دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

سوره والفجر


سوره والفجر
سوره والفجر دارای ۳۰ آیه ، ۱۳۷ كلمه و۵۷۷ حرف است كه در نزول ، دهمین سوره بوده و در شهر مكه نازل شده است .
● قسمهای خداوند
الف) قسم به فجر :فجر مدت زمانی است كه احتمال این موارد را دارد; اول صبح یا سفیده صبح دوم ، به قول ابن عباس مراد تمام روز است و بنا به قول دیگر مراداول محرم است كه سال قمری از آن منفجرمی شود و یا اول ذی الحجه كه ابتدای لیالی عشر است .
ب) قسم به شبهای دهگانه : شبهای دهگانه ممكن است دهه ذی الحجه كه عرفه در آن است ، باشد و یا دهه محرم كه روز عاشورا در آن است ، یا دهه آخر رمضان كه شب قدر در آن است ، یا دهه میان ماه شعبان كه شب برات و میلاد حضرت خاتم الاوصیا(ص )ست
و یا ده شب كامل كننده میقات حضرت موسی درطور سیناست كه چهل شب شد. در خبر است روز اول ذی الحجه ولادت ابراهیم (ع) است كه در این روز به خلیل نام یافت و در همین روز توبه آدم قبول شد و در این روزابراهیم (ع) بنیاد خانه كعبه را نهاد، همچنین در این روز یا شش روز بعد پیامبر اسلام حضرت زهرا(س ) را به حضرت علی (ع) تزویج كرد.
ج) قسم به شفع و وتر: منظور از سوگند به جفت و طاق شاید مراد همه اشیا باشد كه به طور قطع از زوج یا فردبودن خالی نیست .
د) قسم به شب : <<سوگند به شب ، آن گاه كه بگذرد و منقضی شود و پی آمد آن روز ظاهر شود>>.خداوند فرمود: آیا در سوگند خوردن من به این امور سوگندی برای صاحب عقل است ؟این استفهام برای تقریر و تحقیق است . بدین معنی كه قسمهای گفته شده به جهت عظمت آنان برای صاحبان اندیشه به منظور تامل و تفكر كافی است و سپس جواب قسمهای خورده شده را درآیه ۱۳ می دهد كه می فرماید: <<به درستی كه پرودگار تو در كمین نشسته است و كسانی را كه كافرند یا از فرامین او سرپیچی می كنند در فرصت مناسب به كمین عدالت و عذاب گرفتار می سازد>>.
● برخورد با قوم عاد
خداوند خطاب به پیامبر (ص ) در كنایه و تهدیدبه كفار قریش می فرماید: <<آیا ندیدی (ندانستی )ای پیامبر كه پرودگار تو با قوم عاد چه كرد؟>> قوم عاد، قوم حضرت هود نبی (ع) بودند كه به نام پدرشان عاد نام گذاری شدند. عاد فرزندعوص ، فرزند آدم ، فرزند سام و فرزند نوح نبی (ع) است .قوم عاد صاحب سرزمینی به نام ارم بودند كه ستونهای سربه فلك كشیده داشت و از پیامبر(ص ) روایت است كه قوم عاد مردانی بودند بسیار بلندقامت و توانمند و در نزاعها سنگ های بزرگ را ازكوه جدا می كردند و علیه یكدیگر به كار می بردند. ارم شهر عادیان بود كه برجها و ستونهای رفیع داشت و مانند آن شهری بنا نشده بود. عاد دو پسرداشت به نامهای شدید و شداد كه هر دو به نوبت پادشاه قوم عاد شدند. هنگامی كه شدیددرگذشت شداد سلطنت را به دست گرفت و همه روسای قبایل دیگر را به اطاعت خویش واداشت و سرانجام ادعای خدایی كرد. فرستادگان خداوند و مومنان ، شداد را به ایمان به خداوند یكتا و بهشت ترغیب كردند.شداد پرسید: بهشت چیست ؟ رسولان پاسخ دادند بهشت مكانی پرنعمت و پرمیوه و دارای حور وقصور و ساختمانهای زیباست كه از طلا و نقره وسنگهای گران قیمت ساخته شده است . در آن جوی عسل و شیر و انواع شرابهای گوارا جاری است و... توصیفهای بی شمار دیگر كه درباره بهشت بیان شد. سپس شداد گفت : من می توانم مثل این اوصاف را بسازم ، پس چرا بندگی خدای شما را بكنم ؟ آن گاه دستور داد منطقه جغرافیایی خوش آب وهوایی را پیدا كنند و تمام سنگهای قیمتی را در ساختن بناهای آن شهر به كار بگیرند، اما وقتی كار ساختن شهر پایان یافت و شداد با تكبر و نخوت خواست وارد شهر شود عذاب الهی صادر شد وتمام قوم عاد را نابود ساخت و قبل از آن كه شداد به شهر افسانه ای ارم برسد هلاك شد و خداوند ازتاریخ قوم عاد برای رسولش یاد می كند تا كافران بدانند كه تمام كارها در دست خداوند است .
● برخورد با قوم ثمود
قوم ثمود مردمی بودند كه سنگها و كوهها را برای سكونت و تهیه مسكن می بریدند و نقل است هزاروهفتصد شهر بنا كردند و خداوند، صالح پیامبر(ص ) را برای هدایت آنان فرستاد، اما آنها از صالح (ع) پیروی نكردند و سرانجام عذاب برآنان نازل شد. خداوند در این باره می فرماید: <<آیا ندانستی كه پروردگار تو با قوم ثمود كه صخره ها را برای ساختن شهر می بریدند، چه كرد؟>>
● برخورد با فرعون
<<فرعون >> حاكم و فرمانروای مصر در قرآن به <<ذی الاوتاد>> توصیف شده است . علت چنین توصیفی از طرف حضرت باری تعالی وجوه مختلفی دارد، یكی از دلایل آن این است كه فرعون صاحب سپاه عظیمی بود و به هر جا كه اردو می زد خیمه های فراوانی را توسط میخ های متعدد بر زمین مستقر می ساخت ، و میخ همان <<وتد>> است كه جمع آن <<اوتاد>> می شود، و یا این كه فرعون دستور می داد مخالفان وی را با چهار میخ كردن به قتل رسانند و یا این كه با نوعی از مهره های میخی ، همانند شطرنج بازی می كرد.خداوند می فرماید: <<آیا ندانستی كه ما با ذی الاوتاد (فرعون ) چه برخوردی كردیم ؟ او وسپاهش را در نیل غرق كردیم >>.قوم ثمود و فرعونیان كسانی بودند كه درشهرها طغیان و فساد می كردند و در فسادزیاده روی داشتند، از این رو خداوند تازیانه عذاب را علیه آنان فرود آورد.نمونه ای از جنایت فرعون فرعون خزانه دار امینی داشت كه او را حزبیل می نامیدند، زن حزبیل آرایشگر دختر و همسرفرعون (آسیه دختر مزاحم ) بود و قرآن نیز ازمزاحم به عنوان مردی مومن از آل فرعون یادمی كند. روزی زن حزبیل به آرایش دختر فرعون مشغول بود كه شانه از دستش افتاد و گفت : كور بادآن كس كه به خدا كافر شد.دختر فرعون گفت : آیا پدر مرا می گویی ؟زن گفت : نه ، خدایی را می گویم كه پدر تو وآسمان و زمین و جمیع مخلوقات را آفریده است .
دختر فرعون عقیده زن آرایشگر را برای پدرفاش كرد و فرعون ، زن حزبیل را احضار كرد وگفت : اگر از گفته خود پشیمان نشوی ، تو را به بدترین عذاب گرفتار می سازم .آن زن مومنه گفت : من از ایمانم به خدای یكتا باز نمی گردم و تو هر چه می توانی بكن .فرعون دستور داد زن را چهار میخ برزمین كوفتند و دو پسرش به نام های مهین و كهین را احضار كردند. فرعون گفت : اگر از اعتقاد خودت برنگردی تو و پسرانت را می كشم .ولی مادر به توصیه فرزندان براعتقاد خود باقی ماند و فرعون آنان را كشت و این خبر به حزبیل خزانه دار رسید و او قصر فرعون را به سوی كوههای مصر ترك كرد. فرعون دو مامور به دنبال حزبیل فرستاد كه وی را در حال مناجات در كوه یافتند، در حالی كه حیوانات درنده به دور وی گرد آمده بودند و گزندی به او نمی رساندند. یكی از این دو مامور ایمان آورد و ماجرای معجزه وارحزبیل را برای فرعون نقل كرد. اما مامور دوم ایمان نیاورد و چیزی را تایید نكرد. آن گاه فرعون دستور داد مامور مومن را به چهار میخ بكشند و اورا بكشند.● عاقبت زن فرعون
آسیه ، دختر مزاحم و زن فرعون از برخوردظالمانه فرعون با آرایشگر سخت برآشفت وفرعون را سرزنش كرد و گفت : زن بی گناه را كه مدتها به ما خدمت كرده بود، هلاك كردی وفرزندانش را كشتی .فرعون گفت : آسیه ! تو دیوانه شده ای و حرف از خدای موهوم می زنی .آسیه پاسخ داد: من عاقلم و خدای تو و من وهمه عالم یكی است و او به تو این نعمت و قدرت را داده كه بر عالمیان حكومت می كنی در حالی كه اطاعت او را نمی كنی و سپاسگزار او نیستی .فرعون خشمگین شد و پدر و مادر آسیه را طلبید و گفت : همان دیوانگی كه به زن آرایشگرعارض شده بود، اكنون دچار آسیه شده است .پدر و مادر آسیه او را سرزنش كردند و گفتند: تو را چه شده است !؟آسیه گفت : دلم از ظلم فرعون پرشده است وروی به خالق آسمان و زمین آوردم و به وحدانیت او معتقد شدم . والدین او گفتند: خدای آسمان و زمین فرعون است . آسیه گفت : اگر راست می گوید بگوید برای من تاجی بسازد كه آفتاب در پیش آن و ماه در پس آن و ستاره ها گرداگرد آن باشند.والدین گفتند: چگونه فرعون چنین كند؟آسیه گفت : مگر فرعون خدا نیست !؟ پس هرچه خواهد می توند انجام دهد.آن گاه كه فرعون این گفتگو را شنید، دستورداد آسیه را به چهار میخ بكشند و در آن حال آسیه گفت : بارالها! برای من خانه ای در بهشت بساز.و بدینسان آسیه رخت از جهان بربست و به دیار باقی نزد پروردگار عالمیان شتافت .
● انسان در قبال خداوند
خداوند از انسان می خواهد كه او را پرستش كند و براساس خرسندی او رفتار و گفتارش را به ظهور رساند و اگر انسان تنها به دنیا بیندیشد و ازخداوند غافل بماند و آخرت را فراموش كند،حضرت باری تعالی نیز مترصد این است كه معصیت كاران را به سزای اعمالشان برساند. انسان در قبال خداوند دو موضع گیری دارد;اول آنگاه كه خداوند او را بیازماید و او را اكرام كند و سپس نعمت بسیار بدو بخشد، در این صورت انسان می گوید: پروردگار من ، مرا گرامی داشته است . و دوم آن كه خداوند انسان را مورد ابتلا وآزمایش قرار دهد، پس رزق او را تنگ سازد; دراین صورت انسان از روی ناشكیبایی به آفریدگارمی گوید: پروردگار من ، مرا خوار ساخته است .هرگز چنین نیست و هر دو تفكر انسان كه كرامت را به توانگری و فقر را به اهانت مربوط می داند،درست نیست .
ویژگی های انسانهای بدویژگی های انسان های بد در سوره والفجرشمرده شده است . آنان كسانی هستند كه یتیم را اكرام نمی كنند. یتیم به جهت آن كه در جامعه سرپرست ندارد،سخت مورد حمایت اسلام است و خداوند منان خورندگان مال یتیم را مورد نكوهش و عتاب قرارداده است ، به ویژه كسانی كه اموال یتیم در دست آنان است و موظف هستند نفقه یتیم را با آن اموال پرداخت كنند; چرا كه عادت كفار در عصرجاهلیت این بود كه یتیم را از مالی كه به طریق ارث بدو می رسید، محروم می ساختند.از ویژگی های دیگر انسانهای بد این است كه یكدیگر را برای اطعام مساكین تحریص و تشویق نمی كنند و خداوند خطاب به آنان می فرماید:<<شما تمام اموال و میراث را به طور جمعی می خورید و هیچ تفرقه و جداسازی بین اموال ایتام و غیر آنها و مال حلال و حرام نمی كنید. شما مال را بسیار فراوان دوست می دارید و بدان حرص و طمع دارید و اموال را به خاطر تكاثر آن دوست می دارید>>.
● رفتار خداوند و عاقبت كار
خداوند می فرماید: <<هرگز چنین نیست كه عاقبت و سرانجام خوبی كردن برای انسانها بد باشد. آن گاه كه زمین شكافته می شود و شكستنی بعد از شكستنی رخ می دهد و آیات و قدرت خداوند می آید و ظاهر می شود، و فرشتگان صف به صف برحسب مراتب و منزلت خود می آیند، ودر آن روز جهنم آورده می شود و انسان به یادمی آورد آن گناهانی را كه مرتكب شده است ;مثل اذیت دیگران یا خوردن مال یتیم و... اما ازكجا برای او یادآوری گناهان منفعت خواهدداشت ؟
و در آن روز انسان می گوید: ای كاش من عمل خیری را برای زندگانی در این عالم می فرستادم .پس در آن روز كسی عذاب نكند در دنیا مثل عذاب خدای بزرگ در آخرت ، و به بندنكشد مثل به بندكشاندن خدای ، گناهكاران را در آخرت ;چرا كه عذاب و وثاق خداوند اشد و اصعب ازعذاب و وثاق انسان است و كسانی كه احكام خداوند را هیچ می انگارند، نماز به پای نمی دارند، زكات نمی دهند، تفاخر و تكبر می كند.و مقام خود را به رخ دیگران می كشند و مردم را محروم و مستعضف می سازنند، یقین بدانند كه این زمان و این روزگار تمام شدنی است و انسان به تنهایی به سوی قبر می رود و خداوند را تنهاملاقات می كند. كسانی كه به خدا فكر نكردند و به مردم ظلم كردند یقین بدانند علاوه بر دنیا، درآخرت نیز سخت دچار عذاب خواهند شد.
● روایتی درباره لرزش زمین و دوزخ
ابوسعید خدری روایت می كند: هنگامی كه جبرئیل امین این آیات سوره والفجر را به محضر پیامبر(ص ) عرض كرد: <<كلا اذا دكت الارض دكا دكا و جاؤ ربك والملك صفا صفا و جئی یومئذ بجهنم یومئذ یتذكر الانسان و انی له الذكری >>، رنگ رخسار مبارك حضرت رسول (ص ) متغیر و حال ایشان پریشان شد و اصحاب در حالی كه مضطرب گشته بودند، جرات نداشتند از آن حضرت استفسار كنند، از این رو نزد امیرالمومنین علی (ع) آمدند و عرض كردند: ای اباالحسن ! رسول خدا (ص ) را حادثه ای عظیم روی نموده است و به همین جهت بسیار متغیر و مشوش شده اند. ما شرم داریم كه سبب این حال را بپرسیم . شما از حال قضیه تحقیق كنید.
حضرت امیر(ع) به محضر حضرت رسول (ص ) رسید و او را در برگرفت و بر كتفین وی بوسه زد و عرض كرد: ای رسول خدا! پدر و مادرم فدای تو باد. چه حادثه ای امروز واقع گشته كه چهره حضرت عالی را متغیر ساخته است ؟ حضرت رسول (ص ) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و آیات فوق را تلاوت كرد. آنگاه حضرت علی (ع) فرمود: چگونه دوزخ را بیاورند ؟ حضرت رسول (ص ) فرمود: <<هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار زمام ، دوزخ را به عرصات آورند و آنگاه اگر یك شعله آتشین از شررهای دوزخ بجهد، كه فرشتگان آن را دفع نكنند، همه اهل قیامت را بسوزاند و در آن حال من متعرض دوزخ شوم و جهنم به سخن درآید كه ای محمد! مرا با تو چه كار است ؟ حق تعالی گوشت تو را بر من حرام گردانیده است .
در آن حال وحشت و خوف ، هر كسی <<وای بر من >> می گوید و نمی داند كه چه بر سر او خواهد آمد؟ اما من به پروردگارم عرض می كنم : ای پروردگار من ! به فریاد امتم برس . و چون كافران آن حال را مشاهده كنند گذشته زندگی شان را روی زمین به یاد می آورند كه چگونه به سوی توحید و نبوت خوانده شدند و آنان نپذیرفتند، ولی چه سود كه چنین یادآوری در آن حال هیچ فایده ای برایشان ندارد>>.
● عاقبت مومنان
سپس خداوند در پایان سوره والفجر خطاب به نفوس مومنان می فرماید: <<ای نفس آرام گرفته به ذكر و یاد من ، و فارغ از غیر من ، كه شاكر نعمتها و صبور و بردبار در امتحانهای من بودی ، از سر اطمینان و یقین به سوی پروردگارت بازگرد; در حالی كه تو از پروردگارت راضی هستی و پروردگارت نیز از تو خشنود است . پس در زمره بندگان شایسته و عابدان من درآی و داخل بهشت من شو>>.
از عبدا... بن عمر روایت است كه چون انسان مومن ، مشرف بر موت شود، حق تعالی دو فرشته بفرستد تا ارمغانی از بهشت برای او بیاورند و به او بگویند: ای نفس آرمیده ، بیرون آی و راضی و مرضی با بوی خوش و ریحان الهی به سوی آسمان درآی .
و چون فرشتگان آسمان بشنوند، با خود گویند كه : <<نفس بنده مومنی را می آورند، درهای آسمان را به روی او بگشایید و بر وی صلوات دهید>>. و او را نزد عرش خدای برند و فرشتگان قابض روح وی ، خدای را سجده كنند و عرض كنند: بار خدایا! شما آگاهید كه این بنده ، مومن است و همیشه تو را پرستیده است .
حق تعالی به میكائیل ملك خطاب فرماید كه : این نفس را نزد نفوس مومنان ببر و قبرش را محل آسایش او قرار ده . آنگاه انسانی كه به عالم آخرت سفر كرد، چنان در قبر خود بیارآمد كه عروس در حجله فرح بخش و بهجت آفرین آرام گیرد.
● وقت نزول
صالح بن حسان می گوید: آیه آخر سوره والفجر هنگامی نازل شده است كه كفارحمزه بن عبدالمطلب را در احد شهید كردند وقول دیگر آن است كه این آیات درباره حبیب بن عدی نزول یافته است . آنگاه كه كفار مكه او را به دار كشیدند و روی او را به مدینه كردند، او به خداوند عرض كرد: بارالها! اگر مرا نزد تومنزلتی هست ، روی مرا به قبله كن . حق تعالی نیزروی او را به قبله گردانید و هیچ كس قدرت آن نداشت كه روی او را به جانب دیگر برگرداند... به هر شكل آیه به عموم خود باقی است و موردنزول نمی تواند مختص آن باشد.
● ثواب خواندن سوره والفجر
ابی بن كعب از پیامبر(ص ) روایت كرده است :هر كس این سوره را در شبهای دهگانه ذی الحجه بخواند، آمرزیده شود و هر كس در سایر روزها بخواند، برای او نوری در قیامت باشد. ابن فرقد از امام صادق (ع) نقل می كند كه حضرت فرمود: هر كس سوره والفجر را درنمازهای فرایض و نوافل بخواند، روز قیامت با امام حسین (ع) محشور شود و این سوره امام حسین (ع) است .


منبع : خانواده سبز

مطالب مرتبط

پاسخ‌هایی به قرآن‌ستیزان

پاسخ‌هایی به قرآن‌ستیزان
۱) مراد از قرآن‌ستیزان تجدد‌گرایان غرب‌گرای تأویل‌کننده قرآن در عصر جدید است. اینان چون از حد تأویل مجاز فراتر رفته و حقانیت و وحیانیت قرآن کریم و به همراه آن صحت نبوت پیامبر اسلام (ص) را زیر سوال برده، بلکه تا حد انکار این دو عقیده ضروری اسلامی پیش رفته‌اند، ناگزیر تعبیر و نامی مناسب‌تر از «قرآن‌ستیزان» برای آنان در فرصت کوتاه و مجال اندک‌ حاضر نداریم.
۲) این تجددگرایان که خود یا دیگران آنان را اصلاح‌گر دینی می‌شمارند به جای دفع شبهات یا رفع خرافات که در پیرامون و حوزه هر دینی خواه و ناخواه پدید می‌آید، اساس و اصول اعتقادی اسلامی را تحت عنوان نقد ادبی/ زبانشناسانه و روانشناسانه و جامعه‌شناسانه به کلی خدشه‌دار ساخته‌اند. در اینجا طبعاً پاسخ‌های کوتاه مطرح می‌گردد، پاسخ‌های مفصل‌تر را به مقالاتی که تحت عنوان «تحلیل‌ناپذیری وحی» و «اجتهاد در مقابل نص» هر دو در کتاب «فرصت سبز حیات» (چاپ نشر قطره، ۱۳۷۹) نیز کتابی که با عنوان همین مقاله در دست تحریر و تکمیل است احاله می‌دهیم.
۳) تأویل به تصریح خداوند در قرآن کریم (صریح‌تر از همه در آیه هفتم سوره آل‌عمران)، نه فقط روا بلکه در مواردی از آیات متشابهات واجب است. تعداد این گونه آیات به برآورد شادروان آیت‌الله محمدهادی معرفت در کتاب «التمهید» او در حدود ۲۰۰ مورد است. اما تأویل تجدید‌گرایان نه این آیات بلکه حقیقت و حقانیت و وحیانیت کل قرآن را به نحوی غیرمجاز و خارق اجماع و اعتقاد بیش از ۲ میلیارد مسلمان (در حدود یک میلیارد از مسلمانان در طی ۱۴ قرن تاریخ اسلام و بیش از یک میلیارد در جهان معاصر) انکار می‌کند، که خواهیم دید.
۴) سرسلسله این تجدید‌گرایان بی‌محابا سرسید احمدخان هندی (۱۸۱۷ - ۱۸۹۸م) است که تفسیر ناتمامی هم بر قرآن کریم نوشته است. او معتقد بود «نبوت یک ملکه طبیعی خاص، نظیر سایر قوای بشری است که به هنگام اقتضای وقت و محیط شکوفا می‌‌شود، چنانکه میوه و گل درختان به موقع خویش می‌شکفند و می‌رسند... به نظر او پیامبر(ص) وحی را مستقیماً از خداوند دریافت می‌کند. جبرئیل فی‌الواقع جلوه مجازی و کنایی قوه یا ملکه پیامبری است. به نظر او وحی چیزی نیست که از بیرون به پیامبر برسد، بلکه همانا فعالیت عقل الوهی در نفس و عقل قدسی بشری اوست... سید احمد‌خان برای تأیید این نظریه، به این واقعیت که قرآن نه یکباره بلکه به تدریج و تنجیم و اقتضای موقعیت بر پیامبر (ص) نازل شده استناد می‌کرد. وی معتقد بود که قوه نبوت بدون استثنا و تبعیض در همه انسانها هست، اگرچه ممکن است درجاتش فرق داشته باشد...» (تفسیر و تفاسیر جدید، نوشته بهاءالدین خرمشاهی، ۱۳۶۴، ص ۶۰). «سرسید احمد‌خان مدافع این نظر بود که باب اجتهاد باید به روی کسانی که صاحب صلاحیت‌اند باز باشد، چرا که از این طریق می‌توان مسایل مستحدث عرفی و شرعی را با رعایت شرایط زمانه بازاندیشی کرد و تفسیر و برداشت تازه‌ای از آنها به عمل آورد» (پیشین، ص ۶۲). ولی همین سید‌احمدخان در مقدمه تفسیرش می‌گوید: "و اما اینکه بعضی‌ها گفته‌اند که بر پیغمبر صرف معانی و مضامین قرآن القاء شده لیکن الفاظ و عبارات آن از خود آن حضرت است که در زبان عربی - که زبان خودش بوده - بیان فرموده است، من جداً با آن مخالف می‌باشم... شاه ولی‌الله (دهلوی) در زیر عوان تدلی می‌گوید که قرآن فقط مضامین و معانی آن به قلب پیغمبر نازل شده و بعد خودش آنها را در مقام تعلیم و تفهیم عباد، چون زبانش عربی بود، بدین عبارت و الفاظ بیان فرموده است. ولی این قول فاضل مشار‌الیه مخالف با نقل و عقل هر دو هست، چه اولاً در خود قرآن درج است که: «و انه لتنزیل من رب‌العالمین. نزل به الروح الامین. علی قلبک لتکون من‌المنذرین. بلسان عربی مبین" (سوره شعراء، ۱۹۲- ۱۹۴) و در مورد دیگر فرموده است که: «انا انزلنا قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون» (سوره یوسف، ایه ۳) و از این ظاهر و هویداست که نزول قرآن بر قلب آن حضرت در زبان عربی بوده است، نه اینکه صرف معانی بر وی القا شده و قوالب و الفاظ از خود آن حضرت باشد.» (پیشین، ص ۶۸).
سید‌جمال‌الدین اسد‌آبادی ردیه‌ای بر تفسیر و آراء سید‌احمد خان نوشته و می‌گوید«... [او] همت خود را بر این گماشته است که هر آیه‌ای که در آن ذکری از ملک و یا جن و یا روح‌الامین و یا وحی و یا جنت و یا نار [دوزخ] و یا معجزه‌ای از معجزات انبیا - علیهم‌السلام- می‌رود آن آیه را از ظاهر خود برآورده به تاویلات با رده زندیقهای قرون سابقه مسلمانان تاویل نماید...» (مقالات جمالیه، ص ۹۷ و بعد، منقول در «تفسیر و تفاسیر جدید»، پیشگفته، ص ۷۳) همو می‌نویسد که فرق سید‌احمدخان با زنادقه پیشین در این است که آنها دانشمند بودند، و او عامی است. و عجب تر این است که رتبه مقدسه الاهیه نبوت را به حد اصلاحگر فرود آورده است و می‌نویسد: «اینک [ای] نهلیست تأمل‌نما! اگر بی‌اعتقادی موجب ترقی امم می‌شد، می‌بایست که عرب‌های زمان جاهلیت در مدنیت گوی سبقت را ربوده باشند. چونکه ایشان غالبا رهسپار طریقه دهریه بودند...» (پیشین، ص ۷۳).
۵) سپس امین الخولی (۱۹۰۴_ ۱۹۶۹ م ) استاد دانشگاه قاهره و قرآن‌پژوه مصری با همکاری چند تن از همفکرانش مکتب تفسیری زبانشناسانه قرآن را پی‌ریزی کرد، و اگرچه آثار و آراء او، در عین نوظهوری، از ارتدکسی (مذهب اعتقادات رسمی) مسلمانی، چندان دور نشد، ولی با نقد ادبی بی‌پروا شاگردانی چون نصر حامد ابوزید پرورش داد.
۶) نصر حامد ابوزید (متولد ۱۹۴۳ م ) متفکر نواندیش و قرآن‌پژوه مصری، از نقد ادبی فراتر رفت و پا به عرصه نقد فلسفی، جامعه‌شناسانه، روانشناسانه و تاویل‌گرانه بی‌محابا نهاد و پاره‌ای از آرائ قرآن‌پژوهی کم‌سابقه و بی‌پروایش در سال‌های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ سبب جنجال بسیار در مصر و سرانجام صدور حکم ارتداد وی از سوی جامع و جامعه الازهر گردید. او قرآن را متنی تاریخی و فرهنگ‌مند و متأثر از زمانه و زمینه نزول تدریجی (۲۳ ساله) آن شمرد. و آن را متنی دانست که در همکنشی دوسویه هم از زمانه اثر می‌برد و هم بر آن اثر می‌گذارد: و ذهن و ضمیر پیامبر (ص) را در چنین تعاملی دخیل در شکل‌گیری قرآن کریم شمرد. (برای ملاحظه زندگینامه و پاره از آراء و آثار او یا درباره او نگاه کنید به مقاله‌ای ذیل نام او در «دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی»، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی).
۷) او همتایان و همفکران تندرو‌‌تری در جهان اسلام، نیز در میان تجدید‌گرایان اصلاح‌گرای ایران پیدا کرد نظیر محمد ارغون و حسن حنفی و دیگران، که ملغمه‌ای ناگوار و به شدت مخالف اعتقادات و ضروریات اسلامی درباره قرآن گفتند و نوشتند و می‌گویند و می‌نویسند. آراء اینان که کپیه‌برداری از اقوال خارق‌ اجماع سرسید احمد‌خان هندی و ابوزید است، تأویلات جسورانه و بی‌محابا و بی‌ در و پیکر و بی منطق و استدلال درباره وحی و نبوت است. اینان ۱) وحی را نه آسمانی، و قرآن را نه وحیانی (طبق اعتقاد رسمی اسلامی)، بلکه الهامی می‌دانند. آن را چیزی شبیه شعر و ۲) حضرت پیامبر (ص) را نه برگزیده خداوند، بلکه همانند شاعر و عارف می‌شمارند و می‌گویند او از شدت تقرب و اتصال با خداوند به مقامی رسیده بود که تقدس و قدسیت یافته بود. و لذا «صورت» [؟] وحی را از سوی خداوند به او الهام می شد و او در عین ارتباط با زمینه فرهنگی زمانه، به آن «محتوا» می‌داد.
اینان خود را نواعتزالی می‌شمارند. و در اوج بی‌پروایی می‌گویند پیامبر(ص) و وحی قرآن (به تعریف خودشان) درجاتی از خطاپذیری دارند. آری پیامبری را امری انسانی و خودخواسته و خودساخته و قرآن را فرآورد ذهن و زبان و ضمیر و زندگی او می‌شمارند.
۸) می‌گویند این حرفها در تاریخ اسلام سابقه دارد. و برای دست و پا کردن پشتیبان و پشتوانه، به نحوی مبهم و سطحی ادعا می‌کنند که بعضی از عرفا، مانند مولوی و معتزلیان هم همین حرف‌ها را زده‌اند. می‌گویند معتزله، همانند شیعه قائل به حادث بودن یا مخلوق بودن قرآن بوده‌اند، و شیعه هنوز هم بر این اعتقاد است. البته ظاهر حرف اخیر در اینکه معتزله و شیعه قرآن را حادث/ مخلوق می‌دانند درست است. اما باطن آن درست نیست که در ادامه بحث به این مسئله بیشتر می‌پردازیم.
۹) اما عارف عظیم‌الشأن و متفکر بزرگ مولانا جلال‌الدین بیش از هر شاعر و عارف و متفکر ایرانی و مسلمان، اعتقاد راست و درست درباره قرآن دارد. کتاب قرآن و مثنوی: فرهنگ‌واره تأثیر آیات قرآن در ادبیات مثنوی (تدوین سیامک مختاری - حافظ کل قرآن مجید- و بهاءالدین خرمشاهی (چاپ و تجدید چاپ شده از سوی نشر قطره) در حدود ۳ هزار آیه و عبارت قرآنی را که مولوی در مثنوی آنها را تضمین یا تلمیح و تلویح کرده است، نشان می‌دهد. در اینجا بدون مراجعه به منابع چند بیت از او را در تکریم و پاسداشت حریم حرمت قرآن، از حافظه نقل می‌کنم، بقیه را در آن کتاب می‌توان ملاحظه کرد:
گرچه قرآن از لب پیغمبر است
هرکه گوید حق نگفت آن کافرست
معنی قرآن ز قرآن پرس و بس
وز کسی کاتش زده‌ست اندر هوس
اینهمه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبدالله بود
[گفتنی است که مراد از شه/شاه در سراسر آثار عرفان/تصوف اسلامی فارسی حضرت حق است]
کرده‌ای تأویل حرف بکر را
خویش را تأویل کن نه ذکر را
و بیش از یکصد بیت با مضامین و راهبرد مشابه با این ابیات در مثنوی و همین تعداد در غزلیات او می‌توان یافت. در تعظیم و تکریم حضرت ختمی مرتبت(ص) هم چه بسیار حرف و بیش از یکهزار نقل و اشاره به حدیث دارد. این چه بهتانی است که به این بزرگمرد عرصه عرفان اسلامی می‌زنند؟
۱۰) اما مسئله حادث/ مخلوق بودن قرآن. «کلام» الهی از مهم‌ترین و دشوارترین مسائل در تاریخ ادیان الهی و اسلام است. اصلاً نظر به اهمیت این بحث بوده است که نام علم کلام را «کلام» گذاشته‌اند. اشعریان که بدنه اصلی تسنن را تشکیل می‌دهند معتقد بودند که کلام الله قدیم/ ازلی است و قائل به کلام نفسی یا تسامحاً درون ذاتی برای خداوند شدند. معتزله و شیعه -به ویژه شیعه امامیه- اعتقاد دارند که کلام، مثل خلاقیت و رزاقیت صفت فعل خداوند است. شرح و بسط و استدلال‌ها و نظرهای گوناگون در این مسئله دامن‌گستر را به کتابی که در همین زمینه (پاسخ به قرآن‌ستیزان) در دست تحریر است احاله می‌دهیم. اما توضیحاتی که کامل و نهایی نیست در اینجا عرضه می‌شود. مشکل از ناتوانی در درک آیه‌های از آیات متشابهه قرآن آغاز می‌شود: «بل هو قرآن مجید. فی لوح محفوظ» (حق این است که آن قرآن مجید است؛ در لوحی محفوظ- سوره بروج/۸۵، آیات ۲۱-۲۲) همچنین «انه لقرآن کریم. فی کتاب مکنون. لایمسه الاالمطهرون. تنزیل من رب العالمین. افبهذا الحدیث انتم تدهنون. و تجعلون رزقکم انکم تکذبون...» (آن قرانی کریم است. در کتابی نهفته جز پاکان به [طهارت توحیدی، به درک و دریافت] آن دسترسی ندارند. فرو فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیان است. آیا شما در کار این سخن سستی می‌ورزید؟ و سپس روزیتان را چنان کرده‌اید که آن را انکار می‌کنید- سوره حدید/۵۷ آیات ۷۷ تا ۸۲) آنچه باید به یاد داشته باشیم که برای ادامه بحث ضروری است و از این آیات برمی‌‌آید این است که قرآن در لوحی محفوظ یا کتابی نهفته است سپس از سوی خداوند همان متن به صورت یکباره (انا انزلناه فی لیلة القدر) و سپس تدریجاً نزول و تنزیل می‌یابد.
گفتنی است که آیه دیگری اصل قرآن را در «ام الکتاب» اعلام داشته است: «و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم» (و آن [قرآن] حکمت‌آمیز و بلندمرتبه است و در ام الکتاب در نزد ماست- سوره زخرف/۴۳ آیه ۳) علاوه بر اینها «کتاب مبین» ‌هم که چندبار (انعام،۵۹؛هود، ۶؛ نمل، ا، ۷۵، سبا،۳) در قرآن کریم به آن اشاره شد به همین معنی است.
بسیاری از مفسران و متکلمان شیعه «ام الکتاب» / «لوح محفوظ» / «کتاب مبین» را علم الهی دانسته‌اند. حال این معضل پیش می‌آید که قرآن در این صورت هم قدیم است و هم حادث، ولی پاسخ به این معضل همانا قبول این متناقض‌نماست. این بنده با تلفیق آرا، معتزله/شیعه و اشاعره به این راه حل رسیده‌ام که قرآن را می توان از دو منظر یا وجه شناخت. جنبه یلی الحقی (خدا-سویی) آن که علم الهی یا در علم الهی است مثل سایر صفات ذاتی خداوند در نزد خداوند است و سپس که در زمان و مکان توسط فرشته امین وحی= روح الامین / جبرئیل به قلب (ذهن/قوای دراکه مهبط وحی حضرت محمدمصطفی (ص)) اجمالاً (انا انزلناه فی لیلة مبارکة دخان،۲ در لیلة القدر) و تفصیلاً در طی ۲۳ سال نزول یافت یا فرود آمد و درک و حفظ و شنیده و خوانده و نوشته شد، جنبه یلی الخلقی (پیامبر-سو) پیدا کرد.
اگر بگویند بسیاری سوأل‌ها یا رویدادها در همین زمان ۲۳ ساله پیش آمد که سپس با فاصله کم یا زیاد پاسخ یا حکم و حیانی آن نازل شد و این چگونه ممکن است؟ در پاسخ می‌گوییم همان سوأل‌ها و آگاهی از رویدادها همه و همه در علم الهی (ام‌الکتاب/ لوح محفوظ) وجود داشته و علم الهی چنانکه همه مسلمانان اذعان دارند، سابق بر "معلوم" است و زمان در نزد خداوند گذشته و حال و آینده ندارد. یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد.
آری مخلوق/حادث بودن قرآن به این معنی یا معانی مشابه آن است، نه برداشت سوسیولوژیستی (اصالت اجتماعی) که تجددگرایان خارق اجماع می‌گویند. یک تشبیه، بلاتشبیه قضیه را روشن‌تر می‌کند. یک شعر/غزل حافظ را درنظر بگیرید. تا زمانی که در ذهن اوست وجود ذهنی دارد، با صد دریا فاصله همچون قرآن یا سوره‌ای در ام الکتاب و دور از دسترس و شناخت، ارزیابی و حظ هنری و نقد و نقل و غیره است، اما چون حافظ آن را سرود و گفته و شنیده و خوانده و نوشته و نقل گردید، حادث است. حال بگذریم که خود شاعر در این تشبیه، حادث و مخلوق است. این را فقط برای تقریب به ذهن گفتیم. در نهایت اگر این نظر و تفسیر قبول خاص و عام پیدا نکند، هزار بار بهتر از تأویلات غیرقانونی و ضد شرعی این تجددگرایان است و تکلیف علمای قرآن‌شناس جامعه اسلامی این است که راه‌حل‌های مقبول دیگر پیدا کنند و تجددگرایان اندکشمار قرآن‌پژوه هم اگر می‌توانند به سهم خود کمک کنند، نه اینکه مشت بر سندان بزنند و بادپیمایی و افسانه‌سرایی کنند.
۱۱) تأویل این چند تن تجددگرای بی‌پروا، هرچه باشد از جنس «نظر» است و حکما گفته‌اند: «النظر کالخبر یحتمل الصدق و الکذب» (نظر مانند خبر است و احتمال دارد که درست و احتمال دارد که نادرست باشد). اینان جز صرف ادعا، هیچ گونه استدلال عقل و شرع‌پسندی ارائه نکرده‌اند.
۱۲) هر کس ادعایی می‌کند طبق قانون فقه/ حقوق اسلامی (بلکه جهانی) بر عهده اوست که «بینه» (دلیل) بیاورد. چنانکه این گفته امیرالمؤمنین علی (ع) در حکم قاعده مهمی در این حوزه درآمده است: «البینة علی المدعی و الیمین علی من انکر» (کسی که ادعای داشتن حقی می‌کند بر عهده اوست که دلیل بیاورد، و اگر نیاورد برای طرف دیگر با سوگند یاد کردن او، حق ثابت می‌شود).
۱۳) آری قرآن پرورده و پرداخته هیچ فرهنگ و تمدنی نیست، اما همچنان به شهادت تاریخ پرورنده فرهنگ و تمدن عظیم اسلامی است.
۱۴) این گروه اندک‌شمار تجددگرایان قرآن‌نشناس و خارق اجماع، حتی به قیمت آلوده شدن به ارتداد (برگشت/خارج شدن از اسلام) این تأویلات بنیان کن را که مشکل افزاست نه مشکل گشا، بر هم بافته‌اند. به امید حل کدام مشکل، این همه مشکل در میان آورده اند؟ مسلمان نبودن ابتدایی برای کسی گناه نیست. اما ادعای مسلمانی، به قاعده «اخذ به شئ اخذ به لوازم آن است»، با این پراکنده‌گویی‌های ضد اصول و ضروریات اسلام، جمع نمی شود. این تأویلات غیرقانونی، بلکه قانون شکن، از مقوله تأویل «بما لایرضی صاحبه» (مخالف نظر صاحب قرآن) است. اینان به وفق گفته ای از اونامونو، فیلسوف و متکلم بزرگ معاصر اسپانیایی: برای قطع تب، ریشه حیات انسان را قطع می‌کنند.
۱۵) مسیحیت که اسلام را رقیب خود می‌‌انگاشته پس از جنگ‌های ۲۰۰ ساله صلیبی سرانجام به پیشنهاد پاپ وقت، شورای واتیکان در سال ۱۹۶۵ اسلام را دین الهی شمرده است. از سوی دیگر بعضی از فرقه‌های منشعب از اسلام، که علمای مسلمان آنها را خارج از اسلام اعلام کرده اند همچون فرقه احمدیه/ قادیانیه و دیگرها، هنوز همچنان قرآن را وحیانی می شمارند و به آن استناد می‌کنند و ترجمه‌های گاه بسیار درست و دقیق بی یک کلمه افزود و کاست از قرآن به زبان‌های انگلیسی و اروپایی دیگر و فارسی عرضه می‌دارند. از سوی دیگر گروه‌های اصولگرایی در عالم مسیحیت پیدا شده‌اند که کتاب مقدس (Bible) را که کتاب مقدس یهیودیت و مسیحیت است و حتی بزرگترین علمای دین پژوه و روحانیان بزرگ مسیحی آن را عیناً وحی نمی‌دانند، عیناً وحی تلقی کرده‌اند. آری در چنین شرایطی، زیر سوال بردن و خدشه‌دار کردن حقانیت پیامبر اسلام (ص) و وحیانیت قرآن، چه سودی دارد، یا چه مشکلی حل می کند؟ کاری که نه فقط بی فایده است بلکه ده‌ها توالی فاسد دارد و به منزله "یکی بر سر شاخ بن می برید" است.
۱۶)سخن ما قبل آخر اینکه قبل از آغاز نوشتن این مقاله، وقتی قرآن کریم را برای خواندن ۲ صفحه روزانه از آن باز کردم چنین آمد: «بی‌گمان کسانی که قرآن را چون بر آنان نازل شد انکار می‌کنند [از ما پوشیده و پنهان نیستند] و آن کتابی است گرامی که در اکنون یا آینده‌اش باطل در آن راه نمی‌یابد؛ فرو فرستاده‌ای از سوی [خداوند] فرزانه ستوده است... بگو اندیشه کنید اگر [قرآن] از سوی خدا باشد سپس شما منکرش شوید دیگر چه کسی از کسی که چنین ستیزه دور و درازی دارد گمراه‌تر خواهد بود؟» (فصلت، آیات ۴۱، ۴۲ و ۵۲) ارزش برهانی آیه اخیر در رساله مطرح خواهد شد.
آیه‌ای که اخیراً نقل کردیم (فصلت، ۵۲) مبنای برهان شرط‌بندی/ شرطیه معروف پاسکال است
(برای شرح و بسط بیشتر نگاه کنید به شرط‌بندی پاسکال در کتاب «سیر بی‌سلوک»، ناهید، چاپ سوم ۱۳۷۶).
ممکن است تجددگرایان تندرو به ما بگویند مگر شما علم دارید که قرآن وحیانی است و پیامبر (ص) از سوی خداوند برانگیخته شده است؟ در پاسخ می‌گوییم غیر از تمسک به «قاعده لطف» علم استدلالی نداریم. ما ابتدا از این امر آگاهی و اطلاع اجمالی یافته‌ایم، سپس طبق قرائن و امارات صدقش به آن ایمان آورده‌ایم. و هر ایمانی متعلق به هر انسانی در واقع و طبق تعریف و نیز قول مکرر قرآن، «ایمان به غیب» است (چون عکسش درست نیست و ایمان به مشهود برابر با علم است). اما شما (تجدد گرایان) نه علم دارید، نه ایمان (یعنی ایمان بر وفق ارتدکسی اسلامی) و به قول حافظ:
گو برو و آستین به خون جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
نیز به گفته او:
تو کز سرای طبیعت نمی‌روی بیرون
کجا به کوی حقیقت گذر توانی کرد
آری ایمان تنها راه است، و در حد طاقت بشری است این مسئله علم بردار نیست و آنچه تاکنون مدعیان تجدد و تأویل‌گرای قدیم و جدید به دست داده‌اند نه علمی است نه منطقی، نه ایمانی.
مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد (حافظ).

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند