چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 15 August, 2018

جولیا رابرتز دوباره رفیق بی کلک می‌شود


جولیا رابرتز دوباره رفیق بی کلک می‌شود
او كه از سال ۲۰۰۴ به بعد در هیچ فیلمی بازی نكرده و بیشتر به خانواده و انجام برخی امور خیریه پرداخته، قصد دارد تا مدتی پس از تولد فرزندش مجددا فعالیت سینمایی خود را از سر بگیرد.
برای بازی در هر فیلمی ۲۰ میلیون دلار می‌گیرد یعنی چیزی در حدود ۱۹ میلیارد تومان! حتی فكر كردن به چنین رقمی هم باعث سرگیجه می‌شود و این تازه دستمزدی است كه جولیا رابرتز فقط برای بازی در یك فیلم می‌گیرد.
با این وجود، خود جولیا رابرتز لذت مادر شدن را به لقای این پول‌ها ترجیح می‌دهد. رابرتز ۳۹ ساله كه در حدود دو سال پیش صاحب دو فرزند دوقلو شده بود، طی یك سال گذشته تلاش‌های زیادی برای بارداری مجدد انجام داد و درست هنگامی كه كم‌كم امید داشتن یك فرزند دیگر را از دست می‌داد، متوجه شد كه می‌تواند هفت، هشت ماه دیگر فرزند سومش را هم داشته باشد.
بدون تردید فرزند سوم جولیا رابرتز در یك كلینیك پیشرفته و با مراقبت‌های پزشكی دقیق به دنیا خواهد آمد.
این در حالی است كه پدر و مادر خود جولیا رابرتز پول كافی برای پرداخت هزینه به دنیا آمدن وی را نداشته و در این باره از همسر مارتین لوتركینگ كمك خواسته بودند.
به این ترتیب، معلوم می‌شود كه جولیا رابرتز دوران كودكی سختی داشته است. سختی زندگی او از آنجا معلوم می‌شود كه پدر و مادرش هنگامی كه فقط ۴ سال داشته از هم جدا می‌شوند و پدر او شش سال بعد در اثر سرطان فوت می‌كند ولی سختی‌های زندگی به جای آنكه مانع ترقی جولیا شوند، موجب می‌شد كه وی انگیزه مضاعفی برای مبارزه با مشكلات پیدا كند.
جولیا به دلیل علاقه فراوانش به حیوانات، در ابتدا دوست داشت كه دامپزشك شود ولی پس از پایان دبیرستان، با یك چرخش ۱۸۰ درجه‌ای رشته روزنامه‌نگاری را انتخاب می‌كند.
وی در همین دوران پس از اطلاع از میل فراوانش به هنرپیشگی، به دعوت برادرش به نیویورك رفت و همراه با وی در فیلمی به نام (خون سرخ) بازی كرد. جولیا رابرتز در ادامه، به كلاس‌های بازیگری رفت و اصول هنرپیشگی را فراگرفت.
رابرتز كار جدی‌اش را در فیلم‌های هالیوودی با بازی در فیلم (ماگنولیاهای فلزی) در سال ۱۹۸۹ آغاز كرد و هنرمندی‌اش موجب شد تا نامزد دریافت جایزه اسكار بهترین هنرپیشه زن نقش دوم شود. این موضوع توجه بسیاری از كارگردان‌های هالیوود را به سوی یك ستاره نوظهور جلب كرد و سال بعد جولیا با بازی فوق‌العاده‌اش در فیلم (زن زیبا)( ۱۹۹۰) دارای شهرت جهانی شد. علاوه بر این، او برای بازی در این فیلم مجددا نامزد دریافت جایزه اسكار (این بار به عنوان هنرپیشه نقش اول زن) شد.
پس از موفقیت زن زیبا، رابرتز در بسیاری از فیلم‌های معروف سینما از جمله <عروسی بهترین دوستم(۱۹۹۷) و ناتینگ هیل (۱۹۹۹) به هنرمندی پرداخت و كم‌كم به عنوان یك فوق‌ستاره جای خود را در میان هنرپیشه‌های برتر تاریخ سینما باز كرد. او در سال ۲۰۰۱ بالاخره موفق شد جایزه اسكار بهترین هنرپیشه زن نقش اول را برای بازی در فیلم جالب (ارین بروكوویچ) دریافت كند.
جولیا رابرتز برای بازی در فیلم ارین بروكوویچ حدود ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت و اولین بازیگر زنی ‌شد‌ كه ‌به ‌كلوپ ۲۰ میلیون‌ دلاری‌ها پیوسته است. وی پس از موفقیت ارین بروكوویچ، در چند فیلم برجسته استیون سودربرگ از جمله (یازده یار اوشن)( همراه با براد پیت و جورج كلونی)،(دوازده یار اوشن) و (كاملا رو به جلو) بازی كرد. بازی او به‌عنوان یكی از مطرح‌ترین چهره‌های تاریخ سینما در هر فیلمی فروش آن فیلم را در گیشه تضمین می‌كند.
بد نیست بدانید تنها فیلم‌های زن زیبا، عروس فراری و یازده یار اوشن در مجموع چیزی در حدود دو میلیارد دلار درآمد جهانی داشته‌اند، رابرتز بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ و در چهار سال پیاپی مقام اول را در فهرست درآمد هنرپیشه‌های زن به دست آورد. منابع موثق ثروت شخصی رابرتز تا اواخر سال ۲۰۰۶ را چیزی در حدود ۱۴۰ میلیون دلار تخمین زده‌اند.
با وجود تمامی موارد فوق، جولیا رابرتز همیشه به دنبال یك زندگی خانوادگی آرام بوده است. وی یك‌بار در سال ۱۹۹۳ ازدواج می‌كند ولی این رابطه در سال ۱۹۹۵ به طلاق منجر می‌شود. در سال ۲۰۰۰، وی سرصحنه یكی از فیلم‌هایش با <رنی مودر> كه از فیلمبرداران برجسته سینماست آشنا شده و در سال ۲۰۰۲ با وی عروسی می‌كند.
این زوج خوشبخت دو سال بعد و در سال ۲۰۰۴ صاحب دو بچه دوقلو می‌شوند. پس از آن، جولیا كه خیلی بچه دوست دارد، تلاش زیادی كرد تا با وجود بالا رفتن سن، بچه سومی هم داشته باشد و چندی پیش متوجه علایم بارداری در خودش شد.
متخصصان علایمی نظیر تأخیر در قاعدگی به مدت بیش از ۱۰ روز، تهوع و استفراغ (كه در هفته دوم تا دوازدهم بارداری به‌طور قابل ملاحظه‌ای دیده می‌شود)، علایم ادراری نظیر شب‌ادراری یا تكرر ادرار و برخی مشكلات پستانی مثل درد را به‌عنوان علایم فرضی بارداری مطرح كرده‌اند.
در این صورت، با انجام بررسی‌هایی مانند اندازه‌گیری هورمون HCG، معاینه و در صورت لزوم انجام سونوگرافی، وجود جنین را تأیید می‌كنند. شنیدن صدای ضربان قلب جنین، لمس جنین به وسیله معاینه‌كننده (پس از ۲۲ هفته از شروع بارداری) و برخی روش‌های دیگر از جمله مواردی هستند كه علایم مثبت یا قطعی بارداری را نشان می‌دهند.
جولیا رابرتز با انجام بررسی‌های فوق متوجه شد كه می‌تواند فرزند سومش را هم در تابستان سال آینده داشته باشد. او كه از سال ۲۰۰۴ به بعد در هیچ فیلمی بازی نكرده و بیشتر به خانواده و انجام برخی امور خیریه پرداخته، قصد دارد تا مدتی پس از تولد فرزندش مجددا فعالیت سینمایی خود را از سر بگیرد. البته وی قرار است در این بین همراه با تام هنكس در فیلم (جنگ چارلی ویلسون) بازی كند.‌

دكتر بابك هوشمند

منبع : روزنامه سلامت

مطالب مرتبط

اینگرید برگمن، بانوی همیشه ماندگار تاریخ سینما

اینگرید برگمن، بانوی همیشه ماندگار تاریخ سینما
اینگرید برگمن با بازی در چندین نقش ماندگار نام خود را برای همیشه در تاریخ سینما ماندگار کرده است. اگر علاقه مند به دانستن زندگینامه اینگرید برگمن هستید می توانید به خواندن این مطلب بپردازید.
در طی سالهای مختلف چهره های گوناگونی بر پرده عریض سینما ظهور کرده و به اوج رسیدند. بسیاری از آنان با به جای گذاشتن آثاری بدیع و خارق العاده میراثی برجای گذاشتند که امروز به عنوان گنجینه ای عظیم و گرانبها برای تمامی دوستداران سینما است.
در میان این نامهای بزرگ و به نوعی اسطوره های افسانه ای سینما بدون شک اینگرید برگمن جایگاه ویژه ای دارد. این بازیگر سوئدی با استعداد خارق العاده اش و اشتیاقی که برای بازیگری داشت توانست به جایگاهی دست پیدا کند که از او به عنوان یکی از سه بازیگر زن برتر در تاریخ سینما یاد شود.
● زندگینامه
اینگرید برگمن در ۲۹ آگوست ۱۹۱۵ در استکهلم سوئد به دنیا آمد. او در همان کودکی و در سه سالگی مادرش را از دست داد. فقدان مادر باعث دلبستگی شدید او به پدرش شد که یک عکاس بود. اما در ۱۳ سالگی اینگرید، پدرش را هم از دست دادو عمویش سرپرستی او را به عهده گرفت.
علاقه وافر اینگرید به بازیگری تا بدان جا پیشرفت که در سال ۱۹۳۳ وارد مدرسه سلطنتی هنرهای دراماتیک در استکهلم شود. چهره زیبا و معصومش باعث شد که در سال ۱۹۳۴ و در حالیکه فقط سه ماه از حضورش در مدرسه هنر می گذشت اولین نقش سینمایی اش را در جلوی دور بین و در نمایشی با عنوان عروس راهبه بازی کند.
آغاز شهرت برگمن با نقش آفرینی در فیلم اینترمتزو در سال ۱۹۳۶ رقم خورد. او دراین فیلم نقش مقابل گوستاو اکمان هنرپیشه مورد علاقه اش را اجرا کرد و نامش در سینمای سوئد بر زبانها افتاد. برگمن در سال ۱۹۳۷ با پیتر لیندستروم که یک پزشک جوان بود، ازدواج کرد. ماحصل این پیوند دختری به نام پیا بود.
با نمایش فیلم سوئدی اینترمتزو در سینماهای آمریکا، دیوید سلزنیک تهیه کننده مشهور هالیوودی از او دعوت کرد تا به هالیوود رفته و با او همکاری کند. برگمن این پیشنهاد را پذیرفته و راهی آمریکا شد. بدین ترتیب آغاز دوران طلایی او در هالیوود شکل گرفت.
اولین فیلم برگمن در آمریکا بازی نسخه بازسازی شده آمریکایی اینتر متزو بود. این فیلم در سال ۱۹۳۹ ساخته شد و اینگرید در کنار لزلی هاوارد هنرپیشه نامدار آمریکایی به نقش آفرینی پرداخت. این فیلم تا حدی نام او را به عنوان یک بازیگر تازه وارد با چهره معصوم و دوست داشتنی اش مطرح ساخت.
فیلمهای بعدی برگمن آرام آرام چهره او را به عنوان یک هنرپیشه محبوب مطرح کرد. او با بازی در نقش مقابل بزرگانی چون اسپنسر تریسی در فیلم دکتر جکیل و آقای هاید و رابرت مونتگمری در فیلم شورش در بهشت تجربیاتی متفاوت از کار در هالیوود کسب کرد. اما اوج شهرت و محبوبیت برگمن از سال ۱۹۴۱ با بازی در فیلم کازابلانکا بود. او در این فیلم رمانتیک در کنار همفری بوگارت هنرنمایی کرد و به هنرپیشه درجه یک هالیوود تبدیل شد. برگمن در همان سال با بازی در فیلم زنگها برای که به صدا در می آیند نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
انتظار او برای دست یافتن به اسکار خیلی طول نکشید و در سال ۱۹۴۲ با هنرنمایی در فیلم چراغ گاز به کارگردانی جرج کیوکر به این مهم دست یافت. بدین ترتیب برگمن محبوبتر و مطرح تر از همیشه پله های رشد و موفقیت را یکی یکی طی کرده و در مدت زمان اندکی در اوج قله افتخار قرار گرفت. در ابتدای دهه ۱۹۴۰ برگمن در سفری به اروپا به میان سربازان رفته و با اجرای نمایش زنده به آنان روحیه می داد.
آشنایی او با آلفرد هیچکاک سرآغاز دوره جدیدی از عمر حرفه ای برگمن بود. او تا سال ۱۹۵۰ در سه فیلم استاد به نامهای طلسم شده (۱۹۴۵)، بدنام (۱۹۴۶) و در برج جدی (۱۹۴۹) نقش آفرینی کرد. اینگرید که به محض ورودش به آمریکا قرار بود در فیلمی در نقش ژاندارک بازی کند، به آرزویش رسیده و در سال ۱۹۴۸ با بازی درخشانش در این فیلم به محبوبیتی جهانی دست یافت. اما این موفقیت و شهرت و محبوبیت دوام چندانی نیافت و سرنوشت طور دیگری رقم خورد...
برگمن در بهار سال ۱۹۴۸ و به طور اتفاقی در یکی از سینماهای آمریکا به تماشای فیلمی از روبرتو روسلینی کارگردان مشهور ایتالیایی (که در آن زمان گمنام بود) به نام رم شهر بی دفاع رفت. این فیلم چنان تاثیری روی او گذاشت که در تماسی با روسلینی خواستار بازی در فیلمی به کارگردانی او شد. هرچند که جواب روسلینی دیر به دست اینگرید رسید، اما با حضور خود او در آمریکا و ملاقاتش با برگمن آشنایی بین آنها شکل گرفت.
اینگرید که سخت شیفته شخصیت روسلینی شده بود پیشنهاد او را برای بازی در فیلم استرومبولی در ایتالیا پذیرفت و علیرغم مخالفت همسرش راهی ایتالیا شد. شایعات زیادی مبنی بر رابطه عاشقانه میان آن دو سراسر رسانه های آمریکا را فرا گرفت. این هیاهو و جنجال زمانی به اوج رسید که خبر باردار شدن برگمن نیز شنیده شد. این در حالی بود که برگمن هنوز به طور قانونی از همسر سابقش جدا نشده بود. بدین ترتیب رسوایی ناشی از این بی آبرویی زندگی حرفه ای و شخصی برگمن را تحت الشعاع قرار داده و بانوی اول هالیوود در اوج سقوط کرد. دوران وحشتناک زندگی اینگرید آغاز شده بود.
با این وجود او این حق را از آن خودش می دانست که در مورد زندگی شخصیش تصمیم بگیرد اما از این نکته مهم غافل مانده بود که مقامش و محبوبیتش به حدی بوده که نه تنها به خودش بلکه به جامعه ای که او را به عنوان یک بت و الگو و اسطوره می پرستیدند، تعلق داشته است. بازتاب این ماجرا تا حدی بود که حتی به مجلس سنای آمریکا نیز کشیده شده و یکی از سناتورها به شدت از برگمن انتقاد کرد. با وجود این همه فشار برگمن در کنار آتشفشان استرومبولی و در شرایط سخت محیطی و روحی اولین همکاری مشترکش را با همسرش آغاز کرده بود. نمایش فیلم موفقیت آمیز نبود و انتقاد از این زوج هنری فراتر رفت.
برگمن هفت سال را دور از آمریکا سپری کرد. او از روبرتو روسلینی صاحب دو دختر دوقلو و یک پسر شد. برگمن فعالیت هنری خود را با بازی در جند فیلم از روسلینی ادامه داد. زندگی با روبرتو نیز تجربیات خاص خودش را داشت. در حالیکه همگان بر این عقیده بودند که روسلینی باعث زوال برگمن و ضربه زدن به زندگی حرفه ای او شده است اما خود برگمن اعتقاد داشت که بازی در فیلمهای همسرش بلوغ فکری را برای او به ارمغان آورده است. دیدار اینگرید با دخترش پیا نیز حواشی فراوانی را به همراه داشت.
اینگرید در سراسر اروپا به بازی در روی صحنه تئاتر پرداخت. برگمن با حضورش در فرانسه و اجرای زنده نمایش در صحنه تئاتر رفته رفته و آرام آرام مجددا خود را مطرح کرد. طوری که سالن نمایش هر شب به واسطه حضور او و بازی بی نظیرش لبریز از تماشاگران مشتاق بود. در این زمان بود که اولین پیشنهادات برای بازگشت او به هالیوود پس از گذشت هفت سال مطرح شد. او در این زمان در حال بازی در فیلمی به کارگردانی ژان رنوار بود. اینگرید راهی آمریکا شد. بازگشت او با واکنشهای مختلفی همراه بود. روسلینی مخالف این سفر بود و همین باعث شد تا روابط آنها رو به تیرگی برود. آناستازیا اولین فیلمی بود که برگمن پس از بازگشتش به آمریکا در آن نقش آفرینی کرد. بازی منحصر به فردش در کنار یول براینر باعث شد تا او دومین جایزه اسکارش را هم به دست بیاورد. در این زمان او با لارس اشمیت ازدواج کرد.
اینگرید با نمایش های فوق العاده اش در صحنه بازگشتی موفقیت آمیز داشت و این مسئله با حمایت رسانه ها و مطبوعات با او همراه بود. برگمن در طی این سالها در فیلمهای مختلفی حضور پیدا کرده و با کارگردانهای مختلفی به همکاری پرداخت. او در سال ۱۹۷۲ از سناتوری که پس از ترک آمریکا به او توهین کرده بود انتقاد کرد. همین مسئله باعث شد تا در مجلس سنا در حمایت از او سخنرانی شود.
برگمن با بازی در فیلم قطار سریع السیر شرق اسکار نقش مکمل را نیز دریافت و به ویترین افتخاراتش افزود. او در واپسین روزهای حیات حرفه ایش در فیلم سونات پاییزی ساخته هم وطنش اینگمار برگمان هنرنمایی کرد. این در حالی بود که از ابتلا به سرطان سینه رنج می برد. آخرین حضور برگمن در روی صحنه اجرای نمایشی با عنوان آب های ماه در سال ۱۹۷۹ بود. این هنرمند توانای سینما پس از ۶۷ سال زندگی در سالروز تولدش و در ۲۹ آگوست ۱۹۸۲ چشم از جهان فروبست.
● نکات خواندنی از زندگی برگمن
اینگرید برگمن یک برگ برنده در تمام زندگیش به همراه داشت: او همیشه به نظرات و انتقادات که درباره حرفه و نحوه بازیگریش می­شد احترام می­گذاشت و از آنها استفاده می­کرد. او از تجربیات بازیگران و هنرمندان نامدار تاریخ سینما، حتی در زمانی که در اوج بود، استقبال می­کرد و همین تجربیات را عامل موفقیتش در بازیگری و حرفه­اش می­دانست.
برگمن در اوج عصبانیت خونسردی­اش را حفظ می­کرد. البته گهگاهی او نیز مانند سایر انسانها عصبانی می­شد و حتی پرخاشگری هم می­کرد. اما در مجموع رفتار و خصوصیات اخلاقی­اش بر پایه یک خونسردی خاص بود. او حتی وقتی برای اولین بار در کودکی روی صحنه رفت آنقدر خونسرد بود که حتی خودش هم باور نمی­کرد. او تمام اضطرابها و مشکلات و مصائب حرفه­اش را با خونسردی­اش از بین برده و روی بازیش تمرکز می­کرد.
انسانهای موفق کسانی هستند که در حرفه و کارشان علاوه بر علاقه و پشتکار جدیت نیز داشته باشند. برگمن هیچگاه در طول حرفه اش چه در صحنه تئاتر و چه در بازیگری در سینما جدیتش را از دست نداد. او با جدیت تمام در نقشی که آن را بازی می­کرد فرو میرفت و به قول سینمایی­ها بازی او زیرپوستی بود. شوخی و خنده در محیط خانواده یا در زمان استراحت در بین صحنه­های فیلمبرداری از خصوصیات برگمن بود و معمولا هیچگاه خنده از لبانش محو نمی­شد. اما هنگامی که کار فیلمبرداری آغاز می­شد زبانزد بود. او به قدری برای کارش احترام قائل بود که وقتی صحنه­ای به پایان می­رسید، نزد کارگردان رفته و اظهار می­کرد که صحنه بعدی را بهتر بازی خواهد کرد. این در حالی بود که کارگردان از بازی او به وجد آمده بود ... و نیازی به گرفتن صحنه مجدد نداشت.
در زمانی که دوران ستاره سازی و ستاره سالاری در اوج بود، معمولا بیشتر کارگردانان و تهیه کنندگان با بازیگران به خصوص خانمها مشکل خاصی داشتند. آنها مدام از همه چیز ایراد می­گرفتند و خواستار امکانات و پول و لباسهای گرانبها و گوناگون داشتند اما اینگرید برگمن از همان لحظه ورودش به هالیوود بابت قناعتی که داشت مورد مثل بود.
او در اولین ملاقاتش با همسر دیوید سلزنیک، تهیه کننده بزرگ هالیوودی، او را به تعجب واداشت. چرا که با وجود اینکه دیگر ستارگان هالیوود برای یک بازی در یک فیلم طلب ماشین و بهترین محل اقامت را می­کردند، اینگرید حاضر شد که در همان اتاق بالای استودیوی فیلمبرداری و تنها با یک چمدان سر کند.
ساده بودن نیز یکی دیگر از خصوصیات برگمن بود. جو حاکم بر هالیوود به گونه­ای بود که همه چیز جنبه تجملاتی داشت و همه در پی کسب گوشه­ای از این تجملات بودند. اما برگمن از همان ابتدا که وارد این نظام شد به سادگی رو آورد. ساده زندگی می­کرد، ساده لباس می­پوشید حتی زمانی که با روبرتو روسلینی آشنا شد، روسلینی از اینکه او پالتوی پوست خز نداشت به او خرده گرفت و به زور برای او یک پالتو خرید زیرا عقیده داشت که همه بازیگران زن سینما در آن زمان پالتو پوست خز دارند و اینگرید نیز باید داشته باشد.
پشتکار و علاقه شدید اینگرید به کار و حرفه­اش می­تواند برای هر کسی یک الگوی بزرک باشد. پشتکار برگمن در زمانی که در آغاز راه هنر بود جالب توجه است. او با وجود مخالفت عمویش که بعد از فوت پدر سرپرستی او رابر عهده گرفت، با پشتکاری که داشت وارد عالم سینما شد. بعد از آن رسوایی بزرگ که در زمان ازدواجش با روسلینی و به طبع بعد از باردارشدنش برایش به وجود آمد، مطمئنا هر کس جای برگمن بود دیگر بازگشتی نداشت. اما او با تلاش فراوان و پشتکار مثال زدنی­اش دوباره از افول به اوج بازگشت.شاید هر یک از ما به هنر، کار، یا حرفهای عشق داشته باشیم اما عشق واقعی ما به آن زمانی ثابت می شود که نمود پیدا کند. برگمن عاشق سینما و عاشق حرفه اش بود گاهی اوقات پیش می آمد که هیچ پیشنهادی جهت بازیگری دریافت نمی کرد و برخی مواقع ناچار بود که دو سه ماهی را بیکار بگذراند که این برایش دیوانه کننده بود.
عشق به صحنه و عشق به بازی در وجودش مثل یک کوه آتشفشان فوران می کرد. بدترین لحظات برای او دوران بیکاریش بود. بارها شده بود که از خود مایه گذاشته تا مشکلات ناشی از عوامل مختلف را برطرف کرده تا کار فیلمبرداری ادامه یافته و وقفه ای ایجاد نشود. این عشق و علاقه تا بدان جا پیش رفت که زندگی آرام و حرفه در اوجش را به عشق بازی در فیلم هنری یک ایتالیایی ناشناس (روسلینی) فدا کرد تا تجربه ای متفاوت را در عالم بازیگری کسب کند.
هر انسانی در زندگیش کمتر صاحب فرصت و موقعیت های مناسب می شود و اگر از همین اندک فرصت ها نهایت استفاده را ببرد مطمئنا انسان موفقی است.
اینگرید نیز از آن دسته انسانهایی بود که از یکی از آن موقعیتها به خوبی استفاده کرد. او در زمانی که به تازگی وارد مدرسه هنرهای دراماتیک استکهلم شده بود به طور اتفاقی مورد پسند گوستاو مولاندر کارگردان سوئدی قرار گرفت. پس از بازی موفقیت آمیز در فیلم عروس راهبه ها مورد توجه و پسند تهیه کنندگان و کارگردانهای مختلفی قرار گرفت اما مدیر کالج با رفتن او شدیدا مخالفت کرد. در نهایت برگمن با فرصت طلبی بهترین تصمیم را گرفته و پس از ترک کالج قدم در راهی گذاشت که شاید هیچ یک از هم دوره هایش به نزدیکی آن هم نرسیدند.
برگمن زمانی وارد هالیوود شد که بسیاری از بزرگان عالم سینما اعم از بازیگر و تهیه کننده در آنجا مشغول به کار بودند. نظام حاکم بر آنجا نیز فقط بر پایه پول و سرمایه بود. فروش خوب یک فیلم تضمین کننده موفقیت کلیه عوامل آن بود. تهیه کنندگان برای رسیدن به فروش بیشتر از هیچ دروغ و افترا و عمل نادرستی ابا نمی کردند. در چنین جوی برگمن سعی کرد تا متفاوت بوده و صداقت و روراستی خود را حفظ کند. این طرز فکر و رفتار برای همه تهیه کنندگان عجیب و باور نکردنی بود. اما برگمن در کل دوران بازیگریش همیشه متانت و صداقتش را حفظ نمود واین نکته از جمله مثبت ترین خصوصیات برگمن بود.
هر کسی در جایگاه و موقعیت برگمن بود مطمئنا وقت و فرصتی برای بودن در خانه و در کنار خانواده پیدا نمی کرد. بسیاری از بازیگران بزرگ سینما بوده و هستند که از این نکته مستثنی نیستند. اما اینگرید با وجود فشار شدید کاری رابطه گرم و صمیمی در داخل خانواده ایجاد می کرد. طوری که پیا لیندستروم که دختر او از همسر اولش بود به واسطه حضور مادرش سالها در خانواده روسلینی و در کنار خواهران و برادر ناتنی اش بدون هیچ مشکلی زندگی می کرد. در حقیقت برگمن با وجود کار فراوان و حرفه وقتگیری که داشت از کوچکترین فرصتی برای حضور در جمع خانواده و ایجاد پیوند مستحکم بین اعضای آن کوتاهی نمی کرد. او حتی چندین پیشنهاد بزرگ را به خاطر خانواده اش رد کرد.
انسانهایی که دارای شخصیتی مثبت باشند همواره زبانزد هستند. به قولی اینگونه انسانها همیشه موج مثبت می دهند. اینگرید نیز با اخلاق خوب و مثبتی که داشت در نزد بسیاری از مردم چهره ای دوست داشتنی بود. فیزیک چهره و معصومیت و سادگی نهفته در آن نیز به این ویژگی برگمن جان می بخشید. با وجود رسوایی اخلاقی که برایش پیش آمد و حتی با وجودی که بسیاری از مردم آمریکا در ابتدا با او بد شدند اما پس از بازگشتش به آمریکا همه چیز به فراموشی سپرده شد. زیرا اینگرید برگمن شخصیتی مثبت و دوست داشتنی داشت. برگمن پس از بازی در نقش ژاندارک در اروپا و خصوصا در فرانسه محبوبیتی بسیار پیدا کرد بطوریکه حتی در برخی از نقاط فرانسه مردم او را هم تراز ژاندارک مقدس می دانند.
مقاومت و ایستادگی در برابر مشکلات از خصوصیات بارز و برجسته برگمن بود. به جرات می توان گفت هر کسی جای او بود و آن شرایط سخت گریبانگیرش می شد به راحتی زیر این همه فشار و انتقاد خرد می شد. اما برگمن شجاعانه در برابر این سختیها و مشکلات مقاومت کرده و با موفقیت از تمامی آنها سربلند گذر کرد. بانوی اول هالیوود به ناگاه و در عرض چند هفته توسط مطبوعات و رسانه ها مورد تهاجم موج سنگین انتقادات قرار گرفت اما او با صبر و شکیبایی در برابر این مشکلات مقاومت کرد و هفت سال بعد با سربلندی به آمریکا بازگشت.
برگمن شخصیتی شجاع داشت. او با شجاعت تمام به قلب مشکلات می زد و با شهامت حرفها و انتقادات خود را بیان می کرد. او حتی در اولین برخوردش با دیوید سلزنیک با شهامت و شجاعت، تمام آنچه را که در ذهن داشت مطرح کرد که همین گفتگو آغازی برای بی پروایی و شهامت برگمن درهالیوود بود..
● گزیده فیلم شناسی
▪ عروس راهبه ها (۱۹۳۴)
▪ خانواده سوئدنهیلم (۱۹۳۵)
▪ اینتر متزو- نسخه سوئدی (۱۹۳۶)
▪ اینتر متزو- نسخه آمریکایی (۱۹۳۹)
▪ شبهای ژوئن (۱۹۴۰)
▪ چهار فرزند آدام هد (۱۹۴۱)
▪ دکتر جکیل و مستر هاید (۱۹۴۱)
▪ شورش در بهشت (۱۹۴۱)
▪ کازابلانکا (۱۹۴۲)
▪ زنگها برای که به صدا در می آیند (۱۹۴۳)
▪ چراغ گاز (۱۹۴۴)
▪ ناقوسهای سنت مری (۱۹۴۵)
▪ ساراتوگا ترانک (۱۹۴۵)
▪ طلسم شده (۱۹۴۵)
▪ بدنام (۱۹۴۶)
▪ طاق نصرت (۱۹۴۸)
▪ ژاندارک (۱۹۴۹)
▪ در برج جدی (۱۹۴۹)
▪ استرومبولی (۱۹۵۰)
▪ اروپای ۵۱ (۱۹۵۱)
▪ سفر در ایتالیا (۱۹۵۳)
▪ ما زنها (۱۹۵۳)
▪ آناستازیا (۱۹۵۶)
▪ النا و مردان (۱۹۵۶)
▪ بی احتیاط (۱۹۵۸)
▪ مهمانسرای ششمین خوشبختی (۱۹۵۸)
▪ آیا برامس را دوست دارید (۱۹۶۱)
▪ دیدار (۱۹۶۴)
▪ رولز رویس زرد (۱۹۶۴)
▪ گل کاکتوس (۱۹۶۹)
▪ قدم زدن زیر باران بهاری (۱۹۷۰)
▪ از میان پرونده های درهم و برهم خانم بازیل (۱۹۷۳)
▪ قتل در قطار سریع السیر شرق (۱۹۷۴)
▪ مسئله زمان (۱۹۷۶)
▪ سونات پاییزی (۱۹۷۸)
▪ زنی به نام گلدا (۱۹۸۲)
● نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن:
▪ زنگها برای که به صدا در می آیند (۱۹۴۳)
▪ ناقوسهای سنت مری (۱۹۴۵)
▪ ژاندارک (۱۹۴۸)
▪ سونات پاییزی (۱۹۷۸)
● برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن:
▪ چراغ گاز (۱۹۴۴)
▪ آناستازیا (۱۹۵۶)
● برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن:
▪ قتل در قطار سریع السیر شرق (۱۹۷۴)

وبگردی
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.