چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 20 June, 2018

نقد و بررسی آثار و اندیشه نیما یوشیج


نقد و بررسی آثار و اندیشه نیما یوشیج
( خانه ام ابری است )
در شب سرد زمستان
مانده از شب های دورادور
بر مسیر خاموش جنگل
سنگچینی از اجاقی خرد،
اندرو خاكستر سردی.
همچنان كاندر غبار اندوده اندیشه های من ملال انگیز
طرح تصویری در آن هر چیز
داستانی حاصلش دردی
روز شیرینم كه با من آتش داشت
نقش ناهمرنگ گردیده
سرد گشته، سنگ گردیده؛
با دم پاییز عمر من كفایت از بهار روی زردی.
همچنانكه مانده از شب های دورادور
بر مسیر خاموش جنگل
سنگچینی از اجاقی خرد
اندرو خاكستر سردی
هفتاد سال پیش كودكی در یوش- مازندران دیده به جهان گشود كه مقدر بود بعدها نیمای نیماور (نام آور) گردد. نیما در طی زندگانی ادبی خود در داستان نویسی، نمایشنامه نویسی، نگارش مباحث ادبی به آزمایش پرداخته است، ولی آنچه كه او را نامبردار ساخته جنبه شاعری او است. در شعر او مراحل مختلفی طی شده است: سرودن اشعاری كه شكل و قالب و مضمون آن ها به سبك قدماست؛ سرودن اشعاری كه شكل و قالب آن ها به سبك پیشینیان است ولی مضمون آن ها نو و بكر می باشد و سرودن اشعار به سبك نو. از این سه نوع، آنچه كه شخصیت نیما را نشان می دهد دسته اخیر است.
نیما شاعری است كه دوست دارد چنان كه هست خود را بشناسد و شناخته شود.
نیما می گوید: «من پرنده عجیبی هستم كه در شهرها به صدای اول، همه دور من جمع شده و كم كم وقتی كه نمی توانند مرا و اسرار مرا بشناسند از من دور می شوند...»
نیما شاعری است كه برخلاف اكثر قریب به اتفاق شاعران گذشته فارسی زبان، همواره در آثار خود حضور دارد و میان او و شعر او فاصله ای نیست. شاعری كه هم به فردیت خود عشق می ورزد و هم به جمعیت دیگران و عاشقی كه هم شیفته محبوب و هم شیفته همه انسان ها است.
نیما كه با رفتار ویژه زبان و با بیان نو بافت خود، مقصد و مقصود خویش می جوید و در واقع منظومه «افسانه» از لحاظ سیر اندیشگی، به منزله طلیعه كوشش ها و پرسش های آثار بعدی و معرفت تدریجی به محتوای و محتوای شعر و زندگی سال های آینده او است.
از همه مهمتر تجلی سمبولیسم كه خود مكتب ادبی غالب «نیما» هم در «افسانه» و هم در دوره های مختلف شعری او است. چه در حد واژه های نمادین مستقل امثال «ظلمت»، «روشنی»، «صبح»، «شب»، «خروس»، «زمستان» و... و چه در قالب كل شعرها همچون اشعار «ققنوس»، «غراب»، «مرغ آمین»، «خانه ام ابری است» و... نباید ناگفته گذاشت كه جز سمبولیسم، گاه جلوه هایی از مكاتب دیگر را نیز اگر چه كمرنگ در دوره های مختلف شعر او می توان دید.
مثلاً جلوه ای از سوررئالیسم را در «گل مهتاب» یا رئالیسم را در «دانیال» یا رمانتیسم را كه فضای غالب شعرهای اولیه او را دربر می گیرد، اما در عین حال باید به این نكته توجه داشت كه جز سمبولیسم كه زبان بارز شعر نیما است و شاعر با آگاهی به حضور و ظهور سمبول ها توجه دارد، تجلی گاه گاهی مكاتب دیگر به اغلب احتمال معلول حالت و موقعیت نیما در زمان و مكان ویژه او بوده است.
دامنه سرسبز مازندران با گله ها و ابرها و مه ها و درخت ها و جنگل و آسمان و دریایش، گوشه ای از چشم انداز شاعری عاشق یا عاشقی شاعر كه آینه تجلی معشوق می شود و معشوقی كه حتی اندیشه ها و مفاهیم ذهنی عاشق را به شكل طبیعی و عینی در می آورد.
وی شاعری است با احساس یك روستایی و یگانه ای كه همواره با چشم دیگر به درخت و حیوان و انسان می نگرد و در كمال صمیمیت، دلشكسته و دلزده شهر و شهریان و دلداده و دلبسته روستاییان و روستاست.
من خوشم با زندگی كوهیان
چون كه عادت دارم از طفلی بدان
به به از آن آتش شب های تار
در كنار گوسفند و كوهسار
(قصه رنگ پریده...)
اگر نقطه ای بشناسیم، یا بخواهیم بشناسیم برای تحول شعر جدید فارسی، اوست و در اوست آنچه اصلی و حقیقی است و در آثار اوست كه همه عناصر لازم تحول را می توانیم ببینیم و نشان دهیم. نیمایی كه از همان آغاز با توجه به مردم «انگاس»، به خانواده های فقیر، به دهقانان بدبخت، به صیادان زحمتكش و مصایب گوناگون اقشار مختلف نهایت عنایت خود را به مساله درد و رنج انسان های ستمدیده و مظلوم نشان داده است.
به زندانیان تهی دست (در «محبس») به پیران ناتوان با كار زیاد و متراكم (در «خار كن») به سربازان فقیر قفقاز و بیداد تزار (در «خانواده سرباز») به تلاش و كوشش صیادان و كرجی بانان (در «شمع كرجی») به اعدام شدگان بی گناه (در «سرباز فولادین»).
شاعری اهل داد كه از بیداد بیدادگران فریاد می زند، از ظلم ستمگران رنج می برد و به مظلومیت ستم بران دل می سوزاند. او كه همواره بر بام شعر خود بر زندگی همه آدم ها اشراف دارد، به مادر بی همسر و پسر بی پدر (در «مادری و پسری») به بچه های گرسنه در كلبه خراب (در «ناروایی به راه») و از این نمونه ها بسیار و در واقع وجود همه این ناكامی ها و ناروایی هاست همراه با اوضاع خاص اجتماعی و اختناق عصر رضاخان كه او را به تدریج دچار یأس و حرمان می كند، اما از آنجا كه او در عین فردیت و توجه به حالت و روحیات شخصی خود در اشعار گوناگون، یك شاعر اجتماعی است، در نهایت پای بر سر یأس می گذارد و با آرمان بر هم زدن جهان و در افكندن طرح نو به امید دل می بندد.
شاعری كه دلبسته سعادت بشری و با رسالت پیامبری است و معتقد به رسیدن روزی كه عنقریب از راه خواهد رسید و هر كس بانگ جرس فریاد رس را خواهد شنید. پیامی كه در بسیای از شعرهای او همچون چراغی است كه ناگهان جهان تاریك را روشن یا همچون جادویی است كه درخت ارغوان خشك را در پاییز وحشت انگیز به گل می نشاند.
این همه جوشش و كوشش در وجود انسان شاعری است كه در عین سادگی و شكنندگی خود می داند كه رندی خستگی ناپذیر و تواناست و مطمئن به راه و كار خویش. پس از ۳۰ سال مرارت و رنج و كلنجار رفتن با كلمات و رفتار ویژه آن ها در جهت تشكیل و ایجاد شعری با ساختار دیگر و با زبان و بیان تازه و نو و متناسب با «دید» و بینش شاعر هنرمند امروزین او را به شعر مطلوبی كه منظور او است راه می برد و این منظور مطلوب، جز چند مورد مستثنا در ۱۰ سال آخر عمر او به حاصل می آید.
از سال ۲۷-۱۳۲۶ تا ۳۷-،۱۳۳۶ حدود ۲۰ شعر كوتاه در دو سوی شعر بلند «مرغ آمین» می درخشند. شعرهای «مهتاب»، «اجاق سرد»، «ماخ اولا»، «جاده خاموش»، «در شب سرد زمستانی»، «ترا من چشم در راهم» پس از «مرغ آمین» شعر بلندی كه نمایشی ترین اثر شاعر و از نظر پرداخت و ساخت و اصل مصراع بندی و زبان و بیان دراماتیك و جوهراندیشگی موفق ترین شعر بلند نیما است.
پیروزی شاعری با فطرت شاعرانه، بیتاب و ناآرام كه از هر شعرش صدای نبض او را می توان شنید.
به گفته دكتر پور نامداریان در مجموعه كتاب «خانه ام ابری است»: «نیما با دو چشم به جهان می نگریست و شاعران كلاسیك با یك چشم.»
چرا نیما را نقطه اصلی دگرگونی و به كمال رساننده آن می دانیم؟ به حكم آثارش نیما هم مرحله انتقالی را طی كرده است و بسیاری از آثارش در همین مرحله است، ضمن این كه در كل متوجه شیوه خراسانی است و زبان او نیز به این شیوه، بیش از دو شیوه دیگر نزدیكی دارد، اما بنابر اشاره های مكررش در نوشته های مختلف چنین پیداست كه بیش از هر شاعر كلاسیك ایران به «نظامی» متوجه و در مثنوی هایش متاثر از زبان اوست:
در هم انداز حرف ها به دهن
گرم بگشای گونه گونه سخن
آینه بند این فسانه نغز
اوست كز پوست می گشاید مغز
از سر رادی و تمام دهی
كرده ازداده گنج خویش تهی
از لحاظ داستان پردازی و فضای خاص نیز تحت تاثیر یكی از حكایات هفت گنبد نظامی است. او قدم به قدم كامل تر شد و همچون پروانه ای كه از همان پیله ها و كارگاه های ابریشمین مستحكم، لطیف و سودمند قدیم برآمده است و همه چیزش خَلقاً و خُلقاً با گذشته متفاوت است.
نیما می گوید: «این تاریخ مقارن بود با آغاز دوره سختی و فشار برای كشور من، ثمره ای كه این مدت برای من داشت این بود كه من روش كار خود را منظم تر پیدا كنم روشی كه در ادبیات زبان كشور من نبود و من به زحمت عمری در زیر بار خودم و كلمات و شیوه كلاسیك، راه را صاف و آماده كردم و اكنون پیش پای نسل تازه نفس می اندازم...»
این سخنانی است كه نیما در ۱۳۲۵ شمسی گفته، مثل گزارشی كه از مسوولیت و رسالت خود به كنگره اهل قلم كشورش داده باشد.
بعد از سال ها یعنی در اواخر دوره بیست ساله بود كه نیما كم كم از چله خود بیرون می آمد. بیرون آمد و دیدیم كه از این سفر روحانی كه عبارت باشد از غور و مطالعه در ادب قدیم و پاره ای عربیات، خاصه ادب معاصر عرب، و همچنین طرفی مطالعات در هنر ره آوردی نیز داشت كه نتیجه مطالعاتش بود و می رساند كه در این سال ها، مرد، مایه گرفته، كم از این كه به چشم اندازهای تازه ای دست یافته. در بعضی جاها كه نیما به سبك خود اشاراتی دارد، برای آنان كه مرادشان از شعر تفنن محض یا فریب نیست، بلكه شعر را در مقام زاده (نه زائده) ای از بلوغ جامعه و فضیلتی از فضایل بشری و برآورنده حاجتی از حاجات معنوی آدمیان و پناهی و معتصمی برای ارواح خلایق به جا می آورند، آن اشارات آموزنده و روشنگر است مثلا در اینجا كه می گوید:
«هر چند كه فشار زندگی آسان مرا به راه خود انداخت اما رمیده خیلی دیر رام شد. هر سنگ با چه كند و كاو برآورد دقیق از جا كنده شد و پل به روی آب با چه روز و شب های پرزحمت طرح بست تا دیگران آسان بگذرند و دیوانه ها به آب زده بگویند: پل لازم نیست! اما در پیش پای كسی كه می گوید لازم است، هر كار بعدی در عالم هنر از یك كار قبلی آب می خورد...»
نیما، به این اعتبار كه شعرش در قلمرو شعر ناب و بری از آمیختگی و آلودگی است و سرشار از عصمت و صفای روستایی، به بابا طاهر می ماند؛ مخصوصا حساسیت و سوز سخنش، و به این اعتبار كه در كنه اعراض تصاویر و تماثیل و واقعیات عینی، جواهر شعرش متكی به قائمه فكری و عمق دردهای بشری است و جهان بینی دارد، به خیام می ماند، البته بی قاطعیت و صراحت خیام كه از لطائف هنر اوست، بلكه با ابهامی غالبا معتدل. و این ابهام زاییده همان بیان تمثیلی و توبه دار و عینی اوست.
نیما مردی بود جنگل زاد و كوه پرور كه بی هیچ قیل و قالی، دور از همه، دور از محافل و منابر رسمی، كار خویش را پیش می برد، تجربه و كار و كار... بسا كه می ساخت و ویران می كرد؛ می پرداخت و باز به دور می انداخت تا رفته رفته راه را پیدا و سرانجام با گامی بلند و جهشی بزرگ این درشتناك بادیه را درنوردید و پیروز به قله برآمد. باید گفت كسی كه نخستین بار به سرودن شعر در این نوع وزن ها آغاز كرد و آن را كمالی و نظامی تمام داد نیما بود كه سال ها پیش به دنبال كاوش های خود، این بدعت و ابتكار را پایه گذاشت. او همه عناصر و اجزای شعر را، وسایلی برای خدمت به معنا و بهتر رساندن مفهوم و هر چه تمام تر القا كردن حیات خود می دانست. و از این رو وقتی كه تعهد ابلاغ معنا و القای حس و عاطفه ای می كرد؛ به تناسب و هماهنگی همه عناصر توجه كامل داشت. بی قید و بند نبود و از سر هیچ یك سرسری نمی گذشت. این است كه دقت و تاكید او درخصوص شكل و فرم دقتی كاملا منطقی و لازم است. شعر و سخن نیما، سازی همنوا با اسرار زندگی او و سرود پویای زمانه اوست هر تكه از هر منظومه او دارای زندگی و زایندگی تازه ای است و پیوسته و هم آواز و هماهنگ با تكه های دیگر آن مجتمع و تركیب كلی و همه پاره هایش مثل ساعتی كامل و كوك است كه درآن تعبیه ها و دنده ها گردنده و كشنده های كوچك و بزرگ با هماهنگی یك سخن می گویند، می گویند: «سوی شهری خاموش، می سراید جرسی.»
اما به راستی «نیما» كیست و چه كرده، و این كه راجع به كار او و شخص او چه می توان گفت.
نیما تنها مصراع ها را كوتاه و بلند نكرده و تنها زبان محاوره و مردمی را به جای زبان ادب نیاورده و تنها زبان شعر را به طبیعت نثر نزدیك نكرده و تنها فاصله میان شعر و شاعر را از میان برنداشته و تنها از هنجار زبان تجاوز نكرده، بلكه ضمن این كه همه این كارها و بسیاری كارهای دیگر را انجام داده، مهم ترین وجه تمایز و تشخص او، در حقیقت «دید اوست و بس. یعنی نگاه تازه او به جهان، نگاهی كه به این شكل، پیش از «نیما» از چشم هیچ كس ساطع نشده است. نگاهی كه شعر را آینه زندگی بداند و زندگی را آینه شعر:
«من زندگی را با شعرم بیان كرده ام» نیما یوشیج
نیما با آثار و افكار خود، ما را به چگونگی شعر و تعریف شعر به معنای امروز و بافت های جدید زبان شعر امروز آشنا ساخت و یاد داد كه شاعر امروز باید هم ابزار كار خود را نو كند و هم نگاه و دید خود را، دیدی كه ازآن انسان امروز است، زندگی ساده و طبیعت اطرافش.
هر یك از ما تنها برگرده زمین
به نوری از خورشیدم وابسته ایم
و ناگهان، غروب می شود
گرامی بداریم یاد نیما یوشیج را و ارج بشناسیم یادگارهای عزیزش را. زیرا كه او یكی از بزرگ ترین نمایندگان هنر و فرهنگ ملی ما، یكی از گرانمایه ترین فرزندان آب و خاك و سرزمین كهن ما، پاسدار شرف و حیثیات انسانی و خدمتگزار ملت ما بود: زیرا كه او زبانه و زبان گویای زمانه ما و آتش جاودانه ما بود. بیاموزیم از او شكیبایی و بردباری را و شرافتمندانه وفادار بودن به نیكی را و بی ریایی و بی ادعایی را. بیاموزیم از او خشم و خوشی های نجیب را، بیاموزیم از او مردانه به كار بزرگ دل بستن را. زیرا كه او در كار بزرگ خویش مردانه دل بسته بود زیرا كه او مرد بود، مردی مردستان كه در زمستان ۱۳۶۸ بدرود گفت.

● منابع:
▪ بدعت ها و بدایع نیما یوشیج - مهدی اخوان ثالث
▪ نیما یوشیج - محمد حقوقی
▪ نقد و بررسی كتاب خانه ابری نیما - دكتر تقی پورنامداریان
▪ مقالاتی در باب نیما یوشیج - شهرام پرستش

منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

نقاشی شعر جنگ

نقاشی شعر جنگ
جنگ در جزئیات خویش ممکن است حاوی لحظات زیبایی باشد. فرض کنید گروهی از سربازان، مدتی مدید در محاصره دشمن گرفتار شده‌اند و به‌تدریج از گرسنگی و تشنگی در تنگنا و سختی قرار می‌گیرند. حالا‌ قمقمه‌ای پر آب حکم طلا‌ را دارد. اما سربازی آخرین جرعه‌های آب خود را به سرباز مجروح همسنگرش می‌بخشد و لب‌های خشک خود را از آن جرعه‌ها محروم می‌کند. این لحظه، شاهد عملی انسانی و زیبا هستیم که در متن جنگ رخ داده است. از این دست لحظات زیبا در جنگ کم نیست؛ لحظاتی زیبا البته با حیثیتی دردآور و گاه رعب‌انگیز.اما با این همه هیچکس در تیرگی و تلخی و زشتی کلیت پدیده جنگ نمی‌تواند تردیدی داشته باشد؛ پدیده‌ای مترادف با کشتار و ویرانی.
جنگ با این چهره پدیده‌ای اجتناب‌ناپذیر در جهان بشری محسوب می‌شود. اما انگیزه‌های وقوع یک جنگ همیشه با جنگ دیگر متفاوت است. جالب اینجاست که انگیزه‌های جنگ از نگاه طرفین درگیر هم نمی‌تواند کاملا‌ یکسان باشد؛ اگرچه هر طرف خود را محق می‌داند!
پس بدین ترتیب از وجوه مختلفی می‌توان به جنگ نظر انداخت:
-‌ کلیت جنگ و تبعات آن.
- ‌جنگ از دیدگاه طرفین درگیر در جنگی خاص و تبعات آن.
- لحظات زشت و زیبای جنگ و تبعات آن
شعر به‌عنوان یک ژانر ادبی طبعا به یکی از این طریقه‌ها متوسل می‌گردد تا تصویری متفاوت از یک مقاله تحقیقی یا گزارشی یا حتی یک متن ادبی در ژانر داستان یا رمان در مورد جنگ ارائه دهد.
□□□
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بدون تردید همچون تمامی جنگ‌ها، کلیتی کشنده و ویرانگر دارد. (وجه اول) اما همین جنگ از دیدگاه طرف ایرانی به نام <دفاع مقدس> خوانده می‌شود. (پرداختن به دیدگاه خاص طرف عراقی فرصتی جالب و خاص خود را طلب می‌کند.) طرف ایرانی خود را مدافع می‌داند پس نفس دفاع در برابر متجاوز را زیبا می‌بیند. از سوی دیگر حالا‌ کمتر کسی تردید دارد که علا‌وه بر طمع بر خاک سرزمین ایران، سودای نابودی انقلا‌ب اسلا‌می از انگیزه‌های مهم رژیم متجاوز صدام در حمله به کشور ما بوده است. از آنجا که انقلا‌ب اسلا‌می ایران عرصه‌ای با مرزهای ایدئولوژیک - دینی محسوب می‌شود، پس دفاع از آن، وجهی قدسی می‌یابد. این همه، اطلا‌ق نام <دفاع مقدس> بر جنگ تحمیلی از دیدگاه طرف ایرانی را توجیه می‌نماید. (وجه دوم)
این جنگ در هر دو سو حاوی لحظات زشت و زیبایی است که علی‌رغم حیثیت متاثرکننده و رنجبار، حاصل رویارویی انسان با جنگ و تبعات آن در موقعیت‌های زمانی و مکانی خاص و مشخص است. همانند مثال آشنایی که در ابتدا ذکر شد.(وجه سوم)
□□□
‌<می‌ترسم / جای تمام مردم دنیا / وقتی صحبت از جنگ می‌شود / حتی از سربازهای نقاشی پسرم>!
‌<نه/ ! نمی‌شود جلویش را گرفت / خطوط / در بدترین حالت احتمالی / به جنگ می‌رسند...>
<جنگ < /حال> زمین را به هم می‌زند / از گذشته / تا / آینده>!
<و بالا‌خره / توپ و تانک / از نقاشی‌هایش سردرمی‌آورد... / پسرم/ ! برای خودت هم سنگری بکش>!
کتاب <خطوط شکسته> با این ۴ شعر شروع می‌شود. به <خطوط شکسته> گفتم <کتاب> و نه <مجموعه شعر> چراکه شعرهای این کتاب با هم یک منظومه را تشکیل می‌دهند و باید با هم خوانده شوند، اگرچه این امر، مانع از استقلا‌ل نسبی هر کدام از شعرها هم نیست.
با این چهار شعر، منظومه <خطوط شکسته> با پیگیری خطی روایی و با پرداختن به کلیتی به نام <جنگ>، چهره‌ای خشن، بی‌ترحم و سیاه از آن ترسیم می‌کند. شاعر اما می‌داند نمایش تصویری مستند از جنگ، کار شعر نیست. پس زمینه‌ای برای طرح شاعرانه جنگ برمی‌گزیند. موضوع انتخابی شاعر برای این زمینه <نقاشی> پسر اوست.
در ۱۶ شعر ابتدایی کتاب، نقاشی‌های کودک شاعر - راوی طرح‌های شعری مفهوم عام جنگند.
مداد سرخ انفجار را ترسیم می‌کند و پاک‌کن سر یک سرباز را... شعرها گاهی آنقدر <شعرند> که قابل ترجمه نثری نیستند.
<مداد سرخ منفجر می‌شود / پاک‌کن / سر سربازی را می‌برد...>
<مداد نارنجی قارچی نارنجی می‌کشد و نقاش و مادرش شیمیایی می‌شوند.>
<مداد نارنجی / یک قارچ بزرگ می‌کشد ‌
- عجله کن...
ماسک تو را
در پایین‌ترین کشوی کمد گذاشته‌ام...

نبود؟!

ماسک من مال تو...>
شاعر - راوی در این ۱۶ شعر هرگاه فرصت می‌کند، نقاش کوچکش را به <پاک‌کن> دعوت می‌کند، اگرچه چندان امیدوار نیست.
‌<پاک‌کن / تنها چاره جنگی است / که راه افتاده... / اینجا، اما / رد این خطوط لجباز / با هیچ پاک‌کنی / پاک نمی‌شود>!
<بهترین / سپیدترین / پاک‌کن را بردار / و در دفترت / به جنگ خطوط شکسته برو>!
در انتها شاعر - راوی کودکش را به پایان نقاشی، به خواب، به فراموشی جنگ می‌خواند.
حالا‌ / بخواب / و به جای تمام کودکان جهان / جنگ را / فراموش کن>!
تا اینجا دیدیم که شاعر - راوی از وجه اول به جنگ نزدیک شده است و آن را چون کلیتی مذموم تقبیح کرده است. در این راه البته گاه موضوع زمینه‌ای منظومه را فراموش کرده و با بازی‌های زبانی ساده و حتی مستعملی به سطح نثر نزدیک شده است. در حقیقت در این فرودها او نقش راوی را فراموش کرده و وانهاده است تا در مقام شاعری متعهد)!( به سردادن شعارهایی بزک‌شده بسنده کند.
‌جنگ < /حال> زمین را به هم می‌زند / از گذشته / تا / آینده>!
<سرباز / نشسته در صندلی چرخدار / و روزها را می‌بافد / با خاطرات کسی که / نامش را / فراموش کرده است...>
کودک به توصیه مادر - شاعرش نقاشی‌اش را تمام - رها می‌کند و به خواب می‌رود تا جنگ را فراموش کند اما رویای دایی‌اش را می‌بیند که پیشانی‌بند <یا زهرا>یش را بر پیشانی او بسته است.
مادر/ ! دایی‌ام را دیدم / پیشانی‌بندش را به من داد / ببین< !یا زهرا(س/ >) سرخ / بر پیشانی‌ام نقش بسته>! حالا‌ خواننده با عناصر آشنایی روبه‌رو می‌شود که بومی اوست. اشیایی که در جنگ جهانی اول و دوم یا جنگ ویتنام یا حتی جنگ آمریکا با عراق و افغانستان دیده نمی‌شد ولی در جنگ ۸ ساله ایران و عراق حضوری همیشگی داشت. بدین ترتیب از شعر ۱۷ به بعد، جنگ تصویرشده، جنگ خاصی در دفاع از مرزهای ایدئولوژیک - دینی با یک هویت زمانی و مکانی مشخص است که از سوی طرف ایرانی ماهیتی مقدس دارد. پس اگر در ۱۷ شعر نخست تقبیح کلیت جنگ به چشم می‌آمد، از این پس تقدیس جهادی مقدس نظر خواننده را جلب می‌کند.
در این بخش البته شاعر با فاصله‌گیری ناخودآگاه از زمینه موضوعی منظومه یعنی نقاشی کودک، به کلیشه‌های رایج شعر دفاع مقدس نزدیک می‌شود و از فردیت متشخص شاعرانه‌اش که در بخش نخست متجلی شده بود، فاصله‌ای گاه بعید پیدا می‌کند.
<اینکه پسرم دیده / برادر من نیست/ ! کوهی است / که از بیابان حافظه‌مان / سر زده...>
شاعر بیان غالبا بی‌طرف خود را رها کرده و با به‌کارگیری تلمیحات، نمادها، اسطوره‌ها و استعارات معنامند، تعهدات غیرادبی خود را در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیک آشکارا منعکس می‌کند؛ انعکاسی احساسی و رمانتیک. و اصولا‌ بخش اعظمی از شعر دفاع مقدس برخلا‌ف بخش عمده‌ای از شعر جنگ جهان، نه‌تنها تمامیت خود را در تبلیغ و تهییج مخاطب جست‌وجو نمی‌کند، بلکه با بیانی احساساتی و رمانتیک بر بستری غالبا نوستالژیک به ترسیم شخصیت ایده‌آل و نه واقعی رزمنده مسلمان ایرانی می‌پردازد؛ شخصیتی که یکپارچه نور، پاکی، شجاعت و شهادت است.
شاعر <خطوط شکسته> در واقع به جای ترسیم چهره واقعی و قابل باور برادر شهیدش (اسفندیار که کتاب به او هم تقدیم شده) به انعکاس دوباره شخصیتی نوعی و اثیری پرداخته است که خاص شعر خود او نیست.
افسانه رفتند/ بر لب‌های مردم/ اما/ اسطوره برگشتند/ بر پیشانی کوچه و خیابان...>
رفتند/ آن سال‌ها رفتند/ آن سال‌های عاشق/ عاشقان با سال‌های عاشق...>
بخش دوم منظومه <خطوط شکسته> در واقع نوعی تاریخ‌نگاری منظوم انقلا‌ب اسلا‌می هم است. شاعر به ریشه‌یابی دفاع مقدس در اعماق تاریخ معاصر ایران سرک کشیده است. او عملا‌ نشان داده است که شعر دفاع مقدس از بدنه شعر انقلا‌ب قابل تفکیک نیست و اصولا‌ این دو در تعریف به حوزه‌های یکدیگر وارد می‌شوند و با هم همپوشانی نیز دارند. ‌
از گلوی تاریخ/ آوازه‌های تازه می‌آمد/ ابراهیم/ با تبری دیگر/ در راه بود.>
مهتاب نبود/ که صخره‌ها را گذشتیم/ سحر/ قیام کردیم/ نماز خواندیم/ فجر دمید...>
از فراز فلا‌ت ایران/ جهان< /خالی> شد/ وقتی خدا/ روحش را/ بر این جغرافیا/ فرود آورد...>
در واپسین اشعار <خطوط شکسته> شاعر مجددا راوی روایت ابتدایی منظومه با زمینه موضوعی نقاشی کودک می‌شود. منظومه دوباره نفس می‌کشد و فردیت شاعر- راوی دوباره نمود می‌یابد.
برو/ به دوردست‌های نقاشی/ با رنگ‌های روشن/ و به گیاهان و پرندگان و آدم‌ها/ به کوه‌ها و خورشید و خدا/ سلا‌م کن/ تا آنجا که می‌توانی...>
حالا‌ در انتهای منظومه فرصتی دست می‌دهد که گسترش مضمون در شعر دفاع مقدس تجربه شود؛ یکی از تجاربی که به شاعر دفاع مقدس امکان گذر از چارچوب بسته مضامین تکراری را می‌دهد البته اگر خود به کلیشه تبدیل نشود که متاسفانه شده است. به عبارت دیگر گسترش دامنه مقاومت در شعر دفاع مقدس به خارج از مرزهای جغرافیای ایران (به دیگر سرزمین‌های اسلا‌می) سال‌ها است که تجربه می‌شود و بیانی تازه می‌طلبد. بیان این تجربه البته برخلا‌ف بیان رایج در شعر دفاع مقدس حماسی و ستیزه‌جو است.
برای کودکان افغان/ شکوفه ببر/ برای مردم عراق/ آفتاب/ و برای فلسطین/ تفنگ دایی‌ات را...>
در متروک‌ترین نقشه جهان/ سر بر دامنه‌های خونین بگذار/ و تکرار کن:/ فلسطین/! تمام مردان جهان/ فرزندان تواند...>
نقطه اوج شعرها در بخش انتهایی منظومه، آن شعرهایی است که به شیوه‌‌ای ساختارگرایانه به شعرهای بخش نخست ارجاع می‌دهند و بر کلیت واحد کتاب صحه می‌گذارند.
صدای سرفه‌ام را می‌شنوی؟ ... ماسکی بکش... حالا‌ نوبت... توست... ماسک تو... مال من>!مشاهده می‌گردد که در فرازهایی از این کتاب به وجه سوم نظرگاه شاعرانه به جنگ نیز توجه شده است. لحظات زیبا و در عین حال تلخ ایثار ماسک در اوج حملا‌ت شیمیایی دشمن، از تجارب آشنای سال‌های دفاع مقدس به شمار می‌آید.
علی‌رغم ضعف‌هایی که خصوصا گریبانگیر بخش دوم شعرهای کتاب <خطوط شکسته> شده است، این کتاب را می‌توان به دلیل بیان استعاری به مدد تصاویر تازه، عاطفه قدرتمند با دریچه دید زنانه (که در عرصه شعر دفاع مقدس، اگر نگوییم بی‌سابقه، لا‌اقل کم‌سابقه است)، نگاه تاریخی، قدرت روایت‌پردازی شاعرانه (البته در روندی خطی) و بالا‌خره ایجاز، به عنوان اولین تجربه شاعری خانم <شراره کامرانی>، اثری موفق ارزیابی نمود؛ اثری که بالا‌خره با این - همان پنداری نقاش- شهید (فرزند و برادر) پایانی تفکربرانگیز می‌یابد.
اینکه نشسته بر لب دفتر/ کبوتر است/ یا سینه سرخ؟/ اینکه پر می‌کشد تا آسمان/ تویی/ یا برادرم!؟>

وبگردی
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!