شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ / Saturday, 17 November, 2018

جست وجوی حقیقت


جست وجوی حقیقت
● « پاداش سكوت» مازیار میری
مازیار میری با فیلم پاداش سكوت تجربه ساختن سومین فیلم بلند سینمایی خود را از سر گذرانده است. اگر بخواهیم نگاهی ثابت را در آثار این سینماگر جوان جست وجو كنیم به واكاوی حقیقت از میان سفرشخصیت اصلی فیلم می رسیم. در ساخته اولش قطعه نا تمام این جست وجو در باره موسیقی بود و یافتن یك صدا. در ساخته دومش این واكاوی به زندگی شخصی یك جوان طبقه محروم جامعه می شد. این فیلم سوم نیز در جست وجوی حقیقتی است كه ریشه در دوران دفاع مقدس دارد.
هرچند این حقایقی كه میری در ساخته هایش آنها را پیگیری می كند ابعاد درونی دیگری نیز دركنار معنای ظاهری خود پیدا می كنند. به طور مثال در فیلم «به آهستگی» میری به مفهوم واژه قضاوت پرداخته بود. این كه ابعاد اطلاعات ما از همه مسائل نسبی است و یك فرد می تواند با این نسبیات دست به قضاوت های بی مورد بزند. فیلم آخرش «پاداش سكوت» نیز چندان با تم مورد علاقه این سینماگر بی ارتباط به نظر نمی رسد.
این كه اكبر اصرار دارد ثابت كند یحیی را كشته به موتور متحرك فیلم تبدیل می شود تا میری به كند و كاو پیرامون انسان هایی بپردازد كه روزی برای دفاع از این مملكت جنگیده اند و حالا فراموش شده اند. در سفری كه اكبر با پدر یحیی انجام می دهند ما در می یابیم این رزمندگان در چه وضعی هستند. برخی از آنها خودشان را هم فراموش كرده اند. در این سفر ما با چند شخصیت آشنا می شویم. اما بهترین و قابل باور ترین تصویری كه از این شخصیت ها به دست می آید، شخصیتی است كه فرهاد اصلانی نقش او را بازی می كند و فرمانده ای كه رضا كیانیان ایفای نقش او را بر عهده دارد.
دغدغه های این دو نفر به خوبی از جانب فیلمساز برای مخاطب متصور شده است و تماشاگر می تواند همذات پنداری با آنها انجام دهد. فرمانده ای هم كه روی صندلی چرخ دار نشسته است،غربتی دارد كه این غربت با فضایی كه برای زندگی او در آن آسایشگاه ایجاد شده كاملاً همخوانی داشته و تأثیر گذار است.
اما آنچه موجب شده كلیت فیلم از این ساختار برخوردار نباشد سفر های اكبر و پدر یحیی است برای یافتن شخصیت های مختلف. هرچقدر در اجرا شخصیت های كیانیان و اصلانی باور پذیر هستند،شخصیت های مهتاب كرامتی و سیما تیر انداز كه با یك واسطه به داستان و شخصیت های اصلی وصل می شوند، ناملموس به نظر می رسند. همین داستانك های فرعی نیز است كه مانع انسجام یافتن كلیت فیلم می شود. اگر نه حتی فصلی كه اكبر و پدر یحیی و به منزل همرزم شیمیایی اكبر می روند و همسر او كه پریوش نظریه نقش او را بازی می كند و به آنها خبر می دهد كه این همرزم شهید شده نیز به دلیل هم راستایی با كلیت فضا ملموس به نظر می رسد.
اما مهمترین فصل و كلیدی ترین قسمت فیلم،فلاش بك فیلم است كه در دوران جنگ می گذرد. زمانی كه ما باید در یابیم اكبر حقیقت را می گوید یا نه. فضاسازی میری در این فصل نیز قابل باور است. سیاهی و سكوت هور و آب مواج كه دائم بالا و پائین می رود و حتی به بیننده اجازه نمی دهد تصاویر حقیقی را كه از ابتدا دنبالش بوده است دریافت كند.
در این لحظه میری دائم تماشاگر را با سؤالی كه از ابتدای فیلم مطرح كرده مواجه می كند. در نهایت نیز در می یابیم كه ایجاب شرایط حق هرگونه قضاوت را از ما می گیرد. نگاه انتهایی اكبر و این كه او به راحتی می تواند نمازش را تا انتها بخواند نشان می دهد كه به یك آرامش روحی رسیده است. آن كه باید قبول كند چه اتفاقی افتاده پدر یحیی است كه در نهایت می بینیم با اكبر به برخوردی مسالمت آمیز رسیده و در كنار هم زندگی می كنند.
نگاه میری به دفاع مقدس به جنگ و فیلمنامه ای كه فرهاد توحیدی نگاشته و مبنای آن هم داستان كتاب «من قاتل پسرتان هستم» - نوشته احمد دهقان - است كه سعی دارد تصاویری متفاوت از آنچه تا به حال در دفاع مقدس دیده ایم را ارائه دهد. كاری كه امسال محمد حسین لطیفی با «روز سوم»، مسعود ده نمكی با «اخراجی ها»، كیومرث پوراحمد با «اتوبوس شب» و...... انجام داده اند و می تواند نویدبخش فصلی جدید در این عرصه از سینما باشد كه سینمای دفاع مقدس ایران برای رهایی از خمودگی به آن نیاز داشت.
حال سینماگران ایرانی با این مقوله به عنوان عنصری پویا برای روایت استفاده می كنند و اتصال آن به ادبیات دفاع مقدس نیز می تواند بر شكوفایی آن صحه ای دو چندان داشته باشد و این یكی از دستاورد های مهم جشنواره این دوره فیلم فجر است.

رامتین شهبازی

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

قیصر، قیصر که می‌گفتن این بود؟!

قیصر، قیصر که می‌گفتن این بود؟!
صبح چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۳۴۸ فیلمی در ۱۳ سینمای تهران به روی پرده رفت که باعث شد دوره‌ای جدید در تاریخ سینمای ایران آغاز شود. دوره‌ای که به موج نو در این سینما معروف شد و آن را تا حدودی از انحصار قارونیسم و تقلیدهای هندی و ترکی خارج ساخت.
با فیلم «قیصر» سینماگران جوانی در سینمای ایران مطرح شدند که هرکدام قابلیت‌ها و توانایی‌های قابل بحثی به وجوه ساختاری و محتوایی سینمای ایران بخشیدند. «قیصر» به نوعی سرآغاز تلفیق سینمای هنری با عناصر و فاکتورهای تجاری بود. سینمای هنری که تا پیش از «قیصر» در فیلم‌های کارگردان‌هایی مانند فرخ غفاری و ابراهیم گلستان و آثاری همچون «گاو» که با کاربرد سینمای ناب و روش‌های زیباشناختی سعی در ارائه تفکرات و دیدگاه‌های شبه‌فلسفی داشتند نمود می‌یافت با فیلم «قیصر» با سینمای موسوم به سینمای بدنه و تماشاگرپسند روز آمیخته شد و از همین رو «قیصر» یکی از ۴ فیلم پرمخاطب تاریخ سینمای ایران شد.
«قیصر» اولین فیلم سینمای ایران است که اکثریت طبقه متوسط را برای دیدن فیلم ایرانی به داخل سینما کشاند و تقسیم‌بندی طبقاتی تماشاگر فیلم فارسی و فیلم فرنگی را عوض کرد. البته «قیصر» علاوه بر طبقه متوسط، کارگران شهری و روستاییان مهاجر را نیز که تماشاگران فیلم فارسی هستند، راضی کرد. بنابراین «قیصر» اولین فیلم ایرانی است که مخاطب عام و خاص را به داخل سینما می‌کشاند. «قیصر» اولین فیلم ایرانی در دهه ۴۰ است که با پایان تلخ می‌فروشد و پایان فیلم‌های فارسی را عوض می‌کند. «قیصر» اولین فیلم فارسی است که جغرافیای داستان‌های فیلم ایرانی را تغییر می‌دهد. از «قیصر» به بعد محلات پایین و محله‌های فقیرنشین، مکان اصلی فیلم‌های فارسی می‌شوند.
«قیصر» اولین فیلم سینمای ایران است که تماشاگر عام را با مفاهیم و تعابیر سیاسی آشنا می‌کند. با «قیصر» قهرمان فیلم فارسی عوض می‌شود و لمپن عدالت‌خواه به جای لمپن قضا و قدری به وسیله چاقو با تقدیر و سرنوشت می‌جنگد. باز هم شرایط سیاسی-اجتماعی پایان سال‌های دهه ۴۰ به فروش «قیصر» کمک می‌کند. شرایطی که با رشد طبقه متوسط شهری و افزایش اوقات فراغت و تاثیرات شرایط جهانی و سیاسی و مذهبی شدن جامعه قابل ارزیابی است.
▪ قیصر
▪ نویسنده فیلمنامه و کارگردان: مسعود کیمیایی.
▪ مدیر فیلمبرداری: مازیار پرتو.
▪ موسیقی متن: اسفندیار منفردزاده.
▪ عکس: امیر نادری.
▪ تیتراژ: عباس کیارستمی.
▪ تهیه‌کننده: عباس شباویز. محصول آریانا فیلم.
▪ بازیگران: بهروز وثوقی، جمشید مشایخی، ایران دفتری، پوری بنایی، ناصر ملک‌مطیعی، جلال پیشواییان، سرکوب، بهمن مفید و...
● خلاصه داستان:
فرمان (ناصر ملک‌مطیعی) به دلیل هتک حرمت خواهرش به سراغ برادران آب‌منگل (سرکوب، حسن شاهین و جلال پیشواییان) می‌رود ولی به دست آن‌ها به قتل می‌رسد. وقتی قیصر (بهروز وثوقی) از سفر می‌آید، برادر و خواهرش را کشته می‌یابد و علی‌رغم خواهش و درخواست مادرش و خان‌دایی (جمشید مشایخی) خود اقدام به انتقام‌گیری از برادران آب‌منگل کرده و هر ۳ نفر را با نقشه قبلی به قتل می‌رساند. اما پس از قتل آخر، توسط پلیس محاصره می‌شود، در حالی که خود نیز توسط منصور آب‌منگل زخم خورده است.
● گزارش تولید
عباس شباویز تهیه‌کننده فیلم «قیصر» تعریف می‌کند: «اواخر سال ۴۶ یا اوایل سال ۴۷ بود که یک شب در رستورانی انتهای خیابان سلطنت‌آباد (پاسداران امروز) شام می‌خوردم که بهروز وثوقی، آقای کیمیایی را به من معرفی کرد. آن شب که او را دیدم درباره سناریوی قیصر صحبت کرد. گویا قبل از آن چند تهیه‌کننده دیگر از جمله میثاقیه و اخوان‌ها آن را خوانده و رد کرده بودند.
اما من در همان برخورد اول، مسعود کیمیایی را جوان بسیار خوب و مودبی دیدم و برای فردا دعوتش کردم به استودیو آریانا فیلم، فردا آمد و قصه‌اش را که در یک کتابچه خطی نوشته بود، برایم خواند. خوشم آمد، دیدم قصه اصیل است، حرف دارد، مسائل سنتی نیز در آن وجود دارد منتها کمی می‌بایست بر رویش کار می‌شد... در سناریوی اولی که مسعود نوشته بود شخصیت فرمان زنده نبود و قصه از قطاری که قیصر با آن می‌آمد شروع می‌شد. من پیشنهاد دادم که فرمان را زنده‌اش کنیم و ده دقیقه اول بدون حضور بهروز باشد.»
عباس شباویز در آریانا فیلم که پیش از آن با فیلم «سه دیوانه»‌ (جلال مقدم) کارش را شروع کرده بود، تصمیم به تهیه فیلم «قیصر» می‌گیرد. او با فروش سهم‌های هزار ریالی به جمعی از دوستان و دست‌اندرکاران سینما و یاری موسسه فیلمکو فیلمز (نندلال هندوجا) سرمایه تولید فیلم را تامین کرد.
بازیگران اصلی فیلم (بهروز وثوقی و پوری بنایی) که از زمان دستیاری کیمیایی برای ساموئل خاچیکیان هنگام ساخت فیلم «خداحافظ تهران» مورد نظرش بودند و در فیلم «بیگانه بیا» (نخستین ساخته مسعود کیمیایی) وثوقی و جلال پیشواییان بازی کرده بودند، به همین ترتیب انتخاب می‌شوند.
مدیر فیلمبرداری مازیار پرتو، فیلمبردار اولین محصول آریانا فیلم یعنی «سه دیوانه» بود و از همین رو مجددا توسط شباویز برای تولید فیلم دوم این موسسه انتخاب شد. طراحی صحنه و لباس توسط خود کیمیایی انجام گردید و لوکیشن‌های فیلم نیز از سوی وی انتخاب شد. فیلمبرداری فیلم بنا بر گفته مازیار پرتو با ۳۳ حلقه نگاتیو و ۱۸ جلسه فیلمبرداری در ۲۵ روز به پایان رسید. اکثر پلان‌ها در یک برداشت گرفته و در معدود مواردی که بازیگری دیالوگ خود را فراموش می‌کرد، این برداشت به شماره دو هم می‌رسید.
● حواشی تولید
عباس شباویز می‌گوید که فیلم «قیصر» هنگام درخواست پروانه نمایش به مدت ۶-۷ ماه توقیف شد و بعد با دوندگی‌های زیاد توانستند اجازه نمایش فیلم را بگیرند. در مورد این‌که فیلم توسط اداره نمایشات سانسور شد، شباویز در مصاحبه‌ای توضیح می‌‌دهد: «نه سانسور نشد فقط در مورد صحنه پایانی فیلم گفتند که پلیس باید قیصر را دستگیر کند که کیمیایی با کلوزآپی که توی قطار به عنوان آخرین پلان از صورت بهروز گرفت (که پلیس در همین لحظه او را می‌بیند و قیصر لبخندی از سر رضایت و آرامش می‌زند) فیلم را با شکل خوبی پایان داد...»
اما «قیصر» حواشی پرسروصدای دیگر هم قبل از نمایش داشت از جمله طولانی بودن مدت زمان آن و درآمدن سروصدای برخی عوامل تولید. عباس شباویز تهیه‌کننده فیلم در گفت‌وگویی با نگارنده ماجرای فوق را چنین شرح می‌دهد: «فیلم قیصر که تولیدش تمام شد، حدود ۵/۱۶ پرده شده بود و در نمایش خصوصی صدای همه را درآورد. فیلم خیلی بی‌در و پیکری بود و ریتم بسیار کندی داشت.
بهروز ۲۵ درصدی را که با من شریک بود به هم زد. اسفندیار منفردزاده که حاضر نشد برای فیلم آهنگ بسازد. کیمیایی متاثر شده بود. خلاصه من و اسفندیار منفردزاده و بهروز وثوقی و خود مازیار پرتو نشستیم و فیلم را مونتاژ مجدد کردیم تا شد ۱۴ پرده. باز هم ریتم آن کند بود. با میثاقیه صحبت کردم. میثاقیه یک صدابرداری داشت به نام محمدی. او هم فیلم را دید و گفت هیچ چاره‌ای نیست جز این‌که فیلم مجددا مونتاژ شود و ۳-۴ پرده دیگر کوتاه گردد. من «خانی» را پیشنهاد کردم.
خلاصه به اتفاق میثاقیه و خانی و محمدی رفتیم در اتاق مونتاژ و در را هم بستیم. کار را شروع کردیم و از آخر فیلم، مونتاژ را آغاز نمودیم. آخر فیلم همان سکانس قصاب‌خانه بود که کیمیایی با دوربین روی دست و به صورت مستندگونه گرفته بود.
مقداری زیاد پلان گوشت‌های آویزان شده را فیلمبرداری کرده بود و یک، دو سه تا پلان هم تصویر بهروز بود که از لابلای گوشت‌ها رد می‌شد و یک جا هم با «سرکوب» برخورد می‌کرد. بعد دیگر برخوردی نبود و برمی‌گشت و می‌رفت داخل ریل قطار و بعد به کافه می‌رفت. این قسمت را درآوردیم و انتهای فیلم در همان ایستگاه قطار شد. سکانس قصاب‌خانه و کشتارگاه نیز خیلی طولانی بود. آن را هم کوتاه کردیم. خلاصه فیلم شد ۵/۹ پرده. یعنی مجددا ۵ پرده و نیم، فیلم کوتاه شد.
فیلم را مجددا به نمایش گذاشتیم. منفردزاده آمد، کیمیایی و بهروز وثوقی و همه آمدند و فیلم را دیدند. کیمیایی اول ناراحت شد ولی بهروز و اسفندیار و بقیه خیلی خوشحال شدند. بعد هم اسفندیار منفردزاده قرار شد موزیک فیلم را بسازد که ملودی آن را من پیشنهاد دادم.
به او گفتم چیزی بساز که در مایه‌های ضرب زورخانه و این حرف‌ها باشد. او هم خیلی خوب گرفت و موزیکی ساخت که هنوز شنیدنی است و از آن پس باب موسیقی فیلم جدی در سینمای ایران باز شد. در همان ده دقیقه اول که ناصر ملک‌مطیعی می‌آید با موسیقی روی صحنه، مردم میخکوب می‌شوند.»‌
● تیتراژ «قیصر» و ورود عباس کیارستمی به سینمای ایران
تیتراژ فیلم «قیصر» نخستین تیتراژ رسمی عباس کیارستمی است (تیتراژی که قبل از آن برای فیلم «وسوسه شیطان» ساخت بدون نام وی و برای آنونس فیلم دیگری توسط برادران اخوان استفاده شد) که موجب شد کیارستمی وارد عرصه سینمای ایران گردد.
عباس شباویز در همان مصاحبه‌اش قضیه تیتراژ ساختن عباس کیارستمی برای فیلم «قیصر»‌ را چنین تعریف می‌کند: «کیارستمی که آن زمان جوان بود بعد از ساخت «قیصر» از در دفتر آریانا فیلم داخل شد و گفت می‌خواهم کار کنم. گویا قبلا با کیمیایی صحبت کرده بود و او گفته بود باید با تهیه‌کننده حرف بزند. طرحش را برایم توضیح داد و من موافقت کردم. یک روز که در حیاط آریانا فیلم با مازیار پرتو ایستاده بودیم با یک عده به اصطلاح جاهل گردن‌کلفت آمد و گفت یک فیلمبردار به من بدهید تا از این‌ها فیلمبرداری کنم. ما همه تعجب کردیم. گفتم از چی این‌ها می‌خواهی فیلمبرداری کنی، گفت از خال‌کوبی‌هایشان. البته آن‌ها مدام به کیارستمی می‌گفتند خب باید کی را بزنیم؟!
به پرتو گفتم از صحنه‌هایی که آقای کیارستمی می‌خواهند فیلمبرداری کن. گفت که من فیلمبرداری نمی‌کنم. این دیگر چه مسخره‌بازی است. خلاصه یکی از دستیاران فیلمبردار استودیو را وادار کردم تا از آن‌چه کیارستمی مورد نظرش است فیلم بگیرد. او هم از بازوهای خال‌کوبی شده آن‌ها فیلم گرفت و بعد که کیارستمی پلان‌ها را مونتاژ کرد و آورد، خیلی عالی شده بود. واقعا برق سه‌فاز از ما پرید که عجب زیبا و قشنگ انتخاب کرده بود. خوب استعداد داشت.»‌
● اکران و نمایش
فیلم «قیصر» ابتدا در دو اکران خصوصی نمایش داده می‌شود. یکی از آن‌ها در سالن کوچک بالای استودیو مولن‌روژ بود و به گفته عباس شباویز حتی دکتر شریعتی را هم برای تماشای فیلم می‌آورند.
شباویز می‌گوید: «من با حاجی‌مانیان از مبارزین فعال رابطه داشتم و حاجی‌مانیان هم با دکتر شریعتی ارتباط داشت. البته منصور مزینانی هم که فیلمبردار و تهیه‌کننده سینمای ایران است، همشهری دکتر بود و کوشش کرد کیمیایی با شریعتی ملاقات کند. خلاصه در همان شب نمایش خصوصی سینما مولن‌روژ (سروش فعلی) مرحوم دکتر شریعتی را آوردیم. در تاریکی وارد سالن شد و در تاریکی رفت. در حقیقت بدون این‌که کیمیایی بداند، سناریوی قیصر را نیز داده بودم او بخواند.
همان موقع نظرش این بود که اگر این فیلم درست ساخته شود تنها فیلمی است که به سیستم «نه» گفته است. بعد از تماشای فیلم هم خیلی خوشش آمد.»
فیلم «قیصر» از صبح چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۱۳۴۸ در سینماهای مولن‌روژ، دیانا (سپیده فعلی)، مهتاب (شهر قشنگ فعلی)، رکس، لیدو، شهوند، نپتون، همای، اسکار، اورانوس، پاسارگاد، شرق و به عنوان برنامه افتتاحیه سینما رنگین‌کمان در خیابان شهرستانی میدان امام حسین به نمایش درآمد.
۳ هفته نمایش در این ۱۳ سینما مبلغ ۰۰۰/۸۰۰/۱ تومان برای فیلم فروش به ارمغان آورد. «قیصر» در سال ۱۳۴۹ نیز بعد از دریافت جوایز سپاس از صبح چهارشنبه ۱۷ تیر ماه مجددا در سینماهای مولن‌روژ، دیانا، مهتاب، رکس، شهوند، لیدو، نپتون، رنگین‌کمان، ژاله، همای، اسکار، پاسارگاد، اورانوس، شرق و چرخ فلک به مدت ۳ هفته اکران شده و نزدیک به ۲ میلیون تومان فروش کرد.
«قیصر» با یک حساب تقریبی در اکران اول و دوم تهران ۰۰۰/۶۰۰/۳ تومان فروخت که با در نظر گرفتن میانگین قیمت بلیت ۳ تومان در آن تاریخ، تعداد یک میلیون و دویست هزار نفر در تهران از فیلم دیدن کردند. جمعیت تهران در آن تاریخ بالای ۳ میلیون نفر بوده است و با توجه به این میزان جمعیت در طول یک سال ۴۰ درصد جمعیت تهران فیلم را دیده‌اند.
«قیصر» اکران‌های مجدد بسیار داشته است، به روایتی این فیلم در شیراز، ۵۴ بار اکران شده است. به روایت عباس شباویز،‌ «قیصر» از تاریخ اولین نمایش (۱۰ دی ماه ۱۳۴۸) تا تعطیلی سینماها در آبان ۵۷، مجموعا ۲۰۰ میلیون تومان فروخته است که با احتساب میانگین قیمت بلیت در طول ۹ سال نمایش خود، بیش از ۶۵ میلیون نفر فیلم «قیصر» را روی پرده سینما دیدند. یک رقم بی‌سابقه و دست‌نیافتنی است.
«قیصر» مدت کوتاهی در سال ۵۸ نیز اکران شد و بعد از آن خیلی‌ها بر روی نوار ویدیویی فیلم را دیدند که آمارش از دست خارج است. «قیصر» علاوه بر جوایز جشنواره سپاس، جایزه‌های اصلی نخستین جشنواره سینمای ایران (وزارت فرهنگ و هنر) را نیز دریافت کرد.
● چند نکته
گفته شده ایده اصلی «قیصر» بر اساس فیلم «نوادا اسمیت» (هنری هاتاوی) شکل گرفته است خصوصا که مسعود کیمیایی علاقه ویژه‌ای به سینمای آن سال‌های آمریکا و فیلمسازانی چون هاتاوی داشته و دارد. اما به‌هرحال قصه آن یک قصه خاص ایرانی است و عناصر فرهنگ ایرانی در آن مشهود است. عناصری که در آن سال‌ها به تدریج فراموش می‌شدند. فریدون جیرانی در مقاله‌ای می‌نویسد: «فیلم قیصر از صبح چهارشنبه ۱۰ دی ماه ۴۸ برابر با اول ژانویه ۱۹۷۰ میلادی در سینماهای تهران به نمایش عمومی درآمد. شب اول نمایشش مصادف شد با جشن کریسمس تجمع ایرانیان غرب‌زده در کاباره‌های تهران، شبی که تلویزیون دولتی در برنامه ویژه کریسمس آواز ستاره تلویزیونی بی‌بی‌سی (کلدیس مک‌لاد) را پخش کرد. قیصر در چنین شرایطی از مرگ دورانی حرف زد که ارزش‌هایش آخرین رشته‌ای بود که جامعه را به زندگی خاص و ناب ایران می‌پیوست.»
«قیصر» از انتقام و ایستادن در مقابل زور می‌گفت. از ایستادن در مقابل قلدرهایی که پلیس شاه کاری به کارشان نداشت. «قیصر» اولین فیلمی است که پلیس در آن طرف مثبت نیست و خود فرد است که به احقاق حقوق پایمال شده‌اش برمی‌خیزد بدون آن‌که متوسل به قانون آن زمان شود.
اگرچه نفوذ فیلمفارسی در بن و ریشه سینمای ایران چنان بود که حتی «قیصر» را در امان نگذاشت و در صحنه‌هایی مانند سکانس کافه نفوذ کرد.
برخی صحنه‌ها و دیالوگ‌های فیلم قیصر هنوز در اذهان است مانند صحنه‌ای که فرمان وارد می‌شود یا قیصر پاشنه‌اش را ور می‌کشد. (کنایه از یک مثل قدیمی ایرانی) چنان‌چه وقتی در فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» این صحنه‌ها به نمایش درآمد، تشویق جمعیت حاضر در سالن را به همراه داشت. و همچنین دیالوگ‌های ماندگاری مثل: «قیصر کجایی که داشتو کشتن» یا «فرمون فرمون که می‌گفتن این بود!»

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟ - داستان دلواپسانی که منافع جناحی را بر مصالح مردم و نظام ترجیح می دهند را ببینید.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.