پنج شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷ / Thursday, 18 October, 2018

معرفی دیوید بارنت، فوتوژورنالیست


معرفی دیوید بارنت، فوتوژورنالیست
David Burnett تكلیف مخاطب را با عكس هایش روشن كرده است، همه چیز در عكس های بارنت در عین برخورداری از قوام بصری ، ساده و سر راست است. در كارهای او ،بویژه در عكس هایی كه به عنوان یك فوتوژورنالیست گرفته است كمتر عكسی را می توان یافت كه از كادر و تركیب بندی پیچیده و شلوغ برخوردار باشد.
Burnett سالها در مناطق و كانونهای مختلف بحران و مركز توجه در سرتاسر جهان حضور یافته و از اتفاقات مهمی همچون بازگشت آیت الله خمینی از تبعید و انقلاب ۱۳۵۷ ایران عكس های مهم و ماندگاری را تهیه كرده است. بارنت بیش از ۳۵ سال عكاسی می كند او پس از اخذ لیسانس در رشته علوم سیاسی از كالج كلرادو همكاری خود را به صورت آزاد با مجله "تایم" شروع و بعدها همكاری خود را با مجله "لایف " هم آغاز می كند. بارنت عكاسی را ابتدا از واشینگتن و میامی شروع كرد و بعد ها آن را با حضور در جنوب ویتنام ادامه داد.
پس از دوسال عكاسی در ویتنام به آژانس عكس فرانسوی "گاما" پیوست و طی دو سال كار در قسمت" اخبار" این آژانس به نقاط مختلفی در جهان سفر كرد. در سال ۱۹۷۵ در تاسیس “Contact Press Image” در نیویورك مشاركت و طی سه دهه به طور وسیعی به سراسر جهان سفر كرد و هم چنان عكس های او در مجلات و روزنامه های مهم اروپا و آمریكا به چاپ می رسند.
بارنت در زمینه های مختلفی از جمله خبری،اجتماعی،منظره ، ورزشی و حتی علمی عكاسی می كند و به "عنوان عكاسی كه از هیچ ماموریتی دست خالی بر نمی گردد" معروف است. جوایز متعدد دیوید بارنت شامل جایزه عكاس مجله سال از سوی Picture of The Year ،World Press Photo و جایزه" رابرت كاپا" می شود، عكس های درخشان او جوایز بسیار دیگری را نیز تا كنون از مسابقات عكاسی سراسر جهان نصیب وی كرده اند.
سفر های او به بیش از ۷۵ كشور جهان همچنان ادامه دارد و هنوز هم مقالات زیادی با عكس های دیویت بارنت در تایم،فرچون،ESPN و بسیاری مجلات دیگر به چشم می خورد. در میان مشتریان عكس های تبلیغاتی او نیز نام هایی همچون كداك ،رولكس،مرك،ارتش آمریكا و بانك Union سوییس دیده می شود. بارنت معتقد است بسیاری از عكس های مورد علاقه اش هنوز مجال انتشار پیدا نكرده اند با این حال همین تعداد عكس منتشر شده و به نمایش در آمده از او اعتبار و شهرت عمده ای برایش به ارمغان آورده است.
نمایشگاه های زیادی از آثار بارنت به ویژه در دانشگاه و كالج های عكاسی و فوتوژورنالیسم بر پا شده كه از آن میان می توان به نمایشگاه مهم "سنجش زمان" كه در چندین دانشكده و كالج ژورنالیسم برگزار شد اشاره كرد. در یك دوره یك ماهه از این نمایشگاه در مدرسه ژورنالیسم IU ۵۰ عكس از عكس های بارنت مربوط به جنگ ویتنام،انقلاب ایران،رقابت های المپیك و سیاست مداران واشینگتن به نمایش در آمد و خود بارنت نیز با حضور درمحل نمایش عكس ها به سخنرانی پرداخت.
بارنت در این نمایشگاه به دانشجویان یادآوری می كرد" سردبیر ها هنگام مشاهده و بررسی كارهای عكاسان جوان به دنبال استعداد و خلاقیت هستند نه داستان. آنها می خواهند ببینند شما به طور عمیق با یك سوژه چه می كنید ،این سوژه ممكن است مانند موضوع افغانستان نباشد كه هر كسی بتواند عكس های جالب و جذابی از آن تهیه كند."
بارنت با آنكه خود را عكاس ورزشی نمی دانسته اما در تابستان ۱۹۹۵ در پی ارجاع ماموریتی در مورد عكاسی از بازی های المپیك آتلانتا برای مجله تایم و آژانس Contact تصمیم می گیرد به گفته خودش برای" یافتن راه های جدیدی برای ثبت اعجاز ورزش" تلاش كند. او در مقدمه عكس های ورزشی خود نوشته است" در حال حاضر تكنولوژی هر ساله با ارائه ابزار و ادوات جدید عكاسی به ما بیشتر كمك می كند ، امروزه دیگر هیچ اتفاقی چندان دور و دست نیافتنی نیست . لنزها بلند تر و سریعتر(والبته سنگینتر!) شده اند فیلم ها سریع تر و دارای گرین های بهتری شده اند و حتی دسترسی به سوژه ها در آن لحظه جادویی برای عكاسان ورزشی نزدیك و نزدیك تر شده است .
عكاسان ورزشی به مدد تكنولوژی و ابزار و ادوات جدید به لحظه جادویی هماهنگی بدن ،كنش، كشش و احساس، نزدیك و نزدیك تر و در ثبت آن موفق تر شده اند. من برای آغاز كارم در این رقابت ها عكس های قدیمی را كه چند دهه پیش از رویداد های ورزشی گرفته بودم بازبینی كردم تا ببینم آیا درس های جدیدی برای یادگرفتن از آنها وجود دارد یا نه؟ نگاه كردن به عكس های عكاسان خوب كه در دوره های زمانی مختلف تهیه شده اند نیز اغلب آموزنده و الهام بخش است. ابزار و وسایلی كه آنها مورد استفاده قرار می دادند در مقایسه با آنچه كه ما امروزه استفاده می كنیم مقدماتی و ابتدایی به نظر می رسد و آنها در خلق عكس های بزرگ و ماندگار خود بر دید و قوه ابتكار خود تكیه می كردند تا ابزار مورد استفاده شان.
چیزی كه در عكاسی ورزشی معاصر مرا آزار می دهد تلاش برای نزدیك كردن بیننده به رویداد، به قیمت از دست رفتن درك چگونگی و محل اتفاق آنست. من تصمیم گرفتم برای عكاسی از صحنه های ورزشی با جزییات بیشتر از لنزهای كوتاهتر و در عوض از فرمت Medium استفاده كنم. در این سری عكس ها پس زمینه و مكان رویداد های ورزشی عناصر بسیار قوی و پر رنگی هستند و شما می توانید حضور آنها را در عكس های ورزشی من مشاهده كنید.
در المپیك زمستانی ۱۹۹۲ در فرانسه صدها عكاس از سراسر جهان با لنزهای سوپر تله بلند و لباس گرم زیاد به آلبرت ویل آمده بودند و پس از دوهفته با تعداد زیادی عكس Close-up كه فقط یك رویداد ورزشی را نشان می داد آنجا را ترك كردند بی آنكه عكس های چاپ شده آنها در روزنامه ها و مجلات نشانی از آلبرت ویل داشته باشد.
من و دوستانم اما ، سعی كردیم از شهر و اطراف آن و حواشی مسابقات هم عكس هایی تهیه كنیم و ورزشكاران را فقط در نماهای بسته و نزدیك به تصویر نكشیم.روال عكاسی من از آنجا به اینصورت بود كه در ضمن نمایش اتفاقات ورزشی بیننده را به محیط و محل برگزاری مسابقات ببرم و حس حضور در آنجا را به او انتقال دهم.امیدوارم از پس اشتراك این حس با بینندگان عكس هایم برآمده باشم.
بارنت برخلاف بسیاری از عكاسانی كه نوشتن متن مقالات تصویری خود را به نویسندگان و روزنامه نگاران دیگر واگذار می كنند، اغلب، نگارش متن مقالات و زیر نویس عكس را خود به عهده گرفته و انجام می دهد. نگارش او نیز مانند عكس هایش ساده و روان و در عین حال حاوی نكات اضافه و جالبی است كه به درك بهتر تصاویر و محل و چگونگی اتفاقات كمك می كند.
او در مقاله ای به نام "روسای جمهوری كه مرا شناخته اند(تقریبا)" از عكاسی در كاخ سفید و وضعیت خبرنگاران و عكاسان در مقایسه با سیاستمداران می گوید و معتقد است در آنجا و بسیاری از جاهایی كه خبرنگاران و عكاسان برای پوشش خبری حضور دارند با ایجاد محدودیت ها و به قول او طناب های قرمز، خبرنگاران را در درجه ای پایین تر از سیاستمداران قرار داده اند در حالیكه بخش عمده ای از اعتبار و شهرت سیاست مداران را همین خبرنگاران و عكاسان می سازند. بارنت در این مقاله به خاطره ای از روزهای كودكی خود و عكس نا واضحی كه از جان اف كندی گرفته اشاره می كند ،عكسی كه همچنان پس از ۳۵ سال عكاسی در پاكتی از آن نگهداری می كند.
او در عكس های خبری خود نیز به شیوه ای مانند آنچه در عكاسی ورزشی اتخاذ كرده اعتقاد دارد و به دنبال گونه ای از عكاسی است كه بیننده را به محل اتفاق رویداد یا حادثه بكشاند ، از این روست كه با نگاه اول به بسیاری از عكس های او و به علت وجود عناصر مشخص كننده متعدد، ،تشخیص مكان و درك چگونگی حادث شدن اتفاقی كه به تصویر كشیده شده ، ساده و سریع تر شكل می گیرد. بارنت همیشه به عكاسان و دانشجویان جوان فوتوژورنالیسم توصیه می كند هر از گاهی كارهای گذشته خودشان را برای یافتن نكات آموزشی و در س های تازه مرور كنند و مورد بازبینی قرار دهند، او گاهی پس از سال ها دوباره به سراغ موضوعاتی می رود كه چندین سال قبل از آنها عكاسی كرده است.
در سال ۲۰۰۰ گزارش تصویری او به نام "بازگشت به سایگون" كه نگاهی به ویتنام امروز داشت بهانه ای بود برای بازگشت و بازدید مجدد او از ویتنام . بارنت حدود سی سال پیش از این ماموریت در روزهای جنگ ویتنام از آنجا عكاسی كرده بود البته در سال های ۹۴ و ۹۵ هم سفر كوتاهی به آنجا داشت و گزارش هایی تهیه كرد اما سفر ۱۲ روزه سال ۲۰۰۰ جامعه و وضعیت امروز ویتنام را بهتر و با جزییات بیشتر به تصویر كشیده است.
متن این گزارش نیز كه توسط خود دیوید بارنت نوشته شده به خوبی وضعیت جامعه، جوانان، سالخوردگان، زنان و كودكان امروز ویتنام را برای بیننده و خواننده مقاله تصویری "بازگشت به سایگون" روشن می كند.و نشان از ارتباط و حضور قوی او در میان مردم و اجتماع مردم ویتنام دارد.
از میان دیگر مقالات تصویری او كه در سال های اخیر و از موضوعات این سال ها تهیه شده اند می توان به " موضوع سال " اشاره كرد كه به روزهای حضور " مونیكا لوینسكی" در دادگاه فدرال مربوط می شود.
در آن دادگاه برای صرف نوشیدنی همراه با لوینسكی و وكیلش از خبرنگاران و عكاسان دعوت و از آنها خواسته می شود آرامش را حفظ كنند. به عكاسان اجازه استفاده از تنها یك دوربین بدون فلاش داده شده بود و این كار را كمی سخت می كرد. با این حال او با استفاده از فیلم های ASA ۸۰۰ سرعت ۱/۳۰ و دیافراگم ۲.۵ پرتره هایی از حالات و احساست مختلف مونیكا لوینسكی در آن روز تهیه كرد. بارنت علاقمند است امروز كه دیگر به قول او "بانوی -آن-سال" در موقعیت واقعی و عادی خودش قرار گرفته باز به سراغ او برود و لوینسكی را جدای از "مدارك " به تصویر بكشد.

منصور نصیری

منبع : سایت عکاسی

مطالب مرتبط

معرفی واکر اونز، تصویرگر خاموشی

معرفی واکر اونز، تصویرگر خاموشی
متولد ۳ نوامبر ۱۹۰۳، سنت لوئیس، میسوری، آمریکا مرگ ۱۰ آوریل ۱۹۷۵،‌نیوهون، کارنکتیکات
عکاس آمریکایی که تاثیر او بر تکامل عکاسی روبه‌رشد نیمه‌دوم قرن بیستم، شاید بیشتر از هر شخصیت دیگری بود. او نگاه زیباشناختی متعالی و مسلط عکاسی هنری را که آلفرد استیگلیتس نماینده شناخته شده آن بود، نپذیرفت و در عوض یک استراتژی هنری را بر پایه طنین شاعرانه واقعیت‌های عادی اما روشنگری که به وضوح توصیف می‌شدند بنا نهاد. بیشتر تصاویر شاخص او زندگی روزمره آمریکایی را در بخش دوم نیمه اول قرن، به خصوص از خلال توصیف‌ معماری بومی، نشان‌ها و سردرهای بیرونی ساختمان‌ها، شروع فرهنگ اتومبیل در آن و فضای داخلی خانه‌های آن به نمایش می‌گذارند.
اونز بیشتر دوران کودکی خود را در کنیل ورث، حومه شیکاگو گذراند،‌پیش از جابه‌جایی‌های متعدد و شرکت در دوره‌هایی از دبیرستان که به آکادمی فیلیپس در آندور ماساچوست منتهی شد. نمرات آکادمیک او چند در میان به حد نصاب قبولی می‌رسید و در این مورد در کالج ویلیام در ویلیامزتون ماساچوست هم پیشرفتی نداشته، به طوری که بعد از فقط یک سال آنجا را ترک کرد.
بعد از ترک کالج، اونز سه سال را در نیویورک به کار در شغلی با دستمزد پائین و بدون پیشرفت سپری کرد. در ۱۹۲۶ پدر او یک مجری آگهی‌های تبلیغاتی، هزینه‌ ادامه تحصیل او در پاریس را فراهم کرد و به این ترتیب اونز یک سال را در فرانسه گذراند، جایی که به صورت مستمع آزاد در کلاس‌های سوربن شرکت کرد و در ضمن تلاش کرد که بنویسد (با موفقیت ناچیز) در بازگشت به نیویورک در بهار ۱۹۲۷، به شیوه یک نویسنده در گرینویچ ویلیج زندگی کرد، البته نویسنده‌ای که نمی‌توانست چیزی بنویسد و نوشته منتشر شده بااهمیتی نداشت.
با اینکه او فقط چند عکس اتفاقی در فرانسه گرفته بود، به نظر می‌رسد علاقه جدی او به عکاسی، در اولین تجربه‌ها و در طول‌ این دوره برانگیخته شده است.
در ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ اونز تعداد قابل‌توجهی عکس گرفت که بی‌تردید، نمایانگر بلندپروازی هنری است. بعضی از این عکس‌ها طرح‌های نیمه انتزاعی ایجاد شده از آسمان‌خراش‌ها یا دیگر تولیدات دوران ماشینی را مجسم می‌کرد. با این حال،‌ در پایان ۱۹۲۹ او مجذوب کار عکاس فرانسوی اوژن اتژه شد، کسی که در عکس‌های ساده و کم‌خرج خود از پاریس و حومه آن در خلال تحولات قرن بیستم، عامدانه از به کارگیری تاثیرات هنری اجتناب کرد. برنیس ابوت عکاس مشخص‌ترین حامی کارهای اتژه، بخش باقیمانده چاپ‌ها و نگاتیو‌های او را گردآوری کرده بود و کلکسیون را به نیویورک برد. جیمز استون دوست اونز- حدود نیم قرن بعد- به یاد آورد که او و اونز، ‌شاید برای اولین بار در آمریکا، برای دیدن کارهای انژه به آپارتمان ابوت رفته بودند. استون گفت نگاه گذرایی که اونز از سر وسواس به آن کارها انداخته بود باعث شد که او بپرسد: «مسلما این سوال از روی حسادت نیست که اگر اصلا اتژه‌ای وجودنداشت،‌ ما چگونه اونزی می‌داشتیم، هنر او به چه شکلی ظهور می‌کرد؟»
در اواخر زندگی، اونز ابراز کرد که بینش اتژه دستورالعمل جدیدی را تثبیت کرده که در واقع از قبل در کار خود او- اونز- جای داشت و دلیلی برای سرپیچی از این قاعده نمی‌دید.
با این حال به نظر می‌رسد در طول اوایل دهه ۱۹۳۰ اونز به لحاظ نظری راه خود را از خلال دستورالعمل‌ اتژه پیش برد، آموزه‌های او را در مواد خام بسیار متفاوت به کار برد که در کشور خودش عرضه شده بود. تعهد بدون انحراف اونز به یک سبک صریح و غیراحساسی، رها از نکات شاخص، نمایشی و سایه‌روشن‌های رمانتیک، تعهد به هنری بود که هنر خود را پنهان می‌کرد. در سطح سبک، کار او شاید با مهارت عملی یک عکاس تجاری که نخواهد تخیل چندانی را به نمایش بگذارد، اشتباه گرفته شود. ایده‌ اونز درباره سبک هنری، توسط ماکسیم گوستاو فلوبر بیان شده بود که یک هنرمند باید «مانند خدا در لحظه خلق باشد او باید احساس همه جایی اما نگاه اینجا و اکنونی باشد».
● اداره کل حفاظت از مزارع
در طول اولین دهه ۱۹۳۰،‌ اونز فقط گهگاه (و با تردید) به عنوان یک عکاس حرفه‌ای‌ کار کرده، ترجیح داده بود بسته به شراط ماموریت‌های گاه به گاه و غالبا شرایط دوستان زندگی کند. ایده اینکه او باید فراخوانده شود تا عکسی بگیرد که توسط کس دیگری تصور شده بود، برای نفس او رنج‌آور بود؛ علاوه بر این، انواع بسیاری از عکس‌ها بود که او هرگز گرفتن آنها را نیاموخته بود. با این حال از اواسط ۱۹۳۵ تا اوایل ۱۹۳۷ اونز در ازای یک حقوق ثابت به عنوان کارمند به اصطلاح «بخش مطالعات تاریخی» اداره کل حفاظت از مزارع (FSA؛ پیشتر اداره کل بازیابی محیط زیست) یک بنگاه مربوط به اداره کشاورزی مشغول به کار شد. وظیفه آن انجام یک مطالعه عکاسانه از مناطق روستایی آمریکا، و به طور عمده در جنوب بود. تا آنجا که به عملکرد آن واحد مربوط بود، هدف آن بیشتر از آنکه تاریخی باشد شکلی از نظریه سیاسی بود. در هر صورت این شغل برای اونز استطاعت مالی سفر را،‌ عموما تنها و بدون نگرانی‌های مالی ضروری، در جستجوی ماده‌ای برای هنرش ایجاد کرد.
در زندگی کاری بیش از نیم‌قرن، می‌شد احتمال داد که نیمی از بهترین کارهای اونز در طول آن یک سال و نیم انجام شده باشد، زمانی که او از طریق عکس‌ها گونه‌ای قیاس و همانندی را در زندگی روستایی آمریکایی ایجاد کرد. چیزی که کارهای اونز را تازه می‌کرد، نوع واقعیاتی که برای بررسی انتخاب می‌کرد و تیزبینی او در درک ارزش آن واقعیات و اشاره‌های پرطنین درون آنها بود. تعداد زیادی از بهترین کارهای اونز به جای آدم‌ها با اشیایی که آنها ساخته بودند سروکار داشت: او اکثر قریب به اتفاق آنها را به مشخصه‌های فرهنگ آمریکایی مربوط کرده بود، به آنچه در معماری بومی‌اش و در ساخته‌های تزئینی‌اش، نظیر تخته‌های اعلان سردرها، و پنجره‌ فروشگاه نمود یافته بود. موضوعات او روی سطح ثابت ساده و خالی از جذابیت قرار داشتند، با این حال می‌توان دلیل آورد که آنچه در آن عکس‌ها مورد نظر او بود، کیفیت بود او می‌خواست آنها الگوهایی از شجاعت، آزمودن و گاهی تلاش‌های کمیک برای خلق یک ساختمان فرهنگی همخوان با یک ملت جدید باشد.
در ۱۹۳۸ موزه هنر مدرن در نیویورک مجموعه «عکس‌های آمریکایی» را به عنوان منتخبی از کارهای تا آن زمان ارائه شده اونز منتشر کرد. ۸۷ تصویر کتاب در فاصله‌ ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۶ گرفته شده بودند که به وسیله اونز انتخاب شدند. نکته جالب اینکه بیشتر از یک سوم تصاویر در طول مدت کوتاهی گرفته شده بودند اما به شکل عجیبی ۱۸ ماه بعد از اینکه اونز در FSA استخدام شده بود، به تولید رسیده بودند. «عکس‌های آمریکایی» با یک مقاله انتقادی از لینکلن کرستین شاید همچنان پرنفوذترین کتاب عکاسی دوران مدرن مانده است.
در طول تابستان دیرگذر ۱۹۳۶، اونز در حال ترک کردن FSA و کارکردن برای مجله فورچون، همراه با جیمز ایجی نویسنده در یک مطالعه تحقیقی از سه خانواده کشاورز مستاجر در هیل کانتری آلاباما بود. پروژه هرگز در فورچون عرضه نشد ولی سرآخر در ۱۹۴۱ در قالب کتاب «بیائید مردان نام‌آور را ستایش کنیم» به چاپ رسید، مطمئنا یکی از شخصی‌ترین و نامتعارف‌ترین کتاب‌هایی که تلاش کرده بود تا از آمیزش کلمات و عکس‌ها مفاهیمی حسی ایجاد کند.
کنار هم قرار گرفتن اونز و ایجی- دوستان خوب و ستایشگر کار همدیگر- صرفا برای کار مشترک و سوای ترکیب شعور آنها نبود. ایجی متن خود را سرشار از مبالغه‌های شدید کلیسایی نوشت که با مجموعه‌ای شامل ۳۱ عکس بدون عنوان از اونز - در مقدمه کتاب- همراهی شده بود. این عکس‌ها تا آنجا که تصور شود در شکل خود خاموش و ساده هستند و همه جنبه‌های زندگی سه‌ خانواده را در برگرفته‌اند، خانه‌هایشان، اتاق‌هایشان، اثاثیه‌شان و زمین‌شان. در ۱۹۶۰ بعد از مرگ ایجی، اونز ویرایش جدیدی را با تعداد عکس‌های دو برابر آماده کرد، تغییری که به طور اساسی طبیعت کتاب را دگرگون نکرد.
در تقابل با سرزدگی تهاجمی که حتی در دهه‌ ۱۹۳۰ مشخصه تعداد زیادی از گزارش‌های عکاسانه بود، تصاویر پروژه‌ای اونز یک خاموشی باوقار غالب بر سرزدگی را در خصوصی‌ترین جنبه‌های زندگی سوژه‌هایش به نمایش می‌گذارند. اما با وجود غیبت سرزدگی عامه‌پسند، بیننده گمان می‌کند که کهنگی در و دیوارهای چوبی و تزئینات آنها را بهتر از درخشش هر چهره‌ای در روزنامه‌های مصور درک می‌کند، شاید تا حدی به این دلیل که به نظر می‌سد آن سوژه‌ها در طراحی پرتره‌هایشان همکاری کرده‌اند. شاید اونز فهمید که دقت نزار زندگی کشاورزان مستاجر زمانی به وضوح قابل ارائه بود که آنها بهترین لباس خود را در روز یکشنبه پوشیده‌ بودند.
در ۱۹۴۳ اونز توسط کمپانی تایم استخدام شد و ۲۲ سال بعد را با این امپراتوری نشر گذراند. بیشتر آن را با مجله تجاری فورچون و با کسی که رابطه یک عکاس و نویسنده را با او پیش برد که موجب به دست آوردن یک دستمزد راحت، استقلال اساسی و پیشرفت ارزشمند کوچکی شد. او به عکاسی معماری، به خصوص از کلیساهای محلی ادامه دارد و همچنین شروع به یکسری مکاشفه کرد، عکس‌های خودانگیخته لحظه‌ای که در متروهای نیویورک از مردم می‌گرفت، مجموعه‌ای که سرانجام به صورت کتابی با عنوان، «دعوت شده‌‌های بسیار» در ۱۹۶۶ منتشر شد. در ۱۹۶۵ او شروع به تدریس در دانشکده هنر و معماری دانشگاه ییل کرد، و در سال بعد از کمپانی تایم بازنشسته شد.
در طول ۱۹۴۰ و دهه ۵۰- دوران رواج فوتوژورنالیسم در مجلات- اونز با بینش تیز و ممتاز و استقلال محفوظ مانده رشک برانگیز خود، برای بیشتر عکاسان مشغول به کار یک چهره نمونه مفید نبود. با این حال، به همان اندازه که قرار مجلات برای پنهان کردن جلوه او آغاز شد، اونز به شکل فزاینده‌ای برای عکاسان جوان‌تری که برخلاف اعضای گروه در سرمقاله‌نویس از این ماجرا آسوده‌خاطر نبودند، بدل به یک قهرمان شد. رابرت فرانک، گری وینوگراند، دایان آربوس و لی فریدلندر از جمله عکاسان شاخص دوره‌های بعد هستند که به دین خود به اونز اقرار کرده‌اند. تاثیر او بر هنرمندان در زمینه‌هایی به جز عکاسی هم مهم ‌بوده است.
نوشته‌های انتقادی درباره اونز به ندرت غنی و پرمایه هستند، هرچند منابع زندگی‌نامه‌ای درباره این هنرمند از آن هم کمتر راضی‌کننده‌اند. در کنار آنچه در این متن ذکر شده، مطالب نوشته شده درباره اونز عبارتند از: جان‌ سارکوفسکی، «واکراونز» (۱۹۷۱) چاپ شده در ارتباط با نمایشگاهی در موزه‌ هنر مدرن در نیویورک: جری. ال. تامپسون، «کارهای واکراونز» (۱۹۲۸، چاپ دوم ۱۹۹۴)، یک مقاله انتقادی مفید در مورد سیر اندیشه این عکاس؛ جف.ال. روزنهایم و داگلاس اکلاند، «طبقه بندی نشده: منتخبی از کارهای واکراونز: انتخاب شده از آرشیو واکراونز در بخش عکس‌های موزه‌ هنرمتروپولتین (۲۰۰۰) همراه با مقدمه‌ای از ماریا موریس‌ هامبورگ؛ پتر گالاسی، «واکراونز و کمپانی» (۲۰۰۰)، آموزشی از ایده‌های هنری اونز و اینکه چگونه بر هنرمندان دوره‌های بعد تاثیر گذاشتند؛ و لئورابین فاین، «شاعرانگی نگاه ساده و بسیط» در «هنر در آمریکا»، شماره ۸۸: صص ۸۵-۷۴ و ۱۳۵-۱۳۲ (دسامبر ۲۰۰۰)

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی