دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

شاهزاده اصلاح طلب


شاهزاده اصلاح طلب
تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار یكی از زنان روشنفكر عصر مشروطیت است كه به رغم شاهزاده بودن به همه ابعاد زندگی شاهان قاجار با دیدی انتقادی نگریسته است. خاطرات دست نوشته این شاهزاده قاجار توسط دكتر منصوره اتحادیه نظام مافی، تحت عنوان «خاطرات تاج السلطنه» در سال های گذشته منتشر شده است.
مطالعه این اثر می تواند ما را با مقدمات روشنگری ایرانیان و در نهایت مشروطه خواهی آنان بیشتر آشنا كند.
چنان كه از دست نوشته های تاج السلطنه برمی آید اگر از پیشنهادات و نظریات وی در خصوص اداره امور كشور و به خصوص زنان استفاده می شد، شاید تحول عظیمی در قشر زنان ایران ایجاد می شد.
«تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه در اواخر سال ۱۳۰۱ ق، ۱۸۸۴م از توران السلطنه دخترعموی شاه و به احتمال دختر خسرو میرزا كه زنی به غایت دیندار و بر امور اخروی مواظب بود زاده شد...»۱
حساسیت تاج السلطنه به اهمیت نقش مادر در پرورش فرزندان و تاثیر پدر در زندگی اش در سطر به سطر خاطرات او هویدا است:
«نظر به احترامات سلطنتی و توسعه جا و مكان، منزل من و اتباع من دور و جدا از منزل مادرم و روزی دو مرتبه با اجازه مرا به حضور مادر محترمه ام برده و پس از ساعتی دوباره مراجعتم می دادند.»۲
«... عصرها را حسب المعمول به حضور اعلیحضرت تاجدار پدر بزرگوار خود می رفتم و اغلب مورد تحسین و تمجید واقع می شدم و به من نوازش می كردند و همیشه به من مرحمت می كرد. یك پول طلایی از جیب خود بیرون می آورد و مكر را می فرمود: و این دختر خوشگل است و شبیه به شاهزاده های فتحعلی شاهی است» من به قدری از پدرم می ترسیدم كه هر وقت چشمم به او می افتاد بی اختیار گریه می كردم و هر قدر به من نوازش می كرد تسلی پیدا نمی كردم. چون من هیچ مردی را غیر از پدرم نمی دیدم در نظرم این شخص فوق العاده و قابل ترس می آمد...»۳
تاج السلطنه در بیان وصف شمایل و ظاهر مربی دوران كودكی خود كه در تربیت و تهذیب اخلاقی او مجد بود، چنین می آورد:«... این زنی بود میانه ۴۵سال، چهره خیلی سیاه، چشم های درشت، قد متوسط، خیلی كمتر صحبت می كرد و اگر هم ندرتا صحبت می كرد خیلی خشن و درشت. این دده عزیز من مادر مرا هم بزرگ كرده و به اصطلاح: «دده خانمی» را به ارث برده بود ... خیلی با قدرت و مسلط و تمام اغذیه، اشربه، ماكول، مشروب، خانه و اختیارات تمام به دست او، با من خیلی مهربان و درباره سایرین خیلی غیور و رسمی بود.
مرا چنان به خودش عادت داده بود كه با وجود چهره موحش و هیكل مهیبی كه داشت اگر روزی بر حسب اتفاق از من جدا می شد تا شام گریه كرده و به هیچ چیز تسلی پیدا نمی كردم...»۴
اما محبت های دده عزیزش روح تشنه تاج السلطنه را سیراب ننموده و باز هم زبان به گلایه گشوده و با انتقاد از نحوه تربیت خود می نویسد:
«... اما ای كاش من می توانستم تمام این محبت هایی را كه نسبت به دده خود داشتم و در اینجا شرح می دهم نسبت به مادر مقدسه خود داشته و در عوض یك سیاه غیرقابل، از مادر خود قصه می نمودم. افسوس كه خیالات فاسد و اختراعات غلط و بزرگی ها و ابهت ها و هنر فروشی های بیجا شیرینی محبت مادر و زمان طفولیت را به كام تلخ و بدبختانه از آغوش مادر قابل پرستش دور و جدایم ساخته و من نمی توانم به شما برخلاف واقع بنویسم.»۵
او تربیت اخلاقی را پایه و اساس تحولات مثبت و سازنده یك اجتماع می داند و به نقل از ژول سیمون چنین می آورد: «هر اصلاح طلب وطن دوستی كه می خواهد معایب كار خود را رفع كرده و هیات جامعه خود را به مراتب كمال برساند باید بداند كلمات مقدسه آزادی، برادری، برابری، دادگری با آن همه تاثیرات دلپذیر كه متضمن آن است وقتی مقرون به فایده می شود و نتیجه می دهد كه اساس آن استوار باشد. ما از داشتن حریت، اخوت، مساوات، عدالت وقتی منتفع می شویم كه صاحب خلق كریم باشیم، تجارب تاریخی، اموال فلاسفه و حكما و نظام اساسی هر شریعت و آیین به ما می فهماند كه: مكارم اخلاق روح كالبد هر نوع بشر، قوت معنوی اهل عالم، ركن متین كلمه اصلاحات است.»۶
وی با انتقاد از وضعیت تعلیم و تربیت زنان ایران در خاطرات خود می آورد:
«... افسوس و باز افسوس كه در آن تاریخ باب علم به روی نسوان از هر جهت بسته و ابدا راهنما و تعلیمی از برای خود موجود نمی دیدند و به همین واسطه تحصیل من خیلی كم و بالاخره هیچ بود و این حرمان ابدی با من انیس و جلیس بود بود در هنگامی كه «بیزمارك» از پاریس برمی گشت... در یكی از مجالس به حاضرین گفت: «ما با معلم مدرسه به فرانسه غلبه كردیم.»۷
او در شرحی از حرمسرای پدرش و بازی او با گربه ها با انتقاد از عملكرد منفی و غیراخلاقی و انسانی پدرش مطالب جالب و قابل توجهی را طرح كرده كه به برخی از آن موارد اشاره می كنیم:
«اگر این پدر تاجدار من خود را وقف عالم انسانیت و ترقی ملت خود و معارف و صنایع می كرد چقدر بهتر بود تا اینكه مشغول یك حیوانی، اگر آنقدر زن ها را دوست نمی داشت و آلوده به لذایذ دنیوی نشده، تمام ساعات عمر مشغول سیاست مملكت و ترویج زراعت و فلاحت می شد، چقدر امروز به حال ما مفید بود و در عوض اینكه من در این تاریخ از گربه های او مجبور شده صحبت می كنم از رعیت پروری، معارف طلبی، كارهای عمده سلطنتی می نوشتم چقدر با افتخار بود ... و اگر می توانستم او را در عوض بدبخت، خوشبخت بنگارم، چه میزان در این ساعت قلبم مسرور بود افسوس... كه در آن عصر و زمان تمام غرق غفلت بوده و بویی از انسانیت به مشامشان نرسیده و به قدری آلوده به رذایل و بدی ها بودند كه قرن ها خرابی به یادگار گذاشته اند كه اصلاح پذیر نیست.»۸
تاج السلطنه در بخش دیگری از خاطرات خود به توصیف حرمسرای پدرش ناصرالدین شاه قاجار پرداخته و می نویسد: «این سرای واقع شده در میان شهر با حدودی محدود و او را «ارك» می نامیدند. حیاط خیلی بزرگ و وسیعی و به فرم صدسال پیش ساخته شده بود. این عمارت مذكور تمام اطراف او شرق، غرب، جنوب و شمالش ساخته شده بود از اتاق های متصل به هم و تمام دور این حیاط دو مرتبه بود. در وسط این حیاط عمارتی بود سه مرتبه كه از حیاط مغروض شده بود با یك نرده آهنین آبی رنگ در حقیقت یك كلاه فرنگی قشنگی بود و به انواع اقسام زینت داده شده و به مد امروز و این عمارت را «خوابگاه» می نامیدند و مخصوص پدرم بود و این عمارت سپرده شده بود به آقانوری خان خواجه كه در واقع معاون اعتماد الحرم بود و همین طور تمام كلیدهای عمارت سلطنتی و درب های حرم از اندرون و بیرون سپرده به این خواجه بود.
عمارت اطراف تقسیم شده بود در میان خانم ها كه منسوب به سلطان بودند و بعضی حیاط های داخل و خارجی هم داشت كه در آنها هم منزل دارند. تقریبا اعلیحضرت پدر تاجدار من هشتاد زن و كنیز داشت. هر كدام ده الی بیست كلفت مستخدم داشته، عده زن های حرمسرا به پانصد نفر بلكه ششصد می رسید و همه روزه هم یا خانم ها یا كلفت ها ... خدمه ها از اقوام و عشایر خود جماعتی را می پذیرفتند. و هر روز بالاستمرار در حرمسرای هشتصد، نهصد نفر زن موجود بود و تمام این خانم ها منازل و حقوق و اتباع از كلفت و نوكر و تمام لوازم زندگانی در بیرون باشند. مگر زن های تازه كه از دهات و اطراف اختیار می كردند به دست خانم ها می سپردند كه یك قدری آداب و رسوم را بفهمند بعد منزل جداگانه به ایشان می داده اند.»۹
تاج السلطنه با اشاره به نقش زنان حرمسرا در توطئه ها و دسیسه های درباری به بررسی نقشه قتل پدرش توسط امین السلطنه پرداخته و می نویسد: «پدر من عشق پیدا كرده بود به دختر دوازده ساله ای كه خواهر زن او بود. دختر همان باغبان كه دختر اولش شریك سلطنت ایران و دختر دومش می رفت كه در شركت توسعه دهد... خواهر بزرگش به اندازه ای حسود و در این موضوع لجوج بود. در اول چون تصور نمی كرد میل شاهانه به این سرعت ترقی كند خودش اسباب بود برای اتصال، پس از اینكه میل را منجر به عشق و نزدیك جنون دید دیوانه وار بنای هیاهو را گذاشته شروع به حركات زنانه كرد... هرچند سلطان را خاضع تر و بیچاره تر می دید به شدت وحدت حركات نالایق افزوده و راه و طریق معاشرت بیچاره پدرم را با خواهرش مسدود می نمود.»۱۰
«... خود را از گفت وگوی روبه رو خسته شده این كار را رسمیت داده همین صدراعظم خوش نیت علی اصغرخان، امین السلطان را اسباب اصلاح كار قرار داده اجازه داده بود كه با این زن كه به اسم پدرش ذكر می شد و اولاد باغبان باشی می گفتند گفت وگو كرده به هر نحوی كه هست او را رضا نماید كه پدرم خواهر او را تزویج نماید. صدراعظم از این پیش آمد خوشحال و قبول می كند.
در همین ایام هم از اطراف به شاه عرض شده بود كه صدراعظم پول گزافی از خارج گرفته مشغول دسیسه كاری است و انواع و اقسام خیانت او نسبت به دولت و ملت كشف شده به سمع سلطان رسیده بود. لیكن یك صدر اعظم را بی جهت و وسیله ای نمی شد كشت یا معزول كرد. در خصوص او هم گفت وگوهای زیادی بود كه صدراعظم مقتول و معزول شود. از این طرف صدراعظم وسیله ای برای كشف اسرار خفیه برای سلطنتی لازم داشت و قصه ماه رخسار بزرگترین وسایل برای او بود. این شخص كه امین السلطان مملكت و سلطنت بود این شخص كه نام و جان او و ناموس مملكت در دست او بود... در ضمن ماموریت مصلحانه... تمام مطالب را از این خانم بیچاره كشف و این بیچاره زن غفلت از این داشت كه این جواب سئوالات بالاخره پرده خون آلودی به او نشان خواهد داد.
از آنجایی به او نشان این خانم طرف مهر و اعتماد فوق العاده پدر من بود، در مواقع خواندن و مطالعه كاغذجات مهم این زن چراغ پشت سر پدر من نگه می داشت. پدرم گمان نمی كرد او می تواند اقسام خطوط را بخواند یا از شدت محبت تصور نمی كرد هیچ وقت این زن اسرار مملكتی را بروز بدهد چندان در قید نبود و تمام این كاغذها را شب به طور محرمانه در اتاق پدرم تنها مطالعه می كرد. فردا این صدراعظم در طی مذاكرات خود از این خانم بیچاره استخراج می كرد... در ضمن اینكه از این طرف مشغول كار بود. دو نفر دختری كه با هم خواهر بودند یكی موسوم به فاطمه و دیگری نصرت این دو دختر را محرك شد كه به حرمسرا به خدمتكاری آمده، راپرت های شبانه روز را به او بدهند.
باری منزلی در خارج ترتیب داده، این دختر را صیغه كرده به آن خانه برده اند و نقطه نظر این صدراعظم از این خارج شدن ماه رخسار از حرمسرا چه بود عمده مقصودش این بود چون پدر من سلطان است روزها نمی تواند از كار مملكتی سرپیچ شده در انتظار مردم به خانه معشوق رفته مشغول عیش شود. ناچار شب ها می رود. اگر روز آمد و شد كرد كه این سلطان به رعیت بگوید سلطان شما لاابالی.... فلان است صبح تا شام كار مملكتی را رها كرده مشغول تفریح است. این نكته را پدر بیچاره من ملتفت شد و شب ها بنای مراوده گذاشت. ناچار در شب اثاث سلطنتی همراه ندارد، مواظب ندارد، تنها یا با یك نفر پیشخدمت یا یك كالسكه معمولی خواهد رفت و در موقع آمد و رفت می تواند فرصت كرده او را به قتل برساند. در حقیقت فكر اساسی حقیقی كرد از این راه موفق نشد نمی دانم چرا نشد»۱۱
دختر ناصرالدین شاه، نقطه نظرات خود را در خصوص موضوعات مهم سیاسی و اجتماعی آن عصر در جواب سئوالات یكی از ارامنه این گونه به رشته تحریر در می آورد:
«در استبداد صغیر «با غد آنوف» كه یكی از ارامنه های قفقاز بود و جزء مجاهدین و آزادیخواهان ایران بود از چند نفر خانم های ایرانی و یكی دو سه نفر از خانواده های سلطنتی به توسط كاغذ سئوال كرده بود. یكی هم به من نوشته بود كه مواد او را در اینجا به شما می نویسم.
از پرنس محترمه ایرانی خواهشمندم سئوالات ذیل را جواب بدهند.
۱ معنی مشروطه چیست
۲ استبداد بهتر است یا مشروطه
۳ راه ترقی ایران چیست
۴ تكلیف زن های ایرانی كدام است
من به او جواب نوشتم:
۱ معنی مشروطه عمل كردن به شرایط آزادی. ترقی یك ملتی بدون غرض و خیانت.
۲ تكلیف هر ملت ترقی خواهی، استرداد حقوق او است. حقوق خود را به چه قسم می توانند مسترد دارند در موقعی كه مملكت مشروطه و در تحت یك «رگلمان» صحیح باشند ترقی از چه تولید می شود از قانون. قانون در چه مواقعی اجرا می شود در موقعی كه این استبداد برچیده ... شود پس از این روی مشروطه بهتر از استبداد است.
۳ صرف نظر از غرض های شخصی و آنتریك های خانه خراب كن، جلب نفع و اثر كردن كارخانجات، ساختن راه ها، تسهیل عمل زراعت و فلاحت، حفر معادن، تصحیح بودجه مملكتی، مرتب كردن امور عالیه، قطع حقوق مردمان بیكار بدون استحقاق، اجازه باز كردن روی زن ها، كمك و معاونت آنها بالشراكه با مردها.
۴ تكلیف زن های ایرانی، استرداد حقوق خود مانند زن های اروپایی، تربیت اطفال، كمك كردن با مردها مانند زن های اروپایی، پاكی و عفت، وطن دوستی، خدمت به نوع، طرد كردن تنبلی و خانه نشینی، برداشتن نقاب.» ۱۲

فرامرز كریم زاده كلیبر (مدرس تاریخ مركز تربیت معلم تبریز)
پی نوشت ها:
۱ اتحادیه نظام مافی منصوره، خاطرات تاج السلطنه، ج ۱، تهران، شركت سهامی خاص تاریخ ایران ۷۱، ص الف
۲ همان ص ۸، ۹
۳ همان ص ۱۳
۴ همان ص ۹
۵ همان ص ۹
۶ همان ص ۱۱
۷ همان ص ۲۲
۸ همان ص ۱۶ ، ۱۷
۹ همان ص۱۳ ، ۱۴
۱۰ همان ص۴۵
۱۱ همان ص ۴۹ ، ۵۰ ، ۵۱ ، ۵۲
۱۲ همان ص ۹۹ ، ۱۰۰ ، ۱۰۱

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

شوالیه ای که شکست را دوست ندارد


شوالیه ای که شکست را دوست ندارد
تاجر میلانی كه با ایجاد حزب«فورتزا ایتالیا» توانست در سال ۱۹۹۴ وارد عرصه سیاسی شود، پنج سال در راس قدرت ایتالیا بود و با این مدت زمان، در تاریخ پرفراز و نشیب جمهوری ایتالیا از خود ركوردی بی نظیر برجای گذاشت. هنوز هم به نظر می رسد كه او در قدرت بی رقیب است. تحولات سیاسی اخیر ایتالیا هر چند خلاف این مسئله را نشان می دهد، اما باید اذعان داشت كه برلوسكونی می تواند همچنان چهره ای مطرح بماند. شكست او در روز ۱۰ آوریل، آن هم با اختلافی نه چندان زیاد از رقیبش هرگز نمی تواند به معنای مرگ سیاسی او باشد. سیلویو برلوسكونی در آستانه ۷۰سالگی به اندازه كافی پول و قدرت دارد و از آن دسته افرادی هم نیست كه بخواهد زود عرصه را خالی كرده و به پشت صحنه برود. به هر حال نتیجه عملكرد پنج ساله او در كیجی -كاخ نخست وزیری ایتالیا - كاملاً هم منفی نبود و نتایج انتخابات هم موید این مطلب است. برلوسكونی به خودش كاملاً ایمان دارد. امپراتوری مالی و رسانه ای اش نیز از همیشه قدرتمندتر شده است و او هر لحظه ممكن است دوباره بازگردد.
• آغاز تجارت
پیوند برلوسكونی با میلان از زمان تولدش در سپتامبر سال ۱۹۳۶ و در خانواده ای متوسط ابدی شد. پدرش كارمند بانك بود و مادرش خانه دار. او مجبور شد برای تامین هزینه هایش كار كند و در كافه های شبانه و كشتی های تفریحی آواز بخواند. اواخر دهه ۱۹۵۰ به عنوان فروشنده جارو برقی مشغول كار شد. اما زمانی كه لیسانس حقوق گرفت و در ۲۵ سالگی در بانكی استخدام شد پول به دهانش مزه كرد و به یك باره وارد مسائل تجاری شد. در سال ۱۹۶۰ در ساخت مجتمع های مسكونی سرمایه گذاری كرد و با موفقیت در این كار سرمایه ای برای آغاز جهش های مالی اش فراهم كرد. ایجاد یك تلویزیون كابلی به نام «تله میلانو» برای مجتمع های مسكونی میلان،۲ شروع نفوذ رسانه ای او بود. او به تدریج به شبكه های تلویزیونی محلی نفوذ كرد و قطب قدرتمند و خصوصی خود به نام مدیاست (Mediaset) را راه اندازی كرد. در سال ،۱۹۸۰ Canale۵، اولین شبكه تلویزیونی خصوصی ایتالیا را به راه انداخت و بعد شبكه های Italia۱ و Rete۴ را مالك شد. سپس به نفوذ سلطه خود در قاره پرداخت و در فرانسه شبكه ،۵ در آلمان شبكه Telefunf و در اسپانیا شبكه Telecinco را خرید بعد هم مالك باشگاه آث میلان شد. فعالیت های او در امور مالی و سرمایه گذاری در بیمه، مالكیت شركت های «مدیولانوم» و «پروگراما ایتالیا» را به همراه داشت و گروه فینینوست (Fininvest) او هم اكنون دومین گروه خصوصی ایتالیا محسوب می شود. در سال ،۱۹۸۹ به امور نشر علاقه مند شد و «موندادوری» اصلی ترین انتشارات كتاب های ایتالیایی را از آن خود كرد. با خرید مدوزا (Medusa) و Cinema۵ هم تبدیل به اولین تولیدكننده و نمایش دهنده سینمایی شد. او زمانی كه به فكر ورود به عرصه سیاسی افتاد به راحتی یك حزب تاسیس كرد. با داشتن امپراتوری رسانه ای فینینوست (كه مدیاست را كنترل می كند) و تسلط بر تمامی رسانه های تصویری _ نوشتاری و كنترل بسیاری از نهادهای اقتصادی حضور بلندمدت او در راس قدرت سیاسی چندان عجیب نیست.
مجله فوربس دارایی های او را ۱۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴ اعلام كرده كه در این صورت او ثروتمندترین مرد سراسر كشورش است. به هر حال نام برلوسكونی در لیست بلندبالای مفسدان مالی قرار دارد و شاید آغاز مبارزه با فساد و تصویب قانونی به نام «دست های پاك» دلیل او برای آغاز فعالیت های سیاسی باشد. او تاكنون با تصویب قوانینی توانسته از چنگ مراجع قضایی بگریزد اما حالا كه چپ گرایان بر مسند قدرت هستند او به شدت در معرض تهدید قرار گرفته است.
• پیروزی های ۱۹۹۴ و ۲۰۰۱
در سال ،۱۹۹۴ برلوسكونی به یك باره تصمیم گرفت در انتخابات سراسری حاضر شود تا شاید بتواند عنوان رئیس دولت را از آن خود كند. در سال ۱۹۹۳ حزب او به نام فورتزا ایتالیا تاسیس شده بود و او می توانست به عنوان رهبر راست گرایان میانه رو در برابر كمونیست های سابق قد علم كند. اما جدایی یك باره حزب متحدش به نام لیگ شمال و پیوستن آن به اپوزیسیون این امكان را از او گرفت. همان سال بود كه او و گروه فینینوست اش بارها و بارها در دادگاه حاضر شدند اما برلوسكونی به خوبی توانست خود را از خطر نجات دهد و بعد هم برای انتقام علیه قضات میلانی شكایت كرد.
اما سال ۲۰۰۱ سال پیروزی واقعی او بود و توانست با ائتلافی به نام «خانه آزادی ها» كه حزب ائتلاف ملی، فورتزا ایتالیا، UDC و لیگ شمال و سایر احزاب كم اهمیت تر را شامل می شد، قدرت را به دست بگیرد. او تا ۲۰ آوریل ۲۰۰۵ نخست وزیر بود. اما بزرگترین بحران ایتالیا با كنار رفتن دو حزب دموكرات مسیحی ائتلاف آغاز شد. او ناگزیر در برابر رئیس جمهور كارلو آزگلیو چیامپی استعفا داد. اما رئیس جمهور استعفا را به تشكیل دولت بدون ائتلاف یا درخواست انتخابات زودرس مشروط كرد. دو روز بعد رئیس جمهور از او خواست دولت جدیدی تشكیل دهد و در كابینه اش حتماً وزرای دموكرات مسیحی را هم جای دهد. روز ۲۳ آوریل او دولت جدیدش را كه تغییرات چندانی در آن دیده نمی شد معرفی كرد و به كار ادامه داد.
• مرد هزارچهره
برلوسكونی برای رسیدن به قدرت سیاسی و حفظ موقعیت اقتصادی خود از هیچ تلاشی فروگذار نمی كند. این مرد خودخواه و البته خودساخته می گوید: «من بسیار بهتر از ناپلئون عمل می كنم.» و همچنین معتقد است كه نجات دهنده مردم كشورش است: «من مسیح سیاست ایتالیا هستم.»
به نظر می رسد او به دنبال زندگی جاودان است برای همین هم همیشه ورزش می كند. پشتش را صاف نگه می دارد. از جراحی های زیبایی به ویژه كشیدن پوست صورت، كاشتن مو، از بین بردن پف های زیر چشم، كوچك كردن غبغب و مصرف داروهای هورمونی غافل نمی شود.
او كلكسیونر تابلوهای هنری است و به اشیای عتیقه هم علاقه زیادی دارد. موسیقی ملایم و آوازهای فرانسوی هم او را به خود مجذوب می كند. علاقه اش به كتاب نیز سبب شده كه در مركز نشرش به طور مستقیم بر انتشار آثاری از ماركس، انگلس، توماس مور و... نظارت داشته باشد.
بسیاری بر این باورند كه پیشرفت سیاسی برلوسكونی و بقای طولانی مدت او ناشی از همین تاثیر بر افكار عمومی و فریب مردم توسط رسانه ها است. پی یرموسو كارشناس رسانه های ایتالیا معتقد است كه تلویزیون سالاری در این كشور باعث شده كه چنین ظواهری نقش بسیار تعیین كننده ای در نتیجه انتخابات داشته باشد. به اعتقاد او برلوسكونی نه تنها از زمان به قدرت رسیدنش، بلكه از همان ابتدای آغاز كار رسانه ای دیدگاه ها، فرهنگ و هژمونی خود را بر كشور تحمیل كرده است. او همواره از «ایتالیایی متفاوت» و «كشوری كه من دوست دارم» حرف می زند و مردم با وجود او كه معجزه ایتالیا یا شوالیه لقب گرفته بود برای اولین بار حس كردند خودشان هستند. چپ گرایان برای تغییر این وضعیت و تحمیل نظریات خود مسلماً با مشكلاتی جدی مواجه خواهند شد.
سهیلا قاسمی

آبگوشت چغندر از نوع روسی
برشت نوعی سوپ یا آبگوشت است که اصلیت آن اکراینی است، ولی در بسیاری از کشورهای اروپای مرکزی و اروپای شرقی مصرف می شود. در بیشتر این کشورها، ماده اصلی این آبگوشت چغندر است و در بعضی از آنها گوجه فرنگی ماده اصلی این غذا است.
وبگردی
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور !
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور ! - دولت - معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه نوسان قیمت ارز کلا آزار دهنده است، گفت: افزایش قیمت ارز به لحاظ محاسبه عددی هزینه تمام‌شده سفر به خارج از کشور را افزایش می‌دهد.
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید از اسنادی رونمایی کرد که نشان می دهد، فرودگاه یاسوج علیرغم تکذیب مسئولان، رادار و تجهیزات کافی برای فرود امن هواپیماها ندارد. گفته می شود یکی از دلایل دخیل در سقوط هواپیمای تهران - یاسوج فعال نبودن رادار فرودگاه یاسوج بوده است.
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی