پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ / Thursday, 15 November, 2018

ایمان و رابطه آن با نزول برکات در قرآن


ایمان و رابطه آن با نزول برکات در قرآن
«ولو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانون یكسبون» و اگر مردم شهرها و آبادی ها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می كردند؛ بركات آسمان ها و زمین را بر (روی) آنها می گشودیم؛ ولی (آنها حق را) تكذیب كردند. ما هم آنان را به كیفر اعمالشان مجازات كردیم. (سوره اعراف - آیه ۹۶) در این آیه شریفه خداوند متعال به یك سنت الهی و قانون تخلف ناپذیر در عرصه هستی اشاره می كند و آن این است كه نزول بركات آسمانی ارتباط مستقیم با قدردانی و سپاسگزاری مردم از خداوند متعال و رعایت حق هم دارد. به عبارت ساده تر هر چقدر مردم بیشتر به سوی ایمان و عمل صالح گام بردارند، از جهت مادی و معنوی از مواهب زندگی برخوردارتر می شوند. زیرا بسیاری از گرفتاری های مردم ریشه در كفر، نفاق، ناسپاسی، بخل، نپرداختن حقوق دیگران، خودخواهی، بی توجهی به این كه در زندگی اجتماعی باید رعایت حق سایرین را نمود، بی عدالتی و ... دارد و اگر مردم به زیور ایمان و عمل صالح آراسته شوند و از این ناسپاسی و خودخواهی ها و تضییع حق هم دست بردارند. به طور طبیعی و براساس سنت الهی همه از یك زندگی نسبتا مرفه برخوردار می شوند اما چنانچه برخلاف این عمل كنند، به طور طبیعی زمینه تورم، فساد، گرانی مصنوعی، كلاهبرداری و... را برای خود و دیگران فراهم می سازند و همین طور ناسپاسی و ناشكری و نفاق و كفر موجب خشونت خداوند متعال و كم شدن رزق و روزی می شود:
شكرت نعمت، نعمتت افزون كند
كفر نعمت از كفت بیرون كند!
واقعیت این است كه همه دستورات اسلام و سایر ادیان آسمانی و تلاش و كوشش طاقت فرسای انبیا و اولیای حضرت حق این بوده است كه ای مردم! رعایت عدالت و حقیقت را بكنید تا هم مورد لطف و مرحمت و بركت خداوند متعال واقع شوید و هم در سایه دیگر خواهی و محبت و عدم تجاوز و ستم و اجرای عدالت، زندگی سالم و كامل داشته باشید: اصلا فلسفه حضور پیامبران و ارسال ادیان آسمانی توسط حضرت حق برای مردم همین سعادت دنیا و آخرت آنها بوده است.
به عنوان نمونه خداوند متعال در آیه ۲۵ سوره جدید می فرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره، و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز»: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آنها كتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه را) نازل كردیم تا مردم به عدالت قیام كنند (و هر كس به حق خود برسد) و آهن را نازل كردیم كه در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است تا خداوند بداند چه كسی او و رسولانش را یاری می كند. بدون آن كه او را ببینند (و بدانید كه) خداوند قوی و شكست ناپذیر است.
در این آیه به وضوح دلیل رسالت انبیا و نزول كتب آسمانی مشخص شده است و برقراری عدالت و قسط در جامعه انسانی كه موجب نزول بركات است مدنظر می باشد.
پیشه كردن پرهیزگاری موجب نزول مضاعف بركات و رحمت های حضرت حق است. چنانچه در آیه ۲۸ همین سوره خداوند متعال فرموده اند:
«یا ایها الذین امنوا اتقوالله و امنوا برسوله یوتكم كفلین من رحمهٔ و یجعل لكم نورا تمشون به و یغفرلكم و الله غفور رحیم»: ای كسانی كه ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه كنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و برای شما نوری قرار دهد كه با آن (راه حق و باطل را ببینید و از گمراهی نجات یابید و به) راه (راست) بروید و گناهان شما را ببخشد و خداوند آمرزنده و مهربان است.
حضرت هود هم به قوم خود در این باره می فرمود: و یا قوم استغفروا ربكم ثم توبوا الیه یرسل السماء علیكم مدرارا و یزدكم قوهٔ الی قونكم و لا تتولوا مجرمین: ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنید. سپس (با ایمان و عمل صالح و توبه و انابه) به سوی او بازگردید تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستید و نیرویی به نیرویتان بیفزاید و با بدكاری و عصیان رو از خداوند برنتابید (سوره هود - آیه ۵۲)
در تفسیر نمونه درباره آیه ۹۶ سوره اعراف آمده است: درآیات گذشته سرگذشته اقوامی همچون قوم هود و صالح و شعیب و نوح و لوط به طور اجمال مورد بحث قرار گرفت. گرچه خود آن آیات به اندازه كافی برای بیان نتایج عبرت انگیز این سرگذشت ها كافی بود، ولی در آیات مورد بحث به صورت گویاتر، نتیجه گیری كرده و می گوید: اگر مردمی كه در این آبادی ها و نقاط دیگر روی زمین زندگی داشته و دارند، به جای طغیان و سركشی و تكذیب آیات پروردگار و ظلم و فساد، ایمان می آوردند و در پرتو آن تقوا و پرهیزگاری پیشه می كردند، نه فقط مورد خشم پروردگار و مجازات الهی واقع نمی شدند، بلكه درهای بركات آسمان و زمین را به روی آنها می گشودیم. ولی متاسفانه آنها صراط مستقیم كه راه سعادت و خوشبختی و رفاه و امنیت بود را رها ساختند و پیامبران خدا را تكذیب كردند و برنامه های اصلاحی آنها را زیر پا گذاشتند. ما هم به جرم اعمالشان آنها را كیفر دادیم.
در اینجا به چند موضوع باید توجه كرد:
۱) در این كه منظور از «بركات» زمین و آسمان چیست در میان مفسران گفت وگو است: بعضی آن را به نزول باران و روییدن گیاهان تفسیر كرده اند و بعضی به اجابت دعا و حل مشكلات زندگی، ولی این احتمال نیز وجود دارد كه منظور از بركات آسمانی، بركات معنوی و منظور از بركات زمینی، بركات مادی بوده باشد، اما با توجه به آیات گذشته تفسیر اول از همه مناسب تر است، زیرا در آیات گذشته كه مجازات های شدید مجرمان و طغیانگران را شرح می داد، گاهی اشاره به فرود آمدن سیلاب از آسمان و طغیان چشمه ها از زمین (همانند توفان نوح) و گاهی اشاره به صاعقه ها و صخره های آسمانی، و گاهی زلزله های وحشتناك زمینی شده بود.
در آیه مورد بحث این حقیقت مطرح است كه این مجازات ها واكنش اعمال خود آنها بود وگرنه اگر انسان پاك و با ایمان باشد به جای این كه عذاب از آسمان و زمین فرا رسد، بركات خدا از آسمان و زمین بر او می بارد، این انسان است كه بركات را تبدیل به بلاها می كند.
۲) «بركات» جمع «بركت» است و همانطور كه سابقا گفتیم این كلمه در اصل به معنی «ثبات» و استقرار چیزی است و به هر نعمت و موهبتی كه پایدار بماند اطلاق می گردد، در برابر موجودات بی بركت كه زود فانی و نابود و بی اثر می شوند.
قابل توجه این كه ایمان و تقوا نه تنها سبب نزول بركات الهی می شود، بلكه باعث می گردد كه آنچه در اختیار انسان قرار گرفته در مصارف مورد نیاز به كار گرفته شود. فی المثل امروز ملاحظه می كنیم قسمت بسیار مهمی از نیروهای انسانی و منابع اقتصادی در مسیر «مسابقه تسلیحاتی» و ساختن سلاح های نابودكننده صرف می گردد، اینها مواهبی است فاقد هرگونه بركت، بزودی از میان می روند و نه تنها نتیجه ای نخواهند داشت، بلكه ویرانی هم به بار می آورند. ولی اگر جوامع انسانی ایمان و تقوا داشته باشند این مواهب الهی به شكل دیگری در میان آنها درمی آید و طبعا آثار آن باقی و برقرار خواهد ماند و مصداق كلمه بركات:
۳) در آیه فوق كلمه «اخذ» كه به معنی گرفتن است در مفهوم مجازات و كیفر دادن به كار رفته، و این در حقیقت به خاطر آن است كه معمولا كسی را كه می خواهند مجازات كنند نخست می گیرند و او را با وسایلی می بندند كه هیچگونه قدرت فرار نداشته باشد. سپس او را كیفر می دهند.
۴) گرچه آیه شریفه مورد بحث، ناظر به وضع اقوام پیشین است. ولی مسلما مفهوم آن یك مفهوم وسیع و مردمی و دائمی است و انحصار به هیچ قوم و ملتی ندارد و این یك سنت الهی است كه افراد بی ایمان و آلوده و فاسد گرفتار انواع واكنش ها در همین زندگی دنیای خود خواهند شد.گاهی بلاهای آسمان و زمین بر سر آنها می بارد و گاهی آتش جنگ های جهانی یا منطقه ای، سرمایه های آنها را نیز در كام خود فرو می گیرد و گاهی ناامنی های جسمانی و روانی آنها را تحت فشار قرار می دهد و به تعبیر قرآن، این وابسته به «كسب و اكتساب» و اعمالی است كه خود انسان انجام می دهد، فیض خدا محدود و ممنوع نیست، همانطور كه مجازات او اختصاص به قوم و ملیت معینی ندارد!
● چرا ملل فاقد ایمان زندگی مرفه دارند؟
از آنچه در بالا گفتیم پاسخ یك سوال كه زیاد مورد بحث و گفت وگو است روشن می گردد و آن این كه اگر ایمان و تقوا موجب نزول انواع بركات الهی است و نقطه مقابل آن باعث سلب بركات است، چرا مشاهده می كنیم ملتهای بی ایمانی را كه غرق ناز و نعمتند در حالی كه جمعی از افراد با ایمان به سختی روزگار می گذرانند؟
پاسخ این سوال با توجه دو نكته روشن می شود:
۱) اینكه تصور می شود ملت های فاقد ایمان و پرهیزگاری غرق در ناز و نعمتند، اشتباه بزرگی است كه از اشتباه دیگری یعنی ثروت را دلیل بر خوشبختی گرفتن سرچشمه می گیرد.
معمولا مردم این طور فكر می كنند كه هر ملتی صنایعش پیشرفته تر و ثروتش بیشتر باشد خوشبخت تر است در حالی كه اگر به درون این جوامع بنگریم و دردهای جانكاهی كه روح و جسم آنها را در هم می كوبد، از نزدیك ببینیم، قبول خواهیم كرد كه آنها با مشكلات زیادی دست به گریبانند، بگذریم از این كه همان پیشرفت نسبی، نتیجه به كار بستن اصولی همانند كوشش و تلاش و نظم و حس مسوولیت است كه در متن تعلیمات انبیا قرار دارد.
۲) اما اینكه گفته می شود چرا جوامعی كه دارای ایمان و پرهیزگاری هستند عقب مانده اند اگر منظور از ایمان و پرهیزگاری، تنها ادعای اسلام و ادعای پایبند بودن به اصول تعلیمات انبیا بوده اند قبول داریم، چنین افرادی عقب مانده اند. ولی می دانیم حقیقت ایمان و پرهیزگاری چیزی جز نفوذ آن در تمام اعمال و همه شئون زندگی نیست، و این امری است كه با ادعا تامین نمی گردد.
با نهایت تاسف امروز اصول تعلیمات اسلام و پیامبران خدا در بسیاری از جوامع اسلامی متروك یا نیمه متروك مانده است و چهره این جوامع چهره مسلمانان راستین نیست.اسلام دعوت به پاكی و درستكاری و امانت و تلاش و كوشش می كند، كجاست آن امانت و تلاش؟ اسلام دعوت به علم و دانش و آگاهی و بیداری می كند، كجاست آن علم و آگاهی سرشار؟ اسلام دعوت به اتحاد و فشردگی صنوف و فداكاری می كند. آیا به راستی این اصل به طور كامل در جوامع اسلامی امروز حكمفرماست و با این حال عقب مانده اند؟ بنابراین باید اعتراف كرد اسلام چیزی است و مسلمانی ما چیز دیگر!!

حبیب تركاشوند

منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

سوره مبارکه " أعلی"

سوره مبارکه " أعلی"
این سوره در مكه نازل شده، و دارای ۱۹ آیه می باشد:
" بسم الله الرحمن الرحیم"
سبّح اسم ربّك الأعلی۱ الذّی خَلقَ فَسَوّی۲ والذی قدّر فَهدی۳ والذی أخرج المرعی۴ فجعله غُثاءً أحوی۵ سنُقرئك فلا تَنسی۶ إلا ماشاء اللهُ إنَّه یعلم الجَهرَ و ما یخفی۷ و نیسّرك للیُسری۸ فذكِّر إن نَفَعتِ الذكری۹ سَیَذَكَّرُ مَن یَخشی ۱۰ وَ یَتَجَنَبُّها الأشقی۱۱ الذی یَصلَی النّارَ الكبری۱۲ ثم لا یموت فیها ولا یَحیی۱۳ قد أفلَحَ مَن تزكّی۱۴ و ذكراسم ربّه فَصَلّی۱۵ بل تُؤثروُنَ الحَیوهٔ َالدنیا۱۶ وَالآخرهٔ خیرٌ و أبقی۱۷ إنَّ هذا لفی الصُحُفِ الأولی۱۸ صُحُفِ إبراهیم و موسی۱۹.
محتوای سوره " أعلی":
این سوره از دو بخش تشكیل یافته است:
بخشی كه در آن روی سخن به شخص پیامبر(ص) است و دستوراتی را در زمینه تسبیح پروردگار و ادای رسالت به ایشان می دهد و اوصاف هفتگانه ای از خداوند بزرگ در این رابطه می شمرد.
و بخش دیگری كه از مؤمنان خاشع و كافران شقی، سخن به میان می آورد و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه را به طور فشرده در این بخش بیان می كند.
و در پایان سوره اعلام می دارد كه این مطالب تنها در قرآن مجید نیامده است، بلكه حقایقی است كه در كتب و صحف پیشین، صحف ابراهیم و موسی علیهما السلام، نیز بر آن تأكید شده است.
تفسیر:
این سوره كه در حقیقت عصاره مكتب انبیاء و دعوت پیامبران از تسبیح و تقدیس پروردگار شروع می شود، در آغاز روی سخن را به پیامبر(ص) كرده می فرماید:
سبح اسم ربك الأعلی:
نام پروردگار بلند مرتبه ات را از هر عیب و نقص پاك بشمر.
جمعی از مفسران معتقدند كه منظور از " اسم" در اینجا" مسمّی" است، در حالی كه جمعی گفته اند منظور خود نام پروردگار است، البته نامی كه دلالت بر مسمّی می كند.
و میان این دو تفسیر تفاوت چندانی نیست.
و به هر حال منظور این است كه:
نام خداوند در ردیف نام بت ها قرار داده نشود، و ذات پاك او را از هر گونه عیب و نقص و صفات مخلوقها و عوارض جسم و جسمانیت و هر گونه محدودیت و نقصان منزه بشمریم، نه همچون بت پرستان كه نام او را در كنار نام بت های خود قرار می دهند، یا كسانی كه او را جسم و جسمانی می شمرند.
ربك: اشاره به این است كه پروردگاری كه تو مردم را به سوی او می خوانی، از پروردگار بت پرستان جدا است.
الأعلی: بیانگر این حقیقت است كه او از هر كس و هرچیز و هر چه تصور كنیم، و هر خیال و قیاس و گمان و وهم، و هرگونه شرك جلی و خفی برتر و بالاتر است.
بعد از این دو توصیف "رب" و " أعلی" در توضیح آن پنج وصف دیگر را بیان می كند كه همگی شرح ربوبیت اعلای پروردگار است، می فرماید:
الذی خلق فسوّی: همان خداوندی كه آفرید و مرتب و منظم كرد.
خلق: خلقت هر چیزی، به معنای گردآوری اجزاء آن است.
فسوّی:" سوّی" از ماده " تسویه" به معنی نظام بخشیدن و مرتب نمودن است و مفهوم گسترده ای دارد كه تمام نظامات جهان را شامل می شود، اعم از نظاماتی كه بر منظومه ها و كواكب آسمان حاكم است و یا آنچه بر مخلوقات زمینی مخصوصاً انسان از نظر جسم و جان.
و اینكه بعضی از مفسران آن را تنها به نظام خاص دست و پا و چشمهای انسان و یا، راست قامت بودن او تفسیر كرده اند در حقیقت بیان مصداق محدودی از این مفهوم وسیع است.
و به هر حال نظام عالم آفرینش كه از بزرگترین منظومه های آسمانی را شامل می شود تا موضوعات ساده ای همچون خطوط سرانگشتهای انسان كه در سوره قیامت به آن اشاره شده:
بلی قادرین علی ان نسوّی بنانه. ( قیامت/۴)
شاهد گویایی بر ربوبیت او و اثبات وجود پروردگار است و در این تعبیر كوتاه یك دنیا مطلب نهفته است.
بعد از مسأله آفرینش و نظم بندی خلقت به موضوع برنامه ریزی برای حركت كمالی، و هدایت موجودات در این مسیر، پرداخته، می افزاید:
والذی قدّر فهدی: همان كسی كه تقدیر كرد و هدایت فرمود.
قدّر: از ماده " تقدیر" همان اندازه گیری و تعیین برنامه های حركت به سوی اهدافی است كه موجودات به خاطر آن آفریده شده اند.
فهدی: از ماده " هدایهٔ" و منظور از آن همان هدایت تكوینی است كه به صورت انگیزه ها و قوانینی كه بر هر موجودی حاكم است ( اعم از انگیزه های درونی و بیرونی) می باشد.
به عنوان نمونه:
از یك سو سینه مادر و شیر آن را برای تغذیه طفل آفریده و به مادر عاطفه شدید مادری داد" و از سوی دیگر در طفل انگیزه ای آفریده كه او را به سوی سینه مادر می كشاند و این آمادگی و جاذبه، دو جانبه در مسیر هدف در همه موجودات دیده می شود.
خلاصه این كه:
دقت در ساختمان هر موجود و مسیری را كه در طول عمر خود طی می كند، به وضوح این حقیقت را نشان می دهد كه برنامه ریزی دقیقی دارد و دست هدایت نیرومندی پشت سر آن است و آن برای اجرای این برنامه ها كمك می كند. و این نشانه دیگری از ربوبیت پروردگار است.
البته در مورد انسان غیر از برنامه هدایت تكوینی، نوع هدایت دیگری وجود دارد كه از طریق وحی و ارسال انبیاء صورت می گیرد و هدایت تشریعی نام دارد.
و جالب اینكه؛ هدایت تشریعی انسان نیز در تمام زمینه ها مكمل هدایت تكوینی او است.
نظیر این معنی در آیه ۵۰ سوره " طه" نیز آمده است:
آن جا كه موسی علیه السلام در مقابل این سؤال فرعون كه می گوید:
و من ربكما یا موسی: پروردگار شما كیست؟
جواب می دهد:
ربنا الذی أعطی كل شیء خلقه ثم هدی.
پروردگار ما كسی است كه به هر موجودی آنچه را لازمه آفرینش او بود داد، سپس رهبریش كرد.
مفهوم این سخن در زمان موسی بن عمران یا نزول قرآن گرچه اجمالاً معلوم بود، ولی امروز با پیشرفت علوم و دانش بشری در زمینه شناخت انواع موجودات، مخصوصاً جانداران و گیاهان از هر زمان آشكارتر شده است، و هزاران كتاب در زمینه این "تقدیر" و " هدایت تكوینی" نوشته شده و در عین حال اعتراف می كنند، آنچه هنوز ناگفته مانده به مراتب بیشتر است.
در مرحله بعد اشاره به گیاهان و مخصوصاً موادغذائی چهارپایان كرده، می افزاید:
والذی أخرج المرعی: آن كسی كه چراگاه را به وجود آورد و از دل زمین بیرون فرستاد.
تعبیر به:
أخرج: از ماده "إخراج" اشاره به این است كه گویی همه اینها در دل زمین وجود داشته، و خداوند آنها را بیرون فرستاده، بدیهی است تغذیه حیوانات مقدمه ای است برای تغذیه انسان و فایده آن سرانجام به انسانها باز می گردد.
المرعی: به معنای چرائی است كه علف خواران آن را می چرند و كسی كه آن را از زمین خارج می كند و می رویاند همان خدای سبحان است.
و بعد می افزاید:
فجعله غثاء أحوی: سپس خداوند آن را خشك و سیاه قرار داد.
غُثاءً: در اصل به معنی گیاهان خشك است كه روی سیلاب قرار می گیرد.
همچنین به كفهائی كه روی دیگ در حال جوشیدن پیدا می شود" غثا" می گویند.
و این تعبیر به عنوان كنایه از هر چیزی كه ضایع می شود و بیهوده از دست می رود استعمال می شود و در آیه مورد بحث به معنی گیاهان خشكیده و در هم ریخته است.
أحوی: از ماده "حوه" به معنی رنگ سبز سیر و گاه به معنی رنگ سیاه آمده است.
و هر دو به یك معنی باز می گردد، چرا كه رنگ سبز سیر همواره متمایل به سیاهی است و این تعبیر به خاطر آن است كه گیاهان خشك هنگامی كه روی هم متراكم می شوند تدریجاً میل به سیاهی پیدا می كنند.
انتخاب این تعبیر با اینكه در مقام بیان نعمت های الهی است ممكن است به یكی از سه علت ذیل بوده باشد:
۱- این وضع گیاهان بازگو كننده فنای دنیا است، و همیشه درس عبرتی برای انسانها محسوب می شود، همان گیاهی كه در فصل بهار سبز و خرم بود با گذشت چند ماه خشك و بی فروغ و مرده وسیاه رنگ می شود و با زبان حال بیانگر ناپایداری دنیا و گذشت سریع روزگار است.
۲- گیاهان خشكیده هنگامی كه روی هم متراكم می شوند و می پوسند تبدیل به نوعی كود طبیعی می شوند كه به زمین قدرت كافی برای پرورش گیاهان تازه می دهد.
۳- برخی گفته اند: در این آیه اشاره ای است به مسأله پیدایش زغال سنگ از گیاهان و درختان، زیرا می دانیم زغال سنگ كه یكی از مهمترین منابع انرژی در كره زمین است و بشر در زندگی روزمره و صنایع خود از آن استفاده فراوان كرده و می كند، باقیمانده گیاهان و درختانی است كه میلیونها سال قبل خشیكده و در زمین دفن شده، و با گذشت زمان متحجر و سیاه رنگ گشته است.بعضی از دانشمندان معتقدند مراتعی كه امروز به صورت زغال سنگ درآمده اند حدود ۲۵۰ میلیون سال قبل روئیده سپس در دل زمین مدفون شده است.
این مراتع به قدری زیادند كه اگر مصرف فعلی زغال سنگ دنیا را در نظر بگیریم نیازبیش از ۴ هزار سال مردم دنیا را تأمین می كند.
البته تفسیر آیه به خصوص معنی اخیر بعید به نظر می رسد ولی آیه می تواند معنی جامعی داشته باشد كه هر سه تفسیر در آن جمع گردد.
به هر حال، " غُثاءً أحوی" منافع زیادی در بردارد هم غذای مناسبی است برای زمستان حیوانات و هم وسیله ای است برای سوخت و ساز انسان و هم كود مناسبی است برای زمین ها.
قابل توجه این كه در هفت توصیفی كه در آیات فوق آمده یعنی:
ربوبیت، علو، خلقت، تسویه، تقدیر، هدایت، رویاندن گیاهان.
در حقیقت مسأله ربوبیت عالی پروردگار با پنج وصف اخیر به نحو احسن تشریح شده است كه مطالعه آنها انسان را به خوبی به مقام ربوبیت والای خداوند آشنا می سازد و نور ایمان را در دل او می افكند و مهمترین نعمت های الهی را به طور اجمال بازگو می كند، و حسن شكرگزاری را در آدمی بر می انگیزد.در آیات گذشته سخن از ربوبیت و توحید پروردگار بود و به دنبال آن در آیات مورد بحث سخن از قرآن و نوبت پیامبر (ص) است.در آیات گذشته سخن از " هدایت عمومی" موجودات بود و در آیات مورد بحث سخن از " هدایت نوع انسان" است و بالاخره در آیات گذشته تسبیح پروردگار علی أعلی آمده بود و در این آیات از قرآن كه بیانگر این تسبیح است سخن به میان می آورد.
می فرماید:
سنقرئك فلا تنسی: ما به زودی بر تو قرائت می كنیم و هرگز فراموش نخواهی كرد.
بنابراین هنگام نزول وحی عجله مكن، و هرگز نگران فراموش كردن آیات الهی مباش.
آن كسی كه این آیات بزرگ را برای هدایت انسانها بر تو فرستاده هم او حافظ و نگاهبان آنها است، آری او نقش این آیات را در سینه پاك تو ثابت می دارد، به طوری كه هرگز گرد و غبار نسیان بر آن نخواهد نشست.
این نظیر مطالبی است كه در آیه ۱۱۴ سوره "طه" آمده است:
فلا تعجل بالقرآن من قبل ان یقضی الیك وحیه و قل رب زدنی علماً.
برای خواندن قرآن، پیش از آن كه وحی آن بر تو تمام شود عجله مكن و بگو پروردگارا، علم مرا افزون كن. و در آیه ۱۶ سوره قیامت می خوانیم:
لا تحرك به لسانك لتعجل به ان علینا جمعه و قرآنه:
زبان خود را به قرآن حركت مده، پیش از آن كه وحی بر تو تمام شود، بر ما است كه آن را جمع آوری كنیم و بر تو بخوانیم.
سپس برای اثبات قدرت خداوند و اینكه هر خیر و بركتی است از ناحیه اوست می افزاید:
إلا ما شاء الله انه یعلم الجهر و ما یخفی: ... مگر آن چه را كه خدا بخواهد كه او آشكار و پنهان را می داند.
مفهوم این تعبیر آن نیست كه پیامبر(ص) چیزی از آیات الهی را فراموش می كند والا از گفتار ایشان سلب اطمینان خواهد شد. بلكه هدف بیان این حقیقت است كه موهبت حفظ آیات الهی از سوی خدا است و لذا هر لحظه بخواهد می تواند آن را از پیامبرش بگیرد.
جمله" انه یعلم الجهر و ما یخفی" در حقیقت بیان علت مطلبی است كه در جمله " سنقرئك" آمده است. اشاره به این كه خداوندی كه از تمام حقایق آشكار و پنهان با خبر است، آنچه مورد نیاز بشر بوده و هست از طریق وحی به تو القاء می كند و چیزی را در این زمینه فروگذار نخواهد كرد.
سپس پیامبر (ص) را دلداری داده، می افزاید:
و نیسرك للیسری: ما تو را به انجام هر كار خیری توفیق می دهیم و كارها را بر تو آسان می سازیم.
و به تعبیر دیگر هدف بیان این حقیقت است كه در راهی كه تو در پیش داری مشكلات و سختیها فراوان است هم در راه گرفتن وحی و حفظ آن، و هم در تبلیغ رسالت و ادای آن و هم در انجام كارهای خیر و عمل به آن.
ما در تمام این امور، به تو یاری می دهیم و مشكلات را بر تو آسان می سازیم.
این جمله ممكن است اشاره به محتوای دعوت پیامبر(ص) و تكالیف و برنامه های الهی نیز باشد.
یعنی محتوای آن آسان ، و شریعت او شریعت سمحه سهله است و تكالیف كمرشكن در این آئین الهی وجود ندارد. بنابراین، آیه فوق مفهوم بسیار وسیعی دارد.
بعد از بیان موهبت وحی آسمانی به پیامبر(ص) و وعده توفیق و تسهیل امور برای او، به ذكر مهمترین وظیفه ایشان پرداخته و می فرماید:
فذكر ان نفعت الذكری: پس تذكر ده، اگر تذكر مفید باشد.
در تفسیر این آیه آورده اند: منظور این است كه تذكر به هر حال سودمند است و افرادی كه به هیچ وجه از آن منتفع نشوند كم هستند. به علاوه، حداقل موجب اتمام حجت بر منكران می شوند كه این خود منفعت بزرگی است.
در آیات بعد به عكس العمل مردم در برابر تذكر وعظ و انذار پرداخته، و آنها را به دو گروه تقسیم می كند:
می فرماید:
سیذكر من یخشی: به زودی آنها كه از خدا می ترسند و احساس مسئولیت می كنند متذكر می شوند.
آری، تا روح خشیت و ترس و یا به تعبیر دیگر، روح" حق طلبی" و " حق جوئی" كه مرتبه ای از تقواست در انسان وجود نداشته باشد از مواعظ الهی و تذكرات پیامبران، نفعی نمی برد. لذا در آغاز سوره بقره قرآن را مایه هدایت برای پرهیزگاران شمرده ومی فرماید: هدی للمتقین.
و در آیه بعد به گروه دوم پرداخته می افزاید:
و یتجنبها الأشقی: اما بدبخت ترین افراد از آن دوری می گزینند.
قابل توجه این است كه در این دو آیه " شقاوت" نقطه مقابل" خشیت" قرار داده شده است ، در حالی كه قاعدتاً باید در مقابل سعادت قرار گیرد و این به خاطر آن است كه ریشه اصلی سعادت و خوشبختی انسان، همان احساس مسئولیت و خشیت است.
و در آیه بعد، سرنوشت گروه اخیر را چنین بیان می كند:
الذی یصلی النارالكبری: همان شقاوتمندی كه در آتش بزرگ دوزخ وارد می شود و در آن جای می گیرد.
ثم لا یموت فیها ولا یحیی: سپس در آن آتش برای همیشه می ماند نه می میرد و نه زنده می شود.
یعنی: نه می میرد كه آسوده گردد و نه حالتی را كه در آن است می توان زندگی نام نهاد. بلكه دائماً در میان مرگ و زندگی دست و پا می زند و این بدترین بلا و مصیبت برای آنها است.
در اینكه منظور از " النار الكبری" آتش بزرگ، چیست؟ جمعی گفته اند:
منظور پائین ترین طبقه جهنم است. چرا چنین نباشد كه آنها شقی ترین مردم بودند و عذاب آنها نیز باید سخت ترین عذاب باشد.
ولی بعضی گفته اند كه توصیف این آتش به " كبری" در مقابل آتش" صغری" است، یعنی آتشهای این دنیا می باشد، همان گونه كه در حدیثی آمده كه امام صادق علیه السلام فرمود:
این آتش شما جزئی از هفتاد جزء از آتش دوزخ است كه هفتاد مرتبه با آب خاموش شده، باز شعله ورگردیده و اگر چنین نبود هیچ انسانی قدرت تحمل آن را نداشت و نمی توانست در كنار آن قرار گیرد.
در دعای معروف كمیل كه از علی علیه السلام منقول است درباره مقایسه آتش دنیا و آخرت می خوانیم:
علی ان ذلك بلاء و مكروه قلیل مكثه یسیر بقائه قصیر مدته.
این بلا و مكروهی است كه توقف آن كم و بقایش مختصر و مدتش كوتاه است.
در آیات قبل اشاره ای به مجازات سخت كفار معاند، و دشمنان حق شده بود. و در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره می كند، نخست می فرماید:
قد أفلح من تزكی: مسلماً رستگارمی شود كسی كه خود را تزكیه كند.
و ذكراسم ربه فصلی: و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند.
به این ترتیب عامل فلاح و رستگاری و پیروزی را سه چیز می شمرد:
۱- تزكیه
۲- ذكر نام خداوند
۳- به جای آوردن نماز
قابل توجه این كه: در آیات فوق نخست از تزكیه و بعد ذكر خدا و سپس نماز است.
به گفته برخی مفسران مراحل عملی مكلف سه مرحله است:
نخست" ازاله عقاید فاسده از قلب" سپس "حضور معرفهٔ الله و صفات و اسماء او در دل" و سوم " اشتغال به خدمت" آیات فوق در سه جمله كوتاه اشاره به این سه مرحله كرده است.
این نكته نیز قابل توجه است كه " نماز" را فرع بر " ذكر پروردگار" می شمرد، این به خاطر آن است كه تا به یاد او نیفتد و نور ایمان در دل او پرتو افكن نشود به نماز نمی ایستد. بعلاوه نمازی ارزشمند است كه توأم با ذكر او و ناشی از یاد او باشد.
سپس به عامل اصلی انحراف از این برنامه فلاح و رستگاری اشاره كرده می افزاید:
" بل تؤثرون الحیوهٔ الدنیا": بلكه شما حیات دنیا را مقدم می دارید.
والآخرهٔ خیر و أبقی: در حالی كه آخرت بهتر و پایدارتر است.
و این در حقیقت همان مطلبی است كه در احادیث نیز آمده:
حب الدنیا رأس كل خطیئهٔ: محبت دنیا سرچشمه هر گناهی است.
در حالی كه هیچ عقلی اجازه نمی دهد كه انسان" سرای باقی" را به " متاع فانی" بفروشد و این لذات مختصر و آمیخته با انواع درد و رنج را بر آن همه نعمت جاویدان و خالی از هر گونه ناملایمات مقدم بشمرد.
و سرانجام در پایان سوره می فرماید:
ان هذا لفی الصحف الاولی: این دستوراتی كه گفته شد منحصر به این كتاب آسمانی نیست، بلكه در صحف و كتب پیشین نیز آمده است.
صحف ابراهیم و موسی: صحف و كتب ابراهیم و موسی.
این تعبیر نشان می دهد كه محتوای پراهمیت این سوره یا خصوص آیات اخیر، از اصول اساسی عالم ادیان و از تعلیمات بنیادی همه انبیاء و پیامبران است و این خود نشانه ای است از عظمت سوره و از اهمیت این تعلیمات.
صُحُف: جمع" صحیفه" در اینجا به معنی لوح و یا صفحه ای است كه چیزی بر آن بنویسند.
آیات فوق نشان می دهد كه حضرت ابراهیم علیه السلام و موسی علیه السلام نیز دارای كتابهای آسمانی بوده اند. نیز، تعبیر به الصحف الاولی در مورد كتاب های ابراهیم و موسی در برابر" صحف اخیر" است كه بر حضرت مسیح علیه السلام و پیامبر اكرم(ص) نازل شده است.

وبگردی
آنچه که ظریف می‌گوید نیاز به اثبات ندارد کافیست اخبار را دنبال کنید
آنچه که ظریف می‌گوید نیاز به اثبات ندارد کافیست اخبار را دنبال کنید - دلواپسان ۵ سال است که می‌گویند آمار قاچاق کالا دو برابر آمار اعلامی دولت و معادل ۲۵ میلیارد دلار است. این یعنی اگر هیچ پول_کثیف دیگری هم در کشور نباشد، سالانه ۲۵ میلیارد دلار پولشویی داریم. حالا چطور مدعی ظریف هستند که حرفش درباره پولشویی غلط است؟
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند - صحبت های دکتر ظریف در گفتگو با خبر آنلاین.
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا - بررسی کوچ برخی مدیران شرکت سایپا به شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی.
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
خود دانید و مملکت‌تان!
خود دانید و مملکت‌تان! - همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم. او پس از خواندن شعر دستی به شانه وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!»
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است!
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است! - علیرضا زاکانی فعالی سیاسی مهمان برنامه«رو در رو» بود و در این برنامه واکنش تندی نسبت به حسین فریدون(برادر رئیس جمهور) نشان داد.
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.