دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

تلاش اتحادیه اروپایی برای رفاه و پیروزی


تلاش اتحادیه اروپایی برای رفاه و پیروزی
اروپای پیر یكی از مناطقی است كه سالانه بخش زیادی (۳۰ درصد ) از ثروت جهانی را به خود اختصاص می دهد . این ثروت كشورهای اروپایی توسط شركتهای فراملیتی فراهم می آید كه جهان سوم را غارت می كنند . خیلی از دولتهای اروپایی نمایندگان این شركتها هستند كه ۸۵ درصد از تولید داخلی سالانه جهان را ازآن خود كرده اند . این كشورها بخشی از جدول سلطه هستند كه آمریكا آنها را رهبری می كند . به همین علت منافع آنها ایجاب می كند كه شرایط كنونی جهان به همین منوال ادامه پیدا كند و نگران نتایج آن نیستند .
اما وقتی از تبعیت اتحادیه اروپایی از سازمان پیمان آتلانتیك شمالی ( ناتو) سخن به میان می آید ، نیازمند توجه ویژه ای است . طی سال ۲۰۰۶ ، شاهد بوده ایم كه اروپا از طریق ناتو مسوول اشغال افغانستان شد، در حالیكه مقاومت در این كشور درحال افزایش است و جنبش طالبان دوباره سربرآورده است.
شیوه هایی كه كشورهای اروپایی در حال بكارگیری آن هستند ، مشابه شیوه های ایالات متحده است مثل بمباران های نامشخص كه باعث مرگ دهها غیر نظامی می شود. همچنین شاهد بوده ایم كه اكثر اعضای «اروپای متمدن »، در نقل وانتقال زندانیان توسط سیا به زندانهای مخفی ، همدست بوده اند ، زندانهایی كه برخی از آنها در خاك این كشورها قرار دارد و از فرودگاه های آنها برای انتقال افراد بازداشت شده استفاده می شد كه آنها را برای شكنجه به دیگر كشورها حمل می كردند.دولتهای اروپایی در برابر شواهد كشف شده توسط كمیسیون تحقیق پارلمان اروپایی سكوت اختیار كرده اند یا از ارائه اطلاعاتی كه در خصوص این وقایع داشتند ، خوداری كرده اند، زیرا دخالت برخی از سرویس های امنیتی این كشورها ثابت شده است .
براساس گزارشها ، سیا حدود ۱۲۰۰ پرواز از فرودگاه های اروپایی برای انتقال افرادی كه ربوده بود، انجام داد. این مسأله فقط شركت كشورهای اروپایی را دراین وقایع نشان نمی دهد ، بلكه این اقدام آنها همكاری با سیا بود كه نقص سیستماتیك حقوق بشر است جرج بوش با پذیرفتن آشكار وجود این پروازها و زندانهای مخفی سیا ، ضربه بدی به آنها وارد كرد.اطلاعات واحد مالی سیا به دولت آمریكا كه مسوول ثبت نقل و انتقالات بانكی است ، از تجارت میلیون ها نفر حكایت می كند. این چه معنایی دارد؟
یعنی اینكه اروپا شریك سیاست سلطه گری ایالات متحده در نقص قاعده مند حقوق میلیونها نفر بوده و هست. یعنی اینكه برای اتحادیه اروپایی نیز بهانه «مبارزه علیه تروریسم» ارزش فراوانی دارد تا بتواند یك سیستم پلیسی و سركوبگر را در مقیاس جهانی وارد عرصه كند. اتحادیه اروپایی این سیستم پلیسی را برای حفظ امتیازات خود ضروری می داند .
باید به یاد داشته باشیم كه با برچیده شدن جبهه سوسیالیست ، اروپا نیز دشمن خود را برای توجیه سیاست نظامی و سركوبگرانه در داخل و خارج از مرزهایش از دست داد.عادلانه نخواهد بود كه بگوییم همه ملتهای اروپایی بطور مساوی از الگوی اختصاصی اعمال شده در جهان ، سود می برند. كشورهای سوسیالیستی گذشته اكنون عضو اتحادیه اروپایی و ناتو هستند و برخی از آنها كه بیشتر متحدان بی قید و شرط آمریكا هستند تا اتحادیه اروپا ، كمترین بهره را می برند . بناچار ، ملتهای این كشورها هستند كه بهای نتایج تغییرات به سوی نظام كاپیتالیستی و نئولیبرالی را می پردازند. این مسأله در مورد لهستان ،مجارستان، جمهوری چك و دیگر كشورهای مشابه اتحادیه اروپایی صدق می كند.
در این كشورها فقر و بیكاری افزایش یافته است و خیلی از حقوق اجتماعی را كه در دوران سوسیالیستی داشتند ، از دست داده اند. اما شایسته است كه بریتانیای كبیر بطور جداگانه بررسی شود. دولت این كشور كه متحد بی قید و شرط آمریكا در تهاجم به افغانستان و عراق بود متحمل آسیب فراوانی شد، تا حدی كه بلر نخست وزیر این كشور مجبور شد زمانی را برای خروج از صحنه قدرت تعیین كند. علل آن متفاوت است . از طرفی شكست جنگ عراق كه بخش مهمی از مردم انگلیس با آن مخالف بودند .
از طرف دیگر ، بلر وبرخی از نزدیكترین همكارانش ، در برابر چشمان مردم خود و جهان دروغ گفتند و به دروغگویی های خود برای توجیه جنگ ادامه دادند، جنگی كه نه تنها سودی برای آنها نداشته بلكه بشدت موجب بی اعتباری آنها شده است.گذشته از اینكه در سال ۲۰۰۶ برخی كشورهای اتحادیه اروپایی شاهد رشد اقتصادی بیش از سالهای قبل بودند ،نرخ بیكاری هنوز بالا است ( حدود ۹ درصد). آلمان كه لوكوموتیو اروپا است ، حدود ۴ میلیون بیكار دارد و ۱۱ میلیون نفر در فقر زندگی می كنند. در فرانسه ۳ میلیون بی خانمان وجود دارد.در همین حال ، خدمات اجتماعی كه برای ایجاد رفاه عمومی جامعه قرار داده شده بود به علت اعمال الگوی اقتصادی نئولیبرال در حال ناپدید شدن است. در اروپا مانند دیگر بخشهای جهان ، قشر به اصطلاح متوسط به علت قطبی شدن ثروت درحال كاهش و نابودی است.
اگر بخواهیم سال ۲۰۰۶ را در اروپا ارزیابی كنیم باید بگوییم كه روند وحدت و تصویب یك قانون اساسی برای ۲۵ كشور اتحادیه اروپایی متوقف شده و علت آن مخالفت عمومی با آن بود زیرا الگوی نئولیبرال را توسعه می دهد. و تبعیت اروپا از ایالات متحده بیشتر موجب ضرر شده تا منفعت عمومی.اروپا یك مصرف كننده بزرگ نفت و گاز است و كاخ سفید تلاش می كند منابع خاورمیانه و آفریقا را كه تا چندی پیش در اختیار اروپایی ها بود تحت كنترل خود در آورد .
اكنون اروپا مجبور است با آمریكا و چین رقابت كند.در همین حال، مذاكرات با روسیه برای افزایش واردات گاز و فروش دیگر محصولات به علت مخالفت لهستان كه متحد بی قید و شرط آمریكا است، محدود شده است . كشورهای متعدد اتحادیه اروپایی از جمله آلمان ، مذاكراتی با روسیه در مورد گاز انجام دادند اما این گفتگوها بی نتیجه پایان یافت .
روسیه بزرگترین تولیدكننده گاز در جهان است و به علل جغرافیایی تأمین كننده گاز اروپا است.در نهایت ، طی سال ۲۰۰۶ ، ارزش یورو بسیار بالاتر از دلار حفظ شد، كه یورو را با تنش های سختی روبه رو می كند، البته علت این افزایش قدرتمند بودن اقتصاد منطقه یورو نیست ، بلكه بیشتر بخاطر این است كه دولتهای جهان و شركتها اطمینان خود را به پول آمریكا از دست داده اند.بانكهای مركزی اروپا ، ژاپن و چین تقریباً بطور پیوسته باید مقادیر عظیمی دلار بدست آورند تا بتوانند توزان پولی را حفظ كنند، توازنی كه هر لحظه ممكن است از بین برود .
باید منتظر رویدادهای سال ۲۰۰۷ باشیم ،چون خیلی از اقتصاددانان اتفاق نظر دارند كه گرایش اروپا به آمریكا به موازات آسیب اقتصادی این كشور ،بیشتر خواهد شد.آیا اروپا به همان بازی آمریكا ادامه خواهد داد، یا برای دفاع از منافع خود تلاش خواهد كرد؟ نباید فراموش كرد كه دولتهای اروپایی و طبقات حاكم به حفظ سیستم كنونی استثمار جهانی بسیار علاقمند هستند.

ادواردو دیماس
مترجم: مهدی صفری

منبع : روزنامه ابرار اقتصادی

مطالب مرتبط

راه برون‌رفت از بحران مالی چیست؟


راه برون‌رفت از بحران مالی چیست؟
جوزف استیگلیتز یکی از تاثیرگذارترین اقتصاددانان امروز جهان، برنده‌ی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱، استاد دانشگاه کلمبیا و از منتقدان اقتصادی جهانی‌سازی و سیاست‌های نولیبرالیستی طی دو دهه‌ی اخیر است. استیگلیتز، که زمانی رییس مشاوران اقتصادی بیل کلینتون و اقتصاددان ارشد و قائم‌مقام بانک جهانی بود، در سال‌های بعد یکی از منتقدان اصلی سیاست‌های نولیبرالی شد. در دوره‌ی بوش وی به‌شدت مخالف سیاست‌های اقتصادی وی و جنگ عراق بوده است. امروز نیز از مشاوران اقتصادی باراک اوباما است. در مقاله‌ی حاضر، وی از منظر منتقد و اصلاح‌گر درونی سیستم برخی از معضلات کنونی سرمایه‌داری امریکایی را برمی‌شمارد. دیدگاه نوکینزی وی در این مقاله در نقد وضعیت کنونی اقتصاد امریکا و ارائه‌ی راهکار برای برون‌رفت از بحران مالی کاملاً آشکار است. [۱]
طی چند هفته‌ی گذشته برای بسیاری از مردم حجم اخبار بد حیرت‌انگیز بوده است. بازارهای اوراق بهادار سقوط کرده‌اند، بانک‌ها دیگر به یکدیگر وام نمی‌دهند، و روسای بانک‌های مرکزی و خزانه‌داران با چهره‌ای نگران هر روز در تلویزیون ظاهر می‌شوند. بسیاری از اقتصاددانان هشدار داده‌اند که ما با بدترین بحران اقتصادی جهان پس از ۱۹۲۹ مواجه شده‌ایم. تنها خبر خوب آن است که سرانجام افت قیمت نفت آغاز شده است. در حالی که برای بسیاری از مردم امریکا این وضعیت نادر و غریب است، بسیاری از مردمان کشورهای دیگر احساس آشنایی دارند. آسیا در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ دچار بحران مشابهی شد، و کشورهای مختلف دیگر (شامل آرژانتین، ترکیه، مکزیک، نروژ، سوئد، اندونزی و کره‌ی جنوبی) از بحران‌های بانکی، سقوط بازار اوراق بهادار و سقوط‌های اعتباری آسیب دیده‌اند.
شاید سرمایه‌داری بهترین سیستم اقتصادی باشد که انسان تاکنون تجربه کرده اما کسی مدعی نشده که سرمایه‌داری ثبات ایجاد می‌کند. در حقیقت، طی ۳۰ سال گذشته، اقتصادهای مبتنی بر بازار با بیش از ۱۰۰ بحران مواجه شده‌اند. یعنی از این روست که من و بسیاری از اقتصاددانان دیگر معتقدیم تنظیم و نظارت دولت بخش ضروری برای کارکرد اقتصاد بازار است. بدون نظارت و تنظیم، همچنان بحران‌های مکرر و حاد اقتصادی در بخش‌های مختلف جهان بروز خواهد کرد. بازار به‌خودی‌خود کافی نیست. دولت باید نقشی ایفا کند. خبر خوبی است که هنری پالسون، خزانه‌دار امریکا، سرانجام با این ایده موافقت کرده که لازم است دولت ایالات متحده به تجدید سرمایه‌ی بانک‌ها کمک کند و باید سهام بانک‌هایی را که نجات می‌دهد دریافت کند. اما برای پیشگیری از گسترش جهانی بحران کار بیشتری باید انجام داد.
● چه‌طور به اینجا رسیدیم
مشکلاتی که امروز با آن مواجهیم عمدتاً ناشی از ترکیبی از مقررات‌زدایی و نرخ‌های بهره‌ی ناچیز است. پس از سقوط حباب سهام شرکت‌های فن‌آوری، اقتصاد به محرکی نیاز داشت. اما معافیت‌های مالیاتی دولت بوش انگیزه‌های چندانی برای اقتصاد ارائه نکرد. این امر بار حفظ اقتصاد را بر دوش بانک مرکزی امریکا گذاشت و پاسخ این بانک تزریق نقدینگی به اقتصاد بود. در شرایط عادی، جریان یافتن پول در نظام اقتصادی مفید است، چرا که به رشد اقتصاد کمک می‌کند.
اما این اقتصاد پیش از آن گرفتار مازاد سرمایه‌گذاری بود و از این رو پول اضافی صرف فعالیت‌های تولیدی نشد. نرخ‌های بهره‌ی ناچیز و دسترسی آسان به وجوه، مشوق وام‌دهی بدون احتیاط‌های لازم، مشوق وام‌های رهنی پرریسک شد. وام‌های رهنی شرم‌آور محدود به نرخ بهره،[۲] با پیش‌قسط ناچیز،[۳] بدون سند ("دروغین"). روشن بود که اگر حتی اندکی از حباب کاسته شود، ـ با کاهش قیمت‌ها به سطوحی کم‌تر از ارزش وام رهنی ـ بسیاری از وام‌های رهنی باد هوا خواهد شد. این امر امروز رخ داده است ـ تاکنون ۱۲ میلیون وام رهنی سوخت شده است و هر ساعت بر تعداد آن افزوده می‌شود. فقرا، نه تنها خانه‌هایشان، که پس‌انداز زندگی‌شان را نیز از دست می‌دهد.
جو مقررات‌زدایی حاکم بر سال‌های بوش ـ گرینسپن به گسترش الگوی جدید بانکداری کمک کرد. کانون این بانک‌داری تبدیل دارایی‌ها به اوراق بهادار بود. به بدهکاران گفته می‌شد که نگران پرداخت بدهی‌هایی که همین‌طور بر حجم‌شان افزوده می‌شد نباشند، زیرا قیمت خانه همچنان رشد می‌کند و می‌توانند بازهم تامین مالی کنند و بخشی از مزایای سرمایه‌ای را صرف خرید خودرو یا هزینه‌های تعطیلات خود کنند. البته، این برخلاف نخستین اصل علم اقتصاد است ـ بر اساس این اصل، چیزی به عنوان کالای رایگان وجود ندارد. به‌خصوص در اقتصادی که در آن اغلب امریکایی‌ها می‌بینند درآمد واقعی‌شان دارد کاهش می‌یابد این فرض که قیمت خانه همچنان با شتابی تند بالا می‌رود بی‌معنا است.
کارگزاران وام‌های رهنی عاشق این محصولات جدید بودند زیرا جریان بی پایان درآمد‌شان را تامین می‌کرد. آنان با تامین مکرر مالی وام‌های رهنی سودشان را به حداکثر می‌رساندند. متحدان آنها در بانک‌های سرمایه‌گذاری این وام‌ها را خریداری کردند، ریسک را تقسیم و تسهیم کردند و سپس آنها را به دیگران واگذار کردند ـ یا دست‌کم تاجایی که می‌توانستند آن‌ها را واگذار کردند. بانکداران ما فراموش کردند که شغل آن‌ها مدیریت محتاطانه‌ی ریسک و تخصیص سرمایه است. آنان قماربازان قمارخانه‌ها شدند ـ با علم به این که اگر زیان‌ها بیش از حد زیاد شود پرداخت‌کنندگان مالیات پاپیش می‌گذارند، با پول مردم قمار کردند. آنان سرمایه را بد تخصیص دادند، این مقادیر هنگفت به بخش مسکن رفت که بالاخره توان جذب این پول را نداشت. پول آسان و نظارت اندک آمیزه‌ای مسموم به وجود آورد. منفجر شد.
● بحران جهانی
آنچه بی‌احتیاطی امریکا را واقعاً خطرناک کرده این است که ما آن را صادر کرده‌ایم. چند ماه قبل برخی از «ناهمراهی» سخن می‌گفتند از آن که حتی اگر ایالات متحده دچار پس‌روی شود اروپا همچنان به راه خود ادامه می‌دهد. همیشه فکر کردم که ناهمراهی افسانه است و رخ‌دادها نشان داد که این تصور درست است. به سبب جهانی‌سازی، وال‌استریت قادر بود وام‌های رهنی مسمومش را به جهانیان بفروشد. ظاهراً حدود نیمی از این وام‌های سمی صادر شد.
اگر این کار نشده بود، وضعیت امروز امریکا وخیم‌تر بود. علاوه بر این، حتی وقتی روند اقتصاد نزولی شد، صادرات همچنان ایالات متحده را به پیش می‌راند. اما ضعف در امریکا دلار را تضعیف کرد و فروش کالاهای اروپایی در خارج را دشوارتر ساخت. صادرات ضعیف به معنای اقتصاد ضعیف بود و از این رو امریکا رکود ما را صادر کرد همان‌طور که پیش‌تر وام‌های مسموم رهنی را صادر کرده بود.
اما امروز مشکلات به کشورهای دیگر نیز منتقل می‌شود. وام‌های رهنی مشکوک‌الوصول در انداختن بسیاری از بانک‌های اروپایی به ورطه‌ی ورشکستگی موثر است. (ما نه تنها وام‌های بد که وام‌دهی و روش‌های نظارتی بد را صادر کردیم.) بسیاری از وام‌های مشکوک‌الوصول اروپا به وام‌گیرندگان اروپایی بوده است. و همچنان‌که فعالان بازار دریافتند که شعله‌های آتش از امریکا به اروپا سرایت کرده است، هراس پدیدار شد.
بخشی از این نگرانی روانی بود. اما بخشی از آن بدان سبب بود که نظام‌های مالی و اقتصادی ما به‌شدت درهم آمیخته شده است. بانک‌ها در سرتاسر جهان از یکدیگر وام می‌گیرند و به یکدیگر وام می‌دهند؛ آن‌ها ابزارهای مالی پیچیده را می‌خرند و می‌فروشند ـ از این روست که روش‌های غلط نظارتی در یک کشور که به وام‌های مشکوک‌الوصول منتهی می‌شود که می‌تواند نظام جهانی را مبتلا سازد.
● راه علاج چیست؟
ما اکنون با مشکل نقدینگی، مشکل ناتوانی در پرداخت دیون و مشکل کلان اقتصادی مواجهیم. البته این بخشی از فرایند ناگزیر تعدیل است:
ـ بازگشت قیمت مسکن به سطوح تعادلی و خلاص شدن از بدهی‌های اضافی که اقتصاد اسرارآمیز ما را از حرکت بازداشته است. حتی وقتی سرمایه‌ی جدید را دولت ارائه کرد، بانک‌ها نمی‌خواستند یا قادر نبودند مانند گذشته هر قدر که می‌خواهند وام دهند. دارندگان مسکن نمی‌خواهند این قدر زیاد وام بگیرند. پس‌اندازها که نزدیک به صفر بود رشد خواهد کرد ـ این رشد در بلندمدت برای اقتصاد خوب است اما در اقتصادی گرفتار رکود، رشد پس‌انداز خوب نیست.
در حالی که برخی بنگاه‌های بزرگ ممکن است بر روی سبدی از نقدینگی قرار داشته باشند، بنگاه‌های کوچک نه تنها برای سرمایه‌گذاری که حتی برای تامین سرمایه‌درگردش به وام وابسته هستند. این کار همچنان دشوارتر خواهد بود. و سرمایه‌گذاری در مستغلات که در رشد اقتصادی ملایم امریکا طی شش سال گذشته چنان نقش مهمی ایفا کرد به چنان سطوح نازلی سقوط کرد که طی ۲۰ سال گذشته سابقه نداشته است.
دولت از یک راه‌حل نسنجیده به راه‌حل نسنجیده‌ی دیگری رو آورده است. وال‌استریت هراسان شده اما کاخ سفید نیز چنین است و زمان سختی دارند که دریابند چه باید کرد. هفته‌هایی که پالسون و بوش ـ در برابر مخالفت گسترده ـ صرف برنامه‌ی نجات اولیه‌ی پالسون می‌توانست صرف حل واقعی مسئله می‌شد. در اینجا، ما به رویکردی فراگیر نیاز داریم. شکست کوششی دیگر می‌تواند فاجعه‌آمیز باشد. در این جا رویکردی فراگیر و پنج مرحله‌ای ارائه می‌کنیم.
۱) تجدید سرمایه‌ی بانک‌ها. با بروز این همه زیان، بانک‌ها سرمایه‌ی کافی ندارند. بانک‌ها در شرایط جاری، زمان دشواری برای افزایش سرمایه دارند. لازم است دولت سرمایه را فراهم سازد. به نوبه‌ی خود دولت باید در بانک‌هایی که به آن‌ها کمک می‌کند دارای سهام و حق رای باشد. اما تزریق سرمایه دارندگان اوراق قرضه را نیز نجات می‌دهد. درست امروز بازار این اوراق را تنزیل می‌کند، می‌گوید احتمال زیادی برای قصور وجود دارد. تبدیل اجباری این اوراق بدهی به سرمایه ضروری است. اگر این کار انجام شود، میزان کمک موردنیاز دولت بسیار کاهش خواهد یافت.
این خبر خوبی است که به نظر می‌رسد پالسون دبیر خزانه‌داری نهایتاً دریافت که پیشنهاد اولیه‌اش برای خرید آنچه وی خوش‌بینانه دارایی‌های آسیب‌دیده می‌خواند ناقص است. این نگران‌کننده است که خیلی طول کشید که پالسون متوحه این امر شود. او چنان در ایده‌ی راه‌حل بازار آزاد محصور است که از پذیرش آنچه اقتصاددانان در سایر گرایش‌ها به وی می‌گویند ناتوان است:
ـ این که وی لازم است بانک‌ها را تجدید سرمایه کند و برای زیان‌هایی که نسبت به وام‌های سوخت‌شده‌ی خود متحمل شده‌اند پول جدید ارائه کند.
اکنون دولت این کار را انجام می‌دهد، اما سه سوال مطرح است:
ـ آیا این معامله‌ی عادلانه‌ای برای پرداخت‌کنندگان مالیات است؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این سوال نسبتاً روش است: پرداخت‌کنندگان مالیات معامله‌ی خامی در برابر دارند، مقایسه‌ی شرایط تزریق پنج میلیارد دلار به گلدمن ساش و شرایطی که دولت اعمال کرده است این را روشن می‌سازد. دوم، آیا نظارت و محدودیت‌های کافی وجود دارد که اطمینان دهد روش‌های غلط گذشته در اعطای وام‌های جدید عملاً رخ خواهد داد؟ بار دیگر، مقایسه‌ی شرایطی که خزانه‌داری انگلستان و امریکا درخواست کرده روشن می‌کند که نظارت کافی وجود ندارد. برای مثال، بانک‌ها می‌توانند همچنان که دولت به آنها پول می‌دهد، به سهام‌دارانشان پول پرداخت کنند. سوم، آیا این پول کافی است؟ بانک‌ها چنان غیرشفاف‌اند که هیچ کس نمی‌تواند پاسخ کاملی به این سوال بدهد، اما آنچه مسلماً می‌دانیم این است که شکاف‌های داخل ترازنامه احتمالاً بزرگ‌تر خواهد شد. دلیل این امر آن است که درباره‌ی مسئله‌ای اصلی کار چندانی نمی‌توان انجام داد.
۲) توقف موج سلب مالکیت. برنامه‌ی اولیه پالسون شبیه تزریق وسیع خون به بیماری است که گرفتار خون‌ریزی حاد بود. اگر ما کاری در برابر سلب مالکیت نکنیم نمی‌توانیم بیمار را نجات دهیم. حتی بعد از تجدیدنظرهای کنگره نیز کار چندانی نمی‌توان انجام داد. لازم است با تبدیل بهره‌ی وام‌های رهنی و کاهش مالیات بر مستغلات به اعتبارهای مالیاتی قابل نقدشدن، با اصلاح قوانین ورشکستگی برای امکان‌پذیرساختن تجدیدساختار سریع، که بر اساس آن وقتی ارزش وام رهنی بیش از ارزش مسکن باشد ارزش آن کاهش می‌یابد، حتی با وام‌دهی دولتی، و مزیت‌بخشی به هزینه‌های پایین‌تر وجوه دولتی و انتقال پس‌انداز به مالکان فقیر و میانه‌حال منازل مسکونی، به مردم کمک کنیم تا خانه‌هایشان را از دست ندهند.
۳) ایجاد انگیزه‌ای که در عمل موثر است. کمک به وال‌استریت و توقف سلب حق مالکیت تنها بخشی از راه‌حل است. اقتصاد امریکا در تهدید رکودی حاد است و به انگیزش‌های بزرگی نیاز دارد. لازم است بیمه‌ی بیکاری را افزایش دهیم، اما به ایالت‌ها و مناطق کمک مالی‌شود، آنها همچنان‌که درآمدهای مالیاتی‌شان کاهش می‌یابد، هزینه‌های خود را پایین می‌آورند و کاهش هزینه‌ها به انقباض اقتصاد منجر خواهد شد. اما واشنگتن برای حرکت بخشیدن به اقتصاد باید در آینده سرمایه‌گذاری‌هایی انجام دهد. توفان کاترینا و فروپاشی پل مینیاپولیس یادآوری‌های غم‌انگیزی درباره‌ی این است که زیرساختارهای ما مستهلک شده است. سرمایه‌گذاری در زیرساختارها و فن‌آوری در کوتاه‌مدت اقتصاد را به حرکت می‌اندازد و رشد بلندمدت را افزایش می‌دهد.
۴) بازگشت اعتماد از طریق اصلاح دستگاه نظارتی. ریشه‌ی مشکلات در تصمیم‌گیری‌های نادرست بانکی و قصور در نظارت است. اگر باید اعتماد به نظام مالی ما بازگردد، این مسایل باید مورد توجه قرار گیرد. ساختارهای راهبری شرکتی را که به ساختارهای ناقص انگیزشی انجامیده بود که به منظور ارائه‌ی پاداش‌های سخاوتمندانه به مدیران عامل طراحی شده بود باید تغییر داد و از این رو بسیاری از نظام‌های انگیزشی باید تغییر یابند. این صرفاً مسئله‌ی سطح پاداش‌ها نیست، بلکه شکل غیرشفاف اختیار معامله‌ی سهام را نیز شامل می‌شود که انگیزه‌ا‌ی برای حساب‌سازی برای بزرگ جلوه‌دادن بازدهی گزارش‌شده است.
۵) خلق یک سازمان کارآمد چندجانبه. همچنان که اقتصاد جهانی بیشتر درهم تنیده می‌شود، ما به نظارت‌های جهانی بهتری نیازمند می‌شویم. اگر ما باید به ۵۰ مقام ناظر دولتی مستقل اتکا کنیم، نمی‌توان ‌تصور کرد که بازار مالی امریکا بتواند کارکرد موثری داشته باشد. اما باید تلاش کنیم این کار را به طور اساسی در سطح جهانی انجام دهیم. بحران اخیر نمونه‌ای از مخاطرات است:
ـ همچنان‌که برخی دولت‌های خارجی ضمانت‌های نامحدود در مورد سپرده‌ها ارائه کردند، پول شروع به حرکت به جاهایی کرد که به نظر می‌رسید پناهگاه‌های امن هستند. برخی دولت‌های اروپایی در تاکید بر آنچه لازم است انجام شود بسیار اندیشمندانه‌تر بودند. حتی پیش از آن که بحران جهانی شود، نیکولا سارکوزی رییس‌جمهور فرانسه در سخنرانی ماه گذشته در سازمان ملل خواستار اجلاس سران به منظور تعیین مبانی برای نظارت دولتی به منظور جایگزینی با رویکرد کنونی بازار آزاد شد. می‌توانیم در آغاز یک «عصر برتن‌وودز» جدید باشیم. جهانی که از رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم سربرآورد، دریافت که نظم اقتصادی نوین جهانی ضرورت دارد. این نظم بیش از ۶۰ سال به درازا کشید. مدت زمان درازی است که روشن شده این نظم انطباق خوبی با دنیای جدید جهانی‌سازی ندارد. اکنون، جهان برخاسته از جنگ سرد و بحران بزرگ مالی، نیازمند ساخت نظم اقتصادی نوین جهانی برای قرن بیست‌ویکم است این شامل سازمان نظارتی جدید جهانی است.
این بحران می‌تواند به ما بیاموزد که بازارهای رها شده به حال خود مخاطره‌آمیز هستند همچنین می‌تواند به ما یاد دهد در جهانی از وابستگی‌های متقابل اقتصادی یک‌جانبه‌گرایی عملی نیست.
● آینده‌ی پیش رو
رییس‌جمهور بعدی ایالات متحده زمان بسیار سختی خواهد داشت. حتی برنامه‌هایی کاملاً اندیشمندانه هم ممکن است آنگونه که طراحی شده عمل نکند. اما اطمینان دارم که برنامه‌ای فراگیر براساس رئوسی که ارائه کردم ـ توقف سلب حق مالکیت، تجدید سرمایه‌ی بانک‌ها، برانگیختن اقتصاد، حمایت از بیکاران، تقویت نظارت و ساختارهای نظارتی و جایگزین‌ساختن ناظران و افرادی که مسئولیت حفاظت از اقتصاد را برعهده داشتند با کسانی که بیشتر نگران نجات اقتصاد هستند تا نجات وال‌استریت ـ نه تنها اعتماد را بازمی‌‌گرداند بلکه در آینده امریکا را قادر می‌سازد که از تمامی توانش برخوردار باشد. از سوی دیگر، رویکرد‌های نیمه‌کاره تنها همواره نومیدی را باز می‌گرداند و به‌یقین شکست خواهد خورد.
در کشوری که پول تکریم می‌شود، رهبران وال‌استریت از احترام ما برخوردار بودند. آنان از اعتماد ما برخوردار بودند. باور داشتیم که آنان دست‌کم در مسایل اقتصادی نماد عقلانیت هستند. زمانه تغییر کرده است. این احترام و اعتماد برباد رفته است. این خیلی بد است چرا که بازارهای مالی لازمه‌ی کارکرد درست اقتصاد است. اما اغلب امریکایی‌ها بر این باورند که وال‌استریتی‌ها احتمالاً منافع خود را مقدم بر منافع بقیه‌ی کشور می‌دانند و در صورت لزوم بدان پوششی زیبا می‌دهند. اگر رییس‌جمهور بعدی سیاست‌های خود را بیش از حد بر اساس منافع وال‌استریت شکل ببخشد، و این سیاست‌ها راه‌حلی موثر نباشد، وی ماه عسلی کوتاه خواهد داشت. این خبر بدی برای او، برای امریکا و برای جهان است.

آشنایی با روش تهیه ی املت قارچ و گوجه فرنگی
آماده کردن این املت آلمانی، کم هزینه، آسان و سریع است؛ پس چرا آن را برای شام امشب تان درست نکنید؟ ● مواد لازم ▪ کره ۳۰ گرم ▪ قارچ خرد شده ۲۰۰ گرم ▪ گوجه فرنگی خرد شده ۲ عدد ▪ تخم …
وبگردی
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور !
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور ! - دولت - معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه نوسان قیمت ارز کلا آزار دهنده است، گفت: افزایش قیمت ارز به لحاظ محاسبه عددی هزینه تمام‌شده سفر به خارج از کشور را افزایش می‌دهد.
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید از اسنادی رونمایی کرد که نشان می دهد، فرودگاه یاسوج علیرغم تکذیب مسئولان، رادار و تجهیزات کافی برای فرود امن هواپیماها ندارد. گفته می شود یکی از دلایل دخیل در سقوط هواپیمای تهران - یاسوج فعال نبودن رادار فرودگاه یاسوج بوده است.
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی