جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 20 July, 2018

میرزا ابراهیم خان حکیم الملک


میرزا ابراهیم خان حکیم الملک
میرزا ابراهیم خان حكیم الملك فرزند میرزاابوالحسن حكیم باشی در سال ۱۲۸۸ه. ق در تبریز متولد شد. او تا سال ۱۳۰۶ ه. ق در دارالفنون مظفری تبریز به تحصیل پرداخت و در همین سال به تهران رفت و به ادامهٔ تحصیل در دارالفنون تهران پرداخت. در سال ۱۳۱۰ بر اثر بروز بیماری وبا در تهران میرزا ابراهیم خان كه تحصیل خود را در دارالفنون به اتمام رسانده بود به تبریز بازگشت و تمایل خود را برای ادامهٔ تحصیل با برادر بزرگش نصرت الحكما در میان گذاشت. سرانجام تلاش برادر مثمر ثمر بود و او موفق شد تا از ولیعهد مظفرالدین میرزا مجوز ادامهٔ تحصیل در فرنگ را بگیرد. میرزا ابراهیم خان در سال ۱۳۱۰ برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ پزشكی دانشگاه پاریس عازم فرنگ شد. این ادامهٔ تحصیل چند سال به طول انجامید و سرانجام نیمه و ناتمام ماند.
در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا، میرزا ابراهیم خان به استقبال شاه در اتریش رفت و از آن پس در التزام ركاب شاه درآمد، به تهران بازگشت و با منصب پیشخدمت باشی سلام به خدمت در دربار مظفری پرداخت. او به زودی پله های ترقی را طی كرد و در سال ۱۳۲۰ در سفر دوم مظفرالدین شاه به فرنگستان سمت طبیب مخصوص را داشت.یكسال بعد، پس از مرگ میرزا محمودخان حكیم الملك، لقب حكیم الملك به میرزا ابراهیم خان اعطا شد ولی چهار ماه بعد به خاطر تجویز داروی اشتباه برای مظفرالدین شاه از سمت خود بركنار شد و جای او را دكتر خلیل خان اعلم الدوله اشغال كرد.
میرزا ابراهیم خان همچنان در جرگهٔ درباریان بود و در سال ۱۳۲۳ در سفر سوم شاه به فرنگستان او را همراهی كرد. میرزا ابراهیم خان حكیم الملك در دوران تحصیل در فرانسه با اندیشه فراماسونری آشنا شد و در صدد برآمد تا این تشكیلات را در ایران نیز بنیاد گذارد. تلاشهای او و همفكرانش سرانجام در سال ۱۳۲۴ه. ق نتیجه داد و در همین سال فرمان تاًسیس لژ بیداری ایران از سوی لژ فراماسونری گراند اوریان پاریس صادر شد. او كه از مشروطه خواهان بود در سال ۱۳۲۵ به همراه عده أی دیگر از اعضای لژ بیداری مانند حسینقلی خان نواب، میرزا سلیمان میكده، سیدعبدالرحیم خلخالی، سیدمحمدرضا مساوات، سیدحسن تقی زاده و ملك المتكلمین وو برخی دیگر كمیتهٔ سری انقلاب ملی را تشكیل دادند. از اهداف این كمیته مبارزه با مخالفان مشروطه، تشكیل نیروی نظامی و تهییج مردم با استفاده از منابر و وعاظ بود. جلسات این كمیتهٔ شبه ماسونی هر نیمه شب در منزل میرزا ابراهیم خان حكیم الملك تشكیل می شد و تا قبل از طلوع آفتاب اعضای این كمیته متفرق می شدند. با پیروزی مشروطه خواهان، مجلس شورای ملی تشكیل شد و میرزا ابراهیم خان نیز در ۱۰ صفر ۱۳۲۶ به جای یكی از نمایندگان مستعفی به نمایندگی مجلس منصوب شد. او در مجلس به گروه تقی زاده پیوست و به فعالیت در انجمن آذربایجان كه نظرات تندروانه داشت پرداخت.
در روز بمباران مجلس، میرزا ابراهیم خان به همراه سیدعبدالله بهبهانی، سیدمحمد طباطبایی و دیگر نمایندگان به پارك امین الدوله گریخت و تا شب هنگام در این پارك پنهان بود تا آنكه در نیمه شب با استفاده از تاریكی و لباس مبدل خود را به سفارت فرانسه رسانده و پناهنده شد. ازجمله اقدامات مهم وی، خارج كردن اسناد لژ بیداری از منزل ظهیرالدوله قبل از بمباران مجلس بود.در روز بمباران مجلس، میرزا ابراهیم خان به همراه سیدعبدالله بهبهانی، سیدمحمد طباطبایی و دیگر نمایندگان به پارك امین الدوله گریخت و تا شب هنگام در این پارك پنهان بود تا آنكه در نیمه شب با استفاده از تاریكی و لباس مبدل خود را به سفارت فرانسه رسانده و پناهنده شد. ازجمله اقدامات مهم وی، خارج كردن اسناد لژ بیداری از منزل ظهیرالدوله قبل از بمباران مجلس بود.
او موفق شد تا این اسناد را به همراه یكی دیگر از اعضای لژ به سفارت فرانسه منتقل كند. پس از بیست روز تحصن در سفارت فرانسه، مورد عفو قرار گرفت و از این محل خارج شد و در دوران استبداد صغیر در تهران بر علیه محمدعلی شاه فعالیت بسیار كرد و پس از فتح تهران به فاتحان پیوست. او یكی از بیست و هشت عضو كمیسیون عالی بود كه توسط فاتحان برای رسیدگی به امور كشور تشكیل شده بود. از اولین اقدامات این كمیسیون انتصاب احمد میرزای ولیعهد به پادشاهی، تشكیل كمیسیون اعانه برای تاًمین مخارج فوری كشور كه كمیسیون اصلاح اوضاع مالی بود. كمیسیون انتصاباتی نیز انجام داد كه یكی از آنها انتصاب حكیم الملك به معاونت وزارت دربار بود. حكیم الملك در دورهٔ دوم مجلس شورای ملی به نمایندگی از آذربایجان انتخاب شد و این بار هم به همراهی با سیدحسن تقی زاده، حسینقلی نواب و سیدمحمدرضا مساوات حزب تندروی دموكرات را بنیان گذاشت.
پس از هشت ماه در رجب ۱۳۲۸ از نمایندگی استعفا داد و در كابینهٔ مستوفی الممالك به وزارت مالیه منصوب شد ولی عمر وزارت وی نیز كوتاه بود و چهار ماه بعد به علت اختلاف بین اعضای اعتدالی و دموكرات كابینه از منصب خود كناره گرفت. او در كابینه های محمدولی خان تنكابنی، و صمصام السلطنه نیز به وزارت برگزیده شد. در رژیم پهلوی خود سه بار به نخست وزیری و چند دوره به نمایندگی مجلس سنا منصوب شد و همچنین مناصب گوناگون دیگری نیز به وی داده شد. میرزا ابراهیم خان حكیم الملك در سال ۱۳۳۸ ش در تهران درگذشت.
از حكیم الملك مجموعه أی نزدیك به ۶۰۰ برگ سند و دویست و نود قطعه عكس در مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران موجود می باشد.

فاطمه معزی

منبع : موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

مطالب مرتبط

سیاست است و هزار درد

سیاست است و هزار درد
تا ساعت ۸، بعد از نماز صبح خوابیدم. دیشب خیلی کم خوابیده بودم ولی کارهای زیادی که داشتم و احیانا دلهره وقایع آتی، نمی‌گذاشت که بخوابم. تلفن‌های پی در پی از ساعت ۵/۹ شروع شد. جمعیت ساعت ۹ در کوچه و بعد هم در خانه پر بود. خبرنگاران و فیلمبرداران و دوستان شهرداری و حزب و هر کسی که توانسته بود بیاید، آمده بود.
آقای نوری ساعت ۹ آمدند و تا ساعت ۱۱ جمعیت پر بود. چند مصاحبه کوتاه با چند خبرنگار داشتم ولی دوربین‌های عکاسی یک لحظه بیکار نمی‌نشست. همسرم فهیمه خانم آمد پائین؛ آقای ثانی‌نژاد برایشان صلوات فرستاد. در یک مصاحبه با روزنامه “صبح امروز” حرف‌های تندی زد. هدی هم باتعریض نسبت به آقای‌هاشمی‌و آقای خاتمی‌صحبت کرد. سیاست است و هزار درد.....
آقای نوری گفت که در سالگرد رحلت امام خمینی قرار است بعد از ۳۶ سال خدمت به امام خمینی زندان بروم... داستان‌هانیه و حضرت رقیه را گفتم. همه گریه کردند. بعد از رفتن آقای نوری آمدم بالا. از همه بیشتر برای‌هانیه (دختر کوچکم) نگران بودم، باهاش صحبت کردم؛ حرف دلش را نمی‌زد ولی بغضی گلوگیر صدای ضعیفش را مظلومانه تر کرده بود. خیلی متاثر شدم. هدی و مادرش هم مرتب گریه می‌کردند.‌هاجر صبح زود جدی و صمیمی‌خداحافظی کرده و رفته بود. در میان شعار و فشار از زیر قرآن رد شدم. همه گریه می‌کردند.
شاید تجربه جدیدی بود. در بدرقه یک‌نفر تا زندان چه باید می‌گفتند؟ خداحافظی کردم و چند تلفن را جواب دادم. خیلی متاثر بودند و با بغض ابراز محبت می‌کردند. سرراه فهیمه مثل اینکه پرپر می‌زد دنبال ماشین لابه‌لای جمعیت پیاده می‌آمد؛ تا سر کوچه آمد. اشاره کردم که برگردد. از سر نیاوران برگشت. سر کوچه عده‌ای ایستاده بودند. با دست خداحافظی کردم.
در بین راه مرتب عکس می‌گرفتند؛ به‌خصوص خبرنگار نشاط. تعداد زیادی ماشین تا مجتمع قضایی مرا بدرقه کردند. با هماهنگی قبلی، بچه‌های حراست جلو مجتمع، نبودند. من ترجیح دادم از در جنوبی وارد شوم. نگاه‌های خالی از عطوفت و منطق را پشت سر گذاشتم و تنها وارد یک اتاق شدم. قاضی اجرای احکام عمدا احترام نکرد و از پشت میز بلند نشد. فقط سلامی‌کرد و تعارف که بفرمائید: درها را ببندید، کسی وارد اتاق نشود.
جمعیتی در خیابان شعار می‌دادند. یک جوان مامور پرده‌های کرکره را تاریک کرد. قاضی دستور داد آنطرف را هم تاریک کنند. یکی، دو پرونده دیگر را ورق زد. سر خود را پائین انداخته و بکاری که معلوم است نمی‌کند مشغول بود. بعد از یک معطلی پرونده‌ای را برداشت: “خوب پرونده آقای کرباسچی. شما حکم را می‌دانید؟” گفتم: “چیزی شنیده‌ام”؛ و بعد با زحمت ورق زدن، حکم را پیدا کرد. یک نفر با تعمد در سلام و احوالپرسی نکردن با من، وارد اتاق شد و در گوشی با قاضی صحبت کرد. بعد از چند لحظه گفت: خیلی خوب آماده است بفرمائید؟
گفتم: کجا؟ گفت: زندان. قاضی گفت که نه، صبر کنید بنویسم. دونفر مامور اجرا وارد شدند و حکم را به آنها داد.
از بیرون، راننده و بچه‌های حراست سعی می‌کنند تا جلو بیایند و خداحافظی کنند؛ نمی‌شود. بالاخره راننده التماس دعا و خداحافظی می‌کند. آقای سیف‌الله‌زاده محافظی که از سپاه همیشه با من بود از قول فرماندهی برای حفاظت از خانواده عذرخواهی می‌کنند. می‌گویم مساله‌ای نیست. از پارکینگ وارد ماشین بنزی شدم و دو طرفم مامور نشست. ماشین با سرعتی فوق‌العاده و با آژیر از پارکینگ بیرون آمد. انبوه جمعیتی بیرون شعار می‌دادند.
خانم‌ها گل دستشان بود و روی ماشین می‌ریختند. ماشین، با همان سرعت و آژیر، سپهبد قرنی و بعد بخارست را طی کرد. مسیرهای عبورممنوع را می‌رفت و یکی، دو تصادف هم با ماشین‌های مردم داشت. از طریق مدرس و همت و چمران و سعادت آباد به اوین رسیدیم. وارد اوین شدیم و مامورین مثل اینکه از حمله‌ای وسیع فرار کرده‌اند نفس راحتی کشیدند. حالا دیگر همه جا برایم آشناست. می‌دانم باید به کدام سمت بروم و به همان جا هدایت می‌شوم: بند ۳۲۵، در دفتر زندان و درست بغل همان جا که سال قبل، ۱۱ روز توقف داشتم. وارد دفتر زندان شدم. یک پاسبان و دونفر لباس شخصی و یک خانم با حجاب کامل، کار فرم پر کردن، انگشت نگاری و عکس را انجام می‌دادند.
آقای احمدزاده رئیس زندان و معاونش آمدند و با احترام و تعارف راهی بند شدم. زندانیان بعضی با شهامت و بعضی با ترس و لرز نگاه می‌کردند.با سلام علیک و ابراز خوشحالی به بند ۱ وارد شدم. مقابل بند دادگاه ویژه روحانیت، سراغ آقای کدیور را گرفتم. در بند مقابل است. در دو طبقه ساختمان که هفت اتاق و چند دستشویی و سه حمام و یک مسجد و حیاطی برای هواخوری دارد، ۱۹۵ نفر جا گرفته‌اند. رئیس بند جوانی است که می‌گویند انسان خوبی است و ۱۶ سال است در سازمان زندانها کار می‌کند. از وجناتش برمی‌آید که آدم دگمی‌ نباشد. نامه نوشته که روزنامه‌های مختلف اینجا بیاید اما هنوزجواب نداده‌اند.
می‌گوید که باید روزنامه‌های مختلف بیاید چون قوه قضائیه بی‌طرف است. به اتاق ۵ که تقریبا ۳ در ۴ است و معروف به اتاق رأی بازی‌ها است و همه ساکنان آن هر پنجشنبه و جمعه به مرخصی می‌روند راهنمائی می‌شوم. تمام این جمعیت جرمشان مالی است؛ یا چک و یا اختلاس یا مامور بانک. در اتاق ما آقای... رئیس بانک صادرات (پرونده افراشته‌پور) هم سکونت دارد. یک نفر آدم لاغر و تکیده شهردار اتاق است. جوانی ۳۳ ساله که به خاطر چک زندانی است، مسوول تاسیسات است؛ آدمی‌با شعور و آشنا به زبان انگلیسی است. به‌تدریج با همه صحبت می‌کنم. می‌گویند خوب نیست خوش آمد بگوئیم.
تا موقع نماز آدمهای مختلفی را می‌بینم. هر کدام درد دلی دارند. پیشنماز نمازظهر آقای... است. معاون آقای وهاجی در وزارت بازرگانی بود و مسوول مرکز تهیه و توزیع. او را از کانادا برگردانده‌اند. خودش زندان و زن و بچه‌اش کاناداست. خانمش در نانوایی برای امرار معاش کار می‌کند. هیچکس از او حمایت نکرده است (اینها حرفهای زندانیها و هم‌اتاقی‌هاست). برای ناهار می‌آییم. غذا، برنج و خورشت آلو اسفناج است. این غذای دولتی است اما می‌توانیم از رستوران هم غذا بگیریم. بعد از ناهار، اخبار تلویزیون خبر زندانی شدن مرا می‌دهد؛ خلاصه و کوتاه.
نه روزنامه‌ای آوردند و نه ملاقات با آقای کدیور ممکن شد و نه هیچ کار دیگری. فرمی‌را به‌عنوان مقررات زندان به من دادند. ۵ دقیقه با منزل تلفنی صحبت کردم. به بند آمدم و یک‌ساعت راحت خوابیدم. بلند شدم؛ همراه با یک چائی. شروع کردم به خواندن کتاب خاطرات علم.ساعت ۵/۶ تا ۵/۷ به حیاط رفتم. زندانی‌ها به فوتبال و والیبال و شطرنج و پینگ‌پنگ و وزنه برداری مشغول هستند و عده‌ای هم در حال راه رفتن‌اند. همه نوع قماشی در اینجا هست. همه دوست دارند با من صحبت کنند.
یک نفر، فرش‌فروش قم است و در راه حج از او فرش گرفته‌اند. اقساط جریمه‌اش عقب افتاده و او را به زندان آورده‌اند. یک نفر پدر دو شهید است (ولی دیگران می‌گویند یک پسرش اعدامی‌است و حقه بازاست) و می‌گوید هیچ کا رنکرده و بی‌خود او را به زندان آورده‌اند. دو نفر از شهرداری منطقه ۱ هستند که در پی طرح دعوای خسروآبادی و ثانی‌نژاد به زندان افتاده‌اند. یکنفر از بچه‌های منطقه ۱۸ هم به‌دلیل ازدواج در خارج کشور به زندان افتاده است. معجون عجیبی است. نگهبان بند به اتاقمان آمد. آدم عجیبی است.
۱۶- ۱۵ سال است که در سازمان زندانها نگهبان است. اقتصاد زندان دست بچه‌های مرتبت با مؤتلفه است و مغازه‌ها به ریاست آقای رفیقدوست! سالن‌های خیاطی و کفاشی با ابتکار لاجوردی در دست آنهاست. این‌را خود زندانیان می‌گویند. ساعت ۵/۷ هواخوری تمام شد و به اتاق رفتیم. ساعت ۵/۸ نماز جماعت خواندیم و بالاخره ساعت ۹ شام خوردیم؛ با سفارش آقای شهرام و آقای خزائی و رفیقدوست کباب از رستوران آوردند و تخم‌مرغ و سیب‌زمینی بند ماند.
شهرام هم موجود جالبی است؛ متصل حرف می‌زند و دیگران می‌گویند که باید مواظبش بود. ولی مرتب حرف سیاسی می‌زند. جوانی که وکیل بند ۲ است می‌آید و می‌گوید که آقای کدیور احوال شما را پرسیده است. گفتم بگو که من می‌خواستم شما را ببینم. با شهرام و خزائی شام خوردم و نوشابه و پیاز؛ بعد چائی و دو پتو آوردند. ساعت ۱۱ دستشویی را قرق کردند. وضو گرفتم و مسواک زدم و برای استراحت به اتاق ‌آمدم. بر سر اینکه در کدام تخت بخوابم، تعارف می‌کنند. بالاخره روی تخت شهرام مستقر شدم. یک‌ساعت خاطرات نوشتم. می‌خواستم دعای کمیل بخوانم. سر نماز مغرب حال خوبی داشتم. ولی گذاشتم برای فردا. امشب اولین شب زندان است و به روال عادی، ۷۰۳ شب دیگر باقیمانده است. والسلام.
غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران پس از دادگاهی جنجالی و خبرساز در سال ۱۳۷۸ روانه بازداشتگاه اوین شد. کرباسچی پیش از شهرداری تهران تجربه ۷ سال استانداری اصفهان، مدیریت شبکه ۲ صدا و سیما، و حضور در بیت امام خمینی را نیز تجربه کرده بود. اکنون در حالی که دوران انفصال او از خدمات اداری نیز به پایان رسیده است خاطرات روزنوشت او را از اولین روز تجربه زندان می‌خوانید.

وبگردی
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند