یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 21 January, 2018

علی (ع) و قرآن کریم


علی (ع) و قرآن کریم
▪ قال اللّه تبارك و تعالی: لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ بحث بنده در باره علی (علیه السلام) و قرآن كریم است. علمای علوم قرآنی و مفسّران در این حقیقت متّفقند كه اصحاب پیامبر گرامی ما (صلوات اللّه علیه) در استعداد فهم و درك معانی قرآنی، مراتب متفاوت داشته‏اند چنانكه از فیض مشاهده نزول وحی و شهادت بر نزول سوره‏ها و مجموع آیه‏های نازله بر پیامبر به نسبتی متفاوت بهره برده‏اند.
آنانكه در مدینه به رسول خدا ایمان آوردند شاهد نزول سوره‏های مكّی نبودند و از تفسیر و شأن نزول خصوصا مصداق نزول آیات محروم ماندند.
در مورد شأن نزول آیه‏ای كه تلاوت شد، حدیث شناسان و مورّخان همداستانند كه مقصود از «أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»، علی بن ابی طالب (سلام اللّه علیه) است. چنانچه «ابن جریر طبری» و «ابن ابی حاتم» و «واحدی» (صاحب «اسباب النزول») و «ابن مردویه» و «ابن عساكر» و دیگران از قول «بریدهٔ اسلمی» چنین ثبت كرده‏اند .
▪ رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
إنّ اللّه أمرنی أن أدنیك و لا أقصیك و أن أعلّمك و أن تعی و حقّ لك أن تعی.
فنزلت هذه الآیهٔ «لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ» و این مطلب را از «الدّر المنثور» تفسیر جلال الدین سیوطی نقل میكنند و «اسباب النّزول» صفحه ۲۹۴ و ابو نعیم در «حلیهٔ الاولیاء» نیز همین را ثبت نموده‏اند و با نقل حدیث دیگری كه پیامبر (ص) به علی علیه السلام فرمود: «فأنت أذن واعیهٔ لعلمی» .
همچنین در تفسیر همین آیه، «سعید بن منصور» و «ابن جریر» صاحب تاریخ و تفسیر طبری و «ابن أبی حاتم» و «ابن مردویه» از «مكحول» این روایت را البته بشكل مرسل ثبت كرده‏اند كه پس از نزول آیه «وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»،
▪ رسول خدا فرمود: «از خداوند خواستم كه گوش هوش علی (ع) را چنین بگرداند». و علی (ع) فرمود: «پس از آن نشد كه چیزی را از پیامبر خدا بشنوم و فراموش كنم» «ثعلبی» نیز از طریق «أبو حمزه ثمالی»، این روایت را بشكل مسند (و نه مرسل) ثبت كرده است.
در این سوره مباركه (الحاقّه) قبل از این آیه، خداوند سرگذشت اقوام منقرض شده و نیز پیامبران گذشته را نقل فرموده.
▪ آن گاه می‏فرماید: برای درك و فهم و حفظ این سرگذشتهای عبرت آموز در تاریخ پیامبران و ملّتها، گوش هوشی مستعد و فراگیر لازم است. بهمین جهت علی علیه السلام، قرآن را بهتر از همه اصحاب رسول اللّه (صلوات اللّه و سلامه علیه) درك نموده، و بدیگران آموخته است.
«ابن عطیه»، «بدر الدین» و «سیوطی» بر این متفقند كه «صدر المفسّرین» علی بن ابی طالب علیه السلام بوده است، و «ابن عباس» نزد آن حضرت تفسیر را آموخته، و سپس دیگران مانند «مجاهد» و «سعید بن جبیر» و غیرهم از او پیروی‏
كرده و نزد ابن عباس شاگردی نمودند.
امیر المؤمنین (سلام اللّه علیه) ضمن آنكه بهترین درك كننده، حفظ كننده و فراگیرنده قرآن بوده، در جمع آوری و بیان تفسیری قرآن، سرآمد اصحاب بشمار می‏رفته است.
▪ ابن عباس در مورد آیه شریفه إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ می‏گوید: خداوند قرآن را در قلب و ضمیر علی (ع) جمع كرد و او پس از وفات پیامبر بمدت شش ماه آنرا جمع و تدوین نمود.
«ابو نعیم» در «حلیهٔ الاولیاء» و «خطیب» در «اربعین» از سیوطی، و او از علی بن ابی طالب (ع) روایت نموده‏اند كه: وقتی پیامبر خدا (ص) در گذشت، سوگند یاد نمودم كه ردای خویش را از شانه فرو نیفكنم تا همه قرآن را تألیف نمایم و این كار را انجام دادم.
مورّخان و مفسّران نیز در این حقیقت همداستانند كه تنها كسی كه ادعا كرد كمر به جمع قرآن بسته است، علی (ع) بود پیش از آنكه كسی بفكر جمع و تألیف آن بر آید.
▪ در احتجاج طبرسی آمده است كه ابو ذر غفاری گفت: علی علیه السّلام، پس از وفات رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) و بنا به وصیّت آن حضرت قرآن را جمع و تألیف نمود و نزد مهاجران و انصار آورد و به آنها ارائه داد. وقتی یكی از آنان، آنرا باز نمود و در همان صفحه اوّل، رسوائیهای آن عدّه را بدید با آن به مخالفت برخاست.
اولین كاری كه حضرت امیر سلام اللّه علیه نسبت بقرآن انجام داد همین بود كه ادعا كرد من از خانه بیرون نمی‏روم تا جمع آوری و تألیف قرآن را به پایان برسانم. این خود بزرگترین تهدید بود برای كسانی كه قصد تعرّض نسبت به قرآن كریم را داشتند و شمشیری بود آخته بر سر كسانی كه می‏خواستند قرآن را كم و زیاد كنند. در تاریخ ثبت است كه وقتی خواستند در آیه مباركه إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ» تا آیه بعد كه می‏فرماید: «وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَٔ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ، «واو» را از سر«الّذین» بردارند تا معنای آیه را تحریف نمایند و چنان نشان دهند كه این «الّذین» یعنی كسانی كه طلا و نقره را كنز میكنند فقط احبار و رهبان هستند نه كسانی كه در جامعه اسلامی دست به چنین كار جنایتكارانه‏ای می‏زنند، ابو ذر آن صحابی عالیقدر شمشیر برّان زبانش را بر سر آنها آخته داشت تا این تحریف انجام نشود. امّا كار علی علیه السلام از اینها بالاتر بود. او (بقول ابو رافع) در خانه نشست و قرآن را چنانكه نازل شده بود تألیف كرد (نه بدین معنی كه مجموعه آیات و سور را بحسب ترتیب نزول جمع كند كه این كار انجام شده بود، و این ترتیب فعلی از اختیار بشر حتی پیامبر خارج بود بلكه شأن نزول و این كه آیات در باره چه كسانی و در چه زمانی نازل شده بود را مشخص فرمود و این مصون داشتن قرآن و معانی آن از خطر تحریف معنوی بود.
لذا شاگردانش را تشویق نمود كه در تفسیر، شأن نزول و ترتیب نزول را بیاموزند و به دیگران نیز یاد دهند كه آیات در باره چه كسانی، چه حوادثی و چه شرائطی نازل شده است). از «ابن حجر» نیز همین مضمون نقل شده و این روایت را «ابن ابی داود نسائی» با سند صحیح از «عبد اللّه بن عمر» ثبت نموده است.
▪ امام حسین بن علی سید الشهداء نیز فرمود، امیر المؤمنین در نطقی فرمود: از من در باره قرآن بپرسید تا بشما بگویم كه آیاتش در باره چه كسانی و در چه وقتی نازل شده است.
امّا برای این كه به اهمیت تبیین ترتیب و زمان و موقعیت نزول آیات پی ببریم، دو مثال می‏زنم: یكی در باره احكام، و یكی هم در باره شأن نزول.
در سوره بقره دو آیه در باره وفات و حكم همسران داریم كه یكی ناسخ و دیگری منسوخ است. امّا آیه ناسخ قبل از آیه منسوخ آمده است (آیه ناسخ آیه ۲۳۴ و آیه منسوخ ۲۴۰ است) دانستن این كه كدام ناسخ و كدام منسوخ است احتیاج به دانستن شرایط نزول آیه دارد، و البته از همان زمان جمع و تألیف قرآن تا بحال همه حكم ناسخ و منسوخ را می‏دانسته‏اند، و جای آیات را هم فرشته وحی به پیغمبر (ص) ابلاغ میكرد.از ابن عباس است كه وقتی فلان آیه آمد، فرشته وحی به پیامبر گفت این آیه را بر سر فلان آیه قرار بده. بهر حال دانستن ترتیب نزول آیات‏از این نظر كه ناسخ از منسوخ باز شناخته شود، فوق العاده اهمیّت دارد.
مثال بعدی در مورد شأن نزول است. تاریخ جنگ احد در سوره مباركه آل عمران آمده است. از «عبد الرحمن بن عوف» یا از دیگری از صحابه رسول خدا در مورد چگونگی جنگ احد سؤال شد و او به آیات پس از ۱۲۰ سوره آل عمران ارجاع داد، و گفت: اگر آنها را بخوانی چنان است كه با ما در این جنگ شركت داشته باشی.
از جمله وقایع جنگ احد اینست كه ابتدا پیشرفت با مسلمانان بود ولی پس از خالی كردن گردنه كوه توسط كمانداران و حمله سواره نظام دشمن از آن موضع، فشار دشمن سخت می‏شود. پیامبر دستور می‏دهد مسلمین بخاطر عدم تناسب كمّی نیروی خودی از دامنه كوه مقابل بالا رفته به كوه تكیه بدهند و عقب نشینی كنند.
پیامبر در مؤخرّه سپاه است و او هم از دامنه كوه بالا می‏رود امّا در معرض حمله خطر سواره نظام دشمن است كه بیرحمانه به كشتار مشغول است.
آیه ۱۵۳ دلالت بر این موضوع دارد: إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ فِی أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَیْلا تَحْزَنُوا عَلی‏ ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
تا اینجا مسئله‏ای نیست و آیات، دنباله واقعه را می‏گوید، ولی یكباره خداوند كسانی را بعنوان این كه از دشمن رو برتافتند و گریختند مورد مؤاخذه قرار می‏دهد، آیه ۱۵۵: إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا.
معلوم می‏شود اینها عده‏ای از همین سپاه اسلامند، امّا این كه آنها چه كسانی هستند باید فرد والائی همچون علی علیه السلام آنها را مشخص كند.
در قدیمترین سیره كه مؤلّفش متوفای ۲۰۷ هجری است و سیره «ابن اسحاق» رادیده، «المغازی» «ابن شهاب الزهری» را مشاهده كرده و همه روایات را بررسی و ثبت نموده می‏گوید: وقتی خبر كشته شدن پیامبر توسط كفّار، بین مسلمین پراكنده شد، آنها متفرق شدند و بعضی به مدینه رسیدند و اولین كسی كه بمدینه آمد و خبر داد كه پیامبر كشته شده است «سعد بن عثمان» ملّقب به‏«ابو عباده» بود. بعد عده دیگری وارد شهر شده پیش زنهای خود رفتند. زنها آنها را سرزنش نموده و گفتند از خدمت رسول خدا می‏گریزند یكی از زنان «ام ایمن» بود كه در برخورد با عده‏ای به رویشان خاك پاشید، و به یكی از آنها گفت: بیا این دوك را بگیر و بریس و شمشیرت را بمن بده و بعد همراه عده‏ای از زنان به احد رفت.
امّا در مقابل، «علی بن أبی طالب»، «طلحهٔ بن عبید اللّه»، «سعد ابن أبی وقّاص» و عده‏ای از انصار كه اسامی آنها كاملا در تاریخ ثبت است بسختی با دشمن می‏جنگند و از پیامبر حفاظت میكنند. «نصیبه» دختر «كعب ام عماره» كه برای آب دادن و مداوا بجنگ آمده است وقتی كه می‏بیند دندان و پیشانی مبارك پیامبر می‏شكند، و لبان حضرت شكافته می‏شود، شمشیر را بر می‏دارد و افرادی را می‏كشد. او خود و افراد خانواده‏اش در جنگ پایداری می‏كنند.
«طلحهٔ بن عبید اللّه» این صحابی قهرمان، دست خودش را سپر می‏كند تا شمشیر «ابن قمیصه» بر شانه پیامبر فرود نیاید كه انگشتش قطع می‏شود و تا آخر عمر سند دفاع او از پیامبر می‏گردد. در این میان پیامبر در گودالی از گودالهائی كه «ابو عامر راهب» (كه پیامبر او را فاسق لقب داد) كنده و رویش را پوشانده بود می‏افتد، كسی بنام «شماس بن عثمان» خودش را در مقابل شمشیرهائی كه بر پیغمبر فرود می‏آمد، سپر دفاع می‏كند و همان جا شهید می‏شود. اینها قهرمانان این واقعه هستند. امّا آن عدّه هم فرار میكنند كه پیامبر به «نصیبه» این زن قهرمان كه آثار شمشیر بر پیكرش تا پایان عمر باقی بود.
▪ می‏فرماید: «كار تو از آن فراریان (كه نام می‏برد) بهتر است».
همان جا در گودال در حالی كه زانوی مبارك پیامبر آسیب دیده و نمی‏تواند بلند شود، علی (ع) دست آن حضرت را و طلحهٔ بن عبید اللّه زیر بغل ایشان را می‏گیرند و از دامنه كوه بالا می‏روند و در همین اثنا دسته‏های متفرق مسلمین هم می‏رسند، و گرد پیامبر حلقه زده دشمن را دفع میكنند.
بهر حال این شأن نزول دقیقا مشخص میكند كه این افراد چه كسانی بودند و آیات چه می‏گوید. كار بحدی دقیق است كه در همین جنگ كه، یكی ازمسلمین كه با دیگری دشمنی دارد او را غافلگیرانه می‏كشد، مدتی بعد از جنگ احد، وقتی او را می‏یابند پیامبر او را محاكمه و اعدام میكند. بهر حال دقیقا مقاومت كنندگان قهرمانان و گریزندگان نامشان مشخص است، هم در تفاسیر، هم در صحاح بخصوص صحیح بخاری.
▪ خالد بن ولید (فرمانده همین سواره نظامی كه حمله كردند و بسیاری از مسلمین را كشتند) بعدها وقتی مسلمان شد در شام می‏گوید:
خدا را شكر كه مسلمان شدم و خدا مرا هدایت كرد و بعد می‏گوید شهودم در جنگ احد این است كه مسلمانها گریختند خویشاوندی از خود را دیدم كه به تنهائی می‏گریزد.
من در رأس یك سواره نظام نیرومند بودم. چون با او خویشاوند بودم، ترسیدم كه اگر به او نزدیك شوم، سپاه او را بگیرند و بكشند، لذا راهم را كج كردم تا او را نبینند همچنین در سیره ابن هشام، در واقدی و در همه صحاح هست كه «انس بن نذر» عموی «انس بن مالك» صحابی‏ای را می‏بیند كه با عده‏ای نشسته‏اند.
می‏پرسد چرا نشسته‏اید می‏گویند رسول خدا كشته شده است. می‏گوید بعد از او برای چه می‏خواهید زندگی كنید. برخیزید و بر سر آنچه رسول خدا كشته شد، بجنگید تا كشته شوید. آن وقت خود بر می‏خیزد و می‏جنگد تا كشته می‏شود و جای دهها زخم بر بدن او آشكار می‏گردد.
اینجا معلوم می‏شود كه نوشتن شأن نزول‏ها توسط علی بن ابی طالب چه فایده‏ای دارد.
برای این است كه حق قهرمانانی كه از پیامبر (ص) دفاع می‏كردند همچون طلحه بن عبید اللّه ضایع نشود و معلوم شود گریختگان كیانند. آن وقت عده‏ای نسخه نویسها برای خیانت آمده‏اند و بعضی از اسمها را حذف كردند. اسمهائی كه از همین كتاب واقدی نقل كردم. ملاحظه می‏كنید كه چكار می‏كنند و آن كار حضرت امیر (سلام اللّه علیه) چه ارزشی در زدودن تحریفها دارد. اگر اینها نباشد وقایع را نمی‏فهمیم. امّا نگذاشتند تفسیر امیر المؤمنین با ترتیب نزول و شأن و حوادث، پخش بشود. بعضی از آنها را، برخی اصحاب باوفا آموختند و در تاریخ و تفسیرها هست مانند داستان «انس بن نذر».
متأسفانه آن كسی را كه پیامبر را دفاع كرده و از آن مهلكه‏ها رهانیده می‏خواهند او را كنار بزنند و گریزندگان را بجای او بنشانند. نگذاشتند شرح قرآن و تفسیر علی بن ابی طالب منتشر بشود. علی (ع) بعد از جنگ جمل وقتی وارد بصره می‏شود، عربی می‏آید و از طلحه بدگوئی می‏كند. حضرت به او تشر می‏زنند و می‏گویند تو در جنگ احد نبودی و ندیدی كه او چگونه خدمت می‏كرد و چه مقام و منزلتی در پیشگاه خدا دارد. آن مرد خجالت كشیده و ساكت می‏شود. دیگری سؤال میكند چه خدمتی كرده حضرت می‏گویند: او خود را سپر رسول خدا ساخته بود در حالی كه از هر سو شمشیر و نیزه می‏آمد. از یكسو من و از سوی دیگر «ابو دجّانّه» مهاجمان را به عقب می‏زدیم و «سعد ابن ابی وقّاص» از یكسوی دیگر. من به تنهائی سواره نظامی را كه به فرماندهی «عكرمهٔ بن أبی جهل» بود عقب می‏نشاندم در حالی كه از هر سو مرا احاطه كرده بودند و دو بار آنها را به عقب زده و برگشتم... اینجاست كه شرح و تفسیر مولا علی بن أبی طالب قرآن را از تحریف معنوی نجات داد، و چنانكه باید آنرا به نسلها رسانید، و شاگردانش مثل ابن عباس و بعدی‏ها اینها را به ما رساندند.

جلال الدّین فارسی

منبع : بلاغ

مطالب مرتبط

قرآن و زمین شناسی


قرآن و زمین شناسی
‌● مقصود از این که کوه ها هم چون میخ هستند چیست؟
قرآن مجید در سوره های متعددی در باره آفرینش کوه ها سخن گفته و راز خلقت واسرار وجود آنها را با تعبیرات گوناگونی بیان کرده استاز بین رازهای وحکمت های آفرینش کوه ها بیشتر روی استقرار و آرامشی که در پرتو کوه ها نصیب ساکنان زمین شده است تکیه کرده و وجود آنها را مانع از پدید آمدن حرکات نا موزون واضطراب ونوسان معرفی مینماید و در سوره های گوناگون با عبارات متعدد می فرماید: ((والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم))((ودر زمین کوه های استواری افکند {مبادا}که شما را بلرزاند))
وگاهی این حقیقت را به عبارت دیگر بیان کرده و میفرماید: ((والجبال اوتادا)) ((کوه ها را میخهای زمین آفریده ایم))
● عوامل لرزش واضطراب زمین:
حال این سوال مطرح میشود که منشاء این اضطراب و نوسان چیست؟که کوه ها از بروز آن جلو گیری مینماید
۱) کره زمین دارای چهارده تا شانزده حرکت مختلف است که بعضی مربوط به داخل زمین است و اکثرا نسبت به کرات دیگر انجام می شود .در اینجا به ذکر عمده آن میپردازیم:
الف)حرکت وضعی(دورانی)
زمین در هر بیست وچهار ساعت یک بار از مغرب به مشرق دور مهور خود می چرخد و شب وروز به وجود می آید سرعت این حرکت دورانی در مدار استوا در هر ساعت ۱۶۶۶کیلو متر و در هر ثانیه ۴۶۱متر است که هرچه به قطبین نزدیک شویم از مقدار آن کاسته میشود.
ب) حرکت انتقالی :
زمین با حرکت اتتقالی سریع خود که سرعت آن ۱۷۰هزار کیلومتر در ساعت است به دور خورشیدمی چرخد
ج) حرکت هلیسی:
چون منظومه شمسی در هر ثانیه ۲۰ کیلو متر در فضا و به مقصد نا معلومی به دنبال ستاره( وگا )حرکت میکند کره زمین مجبور است سرعت حرکات وضعی و انتقالی خود را چنان ترتیب دهد تا از کاروان نام برده عقب نماند و پیشروی نیز ننماید
سرعت این حرکت در روز اول تیر ماه ثانیه ای ۲۸۹۰۰ کیلومتر ودر اول دی ماه ۳۰ هزار کیلو متر است
به طور مسلم این حرکت سریع زمین و بلاخص حرکت وضعی آن در تماس با هوای مجاور آن ودر برخورد با ملکولهای هوا با سطح کره آنچنان گرمائی تولید می کند که برای مشکل ساختن حیات روی زمین کافی است این مشکل در صورتی پیش می آید که هوای مجاور زمین همراه خود زمین حرکت نکند و در اثر برخورد با ملکول های هوای ساکن که همه جوانب آنرا مانند پوست پیاز فرا گرفته است حرارت شدیدی تولید میشود ولی اگر هوای مجاور زمین پایاپای خود زمین حرکت نماید و هر دو دست به دست هم وبه یک سمت در حال حرکت باشد قطعا چنین خطری پدید نخواهد آمد
از این رو وجود کوه ها وپستی وبلندی ها ی زمین در حرکت "هوای مجاور" همراه زمین نقش موثری دارند زیرا در پرتو فواصل کوه ها وپستی وبلندی های آن قشر جامد زمین را به صورت سرزمین شخم زده در آورده است و هوای مجاوری که با سطح زمین تماس دارد در میان کوه ها حبس شده وپستی وبلندی های مختلف زمین که حتی در برخی از مناطق به هشت کیلومتر میرسد هوای چسبیده به زمین را در داخل خود نگاه داشته است و هنگام حرکت زمین هوای داخل فرورفتگی ها و چسبیده به آن، با آن حرکت میکند و هر دو در مسیر واحدی پایاپای یکدیگر به گردش خود ادامه میدهند و شاید این آیه:
((والقی فی الارض رواسی ان تمید بکم)){نحل/۱۵}<<و در زمین کوه های استواری افکند تا شما را از حرکات نا موزون حفظ کند>>
اشاره به این راز بزرگ باشد که در سایه کوه ها به وجود می آید
۲) ممکن است که این حرکات نا موزون که کوه ها مانع از بروز آن است به خاطر جاذبه نیرومند ماه باشد که می تواند در پوسته زمین جذر ومدی مانند آنچه در دریا رخ میدهد ایجاد کند و همواره در حرکت و اضطراب باشد. ولی مانع از بروز این نوع از حرکات نا موزون،همان کوه است رزرا کوه ها در حقیقت حکم یک زره محکم فولادین را دارند که دور تا دور زمین را احاطه کرده و با توجه به ارتباط و پیوندی که از زیر به هم دارند یک شبکه نیرومند کده زمین را نپوشانده بود و پوسته روی زمین از یک قشر نرم و لطیفی مانند خاک وشن تشکیل شده بود به آسانی تحت تاثیر جاذبه نیرومند ماه واقع شده و حرکات نا موزونی مانند جزر و مد دریاها را در آن به وجود می آورد با اینکه قشر محمی پوسته زمین را پوشانده ، باز هم حرکات خفیف را در آن پیدا میشود وهر بار حدود ۱۵ سانتیمتر پوسته زمین به تدریج بالا وپائین میرود
۳) عامل این لرزشها مواد مذابی است که هسته مرکزی زمین را تشکیل می دهد و در دل زمین مملو از گازهای مترا کمی است که با شدت هر چه تمام تر بر آن فشار وارد میکند زلزله های جبران ناپذیری که خسارت های جبران ناپذیری به وجود می آورد به عقیده گروهی از دانشمندان نتیجه حرارت مواد مذاب و گازهای درونی است که با شدت خارج میشوند
در این صحنه متلاطم یگانه عاملی که مانع متلاشی شدن قطعات زمین میشود همان کوههاست .ریشه های کوه های سنگین که در اعماق زمین فرو رفته وقطعات زمین را در بر گرفته ،آن ها را به هم اتصال میدهد وبسان میخ ها که قطعات تخته را به هم متصل میسازد و از انفکاک وجدایی آن جلو گیری میکند قطعات زمین را از تفریق وپاشیدگی باز میدارد شاید آیه (والجبال اوتادا )(کوه هارا میخ های زمین قرار دادیم )
اشاره به همین حقیقت باشد که بیان گردید
امیرمومنان در ستایش و بیان عظمت کاخ آفرینش چنین میفرماید (و وتد بالصخور میدان ارضه )(و به وسیله کوه ها اظطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد )و در جای دیگر می فر ماید (و عدل حرکتها بالسیارات من جلا میدها)(وحرکات زمین را با صخره های عظیم و قله کوه های بلند نظم داد)
علامه طباطبایی(ره)مینویسد .این که کوه ها را میخ خوانده ،شاید به این علت بوده که پیدایش کوه هایی که روی زمین است از عمل آتشفشان های تحت الارض است که یک نقطه از زمین را میشکافند و مواد مذاب زمینی از آن فوران میکند و به اطراف آن نقطه میریزد و به تدریج اطراف آن نقطه بالا می آید تا به صورت میخی که روی زمین کوبیده باشنددر آید و باعث سکون وآرامش فوران آتشفشان و نوسان زمین از بین برود
در مجمع البیان آمده است که خداوند متعال می توانست با چیزی غیر از کوه ها زمین را در مقابل زلزله حفظ کند ،ولی کوه ها برای درک مردم مناسب تر ند و توجه و دقت آنان را به خود جلب میکنند
در آیه (الم نجعل الارض مهادا )آیا زمین را بستر قرار ندادیم ؟قران،زمین را به گهواره ای تشبیه نموده که قطعات آن به وسیله کوه ها –که بسان میخ اند –به هم پیوسته اند و سنگینی انها باعث اعتدال حرکات آن شده است ،به طوری که در عین حرکت آرام است ،و در ایه بعدش (والجبال اوتادا)ضمن تشبیه کوه ها بخ میخ،به ریشه های آنها اشاره می نماید و این نیز از آیات علمی و اعجاز قرآن است
زیرا تا یک قرن پیش دانشمندان کوه ها را توده های سنگی عظیمی می پنداشتند که مانند تپه های مصنوعی روی زمین ریخته شده اند ولی دانشمندان اخیرا پی بردهاند که قسمت عمده هر کوهی ،زیر سطح زمین قرار دارد
چنان که( ژرژگاموف )استاد دانشگاه واشنگتن مینویسد (نظریه سطحی بودن کوه ها در زمین شناسی، یک قرن پیش ،از نظریه های عمومی بوده و اخیرا به این موضوع پی برده اند که بخشی از هر کوه زیر سطح آن قرار دارد )
در حالی که قرآن چهارده قرن پیش،پرده از این راز بزرگ برداشته و کوه ها را میخ های زمین معرفی کرده است زیرا این که خداوند کوه ها را میخ های زمین قرار داده برای این است که اجزائش در حال حرکت از هم متلاشی نشوند
اما دلیل این که کوه ها میخ های زمین اند که آن را به صورت مهد(پرورشگاه )کامل در آورده اندفعل (جعل)(قرار دادن)اشعار بر این دارد که زمین با میخکوب شدن به وسیله تکوین مستمر کوه ها ،از اضطراب و زلزله ها و انفجار ها به سکون گرائید وقسمت های درونی (مواد مذاب )و قشر های بیرونی و آب و هوا که پیوسته در هم می آمیخت و تغییر مکان میداد مانند قطعات جدائی بود ،به هم متصل شد و با فشرده شدن مواد رسوبی که پایه نخستین کوه ها میباشد هر قسمت و قطعه ای از طبقات آن ،در جای خود قرار گرفت و سطح زمین را از فشار انفجارهای درونی و زلزله های همیشگی باز داشت و اگر این فشار به هم پیوستگی کوه ها نبود که مانند ته میخ ها در درون زمین پرچ شده و از بعضی قسمت های زمین سر برآورده ،زمین به صورت مهد آسایش و پرورش کنونی در نمی آید
فوایدو اسرار کوه ها منحصر به آنچه که گفته شد نیست .بعضی از این فواید عبارتند از
۱) سر چشمه نهر ها
قرآن مجید در برخی از آیات هنگام یادآوری آفرینش کوه ها ،از وجود نهر ها و چشمه های بزرگ که یکی از مظاهر بزرگ خلقت و نشانه وجود تدبیر در عالم آفرینش است سخن می گوید و حکمت دیگر این که این دو (کوه ها و نهر ها )را در کنار هم ذکر می کنند این است که ریشه این نهر های عظیم ،وجود این کوه ها است ،زیرا هوا در ارتفاعات بسیار سرد است و برف و باران به سان یخچال های طبیعی در آنجا ذخیره میگردد و بسیاری از فصول سال بر اثر کاهش حرارت ،از برف و یخ پوشیده است و در فصل گرما برف ویخ به تدریج آب شده و به صورت چشمه سار ها جاری می گردند و قسمت اعظم این مایه زندگی در سایه کوه ها تامین می گردد
۲) تصفیه آب
کوه ها در تصفیه آب ها نقش (تصفیه شنی)را دارند . تصفیه شنی عبارت است از عبور آب از لایه های شنی ،زیرا لایه های شنی در قسمت پایین ،از قلوه سنگ ودر قسمت بالا از ماسه های نرم تشکیل میشود . عبور آب از طبقات مختلف کوه ها سبب می شود که باکتر های آب گرفته و آب از مواد خارجی تصفیه شود
قرآن مجید به این دو راز بزرگ در ضمن آیه کوتاهی اشاره نمود و می فرماید (و در آن (کوه های)استوار (و)بلندی قرار دادیم ،و آبی گوارا به شما نوشاندیم) جمله (رواسی شامخات )(کوه های بلند)ناظر به راز اول است که کوه ها بر اثر سردی منطقه از بابت ارتفاع ،حکم مخزن آب را دارند و جمله (و اسقیناکم ماء فراتا)(برای شما آب گوارا فراهم نمودیم)ازآنجا که پس از بیان آفرینش کوه ها آمده است ،می رساند که کوه ها در گوارا ساختن آب ها که همان تصفیه آن از مواد خارجی و باکتری هاست ،نقش موثری دارند
۳) پناهگاه بودن کوه ها
قران کریم می فرماید (و از کوه ها برای شما پناهگاه هایی مقرر کرد
● جمع بندی
با جمع بندی مطالب ذکر شده ،میتوان فواید و اسرار وجود کوه ها را به شرح زیر بر شمرد
۱) کوه ها باعث حفظ کره زمین و جلوگیری از پراکندگی آن و موجب آرامش می شود
۲) کوه ها عامل اصلی جلوگیری از سیل و طوفان است ،و در برابر باد های طوفان زا مقاومت شدید دارد،و عامل جلوگیری از کویر و بیابان های خشک و سوزان است
۳) کوه ها از حرکات ویران کننده و لغزش زمین جلو گیری می کنند و سپر زمین در برابر حرکات سر سام آور می شوند که هم چون زرهی زمین را در بر گرفته اند و این سبب می شود که از لرزشهای شدید زمین که بر اثر گاز های درونی اتفاق می افتد تا حد زیادی جلوگیری شود
۴) کوه ها حرکات پوسته زمین را در مقابل جذر و مد ناشی از ماه به حداقل می رساند
۵) کوه ها عامل اصلی ذخیره آبند که با ایجاد دره به حکم قانون جاذبه آب را در سراشیبی قرار داده و باعث می شودکه درختان و مزارع از آن سیراب شوندو رشد و نمو یابند
۶) پستی و بلندی با وجود کوه ها عامل زندگی انسان و حیوان با تدبیر خداوند کریم است
۷) کوه ها عامل ایجاد نهر ها و نهر ها عامل پیدایش طبیعت سر سبز و میوه های رنگارنگ است و همه این ها تدبیری است متصل و متحد که از وجود مدبری حکیم حکایت می کند
۸) اگر فشار و به هم پیوستگی کوه هانبود زمین به صورت فعلی در نمی آمد و در نتیجه از وجود کوه ها بود که تمدن ها گسترش یافت
۹) کوه ها فشار هوا و وزش باد ها را به صورت ملایم در بر دارند
۱۰) در اثر حرکت انتقالی و وضعی زمین اگر کوه ها نبودند بین هوای (ثابت)سطح زمین وزمین(متحرک)اصطکاک شدیدی پدید می آمد که حیات ناممکن می شد ،لذا وجود کوه ها باعث شده تا هوای ثابت سطح زمین پا به پای زمین حرکت کند و مانع اصطکاک شود
نکته در قرآن ،کوه ها به میخ تشبیه شده است و می دا نیم که وقتی میخی را به جایی می کوبند قسمت عمده آن به داخل فرو میرود و قسمتی از آن بیرون می ماند پس می توان گفت تمام فواید و اسراری را که برای کوه ها بیان شد با این تشبیه ،چنین توجیه میشود که قسمت بیرونی کوه ها ،فواید بیرونی را دارد
● نتیجه گیری
از این که خداوند کوه ها را به میخ تشبیه کرده است با توضیحاتی که آمد شاید بتوان نتیجه گرفت که (والجبال اوتادا)
یکی از آیات علمی قرآن است با این بیان که قبلا به این نظریه قائل بودند که کوه ها سطحی هستند ،ولی الان به این نتیجه رسیده اند که قسمت عمده کوه زیر سطح زمین قرار دارد و قرآن با یک تشبیه زیبا این مطلب را چهارده قرن پیش بیان نموده است

وبگردی
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة !
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة ! - گزارشی از تصویری که چند روز پیش توسط برخی در فضای مجازی با نام قرآن طلا انتشار یافت
سرگیجه پلاسکو
سرگیجه پلاسکو - وام ٣٠٠‌میلیون تومانی تبدیل به رویای آنها شده؛ داغ پلاسکو برای کسبه هنوز تازه است. وامی که بعد از سوختن پلاسکو در بوق و کرنا کردند، امروز فقط به یکی از ساکنان پلاسکو داده شده و سهم دیگر کسبه انتظار است.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها