شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ / Saturday, 20 October, 2018

مناره‌ها


مناره‌ها
كلمه مناره مصدر میمی است از فعل نار ثلاثی مجرد و منامه و معنی اسم مكان می دهد یعنی جای روشن.
مناره در قدیم الایام بین دو مرز می ساختند و در آن چیزی نورانی قرار می دادند تا مرز وابسته را نشان دهد و كم بكم در میان راه های عمومی نیز اینگونه مناره ‏ها را بنا می كردند تا مسافران و كاروانان بتوانند مسیر و مقصد خود را بشناسند.
اول مناره‏ای كه گفته ‏اند بنا گردید مناره اسكندریه بود كه ارتفاع آن دویست و سی ذراع بوده است.
این گونه مناره ‏های بعد از اسلام و در ممالك اسلامی برای گفتن اذان بنا گردید و از اینرو در بیشتر جاهائی كه بعد از اسلام احداث گردیده مناره ‏های پیوسته به مساجد و یا عماراتی است كه جنبه مذهبی و تقدیس دارد. بیشتر مساجدی كه در قرون اولیه اسلام ساخته شده مناره هم داشته است:
مانند مسجد جورجیر اصفهان كه نوشته‏ اند مناره آن بیش از یكصد ذراع بوده یا مسجد شهرستان كه اینك اثری از مسجد و مناره آن دیده نمی شود.
در این مناره ‏ها جائی هم برای موذن در نظر گرفته‏ اند كه در آنجا اذان بگوید و آن را ماذنه می گویند و روی این اصل است كه بعضی از مناره ‏ها را كه در آن چنین جائی ساخته نشده مربوط به پیش از اسلام می دانند. شرح مناره ‏ها چنین است:
● مناره باقوشخانه
شاید ساختمان مزبور با مناره ‏ها مرتبط باشد و در زمان سنجر ساخته شده باشد و تقریباً از نظر تاریخ بنا مربوط به حدود قرن ششم می ‏گردد.
از كتیبه زیر مقرنس های بالای مناره كه به خط ثلث سفید معرق بر زمینه كاشی لاجوردی رنگ است فقطه جمله (و من دخله( باقی مانده كه در وقایع قسمتی از آیه:
ان اول بیت وضع للناس الذی ببكهٔ مباركا و هدی اللعاغلمین فیه آیات بینات مقام ابرایهم و من دخله كان آمنا می ‏باشد.
به نظر نگارنده این آیه دلالت دارد كه محل مزبور مشتمل بر مسجدی بوده و در اثر مروز زمان از میان رفته است.
در داخل مرنس های مناره ‏ها هر سوسن یا طاس شامل یك كلمه است و كلمات موجود به خط ثلث سفید معرق بر زمینه كاش لاجوردی چنین است:
«محمد» «علی» «وفاطمه» «والحسن» «والحسین»
پوشش تزییناتی مناره ‏ها مزبور به خط بنائی فیروزه ‏ای بر زمینه شطرنجی آجری در هفت ردیف به شرح زیر است:
ردیف اول كلمه (الله(، ردیف دوم تكرار كلمه« اكبر»، ردیف سوم تكرار كلمه (الله(، ردیف چهارم تكرار كلمه «محمد»، ردیف پنجم تكرار كلمه «و علی»، ردیف ششم تكرار كلمه «و حسن»، ردیف هفتم تكرار كلمه «و حسین» این مناره زیر شماره ۲۷۲ به ثبت تاریخی رسیده است.
● مناره ساربان
این مناره هم در محله جوباره در میان فضائی وسیع واقع شده و از مناره ‏های بسیار زیبای عهد سلاجقه در اصفهان است. مؤلف دانشمند گنجینه آثار تارخی اصفهان راجع به این مناره چنین نوشته است:
این مناره كه یكی از زیبارتین مناره ‏های عهد سلاجقه در اصفهان است در انتهای شمالی محله جوباره ناحیه یهودی نشین اصفهان نزدیك مناره چهل دختران در گوشه یك میدان كوچكی كه یقیناً در زمان ساختمان آن محل مسجد كوچیك در پای مناره بوده است واقع شده.
ارتفاع این مناره در حدود ۴۸ متر است و محیط قاعده آن ۱۴ متر می‏ باشد و از پائین به بالا دارای هفت قسمت متمایز است:
قسمت اول آن آجر چینی ساده است. قسمت دوم و سوم آن دارای تزیینات عالی آجری می‏ باشد. قسمت چهارم آن تاج اول مناره است كه مقرنس های آجری توأم با كاشی فیروزه ‏ای دارد و بسیار جالب و پر حالت است. قسمت پنجم آن تزیینات آجری است. قسمت ششم آن تاج دوم مناره است و قسمت هفتم آن تارك مناره است.
در قاعده دو تاج این مناره دو كتیبه بسیار زیبا از بهترین رنگ فیروزه ‏ای كاشی دیده و خوانده می ‏شود. مناره مزبور كه از ارتفاع اولیه آن اندكی كاسته شده است در حال حاضر به سمت مغرب متمایل شده و این تمایل از دور و نزدیك كاملاً نمایان است. سال ساختمان این مناره در كتیبه ‏های فعلی آن موجود نیست لذا به طور قطع نمی ‏توان زمان ساختمان آن را معلوم كرد. پرفسور پوپ سال ساختمان این مناره را اواخر قرن پنجم هجری می‏ داند و آقای مایرون به منت سمیث ساختمان آن را بین سالهای ۵۵۰تا ۶۸۸ هجری تخمین زده است. كتیبه فوقانی مقرنس های تارك این مناره به خط كوفی فیروزه ای بر جسته بر زمینه آجری به شرح زیر است:
«لا اله الا الله صادقا مخلصا محمد رسول الله »
كتیبه زیر مقرنس ها به خط كوفی فیروزه ‏ای بر جسته بر زمینه آجری به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمن الرحیم و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحاً و قال اننی من السلمین»
كتیبه وسط این مناره به خط بنائی فیروزه ای بر زمینه آجری تكراری نام های: (محمد) و (ابوبكر) و (عمر) و (عثمان) و (علی).
در نصف تحتانی مناره مزبور و در اشكال مربع به خط بنانی فرو رفته بر زمینه شطرنجی و به طور درهم و بر هم عبارات زیر تكرار شده است:
(لا اله الا هو) (و هو بكل شی‏ء علیم) (و هو السمعی البصیر).
در تاریخچه اصفهان نوشته شده كه مناره ساربان به مناره مسجد علی شباهت دارد و ارتفاع آن ۴۴/۲ متر و مدخل پلكان در ارتفاع ۷ متری تنه مناره واقع شده و تعداد پلكانش ۱۳۵ است و پهنای پلكانهای ۶۸ سانتیمتر است.
و نیز گفته است كه ساختمان مناره متعلق به عهد سلجوقیان و بنا به گفته گدار فرانسوی مربوط به سالهای ۵۲۵ تا ۵۵۰ هجری است. كتیبه‏ های مناره را چنین بیان كرده كه از سه كتیبه كوفی تزیین یافته است:
۱- كتیبه یكم با كاشی آبی عبارت: لا اله الله صادقاً مخلصاً محمد رسول الله بر آن منقوش است.
۲- كتیبه دوم شامل آیه ۳۳ سوره فصلت قرآن است.
۳- كتیبه سوم به خط كوفی چهار گوش با آجر تراش بر روی كاشی آبی شامل اسامی: محمد (ص) و خلفای راشدین است.
این مناره كمی به سمت مغرب تمایل پیدا كرده و زیر مناره كه خالی و به جای زیر زمین از آن استفاده می‏ كردند در سال یكهزار و سیصد و بیست و چار شمسی به طرز خوبی بسته و پر شده است.
پس می ‏توان گفت كه مناره ساربان ارتفاعش بین ۴۴/۲ متر تا حدود ۴۸ متر و محیط قاعده آن ۱۴ متر و دارای ۱۳۵ پلكان و سه كتیبه كوفی می‏ باشد و تاریخ ساختمان قرن پنجم و ششم بوده است.
● در كتاب نصف جهان فی تعریف الاصفهان چنین گفته:
و در محله جویباره هم چند مناره دارد یكی از آنها را مناره ساربان می ‏نامند و از همه این منارها منار ساربان بلندتر و خوش نماتر ساخته شده و معتبرتر است و به خاطر فقیر چنان می ‏رسد كه این منار را نام منار سارویه بوده و در آن محل واقع بوده است، اسم آن محل متروك و مهجور شده و كسی نام سارویه ندانسته است، آن را ساروان خیال كرده و با آن نام اشتهار یافته باشد و الله اعلم.
اما وجه تسمیه منار ساربان به نظر می‏ رسد گفته نصف جهان درست باشد و ساختمان سارویه كه شرح آن در مبانی معدومهٔالاثر بیان گردیده در همین محله بوده و هنگامی كه خمارتكین تصرفاتی در آن بنا كرد احتمال دارد این مناره را هم او ساخته باشد و مناره به نام محل اشتهار داشته و كم بكم سارویه به ساروان و ساروان به ساربان تغییر وضع داده است. این مناره زیر شماره ۲۳۲ به ثبت تاریخی رسیده است.
● مناره ‏های دردشت
مناره ‏ها كه سر آنها افتاده وصل به ساختنمانی بوده كه واحدی از مدرسه و مسجدی از زمان ال مظفر را تشكیل می‏ داده و پس از خرابی مسجد و مدرسه تبدیل به كاروانسرا گردیده و در زمان حاضر كاروانسرا هم خانه شده است.
در جوار این دو مناره مقبره‏ای است كه گنبد خشتی و بسیار زیاد و مرتفع دارد و در آن سنگ قبری است كه از آن نام صاحب قبر معلوم می ‏گردد.
مؤلف تاریخچه ابنیه تاریخی اصفهان راجع به این دو مناره چنین نوشته است:
در محله در دشت دو مناره قدیمی كاشیكاری مغولی وجود دارد كه قسمتی از سر آنها خراب شده و می ‏گویند هر كس قصد خرابی این دو مناره را نموده از بین رفته است و مربوط به دوره دوم سلجوقی است.
این دو مناره طرفین سر در مدرسه‏ ای بوده كه در زمان شاه ابواسحاق مسجدی وجود داشسته و خراب شده و بعدها به كاروانسرا و حالیه اراضی آن تبدیل به چند خانه مسكونی گردیده و این دو مناره به حالت مخروبه ‏ای هنزو باقی است. در جنب این دو مناره مقبره‏ای است كه گنبد خشتی بسیار زیبا و بلندی دارد. در این بنا سنگ قبر عالی است كه این عبارات بر روی آن خوانده می ‏شود:
«هذه الصخرهٔ المقدسهٔ انشاتها الخاتون العظمی سلطان بخت آغا ابنهٔالامیر خسرو شاه ادام الله توفیقها لنفسها بعد وفاتها فی رمضان سنهٔ ثلث و خمسین ...
و منظور دختر كیخسرو اینجو می‏ باشد كه در سال ۷۵۹ ه وفات یافته، شوهرش شاه محمود و برادر شوهرش شاه شجاع نام داشته كه در جنگ دو برادر رشادت های زیاد به خرج داد و عاقبت شاه محمود او را در حال مستی در سال ۷۶۹ ه بكشت. گویند این سنگ را قبل از فوت خود نقش كرده بوده است. در كنار این كتبیه اطاق كوچكی موجود است كه به زیر نقب یا دخمه ‏ای راه دارد.
نام سلطان بخت آغا و یا آغا سلطان در كتیبه ایوان جنوبی به خط نستعلیق و در سر درب مسجد جامع رو به كوچه ساوجیان به خط كوفی معرق به سال ۷۶۰ ه موجود است.
در گفته‏ های مؤلف تاریخچه ابنیه تاریخ اصفهان دو اشتباه دیده می ‏شود: یكی این كه در عبارت سنگ قبر بجادی ادام الله اشتباهاً ادامه الله نوشته ‏اند در صوتری كه عبارت سنگ قبر همان ادام الله است. دوم این كه بانو سلطان آقا بانی تزیینات ایوان جنوبی مسجد جامع عتیق اصفهان را كه در قرن دهم می ‏زیسته با سلطان بخت آغا دختر كیخسرو و یا خسرو شاه كه در قرن هشتم بوده است اشتباه كرده ‏اند. مؤلف گنجینه آثار تاریخی اصفهان درباره مناره ‏های مزبور بحثی محققانه كرده كه قسمتی از آن به شرح زیر نقل می ‏گردد:
دو مناره در دشت بر فراز سر در بلندی به ارتفاع حدود پانزده متر كه از عظمت دیرین ان حكایت می‏ كند قرار دراند. ارتفاع باقی مانده ‏های دو مناره در دشت از سطح پشت بام آن بیش از ۸ متر نیست و حكایت از بنای مفصل و وسیعی می ‏كند كه در عقب مناره ‏ها و سر در مجلل آن واقع می ‏شده است. از ترتیب استقرار ساختمان های بعد از سر در به علت تغییرات زیادی كه در وضع این ناحیه داده شده اطلاعاتی در دست نیست و از ساختمان وسیع آن غیر از فضای مختصری كه در عقب سر در واقع است چیزی باقی نمانده ولی به طوری كه معمرین ساكن در اطراف این بنای تاریخی برای نگارنده نقل كرده ‏اند تا یك قرن پیش هم اطاق های ویرانه اطراف مدرسه در دشت كه مناره ‏ها و سر در فعلی مدخل آن محسوب می ‏شده باقی بوده است و تدریجاً ضمیمه خانه ‏های اطراف شده و تا یك قرن پیش به صورت (تكیه) محلی برای اجتماع مردم محله در دشت بوده است.
در اطراف گردنه گنبد آرامگاه سلطان بخت آغا نیز آثاری مشاهده می ‏شود كه اتصال بقعه در به بناهای دیگر در اطراف آن می ‏رساند و چنین استبناط می ‏شود كه باقی مانده اثاری از یك مجموعه ساختمانی مفصال و وسیع بوده است كه به احتمال قوی بانی ساختمان آن خود سلطان بخت آغا و یا شوهر او سلطان محمود آل مظفر بوده است.
بقعه فعلی از طرف ضلع شمالی راهی به داخل مدرسه داشته است كه فعلاً مسدود می‏ باشد و ترتیب ساختمان در مجاورت سر در و راه داشتن آن به مدرسه باز مؤید این مطلب است كه ساختمان مناره ‏ها و سر در فعلی مدرسه نیز از اقدامات خود سلطان بخت آغا بوده است و بقعه اختصاصی آرامگاه وی نیز در زمان حیات خود او ساخته شده و كلیه این اقدامات ساختمانی با فراغت تمام صورت گرفته است حتی سلطان بخت آغا به موجب الواح موجود بر سنگ قبر نفیس او سنگ مزبور را در زمان حیات خود در سال ۷۳۵ هجری و شانزده سال قبل از آنكه كشته شود دستور تهیه و تزیین ان را داده است و بعد از قتلش در بقعه اختصاصی خود مدفون شده و سنگ مزبور نیز بر آرامگاه او قرار داده شده است.
با علاقه زیادی كه محمود شاه ال مظفر به این زن داشته است و تأثر و تحسر شدیدی كه پس از قتل او اركان زندگی او را فرا گرفتنه و تا آخر عمر او را سخت نادم و پشیمان نموده است و علاقه خود شاه محمود آل مظفر به عمران و ساختمان كه آثار دوره او نیز در صفه عمر در مسجد جمعه اصفهان و در امامزاده اسماعیل موجود است می ‏توان احتمال داد كه اگر ملكه زیبا و زیبا پرست او خود بانی ساختمان بنای مزبور نبوده است یقیناً در تشویق پادشاه وقت به انجام این قبیل امور مشوق مؤثری بوده و نقش مهمی داشته است و با تنوجه به جنگ های متعدد و لشكر كشی ‏های دائمی این سلطان و جنگ و ستیزهای دائمی بین او بردران و رقیبانش كه او را واردار می ‏كرده از پای تخت خود اصفهان خارج شود می ‏توان به احتمال قریب به یقین گفت كه سرپرستی و نظارت در عملیات ساختمانی دوره حكومت او با زن رشد و لایق او سلطان بخت آغا بوده است.


منبع : واحد مرکزی خبر

مطالب مرتبط

آیا اَرَتْ خاستگاه تمدن سومری است

این سنگ تزیینی با ارزش _ که طی هزاره های سوم تا اول ق.م در سر تا سر آسیای غربی، به ویژه بین النهرین و مصر، در مجسمه سازی، ترصیع و ساختن زیورآلاتی مانند گوشواره، دستبند و گردنبند کاربرد فراوان داشت _ از معادن عظیم واقع در کوه های سرسنگ بدخشان در افغانستان استخراج شده و به صورت ماده خام به شهر بزرگی که امروز شهر سوخته نامیده می شود و شاید هم به مراکز شهری و صنعتی دیگری که تا به امروز شناسایی نشده اند وارد شده و پس از پاکسازی در کارگاه ها به صورت سنگ لاجورد ناب از راه کرمان و فارس به شوش و از آنجا به شهرهای جنوبی بین النهرین و دورتر، به مصر در قاره افریقا، منتقل می شد. از شواهد دیگر بر وجود ارتباط میان فرهنگ های شرقی ایران و بین النهرین و دورتر به سمت غرب تولید اشیا و ظروف از سنگ صابون در کارگاه های صنعتی مراکز شناخته شده ای مانند تپه یحیی و توزیع آن در سر تا سر منطقه بوده است. اشیای ساخته شده از سنگ صابون از مهره های ساده کوچک گرفته تا کاسه های تزیینی، در سر تا سر دنیای باستان، از «مهنجودارو» مرکز مشهور تمدن «هاراپا» در دره سند تا ماری در بخش میانی رود فرات در بین النهرین، در منطقه ای به طور تقریبی ۲۵۰۰ کیلومتر پراکنده شده بود. وجود ظروف ساخته شده از سنگ صابون تقریبا در تمامی محوطه های باستانی بین النهرین در دوره های دوم و سوم سلسله های قدیم گزارش شده است. شناخته شده ترین این ظروف سنگی در بین النهرین، که گمان می رفت در نوع خود یگانه باشد، کاسه استوانه ای سنگ صابونی منقوش از «خفاجه» در دره «دیاله» است که به دوره دوم سلسله های قدیم نسبت داده می شود. در تزیین این کاسه نقش مردی را می بینیم که یک بار بر پشت دو گاو کوهاندار پشت به هم نشسته و دو رشته آب به دست دارد و یک بار در حالت ایستاده گردن دو مار را گرفته است.
بخش دیگری از تزیین این ظرف شیر و عقابی را نشان می دهد که به گاو کوهاندار و از پشت بر زمین افتاده ای حمله کرده اند. نوع تزیین این ظرف سنگی و برخی عناصر تزیینی مانند خرسی که بر دو پای خود بلند شده و قصد خوردن خرما از نخل دارد و به ویژه نقش گاو کوهاندار در هنر بین النهرین کاملا بیگانه است. از آنجا که خاستگاه گاو کاوهاندار شرق ایران و سرزمین های واقع در شرق و جنوب شرق ایران است، بسیاری در انتساب این ظرف و ظروف تزیینی مشابه به هنرمندان سومری تردید و خاستگاه این ظرف و اشیای تزیینی دیگر از نوع مشابه از سنگ صابون را معمولا به جای کارگاه های هنرمندان سومری به کارگاه های واقع در شرق ایران مانند یحیی منتسب می کردند؛ زیرا علاوه بر دلایل سبک شناسانه، می دانیم که بین النهرین فاقد منابع کانی از جمله سنگ صابون بوده است.
حال آن که، برای مثال، در شعاع ۲۵ کیلومتری تپه یحیی چهار محل برای استخراج سنگ صابون شناسی شده است. افزون بر آن، از لایه های متعدد دوره IVB در تپه یحیی (۲۵۰۰ _ ۳۰۰۰ ق.م) علاوه بر تعداد زیادی کاسه و مهره از سنگ صابون در مراحل گوناگون تولید، قطعات بزرگ این سنگ نیز به دست آمده است. وجود شمار زیادی الواح گلی از نوع پروتو _ ایلامی با علایم عددی، دو مهر استوانه ای، شمار فراوان اثر مهر استوانه ای که نقش آنها شباهت فراوان به نقش مهرهای همزمان در شوش دارد، و کاسه های لبه واریخته، ساغرهای ته کلفت و خمره های انباری از نوع آغاز نگارش در تپه یحیی یک بار دیگر نشان می دهد که این مرکز صنعتی شرق ایران در اواخر هزاره چهارم و اوایل سوم ق.م با شوش و بین النهرین ارتباط مستقیم داشته است.
با شناسایی «تل ملیان»در استان فارس به عنوان ایالت «انشان» به دست باستان شناسان و زبان شناسان طی سال های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۳ و با توجه به نظریه ای که خود من درباره محل و موقعیت ایالت «اَرَتّ»، دولت شهر همسایه انشان در سال ۱۳۵۵ مطرح کردم، احتمال انطباق پادشاهی «اَرَتّ» با تمامی یا دست کم بخش هایی از استان کنونی کرمان به وجود آمد. اما، با فروکش کردن فعالیت های باستان شناختی ایران در طول دو دهه نخستین انقلاب اسلامی و جلوگیری از ادامه کار باستان شناسان غیر ایرانی در ایران روند رو به رشد بررسی های باستان شناختی ایران یک باره متوقف شد و تحقیقات جدی به کلی رنگ باخت. «شهداد» فقط مدتی کوتاه به ویژه در کنگره بین المللی باستان شناسی و هنر ایران در شهر آکسفورد انگلستان کانون توجه و بحث و گفت و گوی هنرشناسان و باستان شناسان قرار گرفت و متاسفانه گزارش نهایی آن، که سرانجام با کوشش دکتر منصور سجادی منتشر شد، به دلیل تاخیر بسیار، زمانی در دسترس قرار گرفت که ایران شناسان بزرگی مانند شادروان «هلن کنتور» و «ایدت پرادا» در میان ما نبودند و کارهای تحقیقاتی سنگین به دلیل کهولت برای محققانی همچون «پی یر امیه» مقدور نبود. خوشبختانه طی چهار پنج سال اخیر باستان شناسی ایران به تدریج جان تازه ای گرفته و حفریاتی در سر تا سر ایران و از جمله کرمان انجام می گیرد.
اگر چه برخی از این حفریات اطلاعات ارزشمندی در بازسازی گذشته ایران در اختیار ما قرار می دهد، طی بهمن ماه سال گذشته آثاری باورنکردنی در ارتباط با هنر سومری از کناره هلیل رود در منطقه جیرفت کرمان به دست آمد که می تواند تغییرات شگرفی در دیدگاه های ما درباره خاستگاه هنر و شاید هم فرهنگ و تمدن سومری به وجود آورد. البته این اطلاعات نه از طریق حفریات باستان شناختی، بلکه در یک سلسله حفریات غیر قانونی به دست آمده است. چند ماهی بود که اخباری از حفریات غیر قانونی تعدادی از اهالی جیرفت در کناره هلیل رود در استان کرمان در چهار محوطه باستانی «کنار صندل» و «ریگ انبار» و «مطوط آباد» و «نظم آباد» در منطقه ای به وسعت تقریبی ۲۰ کیلومتری شنیده می شد که در زیر حدود ۳ متر از لایه های رسوبی در جنوب شهر جیرفت قرار داشت. نیروهای نظامی و پلیس منطقه هم به طور تمام وقت سرگرم مبارزه با قاچاق تریاک و مواد مخدری بودند که حکومت طالبان بی وقفه از طریق ایران به مقصد نهایی کشورهای اروپایی و امریکایی سرازیر می کرد. سرانجام با سرنگونی طالبان و در پی آن فروکش کردن نسبی قاچاق مواد مخدر، این نیروها توانستند بخشی از توجه خود را از جنگ با حاملان مواد مخدر به جنگ با قاچاقچیان آثار باستانی معطوف کنند و با دستگیری تعدادی از آنها بخش هایی از آثاری را که به قصد خروج از کشور حمل می شد بازیابند. تعداد این اشیای بازیافته تا آنجا که نگارنده دیده است به حدود ۵۰۰ قطعه می رسد.
بیشترین و زیباترین این اشیا در حال حاضر در اختیار نیروهای پاسدار و دادگاه های شهرهای بردسیر و جیرفت قرار دارد که پس از طی مراحل قانونی به سازمان میراث فرهنگی تحویل خواهد شد. بیشتر این اشیا ظروف تزیینی از سنگ صابون است، و در صد کمتری را نقوش تزیینی از سنگ صابون برای سنگ نشانی و اشیای دیگری از جنس سنگ لاجورد، مجسمه انسان و جانورانی مانند شیر و گاو نر و ظروفی از جنس مس و مفرغ و نیز ظروف سفالی تشکیل می دهد. من در اینجا خواهم کوشید به معرفی نمونه هایی از انبوه این اشیا و شباهت های فراوانشان با هنر سومری بپردازم. در ظروف جیرفت تقریبا تمامی چشم ها اعم از چشم انسان یا جانور سنگ نشانی شده است. در این سنگ نشانی چشم ها در جانوران وحشی و گوشت خوار مانند عقاب، مار، پلنگ و شیر، گرد اما در جانوران اهلی و گیاهخوار مانند بز کوهی و گاو و همچنین انسان بیضی است.سنگی که در چشم ها نشانده شده از جنس سنگ مرمر یا آهکی سفید یا فیروزه است. در نمونه هایی سفیدی چشم پلنگ ها از سنگی به رنگ اخرا و سیاهی با فیروزه کار شده و این در حالی است که در نقوش برجسته سومری و به طور کلی در بین النهرین در هیچ یک از نقش مایه های انسانی و جانوری از تزیین سنگ نشانی استفاده نشده است. در پیکره های جیرفت همانند پیکره های سومری، بالاتنه همه انسان ها برهنه و دامن با شال بزرگی به کمر محکم شده است. با این تفاوت که در اینجا همه انسان ها بدون استثنا گردنبندی با آویز بزرگی از فیروزه به اشکال هندسی گرد یا بیضی به گردن دارند. آنها بدون استثنا موی بلندی دارند که از پشت تا انتهای کمر ادامه یافته است تزیین سنگ نشانی همچنین در نوار یا تلی که بالای پیشانی بر گیسوان انسان _ عقرب بسته شده و نیز در گلبرگ های درختانی که بزها قصد خوردن شاخ و برگ هایشان را دارند، اجرا شده است. در یک ظرف پایه دار بسیار زیبا دو موجود انسانی را می بینیم که هر کدام با هر دست، پلنگی را از دم گرفته و آن را به هوا بلند کرده اند. یکی از آنها دامنی بلند بر تن دارد، اما دیگری ترکیبی است از بالاتنه انسان و پایین تنه گاونر. سه تزیین سنگ نشانی به رنگ های فیروزه ای و اخرایی به احتمال فراوان لکه های بدن گاو نر را نشان می دهد. این نقش که بی تردید گاو _ مردی است شال پهنی به دور کمر و مچ بندهایی بر مچ پاها دارد. مچبندها و دستبندهای این گاو _ مرد و دستبندهای انسان در سمت دیگر ظرف در اصل سنگ نشانی شده بوده که همه آنها از میان رفته است. افزون بر آن، دامن مرد در این ظرف که راه راه نشان داده شده است در اصل به کمک یک یا چند رنگ سنگ نشانی شده بوده که همه آنها نیز از میان رفته است. در کاسه ای دیگر بالاتنه انسان به جای گاو نر با پایین تنه شیری که از چنگال ها و دم بلند آن مشخص است ترکیب شده است . نقش مایه سلطان جانوران که گفته می شود از ویژگی های هنر بین النهرین بوده و از دوران دوم سلسله های قدیم بر مهرهای استوانه ای ظاهر می شود، نه فقط به وفور در تزیین ظروف سنگی جیرفت به کار رفته، بلکه همان گونه که در بالا اشاره شد در ترکیب های انسان _ گاو نر و انسان _ شیر نیز مشاهده می شود. در نمونه های ارایه شده در این مقاله این شخصیت های انسانی و ترکیبی، جانوران گوناگونی مانند پلنگ ها ، مارها و انسان _ عقرب ها را در کنترل دارند. یکی دیگر از نقش مایه های متداول در هنر سومری رویارویی دو جانور وحشی با گردن های بلند به هم پیچیده است که فقط بر مهرهای استوانه ای دوره «اوروک» پدیدار می شود، حال آن که در بسیاری از نمونه های یافته شده در جیرفت دو جانور خشمگین _ دو شیر ، یک پلنگ و یک مار _ با دهان باز رو در روی هم قرار گرفته اند. از دیگر صحنه های بسیار شناخته شده ای که نقش آن همواره به سومری ها نسبت داده می شود، دو بز کوهی است که به حالت قرینه دو سوی درختی ایستاده یا بر پاهای عقبی بلند شده اند و به صورت نمادین قصد خوردن برگ ها و شاخه درخت را دارند. گفته می شود که کهن ترین نمونه آن مهری استوانه ای است از دوران «اوروک» با نقش پادشاهی که در دو سوی خود دو بز کوهی را با شاخه های گیاهی که در دست ها دارد تغذیه می کند. اما نمونه واقعی این صحنه در اثری به صورت مجسمه از گورستان پادشاهان «اور» به دست آمده است که در آن بزی در برابر درختی روی دو پا ایستاده است که البته درباره آن و این که آیا کار دست هنرمندان «اَرَتّ» ای است یا سومری در ادامه بحث خواهیم کرد. حال آن که نماد درخت زندگی و بزهای کوهی بر ظروف سنگی جیرفت در طبیعی ترین و زیباترین شکل ممکن بارها و بارها ظاهر می شود: «بزی که بر هر چهار پایش بر زمین قرار دارد و خمیدگی شاخ هایش رو به بالاست ؛ بزی که روی دو پای عقب ایستاده و یکی از پاهای پیشین را تا نزدیکی پوزه بالا آورده است ؛ دو بز کوهی پشت به هم در دو سوی یک درخت که سرهایشان را برای خوردن شاخ و برگ درخت به عقب برگردانده اند ؛ و سرانجام بزها و گوساله هایی که در دو ردیف از راست به چپ و از چپ به راست در حالت های گوناگون از شاخ و برگ درختانی می خورند که در برابرشان قرار دارد . اگر چه استادی و مهارت به کار رفته در تزیین همه این ظروف و اشیای یافته شده جیرفت یکسان نیست و آشکارا نشان می دهد که در کارگاه های متعدد و به دست استادانی با درجاتی متفاوت از استادی و مهارت ساخته شده، در مقایسه با نقوش برجسته سنگی سومری چه از لحاظ سبک، چه از لحاظ هنری که در آفرینش آنها به کار رفته است، در سطحی به مراتب بالاتر قرار دارد. در این راستا، و با در نظر داشتن یافته های جدید، اگر چه در انتساب کاسه سنگی «خفاجه» به سنگ تراشان «ارت» جای هیچ گونه تردیدی نیست، میان این کاسه و ظروف جیرفت تفاوت هایی وجود دارد که ناخودآگاه شخص را وادار به نتیجه گیری هایی آزمایشی می کند. نخست این که کیفیت کار روی کاسه «خفاجه» در مقایسه با ظروف خوش ساخت تر جیرفت به گونه ای آشکار در سطح پایین تری قرار دارد، و دیگر این که به عکس نقوش جیرفت چشم ها در هیچ یک از نقوش انسان ها و جانوران سنگ نشانی نشده است. این تفاوت ها ممکن است نشان دهد که: ۱. این ظرف را استادی تزیین کرده که مهارت زیادی نداشته ۲. تولید کننده آن استادی بوده از «ارت» که در بین النهرین می زیسته و با حذف جزییاتی مانند سنگ نشانی در چشم و بدن مارها، و نیز حذف گردنبند با آویز فیروزه می خواسته اثر خود را با ویژگی های هنر متداول در سومر انطباق دهد. ویژگی های زیر تعلق کاسه «خفاجه» به هنر «ارت» را به خوبی ثابت می کند: در کاسه «خفاجه» مردی بر کفل دو گاو نر پشت به هم نشسته و جریان دو رشته آب را به دست گرفته است. اما این مرد بر ظرفی از جیرفت به فاصله ای بر بالای کفل دو گاو نر پشت به هم به حالت ایستاده نشان داده شده است . بدیهی است که اشکال نشسته و ایستاده صرفا به دلیل کوتاهی کاسه خفاجه و بلندی ظرف جیرفت بوده است. اگر چه در تزیین ظرف جیرفت تمامی نقش مایه های کاسه خفاجه نشان داده نشده، اما از آنها در تزیین بسیاری از ظروف جیرفت استفاده شده است. این نقش مایه ها عبارت اند از: نقش گاوی که از پشت بر زمین افتاده و عقابی از هوا به آن حمله ور شده است ؛ نقش مایه عقرب ؛ و مردی که دو مار را در دو سو به دست دارد . علاوه بر کاربرد فراوان نقش مایه های مار، عقرب، عقرب _ انسان، و پلنگ در تزیین ظروف، از نقش برخی از این موجودات، یعنی عقرب ، عقرب _ انسان و عقاب در تزیین سنگ نشانی نیز استفاده شده است. در پشت تمامی این نوع نقش مایه ها سوراخ هایی ایجاد شده که بی تردید برای ثابت ماندن آنها بر سطح زمین بوده است.
صحنه گاو از پشت بر زمین افتاده و عقابی در حال فرود آمدن به سمت آن در کاسه خفاجه و ظروف متعدد از جیرفت انسان را بی اختیار به یاد اسطوره «اِتَنَ» می اندازد. داستان پادشاهی از سلسله افسانه ای کیش که به دلیل نداشتن فرزند ظاهرا چاره ای جز صعود به آسمان و دستیابی به گیاه زایایی در آنجا ندارد. مساله صعود به آسمان به کمک عقابی بر طرف می شود. عقابی که به دوست خود مار خیانت کرده و فرزندان او را بلعیده و مار در صدد انتقام در شکم گاو مرده ای خزیده و منتظر در کمین اوست. هنگامی که عقاب برای خوردن از جسد گاو فرود می آید مار او را به حد مرگ مصدوم می کند. اِتَنَ عقاب را که در گودالی افتاده و به انتظار مرگ است نجات می دهد و عقاب در ازای آن وی را به پروازی تماشایی و هوس انگیز بر بال های خود به آسمان می برد.
نقش عقاب و گاو از پشت بر زمین افتاده در بین النهرین فقط یک بار، آن هم بر کاسه وارداتی خفاجه ظاهر می شود، حال آن که در تزیین ظروف سنگی جیرفت عقاب به کرات ظاهر می شود و بر یکی از این ظروف زیباترین حالت تزیینی را دارد. افزون بر آن، در مواردی چند در جایی که ردیف گاوها نشان داده می شود بر بالای هر یک از آنها عقابی در پرواز است، و همان گونه که در بالا اشاره کردیم در میان یافته های جیرفت دو عدد پیکره بسیار زیبا از دو عقاب با تزیین سنگ نشانی سنگ صابونی در دست است که یکی از آنها در این مقاله معرفی شده است.

دکتر یوسف مجیدزاده

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی