دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ / Monday, 23 July, 2018

استاد اصغر محمدی


استاد اصغر محمدی
استاد اصغر محمدی از هنرمندان صاحب سبك و توانمند معاصر كشور ما می‌باشد كه بیست و یك سال پیش در اوج تلاش‌ها و رسیدن‌های خود به یك‌باره چشم از جهان فرو بست.
نام استاد محمدی در میان هنرمندان دهه چهل و پنجاه، آشنا و پُر طنین است. اما خاموشی او در سال‌های سخت جنگ، گرد سكوت بر نام نشاند. به گونه‌ای كه نسل جوان كمتر با او و آثارش آشنا هستند، با این همه اما بدیهی است كه اصالت هنر و هنرمند هرگز از حافظه تاریخی یك فرهنگ پاك نخواهد شد. و به همین بهانه متنی را كه سال‌های پیش (۱۳۷۳) استاد آیدین آغداشلو در رسای این هنرمند فرزانه نگاشته‌اند در این‌جا آورده‌ایم.
اصغر محمدی نابهنگام از میان ما رفت: بسیار پیشتر از آن‌كه جستجویش در راه یافتن شیوه‌ای شخصی و برخاسته از جهان‌بینیِ خاصش كه، نیز، ریشه در سنت هنری چند هزار ساله‌ی سرزمینش داشت، حاصلی كامل و گسترده بدهد و حیف شد.
حالا كه مجموعه‌ی بازمانده از حاصل كار فراوان عمر كوتاهش را نگاه می‌كنیم، در هر گوشه‌ای نشانه‌ای را باز می‌یابیم كه می‌توانست و می‌بایست، تبدیل به دستاوردی شود كه معنای او را به تمامی و به درستی در خود جای دهد و می‌بینیم چگونه دستمایه‌های پراكنده، آرام‌آرام در كار این بود تا به كمال و عمقی برسد كه لایق آن سعی بی‌دریغ و آن جان شیفته‌ای باشد كه سر از پا نمی‌شناخت تا جان كلام را برای‌مان بازگو كند.
او را از سال‌‌ها پیش می‌شناختم. از همان وقتی كه در كارگاه‌های سرد و ساكت و خاكستری رنگ دانشكده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران درآمد و شد بود و با همراهان دیگرمان به بحث و فحص می پرداخت و به ناگهان، آن وجود ساده‌ی آرام، سراپا مشتعل می‌شد از شور و ابراز و گاه حتی جدل.
به دنبال مشكلی می‌گشت كه حاصل حضور آدمی باشد كه نه تنها در جغرافیای این سرزمین كه در تاریخ آن زیسته باشد و این حضور تاریخی نه از راه تقلید و تقلب، كه از راه لمس و درك و تداوم و همراهی و همدلی شكل بگیرد.
و ما می‌دانیم كه از تمرین های رسمی و ملا‌آور دانشگاهی كه فارغ می‌شد و همان‌ها را هم چه با مهارت و دلبستگی انجام می‌داد. می‌رفت سراغ طرح‌ها و شكل‌هایی كه از فراخنایی چند هزار ساله، نظاره‌گر جهان پیچیده و غریب معاصر ما مانده بودند: گاوهای موقر املش با آن كوهان‌های برآمده و حجم‌های ساده و انبوه شده‌ی عجیب.
دیوهای فلزی سه هزار ساله‌ی لرستان، با چشم‌های خیره و تركیب‌های بهت‌آوری كه گویی حامل پیامی مرموز از جهانی ناشناخته بودند، طرح‌های هندسی و خلاصه شده‌ی جانوران شاخ‌داری كه از سفالینه های سیلك به بیرون جهیده بودند و در انتظار دستانی هنرمند بودند تا به بركت و یمن آن، رام و آسوده شكل بگیرند و او، دغدغه‌اش را با بازیابی و تیمار این شكل‌ها و حجم‌های درخشان جهت داد و آرام‌آرام دیدیم كه شكل‌هایی كه گمان می‌رفت از شدت سادگی و كمال به حد نهایت اوج باردهی و كارآیی خود رسیده‌اند، در دستان او تركیبی تازه یافتند، كه اصالتشان همچنان محفوظ می‌ماند و اما، صاحب طراوت و تازگی و ابداعی در خور جهان ما نیز می‌شدند. رمز و راز در همین‌جابود و در همین نیمه‌ی راه بود كه همه چیز نیمه‌كاره ماند و حیف.
سال‌ها بعد بود، شاید در اواسط دهه‌ی پنجاه، كه مرا به نزد خود خواند. استاد و سرپرست هنرستان هنرهای زیبای پسران شده بود، در كوچه‌ی تنكابن، و خواست تا همان‌جا تاریخ هنر درس بدهم كه به حرمت رفاقتمان پذیرفتم و فصلی هم در آن‌جا ماندم و درس دادم.
در همان روز بود كه مجسمه‌ی چوبی صیقل خورده‌ای از حیوانی شاخدار را بغل كرد و گذاشت روی میز، مجسمه از همان سفال‌های املش و جانوران تركیبی لرستان بود. یعنی تبارش را اگر دنبال می‌كردی به همان‌ها می‌رسید، اما به طرزی غریب حیوان اهلی دست‌آموز هنرمندی شده بود كه در این زمانه تنفس كرده بود و آن شكل جامد و صامت، حالا دیگر معنای صاحبش را به تمامی كسب كرده بود. وقتی كه سرم را به تأیید و تحسین تكان دادم به شوق آمد و با لذتی تمام دستش را به تن صیقلی براقش كشید و چنان در كار این نوازش غرق شد و چندان ادامه داد كه انگار حضور مرا یكسره از یاد برد.
گاه می‌شود كه جان‌های كارآمد درست در میانه‌ی كشاكش كشف و شهودشان می‌پرند و می‌روند و كلام «یافتم، یافتم»‌شان نیمه كاره در فضا معلق می‌ماند و باقی كار را بر عهده‌ی ما می‌گذارد تا با حدس و گمان و خیال، كمال نهایی‌شان را فرض و تصور كنیم، و خودشان در تماشای حاصل راه درازی كه پیموده‌اند ما را همراهی نمی‌كنند تا ببینند چطور همین مقدار راهی را هم كه رفته‌اند ستایش می‌كنیم و به نیمه‌كاره ماندنش اعتنایی نداریم و بیشتر سعی را می‌ستاییم تا حاصل قطعی را.


منبع : دوهفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس

مطالب مرتبط

اصغر محمدی، یک هنرمند و چند خاطره

اصغر محمدی، یک هنرمند و چند خاطره
اصغر محمدی در ۱۸ شهریور ۱۳۱۷ در شهر بروجرد چشم به دنیا گشود. از ۲۳ سالگی كارهای تجربی نقد هنر كلاسیك، تدریس هنر در مدارس و تألیف كتاب‌هایی چون «آموزش نقاشی و كاردستی برای مربیان هنر»، «آموزش عالی هنری» و نیز «طراحی برای هنرمندان جوان» را آغاز كرد.
در سال ۱۳۴۰، به دانشكده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران وارد شد و تحصیل در رشته‌ی نقاشی را دنبال كرد. پژوهش‌های هنری او در ابتدا به هنر كلاسیك غرب و مكتب‌هایی چون امپرسیونیسم، فوویسم، هنر آبستره و كونستروكتیویسم (Constructivisme) معطوف شد، اما طولی نكشید كه اندیشه‌ی آموزشی‌اش او را به‌سوی كاربرد هنر برای كودكان و نوجوانان سوق داد و پس از تألیف كتاب «هنر در كودكستان»، در سال ۱۳۴۲ به برگزاری نمایشگاه‌های متعددی از بهترین آثار نقاشی كودكان و نوجوانان در محل دانشگاه تهران، موسسه كیهان، پارك‌ها، مدارس و كانون‌های مختلف دیگر اقدام كرد.
از سال ۱۳۴۴، پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه به عنوان هنرآموز هنرهای تجسمی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، مشغول به كار شد و از همین ایام تلاش برای تغییر برنامه‌ریزی تعلیمات هنر در ایران تا سطح دانشگاهی آغاز كرد.از سال ۱۳۴۶، فعالیت هنری محمدی به سمت مجسمه‌سازی و كار روی گنجینه‌ی فرهنگی هنر ایران در مارلیك و املش و لرستان، به پیكرسازی روی می‌آورد.
در سال ۱۳۵۰، برای بازدید و مطالعه‌ و شناخت بیشتر مسایل هنری اروپا، سفری به این دیار می‌كند و یك سال بعد با دریافت یك بورس فرهنگی در زمینه‌ی مجسمه‌سازی از جانب سفارت ایتالیا، این شاخه از فعالیت هنری‌اش را گسترش می‌دهد. پس از این سفر، چند فیلم آموزشی برای تلویزیون ایران و وزارت فرهنگ و هنر ایران می‌سازد.
در سال ۱۳۴۵، ریاست هنرستان هنرهای تجسمی پسران را می‌پذیرد، اما سالی نمی‌كشد كه بار دیگر با استفاده از بورس یك ساله از طرف «انجمن ملی روابط فرهنگی» فرانسه، از شهریور ۱۳۵۵، برای تحقیق در زمینه‌ی مجسمه‌سازی عازم خارج می‌شود.
در سال ۱۳۵۶، وارد دوره‌ی دكترای «تاریخ هنر» دانشگاه سوربن پاریس می‌شود و تحقیق آكادمیك در موضوع «رابطه‌ی نقاشی و مجسمه‌سازی معاصر ایران با سنت‌هایش» را آغاز می‌كند. اما در بازگشت به ایران از سال ۱۳۵۸، پس از نگارش كتابی به نام «روش تدریس هنرهای تجسمی»، مجدداً به سرپرستی هنرستان هنرهای تجسمی پسران تهران انتخاب می‌شود.
سرانجام در هجدهم اسفندماه ۱۳۶۳ به ناگهان چشم فروبست و به ابدیت پیوست.
زنده كردن و ورق زدن خاطرات اصغر محمدی، حوصله نوشتن یك رمان را طلب می‌كند، او اگرچه عمری كوتاه داشت اما پر از عشق به انسان، هنر و زندگی بود.
یكی دیگر از هنرجویانش كه هم‌اكنون فعالیت هنری خود را در خارج از كشور دنبال می‌كند، می‌گفت: من وقتی برای ثبت‌نام به هنرستان رفتم همین كه شروع كردم به حرف زدن، آقای محمدی كه رئیس هنرستان بودند متوجه لكنت زبانم شدند. نگاهی به من كرده و گفتند: نمی‌توانیم شما را ثبت نام كنیم. پرسیدم چرا؟ ایشان گفتند: برای اینكه یك هنرمند تمام عیار باید بیان خوبی داشته باشد. وقتی این حرف‌ها را می‌گفت من محبت را در نگاهش دیدم. به او گفتم: اما من عاشق نقاشی‌ام.
گفتند: پس شرط دارد. گفتم: چه شرطی؟ گفت: از همین روز اول كه وارد هنرستان می‌شوی باید روزی بیست دقیقه سر صف برای بچه‌ها درباره هنر سخنرانی كنی. من پذیرفتم و از روز اول تا یك ماه بعد هر روز سر صف برای بچه‌ها حرف زدم به طوری كه یك وقت متوجه شدم دیگر لكنت زبان ندارم و این محدودیت رفته‌رفته از وجود من رفت. اما با این همه شاید حرف آخر او این بود كه من در هنرم نیز باید با همان صراحت و جسارت كار خود را پیش ببرم یكی از شاگردانش كه هم‌اكنون از هنرمندان طراز اول این سرزمین به حساب می‌آید تعریف می‌كرد: وقتی تصمیم گرفتم كه برای تحصیل هنر شهرستان به تهران بیایم با مخالفت شدید خانواده‌ مواجه شدم، آن‌ها با لجاجت مرا تنها گذاشتند اما چون به كار هنر عشق داشتم دست خالی بدونِ جا و مكان به تهران و هنرستان هنر پسران مراجعه كردم. وقتی علاقه‌ام را برای آقای محمدی گفتم ایشان به من گفتند جای نگرانی نیست. ایشان تمام وسایل را در اختیار من گذاشتند. از رنگ و دیگر وسایل نقاشی گرفته تا خورد و خوراك. حتی پول تو جیبی به من دادند و از همین لحظه بود كه من معنای درك هنر و هنرمند زندگی كردن را از استادم آموختم.
آقای محمد ابراهیم جعفری كه سال‌ها دوست و همراه او بوده خاطره‌ای از او را این‌گونه توصیف می كند.
تاریخ هنر دانشگاه سورین روی رابطه نقاشی و مجسمه‌سازی معاصر ایران با سنت‌هایش كار می‌كرد.
اولین سفر ایران‌گردی ما در سال‌های ۴۲ و ۴۳ همرا با محسن وزیری و قباد شیوا بود. اگر غلامحسین نامی از قلم افتاده برای این است كه یادم نیست در این سفر او هم با ما بود یا نه. ولی یادم می‌آید هر كجا خرابه‌ای، دیواری یا قبرستانی می‌دیدیم، اصغر یك كاغذ بزرگ برمی‌داشت بر روی نوشته‌ها و نقش‌های سنگ قبر مورد نظرش می‌گذاشت و با پهنای پاستل شمعی سیاه، بر روی صفحه كاغذ می‌كشید. نتیجه، اغلب یك تصویر زیبای سیاه و سفید می‌شد، كه حس و حال حجار ناشناس سنگ قبر را، آمیخته با شور و شوق و مهارت اصغر محمدی می‌دیدی.
در كارهای محمدی تاثیر سنگ قبرهایی كه به آن‌ها عشق می‌ورزید و از آن‌ها الهام می‌گرفت در زمینه سیاه و یا موادی شبیه به پودر سنگ‌پا و خرده شیشه‌های رنگینی به صورت تصاویری مجرد ظاهر شد. چند ماه پیش یكی از آن‌ها را در موزه معاصر تهران پشت شیشه‌ها به دیوار آویخته دیدم. استحكام، صداقت و صمیمیت اثر، چشم‌های كاركشته مرا رها نمی‌كرد. اصغر محمدی از سال دوم دبستان عاشق نقاشی شده بود، یك جفت جاسیگاری ظریف سفال داشت كه آن‌ها را با ساییدن یك آجر ساخته بود.
عاشق معلمی بود، و از همان سال اول به تعلیم نقاشی در مدارس می‌پرداخت. با كودكان و نوجوانان، عاشقانه كار می‌كرد، از همان آغاز با افرادی مثل خانم توران میرهادی آشنا شد و كار كرد، هنرهای تجسمی را بهترین وسیله برای پرورش نیروهای خلاقه می‌دانست، از نحوه تدریس هنر در مدارس آن روزگار رنج می‌برد. مدل نقاشی را برای رشد خلاقیت مضر می‌دانست، می‌كوشید با گفتن و نوشتن و تدریس كردن در موسسات مختلف تعلیم و تربیت هنر، تجربه‌هایش را به آموزگاران جوان انتقال دهد.
تاثیر كارها و گفته‌های اصغر محمدی در این اردوها به اندازه‌ای بود كه یك‌بار در نیشابور، می‌خواست دو روز زودتر اردو را ترك كند، اردوی معلمین بود، از او خواستند كه، این دو روز را بماند و چون محمدی ناچار به رفتن شد همگی غمگین شدند.چند ساعت بعد همهمه‌ای از پشت دیوار كاهگلی باغ رود نیشابور برخاست، دروازه باغ باز شد. محمدی را دیدم، بر روی دستان گروهی كه شادی می‌كنند و به باغ رود نیشابور برمی‌گردند او به علت تاخیر به قطار نرسیده بود. یك‌بار دیگر، اصغر محمد را بر روی دست‌های شاگردانش دیدم در زیر یك بافته عشایری با رنگ‌های تیره، خوابیده بود. ظهر یك‌شنبه ۱۹/۱۲/۶۳ بود، همه شاگردانش، با فریاد گریه می‌كردند و من بهت زده به شست پایش كه از پارچه‌ای سفید بیرون آمده، ابرها را نشان می‌داد، خیره شده بودم. كوه نمی‌ماند، تونماندی، من چرا بمانم؟! ...

وبگردی
تلاشی بیهوده برای پیام رسان داخلی / سرنوشتی مانند ایمیل ملی
تلاشی بیهوده برای پیام رسان داخلی / سرنوشتی مانند ایمیل ملی - در پیامک هشدارآمیز آمده است: «در اجرای حکم قضایی مبنی بر فیلتر شدن تلگرام، برای ادامه فعالیت کانال خود از طریق پیام رسان های داخلی ظرف 48 ساعت اقدام نمایید. در صورت استمرار فعالیت کانال در تلگرام، برخورد قانونی صورت خواهد پذیرفت. پلیس امنیت عمومی ناجا» حال این سؤال مطرح می شود آیا با تهدید می توان افراد را وادار کرد تا از پیام‌رسان های داخلی استفاده کنند؟
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده
بحران غارت سازمان یافته / در همین دو ماه اخیر ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار پول دزدیده شده - بحران موجود، مشروعیت است. بحران مشروعیت ناشی از خیانتی است که به صداقت و آرمانگرایی و از خودگذشتگی ملت ایران انجام شده.
ماجرای احسان علیخانی و  ثامن الحجج
ماجرای احسان علیخانی و ثامن الحجج - پنج ماه بعد از اعلام رسمی غیرقانونی بودنِ موسسه ثامن الحجج در آبان 1393، برنامه تحویل سال 1394 شبکه سوم سیما تحت عنوان «بهارنارنج» با تهیه کنندگی و به مدت هشت ساعت پخش شد و این بار به جای تبلیغ مستقیم ثامن الحجج، باشگاه فرهنگی و ورزشی ثامن الحجج تبلیغ شد! در این برنامه بارها از ابوالفضل میرعلی مدیرعامل موسسه ثامن الحجج با عنوان دکتر تقدیر به عمل آمد؛ دکتری که اکنون مشخص شده یک دیپلمه با سوابق مالی…
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند