یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

بحران عراق و عبرت از جنگ ویتنام


بحران عراق و عبرت از جنگ ویتنام
اظهارات اخیر جورج بوش در ویتنام كه به سرزمین فجایع دهشتناك سربازان آمریكایی معروف است، نشان داد كه دولت فعلی آمریكا بسیاری از درس های جنگ ویتنام را به خوبی فراگرفته است اما استبداد حاكم در مفاهیم سیاسی این كشور عامل اصلی عدم استفاده سردمداران كاخ سفید از تجربه های تلخ گذشته است.
بوش به صراحت در هانوی اعتراف كرد كه باید از درس های جنگ ویتنام برای حل بحران ها در عراق استفاده كرد، این یك سخن تاریخی است كه در تاریخ شكست های آمریكا به ثبت خواهد رسید.به گزارش ایسنا روزنامه الاهرام مصر با ارایه مقاله ای در ارزیابی سفر بوش به ویتنام با تیتری تحت عنوان «بوش و عبرت از جنگ ویتنام» می نویسد: «اظهارات بوش در هانوی نشان داد كه دولت فعلی آمریكا درگیر یك بحران واقعی در عراق است، بحرانی كه هر روز نسبت به روز دیگر درحال گسترش است و اگر اقدامات جدی برای متوقف ساختن ارابه قتل، بحران، هرج و مرج و ناامنی در عراق نشود، مطمئنا تجربه تلخ ویتنام بر فراز آسمان عراق سایه خواهد افكند و خاك این كشور به سرزمین فجایع دهشتناك دیگری برای سربازان آمریكایی تبدیل خواهد شد.
گرداب خشونت و مرگ در عراق به حدی رسیده است كه همه را از بزرگ و كوچك در خود می بلعد و اگر برای حل معضلات و بحران های عراق اقدامی نشود این گرداب مرگ كل این كشور را در خود خواهد بلعید و دهان دهشتناك خود را به سوی كشورهای منطقه خواهد گرفت.
متاسفانه همان طور كه گفتیم استبداد موجود در مفاهیم سیاسی آمریكا منجر به آن شده است كه این كشور در حل بحران عراق دیر اقدام كند و ملت مسلمان این كشور را بیش از آن كه سربازان خود را فدا كند، فدا كرده است.»در ادامه این تحلیل آمده است: «اولین درسی كه آمریكا باید از تجربه خود در ویتنام بیاموزد آن است كه نمی توان با منطق زور و سلاح بر مقاومت ملت هایی كه برای آزادسازی خاك خود از دست اشغالگران می جنگند، پیروز شد. تجربه دوم آن است كه بوش باید به جای آنكه تمام امید خود را به عنصر زمان جهت پیروزی فرهنگ كذایی كاخ سفید بر فرهنگ خصومت و بدی ها ببندد، بهتر است به تغییر ریشه ای و حقیقی در سیاست های خود در عراق اقدام كند و در راس این تغییرات واقعی و ریشه ای كنار گذاشتن سیاست طائفه گری در عراق است سیاستی كه در حال حاضر دولت بوش جهت موفقیت روند سیاسی جاری در عراق آن را دنبال می كند.
متاسفانه سیاست فعلی آمریكا كه بر عنصر اختلاف افكنی میان طوائف مختلف عراقی مبتنی است منجر به ایجادخشونت طوائفی در عراق شده است و بهای این خشونت ها را ده هاتن از مردم عراق اعم از كودكان و زنان می دهند. از مهم ترین پیامدهای خطرناك سیاست فعلی آمریكا درعراق كه بر تبعیض طوایفی نیز متكی است آن است كه این كشور به سمت و سوی تجزیه و تقسیم حركت می كند و به كشورهای كوچكتری تقسیم می شود.»الاهرام در ادامه می نویسد: «تنها راه خروج آمریكا از بحران عراق جز با تعیین جدول زمانی مشخص جهت عقب نشینی نیروهای این كشور از عراق محقق نخواهد شد كه البته این جدول زمانی باید براصول كاملا مشخصی پی ریزی شود و به مثابه آن نباشد كه دولت آمریكا از تعهدات ومسوولیت های خود در قبال عراق تخطی كند، زیرا این دولت از همان زمانی كه این كشور را به صورت نامشروعی به اشغال خود درآورد مسوولیت هایی را در قبال ملت عراق به عهده گرفت كه تا به امروز نتوانسته است هیچ یك از این تعهدات ها را جامه عمل بپوشاند.
یكی از این تعهدات آمریكا برقراری امنیت و ثبات در عراق به واسطه آموزش نیروهای عراقی و تشكیل یك ارتش منظم و قوی است البته پیش از همه این مسوولیت ها مسوولیت تشكیل یك حكومت قدرتمند فعال در عراق وظیفه آمریكا بود كه متاسفانه به اعتقاد بسیاری ازجمله سردمداران كاخ سفید این امر محقق نشده است و مردم عراق از یك دولت منتخب مردمی قوی و فعال كه بتواند اوضاع سیاسی و اقتصادی این كشور را سرو سامان دهد برخوردار نشده اند.»الاهرام در پایان می نویسد: «متاسفانه سیاست های دولت آمریكا در عراق بسیارناشیانه بود به طوری كه این كشور با دنباله روی كوركورانه از تعریف های سیاسی محافظه كاران كاخ سفید و مسوولان و رهبران آمریكایی كه تحت اداره انجمن های یهودی آمریكایی اداره می شوند عراق را به مرحله ای رساند كه به یك گرداب مرگبارتبدیل شده است گردابی كه كل منطقه را تهدید می كند و نه تنها عراق را در قعر جهنم جنگ های داخلی خواهد كشاند بلكه كل منطقه را با این خطر بسیار بزرگ مواجه خواهد ساخت.
اگر دولت آمریكا بخواهد به سیاست های فعلی خود در عراق ادامه دهد و همچنان بر منطق یكجانبه گرایانه خود در این كشور اصرار ورزد هیچ یك از بحران های این كشورحل و فصل نخواهد شد. متاسفانه دولت بوش همچنان معتقد است كه بحران عراق رویارویی میان آزادی و تروریسم است و باید آزادی بر تروریسم پیروز شود.
این اعتقاد پوچ كه بیشتر به شعر و قصه و خیال شبیه است، نمی تواند امنیت و ثبات را برای مردم زجر كشیده این كشور تامین كند. دولت آمریكا باید به جای منطق پوچی كه در عراق دنبال می كند به فكر راه های اساسی و واقعی جهت حل بحران عراق باشد در غیر این صورت پایان كار آمریكا درعراق چیزی بسیار بدتر از ویتنام خواهد بود و مردم این كشور بهای آزادی كشور خود از دست اشغالگران را بسیار گران تر از مردم ویتنام خواهند داد.
پیش از آنكه كشورهای اروپایی به فكر حل بحران عراق باشند و نگران تاثیرگذاری این بحران بر معادلات سیاسی و اقتصادی خود باشند، این كشورهای منطقه هستند كه باید با احساس این نگرانی درصدد حل بحران عراق باشند هر چند سیاست های آمریكا به گونه ای بوده است كه به هیچ یك از كشورهای منطقه چون ایران و سوریه اجازه نداده است اقداماتی برای حل بحران های این كشور كنند.
اما دیگر كشورهای منطقه به خصوص كشورهای عربی باید زودتر از آنكه عنصر زمان را از دست دهند به اقدامات لازم جهت جلوگیری از وقوع جنگ های داخلی در عراق دست زنند، در غیر این صورت پیامدهای بحران های داخلی عراق بی شك در وهله اول گریبان گیر این كشورها خواهد شد.»


منبع : روزنامه ابرار

مطالب مرتبط

مغز سران کاخ سفید چگونه به جنگ می‌رسد؟

مغز سران کاخ سفید چگونه به جنگ می‌رسد؟
فرآیند تصمیم‌گیری در گروه‌ها چگونه است؟ چه گروه یا گروه‌هایی به‌رغم بهره‌گیری از افراد خبره و کارشناس تصمیمات غیرمعقول می‌گیرند؟ آیا افراد این گروه‌ها کارشناس نیستند؟ آیا نسبت به گروه وفادار نیستند و به اصطلاح شریک دزد و رفیق قافله‌اند؟ و آیا...؟
اگر افراد یک گروه، کارشناس و خیرخواه و وفادار به آرمان‌های گروه باشند، چگونه می‌شود مصوبات و تصمیمات گروه، به گونه‌ای باشد که تیشه به ریشه بزند و در تباین با شعارها و آرمان‌های گروه باشد؟
نوشته‌ای که می‌بینید، برداشت آزاد از کتاب «روش بحث و مذاکره»، تألیف دکتر سیدمهدی ثریا است.
تئوری مطروحه در این نوشته، بر این باور است که آنچه باعث گرفتن تصمیمات نادرست در گروه می‌شود، ناشی از فرآیند گروهی به نام «گروه فکری» است که به تبیین و تشریح آن می‌پردازیم.
پیشاپیش باید گفت، آنچه در ادامه می‌آید، به معنی نفی مزایای اتحاد و وحدت گروهی نیست، بلکه هشداری است که در صورت بروز پدیده «گروه فکری» باید با گرفتن تصمیمات بهینه و بهنگام از بازتاب اثرات مخرب آن که می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری به منافع گروهی و ملی وارد سازد، خودداری کنیم.
بررسی‌های انجام شده، حاکی از آن است که هم در گروه‌های متشکل از افراد عادی و هم نخبگان، اعضای گروه، تلاش می‌کنند افکار خود را با هم تطبیق دهند و در اموری که نظری مخالف با اکثریت دارند، به خودسانسوری مبادرت ورزند که دلیل آن، فشار اجتماعی است که از سوی گروه به شخص مخالف وارد می‌شود.
پدیده گروه فکری بیشتر در گروه‌هایی رخ می‌دهد که اعضای گروه، خود را نسبت به رئیس گروه و دیگر همفکران ملزم می‌دانند که با ملاطفت رفتار کنند، برای همین، از بیان ایرادات خود نسبت به دیدگاه‌‌های افراد گروه خودداری می‌کنند؛ بنابراین، روشن است که هر چه گروه متحدتر باشند، همگرایی در آنها بیشتر است و امکان نظر مخالف دادن مشکلتر. این درست خلاف باور عامه است که گمان می‌کنند در گروه‌های دوستانه، امکان بیان نظرات مخالف گروه آسانتر است.
اما باید گفت، آنچه باعث بروز این حالت می‌شود، تمایل اعضای گروه‌های همگرا به دوری از ایجاد وقفه در کار گروه است که رفته‌رفته، باعث می‌شود هر پیشنهادی که از سوی رئیس یا اکثریت گروه طرح شود، درست و به دور از اشکال فرض شود. چنانچه گروه فکری بر جمعی مستولی شود، افراد نظر اکثریت و رهبری گروه را ذاتاً درست دانسته، از نقد آگاهانه آن پرهیز می‌کنند، چون به تدریج این باور در آنها شکل گرفته که نظر مخالف آنها کم اهمیت است و نباید بر پیگیری آن پافشاری کنند؛ بنابراین، باید برای حفظ وحدت گروهی، هرگونه تردید را در خود از بین ببرند و همان‌ گونه که پیشتر گفته شد، بیش از آنچه گروه فشار مستقیم و محسوس ایجاد کند، خود فرد به خودسانسوری مبادرت می‌ورزد.
آنچه را تا حال گفته شد، می‌توان چنین خلاصه کرد که: هر چه حالت دوستی و رفاقت و احساس روح جمعی در افراد یک گروه تصمیم‌گیرنده افزایش یابد، خطر این که گروه فکری، جانشین فکر انتقادی مستقل و منفرد شود، بیشتر می‌شود و احتمال این‌که گروه نسبت به دیگر گروه‌ها یا افراد خارج از گروه، رفتاری غیر منطقی و غیر انسانی پیش گیرد، زیاد می‌شود.
● نشانه‌های گروه فکری
۱) تصور آسیب ناپذیری: افراد گروه، خطرات ناشی از اجرای تصمیماتشان را ناچیز می‌انگارند و در نتیجه، به کارهای خطرناک می‌پردازند و هشدارها و نشانه‌های وقوع خطر را نادیده می‌گیرند.
نحوه تصمیم‌گیری کابینه «کندی» در واقعه معروف به «خلیج خوک‌ها»، می‌تواند بیانگر این موضوع باشد، به گونه‌ای که پس از حمله به خلیج خوک‌ها «کندی» گفت: ما چطور تا این اندازه احمق بوده‌ایم؟
نظر «بیل مویرز»، عضو مستعفی کابینه جانسون در فاجعه حمله به ویتنام نیز شنیدنی است: عقیده رایج در بین اعضای گروه این بود: اگر ما به گونه‌ای نشان دهیم که حاضریم نیرو و قدرتی را که در اختیار داریم به کار بریم، اهالی ویتنام شمالی متنبه خواهند شد و از مقابله با ما امتناع خواهند کرد.
حمله ژاپونی‌ها به «پرل هاربور» و آماده نبودن نیروهای درگیر نیز بیانگر این موضوع است. دریاسالار «کیمل» در پاسخ گزارش رئیس دستگاه ضدجاسوسی مبنی بر این‌که رابطه با کشتی هواپیمابر ژاپونی قطع شده، با شوخی می‌گوید: چی؟ نمی‌دانی کشتی هواپیمابر کجاست؟ یعنی می‌گویید: ژاپونی‌ها «سرالماس» در «هونولولو» را دور بزنند و تو ندانی آنها کجا هستند؟
۲) دلیل تراشی: گروه هشدارها را جدی نگرفته و دلایلی بیان می‌کنند که از اهمیت هشدارها بکاهد و خطرات را کم اهمیت نشان دهد.
«جیمز.سی. تامپسون»، مورخ دانشگاه هاروارد که پنج سال ناظر جلسات وزارت امور خارجه و کاخ سفید بوده، می‌گوید: مراجع تصمیم‌گیری پیش‌بینی کردند حمله هوایی شش هفته‌ای رهبران ویتنام را وادار به تقاضای صلح خواهد کرد. یکی از اعضا پرسید: اگر نتیجه نداد چه؟ جواب شنید: ادامه بمباران تا چهار هفته دیگر. و در ادامه پاسخ باز چنین بود که: افزایش و ادامه بمباران و... .
اسناد و مداراک وزارت خارجه آمریکا، وجود حالت دلیل‌تراشی را در گروه مشاوران جانسون به خوبی نشان می‌دهد.
نقص این تفکر این است که مطلب را از دریچه چشم طرف مقابل نمی‌نگرند.
۳) پندار اخلاقی بودن: مبتلایان به گروه فکری با قاطعیتی خدشه‌ناپذیر به اخلاقی بودن همگروه‌های خود اعتقاد دارند.
به‌ رغم این‌که یکی از شروط چهارگانه بمباران ویتنام این بود که تلفات وارده به غیرنظامیان سنگین نباشد، ولی تکرار تصمیم‌گیری که حالتی مکانیکی به خود گرفته بود، موجب شد که افراد گروه تخریب و انهدام زندگی مردم ویتنام را غیر اخلاقی و زشت نشمارند.
۴) نظریات کلیشه‌ای: افراد گروه درباره رهبران گروه دشمن، فکر و نظر کلیشه‌ای دارند و آن را آنقدر زشت می‌دانند که مذاکره را بیهوده می‌پندارند یا آنان را بسیار احمق فرض می‌کنند که مذاکره را بی‌فایده می‌دانند. مشاوران کندی بر این باور بودند که نیروی هوایی کاسترو، آنقدر بی‌کفایت است که پیش از هر کاری، از بین خواهد رفت.
مشاوران جانسون درباره مقابله با فعالیت کمونیست‌ها، پیرو نظریه «دامینو» بودند که می‌گفت: اگر ما سرخ‌ها «کمونیست‌ها» را در ویتنام جنوبی متوقف نکنیم، آنان فردا در هاوایی و هفته بعد در سانفرانسیسکو خواهند بود.
پذیرش این شعار کلیشه‌ای ارایه هر نظر منطقی‌تری را تقریبا غیر ممکن می‌نمود.
۵) فشار : اگر در گروه فردی در درست بودن نظری شک کند، تحت فشار قرار می‌گیرد و این فشار باعث می‌شود که سعی در توافق با همدیگر به صورت یک هنجار درآید و پیروی از هنجار، نشانه وفاداری به گروه تلقی شود. «تامسون» که تاریخ دوران ریاست‌جمهوری جانسون را مطالعه کرده است، می‌گوید: هر گاه یکی از اعضا مشاوران جانسون به نظرات گروه شک یا تردید نشان می‌داد، گروه با روش‌هایی نه چندان روشن، او را در راستای به راه آمدن و اهلی شدن، تحت فشار قرار می‌داد.
بنابراین، در چنین حالتی، فرد هنگامی در جلسه احساس راحتی خواهد کرد که:
الف) از شک و تردید خود با افراد خارج از گروه سخن نگوید تا مخالفان از جریان‌های داخل گروه آگاه نشوند و از آن بهره‌برداری نکنند.
ب) انتقادات او از حد و مرزی که اعضای گروه آن را تکروی می‌دانند، فراتر نرود و برای دیگران قابل تحمل باشد.
۶) سانسور خود: افراد تلاش می‌کنند شبهات خود را کم اهمیت فرض کرده و شک و تردید خود را نشان نکنند. «سلسینجر» که کتبی مخالفت خود را با حمله به خلیج خوک‌ها به کندی اعلام کرده بود، در کتاب «یک هزار روز» نوشته است: در ماه‌های نخست، پس از واقعه خلیج خوک‌ها از این‌که در جلسات تصمیم درباره نقشه حمله ساکت مانده بودم، خودم را سرزنش می‌کردم و اکنون توجیهی که برای خود دارم، این است که آواهای مخالف بر اثر شرایط حاکم بر جریان بحث و مذاکره خفه می‌شدند.
۷) توافق آرا: هنگامی که گروهی از افراد که به نظرات یکدیگر احترام می‌گذارند، نسبت به مسأله یا موضوعی به توافق همگانی می‌رسند، احتمال این‌که هر یک از آنها به درست و خالی از عیب بودن راهکار یا موضوع مورد توافق اعتقاد پیدا کنند، زیاد می‌شود. آنها سکوت را علامت رضا می‌دانند و گمان می‌کنند فرد ساکت با نظر ابراز شده توافق کامل دارد. چون مخالفت با نظر گروه، افراد را وادار می‌کند که برای پیش‌بینی خطرات احتمالی کسب اطلاع کنند، آنها دچار دلشوره می‌شوند، پس ترجیح می‌دهند از فاش شدن اختلافات جلوگیری کنند و بر آن سرپوش بگذارند.
۸) محافظت فکر: گاه، مبتلایان به گروه فکری احساس می‌کنند باید از نفوذ اطلاعاتی که ممکن است آرامش خاطر رهبر و اعضای گروه را بر هم بزند، جلوگیری کنند. «رابرت .اف.کندی» که در زمان ریاست‌جمهوری برادرش دادستان کل آمریکا بود و اطلاعات مربوط به حمله کوبا به او می‌رسید، در یک مهمانی علت مخالفت سلسینجر را با حمله به کوبا می‌پرسد. سلسینجر دلایل خود را می‌گوید. سپس کندی می‌گوید: ممکن است حق با تو باشد، اما رئیس‌جمهور تصمیم خود را گرفته است. بیش از این اصرار نکن. حالا دیگر وقت آن است که همه ما تا آنجا که می‌توانیم در اجرای نقشه به او کمک کنیم.
● خطاهای ناشی از گروه فکری
۱) گروه تنها به بررسی چند راه حل‌ بسنده می‌کند.
۲) اگر گروه از زیان‌های راه حل مورد توافق آگاه شود، از تجدیدنظر خودداری می‌کند.
۳) اعضا برای بررسی منافع راه‌حل‌های رد شده و یا پیدا کردن دلایلی که آن راه‌حل‌ها را نامناسب‌نشان داده بود، طفره می‌روند.
۴) اعضا برای بررسی نقاط ضعف و قوت تصمیمات گروه از اطلاعات کارشناسان بهره نمی‌گیرند.
۵) اعضا تنها به مدارکی توجه می‌کنند که موافق با سیاست و تصمیم گرفته شده باشد.
۶) اعضا برای حوادث غیرقابل پیش‌بینی که می‌تواند در اجرای نقشه‌ها اختلال ایجادکند، تدابیر لازم را نمی‌اندیشند.
● چگونه می‌توان از اثرات مخرب گروه فکری کاست؟
▪ راهکارهای مقابله با اثرات گروه فکری
۱ ) رهبر گروه باید برای نظرات مخالف اهمیت قایل شده و دیدگاه‌های مخالف را با روی باز بپذیرد. به عبارت دیگر، باید بیان دیدگاه‌های انتقادی بدون هزینه یا کم هزینه باشد.
۲) در سلسله مراتب اجرایی افراد باید از دیکته کردن نظریات خود خودداری کرده و هر لحظه آماده پذیرش نظریات جدید باشند.
۳) برای اطمینان از درستی تصمیمات گرفته شده از سوی مراجع قدرت، پیشنهاد می‌شود گروه‌های دیگری به صورت موازی و با مدیریت مستقل موضوعات مطروحه را بررسی و نتایج را به مراجع قدرت ارایه نمایند.
۴) گهگاه لازم است پیش از اجرای تصمیمات، رهبر از افراد گروه بخواهد تا تصمیمات گرفته شده را به همتایان خود در گروه موازی اطلاع داده و از بازخورد آن آگاه شوند.
۵) پیشنهاد می‌شود در تصمیم‌گیری‌های مهم، از افراد خبره دعوت شود تا همزمان در جلسات حاضر شده و تشویق شوند تا نظرات نقادانه خود را ارایه دهند.
۶) در هر یک از جلسات گروهی، دست‌کم یک نفر نقش مخالف را به عهده بگیرد و نظرات گروه را به چالش بکشد تا نقاط ضعف و پیامدهای اجرایی تصمیمات به صراحت بررسی شود.
۷) مقداری از وقت گروه حتما به بررسی نظریات منتقدان و مطالعه هشدارها و تهدیدات احتمالی گروه‌های رقیب اختصاص یابد و راه‌حل‌های لازم پیش‌بینی شود.
۸) لازم است گروه زمانی که به راه حل مشکلی رسید، پیش از اجرایی کردن تصمیم خود، به دو دسته تقسیم شده و جداگانه و دوباره موضوع را بررسی کند و سپس یافته‌های خود را در نشست پایانی ارایه دهد.
۹) پس از رسیدن به توافق مقدماتی و پیش از تصمیم‌گیری نهایی، لازم است تا گروه جلسه دیگری ترتیب داده و اعضا تشویق شوند تا کوچکترین تردید خود را نسبت به طرح یاد شده، بیان نمایند.

وبگردی
دادستانی که به قانون تمکین نکرد
دادستانی که به قانون تمکین نکرد - نکته دیگری که برای شخص من در ماجرای مرتضوی بسیار مهم‌تر از شرایط او در زندان است، عدم تمکین ایشان به قانون است. مرتضوی به عنوان یک دادستان و شخصیت‌های برجسته و بانفوذ قوه قضائیه حاضر نشد به قانون تمکین کند. حالا دیگر اهمیتی ندارد که مرتضوی در بند 241 باشد یا 309 یا چقدر به مرخصی بیاید، مهم این است که اتفاقات اخیر نشان داد که او هیچ پایبندی به قانون نداشته و ندارد
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!