چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 17 October, 2018

جولیا رابرتز دوباره رفیق بی کلک می‌شود


جولیا رابرتز دوباره رفیق بی کلک می‌شود
او كه از سال ۲۰۰۴ به بعد در هیچ فیلمی بازی نكرده و بیشتر به خانواده و انجام برخی امور خیریه پرداخته، قصد دارد تا مدتی پس از تولد فرزندش مجددا فعالیت سینمایی خود را از سر بگیرد.
برای بازی در هر فیلمی ۲۰ میلیون دلار می‌گیرد یعنی چیزی در حدود ۱۹ میلیارد تومان! حتی فكر كردن به چنین رقمی هم باعث سرگیجه می‌شود و این تازه دستمزدی است كه جولیا رابرتز فقط برای بازی در یك فیلم می‌گیرد.
با این وجود، خود جولیا رابرتز لذت مادر شدن را به لقای این پول‌ها ترجیح می‌دهد. رابرتز ۳۹ ساله كه در حدود دو سال پیش صاحب دو فرزند دوقلو شده بود، طی یك سال گذشته تلاش‌های زیادی برای بارداری مجدد انجام داد و درست هنگامی كه كم‌كم امید داشتن یك فرزند دیگر را از دست می‌داد، متوجه شد كه می‌تواند هفت، هشت ماه دیگر فرزند سومش را هم داشته باشد.
بدون تردید فرزند سوم جولیا رابرتز در یك كلینیك پیشرفته و با مراقبت‌های پزشكی دقیق به دنیا خواهد آمد.
این در حالی است كه پدر و مادر خود جولیا رابرتز پول كافی برای پرداخت هزینه به دنیا آمدن وی را نداشته و در این باره از همسر مارتین لوتركینگ كمك خواسته بودند.
به این ترتیب، معلوم می‌شود كه جولیا رابرتز دوران كودكی سختی داشته است. سختی زندگی او از آنجا معلوم می‌شود كه پدر و مادرش هنگامی كه فقط ۴ سال داشته از هم جدا می‌شوند و پدر او شش سال بعد در اثر سرطان فوت می‌كند ولی سختی‌های زندگی به جای آنكه مانع ترقی جولیا شوند، موجب می‌شد كه وی انگیزه مضاعفی برای مبارزه با مشكلات پیدا كند.
جولیا به دلیل علاقه فراوانش به حیوانات، در ابتدا دوست داشت كه دامپزشك شود ولی پس از پایان دبیرستان، با یك چرخش ۱۸۰ درجه‌ای رشته روزنامه‌نگاری را انتخاب می‌كند.
وی در همین دوران پس از اطلاع از میل فراوانش به هنرپیشگی، به دعوت برادرش به نیویورك رفت و همراه با وی در فیلمی به نام (خون سرخ) بازی كرد. جولیا رابرتز در ادامه، به كلاس‌های بازیگری رفت و اصول هنرپیشگی را فراگرفت.
رابرتز كار جدی‌اش را در فیلم‌های هالیوودی با بازی در فیلم (ماگنولیاهای فلزی) در سال ۱۹۸۹ آغاز كرد و هنرمندی‌اش موجب شد تا نامزد دریافت جایزه اسكار بهترین هنرپیشه زن نقش دوم شود. این موضوع توجه بسیاری از كارگردان‌های هالیوود را به سوی یك ستاره نوظهور جلب كرد و سال بعد جولیا با بازی فوق‌العاده‌اش در فیلم (زن زیبا)( ۱۹۹۰) دارای شهرت جهانی شد. علاوه بر این، او برای بازی در این فیلم مجددا نامزد دریافت جایزه اسكار (این بار به عنوان هنرپیشه نقش اول زن) شد.
پس از موفقیت زن زیبا، رابرتز در بسیاری از فیلم‌های معروف سینما از جمله <عروسی بهترین دوستم(۱۹۹۷) و ناتینگ هیل (۱۹۹۹) به هنرمندی پرداخت و كم‌كم به عنوان یك فوق‌ستاره جای خود را در میان هنرپیشه‌های برتر تاریخ سینما باز كرد. او در سال ۲۰۰۱ بالاخره موفق شد جایزه اسكار بهترین هنرپیشه زن نقش اول را برای بازی در فیلم جالب (ارین بروكوویچ) دریافت كند.
جولیا رابرتز برای بازی در فیلم ارین بروكوویچ حدود ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت و اولین بازیگر زنی ‌شد‌ كه ‌به ‌كلوپ ۲۰ میلیون‌ دلاری‌ها پیوسته است. وی پس از موفقیت ارین بروكوویچ، در چند فیلم برجسته استیون سودربرگ از جمله (یازده یار اوشن)( همراه با براد پیت و جورج كلونی)،(دوازده یار اوشن) و (كاملا رو به جلو) بازی كرد. بازی او به‌عنوان یكی از مطرح‌ترین چهره‌های تاریخ سینما در هر فیلمی فروش آن فیلم را در گیشه تضمین می‌كند.
بد نیست بدانید تنها فیلم‌های زن زیبا، عروس فراری و یازده یار اوشن در مجموع چیزی در حدود دو میلیارد دلار درآمد جهانی داشته‌اند، رابرتز بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ و در چهار سال پیاپی مقام اول را در فهرست درآمد هنرپیشه‌های زن به دست آورد. منابع موثق ثروت شخصی رابرتز تا اواخر سال ۲۰۰۶ را چیزی در حدود ۱۴۰ میلیون دلار تخمین زده‌اند.
با وجود تمامی موارد فوق، جولیا رابرتز همیشه به دنبال یك زندگی خانوادگی آرام بوده است. وی یك‌بار در سال ۱۹۹۳ ازدواج می‌كند ولی این رابطه در سال ۱۹۹۵ به طلاق منجر می‌شود. در سال ۲۰۰۰، وی سرصحنه یكی از فیلم‌هایش با <رنی مودر> كه از فیلمبرداران برجسته سینماست آشنا شده و در سال ۲۰۰۲ با وی عروسی می‌كند.
این زوج خوشبخت دو سال بعد و در سال ۲۰۰۴ صاحب دو بچه دوقلو می‌شوند. پس از آن، جولیا كه خیلی بچه دوست دارد، تلاش زیادی كرد تا با وجود بالا رفتن سن، بچه سومی هم داشته باشد و چندی پیش متوجه علایم بارداری در خودش شد.
متخصصان علایمی نظیر تأخیر در قاعدگی به مدت بیش از ۱۰ روز، تهوع و استفراغ (كه در هفته دوم تا دوازدهم بارداری به‌طور قابل ملاحظه‌ای دیده می‌شود)، علایم ادراری نظیر شب‌ادراری یا تكرر ادرار و برخی مشكلات پستانی مثل درد را به‌عنوان علایم فرضی بارداری مطرح كرده‌اند.
در این صورت، با انجام بررسی‌هایی مانند اندازه‌گیری هورمون HCG، معاینه و در صورت لزوم انجام سونوگرافی، وجود جنین را تأیید می‌كنند. شنیدن صدای ضربان قلب جنین، لمس جنین به وسیله معاینه‌كننده (پس از ۲۲ هفته از شروع بارداری) و برخی روش‌های دیگر از جمله مواردی هستند كه علایم مثبت یا قطعی بارداری را نشان می‌دهند.
جولیا رابرتز با انجام بررسی‌های فوق متوجه شد كه می‌تواند فرزند سومش را هم در تابستان سال آینده داشته باشد. او كه از سال ۲۰۰۴ به بعد در هیچ فیلمی بازی نكرده و بیشتر به خانواده و انجام برخی امور خیریه پرداخته، قصد دارد تا مدتی پس از تولد فرزندش مجددا فعالیت سینمایی خود را از سر بگیرد. البته وی قرار است در این بین همراه با تام هنكس در فیلم (جنگ چارلی ویلسون) بازی كند.‌

دكتر بابك هوشمند

منبع : روزنامه سلامت

مطالب مرتبط

گفتگو با پنه لوپه کروز

گفتگو با پنه لوپه کروز
این گفتگو در چهل و چهارمین فستیوال فیلم نیویورک توسط Brad Balfour صورت گرفته است که ترجمه خلاصه شده آن در زیر قرار دارد.
اگر یک کارگردان وجود داشته باشد که دغدغه کارهای پنه لوپه را داشته باشد، او کسی نیست جز آلمودووار. زمانیکه کروز همکاری خود با آلمودووار را آغاز کرد تنها ۱۷ سال داشت و در آن زمان او ناشناخته و آماتور بود. اما اکنون در سن ۳۲ سالگی او تبدیل شده به انتخاب اول آلمودووار در ایفای نقشی جذاب و مشکل.
▪ بازگشت بعنوان یکی از بهترین کارهای آلمودووار تا به امروز شناخته شده.
ـ کروز: پدرو با این فیلم نشان داد که چطور می‌توان بدون داشتن یک داستان عاشقانه معمولی، بدور از هیاهو، بدون استفاده از صحنه‌های اکشن و بدون استفاده از شیوه کارگردانی که بیشتر مخاطب جوان را نشانه می‌رود، می‌توان فیلمی موفق ساخت. این یک کلاس آموزشی‌ است. پدرو هیچگاه مخاطب‌های خود را کودن فرض نمی‌کند . به آنها ارج می‌گذارد. او با همه جور آدمی از هر سن، جنس و نژادی رابطه برقرار می‌کند. برای نمایش این فیلم به کشورهای مختلفی سفر کردیم. واکنشها هیجان انگیز بود. با هرکسی که صحبت کردم بازگشت را دوست داشت، حتی نوجوانان.
▪ در نقش ریموندا که با اداره کردن رستوران به بلوغ شخصی می‌رسد، به نظر تو با بازی نقش مادر، خودت را به بلوغ رساندی.
ـ کروز: من اکنون ۳۲ سال دارم و هنوز جوان هستم. اما احساس می‌کنم که در جریان تغییری قرار گرفته‌ام که باعث می‌شود نقشهایی را که به دلایلی واضح در سالهای قبل از عهده بازی آنها بر نمی‌آمدم را بازی کنم. بسیار خوشحالم که توانسته‌ام نقش یک زن کامل را بازی کنم. من بازیگری را از سن نوجوانی شروع کردم و همیشه نقشهایم متناسب با سنم بوده است. من توانستم نقش مادر دختری نوجوان را بازی کنم چراکه شخصیت من توانست به او در سن چهارده سالگی زندگی دوباره بدهد. ریموندا احساسی‌ترین نقشی است که تابحال بازی کرده‌ام. من در این فیلم توسط بسیاری دیده شدم، چراکه این فیلم پدرو است و او مخاطبان بسیاری در دنیا دارد.
▪ پس عقیده دارید که بازی در نقشهایی که تابحال در آنها ظاهر نشده‌اید به شما کمک کرده.
ـ این بمانند نیرویی است که مرا در مسیری به جلو می‌برد. من اکنون از آنچه درباره فیلم نوشته می‌شود آگاه می‌شوم و این باعث رشد فکر و گسترش تخیل من می شود که بدانم چه نقشهایی را می‌توانم بازی کنم. همه می‌گویند: "اوه! ما نمی‌دانستیم او می‌تواند چنین نقشی را بازی کند." آنچه که من درباره پدرو دوست دارم همین است که او نقشی را که هیچگاه تجربه‌ای در آن نداری را به تو می‌سپارد. او با همه بازیگرانش این کار را انجام می دهد. تا به حال سه تجربه فیلم با آلمودووار داشته‌ام و این کار را انجام داده است. او با دادن مسئولیت نقشهای این چنین سنگین کمک بزرگی به حرفه من کرده است. من از ترسی که در طول بازی در این فیلم داشتم لذت بردم. اینکه می‌دانی چه مسئولیت سنگینی داری و باید بخوبی از عهده آن بر آیی. می‌دانستم هر دقیقه این فیلم پرمخاطره است و این چیزی است که من درباره بازیگری می‌پسندم.
▪ پدرو نسبت به تو چه شناختی داشت که باعث شد تو را بعنوان بازیگر نقش ریموندا انتخاب کند؟
ـ برای بازی نقش ریموندا، بازیگر باید بداند که چطور جنبه‌های متفاوت خودش را و نقاط ضعف و قدرتش را نمایش دهد. پدرو همیشه می‌گفت به دنبال کسی است که ذره‌ای از چنین تضادهایی در وجودش باشد. او مرا انتخاب کرد چون می‌دانست من در حالیکه می‌توانم در مواردی قوی عمل کنم در مواردی دیگر آسیب پذیر هستم. او می‌داند که من زیاد گریه می‌کنم. حتی گاهی از دیدن آگهی تبلیغاتی به گریه می‌افتم و همچنین او می‌داند که اگر لازم باشد به نهایت قوی خواهم بود. پدرو مرا بخوبی می‌شناخت و می‌دانست که من تمام لایه‌های شخصیت ریموندا را درک خواهم کرد.
▪ مردها در بازگشت اضافی به نظر می‌رسند. حتی انگار تاریخ مصرف دارند. رهبران این فیلم چهار زن از یک خانواده هستند. ریموندا، خواهرش، دخترش، و مادرش. حتی نقشهای مکمل هم زن هستند. آیا این جمع زنانه به اجرای نقش کمکی کرد؟
ـ این خیلی عالی است که من در فیلمی که متعلق است به زنان، به مادران، به استقلال زنان و به خانواده زنان چنین نقشی را بازی می‌کنم. در فیلم تنها چهار زن وجود ندارند، بلکه زنهای همسایه و دهکده نیز حضور دارند. فکر می‌کنم وجود چنین فیلمهایی بسیار لازم است. همچنین نقشهایی پر از زنان باید نوشته شود، مشابه کاری که پدرو انجام داده. باعث افتخار من است که در این فیلم در کنار بازیگران با استعدادی حضور داشته‌ام، به خصوص کارمن ماورا که یک افسانه است.
▪ مشاهده رابطه پدرو و کارمن بعد از ۱۷ سال عدم همکاری چطور بود؟ چه نکته خاصی در این رابطه وجود داشت؟
ـ در تمرینهای اولیه من احساس یک جاسوس را داشتم. می‌دانید؟ سعی می‌کردم تمرکز کنم، اما مدام به آنها نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم اوه این دو نفر زوج افسانه‌ای هستند که در هفت فیلم با هم همکاری نموده‌اند و بعد ارتباطشان برای بیست سال قطع شده و اکنون من شاهد این رابطه دوباره هستم. من احساس می‌کردم که مخاطب خارجی هستم و این باعث می‌شد که تمرکزم را از دست بدهم. بسیار شگفت انگیز بود که بعد از این مدت هردوی آنها خیلی راحت با هم کار می‌کردند. بعد از این زمان جدایی آنها کاملن درک متقابلی از یکدیگر داشتند و بخوبی همدیگر را درک می‌کردند.بعد از این ماجرا به این نتیجه رسیدم که اگر دو نفر هماهنگی لازم در کار را داشته باشند، احتیاجی نیست که همه وقت را با همدیگر بگذرانند. حتی سالها جدایی نیز تاثیری نخواهد داشت.
▪ تمرینات و آمادگی تو برای فیلم، با پدرو چطور بود؟
ـ کار با او خیلی خاص و طاقت فرساست اما من عاشق این وضعیت بودم. اگر او از چیزی ناراضی باشد، خیلی راحت آن را مطرح می‌کند و اگر راضی باشد می‌گوید خوب است همین را نگه دار. بنابراین او همیشه شما را در مسیر صحیح هدایت می‌کند. ما مدت زیادی در دفتر پدرو می‌نشستیم و درباره نقشها و فیلمنامه صحبت می‌کردیم. این جریان چند ماه طول کشید.
برای درک اینکه ریموندا چطور زندگی می‌کند، من باید کارهای زیادی را که یک زن در خانه و نه در هتل انجام می‌دهد یاد می‌گرفتم. من باید به همه این کارها بازمی‌گشتم و این برایم عالی بود. من آموزش آشپزی دیدم، چرا که باید خیلی حرفه‌ای این کار را می‌کردم. همچنین درسهایی از خواندن فلامینگو را فراگرفتم چون باید در قسمتی از فیلم نشان می‌دادم که می‌خوانم و چون ریموندا یک خانم خانه تمیز کن بود، من خیلی خانه خودم را تمیز می‌کردم که این خانواده‌ام را نگران کرده بود.
آنها فکر می‌کردند من دچار وسواس شده‌ام چرا که به خانه می‌رفتم و می‌گفتم جارو را به من بدهید، بگذارید ظرفها را من می‌شویم. پدرو هیچگاه به من نگفت که این کارها را انجام بدهم، اما می‌دانستم که جلوی دوربین باید کارم را درست انجام دهم وگرنه پدرو به شدت عصبانی می‌شود.
▪ وقتی فیلم برداری را شروع کردید آیا تغییر در روش بازی و نوع صدا برایتان مشکل بود؟
ـ بعد از سه ماه تمرین من همه آنچه که می‌بایست راجع به ریموندا می‌دانستم را بدست آورده بودم. فکر می‌کردم من با او ارتباط لازم را برقرار کرده‌ام و فهمیده‌ام که چطور او را بازی کنم. بنابراین من همه آنچه که راجع به کار و تکنیک می‌دانستم را کنار گذاشتم و تنها با درکی درونی فقط به بازی پرداختم. روزهایی بود که گاهی در یک رومجبور بودیم تا چند ژانر مختلف را بازی کنیم. بعنوان مثال صبح کمدی و درام بازی می‌کردیم، بعد از ظهر ملودرام و کمدی. برای انجام این کار، من می‌بایست تنها روی یک حرکت تمرکز می‌کردم و این همان شکل زندگی ریموندا است. اگر ریموندا در روز اینهمه تغییر نکند خواهد مرد. او چاره‌ی دیگری ندارد. او با مشکلات زیادی روبرو است، باید مراقب خیلی چیزها باشد و تنها راه بقای او انجام دادن یک کار در لحظه است.
▪ شما اشاره کردید که ریموندا احساسی ترین نقشی بوده که بازی کرده‌اید. به نظر شما ریموندا چطور شخصیتی است؟
ـ او دیوانه نیست، اما از نظر احساسی خیلی بالا و پایین می‌شود. من توانستم در رفتار آشفته او نظمی را بیابم. او در نوجوانی ضربه روحی شدیدی خرده است، بنابراین باید فکر کرد که چنین شخصیتی در آن زمان با چه شرایطی روبرو شده و آن اتفاقها چه تاثیری در رفتار امروز او دارد. در واقع برای ریموندا اتفاقی ناگوار رخ داده اما او هیچگاه یک قربانی نبوده و این ممکن است تنها برای ریموندا صادق باشد.
زمانیکه دختر ریموندا به او می‌گوید پدرش که قصد تجاوز به او داشته را کشته،‌ ریموندا این اتفاق را می‌پذیرد و برای مخفی کردن جنازه اقدام می‌کند.
با اتفاقی که بین همسر و دخترش رخ می‌دهد، تمام گذشته ریموندا برایش زنده می‌شود. هنگامیکه او خون را پاک می‌کند، کسی در می‌زند و همسایه می‌پرسد اتفاقی افتاده؟ بعد تلفن زنگ می‌زند و مشکلات بیشتر و این جریان روزها ادامه داشت. من ترسیده بودم و نمی‌دانستم چطور باید از یک صحنه به صحنه دیگر رفت. قبل‌تر هم گفتم ریتم کار خیلی تغییر می‌کرد.
هنر پدرو اینجاست که او شما را به این باور می‌رساند که همه این اتفاقات می‌تواند برای یک نفر و در یک روز بیافتد.
▪ ریموندا با اینکه زندگی شلوغ و پر حرج و مرجی دارد اما هر صبح زمانی برای آرایش خود صرف می‌کند.
ـ او در روز چهار کار انجام می‌دهد. اما هر صبح پانزده دقیقه به خودش فرصت می‌دهد تا تصویر دلخواه خودش را ایجاد نماید. من زنهای بسیاری مثل ریموندا را می‌شناسم که در حومه مادرید زندگی می‌کنند. من با این دست از زنها زندگی کرده‌ام چرا که خودم از خانواده‌ای از همین سطح هستم. محل زندگی ریموندا مشابه محل جایی است که من بزرگ شدم. پشت این وقت گذاشتن ریموندا برای خود معنی مخفی شده و این مهم نیست که او کجا کار می‌کند، سالن فرودگاه را تمیز کند یا یک حمام را بشوید. من زنهای زیاد مشابهی را می‌شناسم و به آنها احترام می‌گذارم چرا که آنها به خودشان احترام می‌گذارند.

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی