چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 20 June, 2018

موسیقی و جایگاه آن نزد مولانا


موسیقی و جایگاه آن نزد مولانا
مهارت مولانا در علم موسیقی، سبب شده که وی بتواند در ۵۵ بحر از بحور مختلف، شعر بسراید. وی هم در موسیقی علمی تبحر داشته و هم در موسیقی عملی. او به خوبی وزن شناسی را می دانسته و نوازنده چیره دست «رباب» نیز بوده است. مهارت وی در نواختن رباب تا حدی بوده که حتی در ساختمان این ساز تغییراتی نیز پدید آورده بود.
‌● موسیقی و ادیان
افلاطون می‌گوید: «نغمه و وزن موسیقی تاثیر فوق العاده‌ای در روح انسان دارد و اگر درست به کار رود، می‌تواند زیبایی را در رویاهای روح جایگزین کند». موسیقی تاثیری شگرف بر روح آدمی دارد و می تواند لطیف‌ترین احساسات انسانی را بر انگیزد.
ابونصر فارابی، فیلسوف موسیقیدان شهیر ایرانی و صاحب «الموسیقی الکبیر» نیز میان فطرت انسان و موسیقی، پیوند قائل است و پیدایش موسیقی را معلول سرشت آدمی می‌شناسد.
جایگاه موسیقی در فرهنگ معنوی و مذهبی نیز، بسیار با اهمیت است. ادیان و مذاهب مختلف، تجلی گاه نمونه های متعالی از موسیقی هستند. آیین‌ها و مراسم گوناگون موجود در هر کیش و مذهبی، هر یک به نوعی، با گونه ای از موسیقی همراه‌اند.
اساساً موسیقی انسانهای نخستین، به هر شکل و صورتی که بوده، جنبه روحانی داشته و در قالب ستایش و نیایش خدایان و مناسک دینی بوده است.
در فرهنگ اسلام هم، می توان از موسیقی عاشورایی و تعزیه، موسیقی عبادی (اذان، تلاوت قرآن، روضه، نیایش و...) و موسیقی عرفانی به عنوان جلوه هایی از این حضور نام برد.
بودائیان کتب مذهبی خود را با نوعی موسیقی می‌خوانند و آداب مذهبی آنان همراه با رقص و آواز است. عقیده چینیان نیز بر این بوده است که :«با خدایان، با زبان موسیقی می توان سخن گفت.»
● موسیقی، شعر و مولانا
موسیقی پیوندی دیرینه با شعر دارد و در فرهنگ اسلامی نیز چنین است. ابونصر فارابی، معتقد بوده است که اقاویل شعر اگر با موسیقی همراه شوند، عنصر تخییل در آن ها افزون تر خواهد شد و بر میزان فعل و انفعالات ِ نفس در برابر اثر می‌افزاید.
دکتر حسین نصر(از فلاسفه معاصر اسلامی) نیز به این ارتباط تنگاتنگ موسیقی و شعر اشاره دارد و می گوید: «در تمدن اسلامی، به طور کلی موسیقی بسیار آمیخته با شعر بوده است. شعر شکل مطلوب هنر در جهان اسلام است و این توجه به شعر مستقیماً ناشی از ساختار شاعرانه وحی قرآن است. هیچ ملت مسلمانی را نمی یابید که سنت شعری بسیار غنی نداشته باشد. برخی از بزرگترین شاعران در جهان اسلام، نوازندگان و موسیقیدانان بزرگی نیز بوده اند، لذا شعری آفریده اند که بسیار موسیقایی است.»
نمونه بارز چنین شعرایی، مولانا جلال الدین محمد بلخیاست. مهارت مولانا در علم موسیقی، سبب شده که وی بتواند در ۵۵ بحر از بحور مختلف، شعر بسراید. وی هم در موسیقی علمی تبحر داشته و هم در موسیقی عملی. او به خوبی وزن شناسی را می دانسته و در جای جای دیوان غزلیات کبیر می توان نشانه هایی از آگاهی گسترده‌ی او از موسیقی را یافت. چنانچه در غزل:
می‌زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی
یا پرده رهاوی یا پرده رهایی
بی زیر و بی‌بم تو ماییم در غم تو
در نای این نوا زن کافغان ز بی‌نوایی
قولی که در عراق است درمان این فراق است
بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی
ای آشنای شاهان در پرده سپاهان
بنواز جان ما را از راه آشنایی
در جمع سست رایان رو زنگله سرایان
کاری ببر به پایان تا چند سست رایی
از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند
آن هر دو خود یک است و ما را دو می‌نمایی
گر یار راست کاری ور قول راست داری
در راست قول برگو تا در حجاز آیی
در پرده حسینی عشاق را درآور
وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی
از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو
تو شمع این سرایی ای خوش که می‌سرایی
بیش از ۲۰ اصطلاح موسیقی را از قبیل نام سازها و پرده‌ها و مقام‌ها آورده است. او همچنین در موسیقی عملی هم دستی داشته و نوازنده چیره دست «رباب» نیز بوده است. مهارت وی در نواختن رباب تا حدی بوده که حتی در ساختمان این ساز تغییراتی نیز پدید آورده بود.
دکتر شفیعی کدکنی اعتقاد دارد که:«از عصر شاعرْ – خنیاگران ایران باستان، تا امروز، آثار بازمانده هیچ شاعری به اندازه جلال الدین مولوی، با نظام موسیقیایی ِ هستی و حیات انسان، هماهنگی و ارتباط نداشته است.»
اشعار مولانا، به روشنی بیانگر مهارت موسیقیایی وی بوده و اشعار غنایی مولانا با موسیقی درآمیخته است. شاید بتوان گفت که هیچ شاعری، تا به این حد، موسیقی را در شعر خود وارد نکرده است. عنصر موسیقیایی در غزلیات مولانا آنچنان برجسته است که حتی خواندن ساده اشعار وی، بی ساز و آواز، در مخاطب شور و ترقص می انگیزد و وجد و شور می آفریند. البته به شرط آنکه شدّ و مدّ و تقطیعات اشعارش به درستی رعایت شود:
ای هوس های دلم بیا بیا بیا بیا
ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا
ای یوسف خوش نام، ما خوش می روی بر بام ما
ای در شکسته جام ما، ای بر دریده دام ما
مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
● موسیقی و جایگاه آن نزد مولانا
آشنایی مولانای روم با موسیقی، به دوران نوجوانی او بر می‌گردد؛ آن هنگام که وی همراه خانواده، از بلخ به بغداد مهاجرت می کردند. در این سفر، او با موسیقی کاروانی آشنا گشت و نیز از هر شهر که می گذشتند، با موسیقی محلی آن دیار آشنا می‌شد. به تعبیر دکتر زرین کوب: « آهنگ حدی که شتربان می‌خواند و نغمه نی که قوال کاروان می نواخت، او را با لحن ها و گوشه های ناشناخته دنیای موسیقی آشنا می‌کرد».
مولانا اما تا پیش از دیدار شمس، چندان به موسیقی نمی پرداخت. او فقیه بود و فقها را میانه ای با موسیقی نبوده و نیست. تا اینکه شمس بر وی طلوع کرد و مولانایی دیگر پدید آمد. شمس، مولانای نو را به سماع خواند؛ کاری که او پیش از آن هرگز انجام نداده بود.
نزد مولانا (مولانای پس از دیدار با شمس!) موسیقی از جایگاه و اعتبار ویژه ای برخوردار بود. مولانا مانند بسیاری از حکمای اسلامی، موسیقی را طنین گردش افلاک می‌دانست. در واقع مولانا با نظریه «فیثاغورث» در باب موسیقی موافق بود و عقیده داشت که اصول موسیقی از نغمات کواکب و افلاک اخذ شده است. همانطور که ضمن داستان ابراهیم ادهم(دفتر چهارم مثنوی) می‌گوید:
پس حکیمان گــفتـه اند این لحـن‌ها
از دوار چــرخ بــگــرفــتـیــم مــا
بانگ گردش های چرخ است اینکه خلق
می‌سرایندش به طنبور و به حلق
چنین معروف است که فیثاغورث با ذکاوت قلبی و روشن بینی خود، نغمه‌های افلاک را می شنیده و سپس اصول موسیقی را بر اساس آن استخراج کرده است. در واقع او موسیقی را، که پیش از آن نیز وجود داشته، با ریاضیات درآمیخت و قواعد و اصول دقیقی برای آن تنظیم کرد. خود فیثاغورث می گوید:«من صدای اصطکاک افلاک را شنیدم و از آن علم موسیقی را نوشتم.»
همچنین مولانا بر این عقیده بوده است که تاثیر نغمات و اصوات موزون بر روان آدمی از آنروست که نغمات آسمانی و ملکوتی جهان پیشین را در ما می انگیزد. چرا که به اعتقاد مولانا، روح آدمی پیش از آنکه به جهان فرودین هبوط کند، در عالم لطیف الهی سیر می کرده و نغمات آسمانی را می شنیده است. بنابراین موسیقی زمینی، تذکار و یادآور موسیقی آسمانی است:
لیک بد مقصودش از بانگ رباب
همچو مشتاقان، خیال آن خطاب
نالــه سـرنا و تـهــدیـد دهـــل
چـیزکـی مـاند بـدان ناقـور کـل
مؤمنـان گویـند کآثـار بهشــت
نغــز گردانــیـد هـر آواز زشــت
ما هـمه اجزای آدم بوده ایــم
در بهشت، آن لحن ها بشنوده‌ایم
گرچه برما ریخت آب و گل شکی
یادمــان آمــد از آنــها چــیزکی
همچنین او در جایی دیگر نیز تصریح می‌کند که عارف در صدای رباب، آواز باز و بسته شدن دروازه بهشت را می‌شنود.
اما علی رغم اینکه موسیقی این جهانی را یادآور موسیقی آن جهانی می‌دانسته، با این حال به تفاوت این دو نوع موسیقی اشاره دارد و می‌گوید:
گرچه برما ریخت آب و گل شکی
یادمان آمد از آنها چیزکی
لیک چون آمیخت با خاک کرب
کی دهند این زیر واین بم، آن طرب؟
آب چون آمیخت با بول وکمیز
گشت زآمیزش، مزاجش تلخ و تیز
چیزکی از آب هستش در جسد
بول گیرش، آتشی را می کشد
گر نجس شد آب، این طبعش بماند
کآتش غم را به طبع خود نشاند
▪ موسیقی؛ زبان عشق
مولانا عقیده داشت که هیچ زبانی توان تعریف عشق را ندارد، مگر نوا و موسیقی:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم، خجل گردم از آن‏
گر چه تفسیر زبان روشن‏گر است
لیـک عشـق بی‏زبان روشـن‏تر اسـت‏
چون قلم اندر نوشتن می‏شتافت
چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت‏
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت‏
نی حدیث راه پرخون می‌کند
قصه‌های عشق مجنون می‌کند
▪ مولانا از ناله نی، حدیث راه پرخطر عشق را می شنود و از بانگ رباب، ناله جانسوز عاشق سوخته ای را که از دوست و محبوب دور افتاده است:
هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟
زاشک چشم و از جگرهای کباب؟
پوستی ام دور مانده من ز گوشت
چون نـنالـم در فـراق و در عـذاب؟
ما غریـبـان فراقــیـم، ای شــهــان!
بشـنـوید از مـا، «الی الله المـآب»
▪ و اشاره می‌کند به اینکه آتش عشق با موسیقی تیزتر شود:
آتش عشق از نواها گشت تیز
همچنان که آتشِ آن جوز ریز
مولانا در بیان مطلب فوق، حکایت شخص تشنه ای را می‌آورد که بر سر ِدرخت گردویی که در زیر آن نهری پر آب قرار داشت، نشسته و گردوها را به درون نهر می اندازد تا نوای برآمده از آن را گوش کند و عطش روحش را فرو بنشاند.● سماع؛ رهایی از تعلقات
و اما سماع؛ ره آورد شمس برای مولانا و توصیه اکیدش به وی. این سماع، که فوق العاده نزد مولانا ارزشمند بوده، چیست و ارمغانش چه می باشد؟
مولانا ابیات بسیاری را در مثنوی و دیوان غزلیات خود، در مورد سماع دارد و حتی چند غزل هم با ردیف سماع سروده است:
سماع از بهر جان بی قرار است
سبک برجه چه جای انتظار است
سماع آرام جام زندگانیست
کسی داند که او را جانِ جانست
بیا، بیا که تویی جانِ جانِ جانِ سماع
بیـا که سـرو روانـی به بوسـتان سـمــاع
برون ز هر دو جهانی چو در سماع آیی
برون ز هر دو جهانست این جهان سماع
اگرچه به بام بلند است بام هفتم چرخ
گذشته است از این بام، نردبـان سـمـاع
بزیر پای بکوبید هر چه غـیـر ویسـت
سـمـاع از آنِ شـما و شما از آنِ سـمـاع
▪ در مثنوی شریف نیز، ضمن داستان هجرت ابراهیم ادهم از ملک خراسان، می‌گوید:
پس عذای عاشقان آمد سماع
که در او باشد خـیـال اجـتمـاع
قوتی گــیــرد خـیـالاتِ ضــمـیـر
بل که صورت گردد از بانگ و صفیر
از این رو، مولانا سماع را غذای روح عاشقان می‌داند و محرک خیال وصل و جمعیت خاطر. منظور از خیال اجتماع(اجتماع خیال) و یا جمعیت خاطر اینست که سالک، خاطر خود را از ما سوی الله منقطع کند و تنها در یاد حضرت حق متمرکز شود (نقطه مقابلِ پریشانی خاطر و خیال). جمعیت خاطر سبب می شود که قوای جسمی و روحی انسانِ سالک ذخیره شود. چرا که پریشان خاطری و افکار مشوش، همچون رخنه ای است که ذخایر جسمانی و روانی آدمی از آن طریق به هدر می‌رود.
▪ رقص که در طی سماع، صورتی از وجد و هیجان صوفیانه را نشان می دهد، در نظر مولانا، نوعی رهیدگی از جسم و خرسندی در هوای عشق حضرت دوست محسوب می‌شود:
در هوای عشق حق رقصان شوند
همچو قرص بدر بی نقصان شوند
دانی سمـاع، چه بود؟ قـول بلی شـنیـدن
از خویشتن بریدن، با وصل او رسیدن
دانی سماع، چه بود؟ بی خود شدن ز هستی
اندر فنای مطلق، ذوق بقـا چشیـدن
▪ مولانا در دفتر سوم مثنوی، ضمن بیان داستان خورندگان پیل بچه، می‌گوید:
رقص آن جا کن که خود را بشکنی
پنبه را از ریش شهوت برکنی
رقص و جولان بر سر میدان کنند
رقص، اندر خون خود، مردان کنند
چون رهند از دست خود، دستی زنند
چون جهند از نقص خود، رقصی کنند
مطربانشان از درون کف می‌زنند
بحرها در شورشان کف می‌زنند
تو نبینی، لیک بـهر گوشـشـان
برگها بر شـاخ هـا هـم کــف زنـان
تو نبیــنی برگــهــا را کــف زدن
گوش دل می باید، نه این گوش بدن
و بنابراین معتقد است که سماع و رقص خالصانه، انسان را از بار شهوات مزاحم و انانیت می‌رهاند.
و همچنین از آنرو که عشق را در همه هستی جاری و ساری می‌داند، هستی را یکسره در رقص و سماعی شکوهمند می‌داند.
خود وی در کوچه و بازار هم چه بسا که با اصحاب به رقص در می‌آمد؛ چنان که روزی در بازار زرکوبان، این حالت بی خودانه به وی دست داد و از صدای چکش های پیاپی زرکوبان، به سماع درآمد. و به روایت افلاکی (صاحب مناقب العارفین)، «...همچنان از وقت نماز ظهر تا هنگام نماز عصر، حضرت مولانا در سماع بود» و این غزل را همانجا آغاز کرد که:
یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
زهی صورت! زهی معنی! زهی خوبی! زهی خوبی!
رقص مولانا، به تعبیر دکتر زرین کوب، یک دعای مجسم و یک نماز بی خودانه بود؛ ریاضت نفس و مراقبت قلبی. در نظر مولانا، انسان با التزام به سماع، از اتصال به خودی و تعلقات آن می رهد و لذا سماع در نظر وی هم پایه عبادت، اهمیت داشت.
معروف است که روزی یاران مولانا پیرامون مطالب کتاب «فتوحات مکیه» محی الدین ابن عربی گرمِ مباحثه بودند که زکی قوال (از مغنیان مجلس سماع مولانا) ترانه گویان درآمد. مولانا در دم گفت: «حالیا فتوحات زکی به از فتوحات مکی است». و به سماع برخاست. و بدین گونه، پرداختن به تغنی را بر مباحث ملال انگیز کلامی و نظری ارجح می شمرد.
▪ بر سماع راست، هر کس چیر نیست!
البته بایستی به این نکته توجه داشت که صوفیه و اکابر آن اعتقاد دارند که سماع بر هر فردی جایز نیست؛ شمس تبریزی سماع را بر «خامان» حرام می داند. امام محمد غزالی نیز سماع را به سه قسم تقسیم کرده و دو قسم آن را که موجب غفلت و پیدایش صفات ناپسند است مردود شمرده است و تنها یک قسم آن را جایز می داند. کسانی مانند امام غزالی که سماع صوفیه را، به شرطها، جایز می شمردند، به خطرها و آفت هایی که در آن بود اشاره می کردند. مخصوصاً حضور زنان و پسران را که ممکن بود مایه تشویش وقت شیوخ شود، منع می‌کردند.
▪ خود مولانا نیز در همراهی خود با این عقیده، ضمن ابیات زیر، مساله «اهلیت سماع» را بیان می‌کند:
بر سماع راست هر کس چیر نیست
لقمه هر مرغکی انجیر نیست
خاصـه مرغی، مرده پوســیـده‌ای
پرخیالی، اعمی ای، بی‌دیده‌ای
▪ در پایان به این نکته اشاره می شود که حرکات مربوط به رقص (در سماع) را متضمن رمز احوال و اسرار روحانی تلقی می کرده اند، به این صورت که:
«چرخ زدن» را اشارت به شهود حق در جمیع جهات
«جهیدن» را اشارت به غلبه شوق به عالم علوی
«پاکوفتن» را اشارت به پامال کردن نفس اماره
و «دست افشاندن» را اشارت به دستیابی به وصال محبوب می‌دیدند.

مصطفی علیزاده
منابع مورد استفاده در این نوشتار:
دیوان غزلیات شمس
شرح جامع مثنوی(جلدهای ۱- ۳ - ۴) استاد کریم زمانی
بحر در کوزه، دکتر عبدالحسین زرین کوب
پله پله تا ملاقات خدا، دکتر عبدالحسین زرین کوب
موسیقی شعر، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
جستجو در تصوف، دکتر عبدالحسین زرین کوب
ارزش میراث صوفیه، دکتر عبدالحسین زرین کوب
از نی نامه، دکتر قمر آریان
مقاله«بی قراری های یک روح ترانه خوان»، کریم زمانی
مقاله«نگاهی کوتاه بر تاریخچه موسیقی»نوشته بهنام راهوار

منبع : مجله اینترنتی هفت سنگ

مطالب مرتبط

زبیگنیو پرایزنر

پرایزنر فارغ التحصیل تاریخ هنر و فلسفه از دانشگاه شهر زادگاهش كراكوف است. اما علاقه وافرش به موسیقی باعث شد به طور خودجوش آن را بیاموزد. او بعدها آموزش های تكمیلی را زیر نظر «الزبیتا تورانیچكا» ادامه داد. پرایزنر كه همیشه ضبط صوت كوچكی روی میز كارش مشغول پخش موسیقی است، عاشق موسیقی رمانتیك است و از علاقه مندان آثار رمانتیسیست های هموطنش «پاگانینی»۲ و «سبیلیوس»۳ به شمار می رود. وی بر اهمیت ملودی در موسیقی مدرن و پرهیز از به كارگیری ملودی های تصنعی تاكید فراوان دارد. پرایزنر در سال ۱۹۸۱ موسیقی متن فیلم گزارش هواشناسی ساخته «آنتونی كراوس»۴ را ساخت. او در اولین تجربه اش در سینما ساخت موسیقی متن را همزمان با نگارش فیلمنامه آغاز كرد و با پایان یافتن فیلمبرداری او نیز موسیقی اش را آماده كرده بود. هر چند فیلمنامه بارها بازنویسی شد، اما او كه در جریان مستقیم این تغییرات بود، هر بار موسیقی را تغییر داد تا بیشترین هماهنگی را بین تصویر و موسیقی به وجود آورد. در اوایل دهه هشتاد _ پرایزنر با «كریشتف كیشلوفسكی»۵ فیلمساز بزرگ هموطنش آشنا شد و این آشنایی سرآغاز همكاری آنان در تعدادی فیلم درخشان با موسیقی های مسحوركننده و جادویی بود. او در سال۱۹۸۸ برای دو اثر كیشلوفسكی به نام های «فیلمی كوتاه درباره قتل» و «فیلمی كوتاه درباره عشق» به طور همزمان موسیقی ساخت و نام خود را همراه با وی پرآوازه ساخت. در همان سال ساخت موسیقی متن فیلم «ده فرمان» كیشلوفسكی را بر عهده گرفت و كم كم به یكی از اعضای ثابت گروه فیلمسازی وی تبدیل شد. در سال های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ پرایزنر با دیگر فیلمساز هموطنش «آنی یژكا هولاند»۶ نیز همكاری كرد كه حاصل آن موسیقی متن دو فیلم اروپا اروپا و الیور است. ساخت موسیقی متن فیلم زندگی دوگانه ورونیك ساخته كیشلوفسكی اولین موفقیت برون مرزی را برای پرایزنر به وجود آورد. در زندگی دوگانه ورونیك، پرایزنر از كنسرتوی ئی مینور زیبای موسیقیدان گمنام هلندی، «واندن بودن مایر»۷ در قالب های تازه استفاده كرد. (بعدها پرایزنر در فیلم سه رنگ: آبی نیز از آثار این آهنگساز هلندی استفاده كرد) پرایزنر روحیات و ذوق شخصی خود را در موسیقی بودن مایر دمیده بود. موسیقی این فیلم جایزه بهترین آهنگساز از طرف انجمن منتقدان لس آنجلس را برای او به ارمغان آورد. پرایزنر این موفقیت را در سال های ۱۹۹۲ با فیلم تباهی ساخته فیلمساز فرانسوی «لویی مال»۸ و ۱۹۹۳ با فیلم «سه رنگ: آبی» ساخته كیشلوفسكی تكرار كرد و موفق شد سه سال پیاپی این جایزه را به چنگ آورد. در سال ۱۹۹۱ نیزموسیقی متن فیلم «هكتو بابنكو»۹ با نام «هنگام بازی در زمین پروردگار» نیز اثری تحسین برانگیز شناخته شد. در ادامه باغ تنهایی اثر آنی یژكا هولاند دیگر فیلمی بود كه به سال ۱۹۹۳ با موسیقی پرایزنر به نمایش درآمد. اما این پایان كار نبود. پرایزنر كه به همراه كیشلوفسكی و «كریشتف پیه شیه ویچ»۱۰ فیلمنامه نویس یك تیم رویایی سینمایی تشكیل داده بودند، در ادامه همكاری شان سه گانه سه رنگ: آبی، سفید و قرمز را ساختند كه افتخارات فراوانی برای آنان به بار آورد. جایزه سزار (معادل اسكار در فرانسه) برای سه رنگ: آبی، سفید، قرمز دستاورد پرایزنر از این پروژه عظیم و دوست داشتنی سینما بود. او سال بعد هم جایزه سزار را برای فیلم «الیزا» ساخته «جین بكرز»۱۱ به دست آورد تا نشان دهد با یك بار بردن هیچ جایزه ای اشباع نمی شود. جایزه خرس طلایی جشنواره ۱۹۹۷ برلین برای موسیقی «یك داستان حقیقی» ساخته «چارلز استاریج»۱۲ از دیگر جوایز پرایزنر در این زمینه به شمار می آید. در پایان دهه نود وزارت امور خارجه لهستان جایزه ویژه ای را به خاطر موفقیت چشمگیر در معرفی فرهنگ لهستان در سطح بین المللی به او اعطا كرد و همچنین به عضویت آكادمی فیلم فرانسه درآمد. از دیگر كارهای شنیدنی پرایزنر، موسیقی متن سریال بیست و شش قسمتی «قرن مردم» از محصولات BBC است كه در سال ۱۹۹۵ تهیه و پخش شد.پرایزنر عمده شهرت و موفقیت خود را مدیون كریشتف كیشلوفسكی كارگردان لهستانی است. این دو نفر همراه با پیه شیه ویچ دوستانی صمیمی و جدایی ناپذیر بودند. كیشلوفسكی قصد داشت سه گانه دیگری با نام های: بهشت، دوزخ و برزخ را نیز بسازد كه قطعاً پرایزنر در آن سه فیلم هم شاهكارهای دیگری خلق می كرد. اما مرگ ناگهانی كیشلوفسكی به این دوران پربار همكاری پایانی غم انگیز بخشید. پرایزنر در این باره می گوید: «علاوه بر پروژه سه گانه بهشت، دوزخ و برزخ قصد داشتیم كنسرت های متعددی برنامه ریزی و اجرا كنیم، چیزی غریب مثل یك راز، تلفیقی از موسیقی كلاسیك، اپرا و موسیقی راك. بعد ایده ما به برگزاری كنسرتی كلاسیك همراه با اركستر فیلارمونیك تعدیل یافت. آهنگسازی به عهده من بود، پیه شیه ویچ نویسنده و خود كیشلوفسكی كارگردان این برنامه ها. قرار شد اولین برنامه در آكروپولیس آتن اجرا شود. همه چیز آماده بود و اسم كنسرت را هم گذاشتیم زندگی. اما كمی قبل از اجرا، زندگی كیشلوفسكی در سیزده مارس ۱۹۹۶ به پایان رسید و این پروژه نیز ناتمام ماند.» مرگ كیشلوفسكی باعث افسردگی شدید پرایزنر شد و او به یادبود یار دیرینش اولین اثر موسیقی غیرسینمایی خود را با نام «مرثیه ای برای یك دوست» ساخت و آن را به خاطره این فیلمساز ارزشمند تقدیم كرد. مرثیه ای برای یك دوست در تاریخ اول اكتبر ۱۹۹۸ در سالن ویلكی شهر ورشو و توسط اركستر سمفونیك و گروه كر مجلسی این شهر به رهبری «یاسك كاسپسكی» و با همراهی صدای «الیزابتا توارینكا» خواننده آوازهای فیلم های كیشلوفسكی اجرا شد و تحسین و تاثر شنوندگان را برانگیخت. دومین اجرای زنده این اثر در روز نوزدهم مارس ۱۹۹۹ در سالن فستیوال رویال لندن توسط اركستر BBC توجه همه محافل موسیقی جهان را به خود جلب كرد و توانایی پرایزنر در خارج از مدیوم سینما را نشان داد. «... ساخت مرثیه ای برای یك دوست را سه شب پس از درگذشت كیشلوفسكی آغاز كردم. می خواستم چیز خارق العاده ای به او تقدیم كنم. ما دوستانی صمیمی بودیم و سال ها با هم همكاری كرده بودیم؛ من، او و پیه شیه ویچ. دوران خوشی بود، بهترین روزهای زندگی ام. قسمت اول مرثیه ای... گویای تمام احساس من نسبت به كریشتف كیشلوفسكی است و قسمت دوم آن همان كنسرت زندگی است كه قرار بود در آكروپولیس برگزار شود. البته من و پیه شیه ویچ كمی آن را تغییر داده ایم.» مرثیه ای برای یك دوست به موفقیتی جهانی بدل شد و تا پایان سال ۲۰۰۰ بیش از سیصد هزار نسخه از آن در سرتاسر دنیا به فروش رسید. پرایزنر درباره طیف گسترده مخاطبانش اظهار می كند: «آنها خیلی برایم مهمند. تصور نمی كردم مرثیه ای... كه یك اثر مشكل و دیرفهم است و كمترین ارتباطی با موسیقی پاپ و راك امروزی ندارد، جوانان را به خود جلب نماید. بچه های دوستانم عكس العمل بسیار مثبتی نسبت به این كار نشان دادند كه نمی توانم دلیلش را توضیح دهم».پرایزنر درباره سبك و نحوه كارش می گوید: «همیشه با خودم می گویم جوری موسیقی می سازم كه خودم از شنیدنش لذت ببرم. همیشه به ذائقه ام اطمینان كردم و هرگز از این اعتماد متضرر نشده ام. موسیقی من روی خط مرزی بین موسیقی كلاسیك و سینمایی قدم می زند. به ساختار تركیبی در موسیقی علاقه مندم. دوران موسیقی چند صدایی و پیچیده در قرن بیستم به پایان رسید. آنچه مانده كمی رمانتیسیسم ناب است و موسیقی ام از همین جا نشات می گیرد.اما مرثیه ای برای یك دوست درباره مرگ است یا زندگی؟ همه ما كسانی از عزیزانمان را از دست داده ایم. بالاخره همه روزی خواهیم مرد. كسی كه با وقار زندگی می كند، با وقار هم خواهد مرد. مرگ كیشلوفسكی در من خلایی پدید آورد كه با قسمت اول مرثیه ای... سعی كردم آن را جبران كنم. به مرگ خیلی فكر می كنم، چون زیاد دوروبرم می پلكد اما ازش نمی ترسم. اغلب كارهای ما با كیشلوفسكی درباره مرگ بود. درباره زندگی و مرگ. البته مرگ و زندگی دو مبحث متضادند. درباره مرگ همیشه فكر می كنم كه بالاخره این اتفاق خواهد افتاد و این سئوال برایم مطرح است: چگونه زندگی كنم كه مرگی با وقار داشته باشم؟ اما در مورد قسمت دوم مرثیه ای برای یك دوست. نام این قسمت زندگی است. داستانی درباره زندگی یا شاید درباره امید به زندگی. به شدت به زندگی امیدوارم و آرزویم این است كه همه به زندگی امیدوار باشند.» پرایزنر همچنان در زادگاهش كراكوف، آنجا كه ریشه هایش پا گرفته اند، زندگی می كند و به آهنگسازی ادامه می دهد. پی نوشت ها: ۱. Zbigniw Preisner ۲. Paganinni ۳. Sibelius ۴. Antoni Krauze ۵. Krzystof Kieslowski ۶. Agnieska Holland ۷. Vanden budenmayer ۸. Luis Malle ۹. Hector Babenco ۱۰. Krzystof Pieciewicz ۱۱. Jean Beckers ۱۲. Charles Sturridge
مازیار فكری ارشاد

وبگردی
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!