شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Saturday, 21 April, 2018

درباره کیوان خسروانی


درباره کیوان خسروانی
▪ متولد سال ۱۳۱۸ تهران
▪ یك سال تحصیل معماری در دانشگاه بركلی و بازگشت به ایران ۱۳۳۷- ۱۳۳۶
▪ فوق لیسانس معماری با درجه عالی از دانشكده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ۱۳۴۱
▪ دریافت بورسیه از دولت فرانسه و دوسال تحصیل معماری در بوزار
▪ برگزاری نمایشگاهی در كروكی های معماری ایران و اروپا در سیته اینترناسیونال پاریس ۱۳۴۳
▪ همكاری در پروژه دانشگاه شهر «شفیلد» در لندن ۱۳۴۳
▪ دو سال تحصیل در دوره تخصصی مرمت آثار باستانی در دانشگاه رم ۱۳۴۵- ۱۳۴۳
▪ طراحی نور پردازی تخت جمشید، طرح تأثیر هوای آزاد جلوی كاخ آپادانا و نور پردازی حافظیه با ۸۵۰ شكل تزئینی
▪ طراح آثاری چون «مهسمانسرای نائین» و كتابخانه كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان (در تهران)
▪ عضو هیأت داوران طرح های معماری كاهگلی دانشجویان فوق لیسانس دانشگاه كاتولیك واشنگتن ۱۳۸۱
▪ طراح پارچه و لباس با استفاده از موتیف های ایرانی و بومی
▪ شركت در كنگره های معماری و ایراد سخنرانی
▪ طراح و اجرای نماز خانه سفارت جمهوری اسلامی ایران در فرانسه ۱۳۸۵
▪ و...
خیلی وقت ها معماری به عنوان یك میان رشته هنری و علمی خود را نه در طراحی و اجرای یك سازه و ساختمان، كه در تولید یك ایده یا فكر نشان می دهد. آن قدر كه وقتی این ایده به فكر در خیال مخاطبان بنیادی بیابد و پایه و اساس پیدا كند، خود به خود منشأ ساخت و سازهایی خواهد شد كه یكی از آن ها ساختمان و محل و مكان سكونت و اقامت انسان است. در این میان برای كشورهایی كه پشتوانه تاریخی سترگی دارند، كار كمی ساده تر و در عین حال كمی سخت تر می شود.
بازگشت به سنت هایی كه از سد خرد اسلاف گذشته اند و در مسیر و محور زمان آزمایش و امتحان خود را پس داده اند، رمز آن سادگی است و سختی هم درست از همان جا می آید و منشأ می یابد. به عبارتی رفتن راهی كه پیموده نشده و از چشمان تیز گذشتگان هم پنهان مانده در جای خود سختی هایی دارد كه در تقلید و تكرار گذشته و تأكیدی بی چون و چرا بر آن نمی توان یافت. از همین كنش ها و میان كنش ها هم هست كه هنر همچنان خود را تازه و بر زمینه ای از گذشته تكرار می كند.
و بالاخره این كه در یك چنین متن گشوده ای هستند و پیدا می شوند كسانی كه در معماری به جای پرداختن صرف بر ساخت و ساز، به حاشیه ها هم كه گاهی مهم تر از متن به شمار می آیند می پردازند و از همان موضع پیش می آیند و طرحی نو در می اندازند. یكی از این افراد در عرصه معماری مدرن و معاصر ایران «كیوان خسروانی» معمار گزیده گوی مقیم فرانسه است؛ كسی كه سهم ساخته های فكری او بر ساخته های معماری اش می چربد و به همین ترتیب هم هست كه توانسته در ردیف آدم های ممتاز این میان رشته علمی و هنری قرار بگیرد و هنوز نامی و یادی از او در ذهن ها و برزبان ها بماند و بدرخشد.
خسروانی هم به اعتبار معدود آفریده های ساختمانی و هم به اعتبار سخنرانی ها و مقاله های پراكنده ای كه داشته، نگاه به گذشته و گرفتن الهام از آن و در یك عبارت پاسداشت میراث فرهنگی را سر لوحه فكرها و فعالیت های خود دانسته و می داند و شاید به همین خاطر هم بعد از یك سال تحصیل، دانشكده معماری دانشگاه «بركلی» را در سال ۱۳۳۷ رها می كند و به دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می پیوندد.
یعنی به جایی كه همه چیز در دانش معماری روز جهان خلاصه نمی شود و گوشه چشمی هم به هنر و معماری وطنی و به گذشته های دور و نزدیك این خاك هست. در همین دانشكده هم او فوق لیسانس معماری را با درجه عالی می گیرد؛ مدركی كه برای نخستین بار در ایران اعطا می شود و پیش از آن كه مهندس هوشنگ سیحون به ریاست این دانشكده منصوب شده باشد. دانش اندوزی خسروانی اما، به همین جا و به همین مدرك سال ۱۳۴۱ ختم نمی شود. او در ادامه و با دریافت بورس تحصیلی دو ساله از دولت فرانسه، دو سال را هم در مدرسه معماری «بوزار» پاریس می گذراند كه پیش تر و همزمان با او حلقه ای از چهره های مهم و ماندگار معماری معاصر ایران در آنجا دانش آموخته اند.
دو سال تحصیل در بوزار بی مجال به همكاری ۶ ماهه ای در طرح دانشگاه شهر «شفیلد» انگلستان ناتمام می ماند و سرانجام باگذراندن دوره ای تخصصی در دانشگاه رم و در رشته مرمت آثار باستانی خاتمه می یابد. چند وجهی بودن و جامعیت نگاه معمار را شاید اینجا و از مرور همین دوره های كوتاه و بلند تحصیلی و پژوهش بتوان تشخیص داد؛ چیزی كه باعث می شود او و چند چهره دیگر، كه با دانش معماری غربی نیز بیگانه نبودند، به دنبال راه های دیگری برای بیان خلاقیت هایشان باشند. راهی كه اگر توسعه و تعمیم می یافت، حالا به نتایج روشن دیگری رسیده بود و از بی سیمایی و بی هویتی معماری معاصر ما می كاست.
باز گشت به ایران و سیر و سفر به نقاط دور و نزدیك این جغرافیای پر رمز و راز وصورت برداری از نمونه های درخشان معماری كلاسیك آن بخش دیگری از زندگی حرفه ای خسروانی را در سال های پس از دانش اندوزی او تشكیل می دهند. تلاشی كه بعد ها مقدمه طراحی نخستین پروژه معماری او می شود كه «میهمانسرای نائین» نام دارد و كارفرمای آن سازمان جلب سیاحان است. یك چنین نگاه و نگره ای در معماری نه می توانست یكسر مرهون و مدیون آموزه های دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران باشد و نه می توانست پیرو آموخته های خسروانی از بوزار و شفیلد و رم باشد.
با یك نگاه «در زمانی» و تاریخی، «مهمانسرای نائین» را، كه یك ساختمان منحصر به فرد در عرصه معماری معاصر ما به حساب می آید، می توان در زمره همان نگاه های فردی و در عین حال متكثر در معماری بعد از مدرنیسم دانست كه صرف نظر از عملكرد به عناصر زیبایی شناسانه هم خوان و هم گون نیز توجه داشته است.
در این اثر مونو منتال، معمار كه حالا چنته ای پر از دیده و دریافت های بومی و اقلیمی دارد، با هزینه ای بسیار نازل بر طراحی و اجرای یك سازه و ساختمان ساده با نمایی كاهگلی براساس ایده ای برگرفته از خانه هراتی های نائین می پردازد و حاصل آن ۸ اتاق دوبلكس، یك رستوران و یك سری فضاهای خدماتی می شود. به طوری كه در یك نما و شمای كلی می توان جمع و تفریق و ضرب و تقسیم آموزه های پراتیك و آكادمیك و آموزه های معماری ایرانی و غربی را به طور همزمان در آن دید و دریافت كرد.
یكی دیگر از نكات جالب این اثر كه آن را از آثار ممتازی چون موزه هنرهای معاصر تهران و دیگر آثار ملهم از معماری سنتی ایران متمایز می كند، ترجمان صریح آن به تأثیری است كه از محیط گرفته است. این زیبایی راخسروانی بعدها به شكل دیگری در طراحی كتابخانه كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان بروز می دهد؛ ساختمانی با آجرهای قرمز (بهمنی) در «گودزنبورك خانه» تهران. اینجا نیز معمار به رغم نزدیكی و هماهنگی با محیط نتوانسته از تأثیر معماری سنتی و المان های كویری بگذرد و در نهایت مستطیل ساده ساختمان را با نمایی از قوس های مكرر پوشانده است و اما برای آن كه به درونی بودن و ذاتی بودن یك چنین نگاهی در معدود ساخته های این هنرمند پی ببریم و مهر تأییدی بر آن بزنیم، كافی است كه از رهگذر همین نگاه صوری و سراسری به سومین اثر ماندگار او درمعماری معاصر ایران اشاره كنیم كه طراحی و اجرای یك ویلا (كوشك) میان باغی برای خانواده پدری و در خیابان كامرانیه تهران به حساب می آید. در این ساختمان زیبا هم كه متأسفانه در هجمه ساخت و سازهای بی حساب سال های اخیر، توسط یكی از بانك ها تخریب و به برج بدل شد، معمار به طراحی اثری هم روحیه و هم رخداد با دیگر آثار خود پرداخته است.
او اینجا و در این اثر سیمانی ثابت می كند كه معماری صرف نظر از محیط و مصالح می تواند همواره و همچنان تعلق خود را به سنت ها و ارزش های فرهنگی و بومی حفظ كند و به بی سیمایی شایع روزگار ما دچار نشود. این بازگشت و این خودیابی درنظر خسروانی، نه نفی دستاوردهای تكنولوژیك معماری و اقتضاهای این دانش جامعه شناختی و روان شناختی، كه در همان بحث دیرپای امروزی كردن دیروزها شكل می گیرد و مستحیل می شود. یك چنین نگاهی به معماری را كه حالا در خود تبدیل به ایده ای فراگیر شده و بنیادهایی چون بنیاد آقاخان هر ساله به دستاوردهای مهم و منحصر به فرد آن جایزه ای سنگین می دهند، در همان سال های فعالیت معمار ایرانی برای مثال در مصر و در كار و كوش كسانی چون «حسن فتحی» (معمار بزرگ مصری) نیز می توان پیدا كرد.
فعالیت های خسروانی كه حالا و در پاریس مشغول طراحی واجرای نمازخانه ای برای سفارت جمهوری اسلامی ایران است و قرار است در طرح «هویت بخشی به مدارس ایران» هم شركت كند، تنها در همان ۳ اثر یاد شده خلاصه نمی شود و اگر بخواهیم بخش مهم دیگری از تلاش های او را یادآوری كنیم، طراحی پارچه برای سازمان صنایع دستی و طراحی لباس برای عرضه شخصی در یك برهه زمانی نوع و نمونه دیگری از دانش معماری او محسوب می شود.
وی برای طراحی پارچه و لباس مطالعه خود را روی لباس ها و طرح های ایرانی و بومی متمركز می كند و لباس هایی ساده و ارزان طراحی می كندكه خیلی هم در زمان خودش مورد استقبال قرار می گیرد. در این لباس ها بیننده می تواند آثاری چشمگیر از صنایع دستی ایران مانند زری دوزی، باتیك روی ابریشم (اسكو)، قلم كاری، سكمه، چشمه دوزی اصفهان، سوزن دوزی بلوچستان و... را ببیند و با آنها همراه بشود. نمونه هایی از این لباس ها، كه زمانی خسروانی خود به عرضه مستقیم آنها می پرداخت، حالا در یكی ازموزه های پاریس نگهداری می شود.
شیفتگی و آمیختگی خسروانی با گذشته و حفظ آنها را تنها نمی توان با استناد به آفریده های او دنبال كرد.
این حساسیت از همان سال های پیش از انقلاب و برای مثال در مواجهه با تخریب محله ای قدیمی در تهران (عودلاجان) آغاز می شود و با نوشتن مقاله ها و ایراد سخنرانی هایی در ایران و اروپا و آمریكا و در فضاهای دانشگاهی و فرهنگی ادامه می یابد. او بنا به حساسیت كه زنجیروار در ذهن و زندگی اش ظاهر شده و می شود، تاكنون به طرح های زیادی واكنش نشان داده است؛ طرح هایی كه دم از احیا و بازسازی گذشته و یادگارهای دیرین آن می زنند و در اصل و بیشتر به تخریب شان می پردازند.
او در مقاله ای كه در یكی از شماره های مجله «معماری و شهرسازی» آمده است و عنوان «آثار هنری، میراث فرهنگی و مرمت آنها» را دارد، عقیده خود را درباره مرمت آثار هنری و معماری چنین بازگو می كند: «...روش های كلی ای كه در مورد ترمیم آثار هنری از یك تابلو، یا یك قصر قدیمی باید در نظر گرفت قواعدی هستند كه در علم جدید ترمیم آثار هنری خوانده می شود. به طور كلی در تمام این موارد اگر دخالت در ترمیم یك اثر هنری بیش از ۳۰ درصد باشد، این دخالت بازسازی محسوب شده، به طور اصولی مورد قبول نیست.
برای مثال دوباره سازی برج «بابل» در عراق و یا ترمیم وحشتناك Pont Neuf در پاریس را می توان دو نمونه غلط از ترمیم ذكر كرد كه بازسازی هایی بدون حتی ارزش استادگری به حساب می آیند. در تأیید این اصل همه قبول دارند كه بازسازی تخت جمشید یا Corisee شهر رم به عنوان مرمت غیرقابل تصور است. در مورد آن ۳۰ درصد دخالت مجاز نیز باید مرمت كننده به نوعی در نهایت ظرافت نشان بدهد كه جهت درك فرم اصلی اثر هنری این ۳۰ درصد به اثر اضافه شده و با نهایت دقت باید با قسمت های اولیه فرق داشته و مجزا باشد و هرگز به عنوان اثر قدیمی مورد دید قرار نگیرد... در معماری ایران كه از مرز افغانستان تا مرو و بخارا هم فراتر می رود به خاطر نوع مصالح به ظرافت و هنر بیشتری احتیاج است تا این دخالت را بتوان نشان داد؛ به ویژه در مورد پوشش كاهگلی كه شاید اصلاً امكان پذیر نباشد.
و اما بالاخره چیزی كه بتواند بازگوی درست و دقیق دریافت های كیوان خسروانی ازمعماری و مشتقات آن باشد، متنی گشوده تر از این می خواهد و مجالی بزرگتر و با سیستم تر از این؛ معماری كه به ظاهر و به بیان و به عدد آثار محدودی آفریده است و در اصل و در یاد و در نوع خود، اما، اثرات فراوانی به محیط بخشیده و بر جای گذاشته است. كمی كه دقت كنیم در جرگه و جریان هنرمندان و هنر این سرزمین و این برهه و برش از تاریخ آن كمتر پیدا می شوند كسانی كه حضوری چنین پررنگ، پیوسته و زیرپوستی داشته باشند.

زینب حسینجانی

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

نگاهی به اندیشه و آثار هرتزوگ و دمورن

نگاهی به اندیشه و آثار هرتزوگ و دمورن
آنچه که برای ما جالب است، رابطه بین تصاویر مرئی ونامرئی جهان هستی است... ژاکوب هرتزوک
در تداوم اتفاقاتی که در تاریخ هنر قرن بیستم روی داده است در دهة ۶۰ شاهد رویکردی از هنر موسوم به مینیمالیسم هستیم مبتنی بر خلوص و سادگی در احجام و جلوگیری از هرگونه تزئین و...، مفاهیمی نو را القا می کند. در این بین نیز گروهی از معماران با استفاده از اتفاقات این دهه سعی در تبیین ایده ها ونظریات نو با نیم نگاهی به معماری به مثابه یک هنر کاربردی در کنار تجسمی سه بعدی از ذهنیات خویش دارند.
بی‌شک، معماری هرتزوگ و دمورن را از جنبه های مختلف من جمله بناهای تکمیل شده، فرآیند ابداع و تم های مکرر یک زبان معمارانه در حال تکامل می‌توان مورد بررسی قرار داد؛ این پیکره از کارها، در فرهنگ معماری معاصر با آثار مهمی از جمله بنای RICALA STARAGE در لوفن (۱۹۸۷)، PRADA AOYAMA در ژاپن، گالری هنری GAETZ در مونیخ (۱۹۹۱)، ساختمان SIGNAL BOX ۴ AUF WALF در باسل (۱۹۹۴) و مرکز حرکات موزون معاصرLABAN ۲۰۰۳ به عنوان نمادهایی از معماری اواخر قرن بیستم مطرح شده اند. این بناها، به عنوان اشیایی فریبنده، باعث افزایش شهرت واعتبار آن محل شده و به عنوان تصاویری مطلوب پر از تداعی‌های پنهان، خویشتن را در ذهن انسان، جا می دهند. مواد، سطوح و تناسب‌های موجود در آنها و فضایی از صندوقچه‌ها یا خانه‌های پر از جواهرات را ایجاد کرده و از طریق انتراع موجود در درک کلی بنا، یک تنش بصری شدید را القاء می‌کنند.
دو معمار پیشرو، هرتزوگ و دمورن، بر یگانگی تجربه معماری و جایگیری هر عنصر در محل خاص خود، تاکید می ورزند. آثار این دو، برای بسیاری، تنها با استفاده از تصاویر کنترل شده و قالب دار، شناخته شده می‌باشد. به عبارت دیگر، این نوع معماری بسیار فوتوژنیک بوده، علایق ایشان به قدرت دوربین در خلق یک واقعیت را بیان می‌کند.
چه کسی است که بتواند منظره بنای RICALA STARAGE را از یاد ببرد؟ یا تصاویر بنای dominus winery که گویی دیوار ناهموار بلندی را در حال برخاستن از میان ردیف درختان تاک، نشان می دهد؟ همچنین تصاویر بنای gaetz در عصر زمستان، زمانیکه روی زمین، تعداد کمی برگ ریخته و چراغ های درون ساختمان از میان ردیف های افقی شیشه‌های دودی، می درخشد.
هرتزوگ و دمورن زبان و هنر خود را در تعامل با بسیاری از منابع مختلفی در کنار جهان ساختمان همچون نقاشی، مجسمه سازی، هنر مفهومی، عکاسی، فیلم، تبلیغات و مد به دست آورده‌اند؛ این منابع مختلف قبل از اینکه به صورت اشکالی در متن معماری درآیند از فیلتری مفهومی و تصویری عبور کرده، در نهایت به پدیده‌ای واحد دست یازیده، شیوه ای غیرقابل جایگزین را در طراحی پروژه ها اجرا می کنند.
یکی از ابزارهای به کار رفته در ایده های این دو معمار ترکیب مصالح و ساختارهای مختلف با هم است؛ از نظر آنها، تکنولوژی یک وسیله است نه هدف. این دو از بحث های تکراری و ساختاری تکنولوژی مدرن دوری کرده، در عوض طرفدار راه حل هایی هستند که با فرهنگ ساختمانی محل قرارگیری پروژه تناسب داشته باشند، مخصوصا بازیافت و تغییر شکل دهی دوباره مصالحی که غیر قابل استفاده هستند. به عنوان مثال، در سوئیس می‌توان ساختمانهایی یافت که از بتن مسلح با پوشش چوب یا مواد دیگر ساخته شده‌اند. هرتزوگ و دمورن نیز از چنین سیستمهای دوگانه ای استفاده می کنند. آنها همیشه از ساختارهای فولادی بهره می برند که دارای نماهای آزاد بوده، با نواع مختلفی از صفحات شیشه ای قابل تنظیم پر می‌شوند.
امروزه با بیشتر شدن زمینه‌های الهام مابین تصویر و زمین، فضاهای مثبت ومنفی و نیز بین هندسه های مختلف، دیوارهای مورب و کف های ناهموار و شیب راههای کج به وفور دیده می شوند. در برخی موارد در طراحی بناهای قبلی، توجه‌ زیادی به نمای ساختمان معطوف می‌شد در حالی که اخیرا، پتانسیل بیان کنندگی، پلان، کف و سقف های متحرک را مورد کنکاش قرار می دهند. هرتزوگ و دمورن در پاسخ به موضوعات مربوط به تناسبات بنا، طبیعت و توپوگرافی هر چه بیشتر به سمت مفهوم ساختمان به عنوان یک «منظر مصنوع» روی آورده‌اند. این دو در تلاشند تا در استفاده از شباهتهای زمین شناختی و بیولوژیکی با همه خطرات موجود، هر چه بیشتر آزاد و بدون قید و بند عمل کنند. طرح کتابخانه دانشگاه کمپوس در آلمان (۱۹۹۸) در شکل پلان خود تصویری آمیب گونه را ارائه می‌دهد، این در حالی است که طرح اقامتگاه کراملیج در کالیفرنیا (۱۹۹۹-۱۹۹۷)یک هندسه پیچ در پیچ را با سقف برجسته زاویه دار اجرا کرده است و بدین ترتیب تجربه منظره بیرون به درون ساختمان انتقال می‌یابد.
از همان ابتدا آنها بر این باور بودند که یکی از اهداف معماری افزایش میزان ادراک ما از جهان هستی است. ساختمان‌ها به منزله قالب ها یا فیلترهایی هستند که دیدگاه ما را بر روی شهر یا کشور متمرکز می‌کنند. با استفاده از مصالح مختلف، انعکاس، هندسه و خطوط بنیادین می توان تجربه واقعیت های مختلف مصنوعی، هنری، صنعتی و... را تشدید کرد.
منتقدین چه می گویند...
نویسندگانی که سعی در طبقه بندی آثار هرتزوگ ودمورن دارند، اصطلاحاتی نظیر «مینی مالیسم تزیینی» را ابداع کرده‌اند، از نبود اتحاد ساختاری در کارهای هرتزوگ ودمورن بسیار گفته اند، گلایه ها کرده و آن دو را به خلق مجدد شیوه «انبار تزیین شده ونتوری» متهم ساخته اند: «کار این دو، چیزی بیش از اینکه یک جعبه تمیز سویسی را در یک پارچه زیباتر ومدرن تر بپیچیم، نیست. در قسمت های درونی، حس ادراک فضایی وجود ندارد و لذا این بخشها در مقایسه با بخشهای شفاف بیرونی دلتنگ کننده به نظر می‌رسند...!».
منتقدان بر این باورند که باید از چنین سهل انگاری هایی پرهیز شود؛ آگاهی از این موارد در درک شیوه ارزیابی کارهای آن دو توسط دیگران می‌تواند بسیار مهم باشد. برای فرار از عقاید سطحی، هیچ پادزهری بهتر از نگاه دقیق به این آثار و تلاش برای یافتن ایده‌های نهفته در آنها نیست! اصطلاحی چون «مینیمالیسم»، «ماتریالیته»، یا حتی «تکتونیک» تنها شعاری توخالی است! نمی‌توان تظاهر کرد که یک نمای واحد وجود داردکه همگان درباره مزایای سادگی آن اتفاق نظر داشته باشند. بسیاری از آثاری که تحت این عنوان ارائه شده، کسل کننده‌اند، زیرا که بر مبنای نقشه‌های دیاگرامی و نقل قول های خشک وخالی نئومدرنیستی مطرح شده‌اند، «اتحادی از حداقل اجزایی که در جای صحیح خود قرار دارند».
«بر فرض اینکه هرتزوگ و دمورن به دنبال نوعی سادگی هم باشند، این سادگی نتیجه یک فرایند پیچیده فکری است. در حال حاضر که مسولان موزه ها و تاریخ نویسان هنر، آثار هرتزوگ و دمورن را طبقه بندی می‌کنند، همان داستانهای تکراری را درباره تاثیر «ژوزف بئوس» و «آلدو روسی» مطرح کرده، برای صدمین بار ما را متوجه نقش دونالد جاد یا فرایند پدیدارشناسی می‌کنند!».
مرکز حرکات موزون «لابان»Laban Contemporary Dance center
«لابان» با سیمایی ساده از یک مکعب رنگی، به عنوان مجموعه‌ای از استودیوهای هنری، کارگاه ها، تئاتر و کتابخانه سعی در برقراری ارتباطی متفاوت تر از شرایط معمول بین مخاطب و رشته‌ هنری مورد نظر دارد. تونالیته رنگی موجود در فضاهای داخلی و خارجی، فرمهای نرم و منحنی دیواره‌های داخلی، تلاشی برای برانگیختن احساسات افراد و هدایت و سرمایه گذاری انرژی‌های ایجاد شده بر روی زمینه فعالیتی آنها است. لابان دارای ۱۳ استودیوی رقص، با ابعاد و رنگهای متفاوت است؛ بدنه هر کدام، از آینه‌ها و پنجره‌های بزرگ رو به سایت و راهروهای اصلی طراحی شده است. دو پلکان مارپیچی واقع در محورهای ورودی به گونه‌ای تندیس وار ارتباطات عمودی بین طبقات را ایجاد می کنند. ارتباط افقی بنا به وسیلة راهروهایی با مفصل بندی های دقیق در اطراف سالن تئاتر ۳۰۰ نفر تمرکز یافته‌اند، با فرمی آزاد، انعکاسی از خطوط نرم و آلی طراحی شدة سایت است. کشیدگی پوستة‌ منحنی داخل بنا بر سازماندهی سیرکولاسیون مجموعه در جهات عمودی و افقی، بخصوص از لحاظ بصری می افزاید. نمای بنا از ورقهای روکش دار فلزی پلی کربنات با تونالیته رنگهای مختلف پوشیده شده است. به هنگام روز در زیر نور خورشید با نمایشی از رنگهای مختلف می‌درخشد و در شب نیز به گونه‌ای جذاب پرتو افشانی می‌کند.
● Main Signal Box
این بنا به مقیاس های چندگانه محیط شهری خود جواب داده، در ورای رویکرد به ظاهری کاهش گرایانه، لایه های مختلف نظم نامرئی وجوددارد که همانند صفحاتی از ایده‌ها، به صورت‌های مرئی حالتی تنش گونه ایجاد می‌کنند. در تصاویری که از بنای main signal box در باسل وجود دارد، ساختمان در نور منعکس شده روز، به رنگ قهوه ای و زرد میدرخشد. شیار های افقی آن، با شدت های مختلف، نور را جذب یا منعکس می‌کنند. خطوط سایه‌ها در درون شکل کلی بنا، در حال ارتعاش بوده، رگه‌ها و لکه‌های آن، یادآور یک نقاشی آبستره می باشند. چنین مهارتی در کنترل ظواهر سطحی ،در شکل دادن به جزئیات و نشان دادن مواد در بیرون بنا طبیعتا، موضوع بحث و جدلهای فراوان در طراحی بوده است.
در ساختمانهای هرتزوگ و دمورن، اغلب لایه های عمودی وافقی با هم ترکیب می‌شوند؛ نماهای ساختمان ها با بخش های شفاف و پوسته های طراحی شده موجبات پیدایش نوعی ابهام در ادراک موقعیت دقیق صفحات را ایجاد می‌کنند، خواه این صفحات از بتن، مس، شیشه، ریگ یا شبکه‌های فولادی باشند. پوشش‌ها معمولا برای پنهان ساختن ساختار واقعی زیرین به کار می روند، خواه این امر آشکار باشد یا به صورت ضمنی مورد توجه قرار گیرد، معمولا به جای احساس تودگی , یک نوع احساس بی وزنی را القا می‌کنند.
● A Crystalline, Kaleidoscopic Universe - Prada Aoyama
مرکز تجاری PRADA با مساحتی حدود ۱۰۰۰۰ مترمربع با برگزاری کلکسیون ها و نمایشگاه ها از گروه های مختلف در پاییز ۱۹۹۹ در توکیو افتتاح شد. ایده اصلی در طراحی این بنا فرم قسمت های خارجی، پوسته و فضاهای داخلی با همدیگر تلاش می کنند به هویت بنا یک شخصیت متغیر بدهند. پروفیل‌های شیشه‌ای بیرونی، ارتباط بیننده با لوله‌های افقی، پشتیبان های عمودی داخلی و چشم انداز سایت اطراف از میان پنجره سعی در القا شخصیت دهی مورد بحث می‌باشد. این شیشه به مانند چشمی بین شهر و فروشگاه و بالعکس با انکسار و تمرکز زوایای دید عمل می‌کند. تغییر زاویه دید از میان طاق های درونی و بیرونی روشی است که هر کدام تاثیر متفاوت‌تر از شیشه‌های معمولی ایجاد می‌کنند. این مسئله دلیلی بر تصادفی نبودن ترکیب ناهمگن فرم ساختمان و نمای آن می‌باشد.
هرتزوگ و دمورن خلاقیت جالبی را در استفاده‌ از مواد معمولی و در دسترس ارایه می کنند؛ استفاده از گابیون‌هایی که با ریگ پر می‌شوند و اغلب در خاکریزهای کنار بزرگراه‌ها می‌توان یافت یا صفحات آهنین پیچ در پیچ که یاد آور شبکه‌های فاضلاب می‌باشند. کارکردهای معمول مصالح اغلب تغییر داده می شوند: به طور مثال در پوستة شیشه‌ای مرکز ورزشی فافن هولتس در سنت لوئیس سوئیس که درمقابل بتن از پیش ریخته وروزنه های شیشه ای پشتی در حال حرکت می باشند. شیشه بیرونی به رنگ سبز خاکستری بوده و دارای یک نشان چاپ اسکرین است که از عکس های چوب فیبری به کاررفته در عایق بندی ساختمان ساخته شده است. به این ترتیب، لایه های مختلف واقعیت و خیال در هم آمیخته‌اند. پوستة شیشه ای جائی بین مرز طبیعی وفراطبیعی قرار می گیرد.
حتی امروزه نیز بحث درباره تزئین بدون تأثیر پذیرفتن از دو مفهوم اسطوره‌ای که در نظریه های مدرنیسم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند، امکانپذیر نیست؛ یعنی همان مفهوم فرم خالص و صداقت ساختاری. در واقع، معمار هر دوره، از ابزارهای جزئی چه ساختاری وچه غیر ساختاری استفاده می کند تا فرم را بیان کرده، بر چیزی تأکید نموده یا آن را انتقال دهد. دیدگاه این دو معمار درباره جزئیات تزئینی ساختمان هایشان حاکی از این مطلب است که هر گونه کاهش در تزئین به مفهوم کل اثر آسیب می رساند . حتی کنکاش‌گرترین کارهای آنها که شامل الگوهای گیاهی چاپ شده روی شیشه است در ارائه ایده‌های معماری آنها نقش اساسی دارد.

وبگردی
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
زبان روسی به عنوان زبان دوم در مدارس !
زبان روسی به عنوان زبان دوم در مدارس ! - آخه قربونت برم اصلاً درکى از دلیل وجودى زبان دوم و فلسفه آموزشیش دارى که این پیشنهاد رو دادى؟ زبان دوم زبانیه که بر اساس میزان کاربرد و گسترش جهانى انخاب میشه، براى ایجاد ارتباط کلامى بیشتر. یعنى ربطى به رابطه سیاسى شما با آمریکا و انگلیس نداره.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!