جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ / Friday, 16 November, 2018

تحریف قرآن کریم هرگز نمی توانید!


تحریف قرآن کریم هرگز نمی توانید!
«به امت عربی به طور خاص و به جهان اسلام به طور عام... سلام بر شما و رحمت خدای قادر بر همه چیز... اشتیاق به ایمان خالص، صلح درونی، آزادی روح حیات جاودان در ژرفای نفس بشری قرار دارد. ما به تكیه به خدای تنهای یگانه امید داریم كه خوانندگان و شنوندگان، راه رسیدن به آن اشتیاق را از طریق «الفرقان الحق» بیابند...»
این بخشی از مقدمه كتابی است كه خبر آن را از مدت ها پیش ازگوشه و كنار می شنیدیم و در سایت های خبری می خواندیم. این خبر كه بوی شكل گیری و طراحی توطئه ای جدید و خطرناك بر ضد اسلام و مسلمانان می داد این بود كه در لس آنجلس (آمریكا) كتابی در حال تدوین و شكل گیری است كه تحت عنوان «قرآن قرن ۲۱» معرفی شده است.
متأسفانه این خبر، شكل واقعی به خود گرفت و بالاخره كتاب مزبور، با چاپی نفیس و گرانقیمت به نام «الفرقان الحق» در ۳۳۶ صفحه و ۷۷ سوره(!) و به زبان هالی عربی و انگلیسی، توسط دو شركت انتشاراتی آمریكایی چاپ و توزیع شد.
ماجرا از سال ۱۹۹۹ با انتشار سوره جعلی شبیه سوره های قرآن كریم در اینترنت آغاز و به اینجا ختم شد كه كتاب مزبور به تقلید از شیوه و اسلوب قرآن كریم و با استفاده از كلمات و آیات آن و حتی با رسم الخط قرآنی عرضه شود. به نظر می رسد فراهم آورندگان این كتاب هنوز در مرحله آزمایش هستند و شرایط فعلی را برای ورود گسترده و توزیع بی محابای آن در كشورهای اسلامی مناسب نمی بینند. اما در كتابخانه های بزرگ و مشهور دنیای عرب، باشگاه های تفریحی و ورزشی، مراكز آموزشی و فنی و در بعضی از كشورهای عربی ـ از جمله كویت ـ و البته در سطح مدارس خارجی كه دانش آموزان مسلمان كشور میزبان در آن تحصیل می كنند، به شكل گسترده ای تبلیغ و توزیع شده است.
انتخاب اسم «الفرقان الحق» خود بهترین دلیل بر سوء نیت و پلیدی طراحان و نویسندگان آن دارد؛ زیرا می دانیم كه فرقان یكی از نام های قرآن است و اضافه كردن صفت «الحق» به فرقان و اطلاق آن به دست نوشته های ناپاك خویش بدان معنی است كه قرآن مسلمانان ـ معاذالله ـ فرقان باطل است و فرقان حق چیزی است كه اینان ارائه كرده اند.
چیزی كه توجه همگان را جلب می كند كیفیت ذكر خدا و آغاز كردن با نام اوست كه براساس معارف مسیحی چنین آمده است: «بسم الاب الكلمه الروح الاله الواحد الوحد...» پوچی جملات این به اصطلاح قرآن كه از ناحیه خدایان صهیونیست مؤلف مسیحی به وی وحی شده است، آن قدر واضح و گویا است كه به هیچ توضیحی نیاز ندارد.هر خواننده ای حتی با سطح متوسط از معلومات، با دیدن آیات(!) آن پی می برد كه چگونه تلاش كرده اند از زبان خدای متعال و در قالب وحی و به شیوه قرآن ـ البته به گمان عمل ناقص و زعم باطل خود ـ نه تنها فروع كه حتی اصول دین مبین اسلام را دچار تحریف و دگرگونی می كنند.
● نویسنده كتاب
در بعضی از این نوشته ها، این كتاب بی ارزش را تألیف دو نفر به نام های «الصفی» و «المهدی» دانسته اند. اما در مقدمه آن كه به امضای این دو نفر نوشته شده است، خود را به عنوان اعضای هیأت امنای ناظر بر تدوین تهیه و انتشار، معرفی كرده اند. بعضی از محققان عرب به نقل از پایگاه اینترنتی...، كه به تبلیغ و فروش این كتاب پرداخته است، نویسنده آن را فردی به نام دكتر «انیس شاروش» معرفی می كند. نویسندگان دیگر، دكتر انیس شاروش را همان المهدی می شناسند كه كتاب را به انگلیسی برگردان كرده است. اما از «الصفی» كه نخستین نام امضاكننده مقدمه است، چندان خبری در دسترس نیست. جالب این است كه «ولید رباح» رئیس تحریریه نشریه صوت العروبه كه در آمریكا منتشر می شود، امضای مقدمه كتاب را چنین می نویسد: ... به الصفی وحی شده است ... المهدی آن را ترجمه كرده است.
بنابراین احتمال می رود كه نسخه ای كه او ملاحظه كرده جزو نسخه های نخست كتاب مزبور باشد كه چنین امضا شده و بعدها در اصلاح یا تجدیدنظر و یا به خاطر هراس جدی از واكنش مسلمانان وحتی غیرمسلمانان، به عنوان ناظران بر تدوین تهیه و انتشار امضا شده باشد. به نظر می رسد كه «الصفی» به معنای برگزیده، نام یك شخصیت فرضی است كه تنها برای رد گم كردن و در عین حال جنبه قداست دادن به كتاب باشد، دیگر این كه «المهدی» نیز شخصی واقعی و همان دكتر انیس شاروش باشد كه هم نویسنده متن عربی و هم مترجم آن به انگلیسی باشد.
نكته ای كه دخالت دكتر انیس شاروش را تأیید می كند و نشان می دهد كه او همان «المهدی» است، مطلبی است كه در پایگاه اینترنتی usinfo به صراحت او را مترجم كتاب معرفی می كند و به نقل نظرات او و اهداف این كار می پردازد.
سایت islam in focuse كه احتمالاً متعلق به خود اوست، نیز می نویسد: وی سه سال قبل به همراه همسرش، كتاب الفرقان الحق را از عربی به انگلیسی برگرداند. همان چیزی كه امروز به نام the true furqan شناخته می شود.
حال، مدت هاست كه این فرد در رسانه های گوناگون به تبلیغ «الفرقان الحق» و برپایی كنفرانس های مختلف به ترویج آن می پردازد و از مسلمانان می خواهد كه بدان اعتماد كنند و آن را جایگزین قرآن كریم نمایند. دكتر انیس شاروش در فلسطین به دنیا آمد و پدرش توسط ارتش یهود كشته شد، او ابتدا در اردن و سپس در كشورهای عربی به تحصیل و در عین حال، فعالیت تبشیری پرداخت و برای تبلیغ مسیحیت به ۷۶ كشور در سراسر دنیا سفر كرد. از سال ۱۹۹۵ در نیوزلند، انگلیس و پرتغال به سر برد.
پیش از آن نیز در سرزمین های اشغالی در خدمت یهودیان بود و به آنان در كنشت اورشلیم Jerusalem Baptist خدمت كرد. وی در دهه ۸۰ كتابی تحت عنوان: islam reveled a christlan arabics view of islam منتشر كرد و در آن، اسلام را دارای ایده های نادرست و روح خشونت دانست، از جمله این كه از هر ۵ قتل كه در جهان اتفاق می افتد، یك نفر به خاطر دیدگاه های اسلامی كشته می شود.
دهمین كتاب وی در آگوست ۲۰۰۴ با عنوان «اسلام، خطر یا چالش» منتشر شد، او اسلام را دین رعب و خشونت خوانده كه به جنگ و خونریزی دعوت می كند و اضافه كرده است كه منشأ همه این دیدگاه ها اسلام است. به خاطر همین اعتقاد، به مسلمانان سفارش كرده است كه قرآن دروغینش را جایگزین قرآن رایج بین خویش كنند.
● دكتر انیس شاروش ابتدا چهارده
سوره جعل و در پایگاه اینترنتی AMRICAONLINE.COM منتشر كرد سپس بعد از یكسال، كتابی كامل با نام «الفرقان الحق» شامل ۷۷ سوره جعلی تألیف و در دسترس همگان گذارد. او در كنفرانسی كه ۲ روز بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر در دانشگاه هوستن برگزار كرد به دولت آمریكا پیشنهاد كرد كه برای جلوگیری از نفوذ تروریسم همه مسلمان را از آمریكا اخراج كند و اضافه كرد كه باید همگی مسلمانان را به خاورمیانه منتقل و سپس با بمب اتم همه منطقه را نابود كرد. این سخنرانی موجب شد كه رئیس دانشگاه مزبور، در روزنامه وابسته به دانشگاه از سخنان او اظهار تأسف و معذرت خواهی كند.
● ریشه یابی
پیش از آن كه به جزئیات بیشتر و تحلیلی جامع تر از این توطئه ناشیانه بپردازیم لازم است این نكته بیان شود كه قرآن در جای جای خود، به افشای انواع این توطئه ها و شیوه ها پرداخته است. اما در این میان، عمده ترین و آخرین راه حل مخالفان را ابتدا كشتار، جنگ، ترور و سپس تحریف حقایق می شمارد.
جالب است كه قرآن كریم این ۲ شیوه، یعنی كشتار و تحریف را بیش از همه به بنی اسرائیل نسبت می دهد. چنانكه گویی اینان حرفه ای ترین و كارآزموده ترین دشمنان در این نوع ستیزه جویی ها بوده اند.
شیوه خطرناك تری را كه قرآن بدان توجه می دهد و پرده از آن برمی دارد، موضوع تحریف، واژگون كردن حقایق و آمیختن حق و باطل است. شیوه ای كه دین خدا و حقایق ربانی چنان با باطل و اهوای شیطانی درهم آمیخت كه دیگر جز پوسته ای از دین حقیقی باقی نمی ماند و در نتیجه، خدای متعال برای هدایت مردم، از نو رسولی جدید و آیینی جدید به سوی مردم روانه می كرد.
ـ یا ایها الرسول لایحزنك الذین یسارعون فی الكفر من الذین قالوا آمنا بأفواهم و لم تؤمن قلوبهم و من الذین هادول سماعون للكذب سماعون لقوم آخرین لم یأتوك یحرفون الكلم من بعد مواضعه... (مائده۴۱‎/)
یعنی: ای پیامبر تو را غمگین نكند ـ رفتار ـ آنان كه به سوی كفر می شتابند و گروهی كه به زبان گفتند ایمان آوردیم ولی دل هایشان ایمان نیاورده است و همین طور یهودیان كه سخن دروغ و سخن كسانی كه نزد تو نیامده اند (ایمان نیاورده اند) را گوش می دهند كه كلام خدا را پس از استقرار آن، تحریف و تبدیل می كنند...
روایات بسیاری وجود دارد كه در جهت مخدوش جلوه دادن دین اسلام و شخصیت پیامبر اكرم (ص) و اولیای راستین الهی، توسط یهودیان مغرض ساخته و پرداخته شده و در كتاب های اسلامی وارد شده است. این مسأله آنقدر حائز اهمیت است كه در حدیث شناسی اسلامی، مبحث «اسرائیلیات» برای شناخت این قبیل روایات و راویان آنها جایگاه ویژه ای دارد.
بنابراین همان طور كه پیشتر نیز گفتم با توجه به سابقه دیرینه بنی اسرائیل در انواع فتنه های نظامی و فرهنگی در طول تاریخ ادیان الهی، دست داشتن اینان در ماجرای «فرقان الحق» نیازی به توضیح و استدلال ندارد. با این حال، غیرمنطقی نیست كه ردپای اسرائیلیان و لابی های صهیونیستی را در طراحی و تدوین این كتاب جست وجو كنیم و دلایل آنها را كه بسیار روشن است، مرور كنیم. در آیات و سوره های این كتاب چنین وانمود شده است كه آخرین كتاب آسمانی انجیل بوده و اینك این كتاب آسمانی «فرقان الحق» است كه تداوم همان حركت انجیل و رسالت الهی حضرت عیسی مسیح علیه السلام است.
اینجا این سؤال به ذهن می رسد كه اگر چنین است، پس چرا ما این حركت مسیحی را یك توطئه سیاسی می دانیم و آن را به صهیونیسم نسبت می دهیم؟
پاسخ بسیار روشن است و دلایل آشكار زیر، نشان دهنده آن است كه این اقدام یك حركت دینی و مسیحی نیست و تنها با اندیشه ها و اهداف سیاسی، مسیحیت را به عنوان یك ابزار در اختیار و به كار گرفته است.
الف) هدف از این كار تبلیغ دینی خاص نبوده است كه بگویم چرا یهودیان، مسیحیت را مطرح كرده اند؟ اگر هدف تبلیغ دین یهود بود و مثلاً تورات مطرح می شد و آموزه های تلمودی محور كار قرار می گرفت، به شكست حتمی منجر می شد. زیرا این كار به معنای انكار مسیحیت بود و موجب می شد كه جهان مسیحتی نیز روبه روی آن قرار گیرد و با آن مقابله كند. این در حالی است كه آنان فعلاً با مسیحیت مشكلی ندارند؛ زیرا بخش اعظمی از آن در اختیار خودشان است وبخش دیگر كه در اختیارشان نیست، سر در لاك خود برده است و با منافع صهیونیسم جهانی و در نهایت تشكیل امپراتوری جهانی یهود، تضاد و تقابلی ندارد.
ب) مسلمانا از نظر عاطفی نسبت به مسیحیان، احساس علاقه و صمیمیت بیشتری دارند تا صهیونیست ها و حتی از نظر اعتقادی نیز... البته این دیدگاه مربوط به دوران فعلی نیست و تاریخ آن به صدر اسلام بازمی گردد و در قرآن كریم نیز به آن اشاره شده است.
بنابراین از نظر توطئه سازان، احتمال تأثیر معارف مسیحی و كلمات آنان در مسلمانان یا حداقل سكوت آنان بیشتر است. درحالی كه اگر چنین حركتی با پشتوانه نام صهیونیست صورت می گرفت، واكنش تندتر و فعال تر مسلمانان را در پی می داشت.
● دو نكته مهم؛
۱) نباید فكر كنیم چاپ این كتاب به معنی وقوع تحریف در قرآن عزیزمان است و اصل تحریف ناپذیری قرآن زیر سؤال رفته است. نه؛ وعده الهی همیشه راست و پابرجاست كه «انا نحمن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» استدلالات محكم عقلی و نقلی عدم امكان تحریف قرآن، همچنان بر جای خود باقی است. اولاً این كه این كتاب خودش هم ادعا ندارد تحریف شده قرآن است و همان قرآنی است كه خدای حكیم بر پیامبر ما نازل كرده است.
بلكه می گوید من یك كتاب آسمانی جدید هستم كه دنباله مسیحیتم و البته تازه یادم افتاده كه نازل شوم!!! تحریف قرآن یعنی چیزی را كه قرآن نیست به اسم قرآن عرضه كنند. دوم این كه، اگر هم چنین ادعایی داشته باشد كه جایگزین قرآن است، در صورتی می توانیم بگوییم قرآن مجید تحریف شده كه دیگر امكان دسترسی به قرآن حقیقی نباشد و بتوان این چرندیات را ـ نعوذ بالله ـ به عنوان قرآن قالب كرد!
نه این كه اگر یك نفر در یك گوشه ای كلمه ای از قرآن نزد خودش را جابه جا كرد اسمش را تحریف قرآن بگذاریم و منكر ضروریات دینمان شویم، گرچه این كار بسیار زشت و خباثت آلود است. اما با توجه به گسترش و تواتر استثنایی قرآن عزیز كه هیچ نمونه دیگری در دنیا ندارد حتی اگر یك حرف قرآن هم كم شود همه می توانند به سرعت و به راحتی متوجه شوند چه رسد به این كتاب سراسر اراجیف و اباطیل ساخته ذهن بیمار یك صهیونیست!
۲) این اقدام صهیونیستی، نشان دهنده اوج استیصال غرب در برابر اسلام است. غرب متوجه شده كه امكان رویارویی مستقیم با اسلام غیرممكن است. ناچار است برای براندازی اسلام از خود اسلام كمك بگیرد و با نقاب اسلام و قرآن وارد شود. می داند حرف خودش دیگر خریداری ندارد. چاپ این كتاب به شكل و شیوه قرآن و حتی نامگذاری و رسم الخط آن ـ كه البته به خیال باطل آنها شبیه قرآن كریم است، در حالی كه هر بچه مسلمانی با دیدن آن می فهمد جز مقداری سرهم بندی و حرف های بیهوده چیزی نیست ـ نشان دهنده همین ادعای ماست. موج بیداری اسلامی ملت های غرب را هم فراگرفته و سران سرمایه دار و صهیونیست دنیا به خوبی می دانند در حال فرورفتن در چه گردابی هستند اما مستأصل و وامانده، به دست و پا زدن افتاده اند.
جاده تاریخ در حال عبور از آخرین گردنه است. شاهراه هموار زندگی توحیدی نزدیك است اما عبور از این گردنه، هشیاری، استقامت، توكل، شجاعت و وحدت همه مسلمانان بلكه همه ملت های آزاده دنیا را می طلبد و این اتفاق دیر یا زود خواهد افتاد. «الا ان نصرالله قریب»

علیرضا معاف

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

کاتبان وحی

کاتبان وحی
پیامبر اسلام به ظاهر خواندن و نوشتن نمی‏دانست،و در میان قوم خود به‏داشتن سواد معروف نبود.زیرا هرگز ندیده بودند چیزی بخواند یا بنویسد،بنابر این‏او را«امی‏»می‏خواندند.قرآن هم او را با همین وصف یاد كرده است: الذین یتبعون‏الرسول النبی الامی... ، .. .فامنوا بالله و رسوله النبی الامی... (۱) .امی منسوب به ام(مادر)است و كسی را گویند كه هم چون روزی كه از مادر زاده شده است فاقد سوادباشد.معنای دیگری نیز گفته‏اند:منسوب به ام القری(شهر مكه)،یعنی كسی كه درمكه زاده شده است.در قرآن در موارد دیگر نیز مشتقات این واژه آمده است: هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم... (۲) شاید مقصود منسوبین به شهر مكه باشد، ولی‏احتمال نخست مشهورتر است و با آیه‏های دیگر قرآن بیش‏تر سازش دارد: «و منهم‏امیون لا یعلمون الكتاب الا امانی...» (۳) ،در این آیه جمله «لا یعلمون الكتاب‏» ظاهرا تفسیر «امیون‏»است و نیز از مقابله آنان(عرب)با اهل كتاب كه اهل سواد بودند،به دست می‏آید(به جهت تناسب در عطف)كه مقصود،فاقد كتابت و سواد است و حدیث منقول از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله كه فرمود: «انا امه امیهٔ لا نكتب و لا نحسب (۴) .ما مردمی هستیم فاقد سواد كتابت و نگارش حساب‏»معنای نداشتن سواد را تایید می‏كند.
آن چه با معجزه بودن قرآن تناسب دارد،صرفا نخواندن و ننوشتن است نه‏نتوانستن خواندن و نوشتن. و ما كنت تتلو من قبله من كتاب و لا تخطه بیمینك اذن لارتاب المبطلون (۵) ،تو هیچ كتابی را پیش از این نمی‏خواندی و با دست‏خود چیزی نمی‏نوشتی،و گرنه باطل اندیشان قطعا به شك می‏افتادند»مبادا كسانی كه در صدد تكذیب و ابطال سخنان تو هستند شك و تردید كنند.این آیه دلیلی است‏بر این كه پیامبر چیزی نمی‏خواند و نمی‏نوشت،ولی دلالت ندارد كه نمی‏توانست‏بنویسد وبخواند و همین اندازه برای ساكت كردن معارضین كافی است،زیرا پیامبر را هرگز باسواد نمی‏پنداشتند،بنابر این راه اعتراض را بر خود بسته می‏دیدند.
شیخ ابو جعفر طوسی در تفسیر آیه می‏گوید:«مفسرین گفته‏اند نوشتن‏نمی‏دانست،ولی آیه چنین دلالتی ندارد.صرفا گویای این جهت است كه‏نمی‏نوشته و نمی‏خوانده است و چه بسا كسانی نمی‏نویسند ولی قادر بر نوشتن‏هستند و در ظاهر وانمود می‏شود كه فاقد سوادند و كتابت نمی‏دانند.پس مفاد آیه‏چنین است:پیامبر به نوشتن و خواندن دست نزده بود و او را عادت بر نوشتن‏نبود» (۶) .
علامه طباطبایی فرموده است:«ظاهر التعبیر نفی العادهٔ و هو الانسب بالنسبهٔ الی‏سیاق الحجهٔ (۷) ،ظاهر عبارت نفی عادت-بر نوشتن و خواندن-است و این در جهت‏استدلال مناسب‏تر است‏».
به علاوه داشتن سواد كمال است و بی‏سوادی نقص و عیب و چون تمامی‏كمالات پیامبر از راه عنایت‏خاص الهی بوده و هرگز نزد كسی و استادی تعلم نیافته(علم لدنی)پس نمی‏شود ساحت قدس پیامبر از این كمال تهی باشد.عدم تظاهر به‏سواد،برای اتمام حجت و بستن راه اعتراض و تشكیك بوده است،به همین دلیل‏پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به كاتبانی نیاز داشت تا در شؤون مختلف از جمله وحی برای اوكتابت كنند،لذا چه در مكه و چه در مدینه زبده‏ترین با سوادان را برای كتابت‏انتخاب فرمود.اولین كسی كه در مكه عهده‏دار كتابت مخصوصا كتابت وحی شد،علی بن ابی طالب علیه السلام بود و تا آخرین روز حیات پیامبر به این كار ادامه داد.پیامبر صلی الله علیه و آله‏نیز اصرار فراوان داشت تا علی،آن چه را نازل می‏شود،نوشته و ثبت نماید تا چیزی‏از قرآن و وحی آسمانی از علی دور نماند.
سلیم بن قیس هلالی،كه یكی از تابعین بود،می‏گوید:نزد علی علیه السلام در مسجد كوفه‏بودم و مردم گرد او را گرفته بودند،فرمود: «پرسش‏های خود را تا در میان شما هستم‏از من دریغ ندارید.درباره كتاب خدا از من بپرسید،به خدا قسم آیه‏ای نازل نشدمگر آن كه پیامبر گرامی آن را بر من می‏خواند و تفسیر و تاویل آن را به من‏می‏آموخت‏».عبد الله بن عمرو یشكری معروف به ابن الكواء،یكی ازپرسش كنندگان صحابه علی علیه السلام و بسیار دانا و دانش‏مند بود،از وی پرسید:آن چه‏نازل می‏گردید و شما حضور نداشتید، چگونه است؟علی علیه السلام فرمود:«هنگامی كه‏به حضور پیامبر می‏رسیدم،می‏فرمود:یا علی در غیبت تو آیه‏هایی نازل شد،آن گاه‏آن‏ها را بر من می‏خواند و تاویل آن‏ها را به من تعلیم می‏فرمود» (۸) .
اولین كسی كه در مدینه عهده‏دار كتابت وحی گردید،ابی بن كعب انصاری بود.
او قبلا در زمان جاهلیت نوشتن را می‏دانست.محمد بن سعد گوید:«كتابت در میان‏عرب كمتر وجود داشت و ابی بن كعب از جمله كسانی بود كه در آن دوره كتابت رافرا گرفته بود» (۹) .ابن عبد البر می‏گوید:«ابی ابن كعب نخستین كسی است كه در مدینه‏عهده‏دار كتابت‏برای پیامبر صلی الله علیه و آله شد و او اولین كسی بود كه در پایان نامه‏ها نوشت:
كتبه فلان...» (۱۰ .ابی بن كعب كسی است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله قرآن را به طور كامل بر وی‏عرضه كرد.او از جمله كسانی است كه در عرضه اخیر قرآن حضور داشت،بدین‏جهت در دوران یك سان كردن مصاحف در عهد عثمان سرپرستی گروه به او واگذارشده بود.و هرگاه در مواردی اختلاف پیش می‏آمد،با نظر ابی،مشكل حل‏می‏گردید (۱۱) .
زید بن ثابت در مدینه در همسایگی پیامبر صلی الله علیه و آله خانه داشت.او نوشتن‏می‏دانست.در ابتدای امر هر گاه پیامبر صلی الله علیه و آله نیاز به نوشتن داشت و ابی بن كعب حاضرنبود،به دنبال زید می‏فرستاد تا برای او كتابت كند.رفته رفته كتابت او هم رسمیت‏یافت و حتی با دستور پیامبر صلی الله علیه و آله زبان و نوشتن عبرانی را نیز فرا گرفت تا نامه‏های‏عبری را برای پیامبر صلی الله علیه و آله بخواند،ترجمه كند و پاسخ بنویسد.زید بن ثابتبیش ازدیگر اصحاب،ملازم پیامبر صلی الله علیه و آله برای نوشتن بود و بیش‏تر نامه نگاری می‏كرد (۱۲) .
بنابر این عمده‏ترین كاتبان وحی،علی بن ابی طالب،ابی بن كعب و زید بن ثابت‏بودند و دیگر كاتبان وحی،در مرتبه دوم قرار داشتند.
▪ ابن اثیر گوید:«یكی از ملتزمین حضور در امر كتابت،عبد الله بن ارقم زهری بود.
او عهده‏دار نامه‏های پیامبر صلی الله علیه و آله بود،ولی عهده‏دار معاهده‏ها و صلح نامه‏های‏پیامبر صلی الله علیه و آله،علی بن ابی طالب بود».او می‏گوید:«از جمله كاتبان،كه احیانا برای‏پیامبر صلی الله علیه و آله كتابت می‏كردند،خلفای ثلاثه،زید بن عوام،خالد و ابان دو فرزندسعید بن العاص،حنظله اسیدی،علاء بن حضرمی،خالد بن ولید،عبد الله بن رواحه،محمد بن مسلمه،عبد الله بن ابی سلول،مغیرهٔ بن شعبه،عمرو بن العاص،معاویهٔ بن ابی سفیان،جهم یا جهیم بن صلت،معیقب بن ابی فاطمه وشرحبیل بن حسنه بودند».
▪ می‏افزاید:«نخستین كس كه از قریش برای پیامبر كتابت نمود عبد الله بن سعدبن ابی سرح بود،سپس مرتد شد و به سوی مكه باز گشت و آیه «و من اظلم ممن‏افتری علی الله كذبا او قال اوحی الی و لم یوح الیه شی‏ء...» (۱۳) در شان او نازل گردید» (۱۴) .
ظاهرا این افراد از جمله كسانی بودند كه در میان عرب آن روز با سواد بودند ونوشتن و خواندن می‏دانستند و در مواقع ضرورت گاه و بی‏گاه حضرت برای نوشتن‏از آنان استفاده می‏كرد،ولی كاتبان رسمی سه نفر فوق و ابن ارقم بودند.
ابن ابی الحدید گوید:«محققان و سیره نویسان نوشته‏اند كه كاتبان وحی،علی علیه السلام و زید بن ثابت و زید بن ارقم بودند و حنظله بن ربیع تمیمی و معاویه،نامه‏های‏پیامبر صلی الله علیه و آله را به سران،نوشته‏های مورد نیاز مردم و هم چنین لیست اموال و صدقات را می‏نوشتند» (۱۵) .ابو عبد الله زنجانی تا بیش از چهل تن را جزء كاتبان وحی شمرده‏است (۱۶) كه ظاهرا هنگام ضرورت از وجود آنان استفاده می‏شده است.
بلاذری در خاتمه كتاب فتوح البلدان از واقدی آورده است:«هنگام ظهور اسلام،در میان قریش،هفده نفر نوشتن را می‏دانستند: علی بن ابی طالب،عمر بن الخطاب،عثمان بن عفان،ابو عبیدهٔ بن جراح،طلحهٔ بن عبید الله،یزید بن ابی سفیان،ابوحذیفهٔ بن عتبهٔ بن ربیعه،حاطب بن عمرو(برادر سهیل بن عمرو عامری)،ابوسلمهٔ بن عبد الاسد مخزومی،ابان بن سعید بن العاص بن امیه، برادرش خالد بن سعید،عبد الله بن سعد بن ابی سرح،حویطب بن عبد العزی،ابو سفیان بن حرب،معاویهٔ بن ابی سفیان و جهیم بن صلت و از وابستگان قریش:علاء بن حضرمی.
از زنانی كه در صدر اسلام نوشتن را می‏دانستند می‏توان از ام كلثوم بنت عقبه،كریمه بنت مقداد و شفاء بنت عبد الله نام برد.شفاء به دستور پیامبر به حفصه‏نوشتن آموخت و بعد از آن حفصه در زمره نویسندگان قرار گرفت.عایشه و ام سلمه‏از زنانی بودند كه فقط خواندن می‏دانستند.
در مدینه سعد بن عباده،منذر بن عمرو،ابی بن كعب،زید بن ثابت،كه نوشتن‏عربی و عبری را می‏دانست،رافع بن مالك،اسید بن حضیر،معن بن عدی،بشیر بن سعد،سعد بن ربیع،اوس بن خولی و عبد الله بن ابی نوشتن می‏دانستند» (۱۷) .
شیوه كتابت در عهد رسالت‏بدین گونه بود كه بر هر چه یافت می‏شد و امكان‏نوشتن روی آن وجود داشت،می‏نوشتند،مانند:
۱) عسب:جمع عسیب،جریده نخل،چوب وسط شاخه‏های درخت‏خرما كه‏برگهای آن را جدا می‏ساختند و در قسمت پهن آن می‏نوشتند.
۲) لخاف:جمع لخفه،سنگ‏های نازك و سفید.
۳) رقاع:جمع رقعه،تكه‏های پوست‏یا ورق(برگ)یا كاغذ.
۴) ادم:جمع ادیم،پوست آماده شده برای نوشتن.
پس از نوشته شدن،آیات نزد پیامبر و در خانه ایشان ضبط و نگهداری می‏شد.
گاهی برخی از صحابه می‏خواستند سوره یا سوره‏هایی داشته باشند،آن‏ها رااستنساخ كرده و بر روی تكه‏های برگ یا كاغذ می‏نوشتند و نزد خود نگه می‏داشتندو معمولا در محفظه‏های پارچه‏ای به دیوار می‏آویختند (۱۸) .
آیه‏ها به گونه‏ای منظم و مرتب،در هر سوره ثبت می‏گردید و هر سوره با نزول‏بسم الله آغاز یافته و با نزول بسم الله جدید ختم آن سوره اعلام می‏شد و سوره‏ها بااین رویه هر یك جدا و مستقل از یك دیگر ثبت و ضبط می‏شد.در عهد رسالت‏هیچ گونه نظم و ترتیبی بین سوره‏ها صورت نگرفت.
علامه طباطبایی می‏فرماید:«قرآن به صورت امروزی در عهد رسالت ترتیب داده‏نشده بود،جز سوره‏های پراكنده بدون ترتیب و آیه‏هایی كه در دست این و آن بود ودر میان مردم به طور متفرق وجود داشت‏» (۱۹) .

وبگردی
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
مدیرعامل و معاون پارلمانی سازمان تأمین اجتماعی جان باختند / فیلم
مدیرعامل و معاون پارلمانی سازمان تأمین اجتماعی جان باختند / فیلم - سید محمدتقی نوربخش، رییس سازمان تامین اجتماعی و عبدالرحمن تاج‌الدین معاون حقوقی و امور مجلس این سازمان که در جریان سفر وزیر کار به استان گلستان دچار سانحه...
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.