دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

معرفی اُرس فیشر؛ مالیخولیای اشیاء روزمره


معرفی اُرس فیشر؛ مالیخولیای اشیاء روزمره
کار اُرس فیشر به راحتی تن به طبقه‌بندی نمی‌دهد چرا که تمام انواع رسانه‌ها و منابع هنری را تجربه می‌کند. کار او شامل مجسمه، طراحی،‌ نقاشی، اینستالیشن، متن، عکاسی و فیلم می‌شود.
ژانرهایی که او انتخاب می‌کند طیف وسیعی را شامل می‌شود؛ از فرم‌های سنتیِ طبیعت بی‌جان‌ها، پرتره‌ها، منظره‌ها و فضاهای داخلی تا اشکال جدیدی هم‌چون اینستالیشن‌های متمایزی مثل «مادام فیشر» (۲۰۰۰-۱۹۹۹) که در آن کل کارگاه لندنش را به یک گالری منتقل کرد و رابطه بین هنر و زندگی را درهم شکست.
ما در زمانی زندگی می‌کنیم که تحت سلطه فرهنگ نافذ اطلاعات هستیم، جایی که در آن دنیاهای مجازی همان قدر حقیقی به نظر می‌رسند که خود حقیقت و حقیقت به کلاژی از اشیا، مکان‌ها، فکرها، داستان‌ها، رابطه‌ها، آداب، طبیعت، خرده فرهنگ، مهندسی ژنتیک،‌ طراحی، سیاست و فلسفه تبدیل شده که همه در کنار هم روی یک سطح تخت و بدون هیچ سلسله مراتبی چیده شده‌اند.
فیشر مطالعه‌ای را آغاز کرده که در گفتگوی دائم با این ساختارها، مواد و واقعیت‌های اجتماعی است. کار او بیش از آن‌که تحت تاثیر یک امضای هنری شخصی باشد، از جریان پیوسته‌ی سوالاتی که به ساختارهای هنری و روابط و شیوه‌های عمل مربوط می‌شوند، شکل گرفته است. در واقع امضای هنرمند به خاطر کیفیت خاص و منسجم رفتار دگرگون کننده و تغییر شکل دهنده او با مواد قابل تشخیص است. فیشر مخالف شیوه متمایز، مشخص و کم‌وبیش یکسانِ برخورد با چیزهای مختلف است. مطالعات او روی ساختارها، رابطه‌ها، ترکیب‌بندی‌ها و پیامدهای هم هنر و هم واقعیت، گفت‌وگویی باز و نامحدود است با طرح و نقشه‌ای نامحدود که با واکنش مخاطبین تقویت می‌شود و توسعه می‌یابد.
زنان زیبا، گربه‌ها، میزها، نیمکت‌ها، صندلی‌ها، گلدان‌ها، شمع‌ها، پاکت‌های سیگار، فندک‌ها، ظرف‌های میوه، سرویس چای و قهوه،‌ یخچال‌ها،‌ لیوان‌ها، قفسه‌ها، اشیا و سایه‌هایشان، صندلی‌ها و بدل‌های شکسته‌شان، اسکلت‌ها در موقعیت‌های خنده‌دار یا اروتیک، اشیا و مجسمه‌های گرفتار فرآیند فیزیکی یا مات‌ومبهوت و خشک و منجمد در سیلاب وصف ناپذیر مواد، عناصر دائمی کارهای او هستند. ناپایداری یکی و حضور دیگری. همه‌چیز در آثار فیشر دست‌خوش تغییرها و جهش‌های مادی و جوهری است. او همیشه رویکردهای جدیدی به فرم، مواد و محتوا پیدا می‌کند و آن‌ها را در معرض جریان بی‌پایان بازجویی و استحاله قرار می‌دهد: یک صندلی، یک دیوار، یک سر، یک سایه... چیست؟
در دستان فیشر این اشیاء آشنا معمولاً به چیزهای عجیب و غریب، مرموز و خیالی تغییر ماهیت می‌دهند. برای مثال «پی پوسیده» (۱۹۹۸) یک دیوار آجری بزرگ است که نشست می‌کند و از شکل می‌افتد چرا که پیِ آن میوه‌ها و سبزیجات در حال پوسیدن است. در Boffer Bix Kabinett‌ (۱۹۹۸)، اسباب و اثاثیه تیره رنگ با دست‌خط‌هایی که نقل قول‌هایی از قطعات درخشان فیلسوفانه است، پوشیده شده‌اند و سایه‌هایشان که روی دیوار افتاده با مربای گل سرخ دوباره نقاشی شده‌اند که تعداد اشیا حاضر را دو برابر می‌کند.
ایده‌ها، متن‌ها و سوالات، شعرها و تصاویر معمولاً روی سطح اشیا نگاشته یا سوپر ایمپوز می‌شوند تا ساختارهای سه بعدی را شکل دهند. در تعداد دیگری از کارها مثل «هنر تکه‌تکه شدن» (۱۹۹۸)‌ لیوان‌ها، طبقه‌ها، میزها، صندلی‌ها، تشک‌ها، ملحفه‌ها و اشیاء روزمره‌ی دیگر با شبکه سیاه و سفیدٍ مثلث‌بندی شده‌ای رنگ شده‌اند که ساختار توری شکل آن سطوح را در آن واحد هم شکل می‌دهد، هم محو می‌کند و سبب می‌شود که آن‌ها اَشکال کارتونی به نظر برسند.
علاوه بر اشیا و تصاویر که نقش قهرمان هایی را ایفا می‌کنند که در بافت دنیای هنری او زندگی می‌کنند، فیشر معمولاً موقعیت‌هایی را در فضا خلق می‌کند که فضاهای داخلی را از یک روایت بالقوه که در آن تمام اشکال تجسم و داستان‌سرایی را تجربه می‌کند، انتزاع کنند. اساس «دکتر کاتزلبرگ (نابودی تمدن)» (۱۹۹۹) سازماندهی مجدد شیوه بینایی ماست: گربه‌هایی که از سطوح منعکس شده ساخته می‌شوند، خودشان به‌طور مکرر و متنوعی در روند بی‌پایان شکست‌ها، بازتاب‌ها و تجزیه‌ها در فضاهای بازتابی منعکس می‌شوند. در کارهای او گربه همیشه نقش واسطه پیام را ایفا می‌کند: لمیده در سنایورهای خانگی یا مصرانه نشسته روی یخچال یا مقابل اجاق.
ماده تغییر شکل دهنده دیگری که در مورد علاقه اوست موم است که پیکرها، سرها و اشیا را با آن روکش می‌کند، مثل زنان شمعی در «چه می‌شود اگر تلفن زنگ بزند» که زیبایی و شخصیتی‌شان در جریان نمایشگاه ذوب می‌شود. در طراحی‌های بی‌شمارش از همه چیز بهره می‌برد، از نماهای داخلی بدن تا تصاویر تبلیغاتی. در (۲۰۰۰)‌ Jet Set Lady، طراحی‌هایش از درختی که با سرهم کردن الوارهای نخراشیده ساخته بود مثل میوه‌هایی فراوان آویزان شده بودند.
در «غشا (نیمی پر، نیمی خالی)» (۲۰۰۰) اتاق با ساختار سستی از قاب‌های چوبی تعریف شده است جسمیت آن فضایی خالی است که با پارچه قرمز بریده بریده شده‌ای آویخته شده؛ پارچه‌ای که انگار گرمایی شدید آن را ذوب کرده است.
بیانیه فیشر «خواستم موسیقی بشنوم اما از قبل داشت پخش می‌شد» بی‌هیچ تردیدی رابطه‌ی پیچیده و تناقض آمیز موضوع و محیطش را بیان می‌کند. آرزوها و امیال ما، نحوه رفتار ما، تصمیم‌هایمان و چگونگی عملی کردنشان، همه این‌ها را مجموعه‌ای از علت‌ و معلول‌ها تعیین می‌کنند که هرگز نمی‌توانیم آن‌ها را کاملاً درک کنیم.
کار ارس فیشر جهانی را آشکار می‌کند که از لایه‌های متعددی تشکیل شده است. لایه‌هایی که به لحاظ زمان و مواد رندر(render) شده‌اند به گونه‌ای که موقتاً ممکن است «واقعیت» توصیف شوند. واقعیت موقتی که او با غرابت و تناقض شکل می‌دهد. تدارک دیدن سنایوهای محتمل و به وجود آوردن ساختارهایی برای فهم بالقوه آن‌چه که هنوز موجود نیست، هر دو در تجربه فیشر همیشه نقش عمده‌ای دارند: واقعیتی اتفاق افتاده است اما ما به آن هنوز توجه نکرده‌ایم. متأسفانه کار او همیشه به ما یادآوری می‌کند که ما خیلی خوب نمی‌بینیم، نمی‌شنویم، نمی‌فهمیم و با ما همدردی می‌کند که: «خواستم موسیقی بشنوم اما از قبل داشت پخش می‌شد.»
این جمله هم‌چنین به هم‌پوشانی وقایع و زمان‌ها اشاره دارد، به این معنی که واقعیت می‌تواند در جهان‌های موازی ادراک شود؛ به طور متقابل هم از طریق دریافت ذهنی و هم وجود عینی.
فیشر در کلاژ‌های اخیرش شروع به تجربه هم‌پوشانی و هم‌ارزی همین لایه‌های واقعیت کرده است. مثل پرنده می‌خواند، باران می‌بارد (۲۰۰۴) که اثر در روند هم‌‌پوشانی دو لایه بصری شکل می‌گیرد. انکار قطره‌ای بزرگ از گرافیتی بر زمین آسفالت فرو می‌چکد. این آمیزش نقاشی و عکس هم در سطح فوقانی تصویر که به نوعی شمایل نگاری است و هم در سطح میانجی روی می‌دهد و قطره‌ای که در بالای تصویر میان هوا و زمین آویزان است هم رد خود را روی آسفالت به جا گذاشته است. آیا این قطره در حال افتادن است؟ یا در حال بالا رفتن است یا اصلاً هردوی این‌ها در یک لحظه روی می‌دهد؟ این‌جاست که ممکن است هنرمند به ما اشاره کند: «فراموش نکنید این جاذبه است که شما را به صندلی می‌چسباند.»

نویسنده : بئاتریکس راف
مترجم : شهاب فتوحی
منبع: PARKETT ۷۲ ۲۰۰۴/ CREAM ۳,Phaidon ۲۰۰۳

منبع : دوهفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس

مطالب مرتبط

معرفی دیان فیتزموریس


معرفی دیان فیتزموریس
دیان فیتزموریس زنی ۴۷ ساله است كه ۱۶ سال برای «سانفرانسیسكو كرونیكل» عكاسی كرده. رشته عكاسی را در دانشگاه سانفرانسیسكو خوانده و عكس هایش در نشریات معروف آمریكایی مثل تایم، نیوزویك، یو اس نیوز، پیپل و... چاپ شده.
او همان كسی است كه جایزه پولیتزر ۲۰۰۵ یعنی معتبرترین جایزه روزنامه نگاری آمریكایی را در بخش گزارش تصویری از آن خود كرد.
او صالح خلف را پیدا كرد، مجروح ۹ ساله جنگ عراق كه تا سرحد مرگ از او خون رفته بود. مردم با صالح با تیتر «جراحی قلب شیر» آشنا شدند. دیان فیتزموریس در ۵ نوبت، گزارش های مفصل تصویری از پروسه جراحی تا سلامت كامل صالح را در روزنامه كرونیكل چاپ كرد. این گزارش ها از صحنه های دلخراش و جراحات عمیق به چشم و صورت صالح شروع شد و تا دویدن او در سالن بیمارستان و شادی اش در میان پرستاران ادامه یافت.
در این میان سیل ای میل و نامه به سردبیر كرونیكل سرازیر شد و مردم خواستار قرارگرفتن در مورد جزئیات بیشتر این شیر كوچك عراقی شدند. مردم دیگر می دانستند كه صالح با پدرش رحیم در بیمارستان اوكلند روزها را می گذراند و جراحی های بزرگ و كوچك روی او انجام می شود. اعضای دیگر خانواده صالح هم در این مدت به او پیوستند.
دیان می گوید: «خیلی از مواقع من و مردیث (گزارشگر این ماجرا) با هم می نشستیم و گریه می كردیم. بعد دوربین را برمی داشتم و جلو می رفتم. باید به این خانواده روحیه می دادیم. صالح تنها كسی نبود كه در این جنگ ظالمانه تا سرحد مرگ رفته بود. مجروحان زیادی از عراق به بیمارستان اوكلند منتقل شده بودند ولی چیزی در صالح كوچولو وجود داشت كه از روز اول مرا جذب خود كرد. صالح به ما اجازه می داد تا حتی در اوج دردكشیدن در كنارش باشیم. روح شاد و زیبای صالح بهترین وسیله برای آشنایی و پیوند ما بود.
او فقط عربی می دانست و من فقط انگلیسی. اما وظیفه انسانی عكاس است كه در چنین شرایطی با سوژه ارتباط روحی برقرار كند. من از او عكس می گرفتم و عكس ها را روی ال سی دی دوربین نشانش می دادم.
او آنقدر هیجان زده می شد كه مرا به وجد می آورد. صالح و خانواده اش به من آنقدر اعتماد داشتند كه روزهای آخر واقعاً جزیی از فامیلشان شده بودم.»
دیان پسركی را به تصویر كشید كه یك چشم و یك دستش را در اثر انفجار بمب در نزدیكی خانه شان از دست داده بود. او برادرش را حین بازی در همان اطراف از دست داد. سردبیر كرونیكل به خاطر آشنایی با روحیه حساس عكاسش با سابقه ۱۶ ساله، او را رها گذاشت تا داستان غم انگیزش را از جنگ توصیف كند.
فیتزموریس می گوید: «از جنگ متنفرم. از هر نوع كشتاری بیزارم. توان اینكه به عراق بروم و از نزدیك حجم بالای خونریزی و قتل عام را تماشا كنم، نداشتم. به دنبال شرایطی بودم كه بتوان به جزئیات و مسائل حاشیه ای جنگ بپردازم تا اینكه صالح را پیدا كردم. ایده من قبول شد... برای نشان دادن تنفرم از جنگ و كشتن مردم بی گناه، خداوند بی گناه ترین موجود را سر راهم قرار داد.
صالح بهترین دلیل برای نمایش مظلومیت مردم عراق بود.»او این روش را سال ها پیاده كرده. به موضوعی علاقه مند می شود و ایده اش را به صورت گزارش تصویری از سوژه مورد نظر پی می گیرد. فاحشه خانه های نوادا، یكی از سوژه هایی بود كه او سال ها پیش انجام داد و با سروصدای زیادی مواجه شد. او به زندگی خصوصی زنان در تقابل با مدیر این مراكز رسوخ كرد و نشان داد كه چطور با تجارت جسم و روح این زنان و دخترانشان، مدیران صاحب همه چیز می شوند.
دیان با این روش مردم را متوقع كرده تا همیشه پیگیر موضوعات بكر و تازه از سوی روزنامه كرونیكل باشند. فیتزموریس در بیشتر مواقع گزارش عكس هایش را خودش می نویسد. سوژه هایش گاه خطرناك تر از آن هستند كه یك زن به میان آنها برود. او در میان قاچاقچیان و موتور سواران وحشی هم رفته و از ظریف ترین روابط و شرایط زندگی آنها عكاسی كرده.
همسرش هم عكاس روزنامه كرونیكل است. او در مورد دیان می گوید: «كسی نمی تواند جلوی احساسات انسان دوستانه او را بگیرد. اگر احساس كند جایی وجود دارد كه به عده ای از آدم ها ظلم می شود، دوربینش را برمی دارد و با همه خداحافظی می كند. ما با این روحیه عجیب دیان كنار آمده ایم و البته عادت كرده ایم كه نتیجه انسانی عملش را هم ببینیم.
نیتش قبل از این كه به حرفه اش فكر كند، حس همیاری و كمك به آدم ها است. همین حس از او عكاس ساخته. این چیزها را نمی توان در دانشگاه ها یاد گرفت!»
دیان فیتزموریس، جوایز زیادی را در زمینه عكاسی از آن خود كرده؛ تا به حال برگزیده انجمن روزنامه نگاران حرفه ای، اتحادیه ملی عكاسان مطبوعات، اتحادیه عكاسان مطبوعاتی كالیفرنیا شده و همچنین برنده عكس سال عكس های خبری سال ،۲۰۰۲ هم شده است.
معتقد است، عكاسی فقط این نیست كه همان چیزی را ثبت كنی كه در حال وقوع است. عكاسی زمانی جوابگوی همه مسائل و مشكلات خواهد بود كه به سراغ لایه های زیرین اجتماع رفته و موضوعاتی را عكاسی كنی كه دیگران از دیدن و تحلیل كردنشان معذورند.
او می گوید: «من همه چیز را وقتی یاد گرفتم كه فهمیدم نباید منتظر بمانم تا دانشگاهم تمام شود. تازه فهمیدم كه خارج از دانشگاه موضوعات حقیقی موج می زنند. سوژه و دردهای جامعه را نمی توان در میان كاغذ و كتاب ها پیدا كرد.
كارم را كه در روزنامه های كوچك و بی اهمیت و انتشاراتی غیر معروف شروع كردم فهمیدم ایده آل هایم چیست. ایده آل من عكاسی تبلیغاتی، مد، ورزشی یا آتلیه ای نبود. دلم می خواست دنبال چیزهایی بروم كه بوی گند می دهند! چیزهایی كه همه از آنها فرار می كنند. این كار یعنی نه! شنیدن. و من رفتم و عادت كردم. حالا دیگر پوستم برای تبدیل كردن «نه» به «بله» كلفت شده و این برایم لذتبخش است.»

اگر همسرتان به موفقیت تان حسودی می کند این کارها را انجام دهید
اگر همسرتان به موفقیت شما حسادت می کند با ما همراه شوید در اینجا چند روش برای مقابله با حسادت همسر را بیان میکنیم
وبگردی
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.