شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Saturday, 21 April, 2018

نگاهی به مبارزات آیت الله لواسانی، هم حجره ای سالهای طلبگی حضرت امام(ره)


نگاهی به مبارزات آیت الله لواسانی، هم حجره ای سالهای طلبگی حضرت امام(ره)
مرحوم حاج احمد آقا در تكمیل مطالب نامه‌ی امام نوشته‌اند:
حضرت آیت‌الله لواسانی را ساواك تحمل نكرد؛ بالاخره او را دستگیر و پس از حبس به شهر هشتپر (در شمال) تبعید كرد. امام دستور دادند كسی به دیدار ایشان برود. من رفتم؛ ساواك مرا تعقیب كرد. بعد از تبعید حضرت آیت‌الله لواسانی برای وجوهات تهران باید شخصی عهده‌دار این كار می‌شد. امام هشدار داده بودند كه من هیچ كاری نكنم زیرا ممكن است نپخته باشد و من هم طبق دستور ایشان كاری نكردم امام از شدت علاقه به حضرت آیت‌الله لواسانی تا آخر هم كسی را به جای ایشان انتخاب نكردند.»
امام خمینی و آیت الله سید محمد صادق لواسانی در دوران جوانی
●ولادت و تحصیلات
آیت‌الله سید محمدصادق لواسانی در سال ۱۲۸۵ شمسی در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل علم به دنیا آمد. تحصیلات خود را طبق رسم زمان آغاز كرد. پس از طی مقدمات برای ادامه‌ی تحصیل به ایران عزیمت كرد و در شهر اراك زیر نظر آیت‌الله شیخ عبدالكریم حائری یزدی به تحصیل علوم دینی مشغول شد. پس از مدتی، هنگامی كه آیت‌الله حائری برای تأسیس حوزه‌ی علمیه‌از اراك عازم قم می‌شد همراه وی به این شهر آمد. در مدرسه‌ی دارالشفاء با سید روح‌الله موسوی خمینی هم حجره شد.۱ این دوستی تا پایان عمرشان یعنی حدود هفتاد سال ادامه یافت.
مدت اقامت آیت‌الله لواسانی در حوزه‌ی علمیه‌ی قم بیست و پنج سال ادامه یافت. علاوه بر تحصیل و تدریس بخشی از وقت خود را به اداره‌ی امور مدارس حوزه‌ی علمیه‌ی قم از جمله «مدرسه‌ی فیضیه» و «دارالشفاء» اختصاص داد.۲ هنگام تدریس اخلاق و فلسفه‌ی حضرت امام در مدرسه‌ی دارالشفاء آقای سید محمّد صادق لواسانی متصدی امور حُجرات این مدرسه بود.۳ دوستی صمیمانه با امام پس از عزیمت وی به تهران همچنان ادامه یافت.
آیت‌الله لواسانی در نهضت امام خمینی
مخالفت با تصویب لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱ سرآغاز نهضت عمومی علما و مراجع برای مقابله با اقدامات ضد اسلامی حكومت شد. در این مبارزات كه پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی بروز كرد شخصیت ممتاز حاج آقا روح‌الله دوست صمیمی آقای لواسانی بیشتر آشكار شد. آیت‌الله لواسانی با امضای اعلامیه‌هایی در كنار سایر روحانیون تهران مخالفت خود را با این لایحه ابراز كرد.۴ با تحریم عید نوروز سال ۱۳۴۲ از سوی امام و مراجع دیگر تقلید وی به همراه علمای تهران اعلام عزا نمود. اعلامیه‌ی صادره از سوی آنها تحت عنوان «روحانیون امسال عزادارند» در تاریخ ۲۸ اسفند سال ۱۳۴۱منتشر شد.۵ روز دوم فروردین سال ۱۳۴۲ مصادف با سالروز شهادت امام صادق علیه‌السلام كه مدرسه‌ی فضیه‌ی قم مورد هجوم كماندوها و نیروهای انتظامی قرار گرفت وی در منزل امام حضور داشت۶ و خبر این حادثه را به اطلاع ایشان رساند.۷ شهید حاج مهدی عراقی از این روز در خاطرات خود چنین یاد كرده است:
«در همین گیرودار داد زدند كه برویم منزل خمینی. ما كه جلوی آن حجره كه گلپایگانی و انصاری بودند، ایستاده بودیم با یكی دو تا از رفقای دیگر ول كردیم آمدیم طرف منزل آقا... سرهنگ مولوی هم با لباس شخصی (خود) دم در ایستاده بود، یك چوب بلند هم دستش بود، هر كی می‌آمد می‌زد توی سرش می‌گفت: بگو جاوید شاه. توی خیابان هم از این چوب به دست‌ها و چماق به دست‌ها ایستاده بودند و جاوید شاه، جاوید شاه می‌گفتند. ما از زیر دست سرهنگ مولوی رد شدیم، آمدیم تو صحن، از آن در صحن آمدیم بیرون كوچه منزل آقا را گرفتیم، آمدیم منزل آقا. وقتی رسیدیم دیدیم یك ده پانزده نفری دور آقا نشسته‌اند و یكی از بچه‌ها هم دارد ذكر مصیبت می‌گوید. آقا قیافه‌ی ما را دید یك مقدار برافروخته هستیم، سرش را تكان داد و گفت چیه؟ من رفتم جلو، گفتم آقا جریان این جوری است. این كارها را كردند تو مدرسه‌ی فیضیه، الآن هم گفتند بیایند اینجا پشت سر من آسید محمدصادق لواسانی رسید، آن هم شروع كرد این حرف‌ها را زدن و یكی از آقایان كه آنجا بود به نام حاج عباس نوشاد زد تو سرش یك الله، خدا كریم كشید و گریه را ول كرد و آقا گفتش كه ساكت باشید! ساكت باشید! شلوغ نكنید! حاج محمدصادق گفت: در را ببندید. تا گفت در را ببندید، آقا هم عصبانی شد از جا بلند شد گفتش كه الآن می‌روم حرم، حرف‌هایی كه نزدم می‌گویم. اینها با من كار دارند نه با دیگری. خلاصه، جمعیت كه آنجا بود منقلب شد و یك سری گریه و یك سری داد، یك سری این در، چون اوّل مغرب بود، من گفتم حاج آقا پس شما الآن موقع نمازه، نمازتان را بخوانید و بعد هرجا كه خواستید تشریف ببرید. این است كه ما ایستادیم سر اذان...»۸
صبح روز ۱۵ خرداد/ ۱۳ محرم جمعی از علمای تهران در منزل آیت الله لواسانی اجتماع كردند تا راجع به دستگیری حجت‌الاسلام فلسفی و سایر وعاظ و چگونگی آزادی آنها بحث و گفتگو كنند در همین زمان خبر دستگیری امام خمینی به تهران رسید كه بلافاصله آیت‌الله لواسانی برای اطلاع از كم و كیف قضیه عازم قم شد.۹ امام خمینی پس از دستگیری به تهران منتقل و زندانی شد. در نتیجه تلاش‌های صورت گرفته علما و مراجع تقلید از جمله مهاجرت دسته‌جمعی به شهر ری حكومت ناچار از انتقال ایشان به منزلی در قیطریه شد. وی از جمله افراد معدودی بود كه اجازه‌ی ملاقات با امام را در قیطریه داشت و مسائل بیرون را به اطلاع ایشان می‌رساند و دستورات معظم‌له را ابلاغ می‌كرد. یكی از مریدان امام در این مورد می‌گوید: «ما اگر می‌خواستیم مطلبی را خدمت امام بگوییم و یا سؤالی بپرسیم، آقای لواسانی را واسطه قرار می‌دادیم. تا اینكه امام از قیطریه آزاد شد تا به فیضیه برود.»۱۰
در همین رابطه بایستی به اخذ فتوای امام خمینی در مورد صرف وجوهات شرعیه در كمك به محرومان تبریز در زمستان سال ۱۳۴۲ اشاره كرد كه توسط وی انجام شد. این اقدام به ابتکار حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی صورت گرفت و در نتیجه این صدور این فتوا، جان بسیاری از مستمندان تبریز كه بر اثر سرمای شدید زمستان آن سال در معرض خطر جدی قرار گرفته بود نجات یافت.۱۱ در مدتی كه امام در منزل آقای روغنی در قیطریه به سر می‌برد آنچه امام را رنج می‌داد:
«احساسات مردمی بود. مردم می‌آمدند و در خیابان‌ها و كوچه‌های اطراف سر و صدا و شعار و صلواتشان بلند بود، ولی مأموران نمی‌گذاشتند مردم با امام ملاقات كنند. یك روز یادم است كه عصر بود، ایشان در بالكن نشسته بود. وقتی ایشان می‌ایستادند، پانصد متر آن طرف‌تر در كوچه‌ها مردم پیدا بودند. آقای لواسانی و مرحوم حاج آقا مصطفی با من [فضل‌الله محلاتی] سه نفری كنار امام نشسته بودیم، امام خیلی ناراحت بودند. مردم مرتب صلوات ختم می‌كردند. به امام عرض كردم كه شما بایستید تا این مردم لااقل چهره‌ی شما را ببینند. امام بلند شد و ایستاد. مردم امام را که دیدند با شعارهایشان غوغا كردند. ناگهان امام نشستند و شروع كردند به شدت گریه كردن، آقای لواسانی گفتند: چرا گریه می‌كنید؟ چرا این‌قدر ناراحتید؟ باید تحمل كنید. امام فرمود: من ناراحتم كه بچه‌های من سالمند، خود من هم سالم هستم ولی جوان‌های مردم، شهید شدند، این برای من تحملش خیلی مشكل است.»۱۲
پس از مدتی رژیم ناچار شد امام خمینی را در فروردین سال ۱۳۴۳ به قم منتقل و آزاد نماید. تصویب كاپیتولاسیون و مصونیت قضایی برای مستشاران آمریكایی سخنرانی شدیدالحن امام را در چهارم آبان در همان سال را سبب شد. عكس‌العمل رژیم دستگیری و تبعید وی از ایران به تركیه در سیزدهم آبان بود. پس از تبعید امام خمینی بر نقش و اهمیت آیت‌الله لواسانی افزوده شد. در دوازدهم دی ماه ۱۳۴۳ امام از تركیه طی نامه‌ای به مرحوم حجت‌الاسلام نصرالله خلخالی&#۶۱۴۸۲; در نجف در مورد آقای لواسانی نوشت: «... خدمت حضرت حجت‌الاسلام آقای لواسانی اگر تا رسیدن مكتوب، عتبات هستند سلام می‌رسانم...»۱۳ آقای لواسانی در خرداد ماه سال بعد- ۱۳۴۴- تعدادی كتاب مورد نیاز امام را به تركیه ارسال داشت. امام در جواب نامه و كتاب‌های ارسالی وی نوشت:
«... خدمت ذی شرافت جناب مستطاب سید اعلام حجت‌الاسلام سید محمدصادق لواسانی به عرض می‌رساند مرقومه‌ی شریف و كتاب‌های ارسالی واصل گردید و موجب تشكر گردید... سلامت و سعادت جنابعالی را از خداوند تعالی خواستارم. حالت اینجانب بحمدالله تعالی خوب است از خداوند تعالی توفیق، اخلاص و خدمت خواهانم...»۱۴
در سال ۱۳۴۴ آیت‌الله سید مصطفی خمینی در موسم حج به مكه رفت و قرار بود كه با آیت‌الله لواسانی در آنجا ملاقات كند. مأمور ویژه‌ی ساواك از همین قرار گزارش زیر را تهیه كرد:
«... مصطفی خمینی، ضمن صحبت اظهار داشته كه منتظر شخصی به نام سید محمدصادق لواسانی است كه در تهران با پرواز ۱۴۵ به جده خواهد رفت از اینكه دولت شاهنشاهی ایران به او ویزای خروج داده است اظهار تعجب كرده است. خواهشمند است دستور فرمایید كه در مورد سوابق آقای سید محمدصادق لواسانی و اینكه آیا به این شخص اجازه‌ی خروج داشته است یا خیر، این اداره‌ی كل را مطلع گرداند.
مدیر كل اداره‌ی دوم نگهبانی»۱۵
اداره‌ی كل سوم به اداره‌ی كل دوم جواب داد:
«... خواهشمند است دستور فرمایید مشخصات شخص منظور را كه از نامبرده‌ی بالا در جده استقبال به عمل آورده اعلام نمایند. ضمناً از خروج سید محمدصادق لواسانی جلوگیری به عمل آمده است.»۱۶
در سال ۱۳۴۶ هم كه وی موفق گشت به سفر حج برود ساواك دستور مراقبت شدید از وی را به مأموران خود داده بود.۱۷ از جمله مأموریت‌های آیت‌الله لواسانی در دوره‌ی تبعید حضرت امام فراهم آوردن مقدمات سفر همسر امام به عراق بود. آیت‌الله مرتضی پسندیده می‌گوید: «مقدم- رئیس ساواك- به آقای توكلی تلفن كرده بود كه آقای خمینی به خانمش اجازه‌ی مسافرت به نجف را داده‌اند و مأموریت آماده ساختن مقدمات سفر را به آقای لواسانی محول كرده‌اند.»۱۸
وی ضمن انجام كلیه‌ی امور مربوط به وكالت‌نامه در امور شرعیه از سوی امام در تهران در مسائل سیاسی و اجتماعی هم در كنار علمای مبارز به موضع‌گیری‌ها می‌پرداخت. از آن جمله محكوم كردن حمله‌ی اسرائیل به سرزمین فلسطین در خرداد سال ۱۳۴۶ می‌باشد. در اعلامیه‌ای كه از سوی تعدادی از علمای ایران در همین مورد منتشر شد نام وی هم جزء امضاكنندگان آن به چشم می‌خورد.۱۹ در چهاردهم شهریور سال بعد مراسم یادبود قربانیان زلزله‌ی خراسان در مسجد ارگ تهران از طرف علمای اعلام و جامعه‌ی روحانیت تهران برگزار شد آگهی این مجلس به امضای او نیز رسیده بود.۲۰●وكیل تام‌الاختیار امام خمینی
پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی امام خمینی جزء مراجع قابل تقلید مطرح بودند آغاز مبارزه‌ی علیه حكومت خواه نا خواه ایشان را در كانون توجه مردم مسلمان قرار می‌داد. زعامت سیاسی توأم با زعامت دینی را در میان مراجع تقلید وقت تنها امام خمینی دارا بودند. هنگام تبعید ایشان از ایران تعداد بیشماری مقلد وی بودند. در سال ۱۳۴۹ در پی رحلت آیت‌الله العظمی محسن حكیم دور جدیدی از طرح مرجعیت امام در مناطقی كه از ایشان تقلید می‌كردند آغاز شد كه وظیفه‌ی نمایندگان و وكلای امام را سنگین تر نمود. آیت‌الله لواسانی از همان آغاز مرجعیت امام خمینی به عنوان نماینده‌ی تام‌الاختیار ایشان در تهران تعیین گردید. در چهاردهم خرداد امام طی نامه‌ای به معرفی وكلای خود به شرح زیر پرداخته است: «... وكیل اینجانب در تهران آقای حاج سید محمدصادق لواسانی و در قم آقای شیخ علی‌اكبر اسلامی است. البته منحصر به این دو نفر نیست لكن برای رفع احتیاج اسم برده شد...»۲۱
یكی از وظایف مهم آیت‌الله لواسانی تأمین شهریه‌ی امام برای طلاب در حوزه‌ی علمیه‌ی قم بود در سال ۱۳۴۵ ساواك در همین مورد گزارش می‌دهد كه «در حال حاضر وضع حوزه‌ی علمیه‌ی قم به علت عدم رسیدن وجه به طلاب متزلزل بوده حتی در هفته‌ی گذشته محمدصادق لواسانی نماینده‌ی[امام]خمینی كوشش فراوان نمود تا با جمع‌آوری وجوهی در تهران حقوق طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم را تأمین كند.»۲۲ آیت‌الله لواسانی برای سر و سامان دادن به وضع شهریه‌ی طلاب هر ماه به قم می‌رفتند. امام در نامه‌ای به همین موضوع اشاره می‌كند:
«به عرض عالی می‌رساند مرقوم شریف به وسیله‌ی آقای نحوی امروز [۲۴/۱۰/۱۳۴۶] واصل گردید از اینكه به جناب‌عالی زحمت داده می‌شود و هر ماه تشریف می‌برید و همراهی می‌فرمایید عذر می‌خواهم. نفس گرم شما موجب دلجویی همه شود و نگرانی‌های آقایان مرتفع گردد...»۲۳
آقای لواسانی هرچه از وجوهات شرعیه که جمع‌آوری می‌نمود پس از پرداخت شهریه‌ی طلاب هرچه باقی می‌ماند به نجف نزد امام می‌فرستاد.۲۴ این رابطه كمتر از مبارزات سیاسی نبود حتی شایددر برخی موارداهمیت بیشتری پیدا می کرد،باشد ادامه داشت چه مستقیم و چه غیر مستقیم بین آنها نامه‌ها و پیام‌های متعددی رد و بدل می‌شد. در سال ۱۳۴۹ مدتی این رابطه قطع شد امام طی نامه‌ای به حاج احمد آقا نوشت: «... از آقای لواسانی مدتی هست بی‌اطلاع هستیم؛ از سلامت ایشان هم اطلاع دهید. به خود ایشان هم پیغام دهید كه از سلامتشان مطلعم نمایند...»۲۵ در همین سال به واسطه‌ی محدودیت‌های ایجاد شده توسط ساواك برای آیت‌الله لواسانی شهریه‌ی طلاب در قم از طرف آیت‌الله میرزا احمد آشتیانی به جای وی پرداخت شد. در همین رابطه ساواك نظریه داد:
«اگر پولی كه به طلاب داده می‌شود از طرف خمینی هم باشد نباید از توزیع آن جلوگیری كرد در غیر این صورت وجوهات به وسیله‌ی سید محمدصادق لواسانی كه نماینده‌ی وی می‌باشد و ایادی همین شخص به نجف فرستاده می‌شود. بنابراین بهتر است كه پول ایران در خود ایران خرج شود چون از خروج ارز جلوگیری و حوزه‌ی علمیه‌ی قم تقویت می‌گردد.»۲۶
آیت‌الله لواسانی در سال ۱۳۵۰ سفری به عراق نمود مأمور ساواك در جلسه‌ای كه در منزل شیخ حسین انصاریان تشكیل شده بود جریان سفر وی را از زبان حجت‌الاسلام فضل‌الله محلاتی چنین گزارش نموده است:
«... سید محمدصادق لواسانی به نجف رفته است موقع ورود به طور مخفیانه یك شب منزل خمینی بوده و بعد از نجف خارج شده و به كربلا و سایر امكنه رفته و دو هفته در بصره نزد خواهرش بوده است و بعد كه مجدداً به نجف برگشته وانمود كرده است كه تازه آمده و عده‌ای از علما از او دیدن كرده‌اند...»۲۷
فعالیت‌هایی كه وی داشت از دید مأموران ساواك مخفی نبود. مسجد امیرالمومنین(سلام الله علیه) در خیابان امیرآباد تهران كه محل اقامه‌ی نماز وی بود دائم كنترل می‌شد در گزارشی ساواک می آید:
«از ساواك تهران
به ریاست ساواك شمال غرب
موضوع: كنترل از مسجد امیر در خیابان امیرآباد
نظر به اینكه امام جماعت مسجد امیر واقع در امیرآباد مقابل پمپ بنزین، سید محمدصادق لواسانی نماینده‌ی خمینی در تهران می‌باشد و واعظ آن شیخ محمدتقی فلسفی بوده كه اكنون ممنوع‌المنبر است و وعاظی كه به آنجا دعوت می‌شوند با نظر وی تعیین می‌گردند. علیهذا مراقبت از مسجد مزبور به طور مستمر الزامی است. دستور فرمایید ضمن كنترل مداوم ترتیبی داده شود تا اظهارات كلیه‌ی سخنرانان در جلسات متشكله در آن مسجد تحت هر عنوان روی نوار ضبط گردد كه به موقع بتوان از آنها بهره‌برداری لازم نموده نتیجه‌ی اقدامات معموله در این مورد را گزارش نمایند.»۲۸
●دستگیری‌ها
ساواك برای مختل كردن وضعیت شهریه‌ی امام در بهمن سال ۱۳۵۱ آیت‌الله لواسانی را دستگیر و در زندان انفرادی كمیته‌ی ضد خرابكاری محبوس نمود. همسر آقای لواسانی طی تماس تلفنی با آقای فلسفی گفت: «... برای مرتبه‌ی سوم رفتم [زندان] به من گفتند كاغذی در مورد عدم مخالفت با شاهنشاه بنویسم چون وقت گذشته بود من آمدم استخاره كردم ولی امروز رفتم ننوشتم...»۲۹ شهید محلاتی در خاطرات خود در این مورد گفته است:
«... [در زندان كمیته‌ی مشترك ضد خرابكاری] تنفس بسیار مشكل بود. یك هواكش آنجا گذاشته بودند. ما اصرار می‌كردیم مأمورین می‌رفتند هواكش را روشن می‌كردند قدری هوای آنجا آزاد می‌شد. یادم هست كه آقای سید محمد لواسانی را آنجا آوردند. بیچاره بیش از بیست و چهار ساعت نتوانست بماند و حالش بد شد. ایشان را بردند ساختمان كمیته، كمیته‌ی مشترك [ضد خرابكاری] تازه تشكیل شده بود...»۳۰
پس از مدتی كه از زندانی شدن وی گذشت به وساطت مراجع تقلید وقت آزاد شد.۳۱ پس از آزادی وی دست از رویه‌ی سابق خود برنداشت تا اینكه بار دیگر در تیر ماه سال ۱۳۵۳ دستگیر و محكوم به سه سال تبعید در هشتپر طالش گردید.
«روز جمعه ۷/۴/۱۳۵۳ مطابق ۷ جمادی‌الثانی ۱۳۹۴ نیم ساعت به ظهر چهار نفر مأمور به منزل ایشان می‌روند و به شهربانی جلب و در سلول انفرادی بازداشت می‌كنند روز بعد (شنبه ساعت ۱۰ صبح می‌گویند شما اخلال در نظم می‌كنید، تبعید هستید سپس دستبند به دست ایشان می‌زنند و بدون اینكه بگویند به كجا می‌برند سوار كرده حركت نموده و در شهر هشتپر از توابع طالش واقع در ۱۸ فرسخی رشت نزدیك آستارا كه اكثریت اهل محل هم از اهل تسنن بودند و تناسبی با یك عالم شیعی نداشت فرود آوردند در آنجا به ایشان می‌گویند شما به مدت سه سال تبعید هستید....»۳۲
امام خمینی پس از اطلاع از تبعید آیت‌الله لواسانی طی نامه‌ای به سید احمد آقا وی را مأمور می‌كنند «... در موقع مقتضی و رفع مانع، از آقای لواسانی احوالپرسی شود و كسی برود برای دیدن ایشان راجع به تعیین شخص دیگر شما با كسی مذاكره نكنید. من كسی را تعیین نمی‌كنم- عجالتاً- و كسی را هم سراغ ندارم...»۳۳ مرحوم حاج احمد آقا در تكمیل مطالب نامه‌ی امام نوشته‌اند:
حضرت آیت‌الله لواسانی را ساواك تحمل نكرد؛ بالاخره او را دستگیر و پس از حبس به شهر هشتپر (در شمال) تبعید كرد. امام دستور دادند كسی به دیدار ایشان برود. من رفتم؛ ساواك مرا تعقیب كرد. بعد از تبعید حضرت آیت‌الله لواسانی برای وجوهات تهران باید شخصی عهده‌دار این كار می‌شد. امام هشدار داده بودند كه من هیچ كاری نكنم زیرا ممكن است نپخته باشد و من هم طبق دستور ایشان كاری نكردم امام از شدت علاقه به حضرت آیت‌الله لواسانی تا آخر هم كسی را به جای ایشان انتخاب نكردند.»۳۴
تبعید آیت‌الله لواسانی در هشتپر سی و یك ما طول كشید. به واسطه‌ی سردی هوا و نامساعد بودن محل و دوری از همسر و فرزندان بیمار می‌شوند كه در پی آن به تهران منتقل و مدت شش ماه تحت درمان قرار می‌گیرند.۳۵ در سال ۱۳۵۵ كه ساواك لیست روحانیون ممنوع‌الخروج را تهیه كرده است در ردیف ۴۹ آمده: «سید محمدصادق لواسانی فرزند ابوالقاسم فعلاً در تبعید»۳۶
●اوج‌گیری نهضت
شهادت غریبانه‌ی آیت‌الله حاج آقا مصطفی در نجف در آبان سال ۱۳۵۶ سرآغاز طرح گسترده‌ی نام و یاد مبارزات سیاسی امام خمینی بود رهبری كه به خاطر مبارزه با حكومت از وطن خود تبعید شده بود و اینك فرزند ارشد وی هم به طور مشكوكی به شهادت رسیده بود همه‌ی اذهان را متوجه مظلومیت و غربت وی كرد. به محض انتشار خبر حاج آقا مصطفی آیت‌الله سید محمدصادق لواسانی از تهران به قم آمدند:
«حدود ساعت ده صبح كه تمام كوچه‌ی «یخچال قاضی» مملو از جمعیت شد همه‌ی اقشار آمده بودند. مرحوم آقای پسندیده و آقای لواسانی (رحمـ&#۶۵۱۷۲;الله) و چند نفر دیگر جلو افتادند و مابقی به دنبال ایشان به سمت مسجد اعظم حركت كردند. درس‌ها تعطیل شد و مراجع عظام هم مراسم یادبود و فاتحه ترتیب دادند و سخنرانی‌های بسیار خوبی انجام شد و در خلال آنها نام مبارك حضرت امام (قدس سره) را تصریحاً در منابر و سخنرانی‌ها پس از سال‌ها ذكر كردند و مردم آماده هم‌چنان صلوات‌های بلندی فرستادند كه در و دیوار مسجد اعظم از شدت آن می‌لرزید...»۳۷
در پی اهانت روزنامه‌ی اطلاعات به امام در ۱۹ دی ماه قیام طلاب قم روی داد در چهلم شهدای قم، مردم تبریز قیام گسترده‌ای را ایجاد كردند. تداوم اربعین‌ها شتاب اضمحلال نظام شاهنشاهی را بیشتر كرد. با شدت گرفتن حركت‌های ضد شاهنشاهی بر فعالیت‌های آیت‌الله لواسانی افزوده شد. در همین راستا دیدارهایی با وعاظ و گویندگان مذهبی داشت.۳۸ مأمور ویژه‌ی ساواك در همین موضوع گزارشی تهیه كرده است كه جالب است:
«... بعضی از روزها سید محمدصادق لواسانی وكیل آقای خمینی در تهران و ایران به ملاقات فلسفی می‌آید و فلسفی او را نزد خود جای می‌داد و بعد از صرف چای به اتفاق به اتاق بیرونی رفته و خلوت می‌كردند و سپس لواسانی از منزل خارج و فلسفی مراجعت و به اتاق عمومی می‌آید و این ملاقات به حدی محرمانه بود كه حتی دوستان و محارم فلسفی از مذاكرات با خبر نمی‌شوند...»۳۹
آیت‌الله لواسانی كه از آغاز نهضت امام خمینی همراه و همقدم پیش آمده بود در دوره‌ی انقلاب هم با امضای اعلامیه‌های مخالف رژیم حضور فعالی داشت. سرانجام در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ امام خمینی با پرواز انقلاب به وطن بازگشت بازگشتی كه نویدبخش پیروزی انقلاب اسلامی بود. آقای لواسانی به اتفاق تعداد دیگری از مبارزان مسلمان در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد به استقبال امام خمینی رفت.۴۰
پس از پیروزی انقلاب روابط این دو دوست قدیمی ادامه یافت و دیدارهای هفتگی آنها نشانگر این صمیمت و استحكام دوستی بود.۴۱ آیت‌الله لواسانی با آنكه سوابق مبارزات سیاسی درخشانی داشت بعد از انقلاب هم با همان زندگی زاهدانه‌ای كه داشت در گمنامی زیست. در هشتم مهر ماه سال ۱۳۶۹ در خانه‌ی محقر خود به رحمت الهی پیوست.۴۲

پژوهشگر: رحیم نیكبخت
پانوشت‌ها
۱. سیدهادی خسروشاهی، «یادواره‌ی آیت‌الله سید محمدصادق لواسانی»، مجله‌ی تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره‌ی ۱، مهر ۱۳۷۰، ص ۲۶۷
۲. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك، ج ۳، تهران، مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۷، ص ۲۰۸
۳. خاطرات ۱۵ خرداد، دفتر ۶، به كوشش علی باقری، (خاطرات آیت‌الله حسین بدلا)، تهران، حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۸۱
۴. اسناد انقلاب اسلامی، ج ۳، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۴، صص ۵۴ و ۲۲
۵. علی دوانی نهضت روحانیون ایران، ج ۳ و ۴، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ص ۲۲۶
۶. مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، كوثر (مجموعه‌ی سخنرانی‌های امام خمینی)، ج ۱، تهران، نشر عروج، چاپ چهارم، ۱۳۷۷، ص ۵۶
۷. خاطرات علی‌اكبر محتشمی، تهران، حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۲۵۳
۸. ناگفته‌ها، خاطرات شهید حاج مهدی عراقی، به كوشش محمود مقدسی و دیگران، تهران، مؤسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۰، صص ۱۶- ۱۵۹
۹. دوانی، پیشین، صص ۳۸۷- ۳۸۶
۱۰. خاطرات ۱۵ خرداد، بازار، دفتر سوم، به كوشش علی باقری، (خاطرات محسن لبافی)، تهران، حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵، ص ۱۹۰
۱۱.خاطرات ۱۵ خرداد (تبریز)، قسمت دوم، به كوشش علی باقری (خاطرات حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی)، تهران، حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۴، ص ۴۹
۱۲.خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶، صص ۵۷- ۵۶
۱۳.صحیفه‌ی امام، ج ۱، تهران، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۷۸، ص ۴۳۴
۱۴. همان، ص ۴۴۲
۱۵. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده‌ی آیت‌الله مصطفی خمینی، ش‌ب ۳۹۱، ش‌س ۱۳۹
۱۶. همان پرونده، س‌ش ۱۴۰
۱۷. همان پرونده، ش‌ب ۳۹۲، س‌ش ۱۰- ۹
۱۸. خاطرات آیت‌الله پسندیده، به كوشش محمدجواد مرادی‌نیا، تهران، نشر حدیث، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص ۱۲۴
۱۹. اسناد انقلاب اسلامی، پیشین، صص۲۰۸ و ۲۱۰
۲۰. همان، ص ۲۲۱
۲۱. صحیفه‌ی امام، ج ۲، پیشین، ص ۱۳۸
۲۲.حمید روحانی، نهضت امام خمینی، ج ۲، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۶، ص ۳۹۲
۲۳. صحیفه‌ی امام، پیشین، ص ۱۶۲
۲۴. یاران امام به روایت اسناد ساواك، آیت‌الله عبدالرحیم ربانی شیرازی (روایت پایداری)، تهران، مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۹، ص ۲۲۹
۲۵. صحیفه‌ی امام، پیشین، ص ۲۹۱
۲۶. هاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه، ج ۲، زیر نظر محسن هاشمی، تهران، دفتر نشر معاف انقلاب، ۱۳۷۶، ص ۱۰۰۴
۲۷. همان، صص ۱۱۰۹- ۱۱۰۸
۲۸. یاران امام به روایت اسناد ساواك، حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی (زبان گویای اسلام)، تهران، مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص ۴۸۱
۲۹. همان، ص ۵۲۸
۳۰. خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، پیشین، ص ۸۳
۳۱. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك، پیشین، ص ۲۰۸
۳۲. علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج ۶ و ۵، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ص ۴۱۳. به نقل از نوشته‌ی خود آیت‌الله لواسانی كه تلفنی برای آقای دوانی بازگو كرده است.
۳۳. صحیفه‌ی امام، ج ۳، پیشین، ص ۴۰
۳۴. همان
۳۵. دوانی، پیشین
۳۶. یاران امام به روایت اسناد ساواك، آیت‌الله عبدالرحیم ربانی شیرازی، پیشین، ص ۳۴۵
۳۷. حماسه‌ی ۱۹ دی قم ۱۳۵۶، به كوشش علی شیرخانی (خاطرات حجت‌الاسلام سید حسین موسوی تبریزی)، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷، ص ۱۶۸
۳۸. خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶، ص ۳۵۱
۳۹. یاران امام به روایت اسناد ساواك، حجت‌الاسلام فلسفی، پیشین، ص ۶۶۱
۴۰. مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، كوثر (مجموعه‌ی سخنرانی‌های امام خمینی)، ج ۳، تهران، نشر عروج، چاپ چهارم، ۱۳۷۷، ص ۱۴
۴۱. ـــــــــــــــ ، محضر نور (فهرست دیدارهای امام خمینی)، ج ۱ و ۲، تهران، نشر عروج، چاپ دوم، دیدارهای شماره‌ی ۲۳۰۷ و ۱۷۰۹
۴۲. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك، پیشین، ص ۲۰۸
*. مدیر بخش تدوین معاونت پژوهشی و پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

اندیشه سیاسی شهید مدرس

اندیشه سیاسی شهید مدرس
بازخوانی و تامل در اندیشه‌های اشخاصی که این آب و خاک، مرهون مجاهدت‌ها و جانفشانی‌های آنهاست، تکلیفی بر دوش همه ماست تا با شناساندن آنها و افکارشان پاسدار زحمات بی‌دریغشان باشیم. این نوشتار به بهانه سالروز شهادت سیدحسن مدرس در روز دهم آذر ماه، به اندیشه‌های سیاسی اجتماعی این سیاستمدار فقیه و شجاع می‌پردازد که با رشادت خود تا آخرین لحظه، درس دفاع از اسلام و وطن را به نسل ایرانی آموخت.
سیدحسن طباطبایی قمشه‌ای، ملقب به مدرس در سال ۱۲۸۷ هجری قمری در سرابه اردستان به دنیا آمد و تا سن ۱۴ سالگی در شهرضا، مقدمات عربی را فرا گرفت. بعد از آن در سن ۱۶ سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و مدت ۵ سال به فراگیری دروس صرف، نحو، منطق و بیان پرداخت. سپس در سال ۱۳۱۱ هجری قمری و بعد از پایان تحصیلات خود در اصفهان برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مهاجرت کرد. شهید مدرس در دوران تحصیلات ۲۰ ساله خود اساتید زیادی را درک کرد که ازجمله اساتید مشهور وی می‌توان به آقا میرزا عبدالعلی هرندی نحوی، میرزا جهانگیرخان قشقایی، آخوند ملامحمد کاشانی، آخوند ملامحمد کاظم خراسانی، صاحب کفایه و سیدمحمدرضا طباطبایی یزدی، صاحب عروه اشاره کرد. مدرس پس از این که به درجه اجتهاد رسید، برای ارشاد و تدریس به اصفهان مراجعه کرد که همزمان با دوران رشد و گسترش نهضت مشروطیت بود. جالب این که چون سیدحسن طباطبایی قمشه‌ای، نزدیک به ۳۰ سال به تدریس اشتغال داشت، بنابراین به مدرس ملقب شد. همچنین گفته شده مدرس از همان ابتدا که در اصفهان بود، این لقب را داشت و مرحوم آخوند خراسانی، وی را به عنوان مجتهد طراز اول با همین لقب به مجلس شورا معرفی کرد و تا آخر عمر نیز به همین لقب شهرت داشت. مدرس علاوه بر کسب مدارج عالی حوزوی با تاریخ غرب و فلسفه سیاسی اروپا نیز آشنا بود؛ به گونه‌ای که خودش در این رابطه می‌گوید: در نجف، روزهای جمعه کار می‌کردم و درآمد آن روز را نان می‌خریدم و در یک هفته با آن نان‌ها به سر می‌بردم. تکه‌های نان خشک را روی صفحه کتابم می‌گذاشتم و ضمن مطالعه می‌خوردم. کارفرمای من مردی مسن و یکی از تجار اروپایی بود که بسیار مطالعه می‌کرد و در عوض کارگری به من تاریخ غرب می‌آموخت. در دوران این کارگری بود که مدرس، تاریخ شاردن، روح القوانین منتسکیو و تاریخ شهریار ماکیاولی را نزد کارفرمای خود خواند.
مدرس، دارای ویژگی‌های برجسته‌ای همچون زهد، قناعت، ساده‌زیستی، رفیع‌الطبع و عدم تعلق به دنیا و مظاهر آن، شب‌زنده‌داری، آزادی از تعلقات، نکته‌سنج و بادرایت، صراحت و شجاعت در رفتار و گفتار بود که توانست در زمانه جور و ستم رضاخان، به یک مبارز سیاسی و قهرمان آزادی مبدل شود؛ به گونه‌ای که خودش می‌گوید: شهریارا خداوند دو چیز به من نداده: یکی ترس و دیگری طمع. مدرس، وطن‌خواهی است که همه چیز خود را برای دو چیز اسلام و وطن می‌دهد.
شهید مدرس در سال ۱۳۲۸ هجری قمری از سوی مراجع عظام نجف اشرف به عنوان یکی از ۵ عالم طراز اول برای دوره دوم مجلس شورای ملی انتخاب شد و تا دوره ششم در این سمت بود. از نکات جالب توجه در زندگی مدرس پس از ورود به مجلس این بود که همواره دارای زندگی ساده و محقرانه‌ای بود؛ به گونه‌ای که دولت‌آبادی در مورد سادگی زندگی وی می‌نویسد: مدرس با وجود آمد و شد زیاد با رجال دولت و اعیان مملکت باز جنبه طلبگی خود را از دست نداده و روی گلیمی می‌نشیند... هر کس بر او وارد شود و دارای هر مقامی که باشد باید روی زمین و به روی همان گلیم بنشیند.
مدرس در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی، کابینه رضاخان را استیضاح کرد و در سال ۱۳۰۵ بار دیگر مورد سوءقصد قرار گرفت، اما با تحرک سریعی که به خرج داد، اصابت گلوله‌ها تنها او را مجروح ساخت. از راهیابی وی به مجلس هفتم جلوگیری شد؛ به گونه‌ای که حتی آن یک رای را هم که خودش به خود داده بود، قرائت نکردند. سرانجام، مدرس در بهمن ماه سال ۱۳۰۷ هجری شمسی با تدابیر شدید امنیتی از تهران به روستای خواف در خراسان تبعید شد و در نهایت، بعد از ۱۰ سال تبعید و زندانی بودن در آنجا در دهم آذر سال ۱۳۱۶ هجری شمسی در ترشیز یا همان کاشمر فعلی به شهادت رسید. از شهید مدرس، آثار متعددی بر جای مانده است که می‌توان آنها را به این صورت، دسته‌بندی کرد:
۱) مجموعه سخنان ایشان در مجلس شورای ملی از اواسط دوره دوم تا دوره ششم که مدرس در مجلس حضور داشت (در دو جلد)؛
۲) آثار فقهی؛ شامل حاشیه بر رسائل شیخ انصاری، اصول تشکیلات عدلیه، خاطرات خواف، رساله فی سهو الامام و الماموم، رساله فی قضاء الفوائت، رساله فی الضمان الغاصب المغضوب الفائت و رساله فی بعض مسائل العده؛
۳)کتاب زرد؛ که مهم‌تر از دو مجموعه آثار قبلی است که تاکنون چنین اثری یافت نشده؛ با وجود این که مدرس در سخنان و مذاکرات مجلس شورای ملی به مناسبت‌هایی از این کتاب نام برده و گفته بود که بعد از مرگش در دسترس قرار خواهد گرفت، اما همان گونه که گفته شد فعلا اثری از این کتاب در دست نیست.
از آنجا که اندیشه سیاسی مدرس هم مانند سایر اندیشوران در پاسخ به بحران‌های زمانه شکل گرفته، در اینجا به زمانه وی و بحران‌های آن عصر می‌پردازیم. مدرس در زمانه‌ای می‌زیست که در شرایط زمانی میان قاجار و پهلوی، شاهد رویکرد انزواگرایانه روحانیون به سیاست و نیز سیطره دو قدرت انگلیس و روسیه بر ایران و گرایش بسیاری از نخبگان سیاسی کشور به این دو قدرت هستیم. او با ارائه تز دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست و نیز سیاست موازنه عدمی و سلبی، رویکرد جدیدی را در میان نخبگان سیاسی ایران مطرح کرد. شهید مدرس، وضعیت اجتماعی سیاسی ایران در آن زمان را بسیار بد و ناگوار می‌خواند و می‌گوید: این وضعیت حالیه‌ای که این مملکت سرتاسرش دارد از ۱۵۰ سال تا به حال همچو وضعیتی نداشته است. تقریبا از زمان دولت افشاریه تا به حال که امروز باشد مملکت ایران چنین وضع ناگواری نداشته است. مدرس، این بحران‌ها و بی‌ثباتی‌ها را ناشی از حضور بیگانگان در ایران و تاثیرشان بر مراکز تصمیم‌گیری می‌داند. بنابراین باید گفت مدرس با دو گونه بحران یا مشکل اساسی مواجه بود: استبداد حکام محلی و پایتخت و دیگری، استعمار و دخالت قدرت‌های خارجی که در عصر پهلوی اول، هر دو بحران به شکل شدیدتر و با گرایش دین‌ستیزی ظهور پیدا کرد. مدرس در مجالس دوم و سوم به نمایندگی از اصفهان انتخاب شده بود و در مجلس چهارم به نیابت رئیس مجلس معرفی شد. اوج مخالفت‌های مدرس علیه اقدامات و عملکرد رضاخان در مجلس پنجم بود که رضاخان در برابر اقدامات شهید مدرس تاب برنمی‌آورد و تصمیم بر حذف سیدحسن مدرس می‌گیرد. حال که با زندگی و زمانه شهید مدرس آشنا شدیم، اکنون به مفاهیم کلیدی در اندیشه سیاسی ایشان می‌پردازیم.
۱) رابطه دین و سیاست؛ شهید مدرس، شریعت اسلام را به منزله روح در پیکر می‌داند و با بیان این جمله معروف در نطق سال ۱۳۰۲ هجری شمسی خود که دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست، به سراغ ریشه‌یابی علل انحطاط مسلمین رفته و آن را در جدایی سیاست و دیانت می‌جوید و می‌گوید: فکر می‌کردم چرا ممالک اسلامی رو به ضعف رفته و ممالک غیراسلامی رو به ترقی؟ چندین روز فکر می‌کردم و بالاخره چنین فهمیدم که ممالک اسلامی، سیاست و دیانت را از هم جدا کرده‌اند... لهذا در ممالک اسلامی، اشخاصی که متدین هستند، دوری می‌کنند از اشخاصی که داخل در سیاست هستند.
۲) عدالت؛ مدرس در تعریف از عدل می‌گوید: عدل، آن است که از مورد گرفته شود و به مورد خرج شود. از همان‌هایی که گرفته می‌شود خرج همان‌ها بشود. این معنای عدل است. از ملت، پولی گرفته می‌شود به مصارفی برسد که به نفع آن ملت باشد و هذا معنی‌العدل. مدرس معتقد است که اگر در جامعه‌ای عدالت رعایت شود جامعه از هم گسسته نخواهد شد و دچار بحران نخواهد گردید، ولی اگر عدالت رعایت نشود همیشه جامعه در تمام ابعادش متضرر خواهد بود. او عدل و رعایت عدالت را در همه ابعاد اقتصادی، مدیریتی و... زندگی مهم می‌داند و می‌گوید اگر این عمل (اجرای عدالت) در جامعه بشود، هرگز به مملکت نه در حوزه اقتصاد و نه در حوزه‌های دیگر ضرری نخواهد رسید. مدرس در باب ضرورت و اهمیت اجرای عدالت بر این باور است که اگر عدالت در جامعه و کشوری اجرا نشود آن کشور با مشکلات عدیده‌ای از جمله مهاجرت، مواجه خواهد شد؛ از این رو به دولتمردان ایران سفارش می‌کند که اگر می‌خواهیم ایرانیان در ایران بمانند، خرج هم نمی‌خواهد، باید عدالت را برای مردم درست کنیم.
۳) تفکیک قوا؛ نقش مدرس در ساخت و ساز اصولی نهاد عدلیه و نهاد قانون، به منزله دو اصل مهم مشروطه و سعی در تفکیک کارکرد آنها از دولت را می‌توان به مثابه اندیشه تفکیک قوا در آثار او محسوب کرد. آنچه به عنوان نفوذناپذیری قضاییه در برابر تطمیع و تهدید و دخالت و اعمال نفوذها مطرح است، در مجلس شورای پس از مشروطه، حامی و داعی کوشاتری از مدرس نداشت.
۴) موازنه عدمی؛ این مفهوم در زمانی که ایران از لحاظ سیاست خارجی و داخلی، تحت هژمونی دو قدرت استعماری روس و انگلیس و نیروهای خودفروخته داخلی بود، از سوی شهید مدرس مطرح شد: من از هر دولتی که بخواهد دخالت در امور ما بکند، می‌ترسم و باید توازن عدمی را نسبت به همه مراعات کرد؛ نه توازن وجودی؛ یعنی شما برای خودتان؛ ما هم برای خودمان. به تعبیر دیگر، وقتی ملت‌ها هرگونه قدرت و سلطه‌ای را در رابطه با خود نپذیرفته و آن را نفی نمودند، موازنه عدمی را مراعات کرده و آزادی و استقلال خود را در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی حفظ کرده و توازن آن را برقرار کرده‌اند.
این اصل موازنه عدمی و عدم وابستگی به دیگران و اتکای به خود، منشاء تحولات عمیقی در ایران و بعدها به صورت موازنه منفی و نه شرقی و نه غربی مطرح شد.
۵ ) جمهوریت؛ مدرس، بارها نظر مثبت خود را در رابطه با اصل جمهوری به عنوان نظامی که از مشروطه سلطنتی هم به اسلام نزدیک تر است، بیان کرده است: من با جمهوری واقعی مخالف نیستم و حکومت صدر اسلام هم تقریبا و بلکه تحقیقا حکومت جمهوری بوده است؛ ولی این جمهوری که می‌خواهند به ما تحمیل کنند، بنابر اراده ملت ایران نیست، بلکه انگلیسی‌ها می‌خواهند به ملت ایران تحمیل نمایند و رژیم حکومتی را که صد در صد دست نشانده و تحت اراده خود باشد، در ایران برقرار سازند (مکی، تاریخ ۲۰ ساله ایران.) چنان که فهمیده می‌شود مخالفت مدرس با جمهوریت به سبب طراحی آن از جانب رضاخان بود و حتی مدرس، هدف آنها را از طراحی این تز، سلطه و تحمیل اراده خود بر ملت ایران می‌داند؛ به همین سبب به مخالفت برمی‌خیزد.
۶) سیاست؛ در نگاه شهید مدرس، سیاست، تدبیری خاص است که در آن انسان، بی‌برنامه و ناشیانه و خام در میادین و صحنه‌های حیات سیاسی وارد نشود؛ چرا که در این صورت شکست خواهد خورد، بلکه باید به گونه‌ای وارد صحنه‌ها شود که اسیر قدرت‌های دیگر نشده که هیچ، بلکه پیروزمندانه از میادین و صحنه‌ها بیرون آید.
از دیدگاه شهید مدرس، سیاست به معنای تعمیرالبلاد و تامین العباد هم آمده است؛ بدین معنا که سیاست در نگاه ایشان فقط برد و باخت نیست، بلکه به پیش بردن و هدایت کردن با فرهنگ اسلامی و احیای فرهنگ ائمه و نه با هر فرهنگ دیگری.
۷) قانونگرایی؛ مدرس در این رابطه می‌گوید: بنده، خودم را اهل قانون می‌دانم و اهل پارلمان هستم. وی در ادامه بیان می‌کند اگر تمام علوم اروپا را هم بیاوریم و بخواهیم قانون وضع کنیم، محقق است زحمت بیهوده‌ای است و شباهت به قانون ما ندارد. مدرس در عین تلاش بی‌وقفه برای قانونمند شدن مجاری امور سیاسی و اداری کشور، از پشتوانه شرعی قوانین و ماهیت دینی آن نیز دفاع کرده و می‌گوید: هر جایی که قانون اسلام است، باید دقت کرد سر مویی بر خلاف نشود... امروز قانونسی کرور از اهل اسلام به تصویب مجلس مقدس رسیده، قانون اسلام است و اشکال ندارد قانونی که در مملکت ما وضع می‌شود، هر جا لفظ قانون می‌گوییم، یعنی قانون اسلام؛ اعم از این که به عناوین اولیه یا به عناوین ثانویه باشد.
خلاصه کلام این که قانون در دیدگاه شهید مدرس، مفهومی است که دو حیث و جنبه دارد: یک حیث که متعلق به ماهیت است و یک حیث هم متعلق به شکل اداره کردن و اجرایی قانون. بنابراین در بخش اول، ایشان بارها تاکید می‌کند که قوانین ما نباید سر مویی از حدود اسلامی تجاوز کند.
شهید مدرس در باب مفاهیم اساسی دیگری همچون نظریه سیاسی، ملت، وطن، مشروطه مشروعه، مجلس گرایی، دولت و اصول ملک داری، کار ویژه‌های دولت، وظایف دولت در قبال مردم، ارکان دولت، ناسیونالیسم، حکومت، جامعیت، مملکت، روابط خارجی، جنگ و صلح، آسیب‌شناسی نظام سیاسی نیز دارای دیدگاه و نظر هستند که در این نوشتار به همین مقدار بسنده می‌کنیم.

وبگردی
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
زبان روسی به عنوان زبان دوم در مدارس !
زبان روسی به عنوان زبان دوم در مدارس ! - آخه قربونت برم اصلاً درکى از دلیل وجودى زبان دوم و فلسفه آموزشیش دارى که این پیشنهاد رو دادى؟ زبان دوم زبانیه که بر اساس میزان کاربرد و گسترش جهانى انخاب میشه، براى ایجاد ارتباط کلامى بیشتر. یعنى ربطى به رابطه سیاسى شما با آمریکا و انگلیس نداره.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!