سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 14 August, 2018

سایه جنگ بر شهرهای اسرائیل


سایه جنگ بر شهرهای اسرائیل
صدای ساز و آواز از رادیو و تلویزیون در تل آویو سكوت آزاردهنده در بیت المقدس و بندر خالی از سكنه حیفا. گزارشی كه در پی می آید تصویری است از آنچه این روز ها در شهر های مهم اسرائیل می گذرد.
این روزها اسرائیل در واقع در خطرناك ترین دوران تاریخ رژیم صهیونیستی به سر می برد. آن ۲۲ موشك اسكاد كه زمانی صدام حسین به سوی تل آویو شلیك كرد در مقایسه با روزانه ۱۵۰ موشك كاتیوشایی و با توجه به قدرت تخریبی و برد این موشك ها كه این روز ها از خاك لبنان و توسط حزب الله بر شهر های اسرائیل باریدن گرفته است، یك بازیچه به شمار می آید. البته این موشك ها هنوز به تل آویو نرسیده اند اما خطر آنها حداقل از جنبه های ذهنی و روانی بر فضای این شهر نیز سایه افكنده است: این مسئله در جای جای تل آویو و به دلیل وجود بی شمار تابلو هایی كه نشان دهنده مسیر رسیدن به پناهگاه ها است حس می شود و از آن گذشته آگهی های ترحیم و تسلیت برای كشته شدگان اسرائیلی كه در روزنامه جروزالم پست چاپ می شود نیز اتمسفر جنگ را به تل آویو هم كشانده است. اما ظاهرا مقامات تل آویو قصد دارند به هر صورت ممكن احساس امنیت را به ساكنان این شهر تزریق كنند. این روز ها در همه رستوران ها و اماكن عمومی تل آویو از تلویزیون و رادیو لاینقطع صدای ساز و آواز بلند است. مردمی هم كه در این مكان ها جمع می شوند با این سر و صدا همراهی می كنند و فقط به هنگام پخش اخبار موقتا ساكت می شوند و بلافاصله پس از پایان خبر ها آن خوش خیالی دروغین شروع می شود. این مردم گویی می خواهند با این شادی های ظاهری فكر خود را از واقعیت تهدیدكننده و چه بسا محتوم منحرف كنند.
اما برخلاف تل آویو در بیت المقدس و به ویژه بر مسجدالاقصی سكوتی بس آزاردهنده سنگینی می كند. زیرا دولت اسرائیل به بهانه مسائل امنیتی این محل مقدس و مهم مسلمانان را عملا تعطیل كرده است. به عقیده مقامات اسرائیلی به اصطلاح در انزوا قرار دادن این مكان مقدس جهانی از تاثیر شگرف آن بر افكار عمومی جهان می كاهد و رفته رفته آن مركزیت مهم را از این مكان سلب می كند. بدین ترتیب شهر بیت المقدس كه همواره نامش با مدارا همراه بوده است و همواره در گذشته های نه چندان دور یهودیان و مسیحیان و مسلمانان در آن به آرامی و صلح در كنار یكدیگر می زیسته اند، چندان از آن ویژگی همیشگی برخوردار نیست. بخش قدیمی بیت المقدس ظاهرا به سه كهكشان متفاوت تقسیم شده است. اصولا این به اصطلاح آرامش موجود در اسرائیل، امری فریب دهنده و گمراه كننده است. این سكوت در واقع همان وحشتی است كه در سال های اخیر و در ابعادی جدید و حال در جنگی روزبه روز گسترده تر، به سراغ اسرائیل آمده است. بسیاری بر این عقیده اند كه این جنگ ناگهان همچون بلایی آسمانی بر اسرائیل نازل شد و جالب آنكه سازمان جاسوسی موساد با آن همه ادعاهایش مبنی بر آنكه تكان هر برگی را در فلسطین و لبنان زیر نظر دارد، هیچ اطلاعی از حملات موشكی حزب الله نداشته است.
بسیاری از مردم اسرائیل این اتهام را متوجه دولت و مقام های امنیتی خود می كنند كه شش سال تمام حزب الله در جنوب لبنان مشغول حفر تونل و استقرار موشك بوده و حكومت آنها از این مسائل خبر نداشته است. حتی دولت لبنان هم شاهد این فعالیت ها بود جالب آنكه چه كسی می توانست تصور كند كه سنی ها و شیعیان كه در خاك عراق با یكدیگر جنگ می كنند، در لبنان دوش به دوش هم بر علیه اسرائیل بجنگند
شگفت آور اینكه حماس در نوار غزه همزمان با این جنگ، جبهه دیگری می گشاید و بدین صورت چنان با زمان بازی می كند تا نیروهای اسرائیلی را درگیركرده و در دراز مدت منجر به تضعیف دولت اسرائیل شود. اگر جامعه اسرائیل آن طور كه خود اسرائیلی ها ادعا دارند، جامعه ای مدنی باشد، پس محاسبه حماس و حزب الله كاملا درست بوده است زیرا هیچ جامعه مدنی نمی تواند در درازمدت این به اصطلاح آتش بازی های ناگهانی و مداوم را تحمل كند و دچار گسیختگی و فروپاشی و یا حداقل دچار ضعف نشود. این جنگ به هر صورت جنگی است بر سر اصول، جنگی نامتقارن میان دو فرهنگ. جنگی كه امروز اسرائیل را از درون می ساید و اسرائیل هم در مقابل این سایش دست بسته و ناگزیر و ناامید به نظر می رسد. كار به جایی رسیده است كه حتی آن جنبش صلح چندصد نفر از طرفدارانش را برای اعزام به جنوب لبنان، مسلح كرده است. جناح چپ اسرائیل هم دست از آن ادعاهای صلح طلبی برداشته و به عنوان بخشی از دولت ائتلافی این كشور وارد این هیاهو شده است. حتی روزنامه به اصطلاح لیبرالی چون «هاآرتص» هم این روزها از دولت اسرائیل می خواهد تا آتش بس زودهنگام را رد كرده و تا زمانی كه ساختارهای حزب الله نابود نشده است، اسلحه را زمین نگذارد. از نظر این روزنامه عقب نشینی از نوار غزه كه نشانه ای بود از صلح خواهی اسرائیل منجر به این شد كه حزب الله از آن به عنوان یك پیروزی نظامی یاد كرده و علیه اسرائیل اقدام كند.
ایدئولوژی صهیونیسم یعنی همان پدیده ای كه حزب الله برای مبارزه با آن به همراه مردم لبنان می جنگد، دیگر چندان كارایی ندارد. حزب الله عقیده دارد كه جنگ موسوم به جنگ با تروریسم حداقل در لبنان چیزی جز به خاك و خون كشیدن افراد غیرنظامی و كودكان توسط اسرائیل حاصلی ندارد و همین كشتارها است كه امروز فریاد اعتراض افكار عمومی جهان را بلند كرده است.
علاوه بر آن اسرائیل این روزها چه از نظر سیاسی و چه از نظر نظامی در لبنان كاملا ناشیانه و خام دستانه عمل می كند. با این حال دولت اولمرت با آگاهی به اینكه شارون سال های سال به خاطر حمله به لبنان مورد سرزنش بود نمی خواهد بیش از این خود را در این بدنامی جدید غرق كند. دنیا شاهد آن است كه بندری چون حیفا در این روزها و با وجود سالم ماندن زیرساخت هایش، از سكنه خالی شده است. هركدام از ساكنان حیفا درصورت امكان، فرار از این شهر به سوی جنوب و مركز اسرائیل و زندگی در كنار اقوامشان در آن مناطق را به ماندن در حیفا ترجیح می دهد. بنا به گزارش های موثق، تا به امروز حدود سیصدهزار اسرائیلی به دلیل حملات موشكی حزب الله فرار را بر قرار ترجیح داده اند و جالب آنكه این مسئله تا به حال در هیچ یك از گزارش های خبری نیامده است. این تعداد فراری و پناه جو تا به حال در اسرائیل سابقه نداشته است. البته شاید دلیل عدم توجه رسانه های بین المللی نسبت به این مسئله این باشد كه وضعیت فراریان و پناه جویان اسرائیلی برخلاف وضعیت مردم بی پناه لبنان، فاجعه بار نیست. اینكه در نیویورك یا بروكسل چه راه حل عاجلی برای جنگ فعلی در نظر گرفته شود، بی تردید برای یافتن كلید و جواب این معمای پیچیده و پیدا كردن راه حلی اساسی كفایت نمی كند. اسرائیلی ها هراس از آن دارند كه شاید این جنگ تازه نقطه آغاز فاجعه باشد و در مقابل این رزمندگان حزب الله و فلسطین هستند كه از این آغاز خشنود به نظر می رسند. بدین صورت جنگی كه چهارمین هفته خود را پشت سر می گذارد، می رود تا تبدیل به معمایی پیچیده شود. منبع: مركور

آندرئاس اولر
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

بازخوانی فاجعه سربرنیتسا

بازخوانی فاجعه سربرنیتسا
در سال ۱۹۹۵ در زمان جنگ بوسنی ۸ هزار نفر از مردم غیرنظامی بوسنی به سبب ‌موفق نبودن سازمان ملل در پاسداری از منطقه به‌اصطلاح امن سربرنیتسا در بوسنی‌وهرزگوین قتل‌عام شدند.
۱۲ سال از وقوع آن فاجعه دلخراش می‌گذرد، اما اهمیت آن همچنان به قوت خود باقی است، چراکه قتل‌عام سربرنیتسا فضای تیره‌ای از کارایی قوانین و سازمان‌های بین‌المللی ترسیم کرد.
سقوط سربرنیتسا، منطقه‌ای که سازمان ملل منطقه امن اعلام کرده بود، و پیامدهای آن بیش از هر چیز موجب تضعیف مقاصد و اصول آن سازمان شده است. منشور سازمان ملل به توصیف دبیر کل آن دربرگیرنده ۳ هدف به‌هم‌پیوسته است:‌ تلاش برای دستیابی به صلح، پاسداری از جان انسان‌ها و مخالفت با فرهنگ مرگ و نیستی.
چند سالی است این پرسش در محافل بین المللی مطرح است که چرا سازمان ملل در پاسداری از منطقه امن سربرنیتسا موفق نبود؟ در سطوح مختلف زنجیره فرماندهی بین اولین درخواست شفاهی فرمانده گردان هلند برای پشتیبانی نزدیک هوایی از مافوق خود و پیروزی نهایی ارتش صربستان در ۵روز بعد چه روی داد؟ شواهد حاکی از آن است که ناتوانی سازمان ملل در مقابله با بحران سربرنیتسا بیش از آنکه معلول مسائل و مشکلات فنی باشد ریشه در مسائل ساختاری داشته است.
● پیشینه
در تاریخ ۱۱ ژوئیه ۱۹۹۵ فرمانده گردان هلند که وظیفه پاسداری از منطقه امنِ تحت حفاظت سازمان ملل را بر عهده داشت در گزارشی به مقامات مافوق خود در سازمان ملل و نیروی حافظ صلح سازمان ضمن شرح آسیب‌پذیری بسیار شدید وضعیت موجود خواستار کمک فوری سازمان شد: من مسئول حفاظت از جان این مردم هستم [ولی] نمی‌توانم از آنها دفاع کنم، نمی‌توانم از گردان تحت فرماندهی خودم دفاع کنم، نمی‌توانم نمایندگان مناسبی در بین غیرنظامیان پیدا کنم چون امکان دسترسی به مقامات رسمی به دلایلی وجود ندارد، نمی‌توانم نمایندگانی در بین مقامات نظامی پیدا کنم چون آنها در حال تلاش برای تصرف دالان منتهی به منطقه توزلا هستند ولی اگر این مسئله هم نبود باز به دلایل کاملا شخصی آفتابی نمی‌شدند، نمی‌توانم نیروهای ارتش جمهوری بوسنی‌و‌هرزگوین را به تحویل سلاح‌هایشان وادار کنم... به‌نظر این‌جانب تنها یک راه برای خروج از این شرایط وجود دارد و آن مذاکره فوری در بالاترین سطح بین دبیرکل سازمان ملل، بلندپایه‌ترین مقامات کشور و صرب‌های بوسنی و دولت بوسنی است.
اما مذاکره در بالاترین سطح هرگز انجام نشد و درست همان روز منطقه امن سربرنیتسا سقوط کرد و ۲ روز بعد، در ۱۴ ژوئیه، اعدام‌های دسته‌جمعی آغاز شد. درست در مقابل چشم ناظر نیروی حافظ صلح سازمان ملل، نیروهای ارتش صربستان شمار کثیری از ۲۰ هزار غیرنظامی بوسنیایی را که به این منطقه محصور پناه آورده بودند قتل‌عام کردند.
ناکامی آشکار سازمان ملل در مقابله با این بحران و عواقب آن از جنبه‌های مختلف انسانی، حقوقی، سیاسی و فلسفی قابل بحث است. از منظر انسانی، جامعه بین‌المللی هنوز یک توضیح به هزاران خانواده‌ای که عزیزانشان را در آن واقعه از دست دادند بدهکار است.
واقعه یادشده دارای ابعاد گسترده حقوقی نیز هست، چراکه پرسش‌هایی را درباره کارایی قوانین بین‌المللی که سازمان ملل بر اساسشان تأسیس شده مطرح کرده است:
ما مردم ملل متحد تصمیم داریم نسل‌های آینده را از بلای جنگ محفوظ داریم (مقدمه منشور سازمان) و هدف سازمان ملل عبارت است از حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و اتخاذ تدابیر جمعی به‌منظور پیشگیری از بروز و رفع تهدیدات. (فصل اول، ماده ۱).
گسست ارتباطی در زنجیره فرماندهی و علت موفق نبودن سازمان ملل در پاسداری از منطقه امن سربرنیتسا چه بود؟ در سطوح مختلف زنجیره فرماندهی بین اولین درخواست شفاهی فرمانده گردان هلند برای پشتیبانی نزدیک هوایی از مافوق خود و پیروزی نهایی ارتش صربستان در ۵ روز بعد چه روی داد؟
طی ۵ روز یاغی‌گری و تجاوزگری صرب‌ها، نظام پیچیده دیوان‌سالار سازمان ملل به‌عنوان مانعی جدی بر سر راه برقراری صلح عمل کرد. واکنش مقامات عالی‌رتبه به مدیریت سازمان ملل طی روزهای حساس قتل‌عام حاکی از وجود خلأ‌های ارتباطی در زنجیره فرماندهی است.
بسیاری از مقامات ارشد چه قبل و چه بعد از بحران و چه در جریان آن ابراز ناامیدی می‌کردند، چراکه احساس می‌کردند نمی‌توانند در سازوکار تصمیم‌گیری اثرگذار باشند.
برای مثال، رئیس ستاد نیروهای سازمان ملل که یک ژنرال هلندی بود با این استدلال که از علت لغو فرمان حمله نیروهای ناتو به صرب‌ها سر در نمی‌آورد از موضع خود دفاع کرد. او گفت: زاگرب این فرمان احمقانه را برای یک موضع انسدادی صادر می‌کند. بعد یک جلسه چندساعته می‌گذارند و فرمان را لغو می‌کنند. آن موضع برای جذب آتش طراحی شده بود و همین کار را هم کرد.
در سطحی بنیادی‌تر، عامل مهمی که در بروز گسیختگی در زنجیره فرماندهی سازمان ملل نقش داشت گسست ارتباطی نظام‌مند بین رده‌های بالا و پایین بود. سلسله‌مراتب صعودی متصلب و یک‌سویه بین صلح‌بانان هلندی (سربرنیتسا)، فرمانده واحد عملیاتی فاکس‌ترات (سربرنیتسا)، فرمانده گردان هلند (سربرنیتسا)، فرمانده ناحیه شمال شرقی (توزلا)، فرمانده نیروی حافظ صلح سازمان ملل (بوسنی‌وهرزگوین)، فرمانده نیرویی نیروی حافظ صلح سازمان ملل (زاگرب)، نماینده ویژه سازمان ملل در یوگسلاوی سابق و دبیرکل سازمان دست‌کم تا حدودی روشن می‌کند که چرا ارتباط در آن حد که موقعیت ایجاب می‌کرد ساده و روان نبوده است.
برای مثال، هنگامی که فرمانده گردان هلند برای دفاع از منطقه امن تقاضای پشتیبانی نزدیک هوایی کرد، مطلقا خبر نداشت که این تقاضا هرگز به مقر نیروی حافظ صلح در زاگرب نرسیده و در همان حلقه‌های اول زنجیره فرماندهی متوقف شده است.
به همین ترتیب، ۲ گزارش تهیه‌شده توسط فرمانده گردان هلند نیز از قرار معلوم به دست مدیران سازمان ملل نرسیده است. درنتیجه این مدیران به‌کل از آنچه این فرمانده تمام این مدت می‌دانست ناآگاه بودند: گردان تحت فرماندهی من حاضر، قادر و در موقعیتی نیست که خود را بی‌طرف بداند و دلیل آن هم سیاست‌های دولت صرب بوسنی و ارتش آن است. این وضعیت کشدار و آزارنده دیگر برای سربازان من قابل تحمل نیست. بنابراین قویا ً معتقدم که مسئولیت این وضعیت و عواقب آتی آن به گردن دولت صرب بوسنی است.
وجود کشمکش مداوم بین مجامع سیاسی و نظامی سازمان ملل نیز ظاهرا یکی دیگر از عوامل موفق نبودن در برخورد با این درگیری بود. عامل دیگری که به این گسست عمیق ارتباطی دامن می‌زد وجود اختلاف‌نظر شدید بین فرمانده نیروی حافظ صلح سازمان در بوسنی‌وهرزگوین، ژنرال روپرت اسمیت و فرمانده این نیرو، ژنرال برتران ژانویه، بود.
● شکاف عمیق
اما وجود اختلاف‌نظر در میان مقامات بلندپایه و گسست ارتباطی بین رده‌های بالا و پایین تنها دو جنبه مسئله بود. همه این موانعِ به‌ظاهر جزئی به مسئله‌ای به‌مراتب عمیق‌تر بر می‌گشت و آن ناتوانی مدیران سیاسی و نظامی سازمان ملل در ایجاد هماهنگی بین نمایندگی سازمان در حوزه بالکان و گستره تهدید بود.
از همان ابتدا، شاخه نظامی نمایندگی سازمان ملل در حوزه بالکان به وجود فاصله و شکاف بین مأموریت سازمان ملل و ابزارهای حصول اهداف اعلام‌شده واقف بود. اما از آن طرف، مجموعه دیوان‌سالارانی که مدیریت سازمان را تشکیل می‌دادند (و کارزارشان هم شورای امنیت بود) حاضر نبودند به وجود چنین شکافی اعتراف کنند.
این دیدگاه غیرواقع‌بینانه به‌وضوح در گزارش فرمانده وقت نیروی حافظ صلح سازمان ملل در بوسنی‌وهرزگوین منعکس شده است. در دسامبر ۱۹۹۳، یعنی ۲ سال قبل از قتل‌عام، وی شکایت کرد که «مأموریتش تحت‌الشعاع «شکاف عمیق» بین قطعنامه‌های شورای امنیت، اراده و خواست اجرای آن قطعنامه‌ها و ابزارهای موجود در اختیار فرماندهانِ در محل قرار دارد و افزود که دیگر قطعنامه‌های شورای امنیت را نمی‌خواند.
این شکاف عمیق چیزی نبود جز فاصله موجود بین مأموریتی که سازمان ملل به‌عنوان بزرگ‌ترین نهاد جهانی توزیع‌کننده عدالت قرار بود انجام دهد و هدفی که واقعا می‌توانست به آن دست یابد. این امر به‌طور اخص ناشی از تعارض بین۲مفهوم بود: حفظ صلح و برقراری صلح، و همین مسئله بود که نتیجه کل مأموریت را رقم زد.
مأموریت سازمان ملل عامل تعیین‌کننده‌ای بود که چه‌بسا بیش از جاه‌طلبی‌های صرب‌ها در سقوط منطقه امن سربرنیتسا سهم داشت.
دیوان‌سالاران سازمان ملل با چنان دقت فنی موشکافانه‌ای مأموریت سازمان را تدوین می‌کردند که هیچ‌یک از مدیران سازمان، ازجمله دبیرکل، حاضر به بازنگری در آن نبودند؛ مأموریتی که عمدتا در چارچوب قطعنامه‌های ۸۱۹ (آوریل ۱۹۹۳)، ۸۲۴ (مه ۱۹۹۳) و ۸۳۶ (ژوئن ۱۹۹۳) تعریف شد.
در قطعنامه ۸۱۹ مأموریت سازمان ملل اجمالا حفظ صلح دانسته شده نه برقراری آن. از آنجا که «حفظ صلح و استفاده از زور باید دو روش جایگزینِ هم در نظر گرفته شوند و نه ۲ نقطه مجاور روی یک پیوستار» مدیران سازمان مایل به بازنگری در هدف نهایی مأموریت موردنظر نبودند. در این قطعنامه از کلیه طرف‌های درگیر خواسته شده بود که سربرنیتسا و نواحی اطراف آن را به‌عنوان منطقه امن بشناسند.
در قطعنامه مذکور به فصل هفتم منشور سازمان ملل اشاره شده که بر اساس آن شورای امنیت «می‌تواند به وسیله نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللی ضروری است مبادرت کند.» اما مأموریت سازمان ملل به ارائه کمک‌های بشردوستانه و آزادی تردد محدود شده است. نقطه ضعف آشکار قطعنامه‌ها آن بود که با وجود اشاره به فصل هفتم منشور، مصادیق آن را در رابطه با عملیات نیروی حافظ صلح سازمان مشخص نمی‌کردند.
اما از آن طرف، نیروی حافظ صلح نگاه واقع‌بینانه‌ای به محدودیت‌های اجرای یک عملیات صلح‌بانی موفق در هنگام مسالمت‌آمیز نبودن شرایط داشتند. فرمانده وقت نیروی حافظ صلح با ایده ایجاد مناطق امن تا زمانی که طرف‌های متخاصم بر سر آن به توافق نرسیده‌اند مخالف بود و می‌گفت: پاسداری از مناطق امن محتاج یک عملیات مخصوص برقراری صلح است که توانمندی رزم نیز در آن لحاظ شده باشد.
از یک منظر کاملا فنی، نیروی حافظ صلح سازمان ملل درواقع مأموریت خود را انجام داد، البته به این معنا که مأموریت خود را به صلح‌بانی در چارچوب قطعنامه‌های سازمان محدود کرد. به‌علاوه، فرماندهان این نیرو در موارد متعدد به رهبران سازمان ملل هشدار دادند که وضعیت موجود را تنها از طریق عملیات مخصوص برقراری صلح می‌توان حل‌وفصل کرد نه از طریق عملیات مخصوص حفظ صلح. شاخه نظامی عملا نه کاری از دستش بر می‌آمد و نه صدایش به جایی می‌رسید و شورای امنیت نیز از توجه به هشدارهای مکرر و در مواقعی نومیدانه آنان سر باز می‌زد.
شورای امنیت، دبیرکل و نمایندگان ویژه موفق نشدند بر سر تبدیل مأموریت سازمان ملل از حفظ صلح به برقراری صلح به اجماع برسند و معتقد بودند که این کار از لحاظ فنی ناممکن است. قانون‌زدگی و فرمالیته بر قوانین جهانی پیروز شد. حاصل امر مأموریتی محدود و عمدتا بلاموضوع بود که از صلح‌بانان سازمان ملل حفاظت می‌کرد اما از نیازمندان به اجرای عدالت غافل بود.
با وجود ادعاهای سازمان ملل درخصوص اجرای عدالت جهانی، فرمالیته‌گرایی و دیوان‌سالاری حاکم بر این سازمان تأثیر مخربی بر مأموریت نیروی حافظ صلح در پاسداری از منطقه امن سربرنیتسا داشت.
درنتیجه پرسش‌های فراوانی در مورد کاربردی بودن قوانین جهانی و عدالت بین‌المللی به وجود آمد ارنست هاس با توجه به شکاف موجود بین عملکرد فاجعه‌بار سازمان ملل در منطقه امن سربرنیتسا و محتوای آرمان‌گرایانه منشور سازمان چنین ابراز عقیده کرده است که «رشد تصاعدی» سازمان ملل جای خود را به «فقدان ‌رشد آشفته‌وار» داده است.
ماکس وبر، جامعه‌شناس معروف، نیم قرن پیش هشدار داد که احتمال پیروزی نهایی دیوان‌سالاری در آینده بسیار زیاد است و انسان فن‌مدار بر انسان فرهنگ‌مدار چیره خواهد شد. می‌توان گفت که پیش‌بینی او چندی است که به حقیقت پیوسته است.
● جنایتکاران سربرنیتسا
دراگان یوکیج ۴۹ ساله و ویدویا بلاگویویچ ۵۶ ساله در دادگاه جنایت جنگی لاهه. این ۲ عاملان اصلی کشتار ۷ میلیون مسلمان سربرنیتسا بودند. هر دوی این نظامیان جنایتکار به دلیل دست داشتن در قتل عام سال ۱۹۹۵ سربرنیتسا محکوم شدند.

وبگردی
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
۳ یا ۶ ماه دیگر گفتگو‌های ایران و آمریکا شروع می‌شود
۳ یا ۶ ماه دیگر گفتگو‌های ایران و آمریکا شروع می‌شود - به گفته امیر احمدی، مقامات ایران موضعی گرفته‌اند که توجیه انجام مذاکرات بر سر توافق هسته‌ای را سخت می‌کند. آن‌ها در حال حاضر درباره مسائلی، از جمله یمن، و احتمالا بزودی درباره سوریه، گفتگو می‌کنند. بنابراین، به جای توافق هسته‌ای، آن‌ها به احتمال زیاد درباره سایر مسائل، بخصوص مسائل منطقه‌ای، گفتگو خواهند کرد.
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.