یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ / Sunday, 20 January, 2019

مکانها و زمانهای دعا


مکانها و زمانهای دعا
دعا در فرهنگ اسلامی از جایگاه بسیار والایی برخوردار است و از آن به عنوان سلاح مؤمن و یكی از بهترین راه‌های كمال و رسیدن به اهداف متعالی و ارتباط با خداوند متعال یاد شده است. در روایات معصومین و دستورات بزرگان، همواره توصیه به دعا كردن شده كه دعا در هر شرایط زمانی و مكانی و روحی افراد امكان پذیر و مؤثر است، امّا برخی از مكانها و زمانها با توجه به اهمیت آنها، جهت استجاب دعا تأثیر خاصی دارند و خداوند برخی از زمانها و مكانها را نسبت به دیگر مكانها و زمانها فضیلت و برتری داده است؛ مانند برتری شهر مكه نسبت به دیگر سرزمینها و فضیلت شب قدر نسبت به هزار ماه. خداوند این فضیلتها را برای آن قرار داده تا انسان بتواند با استفاده از آنها هرچه بهتر و بیشتر به خداوند تقرب جوید.
در این نوشتار، اول به مكان‌های مقدسی كه دعا در آن اوقات سفارش شده است، اشاره می‌كنیم سپس به بیان زمان‌های خاص دعا می‌پردازیم:
● مكانهای دعا
۱) مسجد:
درباره فضیلت مسجد نسبت به سایر مكانها، امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: » رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از جبرئیل پرسید چه مكانی نزد خدا محبوب‌تر است. جبرئیل فرمود مساجد، و محبوبترین مردم اهل مسجد كسی است كه اول از همه داخل مسجد شود و آخر از همه خارج شود.[۱]« دعا در مكان محبوب خدا به اجابت نزدیكتر است چنانكه »امام باقر وقتی حاجتی داشت به مسجد می‌رفت و دعا می‌كرد.[۲]«
۲) مسجد كوفه:
این مسجد مكانی است كه سالكان و عارفان بسیاری با عبادت در آنجا، خود را به درجات بلند عرفانی رساندند. مسجدی است كه به فرموده امام صادق ـ علیه السّلام ـ »هزار نبی و هزار وصی در آن نمازگزارده‌اند.[۳]« و علمای بزرگ شیعه عملا فضیلت این مسجد و تاثیر دعا و مناجات در آن را ثابت كرده‌اند.
۳) مكه:
مكه از ابتدای خلقت سرزمین برگزیده خداوند بوده است. برای همین خانه خدا در آن مكان مقدس بنا شده است و خداوند به درخواست حضرت ابراهیم، مكه را شهری امن برای ساكنان آن قرار داده است. ( بقره/۱۲۶) و به خاطر فضیلتی كه دارد دارای احكام ویژه‌ای است و این فضیلت باعث استجابت دعا می‌شود چنانكه »امام رضا ـ علیه السّلام ـ در حالیكه اشاره به مكه و كوههای اطراف می‌كرد، فرمود: كسی در آن كوهها توقف نمی‌كند مگر اینكه دعایش مستجاب می‌شود لاكن دعای مومن در آخرتش اجابت می‌شود و دعای كافر در دنیایش.[۴]
۴) مسجد النبی:
همانگونه كه مساجد نسبت به سایر اماكن برتری دارند، در میان مساجد نیز برخی از آنها نسبت به برخی دیگر برترند. از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت است كه: » رسول اكرم فرمود نماز در مسجد من برابر است با هزار نماز در مساجد دیگر غیر از مسجد الحرام.[۵]«
۵) حرم امام حسین ـ علیه السّلام ـ:
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: » خداوند در روی زمین مكانهایی دارد كه دعا در آنها مستجاب می‌شود و حرم امام حسین ـ علیه السّلام ـ یكی از این اماكن است.[۶]«
۶) سرزمین عرفات:
امیرمومنان ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: »رسول خدا در حجهٔ الوداع فرمود روز عرفه هنگام عصر خداوند به سبب اهل موقف عرفات، مباهات می‌كند و به ملائكه می‌فرماید به بندگانم نگاه كنید كه از اطراف عالم با تحمل سختی به اینجا آمده‌اند. آیا می‌دانید از من چه می‌خواهند؟ ملائكه گویند درخواست بخشش و مغفرت می‌كنند خداوند می‌فرماید گواه باشید كه آنها را بخشیدم[۷]«
● زمانهای دعا
زمانهای دعا به دو نوع تقسیم می‌شوند: نوع اول زمانهای نامتعین و نسبی كه در هر ساعت از شبانه‌روز می تواند پیش بیاید و بستگی به اعمال خود شخص یا حوادث پیرامون دارد.
دوم زمانهای متعین و خاص كه از طرف شارع معین شده است.
الف) زمانهای نامتعین:
۱) بعد از نماز:
بهترین وسیله تقرب به خدا، نماز است كه پیامبر آن را محراج مومن نامیده است و این از بهترین اوقات دعاست. امام باقر می‌فرمایند:» دعا بعد از نماز از نماز مستحبی بهتر است.[۸]« به ویژه نمازظهر كه قرآن كریم در سوره بقره به صورت جداگانه آن را مورد تاكید قرار داده است.(بقره/۲۳۸) پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرمایند: » هنگام ظهر همه چیز پروردگار را تسبیح می‌كنند، پس خداوند در آن ساعت امر به نماز كرد و آن ساعتی است كه درهای آسمان گشوده است و بسته نخواهد شد تا بعداز نمازظهر و در آن ساعت دعا مستجاب می‌شود.[۹]«
و از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت است كه: »وقتی پدرم می‌خواست حاجتی طلب كند هنگام ظهر آن را طلب می‌كرد.[۱۰]«
۲) هنگام قرائت قرآن:
تلاوت قرآن، گوش دادن به سخنان خداوند متعال است و خداوند كریم‌تر از آن است كه در مقابل به سخن بنده خود توجه نكند. امیرمومنان ـ علیه السّلام ـ توصیه به دعا در چهار وقت می‌فرمایند كه یكی از آنها هنگام تلاوت قرآن است.[۱۱]
۳) دعا قبل از بلا:
انسان باید همیشه پروردگار خود را به یاد داشته باشد و با توكل بر او همه كارهای خود را انجام دهد. اما معمولا انسان در وقت راحتی خدا را فراموش می‌كند و در حال سختی و ناچاری به یاد او می‌افتد مثل اینكه خدا فقط خدای سختی‌ها و مشكلات است در حالیكه در راحتی‌ها به یاد خدا بودن، باعث جلب توجه خداوند در سختی‌ها می‌شود. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: » كسی كه قبل از نزول بلا دعا كند، هنگام بلا دعایش مستجاب می‌شود و به آسمان می‌رود و ملائكه گویند این صدا آشناست. و كسی كه قبل از گرفتاری و بلا دعا نكند، دعایش هنگام بلا مستجاب نمی‌شود و ملائكه گویند این صدا را نمی شناسیم.[۱۲]«
ب) زمانهای متعین:
۱) چهار وقت روز:
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: دعا در چهار وقت به اجابت می‌رسد: قبل از اذان صبح، بعد از طلوع فجر، بعدازظهر و بعد از مغرب[۱۳]« دعا در هر یك از این چهار وقت در امر خاصی تاثیر بیشتری دارد. چنانكه امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: » بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشید مخصوص تقسیم رزق و روزی است.[۱۴]«
۲) روز جمعه:
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند:» روز جمعه بر درگاه خدا تضرع و بسیار دعا كنید و از خداوند طلب بخشش و رحمت كنید. خداوند در این روز دعای هر مومنی را اجابت می‌كند.[۱۵]« و امام صادق(و یا امام باقر ـ علیه السّلام ـ) می‌فرمایند: » گاهی بنده مومن از خداوند حاجتی طلب می‌كند و خداوند برآوردن حاجت او را تا روز جمعه به تاخیری می‌اندازد.[۱۶]«
۳) شب عید قربان و اول رجب:
امیر مومنان ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: » من تعجب می‌كنم از كسی كه در چهار شب از سال، فارغ از عبادت باشد: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و شب اول رجب[۱۷]«
۴) روز عرفه: امام سجاد ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: » عصر روزعرفه خداوند ملائك را به آسمان دنیا نازل می‌كند و به آنان می‌فرماید: به بندگانم نگاه كنید كه با سختی و زحمت به سوی من آمده اند و به آنان پیام فرستاده ام كه مرا بخوانید و از من درخواست كنید من شما ملائك را شاهد می‌گیرم كه همین امروز دعای آنان را اجابت كنم.[۱۸]«
۵) نیمه شعبان:
شب نیمه شعبان از شبهای بافضیلت سال است كه با ولادت امام زمان(عج) بر فضل و بركت آن افزوده شد. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: » پدرم فرمود این شب، بعد از شب قدر برترین شب سال است. در این شب خداوند از روی فضل و كرم به مردم نظر می‌كند و بندگان خود را می‌بخشد پس دراین شب برای رسیدن به خدا بسیار تلاش كنید. شبی است كه خداوند بر خود فرض كرده كه دعاكننده‌ای را ناامید برنگرداند مادامی كه معصیت و گناه طلب نكند.[۱۹]« و امام رضا در فضیلت این شب فرمودند: » شبی است كه خداوند بندگان خود را از آتش می‌رهاند و گناهان بزرگ را می‌بخشد. پدرم می‌فرمود دعا در این شب مستجاب است.[۲۰]« و سیره معصومین شب زنده‌داری و مناجات در این شب بوده است چنانكه امام سجاد این شب را سه قسم می‌كرد: قسمتی را نماز می‌خواند، قسمتی را دعا می‌كرد و اهل خانه ‌آمین می‌گفتند سپس استغفار می‌كرد و از خدا بهشت طلب می‌كرد و این كار تا طلوع فجر ادامه داشت.[۲۱]«
۶) شب عید فطر:
یك ماه مهمانی خدا و دوری انسان از بسیاری از گناهان و تابیدن نور الهی بر دل بندگان در شبهای قدر انسان را به خالق خود نزدیك می‌كند و این از بهترین اوقات دعاست.
در این شب پاداش عمل یك ماه بندگان داده میشود. پیامبراسلام می‌فرمایند:»وقتی شب‌ عیدفطر فرا می‌رسد- كه به آن شب پاداش گویند - خداوند اجر عاملین را می‌دهد ولی بدون حساب.[۲۲]« در این حال دعا می‌تواند باعث جلب رضایت الهی و دریافت پاداش بیشتر شود. از امام رضا ـ علیه السّلام ـ روایت است» در سه شب روزیها و مرگها و مقدرات یك سال تقسیم می‌شود. شب بیست و سوم ماه مبارك رمضان، نیمه شعبان و شب عید فطر.[۲۳]«
۷) ماه مبارك رمضان:
ماه مبارك رمضان، ماه رحمت خداست كه درهای بهشت باز و درهای جهنم بسته است. ماهی است كه خداوند بركات خود را بر بندگان نازل می‌كند و همه آنان را مهمان سفره فضل و كرم خویش می‌نماید و میزبان هرچه در توان دارد مهمان خود را شاد و راضی نگه می‌دارد. و برآوردن تقاضای مهمان را بر خود وظیفه می‌داند.
بنابراین ماه مبارك رمضان از بهترین فرصتهای طلب حاجت از خداوند متعال است.
امیر مومنان ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: » در ماه رمضان بسیار دعا كنید.[۱]«
رسول خدا می‌فرمایند: »دعا در ماه رمضان مقبول است.[۲]«
۸) شب قدر:
امام صادق ـ علیه السّلام ـمی‌فرمایند: » شب قدر، قلب ماه رمضان است.[۳]شبی است كه از هزار ماه بهتر است و به بیان امام صادق ـ علیه السّلام ـ: »شبی كه عمل درآن بهتر است از عمل در هزار ماهی كه شب قدر در آن نباشد.[۴]« دعا در این شب به سبب فضیلتی كه دارد هم به اجابت نزدیكتر است و هم می‌تواند سرنوشت یك سال انسان را با خیر و عافیت رقم زند چنانكه امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: »در شب قدر همه مسائل مربوط به یكسال تا شب قدر دیگر مقدر می‌شود. مسائلی همچون خیر و شر، طاعت و معصیت، ولادت و مرگ یا رزق و روزی. پس هرچه درآن سال مقدر شود حتمی است و قطعا محقق خواهد شد.[۵]«

محمدحسن باقری
[۱]. همان، ج ۳، ص ۴۸۹.
[۲]. همان، ج ۲، ص ۴۷۷.
[۳]. همان، ج ۳، ص ۴۹۲.
[۴]. میرزا جواد ملكی تبریزی، المراقبات، ص ۲۰۸.
[۵]. شیخ كلینی، كافی، ج ۴. ص ۵۵۶.
[۶]. ابن فهد حلی، عده الداعی، ص ۵۷.
[۷]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۴۹.
[۸]. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۳۷.
[۹]. قطب الدین راوندی، فقه القرآن ج ۱، ص ۱۱۴.
[۱۰]. شیخ كلینی، كافی، ج ۲، ص ۴۷۷.
[۱۱]. شیخ كلینی، كافی، ج ۲، ص ۴۷۷.
[۱۲]. شیخ كلینی، كافی، ج ۲، ص ۴۷۲.
[۱۳]. همان، ص ۴۷۷.
[۱۴]. همان، ص ۴۷۸.
[۱۵]. قطب راوندی، الدعوات، ص ۳۶.
[۱۶]. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۸۱.
[۱۷]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۱۲۲.
[۱۸]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۴.
[۱۹]. همان، ج ۹۴، ص ۸۵.
[۲۰]. همان، ج ۹۴، ص ۸۴.
[۲۱]. همان، ج ۸۰، ص ۱۱۵.
[۲۲]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۳۷.
[۲۳]. همان، ج ۸۸، ص ۱۲۳.
[۲۴]. شیخ صدوق، من لا یحذره الفقیه، ج ۲، ص ۱۰۸.
[۲۵]. همان، ج ۲، ص ۹۸.
[۲۶]. شیخ كلینی، كافی، ج ۴، ص ۶۵.
[۲۷]. شیخ كلینی، كافی، ج ۴، ص ۵۷.
[۲۸]. همان، ص ۱۵۷.

منبع : سایت اهل بیت

مطالب مرتبط

برکات ذکر صلوات

برکات ذکر صلوات
رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:
بسیار یاد كردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر می شود.
با توجه به روایت فوق، داستان زیر را تقدیم می داریم. توصیه می كنیم كه قبل از مطالعه به نكات زیر توجه نمایید:
۱ـ شكی نیست كه اذكار، خواص و فوایدی بسیار دارد. طبق روایات رسیده از معصومین علیهم السلام، ذكر صلوات نیز چنین است. یكی از فواید آن، رهایی از فقر و تنگدستی است. ناگفته پیداست كه: نتیجه بخشیدن آن، شرایطی دارد. یكی از شرایط آن، چگونگی حالت‌های روحی، نفسی و معنوی انسان است. با این بیان، ذكر شخصی به ثمر می رسد كه قبلا زمینه لازم را فراهم كرده باشد. به عبارت دیگر، نباید توقع داشت كه بدون ایجاد زمینه، تكرار اذكار به نتیجه مطلوب برسد.
۲ـ به ثمر رسیدن ذكرها، در سایه تلاش و جدیت انسان است. به عبارت دیگر، به نتیجه رسیدن آنها با تنبلی و تن پروری منافات دارد و نباید از تلاش و كوشش در كسب معاش دست كشید و با تكرار اذكار، به كنجی نشست و به امید این كه خداوند، روزیمان را می رساند، از كار و تلاش دست برداشت.
رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:
بسیار یاد كردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر می شود.
مرد خواب و خوراكی نداشت. مادام كه سر و وضع زن و بچه هایش به خاطرش میآمد؛ آشفته و غمناك میشد. ظاهر رنجور و گونه‌های ترك برداشته آنها، آزارش میداد. همین طور شكوه‌های بیوقفه همسرش كه خواب و خیالش را ربوده بود.
آن روز، مثل همیشه، در چوبی حیاط را به هم زد. راه كوچه باریك محله را در پیش گرفت. نمی دانست كجا میرود؟ ولی گام هایش بسی بلند و كشیده بود. گاهی به اطرافش چشم می دوخت تا شاید مشكل گشایی بیابد. از چند كوچه باریك و كم عرض گذشت. به چهارراهی نزدیك شد كه معمولا از جمعیت موج می زد. در آن سوی چهار راه، مسجدی قرار داشت. هر چند ظاهرش ساده و كوچك بود؛ اما هیچ وقت از نمازگزاران خالی نبود. گاهی واعظی به منبر میرفت و به پند و اندرز مردم می پرداخت. آن روز نیز واعظی بر فراز منبر، در حال سخنرانی بود. جمعیتی گرد آمده بودند و به سخنان او گوش می كردند. "سعید" نیز خودش را داخل جمعیت زد. روحانی، پیرامون فقر و راه‌های خلاصی از آن سخن می گفت. بیان شیرین و رسایی داشت. چیزی نگذشت كه سعید جذب سخنان او شد. بین خودش و او احساس نزدیكی میكرد. به نظرش رسید كه روحانی، او را میشناسد و حرف‌های دلش را بازگو میكند. ولی این طور نبود؛ سخنان روحانی، حرف دل بسیاری از مردم بود. او در بخشی از سخنانش گفت:
"در فرستادن صلوات، كوتاهی نكنید. زیرا اگر توانگر، صلوات بفرستد؛ مالش بركت مییابد و اگر فقیر صلوات بفرستد، خداوند تعالی از آسمان روزیاش را می فرستد."
این سخن گرچه برای سعید تازگی داشت، ولی به نظرش آسان بود. از خودش پرسید:
پس تا حالا چرا به این راه ساده، فكر نكرده بودم؟!
سخنان روحانی تمام شد، اما فریادهای هماهنگ "صلوات" تمامی نداشت. صلوات‌ها، رسا و پی در پی بود. سعید امیدوار شده بود. او مثل خیلیها، قدم به بیرون گذاشت. راه خانه اش را در پیش گرفت. لب‌هایش می جنبید. لحظه‌ای زمزمه اش قطع نمیشد. مثل این كه صلوات، آن سوی لب‌هایش پنهان شده بود.
سه روز گذشت. هنوز صلوات، ورد زبانش بود. سخنان روحانی از دل و ذهنش بیرون نمی رفت:
"... فقیر اگر صلوات بفرستد، خداوند تعالی از آسمان روزیاش را می فرستد."
از خانه بیرون رفت. همچنان چهره ارغوانی و گرسنه بچه‌ها، نگرانش ساخته بود. اتفاقا عبورش به خرابه ای افتاد. مكان ترسناكی بود. گویی در و دیوارهایش با انسان سخن میگفت. سخن از گذشته‌های دور؛ سخن از آنهایی كه آنجا را به یادگار گذاشته بودند. سنگ‌ها و خاك‌های تلنبار شده كف خرابه، راه رفتن را مشكل ساخته بود. اضطراب خفیفی، وجود سعید را فراگرفت. لحظه ای در خودش فرو رفت. سنگی به پایش اصابت كرد. اول لرزید و بعد، كمی احساس درد كرد. چیزی به افتادنش نمانده بود. برگشت، نگاه كرد. چشمش به سنگی افتاد كه در حال غلت خوردن بود؛ و بعد سفال خاكی رنگ، توجه اش را جلب كرد. حس كنجكاویاش بیدار شده بود. گامی به عقب برگشت. از فاصله كمتر، چشم دوخت. بخشی از یك ظرف قدیمی به چشمش افتاد. به آرامی خاك‌ها را كنار زد و بعد كوزه كوچكی از دل خاك، بیرون آورد. ضربان قلبش تند تند می زد. احساس تشنگی میكرد. لب‌های خشكیده‌اش تكان میخورد. خاك‌های سطح كوزه را فوت كرد. قشنگ و زیبا بود. دهانه كوزه با گِل بسته شده بود. گِل‌های دهانه كوزه را بیرون آورد. به آرامی دهانه آن را به سمت پایین قرار داد. صدای شادیآوری در خرابه پیچید. صدا از به هم خوردن سكه‌های طلا بود. نور طلایی رنگ سكه، زیر اشعه خورشید، وسوسه انگیز و خیال‌آور مینمود. گیج شده بود. تصمیم گرفتن، برایش دشوار بود. لحظاتی مات و مبهوت به سكه‌ها نگاه كرد. جلوه فریبنده آنها چشمانش را به بازی گرفته بودند. به فكر فرو رفت. در عالم گذشته‌اش غرق شد. بار دیگر اوضاع نابسامان خانواده‌اش، خاطرش را آشفته كرد. از این كه نتوانسته بود شكم بچه‌هایش را سیر كند، غصه میخورد؛ از این كه در مقابل تقاضاهای آنها چاره‌ای جز سكوت نداشت، زجر میكشید.
به خود آمد. چشمش به سكه‌ها افتاد. لبخندی شیرین، روی لب‌های خشكیده‌اش، گل كرد. سكه‌هایی را كه روی زمین افتاده بود، جمع كرد و داخل كوزه انداخت. كوزه را به سینه‌اش چسباند. در حالی كه صورتش را به آسمان بلند كرده بود؛ لحظه‌ای چشمانش را بست. آنگاه از جایش برخاست. شروع كرد به راه رفتن. چند گامی بیش نرفته بود كه به یاد سخنان آن روحانی افتاد:
"... فقیر اگر صلوات بفرستد، خداوند متعال از آسمان روزیاش را میفرستد."
گام‌هایش سست شد. كم كم از حركت بازماند. نه توان رفتن داشت و نه قدرت برگشتن. سر دو راهی قرار گرفته بود؛ دو راهی كه یك راه آن به فقر دائمی منتهی میشد و راه دیگرش به بهره‌مند شدن از آن گنج خدادادی. اما نه؛ او در آن گیرودار سرنوشت ساز، به خودش نهیب زد:
وعده روزی من، از آسمان است؛ روزی زمینی را نمی خواهم. برگشت. كوزه را سرجایش گذاشت. درست زیر همان سنگی كه به پایش خورده بود. به اطرافش نگاه كرد. سریع از خرابه بیرون شد. ساعتی دیگر، تن خسته و گرسنه اش را روی حصیر كهنه اتاقش، رها كرد و بار دیگر در فكر عمیق فرو رفت.
▪این بار هم كه با دست خالی برگشتی؟!
این، صدای همسرش بود كه رشته افكارش را پاره كرد. در حالی كه لبخندی به لب‌هایش كاشته شده بود؛ همه چیز را برای همسرش تعریف كرد. همسرش كه تحمل شنیدن سخنان او را نداشت، پرسید:
كجاست؟ چرا نیاوردی؟!
▪ نخواستم.
▪ نخواستی؟! چرا؟ مگر حال و روزمان را نمیبینی؟ اگر تو نمیخواهی، گناه ما چیست؟ گناه این بچه‌های معصوم ...؟
▪مطمئنم كه خداوند روزیام را از آسمان می فرستد.
▪ از آسمان؟! آن را كجا گذاشتی؟
▪همان جا، سرجایش؛ زیر همان سنگ وسط خرابه.
در آن لحظه، همسایه اش ـ كه مرد یهودی بود ـ در پشت بام خانه اش به سخنان سعید و همسرش گوش میكرد. بعد از شنیدن سخنان آن دو، سخت به طمع افتاد. فوری خودش را به آن خرابه رساند. سنگی در وسط خرابه، سینه به خاك فرو برده بود. به سنگ نزدیك شد. به آرامی آن را كنار زد. كوزه، برق نگاهش را دزدید. بی صبرانه سنگ را از دل خاك بیرون آورد. تا آن لحظه هزاران فكر و خیال در ذهنش متولد شده، رشد و نمو كرده بود. خیالاتی كه تنها با سكه‌های داخل كوزه به ثمر میرسید. او حق داشت كه به هیچ چیز فكر نكند جز آن كوزه و سكه‌های داخلش. كوزه را برداشت و یك راست خودش را به خانه‌اش رساند. به تندی در كوزه را باز كرد. بیصبرانه به درون آن چشم دوخت. ترسی توام با اضطراب، در تنش دوید. موجودات شبیه مار و عقرب، توجه‌اش را جلب كرد. بیشتر دقت كرد. درست بود؛ عقرب‌های سیاه و زرد رنگ طول و عرض كوزه را میپیمودند. در كوزه را بست. احساس تنفری نسبت به كوزه پیدا كرده بود. به فكر فرو رفت. همان جا، كینه‌ای نسبت به سعید در دلش كاشته شد. در حالی كه از چهره‌اش شرارت میبارید، با خود گفت:
حتما میدانسته كه كوزه پر از مار و عقرب است. وقتی فهمیده كه من در پشت‌بام خانه به حرف‌های او و همسرش گوش میكنم؛ با حرف‌های دروغش، مرا گمراه كرد و گرفتار این مار و عقرب‌های كشنده نمود. جواب دشمنی‌اش را خواهم داد. جوابی كه هرگز فراموش نكند!
سعید نشسته بود. همسرش به قیافه متفكرانه او نگاه میكرد. از این كه شوهرش آن همه سكه طلا را رها كرده بود، عصبانی بود. گاهی با سخنان طنزگونه و نیش دار، عمل او را مورد استهزاء قرار میداد. چگونه میتوانست باور كند كه مردش با آن همه فقر، آن همه سكه طلا را رها كرده است؟! بار دیگر به شوهرش نگاه كرد. او همچنان به سینه دیوار چسبیده بود. زیر لب، چیزی می خواند. زن كه حوصله‌اش تمام شده بود، گفت:
منتظری كه خدا روزیات را از آسمان بفرستد؟ بلند شو برو بیرون، یك كاری كن.
سعید دنبال جمله‌ای میگشت تا پاسخ همسرش را بدهد. هنوز چیزی نگفته بود كه صدای عجیبی در اتاق پیچید. صدا برای سعید آشنا بود. همان صدای جذابی كه در خرابه شنیده بود. به سقف اتاق نگاه كرد. از روزنه كوچك سقف اتاقش، بارانی از سكه میبارید. حالت عجیبی پیدا كرده بود. خوشحالی توام با حیرت، آب دهانش را خشكانده بود. صدایش در اتاق پیچید:
خدایا! شكرت، شكرت. نگاه كن، نگاه كن، خداوند روزیمان را از آسمان فرستاده است.
همسرش كه باورش نمیشد، اول به روزنه سقف اتاق چشم دوخت و سپس با شادمانی به جمع كردن سكه‌ها پرداخت. صدای گفت و گوی سعید و همسرش به گوش همسایه یهودیاش رسید. او به خودش شك كرد. دست نگه داشت. كوزه را بالا كشید. از دهانه كوچك كوزه، نگاهش را گذراند. عقرب‌های باقی مانده، همچنان به یكدیگر تنه میزدند و از سر و كول هم بالا و پایین میرفتند. به سعید و همسرش زهرخندی نثار كرد و بار دیگر كوزه را در دهان روزنه اتاق، وارونه كرد. همزمان صدای سعید بلند شد:
بازهم سكه، سكه. خدایا ... خدایا...!
بر شگفتی مرد یهودی افزوده شده بود. به نظرش رسید كه سعید و همسرش، عقلشان را از دست داده‌اند. برای این كه مطمئن شود، سرش را به روزنه اتاق سعید، نزدیك كرد. و بعد با احتیاط به داخل اتاق نظر انداخت. باورش نمیشد. آنچه ریخته بود، سكه بود. سكه‌هایی كه با رنگ زرد و فریبنده در كف دستان آن دو موج میزدند و جرنگف جرنگ صدا میكردند. با خودش گفت:
حتما من اشتباه كرده بودم!
و ادامه داد:
نه! نه! من اشتباه نكرده بودم؛ هر چه بود، مار و عقرب بود.
از خودش پرسید:
پس چه اتفاقی افتاده است؟
لحظه‌ای به فكر فرو رفت. بعد از چند دقیقه اندیشیدن، به راز قضیه پی برد. دانست كه این، سرّی از اسرار غیبی است. سرّی كه به دست خداوند به ثمر رسیده است. سعید را به پشت بام دعوت كرد. وقتی سعید، خودش را به آن جا رساند، مرد یهودی خودش را روی قدم‌های او انداخت. همان دم صدایش كه با گریه شوق توام بود؛ در فضا پیچید:
"اشهد ان لا اله الا الله؛ اشهد ان محمدا رسول الله."
سعید نیز گیج شده بود. میدانست كه باران سكه از بركات "صلوات" است. ولی نمیدانست كه مسلمان شدن یك نفر یهودی نیز از دیگر بركات آن میباشد. یك بار دیگر به مرد تازه مسلمان نگاه كرد و سكه‌های كف اتاق را در ذهنش تداعی نمود. ناخود آگاه بر زبانش جاری شد:
اللهم صل علی محمد و آل محمد!

وبگردی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.