملی بروكسل، اجرایی به نهایت اصیل تر از اجرای ۱۹۶۳ كارایان به دست داده است، دست كم در سه موومان نخست.مباهات ما به علی رهبری نیز نه بدان سبب كه روزگاری در مكتب «عالیجناب كارایان» وردستی می كرده، بلكه، به سبب مرتبت اش در موسیقی است، كسی كه رجعتش به وطنی كه دست كم به لحاظ موزیكال، همچنان در فاز دهشت سیر می كند، نمی تواند چیزی جز نجابتی بزرگمنشانه باشد؛ كسی كه در حاشیه اجرای آثاری چون اپوس ،۱۲۵ بخشی از فرصت گرانبهای خود را صرف اجرای آثار مصنفان هموطنش می كند، هر چند در قیاس، بعضاً ارزش اجرا شدن هم نداشته باشند. باشد كه اقتدار «كارایانی» كه بر اذهان اخلافش سریان دارد _ اینك كه اونیست تا اذهان را تسخیر كند _ در راستای اعتلای فرهنگی از دست رفته قرار گیرد، چنین باد!
۴- در نخستین شنود از اجرای اركستر پایتخت چنین به سمع من آمد گویی «بادی ها» بعضاً از مریخ آمده ان. ولی آیا ایشان به راستی قابل سرزنش اند؟ آیا جز این است كه نوازندگی سازی چون فاگوت (باسون) یا ترومبون یا امثالهم در این برهوت، مستلزم چه فداكاری هایی كه نیست؟ تصور می كنم سازهای بادی اركستر نه مستحق سرزنش بلكه به حمایت بیشتر و عادلانه تری نیازمندند.وضعیت گروه كر از این هم اضطراری تر به نظر می رسد. عملكرد رهبر كنونی دسته كر كه علی الظاهر از گرجستان به نجات ما آمده، چنان كه اجرای سمفونی كرال نمایاند، مطلقاً درخشان نبوده است. علی ایحال، در قیاس با میزان حمایت معطوف به «صفری» كه از دسته كر صورت می گیرد، فی الحال اجرایشان غیر قابل تخطئه بود.
۵- برنامه زمان بندی اجراهای سال آتی اركستر و دسته كر پایتخت اعلام شده است؛ فشرده، سنگین، حرفه ای و بی سابقه. پرسشی دیگر به میان می آید: ملاك انتخاب قطعات فصل آتی اركستر چه بوده و اساساً دستاورد حاصل از اجرای فی المثل اپوس ۱۲۵ بتهوون چیست؟ اركستر در قیاس با دوران زنگ تفریح و رخوت گذشته، متحمل فشار زیادی به واسطه دشواری این اثر شده است. در حالی كه تفسیر چندان نفیسی نیز دستگیر نشد. اپوس ۱۲۵ تنها به مثابه «اتودی» مردافكن برای اركستر درآمد، «پیشرفتی» به قیمت «اصالت» اپوس ۱۲۵! ماحصل نفیس تر اجرای اثری كم دشوارتر، دستاورد ناچیزی ست؟ دست كم صورت مسائل بی پاسخ خط نمی خورند و همچنان شیوع «تابو»ها دامنه دار نمی شوند. مضاف بر این، آثاری چون اپوس ۱۲۵ یا سمفونی «سل مینور» موتسارت- كه در دستور كار كنسرت بعدی اركستر پایتخت قرار گرفته- به سبب جایگاهی كه بدانها عارض گشته، به نوعی «یونیورسالیته» دچارند و به تعبیری دیگر، برتابنده ایده «اصیل» مصنف نیستند.بدین جهت است كه سمفونی ۵۵۰ K از «موتسارت- گونگی» خود ساقط می شود، در حالی كه این وضع از قضا در باب دیگر آثار غیر «تابلو» موتسارت مصداق نمی یابد.همچنان، سال ها است كه در پایتخت «كانتاتی» از باخ یا «مسی» از موتسارت به گوش نرسیده است. از «بی باخی» تب آلوده ایم و به ناچار با چشمانی تبدار به «سه ره مونی» زنگ های راخمانینف و«كارمینابورانای» اورف و آریا های عوام سالار پوچینی می آییم؛ به عشق دیدار با منتظران «همیشه پایه» موزیك تا به اتفاق، مابین «تك تك» موومان ها كف زنیم و «هورا» كشیم و از فردایش، در پناه «فاهمه» ای كه گریبانگیرمان شده، خویش را نجات بخشیم.

سپهر معینی

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران - زائرانی که از ایران عبور میکنند وضعیت نامناسبی دارند
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان