سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶ / Tuesday, 20 February, 2018

حجاب و پوشش اسلامی ،روش ها و توصیه ها


حجاب و پوشش اسلامی ،روش ها و توصیه ها
● مقدمه:
آنچه در مسئله حجاب و طرح آن در جامعه، خصوصاً پس از انقلاب اسلامی مطرح است دفاع بد از آن است كه كار دشمن را راحت كرده هر چند كه حملات به پوشش اسلامی و ایجاد شبه در میان جوانان نیز كم نبوده است.
آنچه كه فرایند انتقال حجاب و پوشش اسلامی را (به عنوان یك فرهنگ) و به نسل جدید، دچار چالش نموده است. ریشه در انتقال این فرهنگ در نسل های گذشته دارد. اگر حجاب را یك مفهوم دینی و پوشش اسلامی را یك تكلیف و وظیفه ی دینی بدانیم،‌فرایند انتقال آن می بایست مطابق با مبانی نظری اسلام در تربیت دینی و رعایت استانداردهای آموزشی باشد. آموزش ، پرورش و یا فرآیند انتقال فرهنگ به نسل جدید، تابع مراحل و مراتبی است. بنا به یك دیدگاه، در مراحل و مراتب تربیت دینی این مراحل و مراتب به شرح زیر هستند:
۱) انس دینی
۲) عادت دینی
۳) معرفت دینی
۴) شاكله دینی
۵) خودجوشی دینی
حال در ارتباط با حجاب و پوشش ، به عنوان یك مفهوم دینی و یك وظیفه و تكلیف، باید سئوال كرد كه نسل گذشته در كدامیك از این مراحل دارای نقص و كاستی بوده و به عبارت دیگر كدام مرحله را نگذرانده و میان برزده است.
با كمی دقت مرحله معرفت دینی را می توان نام برد. زنان و مادران ما در ارتباط با حجاب و با توجه به محیط خودشان ، از مراحل انس و عادت عبور كرده و در اجتماع به صورت شاكله دینی مشاهده شده است. ولی به دلیل ضعف در مرحله ی معرفت دینی، مادران نتوانسته اند پاسخگوی سئوالات ساده ی فرزندان خود باشند تا چه رسد كه بتوانند به شبهات آنها نیز پاسخ دهند.
دختر جوان امروزی بر خلاف مادر یا مادربزرگ خود، در صحنه ی اجتماع (اشتغال و تحصیل) بیش از گذشته حضور دارد و بیش از زنان گذشته نیز در مقابل سیل تهاجمات فرهنگی قرار دارد. دختر امروزی برای عبور از چگونگی و پاسخ به چرایی ها دچار ضعف اساسی شده و با توجه به اینكه انگیزه ای نیز برای پرداختن بهاء در این زمینه ندارد، عطای پوشش سنتی را به لقایش بخشیده است و خود را با حداقل های مورد پذیرش همسالان خود قانع كرده است.
متاسفانه در سطح جامعه و حكومت نیز، بیش از اینكه تكیه براین مرحله باشد (آنهم با روش ها نو، ظریف و متنوع) به تاكید بر شكل و شاكله ظاهری پرداخته شد و سال ها پافشاری بر یك نوع پوشش و عدم توجه به روحیه تنوع طلبی، نشاط و نوع جویی جوانان، راه برای پذیرش مدهای بیگانه باز شد. از سوی دیگر عدم تعریف و تعیین حدود، عدم هماهنگی میان اجزاء حكومت، غلبه ی روش های غلط بر روش های صحیح و موارد دیگر نوعی گریز و مقابله جوانان را نیز به دنبال داشت.
علاوه بر نقص و خطا در مراحل و مراتب تربیت دینی، در زمینه ی روش ها نیز دچار نقص و خطا بوده ایم.
بنا به استناد كتاب های تعلیم و تربیت دینی، روش های الگویی تكریم شخصیت، محبت، پند وموعظه، تشویق و تنبیه، استدلال و برهان و ... مورد تاكید قرار گرفته شده است.
بدیهی است كه حجاب و پوشش اسلامی به عنوان یك ارزش اجتماعی و تكلیف دینی می بایست با بهترین روش ها به نسل جدید ارایه می گردد.
باكمال تاسف، این روش ها نیز معمولاً در كلی گویی باقی مانده اند و بر اساس هر مخاطب، هر محیط اجتماعی و موقعیت ارتباطی تبدیل به موارد كاربردی نشده اند. در مفهوم حجاب و مقوله پوشش اسلامی نیز این اتفاق افتاده است.
هر چند معتقد هستیم، اولیاء و بسیاری طرح ها ، ایده ها، روش های خلاقانه را به كار برده اند، ولی ظاهراً در كشور ما آنچه كه تبدیل به مجموعه مقاله در همایش ها و سمینار ها می شود بحث های انباشته، تكراری در حوزه نظر است و در حوزه عمل دارای مجموعه هایی نیستیم.
این مقاله با نگاهی به مراحل تربیت دینی – روش های تربیت دینی، حیطه های یاد گیری، شیوه ها و قالب ها و رسانه ها و ... و ایجاد ارتباط به مقوله پوشش به بیان روش ها و توصیه هایی اقدام می نماید كه شایسته است كه در هر قسمت، راهكارهای متنوع اولیاء و مربیان به آن افزوده شود.
هرچند كه آحاد مردم و مسئولین ، به نحوی درگیر این موضوع هستند، ولی مخاطب این مجموعه در درجه اول مربیان و سپس اولیاء هستند. از این رو برخی اقدامات و روش ها كه در سطح بالاتر از خانه، مسجد و مدرسه می بایست انجام شود. در این مجموعه نیامده است:
نكته آخر اینكه، هر چند پوشش و حجاب برای زن و مرد است ولی تصور می شود كه گرایش
توصیه ها جهت پوشش دختران است.
آنچه كه درباره موضوع حجاب و پوشش باید بدانیم:
▪ اهداف اسلام از پوشش چیست:
۱) اینكه پوشش به صورت عام برای مرد و زن است.
۲) اینكه پوشش با شدت بیشتری در گذشته و در ادیان دیگر بوده و هست واسلام مبتكرآن نیست.
۳) اینكه پوشش ظاهری و عفت و حیای باطنی به صورت لازم و ملزوم مطرح است
۴) سیر تاریخی پوشش در جوامع انسانی.
۵) مغایرت تفكر اسلامی با ریاضت و رهبانیت، محدود كردن زن نابرابری میان زن و مرد، استثمار زن، حقیر شمردن او و ...
۶) اینكه در اسلام گرامی داشتن و ارزشمند بودن زن در همه عرصه ها مورد تاكید قرار گرفته است.
۷) اینكه حجاب و پوشش وظیفه ای الهی است كه به عهده زن گذاشته شده است.
۸) اینكه كرامت انسانی و تكریم شخصیت از اساسی ترین موضوعات در این زمینه است.
۹) اینكه لباس هر انسان پرچم كشور وجود اوست و معلوم می شود كه از چه ارزشها و بینشهایی تبعیت می كند.
ـ سئوالات و شبه هایی كه باید برای آن جواب داشته باشیم:
۱) چرا خداوند حجاب را قرار داده است؟
۲) آیا حجاب یا پوشش اسلامی فقط چادر است؟
۳) آیا حجاب فقط برای زنان است؟
۴) چرا باید پوشش داشته باشیم؟
۵) آیا پوشش و حجاب فقط در اسلام است؟
۶) چادر و مشكی بودن آن مال عرب هاست ما ایرانی ها چرا باید آنرا بپوشیم؟
۷) آیا ما ایرانی ها قبل از اسلام هم دارای حجاب و پوشش بودیم؟
۸) آیا پوشش اسلامی باعث محدودیت برای زنان نمی شود؟
۹) چرا افرادی كه رعایت حجاب را نمی كنند مشكلی هم برایشان پیش نمی آید؟
۱۰) وقتی اكثر افراد رعایت حجاب را نمی كنند ما چگونه اینكار را بكنیم؟
۱۱) آیا می توانیم نماز را بدون پوشش و حجاب بخوانیم؟
۱۲) خیلی ها كه با حجاب هستند ولی كارهای خطا انجام می دهند.
۱۳) آیا بی حجابی یا بدحجابی مجرم مخاطی و گناهكار است یا جاهل و بیمار؟
۱۴) آسیب یك بدحجاب بیشتر است یا یك مجرم اقتصادی كه راست راست راه می رود؟
۱۵) آیا می توان برخورد با بدحجابی را با تخلفات رانندگی مقایسه كرد؟
▪ مراحل و مراتب تربیت و فرهنگ مذهبی:
در تربیت، هر فرد منحصر به فرد است و نمی توان افراد هم سال، هم جنس و حتی از یك خانواده یكسان تلقی كرده با یك روش با آنها برخورد نمود.
علاوه بر نكته فوق، در تربیت دینی هر فرد می تواند در هر یك از تكالیف ، وظایف و واجبات دینی نیز در مرحله ای متفاوت باشد. برای مثال در امر نماز در مرحله معرفت دینی و در موضوع روزه در مرحله ی شاكله دینی باشد. همین فرد شاید در امر به معروف و نهی از منكر حتی در مرحله انس دینی نباشد و برعكس در حجاب و پوشش اسلامی در مرحله شاكله باشد بدون اینكه معرفت دینی را گذرانده باشد . (همان نقصی كه از آن گفتگو داشتیم)
پس مربیان و والدین می بایست ابتدا تشخیص دهند هر فرد، در هر موضوع و مفهوم دینی، در چه مرحله ای هست و آنگاه محتوی و روش مناسب را مطابق با ویژگی های آن مخاطب بكار برد.
توضیح هر یك از مراحل در زیر ارایه شده و سپس برای هر مرحله روش ها و توصیه هایی ارایه می شود.
۱) انس دینی: ایجاد تعلقات معنوی ازطریق شرطی شدن اعمال و افعال مذهبی.
۲) عادت دینی: ایجاد عادت مذهبی به كمك تكرار اعمال و احساس مسئولیت در عبادات.
۳) معرفت دینی: فهم و استنباط معارف دینی به كمك تفكر، تعقل و تحلیل مسائل مذهبی.
۴) شاكله دینی: تجلی و تبلور فرهنگ مذهبی در وجود و شخصیت نوجوان (اخلاقیات)
۵) خودجوشی دینی: درجستجوی عشق، عرفان و معنویت برتر به كمك جاذبه های قدسی
▪ در مرحله انس دینی:
۱) مادران، مانند چادر و یا مقنعه و روسری خود برای او نیز تهیه نمایند.
۲) هیچگاه در برابر او از پوشش خود گله نكرده مگر حدود آن را رعایت كنید.
۳) بانظر او برایش چادر، مقنعه و روسری تهیه نمایید.
۴) از دوره های مختلف (مانند جشن تولد) حداقل یك عكس با حجاب تهیه نمایید.
۵) عكس او با پوشش مناسب را در آلبوم گذاشته و یا قاب كرده و نصب نمایید.
۶) از علاقه ی او به پوشش در میان جمع صحبت كنید و رضایتمندی خود را نیز اعلام نمایید.
۷) چادر، مقنعه و روسری او را همواره تمیز كرده و معطر نمایید.
۸) باروحانی محل، اقوام متدین و ... ارتباط بیشتری برقرار نمایید.
۹) شعر و سرود مربوط به پوشش، عفت و حیا و ... به او یاد دهید.
۱۰) برای اماكن و موقعیت های مختلف، پوشش مناسب آنجا را در نظر بگیرید.
۱) جشن تكلیف باشكوه بگیرید و اثرات آن را با هدایای سالانه، تداوم ببخشید.
۱۲) از او بخواهید خاطرات مربوط به عبادت، زیارت، مجالس و مراسم هایی كه شركت داشته است را بیان نماید.
۱۳) در نمازهایتان و در زمانهای مناسب و حضوری او را دعا كنید.
۱۴) به حضور خانوادگی و یا گروه همسالان در مراسم های مذهبی اهمیت دهید.
در مرحله عادت دینی:
۱۵) باتوجه به ایجاد تنوع در پوشش و علاقمندی او، سعی كنید از محیط بیرون از خانه رعایت پوشش را آغاز نماید.
۱۶) برای رفتن به بیرون از خانه ، همراه با شادی و نشاط به او كمك كنید كه با پوشش مناسب حاضر شود.
۱۷) اقامه نماز كه در ارتباط مستقیم با پوشش است را مورد تاكید قرار دهید.
۱۸) عادت به نماز، عادت به پوشش را تسهیل می كند مراقب نماز او باشید.
۱۹) به صورت منظم و متنوع در اماكن زیارتی حضور یافته و در مراسم ها و نمازهای جماعت او را شركت دهید.
▪ در مرحله معرفت دینی:
۱) در جمع های خانوادگی و یا دوستانه موضوع پوشش را مطرح نموده و بحث نمایید.
۲) كتابهای مناسب سن او را تهیه نماید. و یا او را دركتابخانه ها عضو نمایید.
۳) برای طرح پرسش های او فضای محبت آمیزی فراهم آورید.
۴) او را با مراكز پاسخ به سئوالات، روحانیون، بانوان مبلغ و كتابهای پاسخ به پرسشها آشنا نمایید.
۵) حجاب و پوشش را با مفاهیم دیگر دین مطرح نمایید.
۶) در مورد انواع پوشش و لزوم آن برای زنان و مردان، توضیح دهید.
۷) باورهای غلط پیرامون حجاب و پوشش را برای او توضیح دهید تا رفع شود.
۸) از ویژگی های انسان با حجاب با او گفتگو نمایید.
۹) در مورد تاثیرات حفظ حجاب در دیگر ابعاد زندگی با او گفتگو نمایید.
۱۰) او را با ادبیات مقوله حجاب و مفاهیم مرتبط با آن آشنا نمایید.
۱۱) او را تشویق نمایید تا در مسابقات مربوط به مفاهیم دینی شركت نمایند.
۱۲) هر چند وقت یكبار درباره خصلت های خوب او و در رابطه با حجاب گفتگو نمایید.
۱۳) سعی كنید او را با دیگران مقایسه نكرده و به اندازه ی توانش توقع داشته باشید.
۱۴) او را به عضویت انجمنها و كانونهای دینی درآورده و رفتن منظم به مسجد را فراموش نكنید.
۱۵) راجع به ارزش و جایگاه زن، مادر و پوشش در اسلام، (قرآن و سنت) برایش توضیح داده و یا در معرض مطالب آن قرار دهید.
۱۶) بیش از هر چیز از نمادها نشانه ها استفاده كنید.
▪ در مرحله شاكله ی دینی:
۱) شكل و تیپ همراه با پوشش و حجاب را جزیی از شخصیت او قرار دهید.
۲) حجاب، عفت و حیا را علاوه بر ظاهر در شكل های رفتاری او اعم از كلام و غیر كلام تعمیم دهید.
۳) ضمن گفتگو با او، موانع داشتن پوشش مناسب، در موقعیت های مختلف را بررسی و رفع نمایید.
۴) شاكله ی ظاهری او را با دیگر فرایض دینی، مانند نماز، و وظایف دیگر، مانند انجام امور خیر، احترام به دیگران و ... پیوند دهید.
۵) با برنامه ریزی دقیق در مراسم ها و مكان های مذهبی حضور یافته و در امور خیر، او را شركت دهید.
۶) تصویر برداری از فعالیتهای او را فراموش نكنید. (در مراسم ها، زیارت ها و ...)
۷) برای پوشش او در خانه جایگاه خاصی در نظر بگیرید كه در مواقع لازم به راحتی از آن استفاده نماید.
۸) سعی كنید دوستان خود را از میان افراد با حجاب و عفت و ادب انتخاب نماید.
▪ در مرحله خودجوشی دینی:
۱) به او كمك كنید تا بتواند از عقاید خود در مقابل دیگران دفاع نماید.
۲) به او كمك كنید تا بتواند در میان همسالان خود موثر بوده و مبلغ پوشش باشد.
۳) هر چند وقت یكبار در مورد پوشش گفتگو نمایید.
۴) موانع حضور او را در امور داوطلبانه رفع نمایید.
۵) زمینه ای رافراهم آورید كه از رفتار خود رضایت داشته و خود را تشویق نماید.
۶) هیچگاه به جای او از حجاب و پوشش تعریف نكنید. بگذارید خودش آنرا دوست داشته باشد.
۷) روی عوامل بازدارنده مثل خودنمایی، حسادت، اكراه و بی میلی كار كنید.▪ روش های تربیت دینی:
روش ها بسار زیاد هستند و به نسبت تلاش اولیاء و مربیان می تواند همواره تغییر و افزایش یابند و از سوی دیگر با دانستن هر یك از روش ها و تركیب آن با شیوه ها و قالب ها و محتوای مختلف، اقدامات بسیار متنوعی را می توان تدارك دید.
اولیاء و مربیان به دانستن روش ها و حتی روش های گذشته و توصیه های ارایه شده در این مجموعه نباید اكتفا كرده و با شناخت مخاطب و موقعیت و كمی نوآوری، می توانند راهكارهای فراوانی را پیش رو داشته باشند.
در ادامه برخی روشها و توصیه ها، ذیل برخی روش های كلی می آید. و بدیهی است كه در مقوله حجاب و پوشش اسلامی تلاش های فراوانی برای توسعه ی روشها مورد نیاز است.
▪ در روش الگویی:
۱) هر چه بیشتر و بهتر حضرت فاطمه زهرا (س) و زینب كبری (س) را معرفی نمایید.
۲) به صورت حضوری و غیر حضوری (در نشریه ها و ...) زنان موفق در عرصه های جهاد، تعلیم و تربیت، اشتغال، ورزش ، علم و پژوهش، خدمت رسانی و نیكوكاری و ... معرفی نمایید.
۳) پوشش های كشورها، اقوام و مذاهب دیگر را معرفی و نشان دهید.
۴) همسالان با پوشش اسلامی كه در عرصه های علمی، فرهنگی هنری موفقیت هایی را كسب نموده اند را معرفی نمایید.
۵) اساب بازی (عروسك، بگو و ...) با موضوع پوشش تهیه نمایید.
۶) مجسمه ها، تندیس ها ونمادهای مربوط به پوشش را تهیه و در مدارس نصب نمایید.
۷) والدین سعی نمایند با خانواده های متدین دوست شده و با آنها رفت و آمد نمایند.
۸) والدین سعی نمایند فرزندشان با همسالان متدین وبا حیا دوست شوند.
۹) والدین سعی نمایند در خانه، مهمانی ها و جامعه پوشش مناسب آن محیط را رعایت نمایند.
۱۰) والدین در گزینش مدرسه و مربی و مربیان در هماهنگی با والدین دقت نمایند.
در روش محبت :
۱۱) مربیان و والدین ، اول زبان محبت و سپس زبان استدلال داشته باشند.
۱۲) محبت را در همه حال ، همه مراحل و همه آدمها موثر بدانند.
۱۳) درصورت سئوال، كوتاهی و هر مورد دیگر، برخورد با محبت را فراموش نكنید.
۱۴) جلب اعتماد و محبت را مقدمه و صداقت را نهایت كار خود بدانید.
۱۵) با او كه پوشش مناسب دارد عكس یادگاری بگیرید.
▪ در تكریم شخصیت:
۱) به كسانی كه پوشش صحیح دارند، احترام بیشتری بگذارید.
۲) به كسانی كه پوشش صحیح ندارند بگویید، ای كاش كه این كار خیر را نیز انجام دهی.
۳) همواره بگویید، كه علت احترام شما این است كه فرد با پوشش خودش برای خود احترام قائل است.
۴) عكس تكی او در خانه، و عكس دستجمعی همسالان با پوشش مناسب را در مدرسه نصب نمایید.
۵) به بیانات او، حتی نظرات مخالف او با دیده احترام نگاه كنید.
۶) به شخصیت و توان او احترام گذاشته و در مورد پوشش، او را با فردی دیگر مقایسه نكنید.
۷) بگویید كه پوشش برای او مفید است و هیچگاه وانمود نكنید كه به پوشش او نیاز دارید.
۸) در مراسم ها به آنها احترام بیشتر گذاشته و در كنار آنها بنشینید.
۹) از آنها بخواهید در برنامه ها حضور داشته و آثار خود را ارایه دهند.
▪ در روش موعظه و نصیحت:
۱) پند و نصیحت های مناسب هر سن را تهیه و در دسترس داشته باشید.
۲) درباره خوبی های پوشش و اینكه باعث حفظ شخصیت انسان می شود، صحبت كنید.
۳) درباره عواقب بد حجابی و سوء استفاده از انسانها صحبت كنید.
۴) از ابزار، رسانه ها، شیوه ها و قالب های مختلف (مستقیم و غیر مستقیم) برای موعظه استفاده نمایید.
۵)از افراد معنوی (روحانی، غیر روحانی، مرد یا زن) جهت جلسات استفاده نمایید.
۶) درصورت برخی اشكالات و كوتاهی ها سخت گیری نكنید.
۷) درباره ابعاد مختلف حجاب و پوشش، جلسات بحث و بررسی میان همسالان ترتیب دهید.
۸) برای پذیرش او می بایست فرصت داد و از توصیه های پشت سر هم خودداری شود.
۹) به افراد با پوشش بگویید كه می بایست اخلاق و رفتار آنها بهتر از بقیه باشد.
۱۰) بیش از استفاده از لفظ از نمادها و نشانه ها استفاده كنید.
۱۱) درباره مفاهیم مرتبط با پوشش بیشتر صحبت نموده تا نگاه او وسیع تر شود.
▪ در روش تشویق:
۱) از كودكی و با تقویت های منظم او را در مورد پوشش تشویق نمایید.
۲) باخرید روسری های زیبا، مقنعه های خوش رنگ او را تشویق نمایید.
۳) در مناسبت های مختلف پوشش های متنوع برای او تهیه شود.
۴) هنگام داشتن پوشش مناسب، رعایت آن و حتی حمایت از آن، او را تشویق نمایید.
۵) از او عكس و تصویر تهیه نموده و آنها را برایش حفظ نمایید.
۶) در مورد تقویت های مثبت و تشویق ها اندازه و مقدار را رعایت نمایید و ظاهرسازی در شما اثر نگذارد.
۷) والدین در نزد مربیان و مربیان در نزد والدین آنها را تشویق نمایند.
۸) برای انجام زنجیره ای از فعالیتها و یا موفقیت در مسابقه های مربوط به پوشش مدال عفت و حیا و یا نشان پاكدامنی تهیه و اعطا نمایید.
۹) هیچگاه از جایزه، هدیه و تشویق به صورت مصنوعی استفاده نكنید و تلقی رشوه پیدا نكند.
شیوه ها ، قالب ها، رسانه ها و ابزار:
شناخت شیوه ها، قالب ها، رسانه ها و ابزار ، باعث می شود كه اولیاء و مربیان با پردازش های جدید از محتوا راهكارهای متنوعی داشته و ارایه دهند. این راهكارها باعث می شود كه تنوع بیشتر تمام حواس مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.
روش های مستقیم و غیر مستقیم، استفاده ی به جا از رسانه ها و ابزار . روش های قدیمی و جدید باعث می شود تا هر روز توان بیشتری برای كار داشته باشیم.
برخی شیوه ها، قالب ها، رسانه ها و ابزار در ادامه آمده و بدیهی است كه مقدمه ای برای توسعه موضوع می باشد.
۱) تهیه نمایشگاه عكس:
- پوشش اسلامی
- پوشش در اقوام و ملل و مذاهب
- پوشش های مبتذل
۲) تهیه نمایشگاه عروسكی:
- انواع پوشش های مناسب
- سیر كشف حجاب
- پوشش اسلامی در مشاغل مختلف
۳) تشكیل نمایشگاه كتاب:
- كتابهای نظری در مبحث حجاب.
- كتابهای احكام
- كتابهای تصاویر و مدل ها
۴( برگزاری میز گرد حجاب:
- باحضور صاحبنظران حوزه و دانشگاه
- با حضور نوجوانان، بصورت نمایشی و بااستفاده از منابع معتبر و پرسش و پاسخ
۵) برگزاری جشنواره حجاب (پوشش) و ...
- معرفی مدل ها و طرح های جدید لباس برای همه سنین و كاربردها
- خواندن شعر و سرود و مقاله
- اهداء جوایز به برگزیدگان طرحهای ...
۶) برگزاری برنامه مناظره
۷) برگزاری جلسات هم اندیشی
۸) تهیه نمایش های كوتاه با مضمون عفت، حیا، پوشش و ...
۹) تابلو اعلانات:
- نصب منظم احادیت تشویقی ، توجیهی
- نصب منظم جملات زیبا (حتی الامكان از خود بچه ها)
- نصب طرح ها و تصاویر زیبا (حتی الامكان از خود بچه ها)
- نصب تصاویر بزرگ زنان در حج، نماز جمعه و فعالیتها
۱۰) استفاده از كارت تبریك و پیام های تبریك
۱۱) استفاده از SMS جهت ارسال تصاویر و پیام های مرتبط
۱۲) تهیه انواع نمادها، تندیس ها و تولید كارت های تك و یاد بود.
۱۳) برگزاری مسابقه در زمینه های زیر:
- كتابخوانی - حفظ حدیث
- مقاله نویسی (تحقیق و پژوهش) - شعر
- طراحی - سرود
- نقاشی - نشریه دیواری
- طراحی لباس - خاطره نویسی
- اطلاعات عمومی پوشش - حفظ آیات
- عكس
بابرگزاری هر یك از مسابقات می توان برگزاری مراسم جشن و اهداء جوایز اثرات كار را ماندگار نمود.
▪ حیطه های یادگیری:
پوشش اسلامی و حجاب نهایتاً ، وظیفه ای انسانی و اعتقادی است كه مربیان می بایست در فرایند یاددهی – یادگیری به حیطه های مختلف آن توجه نمایند.
پوشش اسلامی و حجاب، مانند بسیاری از مفاهیم دینی از هر سه حیطه متاثر است و بسته ی آموزشی آن می بایست كاملاً متعادل باشد.
۱) حیطه ی شناختی:
ـ در اطراف موضوع حجاب و پوشش مطالعه نموده و همواره آمادگی علمی و استدلالی جهت طرح آن داشته باشید.
ـ از منابع اصیل استفاده كرده و از افراط و تفریط خودداری نمایید.
ـ برای هر گروه و یا هر فرد، بیان مناسب را تهیه نمایید.
ـ از ادبیات موضوع، شامل حكایتها، روایت ها، اشعار، تمثیل ها و جمله های زیبا، حداكثر بهره برداری را نمایید.
ـ دانایی مخاطب را بالا برده و نسبت به دانسته هایش او را آگاه كنید.
۲) حیطه ی عاطفی:
ـ خودتان به موضوع باور داشته باشید و آن را بروز دهید.
ـ مخاطب خود را دوست داشته و آن را اعلام نمایید.
ـ همواره با محبت و دوستی با آنها برخورد نمایید.
ـ از زیبایی ها و دوست داشتن ها پیرامون حجاب بیش از هشدارها و گناه و جزا صحبت نمایید.
ـ واژه های زیبا و عناوین دلنشین به كار ببرید.
ـ از هرگونه اقدام ظاهری و صرفاً شكلی جلوگیری نمایید.
ـ عزت نفس و خودباوری را در مخاطب افزایش دهید.
۳) حیطه ی روانی – حركتی:
ـ خودتان سمبل توانمندی در انجام وظایف، به همراه رعایت پوشش باشید.
ـ داشتن پوشش مناسب و رعایت حجاب و استفاده از چادر، مقنعه و نیاز به مهارت دارد و كسانی كه تمرین بیشتری دارند راحت تر هستند از این رو زمینه كسب این مهارت را فراهم آورید.
ـ در هر فعالیتی و در هر موقعیتی حد مناسب را توقع نمایید و افراط و تفریط نكنید.
ـ در انجام فعالیت های مربوط به پوشش اسلامی پر نشاط حاضر شوید.
ـ از هر فرد متناسب با توان و موقعیت او توقع داشته باشید.

نویسنده:خسرو كی منش
منبع:www.pajohe.ir

منبع : خبرگزاری فارس

مطالب مرتبط

حجب یا حجاب


حجب یا حجاب
این نوشتار در پی طرح و اثبات این مسئله است که حجب و حیا نقش اصلی در حفظ و صیانت از فضای عفت عمومی دارد و باید به موازات سرمایه گذاری در ترویج حجاب به زمینه سازی برای تقویت حیا و آزرم پرداخت. نویسنده نخست از فطری بودن پدیده حیا یاد می کند. آنگاه از نخستین اقداماتی که باعث در خطر قرار گرفتن این پدیده می شود سخن می گوید و بر این باور است که این اقدام نخست از سوی زن صورت می گیرد و سپس توسط مردم تقویت می شود. در ادامه به عوامل انگیزش پرداخته و در پایان راهکارهای جلوگیری از لغزشها و خنثی سازی تأثیر عوامل یاد شده سخن گفته است .
زنان در بسیاری از جوامع وفرهنگ ها مورد طعن و کنایه بوده اند و تعابیر، ضرب المثلها و نکته های انتقادی مختلفی دربارة آنان گفته شده است. این پدیده به گونه های مختلفی قابل تحلیل است. از نگاه زنان، این تعابیر آزار دهنده، نمودی از مواضع سلطه جویانه و خود خواهانة مردان در طول تاریخ است. و از نگاه مردان، تعبیرهای انتقادی از زنان ریشه در عملکرد خود آنان و مکرها و ترفند هایی دارد که به کار می گیرند تا آراء، دیدگاهها و تمایلات خود را تحقق بخشند!
اما اگر نگاه و تحلیل را فراتر از نگاه هر یک از دو جنس به دیگری، قرار دهیم و در جستجوی دلیلی ریشه دار تر برای رفتار طبیعی انسان ها باشیم، می توانیم به این واقعیت برسیم که در لایه های زیرین این انتقادها و عیب جویی ها چند نکته مهم نهفته است.
۱) زن در همة جوامع و همة فرهنگ ها از توانمندی ویژه ای برخوردار بوده است که مردان فاقد آن بوده اند.
۲) مردان با همة برتری قوای جسمی و صلابت روحی در هماوردی با زنان در زمینة برتری های ویژة آنان، احساس ضعف و ناتوانی می کرده اند.
۳) وابستگی مردان به زنان چنان جدی بوده است که معمولاً قادر به چشم پوشی از زندگی مشترک و یا کنار نهادن زن از صحنه زندگی نبوده اند.
اگر این سه عامل را کنار هم گذاشته و با هم ملاحظه کنیم؛ ۱- نیاز ۲- ناگزیری ۳- نابرابری سلیقه ها و تمایلات و نگاه ها، متوجه می شویم که نیاز و ناگزیری مردان از زندگی با زنان و دلبستگی به آنان از یک سو و تنوع نگاهی و سلیقه ها و انتخاب های آنان از سوی دیگر دو حالت متضاد را در مردان شکل می داده است، حالتی که میان دو قطب دلباختگی و بدبینی در نوسان بوده و هست، از یک سو شاعران همواره در لطیف ترین استعارات شعری، ابرو و گیسو و قامت و نگاه زن را ستوده اند و به عاریت گرفته اند، و از سوی دیگر در مکر وسلطه جویی و ناسازگاری و فزون خواهی او زبان به طعن و تمثیل گشوده اند. گاه او را مظهر محبت و فداکاری و شکیبایی دانسته اند و زمانی وی را به بی وفایی و حسادت و خودخواهی و سبک سری متهم کرده اند.گاه او را فرشته خوانده اند و زمانی وی را شیطان نامیده اند!
چنان که گفته آمد، سرّ این تناقض گویی و تناقض پنداری مردان دربارة زنان، این است که مرد از یک سو به زن نیاز دارد و مجذوب و مفتون او است پس او را می ستاید، از سوی دیگر احساس می کند که این جذب شدن و شیفته شدن هزینة فراوانی را بر دوش او نهاده است و در واقع آزادی او را سلب کرده و گاه تا سر حد اسارت و جنون وی را پیش برده است، اینجا است که احساس نگرانی و خطر می کند و لب به انتقاد و عیب جویی می گشاید.
اگر سؤال شود که به هر حال، این مشکل، مشکل مردان است یا زنان؟ باید گفت، مشکل یاد شده متوجه خود مردان است، اما مردان به رغم تواناییهای مختلفی که دارند و به طور طبیعی بارهای سنگین زندگی چون جنگ با دشمن، دفاع از خانواده، تأمین معاش و ... بر عهدة آنان است اما معمولاً خود قادر به حل این مشکل نیستند بلکه کلید حل این مشکل در دست زنان است. آنچه مسأله را پیچیده ترکرده، همین است که اسیر نگاه و جمال و محبت زن، کلید زندان خویش را در اختیار ندارد و در چنین شرایطی است که وقتی عرصه بر او تنگ می شود، زبان به تندی و اتهام و گلایه می گشاید، ولی آیا همین نیاز و ناگزیری که مردان به زنان دارند، به صورت متقابل وجود ندارد، آیا زنان به همان اندازه نیاز به وجود و حضور مردان و همزیستی با آنان ندارند؟
از نگاه قرآن، طرح وجود زن و مرد، طرحی متقابل است و همچنان که زنان لباس و پوشش دهندة نیاز های روحی و جسمی مردان هستند، مردان نیز همین نقش متقابل را برای زنان ایفا می کنند اما وجود این طرح متقابل به معنای همسانی کارکرد آن دو، در نظام طبیعت نیست بلکه بر عکس این تفاوت جاذبه ها، روشها و کارکرد است که به مسأله زوجیت معنا بخشیده و مکمل بودن را رقم زده است.
قرآن که در بیان تساوی نهایی زن و مرد در طرح آفرینش می گوید: «هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» (بقره/ ۱۸۷)
در بیان کارکرد هر یک از آن دو و نقشی طبیعی که ایفا می کنند، بیان متفاوت دارد.
قرآن، نقش زنان در زندگی روزمرّه انسانها را، آرامش بخشی و فارغ شدن از فشارهای جسمی و روحی زندگی می داند:
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» (روم/ ۲۱)
« و از نشانه های الهی این است که برای شما همسرانی قرار داد تا در کنار آنان آرامش یابید.»
ولی وقتی می خواهد نقش و کارکرد مرد را در زندگی برای زنان ترسیم کند می گوید :
« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ» ( نساء/ ۳۴)
« مردان مایه قوام و پایداری – مادی و معنوی – زنانند.»
دو تعبیر «لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» و « قَوَّامُونَ عَلَی» که در یکی «الی» و در دیگری «علی» به کار رفته است و همچنین دقت در متن معنای « لِتَسْکُنُوا » و « قَوَّامُونَ» می نمایاند که در کارکرد عینی، نقش پناهگاه، آرامش، تکیه گاه بودن، قوام بخشیدن و حمایت مقتدرانه از زندگی، به مردان واگذار شده است.
زن سایبان است و مرد تکیه گاه، اگر این سایبان به استوانه ای مستحکم و معتمد تکیه داشته باشد، آرامش، آسایش و امنیت پایدار به زندگی انسان می بخشد ولی هریک بدون دیگری، زندگی را دشوار، غیر قابل آسایش و امنیت می کند.
● جذّابیت و دلبری از لوازم کارکرد طبیعی زنان
بر اساس آنچه یاد شد، اگر زن می بایست در صحنة زندگی، نقش سایبان بودن، آرامش بخشی و التیام دهندگی را ایفا کند، ناگزیر باید لوازم و امکانات و ابزار آن نیز مجهز باشد و خداوند این تجهیز را در دو ساحت انجام داده است
۱) در بعد فیزیکی و اندام ظاهری زن.
۲) در بعد روحی، عاطفی و لطافت شخصیت او.
زن با جمال و تجمّل خویش، عنصری فعّال، تأثیرگذار، فراخواننده و قاهر است و شگفت این که با انعطاف و انفعال ذاتی خویش، این تأثیر گذاری را افزایش می دهد ، پایدار می سازد و ژرفا می بخشد.
زن در نظام طبیعی انسان، صیّادی است که صید می کند تا محبت بورزد و بپروراند و ابزار این صید و امکانات آن که محبت ورزی و نوازشگری است به او داده شده است.
چنان که مرد در نظام طبیعت، سلطانی است که اقتدار می ورزد تا حمایت کند و امنیت دهد و ابزار این اقتدار جویی در دو ساحت جسمی و روحی به او داده شده است.
اما تاریخ از صیّادان و سلاطین خاطره های سختی را به یاد دارد صیّادانی که برای تفریح و لذت خود صید کرده اند و صید زخمی را به خود وا می نهاده یا می کشته اند.
سلاطینی که اقتدار خود را با جباریت و خود خواهی و بی رحمی قرین کرده اند و خود بزرگترین نا امنی را برای دیگران فراهم آورده اند.
نقش «صیّادی» و «سلطنت» اگر در هم آمیزد، فاجعه ای سخت رخ می دهد. صیّادی که صید کند تا بر صید خویش سلطه یابد و آن را اسیر و بردة خود کند و زنی که دلبری و جلوه گری کند، با زیبایی و جمال خویش فرمانروایی کند، از ابزار خدا دادی خویش علیه اهداف هستی سود برده است.
و سلطانی که عاشق صید و صیّادی شود و از قدرت و امکانات خویش برای صید دیگران بهره جوید، کشتار گاهی به بزرگی حرمسرای پادشاهان خواهد داشت! و از «مردی» حیوان نر را به نمایش خواهد گذاشت که به چیزی جز نیاز جنسی پاسخ نخواهد داد و قبل از آن و پس از آن هیچ تعهدی را نخواهد پذیرفت.
● حجب، جمالِ جذّابیت
تدبیری که خداوند به کار برده است تا زنان از جمال و جذّابیت خود در جهت ساختن و آرامش بخشی و اعتدال جامعه انسانی سود ببرند و ابزار کار آمد دلبری را در جهت سلطه و فریب به کار نگیرند، قرار دادن عنصر حجب و حیا در روح زن است.
حیا و عفاف هم برای زنان لازم است و هم بر مردان تا گام از حریم اخلاق و اصول پذیرفته شدة انسانی و الهی بیرون ننهند، اما به دلیل توانمندیها و جاذبه های خاصی که خداوند در زن قرار داده، عنصر حیا و عفاف، ضرورت بیشتری یافته است.
اگر در برخی روایات آمده است که تمایلات طبیعی زنان افزون از مردان است، می تواند اشاره به جنبه های روحی و بدنی جاذبه آفرین زن باشد و نیز اگر آمده است که حیای زنان بیش از مردان است و باید باشد، بدان جهت است که همپای آن جاذبه و جلوه، اگر عفاف و حجبی هم وزن و هم سطح و نیرومند وجود نداشته باشد، از زن، عنصری فریبکار، سلطه جو، خود خواه و هوس پیشه پدید خواهد آمد، همان که در طول تاریخ مورد انتقاد قرار گرفته است و قرآن نیز به عنوان یک نمونه منفی، از آن در سورة یوسف یاد کرده است تا یکبار و برای همیشه هشدار دهد که اگر جمال و جلال، فارغ از حجب و عفاف باشد، نه مردان فاسد و هوس ران که مردان نیک اندیش و پاک را اسیر می کند و اگر نتواند روح آنان را بیالاید، جسمش را بی هیچ گناه زندانی می کند.
● نخستین گام، علیه فطرت
« وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» (یوسف /۲۳ )
« و آن زن که یوسف در خانه اش بود بارها خواست از او کام بگیرد و [ روزی ] درها را محکم بست و [ در حالی که خود را آماده کرده بود به یوسف ] گفت: بیا، بشتاب! یوسف گفت: پناه بر خدا.»
بر طبق گزارش قرآن تنها زن عزیز مصر اسیر عشق یوسف نبوده است که بگوییم شاید استثنا است بلکه تمام زنان مرفه که یوسف را دیده بودند و معمولاً از نظر فرهنگ زندگی و معیارهای اخلاق و میزان عفاف اجتماعی شبیه هم بودند، همین حالت را داشتند از این رو قرآن تعبیر « جمع » به کار می برد: «فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (یوسف/۳۴)
«‌یوسف گفت: پروردگارا زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اینان مرا به آن دعوت می کنند و اگر نیرنگ شان را از من نگردانی به آنان میل پیدا میکنم و از جاهلان می گردم»
« قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِیزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ» (یوسف/۵۱)
« فرمانروا گفت: داستان شما بانوان آنگاه که برای کام گرفتن از یوسف با او مراوده کردید چیست؟ گفتند: حاشا که ما هیچ گونه بدی در او سراغ نداریم»
از این بخش آیه استفاده می شود زن که دارای جاذبه ها و انعطاف طبیعی است اگر به دلیل رفاهمندی فراوان یا شرایط خاص زندگی و روابط اجتماعی از نظر روحی گرفتار کمبود عفاف شود، تعادل زندگی و امنیت فردی و اجتماعی را بر هم می زند و تبدیل به عنصری بد خواه می شود اما این به معنای بد ذاتی و بد سرشتی او نیست، چرا که همو آنگاه که به نوعی تعادل روحی باز گردد، به حقیقت پاکی اقرار می کند هر چند بر ضرر او باشد.
اگر در قرآن از عشق و شیفتگی مرد به زن – به رغم جاذبه زیبایی زن برای مرد – به صورت مشخص که او را وادار به اقداماتی کند سخن نگفته است به آن خاطر است که در مسأله عشق جذابیت زن پیش زمینه، مجذوب شدن مرد است و از این جهت زن پیشگام تر از مرد است گر چه در ادامه این مرد است که تداوم بخش و تقویت کننده به شمار می آید.
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» (آل عمران/ ۱۴)
« دوست داشتن خواستنی ها از قبیل: زنان، پسران( فرزندان پسر)، کیسه های پر از طلا و نقره، اسب های نشان دار، دامها و کشتزارها برای مردم زینت داده شده است. این ها متاع زندگی دنیاست و خداست که نیک فرجامی فقط نزد اوست.»
بر اساس این آیه مردان نسبت به زنان محبت و علاقه دارند اما این محبت و علاقه در چارچوب محبت به جاذبه های دنیا است و نه عشق جنسی ابتدایی و بنیادین، از این رو در ردیف علاقه به فرزند و مال و سرمایه قرار گرفته است.
به تعبیر دیگر، محبت مرد به زن، در آغاز یک نیاز و گرایش طبیعی و آرام و رام است، آنچه آتش این محبت را می گدازد، نیرویی است که در اختیار زن است. گرایش زن به مرد هم در آغاز یک گرایش طبیعی و معتدل است و آنچه این گرایش را تند و بی کنترل می کند، تضعیف نیروی حجب و حجاب خود زن است و گرنه تمنا و نیاز مرد به تنهایی، شعله عشق را در وجود زن مشتعل نمی سازد. بلکه در نهایت به تقویت تکبّر یا ترّحم زن می انجامد. بنابراین از مجموعه داستان می توان نتیجه گرفت که جاذبه ها زن را بیشتر از مرد گرفتار آشوب و هیجان روحی می کند و به رفتارهای مخاطره آمیز وا می دارد.
● حجاب زنان، طرحی برای پایداری عفاف آنان
چنان که گفته آمد، نیروی حیا و حجب که عنصری درونی و روحی است، تدبیری از سوی خداوند برای کنترل آنان بر استفاده درست از جمال و جذابیّت خود در عرصه زندگی و جامعه است.
علاوه بر این خداوند تدبیری دیگر نیز به کار گرفته است تا زنان در تحکیم عفاف و حیای درونی خود موفق تر باشند و رعایت عفاف، آسانتر صورت گیرد و آن عبارت است از طرح «حجاب». از این رو خداوند احکام مربوط حجاب را چنین یاد کرده است: «وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا... وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ... وَلا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» (نور/۳۱)
« و زینت های شان را – جز آنچه که خود نمایان است – آشکار نکنند و باید روسری خود را بر گریبان خویش فرو افکنند و زینت خود را ... آشکار نکنند و پاهای خود را به گونه ای بر زمین نکوبند که زینت های مخفی آنان معلوم شود »
« وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِی لا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (نور/۶۰)
«و بر زنان وا نشسته ای که امید ازدواجی ندارند گناهی نیست که لباس های خود را کنار بگذارند بی آنکه زینتی را آشکار سازند»
«وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأولَی وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرً» (احزاب/۳۳)
«و در خانه های تان قرار گیرید و جلوه گری جاهلیت پیشین را در پیش مگیرد »
« یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا» (احزاب/۳۲)
«ای زنان پیامبر اگر شما تقوا پیشه کنید مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستند پس در سخن گفتن نرمی نکنید تا آن کسی که در دل مرضی دارد طمع کند و سخنی پسندیده بگویید»
این نهی و باز داشتن بدون تردید از آن جهت صورت گرفته است که تمایل به جلوه نمایی به صورت طبیعی در زنان وجود دارد و اگر مدیریت و کنترل نشود منجر به لغزشهای جدّی می شود اما در مورد مردان نسبت به زنان چنین خطابها و نواهی وجود ندارد این نشان می دهد که از نظر قرآن در مردان این زمینه و مقوله های مشابه به صورت طبیعی و بنیادی وجود ندارد که آنان را به آرایش و جلوه گیری اندامی وا دارد و به جلب توجه زنان بکشاند، هر چند پدیده خود آرایی در حد ضعیف تر و عارضی تری در مردان نیز مشهود می باشد، اما گویی خود آرایی مرد، در میدان روابط آنان با زنان، حرف اول را نمی زند و اهرمی بنیادی به حساب نمی آید. از جمله آیاتی که نشان می دهد، سهم زنان در پاکی جامعه بیشتر و مهمتر است و اگر خطا و ناپاکی مشترکی صورت گیرد، این زن است که بگونه ای از توانمندی جنسی خود پاس نداشته و از عنصر حیا چشم پوشیده و درب حریم بر روی بیگانه گشوده است! این آیه می باشد که در خطای واحد، نام زن بدکار را بر مرد بدکار مقدم آورده است:
« الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا»
«زن زنا کار و مرد زنا کار را هر کدام صد ضربه شلاق بزنید»
این در حالی است که وقتی به خطای سرقت و مجازات آن می پردازد از آنجا که ارتکاب این خطا در مردان رواج بیشتری دارد و یا به صورت کلان تری از سوی مردان صورت می گیرد نام «سارق» بر «سارقه» مقدّم آمده است.
« وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمَا جَزَاءً بِمَا کَسَبَا نَکَالا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ» (مائده/۳۸)
«و مرد و زن دزد را به کیفر آنچه مرتکب شده اند دست شان را به عنوان عقوبتی از جانب خدا قطع کنید و خدا عزتمند و حکیم است»
با توجه به حکیمانه بودن گزینش و به کار گیری واژه ها در قرآن این تفاوت تعبیر در دو آیه با این که هر دو بیانگر کیفر هستند و هر دو از کیفر مرد و زن سخن می گویند، نشان از وجود خصوصیت و ویژگی روحی و باطنی دو جنس دارد که سبب تفاوت تعبیر شده است این ویژگی را مفسران به نقش آفرینی ویژه زنان در رابطة جنسی مربوط دانسته اند، طبرسی می گوید:
«قیل انّما قدّم ذکر الزانیه علی الزانی لأن الزنی منهن اشنع واعیر و هو لاجل الحبل اضرّ لان الشهوه فیهنّ اکثر و علیهن اغلب» (طبرسی، ۷-۸/۱۹۷)
«گفته شده است که نام زن زنا کار بر مرد زنا کار مقدم بیان شده است چون بی عفتی زنان زشت تر و باعث عار و ننگ بیشتر و برای بارداری نیز زیان بار تر است و نیز برای این که شهوت در زنان بیشتر و بر آنان مسلط تر می باشد»
علامه طباطبایی نیز همین نظریه را به عنوان «قیل» - مطلبی که گفته شده است- یاد کرده است (طباطبایی، ۱۵/۷۹)- تعبیر «قیل» نشان می دهد که تحلیل یاد شده از نظر علامه قطعی نبوده است.
بیضاوی نیز گفته است:
« و انما قدّم الزانیه لأنّ الزنا فی الاغلب یکون بتعرّضها للرجل و عرض نفسها علیه و لانّ مفسدته تتحقق بالاضافه الیها» (البیضاوی، ۳/۱۸۴)
« زن زنا کار بر مرد زنا کار مقدم شده است چون غالباً زنا با عرضه کردن زن خودش را بر مرد تحقق می یابد و همچنین مفاسد و پیامدهای بد زنا برای زن بیشتر است.»
طبرسی در مورد آیه حد السرقه می گوید:
«و بدأ بالسارق هنا لانّ الغالب وجود السرقه فی الرجال و بدأ فی آیه الزنا بالنساء فقال «الزانیه و الزانی» لأنّ الغالب وجود ذلک فی النساء» (طبرسی، ۳-۴/۲۹۶)
«در این آیه سخن با مرد سارق شروع شده است چون سرقت از سوی مردان بیشتر است و در آیه زنا سخن با زنان شروع شده است و فرموده است: « الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی» چون زنا در زنان بیشتر است»
یکی دیگر از آیاتی که در این زمینه شایان توجه می باشد این است که در مورد زنان مشرکی که متمایل به ایمان شده و می خواهند اظهار ایمان کنند و بیعت نمایند، از شرایطی که قرآن می آورد ترک زنا است:
« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَی أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلا یَسْرِقْنَ وَلا یَزْنِینَ وَلا یَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (ممتحنه/۱۲)
«ای پیامبر هر گاه زنان مؤمن – متمایل به ایمان و مصمم برای پذیرش آن – نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند بر این اساس که به هیچ وجه به خدا شرک نورزند و دزدی نکنند و مرتکب زنا نشوند و فرزندان خود را نکشند و بهتانی را که میان دست و پای خود ساخته باشند به میان نیاورند ( فرزندی را که از شوهرشان نیست به او نسبت ندهند) و در هیچ کار پسندیده ای مخالفت تو نکنند با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه قطعاً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است»
اما مشابه این شرط در مورد مردان مطرح نشده است با اینکه زنا یک عمل دو نفره است و از نظر حرمت و کیفر برای هر دو یکسان است ولی در مرحلة یاد آوری و تذکر و هشدار و پیشگیری، زنان بیشتر مورد هشدار قرار گرفته اند، زیرا بخش زیادی از مدیریت و کنترل عفاف یا بی عفتی تحت ارادة آنان است.
در برخی روایات تمایل و نیز قدرت جذب کنندگی و فریبندگی زن نسبت به مرد مطرح شده است:
«النساء همهن الرجال» (کلینی، ۵/۳۳۷)
«زنان توجه و اهتمام شان به مردان است»
«قال رسول الله (ص): ما رأیت من ضعیفات الدین و ناقصات العقول اسلب لذی لب منکنّ»(کلینی، ۵/۳۲۲)
« هرگز ندیدم یک عنصری سست ایمان و کم خرد بتواند یک انسان با شعور را بفریبد آن گونه که برخی از زنان سست ایمان و کم خرد آنان را تحت تأثیر قرار داده و به رفتاری بی خردانه وا می دارند.»
از این روایت استفاده می شود که اگر نیروی ایمان و اندیشه در زنان ضعیف باشد، می توانند نقشی منفی بزرگی در جامعه ایفا کنند، نه تنها مردانی شبیه خود را جذب کنند، بلکه مردانی که به صورت معمول و به طور طبیعی گام از حریم ارزشها و اخلاق بیرون نمی نهند گرفتار وسوسه شوند و تصمیم را از دست بدهند! این که یوسف صدیق در مناجات خود با خدا از کید زنان مرفه درباری به خدا پناه برده و از او استمداد کرده و می گوید اگر مرا یاری نکنی و نجات نبخشی، نگران آن هستم که من نیز به زنان تمایل پیدا کنم و خواستة وارادة آنان در من تأثیر گذار شود با این که می دانم درخواست و روش آنان جاهلانه است (اصب الیهن و اکن، من الجاهلین) اشاره به همین معنا دارد .
● آفات حجب و عفاف، در زنان
الف) مراودات و رفت و آمدهای نا صحیح:«امْرَأَةُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا » (یوسف/۳۰)
«زن عزیز با رفت و آمدهای پیوسته خود، تلاش می کند تا خدمتکارش را به خود فرا خواند، محبت او لبریز شده و وجودش را پر کرده است. » (مصطفوی، ۴/۲۷۱)
از این آیه استفاده می شود که رفت و آمد های نادرست از یک محبت و علقه طبیعی می تواند یک انحراف و بیماری بیافریند.
ب) به نمایش گذاشتن زینتها، آرایه ها و زیبایی های طبیعی : «وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ » (نور/۳۱)
«و زینت های شان را آشکار نکنند»
«غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ» (نور/۶۰)
«بی آنکه زینتی را آشکار سازند»
«وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأولَی» (احزاب/۳۳)
«و در خانه هایتان قرار گیرید و جلوه گری جاهلیت پیشین را در پیش مگیرید.»
ج) نرمش در سخن گفتن: « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا » (احزاب/۳۲)
«پس در سخن گفتن نرمی نکنید تا آن کسی که در دل مرضی دارد طمع کند و سخنی پسندیده بگویید.»
د) انتخاب دوست از جنس مردان: « وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ »
«و نه آنکه محرمانه دوست بگیرید»
ه) خلوت با مرد بیگانه در محیط بسته : « وَغَلَّقَتِ الأبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ » (یوسف/۲۳)
«درها را محکم بست و [در حالی که خود را آماده کرده بود به یوسف] گفت، بیا، بشتاب»
و) ارتباط با محافل و جمع های ناسالم « قَالَتْ فَذَلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَکُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ » (یوسف/۳۲)
«بانو گفت: این است آن کسی که مرا در عشق او سرزنش کردید آری من از او کام خواستم ولی او خویشتن داری کرد و اگر آنچه را به وی فرمان می دهم انجام ندهد قطعاً زندانی خواهد شد و خوار و بی مقدار خواهد گشت»
● زمینة اتهام زنان به شیطنت و فریبکاری
زن در نگاه نخست، عنصری فرشته خو و فرشته گون شناخته شده است و از این رو همواره در تخیل هنرمندان و تندیس آفرینان و نقاشان، فرشتگان، در هیبت و شکل و قامت زنان تجلی یافته اند.
انسانها با اولین زنی که در زندگی خود مواجه می شوند، فرشته ای است که، مادر نام دارد، مظهر فداکاری و صمیمیت.
شاعران و عارفان هرگاه خواسته اند ذهن خود و مخاطبش را به فضایی فراتر از عالم مادی ببرند و در ترسیم حقایق و ظرایف مبالغه کنند از خال و لب و ابروی زنان وام گرفته اند.
با این همه چه شده است که زن در بسیاری از فرهنگهای اجتماعی با تعابیر تندی مورد انتقاد و نکوهش قرار گرفته و به شیطنت و مکاری متهم شده است.
قرآن به این پرسش پاسخ داده است و می گوید، زن زمانی که از توانمندی ها و امکانات ارزشمند خود، بهره صحیح نگیرد و زیبایی و جمال و ظرافت و لطافت طبع و اندام را با پوشش حجب و عفاف نیاراید چونان میوة با طراوتی است که چون پوسته آن جدا شود، به سرعت می پوسد و گندیده می شود.
آن گونه که زن عزیز مصر با همه شکوه و بی نیازی و رفاهمندی و برخورداری وقتی پردة عفاف را کنار نهاد، از یک سو خود به زانو در آمد و در برابر جوانی خدمتکار به تمنا نشست، از سوی دیگر برای رسیدن به هوس خویش، معشوق خود را متهم و زندانی می کند و در نهایت، مهر فریبکاری را بر پیشانی خود و دیگر زنان می زند.
« فَلَمَّا رَأَی قَمِیصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ » (یوسف/۲۸)
«پس آنگاه که عزیز مصر، مشاهده کرد پیراهن یوسف از پشت سر او پاره شده است- و فهمید که یوسف در حال گریز از دام گناه بوده و این زلیخا است که او را از پشت سر تعقیب کرده و پیراهن او را کشیده است – گفت: این رخداد از نیرنگ شما زنان است، چه این که حیله و نیرنگ شما بس بزرگ می باشد. »
تعبیر « إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ » سخن خدا نیست، بلکه سخن عزیز مصر است که فارغ از یک فرهنگ دینی است ولی به طور طبیعی متوجه می شود که آنچه رخداده است نتیجه یک توطئه زنانه می باشد.
عزیز مصر، توطئه زنان دربار را به حساب همه زنان تاریخ می آورد و چنین می نماید که اساساً جنس زن با کید و حیله همراه است.
خداوند بی آن که کلام او را با اطلاق و شمولش تأیید کرده باشد، آن را صرفاً نقل کرده است تا نشان دهد که چه زمینه ها و کارکردهایی در تاریخ، زمینه های طعنه ها و بدگوییها را علیه زنان فراهم آورده است.
البته در آیات بعد، قرآن نیز بر این گونه رفتار عنوان حیله و نیرنگ و بر زنانی که چونان زنان مرفه درباری، قید عفاف دریده و گام از پردة روابط سالم بدرون نهاده اند، عنوان حیله گر داده است.
«قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ (۳۳)فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (یوسف ۳۳-۳۴)
« یوسف گفت: « پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اینها مرا به سوی آن می خوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، به سوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود! پروردگارش دعای او را اجابت کرد؛ و مکر آنان را از او بگردانید؛ چرا که او شنوا و داناست!»
قرآن با بیان سرگذشت یوسف نمی خواهد بگوید که تودة زنان مانند زلیخا هستند و تودة مردان مانند یوسف، بلکه به عکس می خواهد، زشت ترین نماد سوء استفاده یک زن را از امکانات و تمایلات خود به نقد کشد تا زنان به هوش باشند و متاع ارزشمند و موهبت های الهی خویش را با مقدماتی نادرست در بازار رسوایی و محرومیت به حراج ننهند.
و از سوی دیگر به مردان که معمولاً مقاومت کمی در برابر وسوسه های جنسی دارند و معمولاً جذب جاذبه ها و زیباییها ظاهری و رفتاری زنان می شوند، یوسف را به عنوان برترین و شکوهمند ترین نماد مقاومت و پاکی و صداقت و نیک اندیشی معرفی کند و این سرگذشت عینی را عبرتی و الگویی برای زنان و مردان قرار دهد و در لابه لای آن، دهها و صدها نکته معرفتی و اخلاقی را مطرح سازد.

وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران
تهدید نیروی انتظامی توسط دراویش ساعتی قبل از درگیری در پاسداران - تهدید نیروی انتظامی توسط وحوش #دراویش، ساعتی قبل از جنایت تروریستی با اتوبوس:«فقط نیم ساعت وقت دارید تا باید بدون قید و شرط برادرمون رو آزاد کنید...»
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    با سالاد میگو جلوی پیری پوست را بگیرید
    زمستان فصل غذاهای دریایی است. فصل ماهی و میگو و غذاهایی سرشار از سلامت. حالا وقتش است؛ هرچه در تابستان ماهی و میگو نخوردید حالا باید جبران کنید.