جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

مرغابی ها و لاک پشت


مرغابی ها و لاک پشت
دو مرغابی كه در چارچوب تعین های خودستایانه فرهنگ پدرسالار در آبگیری زندگی می كنند، تصمیم می گیرند كوچ كنند. لاك پشت كه در چارچوب اقتدار اسیر است و به علت كار، سرشتی زنانه دارد، می گوید:
من هم با شما می آیم.
ولی گفتمان اعمال محدودیت بر علیه زنان، مانع از آن می شود كه او، نقشی مستقل را بازی كند: مرغابی ها، چوبی را می آورند و او را مجبور می كنند آن را به دندان بگیرد، همان چوبی كه دو طرفش را خودشان به منقار گرفته اند جلوه ای تاریخی- روایی ببخشند و زن- لاك پشت را به موجودی منفعل و دارای اهمیت ثانوی تبدیل سازند.
این، یعنی ستم تاریخی مردان برای ساكت كردن زنان در طول تاریخ و تثبیت نظام مبتنی بر كلیشه هایی از نقش سركوبگرانه مرد- زن. اینجا است كه می بینیم نحوه شخصیت پردازی، ارتباطی اندام وار (Organic) با مضمون داستان پیدا می كند و تصورات قالبی درباره زن، به مثابه دیگری (Other) در آثار ادبی را به نمایش می گذارد، زنی كه مدام به او می گویند خفه شو، حرف نزن و میزان اهمیت او، بستگی دارد به این كه تا چه حد اهداف شخصیت اصلی مرغابی را محقق سازد و چطوری چوب را به دندان بگیرد. موجود ستم دیده ای كه می خواهد حرف بزند تا هویت ذاتی خود را در دل تاریخ بازگوید و كلیشه ها را بشكند. در آخر حكایت نیز با حرف زدن، تصویری نمادین را به خواننده ارائه می دهد: تصویری كه شكستن لاك لاك پشت، درهم شكستن ساختار روایتی مردسالارانه ستمگر زورگو را به نمایش می گذارد.
● نقد روانكاوانه
در داستان كوتاه «مرغابی ها و لاك پشت» شخصیت اصلی داستان كه لاك پشت نام دارد و ساكن مرداب است، در فصل كوچ، اصرار می كند كه با مرغابی ها به سرزمینی دیگر برود. او دارای زبانی خود ویژه است كه بازتابی از وضعیت ذهنی او است:
- منم باهاتون می آم.
نویسنده بدین ترتیب نشان می دهد كه لاك پشت تا چه حد مصمم به رفتن است و چرا روی رفتن تاكید دارد: احتمالاً مادر لاك پشت همواره احساس بیزاری نسبت به او داشته و لاك پشت از مراحل چهار گانه گوالش روانی نگذشته و رشد روانی نابهنجاری دارد و در جای جای داستان می بینیم كه او دارای عقده ادیپ است.
به خصوص این كه بدانیم لاك پشت اصولاً بال ندارد كه بتواند پا به پای مرغابی ها پرواز كند. باید دقت كنیم كه لاك پشت می گوید من هم با شما می آیم و واقعاً كفش و كلاه می كند كه برود. اینجا است كه مرغابی ها چوبی می آورند و دو سر آن را می گیرند تا لاك پشت بتواند پرواز كند. در واقع، این امر دلالت بر كوشش ناخودآگاه او برای خنثی كردن كهن الگوی ساحره دارد كه مادر دهشتناك او است و به صورت تصویر ازلی مرداب یا حتی پرواز كردن و رفتن بالای شهر و هراس از مردم و هراس از مرگ ظاهر شود.ممكن است خواننده از خود بپرسد حالا كه لاك پشت اینقدر اصرار كرده است كه برود، چرا وسط كار، آن طور بی هوا دهان باز می كند تا به زمین بیفتد؟ اكنون به جایی رسیده ایم تا با توجه به شواهدی كه داستان در اختیارمان می گذارد، بگوییم لاك پشت مبتلا به بیماری آزار طلبی یا مازوخیسم است. پس باید بگوییم لاك پشت در فرآیند ناهشیار «همانند سازی» اصرار می كند كه مثل مرغابی ها، پرواز كند ولی سر بزنگاه، زمین می افتد و لاكش می شكند.
● نقد فرمالیستی
نخستین سطر با «دو مرغابی و یك لاك پشت» آغاز می شود. همین واژه به كرات در اثر به كار می رود. این تكرار هم كیفیت موسیقایی به متن می بخشد و هم اینكه خواننده را هر چقدر هم حواس پرت و گیج و گول باشد، متوجه این مسئله می كند كه پرسوناژهای داستان ما بدون احتساب مردمی كه از پایین دارند لاك پشت را نگاه می كنند، سه نفرند. خود واژه «مرغابی» واژه ای «نام آوا» است. به عبارت دیگر صداهایی كه برای خواندن این واژه باید از دهانمان خارج كنیم، مشابه واژه «كشك بادمجان» است، به همان پرطمطراقی و پرسروصدایی با تنگ و گشاد كردن كلیه عضلات دهان و بلكه صورت.
● وجود علائم سجاوندی در جمله
-دو، مر- غابی با (یك لاك پشت) در : آب، گیری، زندگی... می كردند، حالت طنین ناشی از پژواك افتادن لاك پشت در انتهای اثر را در ذهن خواننده تداعی می كند. در سطر چهارم نویسنده می گوید كه از بالای شهری عبور می كنند. شهر اتوپیایی است كه با حضور مردمی كه در آن تداعی می شود، شكل شعر را از اندیشه ای انتزاعی به حس متعین بدل می سازد و به كل اثر مفهومی فلسفی می دهد. به خصوص اینكه بدانیم شهر مذكور، مغازه و احتمالاً گاراژ یا حتی آبریزگاه هم دارد.
در پاراگراف دوم لاك پشت با واژه «پرحرف» توصیف می شود. نتیجه انتخاب این واژه به وجود آمدن لحن منفی است، لحنی كه فضای نهیلیستی را بر داستان حاكم می كند و آن را در رده «كرگدن» اوژن یونسكو قرار می دهد. شك نیست كه حرف زدن مستلزم باز كردن دهان است (اگرچه برخی از حروف را می توان با دهان بسته ادا كرد) پس لاك پشت جویای جاودانگی می كوشد هنگام پرواز حرف نزند تا مشكلی رخ ندهد. اما به گفته راوی این كوشش ثمری ندارد. پس حاصل فلسفی این فرآیند آن است كه لاك لاك پشت می شكند. در پایان به این نكته نیز باید اشاره كرد كه طول جمله ها هر كدام به قاعده یك انگشت یا حتی یك وجب كوتاه تر و بلندتر است تا به نحو موثری احساس خستگی و كلافگی مرغابی ها و لاك پشت را از گرم شدن كره زمین و سوراخ شدن لایه ازن به خواننده منتقل كند و به كمك نگاه فلسفی نویسنده در رابطه با درازی طول چوب دربیاید.
• نقد جامعه شناختی (نقد ماركسیستی)
خلق اثر در چارچوب مناسبات رنجبر- زحمتكش در نظام سرمایه داری صورت گرفته است. یك لاك پشت زحمتكش و دو مرغابی تحت ستم خسته از سلطه طبقاتی در مردابی عفن و گندیده ای كه نمادی از وضعیت رو به اضمحلال سرمایه داری و كاپیتالیسم است گرفتار آمده اند و می خواهند به وضعیتی دینامیك بروند. در دیالكتیك شكل و محتوا، جستار شخصیت طبقاتی و جهان بینی لاك پشت و مرغابی ها را مورد بحث قرار می دهیم: لاك پشت می گوید:
- رفقا! در راستای مبارزه با كاپیتالیسم جهانی و بورژوازی رو به احتضار من هم می آیم.
مرغابی ها با پلیدی هرچه تمام تر پوزخندی می زنند و ماهیت طبقاتی خود را نشان می دهند. آنها می گویند:
- رفیق لاك پشت! تو كه بال نداری، آخر چطوری می خواهی بیایی؟
لاك پشت با شیوه ای قهرآمیز، می گوید:
- یك كاری اش می كنم.
اینجا، با تز (مرداب)، آنتی تز (لاك پشت) و سنتز (انقلاب جهانی پرولتاریا) روبه رو هستیم.
جهان بینی لاك پشت، كمابیش، به ستیزش طبقاتی رویكرد نشان می دهد ولی مرغابی ها به بورژوازی كمپرادور متمایلند. به یاد بیاوریم كه آنها چوبی تراشیده شده (ابزار كار تغییر شكل یافته) می آورند كه لاك پشت آن را به دهان بگیرد و از او می خواهند حرف نزند و این یعنی ستیزشی كه بورژوازی جهت حفظ وضع موجود در تقابل با طبقه زحمتكش به آن توسل می جوید.

رویا صدر

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

نقدی بر رمان «بازی آخر بانو»

نقدی بر رمان «بازی آخر بانو»
«بازی آخر بانو»، هم رمانی اجتماعی است و هم سیاسی. شاید چون هر جا حرفی از جامع انسانی زده می­شود، بی­درنگ سر و کله سیاست هم پیدا می­شود. این رمانِ بلقیس سلیمانی که سرگذشت زنی در حدود سه دهه از زندگی­اش است، داستان تحول و شدن است.
گل‌بانو تحت تاثیر اختر قرار می­گیرد و پای در مسیری می­گذارد که تا آخر داستان هم‌چنان در آن قرار دارد. این تاثیر، از شخصیتی که جز گل­بانو، همه منحرفش می­دانند، آن قدر عمیق است که دختری روستایی را به استادیِ دانشگاه تهران می­رساند. گل­بانو با استعداد است، کتاب می­خواند، حرف‌های گنده گنده می­زند، جرات می­کند عاشق شود و… خلاصه در آن فضای بلبشو که بلقیس سلیمانی می­سازد، برای خودش انگار عالمی دیگر دارد. او به طنز به زمانه می­نگرد اما زمانه با او شوخی ندارد و مجبورش می­کند به خواست مادرش بله ­بگوید و عروس رها­می ­شود، همان کسی که نقطه مقابل گل­بانوست، ولی انگار گل­بانو را دوست دارد و بعدها وقتی داستان از زبان او روایت می­شود می­بینیم، واقعا هم این­طور بوده.
اما زمانه یا شاید سرنوشت محتوم یقه رهامی را هم می­گیرد و او مجبور می­شود از گل­­بانو جدا شود. به قول معروف، دست بالای دست بسیار است.
شاید هم هیچ یک از این حرف‌ها نباشد، و همه این‌ها فقط بازیِ زندگی باشد؛ یک بازی با قواعد خاص خودش، که تو مجبوری رعایت‌شان کنی و نقشی را که به عهده­ات گذاشته­اند، انجام دهی؛ خوشت بیاید یا نیاید. و گل‌بانو انگار این را می­داند و بازی می­کند. اما این بازی گاهی خیلی جدی می­شود و هم‌بازی­ها بی‌رحمانه برای رسیدن به امتیاز، بازی می­کنند… .
بلقیس سلیمانی در این رمان، سال­هایی را روایت می­کند که کمتر به آن پرداخته شده است. او وقایع سیاسی­­­- اجتماعی اوایل انقلاب را که دورانی پر تنش بود، زمینه داستان خود ساخته و شخصیت­ها را در دل این فضای ناآرام می­پروراند و لذا شخصیت­های رمان که محصول کارخانه زمانه خود هستند، نمی­­توانند از اقتضاهای روزگارشان رها شوند. آن‌ها ناچارند نگاه سیاسی داشته باشند و ناچارند به خاطر این نگاه، خود و خواست خود را نادیده بگیرند و به آن‌چه روزگارشان می­طلبد تن بدهند. رها­می گل­بانو را دوست دارد ولی باید ترکش کند، چون از قدرت بالاتر می­ترسد، چون جایگاهش را از دست می­دهد و چون باید ملاحظات سیاسی را رعایت کند. زمانه، زمانه‌ی تن دادن به خواسته دل نیست باید ببینی از تو چه می­خواهند و همان را انجام دهی.
نویسنده به آن دوران با نگاهی انتقادی می­نگرد، ولی هیچ‌گاه عنان قلم را رها نمی­کند و می­­کوشد از دایره انصاف خارج نشود. رهامی که گویی نماد نظام حاکم است، از دید گل­بانو جامع همه رذایل است. ولی سلیمانی به همین مقدار بسنده نمی­کند، او در چشم رهامی هم می­نشیند و وقتی داستان از دید او روایت می­شود، می­بینیم که قضاوت گل­بانو خالی از خطا نبوده.
بی­طرفی نویسنده در رمان و چند صدا بودن آن، از مؤلفه­های رمان پست‌مدرن است. در رمان پست‌مدرن نویسنده یک ناظر بی­طرف است و تریبون روایت را بین همه شخصیت­ها تقسیم می­کند. به اصطلاح چند صدایی در رمان حاکم است. به نظر می­آید این ویژگی در «بازی آخر بانو» وجود دارد و از این نظر می­توان آن را یک رمان پست‌مدرن دانست.
نویسنده در این کتاب تلاش زیادی کرده که همه شخصیت­ها را به سر­انجام برساند و به همین دلیل است که سعید را دوباره وارد داستان می­کند. سعید در برهه­ای از داستان نقش خود را در زندگی گل­بانو ایفا کرد و بعد رفت، انگار که مرده باشد، اما نویسنده باز او را از قبر بیرون می­کشد و برایش داستان می­سازد، گویی سلیمانی مسیر زندگی را دایره‌وار می­داند، به طوری که در آن هر کسی باید به نقطه شروعش باز گردد. شاید هم بیان وقایع آن دوران برایش از داستان گویی مهم‌تر بوده و سعید با حضور دوباره خود می­توانسته راوی بخشی از این وقایع باشد.
فصل­های آخر رمان یک‌دستی فصل­های ابتدایی را ندارد، انگار رمان دو تکه است و به نظر می­آید آن حوصله­ای که نویسنده در فصل­های اول داشته، در انتها از دست داده است. روایت عجولانه به اضافه شخصیت­های جدید در داستان و حضور خود نویسنده، همه باعث شده که این رمان انسجام نیمه اول را در نیمه دوم از دست بدهد. نویسنده خواسته است در فصل­های آخر، نیروی تازه­ای وارد داستان کند ولی از این پتانسیل قوی بهره لازم را نبرده است. اگر کتاب با همان حوصله اول کار به پایان می­رسید شاید با رمانی به مراتب قوی­تر روبه رو بودیم که هم جذابیتش، که حاصل روابط شخصیت­ها است تا آخر حفظ می­شد و هم یک‌دستی کار رعایت می­شد. هر چند حضور خود بلقیس سلیمانی در رمان کار جالبی است و به اثر عدم قطعیت می­دهد و نوعی فاصله‌گذاری ایجاد می­کند، ولی احساس می­شود سلیمانی خودش را به داستان تحمیل کرده و از وقتی سر و کله او پیدا می­شود، همه چیز به هم می­ریزد؛ هم داستان و هم ذهن خواننده. علاوه بر این‌ها تک‌گویی­های فصل­های آخر دست نویسنده را رو می­کند؛ اتفاقی که سلیمانی در طول رمان بسیار سعی کرده، روی ندهد.
اگر بخواهیم نگاهی هم به شخصیت­های این رمان داشته باشیم به طور خلاصه می­توان گفت: شخصیت گل­بانو هر چند به خاطر ناآرامی و عصیانگری­اش جذاب است ولی از کلیشه­های رایج هم مصون نمانده، کلیشه یک شخصیت روشنفکر: داستان خواندن، فلسفه خواندن و استاد فلسفه شدن، از داستان­ها و رمان­های معروف حرف زدن و معترض بودن. چیز­هایی که در گل­بانو هم می­بینیم. در شخصیت رهامی هم احساس می­شود گاهی غلو شده، طوری که باور کردنش کمی سخت است. به سعید هم که اصلا نزدیک نمی­شویم. اما یک شخصیت در این رمان معرکه در­ آمده؛ مادر گل­بانو. شخصیتی که از کلیشه یک مادر بسیار فاصله دارد. روزگار احساسات مادرانه­اش را کشته و بیشتر به فکر تجارت است تا سرنوشت دخترش. او همه چیز را با نگاه حساب‌گرانه می­بیند و انگار گل­بانو طعمه­ای است در دستش، نه دخترش.
نثر سلیمانی ساده و خوش‌خوان است و آن‌قدر زبانش جذاب است که خواننده احساس خستگی نمی‌کند. نویسنده دنبال بازی‌های زبانی نیست، و بیشتر به بیان ساده روایت فکر می­کند تا ساختار زبانی آن. روشی که اکثر نویسنده­های ما مدت­هاست آن را رها کرده­اند، غافل از این‌که خواننده، قبل از هر چیز دنبال داستان می­آید.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!