سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶ / Tuesday, 20 February, 2018

تا تو با منی


تا تو با منی
نوشتن در مورد سایه بزرگ ترین شاعر غزل سرا و شعر نو ایران كاری است بس دشوار. یك عمر زندگی اجتماعی و سیاسی پربار در كنار حوادث ناگوار تاریخ معاصر كشورمان، خونباری این رودخانه عظیم زندگی از سال های نوجوانی، یاس ها و امیدها و در یك كلمه ناهمواری و نابرابری و بی عدالتی همه و همه لیاقتی را می طلبد كه سایه و دیگر متفكرین متعهد این مرز و بوم را به قهرمانان ملی تبدیل كرده است. ماندن و روشن نگاه داشتن چراغ زندگی حاصل تمامی تلاش های این عزیزان بود و سایه را بحق می توان یكی از ستون های پرفروغ این روشنایی دانست. مردی كه جز خدمت به خلق و رشد كشور كاری نداشت و خود می گوید:
«تا تو با منی زمانه با من است
بخت و كام صد جوانه با من است»
اما تنها انسان عاشق كه غرورهای كاذب و منیت های فردی در عرصه خدمت را كنار گذاشته قادر به انجام این همه كار و وظیفه انسانی است. نه افرادی كه با شتابی تخریبی می آیند و می روند و در نهایت در گوشه عزلت می مانند تا دستی برآید و آنها را دوباره به جریان عظیم رودخانه خداوندی سوق دهد.
ابتهاج عزیز را كه من عاشقانه می ستایم و دوستش دارم در رشد من بزرگ ترین تاثیر را داشته و من خوشبختانه این شانس بزرگ را داشتم تا در آغوش پرمهر این عزیزان نفس های حق طلب آنها را به جان دریافت دارم. برای من هرگز مهم نبود كه ایده ها و نگرش این دوستان و دیگر اندیشه ورزان در كجای فصل های ارزش گذاری شده یا نشده قرار می گرفت، برای من مهم این بود كه چقدر این متفكرین عاشق تر، خدمتگزارتر و صادق تر بودند.
خوشبختانه من این افتخار بزرگ را داشتم كه در نوجوانی با كسانی همزیستی كنم كه دردها و رنج ها و توانایی ها را تجربه كرده بودند و همیشه به من درس هایی داده اند كه دیروز را بشناسم و امروز را زندگی كنم و فردا را حقیقی تر تصویر نمایم. من سایه را در پیوند شعر و موسیقی یافتم، نه در سایه سیاست و حزب و نه در مدار پراقتدار زور و سرمایه، خیلی اتفاقی من با ایشان آشنا شدم و بنا به ضرورت، برخلاف میل باطنی ام به پیشنهاد شادروان جواد معروفی كه به من یك ترم درس آهنگسازی در فرم های ایرانی یاد می داد به رادیو ایران میدان ارگ رفتم. آلودگی فضای بیمار روابط بین نوازندگان، به خصوص خوانندگان و سكانداران رادیو به عنوان بزرگ ترین مركز تبلیغات رژیم تحمیق كننده مردم پای مرا به این محیط بریده بود اما هنگامی كه استادی مرا به سویی سوق می دهد حتماً حكمتی در آن است كه باید به جان پذیرفت، آن هم استاد والایی همچون جواد معروفی كه پدری چون استاد كامل موسی معروفی داشت.
روزی را كه به رادیو رفتم هرگز فراموش نمی كنم. آن زمان ایشان مسئول موسیقی گل ها بودند و من از برنامه های گل ها و تغییراتی كه در آن شده بود نه لذت می بردم و نه كیفیت موسیقایی تولیدات از ارزش هنری كه حداقل من به آن عادت داشتم برخوردار بود. برنامه ها بیشتر ساز و آواز شده بود و گردونه كار به دست ویولن ها و سنتورهای آنچنانی بود و در لابه لای آن برنامه های بسیار خوب نیز گاهی تولید می شد كه ماندگار و ارزشمند بود.
شعر برنامه های گل های زمان سایه بسیار پربارتر شده بود و گویندگان شعر اشعار را با معنی و تاكید درست تری می خواندند و در قیاس با برنامه های گل های دوره مرحوم پیرنیا كه بیشتر اشعار عرفانی بود، سایه به شعرهای اجتماعی تر توجه بیشتری می نمود. هنگامی كه از سایه علت كم بضاعتی موسیقی را پرس وجو شدم، ایشان فرمودند كه : «هنگامی كه من مسئول برنامه گل ها شدم بیشتر موسیقیدانان و بخشی از مدیران وقت سر مخالفت و ناسازگاری را شروع كردند و می توان گفت كار با من را به نوعی منع نموده بودند و من به ناچار طرح ارائه برنامه های گل ها را عوض كردم تا كار تولید موسیقی متوقف نشود!»
باید اشاره كنم كه این تغییر مدیریت مصادف بود با ادغام رادیو كه تحت مدیریت سیاسی وزارت اطلاعات انجام وظیفه می كرد كه با تلویزیون قطبی كه خود به عنوان مهندس متخصص ابتدا در بندر عباس (بنا به ضرورت سیاسی) آن را با توانایی تخصصی خود راه انداخته بود، ادغام گردید. ادغام رادیو و تلویزیون كه سكاندار آن از شرافت كاری و حرفه ای برخوردار بود، همه چهره موسیقی و همه چهره برنامه های فردی و هنری را نسبتاً تغییر داد كه اگر بخواهیم منصفانه برخورد كنیم من همواره گفته ام كه اگر رژیم گذشته تعداد بیشتری مانند قطبی ها داشت سیر حوادث تاریخ معاصر ایران به خصوص بعد از انقلاب بهتر و ارزشمندتر رقم می خورد.
هنوز بعد از سال ها رادیو و تلویزیون از نظر فنی، اداری با همه نارسایی ها و بلاهایی كه مدیران گذشته بر سر آن آورده اند در عرصه تكنولوژی تصویری و صوتی با زحماتی كه مسئولان و گردانندگان كنونی در این سالیان كشیده اند بهتر از بقیه سازمان ها كار می كند.
به هر حال ه.الف. سایه در چارچوب ادغام رادیو و تلویزیون این مسئولیت خطیر را پذیرفته بود. آن روز كه به دیدن ایشان به رادیو رفتم خیلی عبوس اما محترم ورود مرا استقبال كرد، فریدون شهبازیان روی صندلی پیانو نشسته بود. من اظهار داشتم كه آقای معروفی از من خواهش كردند كه به دیدن شما بیایم تا راجع به تصنیف «بمیرید، بمیرید» مولانا صحبت كنیم.
محافظه كاری و هوشیاری سیاسی ایشان در یك لحظه مرا شوك كرد كه بعدها متوجه شدم كه این اخلاق ذاتی اوست. پس از سئوالاتی كه ایشان از من نمودند او را انسانی مستحكم، دقیق و با وسواس دیدم و این نقطه امیدی بود كه دل مرا در جهت كار با ایشان محكم نمود. طی ضبط این تصنیف كه خواننده ای آن را می خواند دوستی و الفت ما محكم تر شد و این گونه رابطه ما شروع شد و پس از گذشت حدوداً ۳۰ سال است كه ادامه دارد به قول حافظ:
«از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یك عهد و یك میثاق بود»
چرا اهمیت سایه در مدیریت موسیقی رادیو ایران این گونه پررنگ و تاثیرگذار شد؟ با اینكه بعضی از موسیقی نوازان رادیویی بر این باورند كه سایه بخش تولید رادیو را «شجریان خانه» نموده بود و تقریباً ۷۰ درصد برنامه ها را به عهده این هنرمند گرامی می گذارد و این خود رنجی در دل بعضی از همكاران آن زمان ایجاد نموده بود اما سایه این كار را آگاهانه انجام می داد چرا كه می اندیشید شجریان پرچمدار موسیقی ای خواهد شد كه ما امروزه بدان موسیقی هنری دستگاهی یا رسمی خطاب می كنیم.
متاسفانه در شرایطی كه موسیقی رادیو داشت تغییر بنیادی می كرد و می رفت، تا با حضور این خواننده زحمت كش رونق جاودانه تری پیدا كند، ایشان سر ناسازگاری گذاشت و به خاطر ازدیاد دستمزد مالی كه به تازگی با تلاش سایه افزایش غیرمترقبه یافته بود همكاری با واحد موسیقی را تقریباً متوقف كرد و گه گاه در برنامه های ویژه مخصوص شركت می جست. سایه با افزایش تولیدات در بخش موسیقی اركستری و سنتی و به خصوص تهیه برنامه «گلچین هفته» در فاصله چند سال اثر زیادی در روند پیشرفت موسیقی گذارد.
چند روز قبل از اینكه پست مدیریت تولید موسیقی را قبول كنند با من صحبت كردند و فرمودند اگر شماها كمك كنید این مسئولیت می تواند به پیشرفت موسیقی ایرانی از هر دست كمك شایانی نماید. من نیز این قول را به ایشان دادم و با تشكیل گروه شیدا و بازسازی آثار قدما و نزدیك نمودن استاد نورعلی برومند و استاد عبدالله دوامی به ایشان سرفصل جدیدی برای این گونه از موسیقی ها هم فراهم آمد كه انقلاب، تداوم این حركت را به سمت نوع دیگری از موسیقی تغییر داد. با آمدن من به رادیو و تشكیل گروه شیدا و كار ممتد، ابتدا علیزاده و سپس مشكاتیان و شكارچی از مركز حفظ و اشاعه كه دیگر بدان مركز حبس و افاده موسیقی لقب داده بودند استعفا كرده و به رادیو آمدند و گروه عارف را تاسیس كردند و این گونه تیم كاری ما در این نوع از موسیقی كامل تر شد كه همه این اتفاقات بی نظیر تحت سیاست های فرهنگی مدیر تولید موسیقی یعنی سایه رخ می داد.
شجریان یكه تاز آواز ایران، ناظری امید آینده این هنر به همراه خانم اخوان، سیما بینا، رضوی سروستانی و استاد بی بدیل تنبك ناصرخان فرهنگ فر به همراه اعضای عاشق گروه شیدا و عارف تركیبی را به سرپرستی امیرهوشنگ ابتهاج (سایه) فراهم آوردند كه می توانست یا بهتر بگویم توانست حداقل تا سال های شصت سكاندار حركت مترقی موسیقی گردد. مدیریت، احترام به موسیقیدانان، نگرش اجتماعی، علو طبع و منش خانوادگی ابتهاج به ما كمك كرد تا از سامان و دقت بیشتری برخوردار شویم. سایه همچون پدری است كه همه ما را به هم متصل می كند و از آن زمان كه این نقش را بنا به ضرورت هایی از دست داد این دو گروه از هم پاشیده شدند.
اگرچه در مراحلی ایشان تلاش كرد تا چاووشیان اولیه را سرجمع نموده و تشویق به كار كند اما جلای وطن دو یار دبستانی (من و حسین علیزاده) و مركزیت دستگاه سپر اقتدار، شجریان به همراه پرویز مشكاتیان كه بستگی فامیلی هم پیدا كرده بودند و تشكیل گروه كامكارها كه بیشترشان عضو چاووش بودند، عوامل تعیین كننده عدم تداوم دو گروه شیدا و عارف شد. دلسوزی آنگاه كه خرد نقش روشنی دارد می تواند به هر جریان هنری و فرهنگی كمك شایانی بنماید. با اینكه سایه در آن زمان به عنوان مدیر كارگزینی سیمان تهران از حقوق و مزایای زیادی برخوردار بود اما به خاطر عشق به موسیقی آن را رها كرد و دلسوزانه و پر كار موسیقی را كه در كشتی نسبتاً كهنه ای در امواج اجتماعی سرگردان بود به ساحل مطمئنی هدایت كرد. پنج سال فعالیت ممتد یعنی از سال ۵۳ تا ۵۷ زمان كوتاهی بود اما گروه كاری واحد تولید موسیقی با بودن هنرمندانی مانند فرهاد فخرالدینی، فریدون شهبازیان، شادروان فریدون مشیری كه بیشتر برنامه های گلچین هفته را با سایه به نظم در می آورد و همچنین با حضور صدابردارانی چون جهان فرد، حقیقی، امینی، فخیمی و عسگری و به دنبالش شورای شعر، با وجود شاعرانی بزرگ همچون سیمین بهبهانی و موسیقیدانان ارزنده شورای موسیقی مانند حنانه، تجویدی، ملاح و دیگر همكاران اداری، جریانی را هدایت كردند كه تا به امروز هنوز خاطره آن دوره فوق العاده بوده و هست. بعد از انقلاب ۵۷ نیز سایه و تیم هجده نفره موسیقی موج نو رادیو، چاووش را به وجود آوردند و باز نقش خردمندانه و انسانی و مدیریت دوستانه ایشان توانست به وحدت همه ما كمك كند كه متاسفانه این جریان سازنده به دلایل واهی و بیشتر عامه پسندانه ضربه دید و بسته شد و این گونه همه مرغان هم آوا پراكنده شدند.
سایه هر روز غریب تر و دل شكسته تر شد و در مقابل درخت ارغوان حیاط خانه اش كه بیش از چند متر با ایوان خانه فاصله نداشت سال ها در انتظار نشست. در شعری كه به پاس دوستی و عشق مان به بهانه من سروده می گوید:
«چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه می گویم كه غریب است دلم در وطنم»
خوشبختانه با تغییرات اجتماعی و باز شدن فضای هنری و فرهنگی پس از خاتمه جنگ ویرانگر عراق با ایران، سایه نیز در زمینه كارهای تخصصی خود فعال تر شد و در مشاوره های خصوصی و گاهی اداری در رابطه با موسیقی، نقش پررنگ تری یافت. من متاسفم كه خیلی از این عزیزان و هنرمندان توانمند ما نتوانستند با حداكثر ظرفیت و آرامش فكری و روحی كارشان را تداوم دهند. سختی ها و گاهی بی مهری ها چنان روح هنرمند را آغشته درد می كند كه توان و قدرت انجام و پایان را از او می گیرد.
به نظر امروز افراد بیشتری در حكومت متوجه این نارسایی های فرساینده شده اند و امیدوارم این نظر درست باشد و متفكران هنرمند و كلیه اندیشه ورزان و دلسو زان به كشور ایران از هر گروه بتوانند در چارچوب ملیت، عشق به حفظ تمامیت ارضی ایران عزیز نقش و جایگاه درست تری بیابند. امروزه اگر افسردگی كه جان هنرمندان خالق را گرفته و كارهای خلاقه در ماشین اماها و احتیاط ها گیر كرده بتواند به حركت در آید مجدداً كارستانی می شود. هنرمند نمی تواند به خاطر كاغذ بازی ها و امور بوروكراتیك (سلسله مراتب اداری) گرفتار آید. بیشتر تهیه كنندگان موسیقی یا كنار رفته اند یا ورشكست شده اند و موسیقی نوازان نیز خود به تنهایی نمی توانند سرمایه گذاری شخصی نمایند. به خصوص اینكه دیگر تاب و توانشان به حداقل كاهش یافته. اگر در نظامی هنرمندان كه هنرشان شور زندگی را به حركت می اندازد و روان مردم را پالایش می دهند، افسرده و ناتوان شوند بدانید آسیب زیادی به نظام می خورد.
۲۸ سال درد و رنج ممتد فیل را از پای می اندازد. اگر امروز هنوز هستند هنرمندانی كه جانی دارند، از بقایای عشق باطنی و چشمه جوشان درونی آنها است و بس. تجربه هنری، ذوق، دانش و ده ها فاكتور پیدا و پنهان باید در عرصه تعلیم و زندگی به جوانان منتقل شود. اگر سایه ها نتوانند فن دانش شان را به جوانان منتقل كنند می دانید چه خواهد شد؟ خانه از ذوق خالی، روح و روان دچار بیماری و افسردگی و در یك كلام تداوم زندگی غیرقابل تحمل تر می شود و جامعه ای كه از نظر روانی دچار چنین بحران هایی می شود آینده روشنی را برای فرزندان خود رقم نمی زند. «بگذارید سایه ها حقیقت را دنبال كنند و بالاخره روزی فرا رسد كه بین مجاز و حقیقت همچون افق ظهر كویر فاصله ای نباشد و اتحاد معنی دوباره خود را بیابد.»

محمدرضا لطفی

منبع : ایران ملودی

مطالب مرتبط

بیوگرافی استاد عابدین پاپی


بیوگرافی استاد عابدین پاپی
عابدین پاپی درمورخ ۱/۳/۱۳۵۰ در شهرستان خرم آباد درمنطقه ای به نام وارک در جنوب شرقی خرم آباد لرستان دیده به جهان گشود. وتا سن ۷ سالگی در همین منطقه زیست . وی در سال ۱۳۵۸ به شهرستان خرم آباد مهاجرت کرد وتحصیلات خود را از اول ابتدایی تا مقطع دیپلم فرهنگ وادب در همین شهرستان گذراند و بعد از آن در سازمان حج و زیارت استان لرستان مشغول به کار شد و طولی نکشید که مسئول امور حجاج و زائرین استان شد و بعد از آن در سمت معاون حج استان انتخاب گردید و در سال ۱۳۷۸بعنوان متصدی تلفن خانه ستاد مکه عازم کشور عربستان شد و بعنوان بهترین کارمندحج سال ۱۳۸۷از سوی سازمان مرکزی برگزیده شد..وی از معدود شعرا و نویسندگان و روزنامه نگارانی است که نقش حادثه را در زندگی بسیار مهم می پندارد چه این که در مدت ۸ سال خویش را در جرگه این قبایل دیده است .
به گفته خویش پاپی فردی بوده که همیشه در کلاس درس به عنوان تنبل ترین دانش آموز از سوی معلم شناخته شده ولی هرگز در امتحانات نهایی نمرات پائینی را کسب نکرده و همیشه کارنامه قبولی خویش را دریافت داشته است. وی حوزه شعر و نوشتار و روزنامه نگاری را در مدت زمانی کوتاه شروع ولی راهی بلند را طی کرده است . به طوری که با نوشتن بیش از ۲۰۰۰مقاله و صدها شعر وقطعه ادبی در رسانه های جمعی و روزنامه های مردم سالاری ، عزت ، زمان ، راه مردم ، و هفته نامه های پیام گستر ، رایزن کرج ، پیام ، آسمان آبی ، صبح آزادی و غیره خود را به عنوان شاعری خوش ذوق و نویسنده ای توانا به جامعه معرفی کرد. ودر حوزه روزنامه نگاری نیز با اساتید بزرگ ایران چه در حوزه شعر و چه نثر گفت گو و مصاحبه داشته است که این مهم بر همه جامعه مبرهن است ولی با این همه تفاصیل جز کانون فرهنگی خانواده خویش از جایی نضج نگرفته است و این مهم را باید در باوری که باور شد به قلم همین نویسنده خواند.افزون بر اینکه وی هم اکنون نیز عضو انجمن روزنامه نگاران ایران و عضو انجمن اهل قلم لرستان می باشد. از دیگر فعالیت های این نویسنده نقد کتاب و نقد فیلم می باشد که می توان به نقد کتاب درخت درون از اکتاویوپاز شاعر مکزیکی تبار و بزرگترین شاعر قرن ۲۰، شعر سفر ایستگاه از دکتر امین پور ، همسایه تنهایی شامل شرح زندگی نامه و اشعار و هشت کتاب سهراب سپهری ، نقد دیدگاههای دکتر شفیعی کد کنی و سایر شعرای معاصر در مقاله ای به نام حرمت واژه در شعر ، نقد رمان بوف کور در مقاله ای به نام بوف کور شناخته ای ناشناخته ، نقد شخصیت و دیدگاه صادق هدایت در مقاله ای به نام هدایت و گره های یک راز ، نقد کتاب این خانه واژه های نسوزی دارد از استاد محمد علی بهمنی نقد دیوان پروین اعتصامی در مقاله ای به نام پروین آن سو تر از پروین ، نقد کتاب فربه تر از ایدئولوژی در مقاله ای به نام فربه تر از ایدئولوژی یا ایدئولوژی تر از فربه ، نقد کتاب دستور زبان عشق از دکتر قیصر امین پور ، نقدی بر دیدگاه دانشمند معروف مارتین هایدگر ، نقدی بر نادانی از دیدگاه بودیسم ، نقدی بر کتاب دارکوب از زهرا شاهرخی نویسده و رمان نویس نقدی بر کتاب دمی با طیران آدمیت ( مهمترین کتاب آموزشی دانشگاه تهران ) از دکتر اسماعیل حاکمی استاد دانشگاه تهران ، نگرشی با حوزه شعر که کاری انتقادی و البته بیشتر تعلیمی و تشریحی است و دهها نقدی دیگر که در این مقوله نمی گنجد . استاد پاپی در حوزه نقد فیلم نیز فیلمهایی چون فرزند خاک ، سریال اغما ، و مرد هزار چهره و غیره را نقد کرده که فیلم فرزند خاک در مقاله ای به نام نگاهی منتقدانه به فیلم فرزند خاک در روزنامه ی مردم سالاری به چاپ رسانده است که مورد استقبال چشمگیر سایت های سینما و تئاتر و مردم قرار گرفته است . پاپی از معدود نویسندگانی به شمار می رود که اندیشه های آن در حوزه شعر و نوشتار جهان وطن است چه این که آوای قلم او در عر صه های فرا منطقه ای پر آوازه است . و از غرایب این شاعر و نویسنده حوزه مطالعه است که ایشان مطالعه را به دو نوع تقسیم میکند یکی مطالعه بیرونی و آن دگر درونی که مطالعه بیرونی را مقدمه ای در جهت رسیدن به مطالعه درونی میپندارد . بطوریکه مطالعه این شاعر ونویسنده در حوزه درونی همیشه با آن است و در حوزه بیرونی نیز هرگز پایین تر از ۱۲ ساعت نبوده است . پاپی علاوه بر نگارش مقالاتی سیاسی ، اجتماعی ، ادبی ، فرهنگی ، روانشناسی و... و نیز سرودن اشعاری نو و نشر آنها در روزنامه ها و هفته نامه هایی که ذکرآن رفت آثاری را نیز به نظم و نثر تالیف و خلق کرده است که میتوان به :
۱) طلوعی در بستر غروب
۲) آینه مرداب
۳) غم اشک
۴) مرگ سبز
۵) فریاد خون
۶) ناز شعله
۷) تبسم طوفان
۸) شعور خاک
۹) صبح غروب
۱۰) گزیده اشعار (میوه احساس) انتشارات شریعت زاده تهران
که مجموعه های فوق در قالب موج نو و قطعه های ادبی سروده شده اند و آثار نثر آن عبارتست از :
۱) لرستان چرا این همه چرا ؟
۲) همسایه تنهایی
۳) حرف های غوره
۴) چشمه ای از سرچشمه
۵) آوای زلزله (رمان)
۶) آزادی های فربه
۷) برف گفته ها
۸) چشم انداز گردشگری ایران و جهان در دو مجلد
۹) نویسندگان ، شعرا و فلاسفه ایران و جهان
پاپی هم در نثر و هم در نظم معتقد است که باید به واژه ها میدان داد تا میدان تازی کنند . وانسان کامل را در هنرکسی می پندارد که همیشه نگاهش به خویش است و اکنون چند نمونه از اشعارش :
▪ نام من
نام من خنده ای است زنده/ خنده ای که بسان دلقکی همه را میخنداند / اما در شگفتم / که چرا وقتی میمیرم همه گریانند !؟
▪ محبت زمین
محبت زمین بالاتر از محبت مادر است /چه اینکه تا زنده ایم بر دوش آنیم / و چون میمیریم در آغوش آن
▪ از هر طرف
اینجا من نه ریشه در خاکم /و نه ریشه در خاک
از آلودگی پاک / و نه نامی از دردم / که ریشه در درد /چون ، از هر طرف که میخوانم درد است
▪گل بلوط ها
قلم بدست و دست به قلم
می نویسم و می نویسم
نوشته های نانوشته را
و نانوشته های نوشته را
تا که گذشته ام یابد سلامت حالی
و حالم نیز بداند
آری آری
بداند که از تبار اینده است
و بفهمد
بفهمد که در بود من
گر چه نخندید هیچ گریه ای
لیک
درنبودم گل بلوط ها
به رسم لری خواهند رقصید .
"غروبی متین "
می جویم نیافته های یافته را
چنان آینه هایی که نگار می کنند نگاری درهم تنیده را
بسان گذر گاهی باریک که اضطرابش
به دامنه ی یک پرتگاه است
رهسپار می شوم چنان مویه های بادی
که پرسه می زنند در چشم هامون
ای حضور پرشتاب
ساعات ملاقات نور کجاست ؟
که من با تن پوشی به رنگ خاک
در غروبی باهوش یابم حضور
هنوز نرسیده ام به راهروهای خریف
که از بازتاب زمستان زاده می شوم
می نویسم بر پیشانی صعود
دل شوره های هبوط را
و به اندازه ی سایه ای از تکرار افتاده
طلوعی از جنس لحظه های نقره ای را
چنان آرام آبی در کنار باران می کشم
تنها در یک دم می آ یم و میروم
همان لبخندی که از ریشه ی خاک درختی
بر می خیزد
و توفان را لهجه دار می کند
می جویم یافته های نیافته را
چنان اندیشه ای زمخت که از پر گویی
همه را به ستوه آورده
ای آسمان که در میان شب هایت می گذرم
از سایه ی روح چه خبر
در پهنای آن دره ی تنگ
میوه ی انار و خرما را می فروشند
و تو ای گل شاخه به دست
می روی تا بهره مند شوی ؟
ای دروازه های دره های مرگ
از پرتگاه دنیا آمده ام
بر قلبم سرگیجه ای از جنس پشیمانی
و در دل آرامشی که گویی
لهجه ی شما را فهمیده است
تو را می توان دید
همچنانکه ما به تماشاییم
می توان تورا شنید
چنانکه صدای پای مورچه را میتوان شنید
تو را می تواتن خواند
بسان خاکی که باران را می خواند
تو را می توان بوسید
مانند ماهی که بر لبان آسمان می زند بوسه
آری آری
این صبح زیرک که در من شد هویدا
غروبش متین است .

وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران - تهدید نیروی انتظامی توسط وحوش #دراویش، ساعتی قبل از جنایت تروریستی با اتوبوس:«فقط نیم ساعت وقت دارید تا باید بدون قید و شرط برادرمون رو آزاد کنید...»
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    ارقام را حذف کنید
    اعداد را از زندگی‌تان حذف کنید یادتان باشد قرض‌های شما و اعداد و ارقامی که کابوس زندگی‌تان شده است، شما را از شادمانی‌ها دور می‌کند و افکار مشوش و پریشانی را در ذهن‌تان برجای …