شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

زوال رژیم پهلوی به روایت دربار


زوال رژیم پهلوی به روایت دربار
هنگامی كه نظام پهلوی در سایه‌ی استبداد و خفقان، به اوج مستی خود رسیده بود، جامعه‌ی ایرانی واكنش‌هایی خاص در این دوران به‌نمایش گذاشت که این واكنش‌ها از چشم درباریان مخفی نماند.
بروز نارضایتی، شكل‌گیری انقلاب اسلامی و شكست سلسله‌ی پهلوی، حلقه‌ی نهایی اوضاع سیاسی جاری در زمان حكومت پهلوی بود. نشانه‌های انحطاط از اواسط دهه‌ی ۵۰ شمسی به چشم می‌خورد و حتی نزدیكان به دربار آن را احساس می‌كردند. مینو صمیمی از جمله‌ی این درباریان بود:
«تقریباً هر روز به قضایایی برمی‌خوردم كه از گسستگی بیش از پیش پیوند مردم و رژیم حاكم حكایت داشت. روند امور به جایی رسیده بود كه بعضی افراد، بی‌باكانه، در حضور دیگران از رژیم بد می‌گفتند و به انتقاد از فساد مالی و رفتار غیراخلاقی خانواده‌ی شاه می‌پرداختند.»
و همین مطلب از زبان پرویز راجی:
«تا مدتی، من و امثال من، تبلیغاتی را كه در مملكت رواج داشت، باور می‌كردیم و تصورمان و یا شاید آرزویمان این بود كه دفعتاً معجزه‌ای خواهد شد و یك شبه همه چیز تغییر خواهد كرد. ولی حالا احساس می‌كنیم كه تمام آن تصورات و آرزوها، خواب و خیالی بیش نبوده و تبدیل ایران به «پنجمین قدرت صنعتی جهان!» نیز بیش از حد مسخره به نظر می‌رسد. حقیقت این است كه ما دارای كشوری عقب مانده و مردمی بی‌تمدن هستیم.»
و تدوام همین امر در ساختار نیروهای مسلح در نوشته‌های عباس قره باغی:
«مهم‌ترین عامل نارضایی در نیروهای مسلح شاهنشاهی در سال‌های اخیر، دو موضوع سوء جریانات مالی و عدم رعایت قانون و عدالت، در امور پرسنلی و مسائل رفاهی و اجتماعی بود.»
واكنش مردم در قبال عملكردهای حكومت پهلوی، در خاطرات فریدون هویدا، به خوبی قابل مشاهده است:
«ولی مردم طبقه‌ی پایین هرگز نمی‌توانستند، برای اقدامات رژیمی ارزش قائل باشند كه در رأس آن شاه، دوستان و بستگانش را آزاد گذارده بود تا با اطمینان خاطر، كلیه‌ی امور تجارتی كشور را به خود اختصاص دهند و صرفاً، به فكر پركردن جیب‌هایشان باشند. در این مورد، حتی طبقات مرفه نیز اكثراً از رفتار شاه و مواضع سیاسی وی، آشكارا انتقاد می‌كردند و روی هم رفته وضع به جایی رسیده بود كه با گسترش سایه‌ی دیكتاتوری بر تمام شئون جامعه؛ هر مسأله‌ی نامطلوبی؛ در هرجا به چشم می‌خورد، همگی آن را به شاه نسبت می‌دادند و همین نكته است كه می‌تواند علت اصلی نفرت عمومی ایرانیان را از شاه در سال ۱۳۵۷به خوبی آشكار سازد.»
باز هم توصیفاتی از همین دست به قلم پرویز راجی:
«(۱۱آبان ۵۷): جهش‌های سریع اجتماعی و اقتصادی دو دهه‌ی اخیر، این امید را در ما به وجود آورد كه به زودی، در جامعه‌ی ایران، شاهد پیدایش عوامل ثبات و برانگیختن احساس مسئولیت در مردم خواهیم بود. ولی همراه با اعلام سیاست فضای بازسیاسی، چون مسئله‌ی بروز آثار ناشی از نارضایتی‌های مردم آن قدرها مورد توجه قرار نگرفت، به همین جهت نیز تشكیلات سیاسی ایران از استحكام چندانی برخوردار نبود، ]جامعه[ دچار ضایعات و صدمات شدیدی شد.»
عبدالمجید مجیدی نیز دیدگاه‌هایی مشابه راجی، اما در عرصه‌هایی دیگر دارد:
«گرفتاری ما این بود كه نهادهای مملكت، درست كار نمی‌كرد. بنیاد حكومت مشروطه درست كار نمی‌كرد. یعنی مجلس، یك مجلس واقعی كه طبق قانون اساسی عمل بكند، نبود. دادگستری‌مان یك دادگستری‌ای كه آن‌طور كه به اصطلاح قانون اساسی، مستقلاً و با قدرت عمل بكند، نبود. دولتمان كه قوه‌ی مجریه بود، آن طوری كه باید و شاید، قدرت اجرایی نداشت. توجه می‌كنید؟ این ساختار سیاسی، این نهادی كه می‌بایست درست عمل بكند، وجود نداشت. در نتیجه آن تغییر گروهی كه در دولت باید وجود داشته باشد، وجود نداشت. در نتیجه آن تغییر گروهی كه در دولت باید وجود داشته باشد، گاه‌گداری یك گروهی بروند، گروه دیگری بیایند، وجود نداشت. آن اعتمادی كه مردم، می‌بایست به دستگاه‌ها داشته باشند كه وقتی وكیل مجلس صحبت می‌كند، حرف مردم را دارد می‌زند، وجود نداشت. آنجایی كه پرونده‌ی شخصی می‌رفت به دادگستری می‌بایست اعتماد داشته باشد كه قاضی با بی‌طرفی قضاوت می‌كند، این اعتماد وجود نداشت.»
فریدون هویدا با صراحت بیشتری به توصیف آخرین سال‌های حكومت پهلوی نشسته است:
«در سفر ایران، هر جا رفتم و با هر كس؛ اعم از آشنا یا بیگانه؛ صحبت كردم، همه به نحوی از اوضاع مملكت گله داشتند. در آن زمان، گرچه مردم هنوز شخص شاه را آشكارا هدف حمله قرار نمی‌دادند، ولی از انتقاد و بدگویی نسبت به خانواده‌ی او به هیچ وجه ابایی نداشتند. عبدالرضا این‌كار را كرد، غلامرضا آن كار را كرد و مواردی شبیه آن (البته بدون القاب سلطنتی آنها)، ورد زبان مردم بود. ولی در این میان والاحضرت اشرف، خواهر دو قلوی شاه، جایگاه ویژه‌ای داشت و حملات اصلی نیز اكثراً رو به سوی او هدف‌گیری می‌شد.»
و البته اسدالله علم وقوع انقلاب اسلامی را زودتر از سایرین پیشبینی كرده بود:
«هر اتفاقی ممكن است بیفتد. صحنه‌ی داخلی آن قدرها هم آرام نیست. مردمان عمیقاً ناراضی‌اند. مردم، خواهان چیزی بیش از رفاه اقتصادی هستند. آنان خواهان عدالت، هماهنگی اجتماعی و حق اظهار نظر در امور سیاسی هستند.»
و آخرین قسمت از پرونده‌ی نظام پهلوی برپایی قیام همگانی در سراسر كشور بود. روایت درباریان از این خیزش خواندنی است. پرویز راجی در این باره چنین نوشته است:
«(۱۰ آذر ۱۳۵۷) امروز كه ماه محرم در ایران آغاز شد، شورش مردم برای سرنگونی شاه نیز صورت جدیدی به خود گرفت. هزاران نفر در مقابله با مقررات منع رفت و آمد، از پشت بام‌ها و داخل كوچه‌ها، فریاد «الله اكبر» سردادند و مأمورین انتظامی نیز به سوی آنها آتش گشودند.»
همین روایت، اما به قلم مینو صمیمی:
«در آذرماه ۱۳۵۷ ]شمسی[، عظیم‌ترین تظاهرات مردم ـ كه هرگز نظیرش را از آغاز قیام انقلابی تا آن زمان ندیده بودم ـ برگزار شد. در این تظاهرات كه به صورت راهپیمایی آرام در طول خیابان شاهرضا صورت گرفت، حدود یك میلیون نفر از طبقات مختلف جامعه شركت داشتند كه در بین آنها هزاران زن، اكثراً با پوشش چادر نیز به چشم می‌خورد. این جمعیت عظیم در حالی كه ضمن راهپیمایی خود، آرامش و نظم را كاملاً رعایت می‌كردند، چند شعار را بیش از همه ]و[ پشت سر هم، فریاد می‌زدند: «مرگ بر این سلطنت پهلوی»، «ما منتظر خمینی هستیم» و «حكومت اسلامی ایجاد باید گردد.»
و ادامه‌ی قیام به روایت پرویز راجی:
«(۲۰ آذر ۵۷)، شب، موقعی كه فیلم تظاهرات امروز تهران را در اخبار تلویزیون دیدم، به خودم گفتم: «تعداد شركت‌كنندگان هرچقدر كه باشد، اهمیت ندارد. چیزی كه فعلاً مشهود است؛ اقیانوس خروشانی از مردم است كه تا هرجا چشم می‌بیند، تمام طول و عرض خیابان آیزنهاور (آزادی) را پوشانده است.»
و باز هم خاطرات راجی در این باره:
«(تاسوعای ۱۳۵۷)، بعد از انجام راهپیمایی، شاه از مشاهده‌ی جمعیت بی‌شمار شركت كننده در آن، به سختی تكان خورد و ضمن آنكه نظم و ترتیب چشمگیری كه در راهپیمایی وجود داشت، خاطر شاه را آشفته كرد؛ ولی به او فهماند كه ادعای ژنرال‌هایش مبنی بر عدم احساس مسئولیت توسط توده‌ی مردم، واقعیت نداشته است.»
و اعتراف دیگر به قلم پرویز راجی:
«(۲۰ آذر ۵۷) دو میلیون نفری كه همگی در تهران یك صدا فریاد می‌زدند «شاه باید برود»... و این مسئله‌ای است كه فقط می‌تواند به یك رفراندوم عمومی از سوی مخالفین، برای تعیین سرنوشت سلطنت، تعبیر شود و شك نباید كرد كه رسانه‌های مردمی و حامی دموكراسی در جهان نیز، اقدام امروز مردم ایران را به چیزی جز «طرد كامل رژیم از سوی ملت» تعبیر نخواهند كرد.»
و چند پرسش اساسی به بیان پرویز راجی:
« با توجه به رویدادهای چند هفته‌ی اخیر، گهگاه از خود می‌پرسم كه آیا این حوادث درس عبرتی برای شاه بود یا نه؟ آیا او با توجه به علل نارضایی‌ها، تصمیمی به محدود كردن اعمال و فعالیت‌های خانواده‌ی سلطنت خواهد گرفت؟ آیا گروهی از اطرافیان خود را، كه همواره مورد اعتراض مردم هستند، بدون آنكه با بی‌آبرویی عزلشان كند، حداقل از حول و حوش خود دور خواهد ساخت؟ آیا درك كرده كه وجود قمارخانه‌ها و شبكه‌ی دختران تلفنی برای نشان‌دادن پیشرفت‌های ایران، چندان ضروری به نظر نمی‌رسد؟ آیا متوجه شده كه بهتر است ثروت مملكت به جای خرید اسلحه در امور حیاتی‌تر؛ مثل رونق كشاورزی به مصرف برسد؟ و سرانجام، آیا تصمیمی به انحلال حزب رستاخیز گرفته است یا نه؟».
حكایت ماه‌های آخر حكومت پهلوی، به قلم فریدون هویدا قابل تعمق و توجه است:
«از ابتدای دی ماه ۱۳۵۷، اعتصاب عمومی تمام امور مملكت را به فلج كشانده بود. تعطیل بانك مركزی، ركورد كلیه‌ی نقل و انتقالات پولی را سبب شده بود. اكثر مغازه‌ها بسته بود. روزانه ده‌ها هزار تن از مردم، ناچار برای ساعت‌های متمادی، در كنار شعبات فروش نفت به صف می‌ایستادند تا جیره‌ی مواد سوختی خود را به‌دست آورند. تظاهرات گوناگون مستمر ادامه داشت و صدای تیراندازی هم حتی یك لحظه قطع نمی‌شد.»
و ادامه‌ی توصیف آن روزها به همان قلم:
«۲۶ دی ماه۱۳۵۷، به فاصله‌ی چند دقیقه پس از اعلام خبر خروج شاه از ایران توسط رادیو، تقریباً تمام اهالی تهران به خیابان‌ها ریختند و در حالی‌كه فریاد می‌زدند: «شاه رفت»، شهر را یكپارچه به صورت كارناوال شادی درآوردند. مردم یكدیگر را در آغوش می‌كشیدند. اتومبیل‌ها پشت سر هم بوق می‌زدند. شادمانی خودجوش جمعیت، چنان غیره‌منتظره بود كه هر ناظر خارجی را به حیرت وامی‌داشت. انبوه مردم، با سربازان رفتاری برادرانه داشتند. گروهی از تظاهركنندگان، مجسمه‌های شاه و پدرش را پایین می‌كشیدند و در همان حال نیز شعار می‌دادند: حزب ما حزب خداست، خمینی رهبر ماست؛ پیروزی با جمهوری اسلامی است، بعد از شاه نوبت بختیار است.»
همان روز مردم شهرستان‌های مختلف ایران نیز همانند تهرانی‌ها خروج شاه از كشور را با شادمانی فراوان، جشن‌گرفتند و درحالی كه نفرت خود را از شاه اعلام می‌كردند، همه یك صدا؛ در سراسر ایران، فریاد پاینده باد جمهوری اسلامی ایران، سردادند.»
و پایان كار به روایت فریدون هویدا:
«در روز ۲۹ دی۱۳۵۷، میلیون‌ها ایرانی، در خیابان‌های تهران و سایر شهرها راهپیمایی كردند و فریاد «مرگ بر شاه» سردادند. در پایان تظاهرات، مردم تهران، طی قطعنامه‌ای كه صادر شد پیمان بستند، مبارزه‌ی خود را تا استقرار حكومت جمهوری اسلامی در ایران، ادامه دهند و ضمن آن با اعلام غیرقانونی بودن دولت بختیار، از او و نمایندگان مجلس و اعضای شورای سلطنت خواستند تا از مقام خود استعفا بدهند.»
و پایان داستان به قلم مینو صمیمی:
«بختیار در مقابل جمع میلیونی مردم، فقط از حمایت گروه اندكی در میان طبقات متوسط جامعه برخوردار بود. زیرا وقتی كه هواداران بختیار تظاهراتی به نفع او برپا كردند، حضور عده‌ای بالغ بر دو هزار نفر مرد و زن با لباس‌های آخرین مد غربی در این تظاهرات، به همگان نشان داد كه بختیار پایگاه چندانی در بین مردم ندارد و هرگز نمی‌توان امیدی به آینده‌ی حكومتش داشت.»
بدین نحو ۵۳ سال حكومت ناكارآمد و بی‌تدبیر بر كشوری بزرگ و قدرتمند به پایان رسید تا طلیعه‌ی دورانی دیگر نه از جنس گذشته، كه از سنخ ایمان و عمل صالح، نمایان گردد و سال‌ها ارتجاع و عقب‌ماندگی را به دست صاحبان این سرزمین جبران نماید.


منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

احیای کاپیتولاسیون

در تاریخ معاصر ایران، قضاوت كنسولی (كاپیتولاسیون) موضوعی است كه باعث گردید، بیش از یك قرن، استقلال ایران متزلزل گردد. با اعمال كاپیتولاسیون در ایران زمینه های نفوذ بیگانگان فراهم گردید. برقراری كاپیتولاسیون در كشور ما به شكست ایران در جنگ با روسیه و انعقاد قرارداد تركمانچای در ۱۰ فوریه ۱۸۲۸م (۲۴ رجب ۱۲۴۳/ ۲۱ بهمن ۱۲۰۶) بازمی گردد. انعقاد این قرارداد آغاز برقراری رژیم كاپیتولاسیون در ایران به شمار می رود. واژهٔ كاپیتولاسیون از كلمهٔ لاتین capitulare یا كلمهٔ ایتالیایی capitulazione مشتق شده و به معنی انعقاد عهدنامه و قرارداد و یا خود عهدنامه آمده است. كاپیتولاسیون بدون توجه به معنی لغوی آن، در اصطلاح تاریخ حقوق اروپا به اسناد یك جانبه یا عهودی گفته می شود كه به موجب آن حكومت امپراطوری عثمانی، وضع حقوقی بیگانگان مقیم این امپراطوری را تعیین می نمود و امتیازات و معافیتهایی به اتباع دولتهای اروپایی اعطا می كرد. مفهوم عام حقوقی كاپیتولاسیون عبارت است از: پیمانهایی كه حقوق قضاوت كنسولی و حقوق برون مرزی را به كشور دیگری در قلمرو حاكمیت ملی كشور میزبان اعطا می كند.این اقتدارات برون مرزی براساس قرارداد خاص یا استفاده از شرط دول كاملهٔ الوداد (۱) به دست می آید و برطبق آن اتباع بیگانه از شمول قوانین جزایی و مدنی در فلمرو كشور میزبان مستثنی می شدند و رسیدگی به دعاوی حقوقی و جرایم آنها در دادگاههای مخصوص و یا محاكم مختلط یا با حضور كنسول كشور خارجی انجام می گیرد. حمایت كنسولهای خارجی از منافع اتباع خود در رژیم كاپیتولاسیون بسیار وسیع و قدرت اجرایی آنها نیز قابل ملاحظه بود كنسولهای خارجی نه تنها از اتباع كشور خودشان حمایت می كردند بلكه رفته رفته چتر حمایت خود را بر سر اتباع داخلی كشوری كه در آن اقامت داشتند نیز می گستردند و حاكمیت داخلی آن كشور را خدشه دار می كردند. یعنی تمام كارمندانی كه در كنسولگری كار می كردند یا هر كس كه خود را به نحوی وابسته به سفارت یا كنسولگری انگلیس می كرد تحت حمایت كنسول بودند. رژیم كاپیتولاسیون تقریباً از اوایل قاجاریه تا پایان آن ادامه داشت. در زمان انقلاب مشروطه دولت نظامنامه أی منتشر كرد به نام “قانون عدلیه“ این قانون صادركردن هر حكمی دربارهٔ دعاوی و تظلماتی كه در ایران روی می دهد اعم از اینكه اتباع داخلی یا خارجی باشند را به عهدهٔ وزارت عدلیه واگذار كرد. این اولین قدم برای از میان بردن نظام كاپیتولاسیون بود، دومین گام در این راه دو سال قبل از كودتای ۱۲۹۹ش در دولت صمصام السلطنه برداشته شد و دو تصویب نامه به تصویب هیئت دولت رسید ۱. معاهدات، مقاولات و امتیازاتی كه از یك صد سال به این طرف، دولت استبدادی روس و اتباع آن از ایران گرفته اند، تحت فشار و جبر و زور یا به وسیله عوامل غیرمشروعه از قبیل تهدید و تطمیع برخلاف صلاح و صرفه مملكت و ملت شده است و با استناد به قانون اساسی و حق حاكمیت ایران الغاء می گردد. ۲. محاكمات وزارت خارجه باید موقوف و رسیدگی به دعاوی واقعه بین اتباع خارجه و اتباع ایران در محاكمات عدلیه موافق قوانین مملكتی به عمل آید. دولتهای خارجی كه دارای امتیاز كاپیتولاسیون در ایران بودند این تصویب نامه ها را نپذیرفتند. بعد از كودتای انگلیسی ۱۲۹۹ش و روی كار آمدن رضاخان، انگلیسیها از این فرصت استفاده كرده و برای تثبیت بیشتر موقعیت خود در ایران تصمیم گرفتند بعضی از امتیازاتی را كه قبلاً اخذ كرده بودند لغو كنند. لذا در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۶ش از سوی دولت ایران این امتیاز لغو گردید. اما با تمام تبلیغات رژیم پهلوی در مورد الغای كاپیتولاسیون، از آنجا كه منافع كشورهای قدرتمند اقتضا می كرد محمدرضا مجدداً نظام كاپیتولاسیون را در كشور برقرار ساخت. وابستگی رژیم پهلوی به بیگانگان به ویژه آمریكا باعث شد زمینه های احیای كاپیتولاسیون فراهم گردد. پس از جنگ جهانی دوم، نیروهای آمریكا در ایران به عنوان مستشاران نظامی استخدام شدند، آمریكا برای گرفتن حق قضاوت كنسولی برای نیروهایش در ایران قرارداد دفاعی دو جانبه أی با ایران منعقد كرد كه مقدمه أی بود برای گرفتن موافقتنامه قضایی از دولت ایران. آمریكا با این عنوان كه موافقتنامه های بین دو كشور به قدر كافی وضعیت اعضای هیئتهای مستشاری نظامی آن كشور در ایران را مشخص نمی كند درصدد ایجاد یك موافقتنامه برآمدند كه براساس آن علاوه بر مامورین سیاسی، مستشاران نظامی نیز همراه خانوادهٔ آنها از مصونیت قضایی و سیاسی برخوردار گردند. دولت علم یك سال بعد در پاسخ به درخواست، دربارهٔ تعیین وضعیت مستشاران آمریكایی نوشت: “درخصوص اعضای عالیرتبه هیئت مستشاری كه دارای گذرنامهٔ سیاسی می باشند موافقت می گردد كه به نامبردگان مصونیت سیاسی داده شود تا بتوانند ازمصونیتها و امتیازات مربوطه برخوردار شوند و درخصوص بقیهٔ كارمندان هیئتهای مستشاری آمریكا نیز مطالعاتی در جریان است تا برای آنها نیز امتیازات و تسهیلات بیشتری فراهم گردد.“ سیر حوادث موضوع مصونیت سیاسی ـ قضایی مستشاران نظامی آمریكا را تا روی كار آمدن دولت حسنعلی منصور به تعویق انداخت. با انجام انتخابات دورهٔ ۲۱ مجلس، “حسنعلی منصور“ رهبر حزب ایران نوین كه به اصطلاح اكثریت را در انتخابات به دست آورده بود می بایست نخست وزیر شود و دولت علم موظف بود قبل از كناره گیری از قدرت، كلیه مصوبه های هیئت دولت در زمان فترت را برای تصویب مجدد به مجلسین بفرستد. در اول آذر ۱۳۴۲ كندی به قتل رسید و جانسون رئیس جمهور آمریكا شد و سیاستهای آمریكا در مورد ایران تاحدودی تغییر كرد رئیس جمهور جدید بلافاصله طرحی را تصویب كرد كه به موجب آن ایران می توانست ۲۰۰ میلیون دلار اسلحه و مهمات از آمریكا خریداری نماید در ازای آن دولت آمریكا در ۲۷ آذر ۱۳۴۲ به دولت ایران اعلام داشت: “ طبق برداشت سفارت عبارت “اعضا هیئت مستشاری آمریكا در ایران“ دربرگیرندهٔ پرسنل نظامی و غیرنظامی آمریكا عضو وزارت دفاع آمریكا و بستگانشان است.“ تنها چیزی كه باقی می ماند، تصویب پارلمان ایران بود كه انتار نمی رفت خلاف آن عمل كند. در این موقع لایحه كاپیتولاسیون توسط حسنعلی منصور به دو مجلس ارائه شد مجلس سنا طی یك جلسه فوق العاده این لایحه را بررسی كرد و نتیجه را اینگونه اعلام كرد : با توجه به لایحهٔ شماره … دولت و ضمایم آن در تاریخ ۲۱/۱۱/۴۲ به مجلس سنا تقدیم شده است به دولت اجازه داده می شود كه رئیس و اعضای هیئتهای مستشاری نظامی ایالات متحده را در ایران كه به موجب موافقتنامه های مربوطه در استخدام دولت شاهنشاهی می باشند از مصونیتها و معافیتهایی كه شامل كارمندان اداری و فنی موصوف در بند (و) ماده اول قرارداد وین كه در تاریخ ۱۸ آوریل ۱۹۶۱ مطابق ۲۹/۱/۴۰ به امضا رسیده است می باشد برخوردار نماید. و در نهایت روز ۲۱ مهر ۱۳۴۳ این لایحه در مجلس شورای ملی هم به تصویب رسید. امام خمینی در روز چهارم آبان ۱۳۴۳ سخنرانی افشاگرانه أی علیه رژیم پهلوی كرد و مردم را از جزئیات این خیانت مطلع ساخت. امام در این سخنرانی خطاب به ملت ایران گفتند : “قانونی در مجلس بردند كه ما را ملحق به پیمان وین كردند، اگر یك خادم آمریكایی، یك آشپز آمریكایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور كند، زیر پا منكوب كند پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد دادگاههای ایران حق ندارند او را محاكمه كنند! بازپرسی كنند! باید برود آمریكا در آنجا اربابها تكلیف معین كنند. اینان ملت ایران را از سگهای آمریكا پست تر كردند اگر چنانچه كسی سگ آمریكایی را زیر بگیرد بازخواست می شود اگر شاه ایران یك سگ آمریكایی را زیر بگیرد بازخواست می شود ولی چنانچه یك آشپز آمریكایی شاه ایران را زیر بگیرد هیچ كس حق اعتراض به آنها را ندارد…“ با طنین آوای انقلابی امام خمینی در فضای اختناق بار ایران و انعكاس و انتشار نطق تاریخی و اعلامیهٔ افشاگرانه ایشان در میان مردم موج جدیدی از خشم و نفرت علیه رژیم پهلوی سراسر ایران را فراگرفت. دولت آمریكا كه امام خمینی را مانعی جدی بر سر راه تحقق اهداف خود در ایران می دید، از محمدرضا پهلوی خواست كه ایشان را از ایران تبعید نماید. به این ترتیب در روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ امام با یك هواپیمای نظمی ابتدا به آنكارا و سپس به شهر بورسا در غرب تركیه تبعید شد و از آنجا به نجف اشرف مهاجرت نمودند با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و قطع دست بیگانگان از دخالت در امور داخلی كشور كاپیتولاسیون لغو شد.

۱. شرطی است كه معمولاً در عهود تجاری قید گردیده و به موجب آن هر یك از دول امضاكننده عهدنامه از تخفیفات گمركی یا امتیازات تجاری كه بعدها به دولت دیگر ممكن است داده شود بهره مند می گردد. لغت نامه دهخدا

زهره كریمان

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.