پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

علی (ع) و قرآن کریم


علی (ع) و قرآن کریم
▪ قال اللّه تبارك و تعالی: لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ بحث بنده در باره علی (علیه السلام) و قرآن كریم است. علمای علوم قرآنی و مفسّران در این حقیقت متّفقند كه اصحاب پیامبر گرامی ما (صلوات اللّه علیه) در استعداد فهم و درك معانی قرآنی، مراتب متفاوت داشته‏اند چنانكه از فیض مشاهده نزول وحی و شهادت بر نزول سوره‏ها و مجموع آیه‏های نازله بر پیامبر به نسبتی متفاوت بهره برده‏اند.
آنانكه در مدینه به رسول خدا ایمان آوردند شاهد نزول سوره‏های مكّی نبودند و از تفسیر و شأن نزول خصوصا مصداق نزول آیات محروم ماندند.
در مورد شأن نزول آیه‏ای كه تلاوت شد، حدیث شناسان و مورّخان همداستانند كه مقصود از «أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»، علی بن ابی طالب (سلام اللّه علیه) است. چنانچه «ابن جریر طبری» و «ابن ابی حاتم» و «واحدی» (صاحب «اسباب النزول») و «ابن مردویه» و «ابن عساكر» و دیگران از قول «بریدهٔ اسلمی» چنین ثبت كرده‏اند .
▪ رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
إنّ اللّه أمرنی أن أدنیك و لا أقصیك و أن أعلّمك و أن تعی و حقّ لك أن تعی.
فنزلت هذه الآیهٔ «لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ» و این مطلب را از «الدّر المنثور» تفسیر جلال الدین سیوطی نقل میكنند و «اسباب النّزول» صفحه ۲۹۴ و ابو نعیم در «حلیهٔ الاولیاء» نیز همین را ثبت نموده‏اند و با نقل حدیث دیگری كه پیامبر (ص) به علی علیه السلام فرمود: «فأنت أذن واعیهٔ لعلمی» .
همچنین در تفسیر همین آیه، «سعید بن منصور» و «ابن جریر» صاحب تاریخ و تفسیر طبری و «ابن أبی حاتم» و «ابن مردویه» از «مكحول» این روایت را البته بشكل مرسل ثبت كرده‏اند كه پس از نزول آیه «وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»،
▪ رسول خدا فرمود: «از خداوند خواستم كه گوش هوش علی (ع) را چنین بگرداند». و علی (ع) فرمود: «پس از آن نشد كه چیزی را از پیامبر خدا بشنوم و فراموش كنم» «ثعلبی» نیز از طریق «أبو حمزه ثمالی»، این روایت را بشكل مسند (و نه مرسل) ثبت كرده است.
در این سوره مباركه (الحاقّه) قبل از این آیه، خداوند سرگذشت اقوام منقرض شده و نیز پیامبران گذشته را نقل فرموده.
▪ آن گاه می‏فرماید: برای درك و فهم و حفظ این سرگذشتهای عبرت آموز در تاریخ پیامبران و ملّتها، گوش هوشی مستعد و فراگیر لازم است. بهمین جهت علی علیه السلام، قرآن را بهتر از همه اصحاب رسول اللّه (صلوات اللّه و سلامه علیه) درك نموده، و بدیگران آموخته است.
«ابن عطیه»، «بدر الدین» و «سیوطی» بر این متفقند كه «صدر المفسّرین» علی بن ابی طالب علیه السلام بوده است، و «ابن عباس» نزد آن حضرت تفسیر را آموخته، و سپس دیگران مانند «مجاهد» و «سعید بن جبیر» و غیرهم از او پیروی‏
كرده و نزد ابن عباس شاگردی نمودند.
امیر المؤمنین (سلام اللّه علیه) ضمن آنكه بهترین درك كننده، حفظ كننده و فراگیرنده قرآن بوده، در جمع آوری و بیان تفسیری قرآن، سرآمد اصحاب بشمار می‏رفته است.
▪ ابن عباس در مورد آیه شریفه إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ می‏گوید: خداوند قرآن را در قلب و ضمیر علی (ع) جمع كرد و او پس از وفات پیامبر بمدت شش ماه آنرا جمع و تدوین نمود.
«ابو نعیم» در «حلیهٔ الاولیاء» و «خطیب» در «اربعین» از سیوطی، و او از علی بن ابی طالب (ع) روایت نموده‏اند كه: وقتی پیامبر خدا (ص) در گذشت، سوگند یاد نمودم كه ردای خویش را از شانه فرو نیفكنم تا همه قرآن را تألیف نمایم و این كار را انجام دادم.
مورّخان و مفسّران نیز در این حقیقت همداستانند كه تنها كسی كه ادعا كرد كمر به جمع قرآن بسته است، علی (ع) بود پیش از آنكه كسی بفكر جمع و تألیف آن بر آید.
▪ در احتجاج طبرسی آمده است كه ابو ذر غفاری گفت: علی علیه السّلام، پس از وفات رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) و بنا به وصیّت آن حضرت قرآن را جمع و تألیف نمود و نزد مهاجران و انصار آورد و به آنها ارائه داد. وقتی یكی از آنان، آنرا باز نمود و در همان صفحه اوّل، رسوائیهای آن عدّه را بدید با آن به مخالفت برخاست.
اولین كاری كه حضرت امیر سلام اللّه علیه نسبت بقرآن انجام داد همین بود كه ادعا كرد من از خانه بیرون نمی‏روم تا جمع آوری و تألیف قرآن را به پایان برسانم. این خود بزرگترین تهدید بود برای كسانی كه قصد تعرّض نسبت به قرآن كریم را داشتند و شمشیری بود آخته بر سر كسانی كه می‏خواستند قرآن را كم و زیاد كنند. در تاریخ ثبت است كه وقتی خواستند در آیه مباركه إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ» تا آیه بعد كه می‏فرماید: «وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَٔ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ، «واو» را از سر«الّذین» بردارند تا معنای آیه را تحریف نمایند و چنان نشان دهند كه این «الّذین» یعنی كسانی كه طلا و نقره را كنز میكنند فقط احبار و رهبان هستند نه كسانی كه در جامعه اسلامی دست به چنین كار جنایتكارانه‏ای می‏زنند، ابو ذر آن صحابی عالیقدر شمشیر برّان زبانش را بر سر آنها آخته داشت تا این تحریف انجام نشود. امّا كار علی علیه السلام از اینها بالاتر بود. او (بقول ابو رافع) در خانه نشست و قرآن را چنانكه نازل شده بود تألیف كرد (نه بدین معنی كه مجموعه آیات و سور را بحسب ترتیب نزول جمع كند كه این كار انجام شده بود، و این ترتیب فعلی از اختیار بشر حتی پیامبر خارج بود بلكه شأن نزول و این كه آیات در باره چه كسانی و در چه زمانی نازل شده بود را مشخص فرمود و این مصون داشتن قرآن و معانی آن از خطر تحریف معنوی بود.
لذا شاگردانش را تشویق نمود كه در تفسیر، شأن نزول و ترتیب نزول را بیاموزند و به دیگران نیز یاد دهند كه آیات در باره چه كسانی، چه حوادثی و چه شرائطی نازل شده است). از «ابن حجر» نیز همین مضمون نقل شده و این روایت را «ابن ابی داود نسائی» با سند صحیح از «عبد اللّه بن عمر» ثبت نموده است.
▪ امام حسین بن علی سید الشهداء نیز فرمود، امیر المؤمنین در نطقی فرمود: از من در باره قرآن بپرسید تا بشما بگویم كه آیاتش در باره چه كسانی و در چه وقتی نازل شده است.
امّا برای این كه به اهمیت تبیین ترتیب و زمان و موقعیت نزول آیات پی ببریم، دو مثال می‏زنم: یكی در باره احكام، و یكی هم در باره شأن نزول.
در سوره بقره دو آیه در باره وفات و حكم همسران داریم كه یكی ناسخ و دیگری منسوخ است. امّا آیه ناسخ قبل از آیه منسوخ آمده است (آیه ناسخ آیه ۲۳۴ و آیه منسوخ ۲۴۰ است) دانستن این كه كدام ناسخ و كدام منسوخ است احتیاج به دانستن شرایط نزول آیه دارد، و البته از همان زمان جمع و تألیف قرآن تا بحال همه حكم ناسخ و منسوخ را می‏دانسته‏اند، و جای آیات را هم فرشته وحی به پیغمبر (ص) ابلاغ میكرد.از ابن عباس است كه وقتی فلان آیه آمد، فرشته وحی به پیامبر گفت این آیه را بر سر فلان آیه قرار بده. بهر حال دانستن ترتیب نزول آیات‏از این نظر كه ناسخ از منسوخ باز شناخته شود، فوق العاده اهمیّت دارد.
مثال بعدی در مورد شأن نزول است. تاریخ جنگ احد در سوره مباركه آل عمران آمده است. از «عبد الرحمن بن عوف» یا از دیگری از صحابه رسول خدا در مورد چگونگی جنگ احد سؤال شد و او به آیات پس از ۱۲۰ سوره آل عمران ارجاع داد، و گفت: اگر آنها را بخوانی چنان است كه با ما در این جنگ شركت داشته باشی.
از جمله وقایع جنگ احد اینست كه ابتدا پیشرفت با مسلمانان بود ولی پس از خالی كردن گردنه كوه توسط كمانداران و حمله سواره نظام دشمن از آن موضع، فشار دشمن سخت می‏شود. پیامبر دستور می‏دهد مسلمین بخاطر عدم تناسب كمّی نیروی خودی از دامنه كوه مقابل بالا رفته به كوه تكیه بدهند و عقب نشینی كنند.
پیامبر در مؤخرّه سپاه است و او هم از دامنه كوه بالا می‏رود امّا در معرض حمله خطر سواره نظام دشمن است كه بیرحمانه به كشتار مشغول است.
آیه ۱۵۳ دلالت بر این موضوع دارد: إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ فِی أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَیْلا تَحْزَنُوا عَلی‏ ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
تا اینجا مسئله‏ای نیست و آیات، دنباله واقعه را می‏گوید، ولی یكباره خداوند كسانی را بعنوان این كه از دشمن رو برتافتند و گریختند مورد مؤاخذه قرار می‏دهد، آیه ۱۵۵: إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا.
معلوم می‏شود اینها عده‏ای از همین سپاه اسلامند، امّا این كه آنها چه كسانی هستند باید فرد والائی همچون علی علیه السلام آنها را مشخص كند.
در قدیمترین سیره كه مؤلّفش متوفای ۲۰۷ هجری است و سیره «ابن اسحاق» رادیده، «المغازی» «ابن شهاب الزهری» را مشاهده كرده و همه روایات را بررسی و ثبت نموده می‏گوید: وقتی خبر كشته شدن پیامبر توسط كفّار، بین مسلمین پراكنده شد، آنها متفرق شدند و بعضی به مدینه رسیدند و اولین كسی كه بمدینه آمد و خبر داد كه پیامبر كشته شده است «سعد بن عثمان» ملّقب به‏«ابو عباده» بود. بعد عده دیگری وارد شهر شده پیش زنهای خود رفتند. زنها آنها را سرزنش نموده و گفتند از خدمت رسول خدا می‏گریزند یكی از زنان «ام ایمن» بود كه در برخورد با عده‏ای به رویشان خاك پاشید، و به یكی از آنها گفت: بیا این دوك را بگیر و بریس و شمشیرت را بمن بده و بعد همراه عده‏ای از زنان به احد رفت.
امّا در مقابل، «علی بن أبی طالب»، «طلحهٔ بن عبید اللّه»، «سعد ابن أبی وقّاص» و عده‏ای از انصار كه اسامی آنها كاملا در تاریخ ثبت است بسختی با دشمن می‏جنگند و از پیامبر حفاظت میكنند. «نصیبه» دختر «كعب ام عماره» كه برای آب دادن و مداوا بجنگ آمده است وقتی كه می‏بیند دندان و پیشانی مبارك پیامبر می‏شكند، و لبان حضرت شكافته می‏شود، شمشیر را بر می‏دارد و افرادی را می‏كشد. او خود و افراد خانواده‏اش در جنگ پایداری می‏كنند.
«طلحهٔ بن عبید اللّه» این صحابی قهرمان، دست خودش را سپر می‏كند تا شمشیر «ابن قمیصه» بر شانه پیامبر فرود نیاید كه انگشتش قطع می‏شود و تا آخر عمر سند دفاع او از پیامبر می‏گردد. در این میان پیامبر در گودالی از گودالهائی كه «ابو عامر راهب» (كه پیامبر او را فاسق لقب داد) كنده و رویش را پوشانده بود می‏افتد، كسی بنام «شماس بن عثمان» خودش را در مقابل شمشیرهائی كه بر پیغمبر فرود می‏آمد، سپر دفاع می‏كند و همان جا شهید می‏شود. اینها قهرمانان این واقعه هستند. امّا آن عدّه هم فرار میكنند كه پیامبر به «نصیبه» این زن قهرمان كه آثار شمشیر بر پیكرش تا پایان عمر باقی بود.
▪ می‏فرماید: «كار تو از آن فراریان (كه نام می‏برد) بهتر است».
همان جا در گودال در حالی كه زانوی مبارك پیامبر آسیب دیده و نمی‏تواند بلند شود، علی (ع) دست آن حضرت را و طلحهٔ بن عبید اللّه زیر بغل ایشان را می‏گیرند و از دامنه كوه بالا می‏روند و در همین اثنا دسته‏های متفرق مسلمین هم می‏رسند، و گرد پیامبر حلقه زده دشمن را دفع میكنند.
بهر حال این شأن نزول دقیقا مشخص میكند كه این افراد چه كسانی بودند و آیات چه می‏گوید. كار بحدی دقیق است كه در همین جنگ كه، یكی ازمسلمین كه با دیگری دشمنی دارد او را غافلگیرانه می‏كشد، مدتی بعد از جنگ احد، وقتی او را می‏یابند پیامبر او را محاكمه و اعدام میكند. بهر حال دقیقا مقاومت كنندگان قهرمانان و گریزندگان نامشان مشخص است، هم در تفاسیر، هم در صحاح بخصوص صحیح بخاری.
▪ خالد بن ولید (فرمانده همین سواره نظامی كه حمله كردند و بسیاری از مسلمین را كشتند) بعدها وقتی مسلمان شد در شام می‏گوید:
خدا را شكر كه مسلمان شدم و خدا مرا هدایت كرد و بعد می‏گوید شهودم در جنگ احد این است كه مسلمانها گریختند خویشاوندی از خود را دیدم كه به تنهائی می‏گریزد.
من در رأس یك سواره نظام نیرومند بودم. چون با او خویشاوند بودم، ترسیدم كه اگر به او نزدیك شوم، سپاه او را بگیرند و بكشند، لذا راهم را كج كردم تا او را نبینند همچنین در سیره ابن هشام، در واقدی و در همه صحاح هست كه «انس بن نذر» عموی «انس بن مالك» صحابی‏ای را می‏بیند كه با عده‏ای نشسته‏اند.
می‏پرسد چرا نشسته‏اید می‏گویند رسول خدا كشته شده است. می‏گوید بعد از او برای چه می‏خواهید زندگی كنید. برخیزید و بر سر آنچه رسول خدا كشته شد، بجنگید تا كشته شوید. آن وقت خود بر می‏خیزد و می‏جنگد تا كشته می‏شود و جای دهها زخم بر بدن او آشكار می‏گردد.
اینجا معلوم می‏شود كه نوشتن شأن نزول‏ها توسط علی بن ابی طالب چه فایده‏ای دارد.
برای این است كه حق قهرمانانی كه از پیامبر (ص) دفاع می‏كردند همچون طلحه بن عبید اللّه ضایع نشود و معلوم شود گریختگان كیانند. آن وقت عده‏ای نسخه نویسها برای خیانت آمده‏اند و بعضی از اسمها را حذف كردند. اسمهائی كه از همین كتاب واقدی نقل كردم. ملاحظه می‏كنید كه چكار می‏كنند و آن كار حضرت امیر (سلام اللّه علیه) چه ارزشی در زدودن تحریفها دارد. اگر اینها نباشد وقایع را نمی‏فهمیم. امّا نگذاشتند تفسیر امیر المؤمنین با ترتیب نزول و شأن و حوادث، پخش بشود. بعضی از آنها را، برخی اصحاب باوفا آموختند و در تاریخ و تفسیرها هست مانند داستان «انس بن نذر».
متأسفانه آن كسی را كه پیامبر را دفاع كرده و از آن مهلكه‏ها رهانیده می‏خواهند او را كنار بزنند و گریزندگان را بجای او بنشانند. نگذاشتند شرح قرآن و تفسیر علی بن ابی طالب منتشر بشود. علی (ع) بعد از جنگ جمل وقتی وارد بصره می‏شود، عربی می‏آید و از طلحه بدگوئی می‏كند. حضرت به او تشر می‏زنند و می‏گویند تو در جنگ احد نبودی و ندیدی كه او چگونه خدمت می‏كرد و چه مقام و منزلتی در پیشگاه خدا دارد. آن مرد خجالت كشیده و ساكت می‏شود. دیگری سؤال میكند چه خدمتی كرده حضرت می‏گویند: او خود را سپر رسول خدا ساخته بود در حالی كه از هر سو شمشیر و نیزه می‏آمد. از یكسو من و از سوی دیگر «ابو دجّانّه» مهاجمان را به عقب می‏زدیم و «سعد ابن ابی وقّاص» از یكسوی دیگر. من به تنهائی سواره نظامی را كه به فرماندهی «عكرمهٔ بن أبی جهل» بود عقب می‏نشاندم در حالی كه از هر سو مرا احاطه كرده بودند و دو بار آنها را به عقب زده و برگشتم... اینجاست كه شرح و تفسیر مولا علی بن أبی طالب قرآن را از تحریف معنوی نجات داد، و چنانكه باید آنرا به نسلها رسانید، و شاگردانش مثل ابن عباس و بعدی‏ها اینها را به ما رساندند.

جلال الدّین فارسی

منبع : بلاغ

مطالب مرتبط

داستان در قرآن کریم

داستان در قرآن کریم
قرآن، پیش از هر چیز یك كتاب است، یك پیام، و فلسفه وجودی‌اش ایجاد آگاهی،‌حركت، نجات مردم،‌استقرار عدالت و آموزش رهبری اجتماعی و معنوی و تكامل نوعی انسان است و در عین حال یك ساخت اعجاز آمیز است و ساختمان چون جهان طبیعت دارد. قرآن طبیعتی است ساخته از كلمات، چنانكه طبیعت، قرآنی است ساخته از عناصر، تصادفی نیست كه قرآن خود، پدیده‌های طبیعت را « آیه » می خواند، آنچنانكه جملات قرآن را.
قوانین مادی طبیعت و حیات را وحی می‌نامد، آنچنانكه حقایق قرآن را.
اینستكه اسرار جهان را و شفاعت خدای را در كتاب طبیعت همچنانكه با بررسی‌های عینی و آماری و كشف قوانین مادی،‌و با وسائل پیشرفته فنی می‌توان دریافت.
امید آن كه رهرو واقعی این كتاب مقدس باشیم و بقول شاعر معروف :
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال « حافظ »
● داستان در قرآن
داستان در قرآن، وسیله‌ای است برای اثبات یگانگی خدا، وحدت ادیان، قدرت نمایی خداوند، بیم و امید، سرانجام نیكی و بدی و سپاسگزاری و غرور و سرمستی و بسیاری از اهداف دیگر كه قرآن به آنها عنایت دارد. پس در این جا به مهمترین این هدفها اشاره می‌كنم.
۱) یكی از هدفهای داستان گوئی( نقل سرگذشت اقوام گذشته) اثبات وحی و رسالت است. چرا كه محمد(ص) خواندن و نوشتن نمی دانست و با دانشمندان یهود و نصاری همنشین نبود. با اینهمه در نقل روایات پیامبران گذشته از ابراهیم گرفته تا یوسف و موسی و عیسی گاه چنان اشارت درست و دقیق است كه حقانیت وحی محمدی را به اثبات می‌رساند.
در آغاز سورهٔ یوسف می‌خوانیم كه « ما قرآن را به زبان عربی نازل كردیم تا شما بیندیشید. با زیباترین داستان را بموجب همین قرآنی كه به تو وحی كردیم برتو حكایت می‌كنیم با آنكه پیش از نزول آن واقعاً از جمله بی‌خبران بوده‌ای»
و نیز در سورهٔ قصص آیه ۴۴ تا ۴۶ می‌خوانیم :
« و چون امر پیامبری را به موسی واگذاشتیم تونه در جانب غربی(طور) بودی و نه از جمله گواهان. لیكن نسل‌ها پدید آوردیم عمرها پریشان همی گذشت و تو در میان ساكنان شهر مدین مقیم نبودی تا بر ایشان آیات ما بر خوانی، لیكن این ما بودیم كه فرستنده پیامبر بودیم و آندم كه موسی را ندا در دادیم تو در جانب طور نبودی ولی رحمتی از پرودگار توست. تا قومی را كه هیچ هشدار دهنده‌ای، قبل از تو، بریشان نیامد. بیم دهی، شاید كه آنها بپذیرند!»
و یا در سورهٔ آل عمران آیه ۴۴ و یا سورهٔ صاد آیه ۶۷ تا ۷۱ و یا در سورهٔ هود آیه ۴۹ كه چنین آمده است « اینها از اخبار نهان است كه بسوی تو آنها را وحی می‌كنیم پیش از این نه تو خود و قومت، آن را می‌دانستید»
۲) غرض دیگر از داستان بیان این واقعیت است كه همهٔ ادیان منبع الهی دارند، از روزگار نوح تا عهد محمد(ص) و خدای پرورگار همگان است و مؤمنان امت واحدی‌اند. گاه آنچه مربوط به انبیاست و نظر به هدف والای دعوت دارد در سوره واحدی نظیر سوره پیامبران یا انبیاء می‌آید.
« و در حقیقت موسی و هارون را فرقان دادیم و كتابشان برای تقوی طلبان روشنایی و اندرزی است. همان كسانی كه از پروردگارشان در نهان می‌ترسند و از ساعت رفتن بجهان دیگر یا قیامت هراسناكند و این كتاب یادكردن خجسته است كه آن را نازل كرده‌ایم، آیا باز انرا انكار می‌كنید؟» آیه ۴۸ تا ۵۰ انبیاء و یا در آیه ۷۰ تا ۹۲ سورهٔ انبیاء كه چنین آمده است.
خدایی غیر از تو نیست، منزهی تو از نقص و بیهوده كاری! راستی را كه من از ظالمان بودم. پس اجابتش كردیم و او را از اندوه رهاندیم و مؤمنان را چنین نجات دهیم ! و ذكریا چون پرودگار خود را خواند: پرودگار من ! مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانی! پس اجابتش كردیم و یحیی را بدو بخشیدیم و زنش را برای شایسته و مستعد حمل كردیم زیرا آنها در كارهای نیك شتابزدگی می‌نمودند و ما را از روی رغبت و میل می‌خواندند و برای ما فروتن بودند! و آن زن كه خود را پاكدامن نگاهداشت و از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان آیتی قرار دادیم! این است شما براستی امتی یگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستید …
۳) دیگر از اهداف داستان تأكید روی یگانگی دین و الوهیت واحدست و در تأیید این مطلب حكایت پیامبران پیاپی نقل می‌شود. مثلاً « ما در حقیقت نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس او گفت: ای قوم من ! خدا را بپرستید كه شما را جز او معبودی نیست! »
« و به سوی قوم عاد، هود برادشان را فرستادیم. گفت : ای قوم من ! خدا را بپرستید كه شما را جز او معبودی نیست.»
و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، گفت : ای قوم من ! خدا را بپرستید، شما را جز او معبودی نیست. » اعراف آیه ۷۳
« و به شهر مدین برادرشان شعیب را فرستادیم گفت: ای قوم من خدا را بپرستید شمار را جز او معبودی نیست » اعراف آیه ۸۵
۴) دیگر از اهداف داستان بیان این معناست كه همه پیامبران بیك نحو دست به دعوت می زنند و واكنش و استقبال قوم آنها نیز همه یكسان است. علاوه بر آن دین خدا یكی است و یك مبنا دارد. اینك نمونه‌هائی چند دربارهٔ طریق دعوت:
« همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم تا آنجا كه گفت : ای قوم من! خدا را بپرستید، شما را غیر او معبودی نیست. من بر شما از عذاب روزی بزرگ بیمناكم! اعراف آیه ۵۹
و یا در این آیات :
« و در حقیقت نوح را به سوی قومش فرستادیم. تا آنجا كه گفت : من شما را هشدار دهنده‌ای آشكارم. تا جز خدا را میپرستید كه در واقع من از عذاب روزی دردناك بر شما بیمناكم. سران آنهائی كه از قومش كافر شده بودند گفتند: ما ترا جز بشری مثل خود نمی‌بینیم و نمی‌بینیم ترا كسی، جز مشتی از فرومایگان ساده‌لوح پیروی كرده باشد و شما را بر ما مزیتی نیست بلكه شما را دروغگو می‌دانیم ! گفت : ای قوم من! آیا درست ملاحظه می‌كنید؟ اگر من از طرف پروردگارم حجتی داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتی بخشیده كه بر شما پوشیده است ـ با اینكه آنرا ناخوش می‌دارید. آیا باید بزور شما را بر آن وادار كنیم ؟ وای قدم من ! از شما بر این رسالت درخواست مالی نمی‌كنم ! مزد من جز بر عهدهٔ خدا نیست. هود آیه ۲۵/۲۹
تا آنجا كه از قول كافران فرماید: « گفتند ای نوح با ما جدال كرده و بسیار هم جدال كردی پس اگر از راستگویانی آنچه را به آن بیم می‌دهی بر سرما بیار!» هود آیه ۳۲
« و به سوی عاد برادرشان هود را فرستادیم تا آنجا كه گفت: ای قوم من خدا را بپرستید، شما را بجز او خدائی نباشد! ولی شما جزء دروغ زن نیستید ای قوم من برای این رسالت از شما پاداشی درخواست نمی‌كنم پاداشم جز بر عهدهٔ كسی كه مرا آفریده نیست! آیا نمی‌اندیشید و ای قوم من از پرودگارتان آموزش می خواهید پس به سوی او توبه كنید كه از آسمان بر شما براش فراوان فرستد و نیروی بر نیروی شما بیفزاید و چون مجرمان روی مگردانید. گفتند : ای هود! ما را دلیل روشنی نیاوردی و ما به صرف گفتن تو از خدایان خود دست بردار نیستیم و ما ترا باور نداریم ! چیزی نمی‌گوییم جز اینكه بعضی از خدایان ما ترا چشم زخمی رسانیده‌اند. گفت: من خدا را گواه می‌گیرم و شاهد باشید كه من از آنچه بیرون از او شریك می‌گیرید بیزارم ! پس همه شما در كار من نیرنگ كنید و مرا مهلت مدهید. هود آیه ۵۵ ـ ۵۰
۵) دیگر از اهداف آوردن داستان در قرآن بیان اصل مشترك دین محمد و دین ابراهیم است بخصوص و منبع تمام ادیان توحیدی است بطور عام.‌چنانچه در زیر نمونه‌هایی از این آیات آورده شده است. « آیا بدانچه در صحیفه‌های موسی آمده خبر نیافته است؟ و نیز در نوشته‌های همان ابراهیم كه وفا كرد كه هیچ گناهكاری بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد و اینكه انسان را به جز آنچه حاصل تلاش اوست نباشد» نجم آیه ۳۹ـ ۳۶ « در حقیقت سزاوارتین مردم به ابراهیم همان كسانی‌اند كه او را پیروی كرده‌اند و این پیامبر است و كسانی كه به آئین او ایمان آورده‌اند » آل عمران آیه ۶۸
« و قرآن را به حق ـ مؤید آنچه از كتاب پیش از آنست و نگهبان بر آن بر تو فرو فرستادیم.» مائده ـ آیه ۴۸
« آئین پدر شما ابراهیم همانكس كه از پیش شما را مسلمان نامید» حج ـ آیه ۷۸
۶) دیگر از اهداف داستان تأیید این مطلب است كه سرانجام خدا پیامبران خود را یاری و دروغزنان را به هلاكت می‌رساند و این مطلب تأیید دین محمد(ص) و ترغیب گروندگان بدوست و به پیامبر ما می فرماید غرض از نقل حوادث و سرگذشت پیامبران بر تو دلگرم داشتن و محكم ساختن قلب تو اندرز و یادآوری برای مؤمنان است. در تأیید این اندیشه داستان پیامبران پیاپی گوشزد و خاطرنشان می‌شود. مثلاً در سورهٔ عنكبوت آیه ۱۴ كه چنین آمده است.
« ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و در میان آنها نهصدو پنجاه عام درنگ كرد تا طوفان آنها را خدا گرفت در حالی كه ستمكاربودند.
« و چون ابراهیم به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او بترسید و اگر بترسید و اگر بدانید این امر بیشتر بصلاح شماست گفتند او را بكشید یا بسوزانید. تا آنكه خدا او را از آتش رهانید…
« و لوط را فرستادیم و هنگامی كه بقوم خود گفت آیا به چنان كار زشتی مبادرت می‌كنید كه هیچكس از مردم زمین در آن بر شما پیشی نجسته است !» اعراف ـ آیه ۸۰
« و به شهر مدین برادرشان شعیب را فرستادیم تا آنجا كه گفت: ای قوم من خدا را بپرستید و به زور بازپسین امید داشته باشید و در زمین سر بفساد برمدارید! دروغگویش خواندند و زلزله ایشان را فرو گرفت و بامدادان در خانه‌هایشان مرده و بزانو در آمده بودند» عنكبوت ـ آیه ۳۷ ـ ۳۶
۷) و نیز از اغراض داستان هشدار و بشارت است نظیر:
« به بندگان من خبر ده كه منم آفریدگار مهربان و شكنجه من شكنجه‌ای دردناكاست و آنها را زا مهمانی ابراهیم خبرد ده چون بر او درآمدند و سلام گفتند ابراهیم گفت: ما از شما بیمناكیم گفتند: مترس! ما ترا به پسری دانا مژده می‌دهیم. حجرـ آیه ۴۹ ـ ۵۳
كه این بخش مژده خوش است ولی در دنباله همخین سوره حكایت از تهدید و خبری بكاریست.
« پس چون بر خانواده لوط آمدند گفت: شما مردمی ناشناس‌اید گفتند بر عكس ترا چیزی آورده‌ایم كه آنها در آن شك دارند و ترا براحتی خبر آورده‌ایم و واقعاً ما راستگویانیم. پس پاسی از شب گذشته خانواده‌ات را ببر و خودت پشت سر آنها برو و هیچیك از شما نباید واپس نگرد و هر جا به شما دستور داده می‌شود بروید و این امر را به او آگاهانیدیم كه بخ و بنیاد این قوم صبحگاهان بریده خواهد شد. حجر ـ آیه ۶۶ ـ ۶۲
« و مردم سنگستان نیز فرستادگان ما را به دروغ گرفتند و آیات خود را بریشان ارائه دادیم ولی از آنها اعراض كردند و آسوده خاطر برای خود از كوهها خانه‌هائی می‌تراشیدند. تا فریاد آنها را در دم صبح خدا گرفت و آنچه را بدست آورده بودند بكار ایشان نخورد» حجر ـ آیه ۸۴ ـ ۸۱
۸ ) دیگر از فوائد داستان بیان نعمت خداست بر پیامبران و گزیدگان و پاكان چون ماجرای سلیمان،‌داود، ایوب، ابراهیم، مریم، عیسی، زكریا، یونس و موسی كه در قرآن نمونه‌های فراوان دارد.
۹) و نیز هدف دیگر از داستان هشدارستبه فرزندان آدم كه از اغوای شیطان برحذر باشند كه چرا میان او آدم‌ها دشمنی دیرینه است و پروردن این مطلب در لباس داستان مؤثرتر و زیباتر و دلنشین‌تر است تا از مكر این وسواسگر كهنه‌كار كه هرگز خیر آدمیان را نمی‌خواهد. در امان باشند و بهمین جهت داستان آدم در موارد عدیده تكرار شده است.
۱۰) اغراض دیگری نیز در نقل داستان نهفته كه از آن جمله است بیان قدرت خدا در امور خارق عادت نظیر خلق آدم و تولد عیسی و ابراهیم و حكایت چهارپرنده و داستان مردی كه بر شهر ویران می گذشت و نیز باز نمودن فرجام صلاح و فساد و داستان دو باغادار و ماجرای فرزندان اسرائیل پس از عصیان آنها و یاران اخد ودو سد مآرب و هم چنین تفاوت میان حكمت شتابزده انسانی و حكمت دوربین الهی در داستان برخورد موسی با بنده‌ای از بندگان ما كه به حكم رحمتی از جانب خود علمی از پیش خود بدو آموخته بودیم. و هم چنین تفاوت میان حكمت شتابزده انسانی و حكمت دوربین الهی در داستان برخورد موسی با بنده‌ای از بندگان ما كه به حكم رحمتی از جانب علمی از پیش خود بدو آموخته بودیم. و هم چنین داستانهای دیگر با نتایج اخلاقی آن از این نمونه‌هایند.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!