دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷ / Monday, 22 October, 2018

علی (ع) و قرآن کریم


علی (ع) و قرآن کریم
▪ قال اللّه تبارك و تعالی: لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ بحث بنده در باره علی (علیه السلام) و قرآن كریم است. علمای علوم قرآنی و مفسّران در این حقیقت متّفقند كه اصحاب پیامبر گرامی ما (صلوات اللّه علیه) در استعداد فهم و درك معانی قرآنی، مراتب متفاوت داشته‏اند چنانكه از فیض مشاهده نزول وحی و شهادت بر نزول سوره‏ها و مجموع آیه‏های نازله بر پیامبر به نسبتی متفاوت بهره برده‏اند.
آنانكه در مدینه به رسول خدا ایمان آوردند شاهد نزول سوره‏های مكّی نبودند و از تفسیر و شأن نزول خصوصا مصداق نزول آیات محروم ماندند.
در مورد شأن نزول آیه‏ای كه تلاوت شد، حدیث شناسان و مورّخان همداستانند كه مقصود از «أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»، علی بن ابی طالب (سلام اللّه علیه) است. چنانچه «ابن جریر طبری» و «ابن ابی حاتم» و «واحدی» (صاحب «اسباب النزول») و «ابن مردویه» و «ابن عساكر» و دیگران از قول «بریدهٔ اسلمی» چنین ثبت كرده‏اند .
▪ رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود:
إنّ اللّه أمرنی أن أدنیك و لا أقصیك و أن أعلّمك و أن تعی و حقّ لك أن تعی.
فنزلت هذه الآیهٔ «لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهًٔ وَ» و این مطلب را از «الدّر المنثور» تفسیر جلال الدین سیوطی نقل میكنند و «اسباب النّزول» صفحه ۲۹۴ و ابو نعیم در «حلیهٔ الاولیاء» نیز همین را ثبت نموده‏اند و با نقل حدیث دیگری كه پیامبر (ص) به علی علیه السلام فرمود: «فأنت أذن واعیهٔ لعلمی» .
همچنین در تفسیر همین آیه، «سعید بن منصور» و «ابن جریر» صاحب تاریخ و تفسیر طبری و «ابن أبی حاتم» و «ابن مردویه» از «مكحول» این روایت را البته بشكل مرسل ثبت كرده‏اند كه پس از نزول آیه «وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌٔ»،
▪ رسول خدا فرمود: «از خداوند خواستم كه گوش هوش علی (ع) را چنین بگرداند». و علی (ع) فرمود: «پس از آن نشد كه چیزی را از پیامبر خدا بشنوم و فراموش كنم» «ثعلبی» نیز از طریق «أبو حمزه ثمالی»، این روایت را بشكل مسند (و نه مرسل) ثبت كرده است.
در این سوره مباركه (الحاقّه) قبل از این آیه، خداوند سرگذشت اقوام منقرض شده و نیز پیامبران گذشته را نقل فرموده.
▪ آن گاه می‏فرماید: برای درك و فهم و حفظ این سرگذشتهای عبرت آموز در تاریخ پیامبران و ملّتها، گوش هوشی مستعد و فراگیر لازم است. بهمین جهت علی علیه السلام، قرآن را بهتر از همه اصحاب رسول اللّه (صلوات اللّه و سلامه علیه) درك نموده، و بدیگران آموخته است.
«ابن عطیه»، «بدر الدین» و «سیوطی» بر این متفقند كه «صدر المفسّرین» علی بن ابی طالب علیه السلام بوده است، و «ابن عباس» نزد آن حضرت تفسیر را آموخته، و سپس دیگران مانند «مجاهد» و «سعید بن جبیر» و غیرهم از او پیروی‏
كرده و نزد ابن عباس شاگردی نمودند.
امیر المؤمنین (سلام اللّه علیه) ضمن آنكه بهترین درك كننده، حفظ كننده و فراگیرنده قرآن بوده، در جمع آوری و بیان تفسیری قرآن، سرآمد اصحاب بشمار می‏رفته است.
▪ ابن عباس در مورد آیه شریفه إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ می‏گوید: خداوند قرآن را در قلب و ضمیر علی (ع) جمع كرد و او پس از وفات پیامبر بمدت شش ماه آنرا جمع و تدوین نمود.
«ابو نعیم» در «حلیهٔ الاولیاء» و «خطیب» در «اربعین» از سیوطی، و او از علی بن ابی طالب (ع) روایت نموده‏اند كه: وقتی پیامبر خدا (ص) در گذشت، سوگند یاد نمودم كه ردای خویش را از شانه فرو نیفكنم تا همه قرآن را تألیف نمایم و این كار را انجام دادم.
مورّخان و مفسّران نیز در این حقیقت همداستانند كه تنها كسی كه ادعا كرد كمر به جمع قرآن بسته است، علی (ع) بود پیش از آنكه كسی بفكر جمع و تألیف آن بر آید.
▪ در احتجاج طبرسی آمده است كه ابو ذر غفاری گفت: علی علیه السّلام، پس از وفات رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) و بنا به وصیّت آن حضرت قرآن را جمع و تألیف نمود و نزد مهاجران و انصار آورد و به آنها ارائه داد. وقتی یكی از آنان، آنرا باز نمود و در همان صفحه اوّل، رسوائیهای آن عدّه را بدید با آن به مخالفت برخاست.
اولین كاری كه حضرت امیر سلام اللّه علیه نسبت بقرآن انجام داد همین بود كه ادعا كرد من از خانه بیرون نمی‏روم تا جمع آوری و تألیف قرآن را به پایان برسانم. این خود بزرگترین تهدید بود برای كسانی كه قصد تعرّض نسبت به قرآن كریم را داشتند و شمشیری بود آخته بر سر كسانی كه می‏خواستند قرآن را كم و زیاد كنند. در تاریخ ثبت است كه وقتی خواستند در آیه مباركه إِنَّ كَثِیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ» تا آیه بعد كه می‏فرماید: «وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَٔ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ، «واو» را از سر«الّذین» بردارند تا معنای آیه را تحریف نمایند و چنان نشان دهند كه این «الّذین» یعنی كسانی كه طلا و نقره را كنز میكنند فقط احبار و رهبان هستند نه كسانی كه در جامعه اسلامی دست به چنین كار جنایتكارانه‏ای می‏زنند، ابو ذر آن صحابی عالیقدر شمشیر برّان زبانش را بر سر آنها آخته داشت تا این تحریف انجام نشود. امّا كار علی علیه السلام از اینها بالاتر بود. او (بقول ابو رافع) در خانه نشست و قرآن را چنانكه نازل شده بود تألیف كرد (نه بدین معنی كه مجموعه آیات و سور را بحسب ترتیب نزول جمع كند كه این كار انجام شده بود، و این ترتیب فعلی از اختیار بشر حتی پیامبر خارج بود بلكه شأن نزول و این كه آیات در باره چه كسانی و در چه زمانی نازل شده بود را مشخص فرمود و این مصون داشتن قرآن و معانی آن از خطر تحریف معنوی بود.
لذا شاگردانش را تشویق نمود كه در تفسیر، شأن نزول و ترتیب نزول را بیاموزند و به دیگران نیز یاد دهند كه آیات در باره چه كسانی، چه حوادثی و چه شرائطی نازل شده است). از «ابن حجر» نیز همین مضمون نقل شده و این روایت را «ابن ابی داود نسائی» با سند صحیح از «عبد اللّه بن عمر» ثبت نموده است.
▪ امام حسین بن علی سید الشهداء نیز فرمود، امیر المؤمنین در نطقی فرمود: از من در باره قرآن بپرسید تا بشما بگویم كه آیاتش در باره چه كسانی و در چه وقتی نازل شده است.
امّا برای این كه به اهمیت تبیین ترتیب و زمان و موقعیت نزول آیات پی ببریم، دو مثال می‏زنم: یكی در باره احكام، و یكی هم در باره شأن نزول.
در سوره بقره دو آیه در باره وفات و حكم همسران داریم كه یكی ناسخ و دیگری منسوخ است. امّا آیه ناسخ قبل از آیه منسوخ آمده است (آیه ناسخ آیه ۲۳۴ و آیه منسوخ ۲۴۰ است) دانستن این كه كدام ناسخ و كدام منسوخ است احتیاج به دانستن شرایط نزول آیه دارد، و البته از همان زمان جمع و تألیف قرآن تا بحال همه حكم ناسخ و منسوخ را می‏دانسته‏اند، و جای آیات را هم فرشته وحی به پیغمبر (ص) ابلاغ میكرد.از ابن عباس است كه وقتی فلان آیه آمد، فرشته وحی به پیامبر گفت این آیه را بر سر فلان آیه قرار بده. بهر حال دانستن ترتیب نزول آیات‏از این نظر كه ناسخ از منسوخ باز شناخته شود، فوق العاده اهمیّت دارد.
مثال بعدی در مورد شأن نزول است. تاریخ جنگ احد در سوره مباركه آل عمران آمده است. از «عبد الرحمن بن عوف» یا از دیگری از صحابه رسول خدا در مورد چگونگی جنگ احد سؤال شد و او به آیات پس از ۱۲۰ سوره آل عمران ارجاع داد، و گفت: اگر آنها را بخوانی چنان است كه با ما در این جنگ شركت داشته باشی.
از جمله وقایع جنگ احد اینست كه ابتدا پیشرفت با مسلمانان بود ولی پس از خالی كردن گردنه كوه توسط كمانداران و حمله سواره نظام دشمن از آن موضع، فشار دشمن سخت می‏شود. پیامبر دستور می‏دهد مسلمین بخاطر عدم تناسب كمّی نیروی خودی از دامنه كوه مقابل بالا رفته به كوه تكیه بدهند و عقب نشینی كنند.
پیامبر در مؤخرّه سپاه است و او هم از دامنه كوه بالا می‏رود امّا در معرض حمله خطر سواره نظام دشمن است كه بیرحمانه به كشتار مشغول است.
آیه ۱۵۳ دلالت بر این موضوع دارد: إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوكُمْ فِی أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَیْلا تَحْزَنُوا عَلی‏ ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
تا اینجا مسئله‏ای نیست و آیات، دنباله واقعه را می‏گوید، ولی یكباره خداوند كسانی را بعنوان این كه از دشمن رو برتافتند و گریختند مورد مؤاخذه قرار می‏دهد، آیه ۱۵۵: إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا.
معلوم می‏شود اینها عده‏ای از همین سپاه اسلامند، امّا این كه آنها چه كسانی هستند باید فرد والائی همچون علی علیه السلام آنها را مشخص كند.
در قدیمترین سیره كه مؤلّفش متوفای ۲۰۷ هجری است و سیره «ابن اسحاق» رادیده، «المغازی» «ابن شهاب الزهری» را مشاهده كرده و همه روایات را بررسی و ثبت نموده می‏گوید: وقتی خبر كشته شدن پیامبر توسط كفّار، بین مسلمین پراكنده شد، آنها متفرق شدند و بعضی به مدینه رسیدند و اولین كسی كه بمدینه آمد و خبر داد كه پیامبر كشته شده است «سعد بن عثمان» ملّقب به‏«ابو عباده» بود. بعد عده دیگری وارد شهر شده پیش زنهای خود رفتند. زنها آنها را سرزنش نموده و گفتند از خدمت رسول خدا می‏گریزند یكی از زنان «ام ایمن» بود كه در برخورد با عده‏ای به رویشان خاك پاشید، و به یكی از آنها گفت: بیا این دوك را بگیر و بریس و شمشیرت را بمن بده و بعد همراه عده‏ای از زنان به احد رفت.
امّا در مقابل، «علی بن أبی طالب»، «طلحهٔ بن عبید اللّه»، «سعد ابن أبی وقّاص» و عده‏ای از انصار كه اسامی آنها كاملا در تاریخ ثبت است بسختی با دشمن می‏جنگند و از پیامبر حفاظت میكنند. «نصیبه» دختر «كعب ام عماره» كه برای آب دادن و مداوا بجنگ آمده است وقتی كه می‏بیند دندان و پیشانی مبارك پیامبر می‏شكند، و لبان حضرت شكافته می‏شود، شمشیر را بر می‏دارد و افرادی را می‏كشد. او خود و افراد خانواده‏اش در جنگ پایداری می‏كنند.
«طلحهٔ بن عبید اللّه» این صحابی قهرمان، دست خودش را سپر می‏كند تا شمشیر «ابن قمیصه» بر شانه پیامبر فرود نیاید كه انگشتش قطع می‏شود و تا آخر عمر سند دفاع او از پیامبر می‏گردد. در این میان پیامبر در گودالی از گودالهائی كه «ابو عامر راهب» (كه پیامبر او را فاسق لقب داد) كنده و رویش را پوشانده بود می‏افتد، كسی بنام «شماس بن عثمان» خودش را در مقابل شمشیرهائی كه بر پیغمبر فرود می‏آمد، سپر دفاع می‏كند و همان جا شهید می‏شود. اینها قهرمانان این واقعه هستند. امّا آن عدّه هم فرار میكنند كه پیامبر به «نصیبه» این زن قهرمان كه آثار شمشیر بر پیكرش تا پایان عمر باقی بود.
▪ می‏فرماید: «كار تو از آن فراریان (كه نام می‏برد) بهتر است».
همان جا در گودال در حالی كه زانوی مبارك پیامبر آسیب دیده و نمی‏تواند بلند شود، علی (ع) دست آن حضرت را و طلحهٔ بن عبید اللّه زیر بغل ایشان را می‏گیرند و از دامنه كوه بالا می‏روند و در همین اثنا دسته‏های متفرق مسلمین هم می‏رسند، و گرد پیامبر حلقه زده دشمن را دفع میكنند.
بهر حال این شأن نزول دقیقا مشخص میكند كه این افراد چه كسانی بودند و آیات چه می‏گوید. كار بحدی دقیق است كه در همین جنگ كه، یكی ازمسلمین كه با دیگری دشمنی دارد او را غافلگیرانه می‏كشد، مدتی بعد از جنگ احد، وقتی او را می‏یابند پیامبر او را محاكمه و اعدام میكند. بهر حال دقیقا مقاومت كنندگان قهرمانان و گریزندگان نامشان مشخص است، هم در تفاسیر، هم در صحاح بخصوص صحیح بخاری.
▪ خالد بن ولید (فرمانده همین سواره نظامی كه حمله كردند و بسیاری از مسلمین را كشتند) بعدها وقتی مسلمان شد در شام می‏گوید:
خدا را شكر كه مسلمان شدم و خدا مرا هدایت كرد و بعد می‏گوید شهودم در جنگ احد این است كه مسلمانها گریختند خویشاوندی از خود را دیدم كه به تنهائی می‏گریزد.
من در رأس یك سواره نظام نیرومند بودم. چون با او خویشاوند بودم، ترسیدم كه اگر به او نزدیك شوم، سپاه او را بگیرند و بكشند، لذا راهم را كج كردم تا او را نبینند همچنین در سیره ابن هشام، در واقدی و در همه صحاح هست كه «انس بن نذر» عموی «انس بن مالك» صحابی‏ای را می‏بیند كه با عده‏ای نشسته‏اند.
می‏پرسد چرا نشسته‏اید می‏گویند رسول خدا كشته شده است. می‏گوید بعد از او برای چه می‏خواهید زندگی كنید. برخیزید و بر سر آنچه رسول خدا كشته شد، بجنگید تا كشته شوید. آن وقت خود بر می‏خیزد و می‏جنگد تا كشته می‏شود و جای دهها زخم بر بدن او آشكار می‏گردد.
اینجا معلوم می‏شود كه نوشتن شأن نزول‏ها توسط علی بن ابی طالب چه فایده‏ای دارد.
برای این است كه حق قهرمانانی كه از پیامبر (ص) دفاع می‏كردند همچون طلحه بن عبید اللّه ضایع نشود و معلوم شود گریختگان كیانند. آن وقت عده‏ای نسخه نویسها برای خیانت آمده‏اند و بعضی از اسمها را حذف كردند. اسمهائی كه از همین كتاب واقدی نقل كردم. ملاحظه می‏كنید كه چكار می‏كنند و آن كار حضرت امیر (سلام اللّه علیه) چه ارزشی در زدودن تحریفها دارد. اگر اینها نباشد وقایع را نمی‏فهمیم. امّا نگذاشتند تفسیر امیر المؤمنین با ترتیب نزول و شأن و حوادث، پخش بشود. بعضی از آنها را، برخی اصحاب باوفا آموختند و در تاریخ و تفسیرها هست مانند داستان «انس بن نذر».
متأسفانه آن كسی را كه پیامبر را دفاع كرده و از آن مهلكه‏ها رهانیده می‏خواهند او را كنار بزنند و گریزندگان را بجای او بنشانند. نگذاشتند شرح قرآن و تفسیر علی بن ابی طالب منتشر بشود. علی (ع) بعد از جنگ جمل وقتی وارد بصره می‏شود، عربی می‏آید و از طلحه بدگوئی می‏كند. حضرت به او تشر می‏زنند و می‏گویند تو در جنگ احد نبودی و ندیدی كه او چگونه خدمت می‏كرد و چه مقام و منزلتی در پیشگاه خدا دارد. آن مرد خجالت كشیده و ساكت می‏شود. دیگری سؤال میكند چه خدمتی كرده حضرت می‏گویند: او خود را سپر رسول خدا ساخته بود در حالی كه از هر سو شمشیر و نیزه می‏آمد. از یكسو من و از سوی دیگر «ابو دجّانّه» مهاجمان را به عقب می‏زدیم و «سعد ابن ابی وقّاص» از یكسوی دیگر. من به تنهائی سواره نظامی را كه به فرماندهی «عكرمهٔ بن أبی جهل» بود عقب می‏نشاندم در حالی كه از هر سو مرا احاطه كرده بودند و دو بار آنها را به عقب زده و برگشتم... اینجاست كه شرح و تفسیر مولا علی بن أبی طالب قرآن را از تحریف معنوی نجات داد، و چنانكه باید آنرا به نسلها رسانید، و شاگردانش مثل ابن عباس و بعدی‏ها اینها را به ما رساندند.

جلال الدّین فارسی

منبع : بلاغ

مطالب مرتبط

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟
در سوره یوسف و قبل از آغاز قصه، ‌آیاتی است که می‌فرماید: و ان کنت من قبله لمن الغافلین - اگرچه قبل از این (که می‌خواهیم قصه را برایت بسراییم) تو (ای پیامبر) از آن غافل بوده‌ای اگر کمی به این آ‌یه و به عملکردهای امروزی‌مان در زمینه‌های فیلمسازی “سریال و فیلم” بنگریم، خواهیم دید که این غفلت و عدم اطلاع از داستان برای ما همچنان پا برجا است، و ما از این قصه و مضامینش غافلیم، شاید فکر کنید منظور ما از مضامین، محتوای غنی آن است، البته این غفلت به جای خود و سال‌ها است که داریم تاوان سنگینش را می‌دهیم، مثل عدم توجه به عفت، عدم توجه به گذشت، ‌عدم توجه به توکل و ... ولی غفلت دیگری هم هست که کمتر از غفلت اولی نیست و آن بی‌توجهی به ساختار قصه یوسف است.
مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان جلد ۱۱ و در ذیل تفسیر آیه ... نحن نقص علیک احسن القصص ... می‌فرماید: قصص به معنای قصه و احسن القصص بهترین قصه و حدیث است و چه بسا بعضی گفته باشند که کلمه نامبرده، مصدر به معنای “قصه سرایی”‌ است و هرکدام باشد صحیح است، چه اگر به معنای اسم مصدر “خود داستان” باشد، داستان یوسف بهترین داستان است زیرا اخلاص توحید او را حکایت نموده ولایت خدای سبحان را نسبت به بنده‌اش مجسم می‌سازد و ... و اگر به معنای مصدر “قصه سرایی” باشد،‌ بازهم سراییدن قصه یوسف به این طریق که قرآن سروده بهترین سراییدن است .... آنچه مورد بحث ما در این مقوله همین معنا و تفسیر دوم آن است که این قصه، خود الگو و نمونه بارز برای قصه‌گویی است و شاید بعضی‌ها در ابتدا برما خرده بگیرند اگر بگوییم این قصه بهترین الگو ونمونه برای یک فیلمنامه موفق است. چون پس از سال‌ها تحقیق و پژوهش روی این قصه، ده‌ها و بلکه صدها قاعده و اصل فیلمنامه‌نویسی در آن مشاهده و استخراج شده است و تعجب نکنید اگر بگوییم[اگر اصول و قواعد فیلمنامه‌نویسی موجود در جهان تخمینا ۳۰۰ قاعده و اصل است، این قصه ضمن اینکه بعضی از قواعد را رد می‌کند و قواعد بهتر و شایسته‌تری را جایگزین می‌کند بقیه قواعد را با ارائه مثال‌های بی‌نظیر دارا می‌باشد و جالب اینجاست که همین قصه در تورات این ویژگی‌ها را ندارد ] و متاسفانه این موضوع را وقتی با ا فراد با سواد این رشته در میان گذاشتیم، مطالبی را اظهار داشتند که بدور از انصاف و عدل بود از جمله اینکه چرا می‌خواهید به زور آیات قرآنی را توجیه کنید؟ و چرا می‌خواهید مسائلی که قرآن در مورد آنها سکوت کرده به آن بچسبانید؟ این آقایان که هنوز نفهمیده‌اند قرآن “تبیان بکل شی - روشنگر و بیان کننده همه چیز است” ما بحثی با‌ آنها نداریم. علامه طباطبایی(ره) در ذیل تفسیر این آیه می‌فرماید: یک صفت عمومی قرآن این است که تبیان برای هرچیزی است و تبیان به طوری که گفته شد به معنای بیان است و چون قرآن کریم کتاب هدایت برای عموم مردم است و جز این کاری و شانی ندارد لذا ظاهرا مراد بکل شی، همه آن چیزهایی است که برگشتش به هدایت باشد، از معارف حقیقه مربوط به مبدا و معاد و اخلاق فاضله و شرایع‌الهیه و قصص و مواعظی که مردم در اهتداء و راه یافتنشان به آن محتاجند و قرآن تبیان همه اینها است.
پس قصه یوسف در حقیقت تبیان قصه‌گویی است و اگر هر آدمی کمی انصاف داشته باشد و این اصول را بخواند،‌ خواهد دید که به هیچ وجه قصد توجیه را نداشته‌ایم، چون این کتاب نیازی به توجیه نداشته و ندارد چون وحی است و وحی خود صلابت و کارایی و عزت خود را دارد، اصول نویسندگی این قصه آن قدر روان و ساده بیان شده است که با یک بار با دقت خواندن به چشم می‌آید و انسان بی‌‌غل و غرض را به تحسین وا می‌دارد. [این اصول تحت عنوان “قرآن و اصول فیلمنامه‌نویسی” به مراکز ذی‌ربط که احساس شد می‌تواند کمک کادر آنها باشد عرضه گشت، از جمله به شخص وزیر ارشاد و به چند نفر از مدیران سیما ولی آنها نگفتند که آیات قرآنی را توجیه کرده‌اید و ... هیچ چیز نگفتند، چون اصلا لای آن را باز نکردند ] در حالی که آن طور که شنیده‌ایم رهبر معظم انقلاب از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به هنگام صدارت وزارت، از ایشان دو چیز خواسته‌اند که سر و سامان بدهد یکی فیلمنامه و دیگری رمان! مشاور وزیر ارشاد از ما خواست که بگوییم کتاب در مورد چیست (وقت نداشتند آن را ورق بزنند) و وقتی برایش توضیح دادیم فرمودند: که چه! خوب فرض می‌کنیم که قرآن قبل از غربی‌ها این حرفها را و این اصول و مبانی را گفته است،‌ چه عایدمان می‌شود؟ ‌شما با این کارتان در حقیقت فیلمنامه‌نویسان غربی را تائید می‌کنید که قرآن ما هم، همین حرف‌‌ها را زده است و بعد اضافه فرمودند که اصول و قواعد جدید را استخراج و در مقاله‌ای چاپ کنید که قرآن اینها را گفته است!!! چند ماه بعد به گمان اینکه ایشان متوجه منظورمان نشده بازهم برایشان توضیح دادیم (با اینکه حدود پنج ماه گذشته و کتاب نزد ایشان است) و فقط با پیشنهادمان مبنی بر فرستادن کتاب به معاونت پژوهشی موافقت کردند همین و بس!!
برادر عزیز جناب آقای نادر طالب‌زاده در چندین جا از جمله جشنواره فیلم‌های قرآنی این کتاب را معرفی کردند و با اینکه مسئولان سیما و ارشاد و ... حضور داشتند یک نفر نپرسید این اصول و مبانی قرآنی کجاست شاید به درد بخورد؟!! این مطلب را در چند جا عنوان کرده‌ایم اینجا هم می‌گوییم، [پس پیامبر عظیم‌الشانی که معجزات باهره داشت به هنگام وفات معجزه‌اش را نیز با خود برد. موسی(ع) با ید بیضا و عصایش رفت و مسیح(ع) با روح‌القدسش ولی تنها پیامبری که معجزه‌اش را در بین ما گذاشت،‌ حضرت محمد(ص) است. بی‌عقلی و ناسپاسی محض است اگر از این کتاب معجزه‌گر در همه زمینه‌های گفته شده استفاده نشود[ .]این بیچاره‌گی است که دامن‌گیر ما شده است که حتی اصول و مبانی آن را برای یکبار هم نخوانیم. این سیاست‌های طاغوتی است که ما داشته‌های خود را نادیده بگیریم و کاسه گدایی را به سوی دیگران بگیریم و از آنها همه چیز حتی اصول فیلمنامه‌نویسی را گدایی کنیم.] اصولی که بی‌محتوا است و جامعه ما را به قهقهرا می‌کشاند، هدف عنوان کردن و مطرح کردن این کتاب درسیما و ارشاد چاپ آن نبود، هدف مطرح کردن اسلام و قرآن که تبیان همه چیز است و اصلاح معضل فیلمنامه‌نویسی موجود، نه چیز دیگر،[ولی افسوس که برادران غیور ما بجای اینکه با پیراهن یوسف بیناتر شوند،‌ پیران را قبای تن مشغله‌های خویش کردند] و به تعبیر حافظ:
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود. ما برای اینکه دست‌اندرکاران و متخصصان این رشته با اصول فیلمنامه نویسی قرآنی آشنا شوند،‌چند اصل را بیان می‌کنیم و آن را در معرض نقد و بررسی آنان می‌گذاریم که آیا این اصول غربی است یا قرآنی و امیدواریم که مسئولان ما در ارشاد و سیما که همیشه وقتشان پر است و برای این کارها وقت ندارند لااقل این چند قاعده را بخوانند و بدانند که قرآن همیشه و در همه وقت آنها را به راه صلاح و ارشاد رهنمون می‌کند.
ابتدا اجازه دهید صحنه اول این قصه را بنویسیم و اصول را روی آن توضیح دهیم.
▪ صحنه ۱
“اذقال یوسف لابیه یا ابتی .... لی ساجدین ...”
یوسف: پدر جان... ! من خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه را، دیدمشان که برایم سجده کردند!!
یعقوب: ... پسرکم ... این خوابت را برای برادرانت تعریف مکن که در کار تو نیرنگ کنند.
یوسف : برادرانم؟!
یعقوب: شیطان برای انسان دشمنی آشکار است ... پروردگارت می‌خواهد با این خواب بگوید که می‌خواهد تو را برگزیندو به تو تعبیر رویاها بیاموزد و می‌خواهد نعمتش را بر تو و برخاندان من کامل کند، همان گونه که بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرده است. یوسف! پروردگارت دانا و حکیم است.
۱) قاعده اول:
در بخش “شکل و فرم” فیلمنامه،‌ تمام فیلمنامه‌نویسان نوشته‌اند که به هنگام نوشتن یک صحنه، ابتدا، جا و مکان و زمان صحنه را معلوم کنید، یعنی در ابتدای هر صحنه بنویسید (شب - خارجی - بیابان) یا (روز - داخلی - اتاق) بر حسب نیاز صحنه جا و مکانش را معلوم کنید همچنین زمانش را، مثلا در مورد صحنه فوق باید بنویسیم که یوسف کی؟ و کجا؟ این سخن را با پدرش گفت؟ البته این توضیحات خارج از قصه است و برای راهنمایی کارگردان و دیگرعواملش نوشته می‌شود. قرآن این نظر را ندارد و می‌گوید در صحنه‌هایی که شب و روز یا جا و مکان تاثیری در قصه ندارد، ذکر آن بی‌مورد است و کارگردان (یا خواننده) را آزاد بگذارید که برحسب سلیقه و ذوقش صحنه را در هر زمان و مکان که صلاح بداند تصور کند. این حرف را کارگردانانی که صحنه‌های روز را یا شب، یا داخلی را خارجی (یا بالعکس) گرفته‌اند خوب متوجه می‌شوند. چون هیچ فرقی نمی‌کند که مثلا یوسف خوابش را در اتاق برای پدرش تعریف کرد یا درحیاط یا در بیابان، سحر بود یا روز یا شب، خود خواننده یا سازنده فیلم بهترین زمان و مکان را انتخاب می‌کند، البته قرآن در صحنه‌هایی که شب و روز یا جا و مکان در صحنه مهم است، زمان و مکان را ذکر کرده است، مثلا در همین قصه وقتی برادران یوسف را در چاه می‌اندازند صحنه برگشتشان را بعد از غروب آورده (و شبانگاه گریان به سوی پدرشان آمدند.)۲) قاعده دوم:
قرآن می‌گوید، قصه‌تان را با قهرمان قصه آغاز کنید، چون قصه درباره اوست پس هرچه از قهرمان فاصله بگیرید، از قصه دور شده‌اید و اصل مطلب را به بیننده یا خواننده‌تان نگفته‌اید و به اصطلاح امروزی‌ها، آب قاطیش کرده‌اید، قصه یوسف،‌ مریم، موسی و بنی‌اسرائیل، موسی و عبد صالح و ... همه با قهرمان شروع شده‌اند و جالب اینجا است که در تمام قصه یوسف، شما یک صحنه ندارید که اسمی از یوسف در آن نباشد، ببینید حضور قهرمان چقدر پررنگ است! امروزه هم فیلمنامه‌نویسان جهان بر این موضوع تاکید دارند که باید هرچه زودتر قهرمان را وارد قصه کرد. به تمام فیلمها‌یی که جوایز اسکار و بین‌المللی برده‌اند دقت کنید ۹۰ درصد آنها با قهرمان شروع شده است.
۳) قاعده سوم:
نظر قرآن در مورد صحنه افتتاحیه این است که کل قصه را به صورت رمز (یک سوال) مطرح کنید،[صحنه خواب دیدن یوسف، چه آن را ببینیم و چه از زبانش بشنویم، صحنه طرح راز است و در حقیقت نتیجه کل فیلم و ماجراهایش در این صحنه فشرده شده است و بیننده یا خواننده می‌نشیند و قصه را به پایان می‌رساند تا این راز حل شود. ] به فیلم‌های بزرگ جهان دقت کنید، همشهری کین، گلادیاتور و ... اینها صحنه‌های طرح راز‌دارند،‌ به غیر از آن، نظر قرآن این است که سعی کنید ابتدا و آخر داستانتان یکی باشد، در قصه یوسف ابتدا یازده ستاره و خورشید و ماه را می‌بینیم که برای یوسف سجده می‌کنند و صحنه پایانی آن یازده برادر و مادر و پدرش سجده می‌کنند. فیلمنامه‌نویسان مولف جهان می‌گویند سعی کنید (یا بهتر است) از دریا شروع کنید و به دریا ختم کنید. از صحرا به صحرا و و و ... قاعد سوم را این طور هم می‌شود توضیح داد که در اوایل فیلمنامه (قصه) قضیه نمایشی را مطرح کنید، یعنی بگویید فیلم در مورد چیست؟ می‌خواهد در ظرف ۲ ساعت درباره چه چیزی با من سخن بگوید؟ گفتن قضیه نمایش در دقایق اولیه فیلم احترامی است که نویسنده یا سازنده فیلم به بیننده‌اش می‌گذارد، که آقا،‌ خانم، می‌خواهم در مورد این قضیه برای تو قصه بگویم، دوست داری بنشین، دوست نداری برو، نه اینکه مثل بعضی ‌از قصه‌ها و فیلم‌ها و سریال‌ها تا مدتی زیاد به تو نگویند فیلم یا قصه درباره چیست؟در قصه یوسف از دقیقه اول می‌فهمیم که یک کودک، خداوند می‌خواهد به او عنایت خاص داشته باشد و او را بالا ببرد ولی برادرانش می‌خواهند کید و مکر کنند و مانع پیشرفت او بشوند، خوب خدا غالب است یا برادران؟ جواب معلوم است ولی چگونگی آن برای بیننده یا خواننده یا جذاب است که می‌نشیند یا جذاب نیست و می‌رود ولی وقت او را هدر نداده‌‌ایم و از لحظات اولیه او را مختار می‌گذاریم که انتخاب کند.
۴) قاعده چهارم:
قرآن نظرش بر این است که از همان ابتدا،‌ قهرمان و ضد قهرمان را مشخص کنید، چون وقتی موضوع معلوم می‌شود، باید دو طرف دعوا هم مشخص شوند، در اینجا یعقوب به محض شنیدن خواب یوسف، نمی‌گوید که خداوند به تو نظر دارد و می‌خواهد تو را عزیز بدارد و ... این را نگفت، چون این حرف‌ها گره نمایشی را به وجود نمی‌آورند،‌ بلکه گفت: خوابت را به برادرانت نگو، این همان گره نمایشی است که ایجاد درگیری خواهد کرد و باید هرچه زودتر در قصه مطرح شود، اگر دقت کرده باشید [خداوند در دقیقه اول قصه، قهرمان ضد قهرمان، قضیه نمایشی، طرح راز و یک قاعده در مورد فرم و شکل فیلمنامه را مطرح کرد، در حالی که فیلمنامه‌نویسان به نویسنده حدود ۱۵ دقیقه فرصت می‌دهند تا مسائل مذکور را در فیلمنامه‌اش مطرح کند و گرنه فیلمنامه به لحاظ ساختار ایراد پیدا می‌کند.]
۵) قاعده پنجم:
قهرمان و ضد قهرمان را بشناسانید، اجازه دهید در این باره مثالی بزنم؛ اگر پشت پنجره خانه‌تان ایستاده‌اید و به خیابان نگاه می‌کنید،‌ خیابان در اینجا صحنه شماست، اگر ببینید که یک مرد کیف یک زن غریبه را بقاپد و فرار کند، شما متاثر می‌شوید ولی اگر آن زن همسر یا خواهر شما باشد وارد عمل می‌شوید، یعنی به گونه‌ای با ماجرا درگیر می‌شوید، حالا یا به پلیس زنگ می‌زنید یا از خانه بیرون می‌روید و دنبال سارق می‌دوید. اگر بیننده قهرمان و حتی ضد قهرمان را نشناسد، ارتباط درستی با داستان پیدا نمی‌کند، این قاعده و اصل را تمام نویسندگان جهان قبول دارند و برای شناساندن قهرمان و دیگر شخصیت‌ صحنه‌ها می‌نویسند و در کتب فیلمنامه‌نویسی هم فصلی بنام شخصیت‌پردازی باز کرده‌اند. در قصه یوسف بهترین نوع شناسایی طرح شده است، بسیار موجز و خلاصه،‌ خداوند متعال؛ بجای اینکه بگوید و نشان دهد که قهرمان شجاع، امین، با حیا، قوی و ... با یک تعبیر او را کاملا شناسانده است و گفته است او پیامبر است و چون مردم صفات و مشخصات یک پیامبر را می‌شناسند، پس با همین عبارت خواهند فهمید که او، راستگو، با حیا، آمر به معروف و ... شاید بگویید پس چرا یعقوب به او گفت: به تو تعبیر خواب می‌آموزد، مگر تمام انبیاء از این ویژگی‌ برخوردار نیستند؟ می‌گوییم هستند ولی خواب و تعبیر خواب در این قصه، “گره نمایشی” را به وجود می‌آورد و همین خواب گره‌گشایی داستان را به عبارتی دیگر، داستان بر رویا بنا شده و با رویا مشکل‌گشایی می‌شود، پس رویا یکی از ویژگی‌های پررنگ قهرمان است، در فیلم ماتریکس ۱ تاکید بر کامپیوتر می‌شود و در گلادیاتور تاکید بر قدرت بدنی قهرمان چون اینها راهگشا و حتی مشکل‌‌آفرین قهرمانان هستند و بدون اینها قهرمان به درستی معرفی نمی‌شود. خداوند در این معرفی مختصر (در اغلب فیلم‌ها این معرفی قهرمان چیزی حدود ۵ دقیقه طول می‌کشد) در حقیقت از معلومات سابق خود بیننده یا خواننده بهره جسته است که تو با فهم و شعوری و این قهرمان را از قبل می‌شناسی و نمونه‌اش را دیده‌ای پس لزومی ندارد با چند واقعه و حادثه او را به تو بشناسانم و در عین حال به ما می‌آموزد که وقت مردم را بیهوده نگیریم.
چند قاعده و اصل دیگر در مورد همین صحنه افتتاحیه هست که به نظر می‌آید مطرح کردنش اطاله کلام است. قاعده‌ای دیگر در مورد محتوا ارائه می‌دهیم و خودتان قضاوت کنید که در این برهه که همه از نبود فیلمنامه خوب و معضل فیلمنامه می‌نالند آیا بی‌توجهی به این اصول کار عاقلانه‌ای است ؟آیا باید این اصول از کشورهای دیگر به ما معرفی شود؟!
۶) قاعده ششم:
قصه باید با مناسبات روز بخواند، این سوره مکی است و زمانی نازل شد که مسلمانان تنها و بی‌کس و بی‌یاور بودند، از هر سو در محاصره و عذاب و شکنجه بودند و خداوند این قصه را یکجا نازل می‌کند تا آنها را دل‌ قوی دارد و بتوانند در برابر ناملایمات و شرایط نامساعد پایداری کنند، [پیام این قصه را که مسلمانان صدراسلام دریافتند این بود که اگر ما مسلمانان همانند یوسف(ع)، کودک و معصوم و ناتوان هستیم و دشمنان همه باهم متحد و قلدر و قوی هستند، چه باک! خدایی داریم که ما را رفعت می‌دهد و سختی‌ها را برایمان هنجار می‌کند و ما را از چاه ظلمت و بی‌کسی برکرسی پادشاهی و عزت می‌نشاند.] همین یک قاعده را که امروزه از آن چشم پوشیده‌ایم ببینید بجای فیلم‌ها و سریال‌های مناسب و بجا که ما را در دل شرایط می‌گذارند و ... چه فیلم‌هایی را به روی پرده‌های سینما می‌برد و چه سریال‌هایی را به روی آنتن می‌فرستند!

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.