یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ / Sunday, 19 August, 2018

حسین(ع)، فرزند ابراهیم


حسین(ع)، فرزند ابراهیم
تمدن بابل در حدود سه هزار و هفتصد سال پیش كه حضرت ابراهیم در آن زندگی می‌كرد دو ویژگی عمده داشت.
نخست این‌كه انجام آداب و مراسم و اجرای شعایر جمعی، بیش از عمل صالح، تقوا و فضایل اخلاقی اهمیت داشت و كسی كه می‌خواست به وظیفه خود در برابر خدایان عمل نماید می‌بایست قربانی‌های شایسته‌ای به معابد تقدیم كند و اوراد مخصوصی بخواند.
دوم این‌كه، گفته‌اند: «هیچ تمدنی از لحاظ پایبندی به اوهام و خرافات، به پای تمدن بابلی نمی‌رسید. كاهنان، هر حادثه را از ولادت غیر طبیعی فرزندان گرفته تا اشكال مختلف مرگ، با تعبیرات سحری و فوق طبیعی مورد تفسیر و تاویل قرار می‌دادند».(۱)
تصمیم نمرود برای انداختن حضرت ابراهیم در آتش، خود نمونه‌ای از قربانی انسانی و تقدیم سنت‌شكنان به پیشگاه خدایان بود. زمانی كه آتش بر ابراهیم سرد و گلستان شد، آن هم در حضور هزاران تماشاگر معتقد به خدایان بابل و به ویژه این‌كه این آتش به احترام بت‌ها و برای عقوبت دشمن خدایان بابل افروخته شده بود، این خبر عجیب به سرعت در سرتاسر بابل پیچید و به مرور زمان به نواحی دیگر نیز رسید.
طبعا با اتفاق چنین معجزه‌ای و تحقیر خدایان بابل، مردم آن زمان منتظر شنیدن خبرهای بیشتری از این پیامبر بودند و نمی‌توانستند نسبت به آن بی‌تفاوت باشند. از این‌رو، هنگامی كه ابراهیم علیه‌السلام، به دستور خداوند فرزند را به قربانگاه برد ولی خدای سبحان، گوسفندی را به جای انسان برای قربانی برگزید، این اتفاق نقطه عطفی در سنت شعایری آن روزگاران شد. به طوری كه بعدها حتی وقتی امپراطوران تصمیم به قربانی كردن انسانی می‌گرفتند، مورد اعتراض كاهنان دربار قرار می‌گرفتند كه تاریخ، نمونه‌هایی را ثبت كرده است.
اصطلاح قرآنی مبارزه با عادات و سنت‌های غلط اجتماعی، اصلاح است و خداوند پیامبران را برای اصلاح عقاید و عادات جامعه مبعوث فرمود. امام حسین علیه‌السلام هم كه در دعای عرفه، خود را فرزند ابراهیم می‌خواند در ابتدای حركت خود به سوی كربلا می‌فرماید: من فقط به خاطر اصلاح در امت جدم خارج شدم و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منكر نمایم و به سیره و سنت جدم ( رسول خدا) و پدرم (امیر‌المومنین) عمل نمایم. (۲)بدین ترتیب، ابراهیم و فرزندش حسین (ع) هر دو الگوی خط‌شكنی بودند و هر دو، با وجود تنهایی و بدون داشتن یك لشكر و مانند آن، شكوه پوشالین و ابهت دروغین حاكمان زمان خود را شكستند و راه را برای مجاهدان بعد از خود هموار نمودند.
خدای سبحان، این ویژگی ابراهیم خلیل را به عنوان اسوه و الگو به پیامبر خود معرفی می‌كند و می‌فرماید: برای شما در ابراهیم و همراهان او سرمشقی نیكوست، آنگاه كه به قومشان گفتند ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید، بری و بركناریم و ما منكر شماییم و همیشه میان ما و شما دشمنی و عداوت و كینه خواهد بود تا وقتی كه به خدای یگانه ایمان بیاورید. (ممتحنه:۴) عبارت قرآنی (بدا بیننا و بینكم العداوهٔ و البغضاء ابدا حتی تومنوا بالله وحده)ناخود‌آگاه، فرازهای معروف زیارت عاشورا را به یاد می‌آورد (انی سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم) و یا فرازی از زیارت جامع كه می‌فرماید: ( مبغض لاعداءكم) این فرازها به مسلمانان می‌آموزد كه كینه و دشمنی با دشمنان دین خدا، در واقع متمم و مكمل محبت الهی است و بدون آن عشق به خداوند، كامل نمی‌شود.
شباهت دیگری كه میان حضرت ابراهیم و امام حسین (ع) بسیار برجسته است، سر‌افرازی در آزمون الهی است. قرآن كریم می‌فرماید: «و چون ابراهیم را پروردگارش به كلماتی (شعایری) چند آزمود، و او آنها را به انجام رساند، فرمود من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» (بقره:۴۲۱) هر دوی آن بزرگواران در انجام آزمون الهی، به همراه خانواده و اهل بیت خود بودند. هر دو، فرزند به قربانگاه بردند با این تفاوت كه ابراهیم خلیل فرزند خود را صحیح و سالم پس گرفت اما امام حسین (ع) فرزندان خویش را تقدیم كرد، به جز امام سجاد علیه‌السلام كه به قضای الهی میراث نبوت را حفظ كرد.
حضرت‌هاجر در كنار حضرت ابراهیم بود و حضرت زینب سلام الله‌علیها در كنار حسین‌ابن‌علی علیه‌السلام. هر دو در وادی طلب، سرگردانی و حیرتی را تجربه كردند كه خداوند برای آنها مقرر كرده بود. هر دو راضی به قضای الهی بودند و همین رضایت و شهامت در اجرای رسالت، از هر دو بانوی نمونه، سرمشقی جاودانه ساخت. اعمال حج ابراهیمی بدون سعی و صفای حضرت‌هاجر كامل نیست، همانگونه كه پیام كربلا در كربلا می‌ماند اگر زینب نبود.
در هر دو نهضت، خانه كعبه محور عملیات است. حضرت ابراهیم، خانه كعبه را بنا نهاد تا مركزیتی برای یكتا‌پرستی به وجود آید و حرم امن الهی باشد: و یاد كنید كه خانه [كعبه] را بازگشتگاه و حرم امن برای مردم قرار دادیم و [گفتیم] از مقام ابراهیم نمازگاهی بسازید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش كردیم كه خانه‌ام را برای غریبان [مسافران] و مقیمان و نمازگزاران پاكیزه گردانید.(بقره: ۵۲۱) قرآن كریم داستان راز و نیاز حضرت ابراهیم و اسماعیل را نقل می‌كند تا فلسفه بنیان كعبه روشن شود: و چون ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه [كعبه] را بر آوردند [گفتند] پروردگارا از ما بپذیر كه تویی شنوای دانا.
« پروردگارا ما را فرمانبر خویش بگردان و از ذریه ما امتی فرمانبردار خویش پدید‌آور و مناسك ما را به ما بنما و از ما در گذر كه تویی توبه‌پذیر مهربان.» پروردگارا و از ایشان در میانشان پیامبری كه آیات تو را بر آنان بخواند و به آنان كتاب آسمانی و حكمت بیاموزد و پاكدلشان سازد بر انگیز كه تو پیروزمند فرزانه‌ای. (بقره:۱۲۸-۱۲۷) حسین بن علی (ع) نیز به هنگام حركت به سوی كربلا، یك روز مانده به عید قربان، شهر مكه را به سوی كربلا ترك كرد تا نشان دهد، حرمی را كه خداوند فرمود تا حرم امن الهی برای موحدان باشد، حتی برای فرزندان رسول خدا نیز امن نیست.
در قرآن كریم بر دو ویژگی « بردباری» و « دردمندی» حضرت ابراهیم علیه‌السلام تاكید می‌شود (هود:۶۷) كه هر دو به بُعد اجتماعی و رسالت حضرت ابراهیم بازگشت می‌كند. بدین معنا كه حضرت ابراهیم، درد جامعه را داشت و از انحرافات موجود در آن به شدت رنج می‌برد؛ همچنان‌كه حسین‌بن علی (ع) نیز وقتی به سرزمین شراف رسید، برای اتمام حجت با كوفیان فرمود: مردم! من بسوی شما حركت ننمودم مگر آنگاه كه دعوتنامه‌ها و پیك‌های شما به سوی من سرازیر گشت كه « ما امام و پیشوا نداریم. دعوت ما را بپذیر و به سوی ما حركت كن تا خداوند به وسیله تو ما را هدایت و رهبری نماید. » ... آیا نمی بینید كه به حق عمل نمی‌شود؟ و از باطل نهی نمی‌گردد؟ پس سزاوار است كه در چنین وضعی انسان با ایمان، مرگ و ملاقات با خداوند را آرزو كند. آری، من مرگ را جز سعادت و خوشبختی نمی‌بینم، و زندگی با ستمگران را جز خواری و ذلت نمی‌دانم. (۳)
ابراهیم به تنهایی یك امت بود « ان ابراهیم كان امهٔ قانتا‌لله حنیفا»(بیگمان ابراهیم پیشوایی فروتن در برابر خداوند و پاكدین بود)(نحل:۰۲۱) و در عین حال به تنهایی در برابر نمرود و درباریانش ایستاد و ناتوانی‌ها و زبونی‌های او را بر شمرد. حضرت ابا عبدالله (ع) نیز، هنگامی كه معاویه از خلفا و یزید تمجید كرد و از امام خواست تا با یزید بیعت كند، امام خطاب به او فرمودند: ... «ای معاویه! آنچه دربارۀ كمالات یزید و لیاقت وی برای امت محمد (ص) برشمردی شنیدیم. قصد داری طوری وانمود كنی كه گویا فرد ناشناخته‌ای را توصیف می‌كنی، یا فرد غایبی را معرفی می‌كنی... در حالی‌كه یزید ماهیت خود را آشكار كرده و موقعیت سیاسی و اجتماعی و اخلاقی خود را شناسانده است.
از یزید آن‌گونه كه هست بگو! از سگ بازیش بگو، وقتی كه سگ‌های درنده را به جان همدیگر می‌اندازد. از كبوتر بازیش بگو... از بوالهوسی و عیاشی او بگو ... از خوشگذرانیش بگو كه از ساز و آواز سرمست می‌شود. آنچه در پیش گرفتی كنار بگذار، آیا گناهی كه تا كنون درباره این امت بر دوش خود بار كرده‌ای تو را كافی نیست؟... »(۴)
در حدیثی آمده است كه رسول مكرم اسلام از خداوند درخواست كرد: الهی ارنی الاشیاء كما هی. (خدایا حقایق اشیا را آنچنان‌كه هستند به من نشان ده). خداوند پیش از آن با حضرت ابراهیم چنین عملی انجام داد و باطن و حقایق اشیا را به او نشان داد: «و بدینسان ملكوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم تا از اصحاب یقین گردد.»(انعام:۵۷) و در جای دیگری حضرت ابراهیم از خداوند می‌خواهد تا زنده كردن مردگان را به او نشان دهد. امام حسین علیه‌السلام نیز در دعای عرفه عرضه می‌دارد: «فهمتنی ما جاءت به رسلك.» ( خداوندا! تو به من هر آن‌چه را كه پیامبرانت آورده بودند آموختی) و همچنین عرضه می‌دارد: «خداوندا تویی كه در همه موجودات، خود را به من نشان دادی تا در هر چیز آشكار تو را دیدم. تویی كه در هر چیز آشكاری». به نظر می‌رسد تاكیدی كه امام حسین(ع) بر توحید داشته و از خداوند، شناخت معرفت خویش را می‌طلبد بیش از حضرت ابراهیم( ع) است و حضرت ابراهیم(ع) بیشتر طالب شناخت معاد و جلوه‌های دیگر خداشناسی بوده است.

ابوالقاسم جعفری
پانوشت‌ها:
۱ - ادیان جهان باستان، یوسف اباذری و جمعی از نویسندگان، ج۲،ص۲۳۶.
۲ - بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۸.
۳ - تاریخ ابن عساکر، ص۲۱۴.
۴ - تاریخ طبری، ج۳، ص ۲۴۸.

منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

خُلق و خوی حضرت سید الشهد علیه السلام

خُلق و خوی حضرت سید الشهد علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلّی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنهٔ الله علی اعدائهم أجمعین(۱)
یكی از اصحاب نزدیك و از یاران خوب امام علیه السلام داوود است. او خویشاوندی داشت كه ناصبی بود و خود و اجدادش در دشمنی با محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله گوی سبقت را از همه ربوده بودند. داوود متوجه شد كه آن ناصبی به دلایلی دستش از مال و منال تهی گشته روزگار را به سختی سپری می كند. لذا به كمك او شتافت و مبلغی در اختیار وی گذارد. وقتی خدمت حضرت صادق علیه السلام رسید ایشان فرمودند: «كمك و دستگیری تو را از آن خویشت فهمیدم و بسیار خوشحال شدم».(۲)
عجبا! خوشحالی امام از چیست؟ از داوود كه بانی خیر بوده؟ ابداً، بلكه خوشحالی امام از كمكی است كه به یك ناصبی شده، شخصی كه خود و طایفه اش عمری كمر به عداوت و كینه و دشمنی با محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله بسته اند! خوب تأمل كنید. امام چیست؟ چه درسی از صحیفه گسترده دین را می خواهند پیش روی ما بگشایند؟
حضرت نفرمودند من از تو خوشحال شدم چون تو انسان خوبی هستی، بلكه خوشحالی من از عمل تو است. ببینید امام از كمكی كه حتی به یك دشمن می شود اظهار خوشحالی می كنند. اگر ما بودیم آیا خوشحال می شدیم؟ راستی كه چه فاصله عمیقی است میان رفتار ما و آنچه كه به عنوان وظیفه بر ما تكلیف شده است.
داوود صحابه حضرت است و در مكتب آن بزرگوار تعلیم دیده و احكام شرعی و عرفی را در حضور ایشان فرا گرفته و خطا نمی كند.. هرچه می كند بر مبنای رهنمودهای امام است. آنچه این ماجرا به ما می آموزد این است كه: «صله رحم كنید ولو این كه طرف مقابل انسان بسیار بدی باشد».(۳) نفس عمل ما ملاك است و این كه كمك گیرنده خوب باشد یا بد، مسلمان باشد یا كافر فرقی نیست نكته و بسیار مهمی است.
ما در زندگی روزمره خود گاه به مواردی بر می خوریم كه جای افسوس و تأسف دارد. یا نسبت به آنچه كه بزرگان دین، به ما توصیه كرده اند جاهلیم و نادان و یا می دانیم، اما مغز ما قدرت باور این همه عظمت را ندارد. شاید بارها در طول زندگی خود دیده اید كه شخصی می خواهد به فردی كه به دلایلی در تنگدستی و عسرت قرار گرفته است كمك كند، اما عده ای ناآگاه بنای شستشوی مغزی را می گذارند كه وامصیبتا چه می كنی.. این آدم، شرور و فاسد و بسیار بدكردار است. او استحقاق كمك ندارد. نادانان با این تلقینات كه با اهداف دین ما مغایرت دارد بانی خیر را از كار خیرش باز می دارند. انسان باید فارغ از راهزنی های فكری به وظیفه اش عمل كند و در راهی باشد كه بزرگان دین آن را پیش روی او قرار داده اند و دمی از تكلیف خود غافل نباشد و توجه كند كه بد بودن و خوب بودن و یا مسلمان و كافر و دشمن بودن كمك گیرنده به كسی مربوط نیست. آن را خدا می داند، كه خود راه را فرا روی بزرگان ما قرار داده تا بفرمایند: «صله رحم كنید حتی بر دشمنان خود».
امام صادق علیه السلام با تأیید كار داوود می خواهند بفرمایند: «تو احسانت را انجام بده بدون این كه ذره ای در این فكر باشی كه طرف احسان گیرنده خوب است یا بد، دشمن است یا دوست، روزی به تو ناسزا گفته است یا نگفته است یا این كه دیگران را دعوت كرده و از دعوت تو دریغ كرده است و ... .
پست سر امام جماعت به نماز می ایستید. او ركوع می كند، شما هم همان كار را می كنید، تمام اعمال نماز را آن طور كه او انجام می دهد به تبعیت از او به انجام می رسانید. این یعنی چه؟ یعنی «ألا وإنّ لكل مأموم اماماً یقتدی به»(۴) چه مقدار در این امر موفق هستیم؟ تا چه حدی كارهایی كه امامان ما انجام داده اند، انجام می دهیم؟!
● خُلق و خوی حضرت سید الشهد علیه السلام
داستان حرّ را همه می دانند. وی با سپاهی هزار نفری راه را بر سید الشهد علیه السلام بست. در همان زمان حرّ و لشكریان او بی آب شدند و حضرت به آنان آب دادند.(۵) این اقدام امام علیه السلام در حالی بود كه می دانستند حضرت را می زنند و عده ای از اصحاب فزرند رسول خد صلی الله علیه وآله را می كشند و در شهادت آن حضرت علیه السلام شركت می كنند. حضرت می دانستند كه حرّ، از بند بندگی نفس آزاد شده به راه راست باز خواهد گشت، اما سپاه او چه؟ آیا آنان لیاقت و استحقاق آن را داشتند كه از سوی حضرت سیراب شوند؟ هرگز، ولی امام حسین علیه السلام با بزرگواری و كرامت خود آن گونه عمل كردند تا به ما بیاموزند. می خواهی به شروری احسان كنی پیش خود فكر می كنی اگر به او احسان كنی ممكن است شرورتر شود؟ به من و تو مربوط نیست. حضرت سید الشهداء علیه السلام به حرّ و همراهان او احسان می كنند. آنان با این كه احسان حضرت را چشیدند، اما شریك خون حضرت شدند و تا قیام قیامت در عذابش بمانند و بسوزند.
شروری شرارت كرده، شخصی خواسته یا ناخواسته ورشكست شده و از هستی ساقط گشته است. برمبنای قوانین و احكام شرعی و عرفی اسیر است و زندانی و جزایش را می بیند. حال انسان حس می كند او احتیاج به كمك و احسان دارد تا از این بند رها شود. از ترس این كه انسان می خواهد وی را كمك كند كه البته كاری به جا و پسندیده است. شرور بعد از رهایی شرورتر شود به شخص او بستگی دارد و خدای خود. انسان بدون توجه به این امر باید به وظیفه اش عمل كند. از كجا معلوم شروری كه مورد احسان قرار می گیرد به راه راست هدایت نشود؟باید توجه و عنایت داشت كه اگر از ده شرور و فاسد كه مورد احسان قرار می گیرند و عاقبت بعد از رهایی یك یا دو نفرشان به راه راست هدایت شوند عامل آزادی شان كاری بس بزرگ و شكوهمند كرده است، در حالی كه خدای - عز وجل - چنین خوان پر بركتی برای همگان گسترانده، ما هنوز در مهمانی دادن و ندادن مان دعوا داریم كه فلان كس را دعوت نمی كنم چون در فلان مهمانی مرا دعوت نكرد. به عیادتش نمی روم چون در فلان جا به من ناسزا گفت و یا در فلان موقع به عیادتم نیامد. از همدیگر گروكشی می كنیم. اینها را مثال زدم چون در خیلی از جاها این گونه ایم. مگر نه این كه ما خود را محبّ امام حسین علیه السلام و امام صادق علیه السلام می دانیم؟ مگر نه این كه به یاد عاشورا و مظلومیت حضرت سید الشهد علیه السلام بر سر و سینه خود می زنیم؟ پس چرا این گونه ایم؟ چرا به آنچه آنان با رفتار و كردار و گفتار خود راهنمای ما بوده و هستند تأسّی نمی كنیم؟
● آزمایش بنی اسرائیل
قرآن كریم در چند آیه از فرعون و سركشی اش سخن می گوید، از آن جمله ادعای خدایی او را از زبان خودش نقل می كند كه گفت: «فقال أنا ربكم الأعلی(۶)؛ و گفت: پروردگار بزرگ تر شما منم».
او به حضرت موسی علیه السلام گفت خدایی كه تو از آن دم می زنی كجاست؟ این جا من خدایم و با این ادعا انسان ها را می كشت و بسیاری را زندانی و اسیر و شكنجه می كرد. زمانی در مصر باران دچار خشكسالی شد و قحطی فراگیر گردید و ده ها هزار نفر از قحطی جان می دادند. حضرت موسی علیه السلام كه پیامبری اولو العزم بود با دراز كردن دست استغاثه به درگاه الهی از خداوند طلب باران طلب كرد. وحی آمد: باران نمی فرستم.
حضرت موسی علیه السلام موضوع را با بنی اسرائیل در میان گذارد. دو قوم بزرگ در مصر باستان زندگی می كردند: یكی بنی اسرائیل و دیگری قبطی ها. ماجرای موسی علیه السلام با خدای عز وجل دهان به دهان می گشت و پس از چند روزی ناگهان ابرها نمایان شدند و باران باریدن گرفت. بدین ترتیب زراعت ها آبیاری و زمین ها سیراب شدند. كسانی از بنی اسرائیل كه ایمانی ضعیف داشتند به حضرت موسی علیه السلام گفتند: تو به ما دروغ گفتی یا - نعوذ باللَّه - خدا؟
قبطی ها و كفار نیز می گفتند: بروید پی كارتان، خدای شما چیزی نمی داند.
حضرت موسی علیه السلام كه تندیس ایمان بود با خدا به مناجات پرداخته، عرضه داشت: كه بارالها، تو گفتی باران نمی فرستم، اما ابرهای رحمتت باریدن گرفت، چه حكمتی در كار است؟
وحی می آید كه: شبی فرعون تنها به بام خانه اش رفت و به زاری و تضرّع پرداخته، می گفت: خدایا تو خود می دانی، من نیز می دانم كه خدا نیستم. تنها معبود تویی. تو هم خدای منی و هم پرودگار همه. حال به درخانه تو آمده، به درگاه تو التماس می كنم!
ای موسی، فرعون بنده ام بود، نخواستم او را از خود برانم ...(۷)
شگفتا، پروردگار، بنده بد و گنه كار خود را به سبب كردار و گفتار و رفتارش به جهنم می برد، اما خدایی اش را از آن گنه كار و مدعی خدایی دریغ نمی كند.
داستانی كه نقل شد به چهار هزار سال پیش بر می گردد، اما آنچه خدا در قرآن می آورد مربوط به سال خاص و جای خاصی نیست كه مربوط به همه زمان ها و مكان هاست.
این داستان به ما یاد می دهد كه چه كنیم؟ هرچه در این دنیا به ما ارزانی شده از مواهب الهی است، حال كه تمام داشته های مان از خداست، آیا استفاده از آنها باید در راه اللَّه باشد یا خیر. تأسف باید بخوریم بر حال خودمان كه چرا مواهب دنیا، ما را كه باید به شكرانه اش در راه اللَّه باشیم به بیراهه می كشاند!
از آن رو لباس می پوشیم كه در فلان جا فخر بفروشیم. خدا زبان خوبی به ما داده است برای این كه دروغ بگوییم، حقه بازی كنیم، نیرنگ و ریا به كار ببریم؟ هرگز چنین نیست، وانگهی چرا چنین كنیم؟ كه منصبی به دست بیاوریم؟ مال و منالی به هم بزنیم؟ دیگران را غلام حلقه به گوش خود كنیم؟ و ... البته آنان كه چنین خصلت هایی دارند - متأسفانه - همه اینها را ارزش می دانند. آیا این است آن ارزشی كه رسول خد صلی الله علیه وآله و آلِ او بر آن توصیه دارند؟ خیر. شهامتِ فروختن دنیا به دین ارزش است نه دین به دنیا. تمام اینها صافی های امتحانند. من و شما هر روز صافی های متعددی پیش رو داریم. انسان در مقابل زن و فرزند، خویشاوندان، در كسب و كار و صحبت كردن و خلاصه در هر لحظه ای از زندگی خود در معرض امتحان است، با این تفاوت كه گاه این امتحان سهل است و گاه سخت و دشوار.
اگر نیت احسان داریم نباید در این فكر باشیم كه آیا طرف درخور احسان است یا نه؟ هرگز در فكر وظیفه احسان گیرنده در قبال خودمان نباشیم. اگر به كسی احسان كردیم، اما و در مقابل بدی دیدیم نباید در این فكر باشیم كه آیا این بود جزای خوبی های من؟ رفتار امام صادق علیه السلام را در رابطه با كمك به آن ناصبی به یاد بیاوریم و به ایشان تأسّی جوییم البته این كار بسیار دشوار است، زیرا در نفس انسان روح تكبّر وجود دارد و در ضمیر او روح غضب.
روزی بنده خدایی به همسرش سیلی زد و همین ضربه سبب پارگی پرده گوش آن زن شد. او نزد من آمد و از همسرش گلایه كرد و گفت: عصبانی شدم و سیلی به گوش همسرم زدم.. بنده خدا فكر می كرد كه عصبانی شدن عذر موجهی است برای سیلی زدن به گوش همسر. چنین حالتی در همه وجود دارد. مهم این است چگونه خود را كنترل كنیم تا عكس العمل نابه جایی مرتكب نشویم. متأسفانه معیارها و ارزش های اسلامی و انسانی در جامعه امروز ما همواره رنگ می بازند. این جامعه، آن كه خدا می خواهد و ائمه علیهم السلام از ما انتظار داشته و دارند نیست. مشكل ما این است كه بیشتر، دیگران را مقصر می دانیم نه خود را و انگشت اتهام را به طرف دیگران می كشانیم.
این كه دیگرانِ مورد نكوهش ما مشكل آفرین هستند، قبول، اما از خودمان چه می گوییم؟ چند نفر از ما كه توان و مال و منال داریم، رفتاری داریم كه حضرت امام صادق علیه السلام در برخورد با كمك كننده به آن ناصبی كرد؟ انصاف به خرج دهیم چند نفر؟ شخصی می خواهد میهمانی بدهد. از فلان قوم و خویش خود كینه به دل دارد، زیرا در فلان مهمانی او را دعوت نكرده است، پس او نیز وی را به میهمانی خود نمی خواند. در مسائل جزئی وقتی این چنین باشیم در موارد مهم تر چه خواهیم كرد؟ جامعه ای كه ضد ارزش ها، ارزش و فرهنگ می شوند چگونه جامعه ای خواهد بود؟ اینها همه امتحان است.
تمام افراد جامعه از زن و مرد باید توجه داشته باشند مبادا با جلوگیری از صله رحم نامه اعمال خود را سیاه كنند. اگر انسان بتواند باید او را نصیحت و به انجام كارهای پسندیده تشویق كند و از او بخواهد تا در مقابل بدكاری های احتمالی طرف مقابل خود خوب و بزرگوار باشد و در صورتی كه نتواند نصیحت كند خموشی گزیده، آتش افروزی نكند، چرا كه زبان بوته امتحان است. امام صادق علیه السلام فرموده اند: «كسانی كه از این عالم كوچ نموده و به آن دیار شتافته و به خاك سپرده شدند، اگر می دیدید چه بر سر آنان می آید راحتی و استراحت شان سلب می شد. عذاب آنها از چیست؟ به جهت نماز و روزه ای كه خوانده و گرفته اند؟ یا عزاداری و سوگواری برای امام حسین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام عذاب می شوند؟ بی تردید چنین اعمالی عذاب ندارد، بلكه این عذاب های سهمگین همه از زبان است. پس باید از شر زبان خانمان سوز و اعمال بر باده ده، به خدا پناه برد.
همان طور كه پیش تر بیان شد، یكی از صحابه امام صادق علیه السلام به دشمن ایشان و دشمن آل علی علیه السلام كمك مالی می كرد. امام به جای عصبانیت فرمودند: كمك و دستگیری تو را فهمیدم و بسیار خوشحال شدم! مقصود از خوشحالی امام نه از او، بلكه از عمل اوست. این كلام امام درس بزرگی به ما می دهد كه امیدوارم قدرت درك آن را داشته باشیم. یادمان باشد كه تمام اعمال ما را به امام زمان مان عرضه می كنند و ایشان از همه افعال و كردار و گفتار ما آگاهی دارند.
امیدوارم خداوند توفیق مان دهد تا با تأسی به سیره تابناك امام صادق علیه السلام پیرو اعمال و رفتار بزرگان دین خود شویم و امیدوارم به بركت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام خدای - عزّ وجل - این توفیق بزرگ را از این لحظه به همه مامرحمت فرماید و توانمندی های خود را در خدمت به همگان بشناسیم و در این دنیا آن را به كار بندیم، ان شاء اللَّه وصلی الله علی محمد وآله والطاهرین.

وبگردی
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی - اشک های جمشید مشایخی برای عزت الله انتظامی در بیمارستان و واکنشش به درگذشت همبازی و همکار چندین دهه اش
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.