شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

ورود زبان ترکی به آذربایجان


ورود زبان ترکی به آذربایجان
خطه آذربایجان یکی از مهمترین مناطق ایران است و نقشی مهم در ثبات و اقتدار ایران زمین دارد. این خطه همچنین نویسندگان و اندیشمندان بزرگی را پرورده است.
احمد کسروی (۱۳۶۹- ۱۳۲۴) در مقدمه کتاب حاضر می نویسد؛«بیست و اند سال پیش یک رشته گفتارها در روزنامه های تهران و قفقاز و استانبول در پیرامون مردم آذربایجان و زبان آنجا نگارش می یافت. در عثمانی در آن زمان دسته اتحاد و ترقی به روی کار آمده و آنان به این می کوشیدند که همه ترکان را در هر کجا که هستند با خود همدست گردانند و یک توده ترک بسیار بزرگی پدید آورند و در قفقاز نیز پیروی از اندیشه ایشان می نمودند.
و چون آذربایجان در جنبش مشروطه خواهی شایستگی بسیار از خود نموده و در همه جا به نام شده بود، نویسندگان قفقاز و استانبول آن را از دیده دور نداشته و از اینکه زبان ترکی در آنجا روان است دستاویز یافته، گفتارهای پیاپی درباره آذربایجان و خواست خود می نوشتند.این گفتارها در آذربایجان کارگر نمی افتاد؛ زیرا آذربایجانیان خواست نویسندگان آنها را نیک می دانستند و با جانفشانی هایی که در آذربایجان در راه پیشرفت مشروطه از خود نموده و جایگاهی که برای خود میان توده ایران بازکرده بود، هیچ نشایستی که پیروی از اندیشه دیگران نماید.
این است مردم در آنجا کمتر ارجی به آن نگارش ها می نهادند.لیکن در تهران روزنامه ها به جوش آمده، به پاسخ می کوشیدند و چیزهایی می نوشتند که اگر ننوشتندی بهتر بودی، زیرا اینان نه از خواست نویسندگان ترکی آگاه می بودند که از راهش به جلوگیری از آن کوشند، و نه چگونگی داستان مردم و زبان آذربایجان را از روی دانش و تاریخ می دانستند که پاسخ های درستی به ایشان دهند.
اگر آنان سخنانی بی پا می نوشتند، اینان با سخنان بی پای دیگری پاسخ می دادند؛ و این پیکار و کشاکش هر چند سال یکبار تازه می گردید و هیاهو از سر گرفته می شد.
آذربایجان همیشه بخشی از ایران می بوده و کمتر زمانی از آن جدا گردیده. با این همه زبانش ترکی می باشد؛ و این خود چیستانی شده و به دست روزنامه نویسان عثمانی و ایران افتاده بود. این شگفت که چیزی را که می بایست به جست وجو از راه تاریخ به دست آورند، هر کسی با گمان و پندار، سخن دیگری بیرون می داد.
چنانکه یکی از روزنامه های تهران می نوشت؛ «مغولان چون به ایران آمدند با زور و فشار ترکی را در آذربایجان رواج دادند». این است نمونه ای از پاسخ هایی که به نویسندگان ترک داده می شد و شما چون بسنجید، چندین نادرستی در آن پدیدار است. زیرا چنین چیزی در هیچ تاریخی نوشته نشده و مغولان با صد خونخواری و بیدادگری از این بیداد به دور بوده اند که زبان مردم را دیگر سازند. و آنگاه زبان مغولان ترکی نبوده تا آن را با زور روان گردانند. زبان مغولی جز از ترکی است و دوری در میان بسیار است.
گذشته از اینها مغولان که به همه ایران چیره بودند، پس چه شد که ترکی را تنها در آذربایجان رواج دادند؟! ... پس از همه اینها خواهیم دید که در زمان مغولان هنوز در بیشتری از شهرهای آذربایجان، به ویژه در تبریز، به زبان دیرین آنجا سخن گفته می شده و این پس از زمان ایشان است که ترکی در آنجا رواج گرفته.
در ۱۸ سال پیش که من به تهران آمدم این گفت وگوها بازار گرمی می داشت؛ و چون سخن از آذربایجان و مردم آنجا می رفت و من برخاسته از آذربایجانم، بر آن شدم چگونگی را از راهش جست وجو کنم و به نتیجه روشنی رسانم. ولی در آن زمان دسترس به کتاب هایی نداشتم و سپس نیز تا چند سال در مازندران و زنجان و خوزستان می گردیدم تا در سال ۱۳۰۴ به تهران بازگشتم. و چون فرصت و کتاب، هر دو، را داشتم به جست وجو پرداختم ...»
کتاب مشتمل بر هفت گفتار است؛ مردم و زبان باستان آذربایگان، زبان ترکی چگونه و از کی به آذربایجان راه یافته ؟ و ... .

احمد کسروی تبریزی
ناشر؛ هزار
چاپ اول ناشر؛ ۱۳۸۵
۱۶۵۰ نسخه
۱۱۱ صفحه

منبع : روزنامه کارگزاران

مطالب مرتبط

نوایِ غمگینِِ زمان، سال‌های گذشته

نوایِ غمگینِِ زمان، سال‌های گذشته
● تپه‌های خیال‌پردازی
پسر بچه‌‌ای آمریکاییِ ۱۲-۱۰ ساله بود که طلسمِِ جادوییِِ کلمات او را اسیر خود کرد. خیال‌پرداز بود و رویابین. مابینِِ جنگلِ سرسبزِ زیباترین‌ها داستان‌ها مست می‌شد و از این‌جا و آن‌جا میوه‌‌ای را مزه‌مزه می‌کرد. یک میوه عجیب او را مجذوب خویش ساخت؛ «خانوم دالووی.» آن‌قدر مزه‌اش غریب درون‌اش نشست که حتی گذر سال‌ها هم طعم را از زیر زبان‌اش بیرون نکشید. سال ِ ۱۹۹۹ است که رمانِ جدید پسر بچه، مایکل کانینگهام، دنیا را از آنِِ خود می‌کند؛‌ برنده جایزه پولیتزر برای داستان؛ برنده جایزه معتبر پن/ فالکنر. فقط سه سال لازم است تا در مراسمِِ اسکار ۲۰۰۳،‌ نیکول کیدمن مسرور و هیجان‌زده، به رویِِ سن بیاید و اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را به خاطرِ بازی در نقش «ویرجینیا وولف» در اقتباسِ سینماییِ رمانِ «ساعت‌ها»ی مایکل کانینگهام، از آن خود کند. جادویِ بلومزبری هنوز زنده بود. در خیال‌پردازی‌های مرد جوانی که در تپه‌های تخیل می‌گشت و هنوز رویابین بود؛ هنوز رویایِ رمانی را می‌دید که کودکی‌اش را از او دور کرده بود و واقعیت را جلوی چشم‌هایش قرار داده بود. خانوم وولف جادوگر است، هنوز بعد شش دهه از آن روز افسرده که خود را به دامان رود سپرد.
خانوم دالووی خودش گل‌ها را می‌خرد
اقتباس سینماییِ «ساعت‌ها»، برخلافِِ دیگر اقتباس‌هایِ‌ ادبیِ هالیوود، وفاداری به داستانِ رمانِ مشهور کانینگهام را در دستور خود قرار داده است: داستانِ سه زن که کتاب را می‌سازند لحظه به لحظه در فیلم تصویر شده است. ولی سینما هیچ‌وقت نمی‌تواند ادبیات باشد، هیچ‌وقت. زیبایی کتاب را وقتی حس می‌کنید که بعد از بار‌ها دیدن فیلم، رمان را باز کنید و مسحور باقی بمانید. فصل اول خودکشی وولف است، از آنجا که نامه‌های خداحافظی را می‌نویسد؛ به کنار رود می‌رود؛ سنگ جمع می‌کند و در جیب می‌گذارد؛ به درون آب می‌رود. سه زن در کتاب هستند، از سه زمانِِ مختلف. صبح از خواب بیدار می‌شوند. خانومِ وولف، صبح‌اش را می‌گذارند و به اولین جمله رمان‌اش می‌رسد: «خانوم دالووی گفت خودش گل‌ها را می‌خرد.» در اواسطِ دهه ۵۰ قرنِِ بیستم، زنی دیگر شروع به خواندن رمانِ خانوم دالووی می‌کند: «خانوم دالووی گفت خودش گل‌ها را می‌خرد.» سال ۲۰۰۰، ویراستاری میانسال می‌خواهد به افتخار نزدیک‌ترین دوست ِ گذشته‌ها مهمانی بدهد (که ایدز دارد و رمانِ جدیدش یک جایزه مهم را برده،) دم در می‌گوید: «خودم گل‌ها را می‌خرم.»
کانینگهام، یکی از باهوش‌ترین و خلاق‌ترن نویسنده‌های جهان است. ایده اصلی را از رمانِ وولف گرفته و آن را بسط داده است. داستانِ «خانومِ دالو وی» ستون‌های سازنده کتاب او را شکل می‌دهد. با این حال، رمان را نه یک زن که یک مرد دارد می‌نویسد: در مورد زن‌ها و برای زن‌ها. این داستان را جذاب می‌کند. شاید اگر کانینگهام رمان‌اش را نمی‌نوشت، این‌قدر عیان جلویِ روی خواننده قرار نمی‌گرفت. داستان‌های وولف، بیشتر خواننده زن را هدف قرار داده، نه صرفا برای پر کردنِ وقت یک زن،‌ که نشان دادنِ تنهاییِ دردناکِ زند‌گی یک زن و به همراه آوردنِ بیداری، که او را از این تباهی بیرون بکشد،‌ که از سایه‌ها بگذرد و به خودِ واقعی‌اش برسد.
مایکل کانینگهام این موضوع را خوب فهمیده است. کتاب‌اش را بر زنان استوار کرده و بر عمق تنهایی‌شان. وولف را نگاه می‌کنیم: این زن آشفته که ارتباط‌اش حتی با شوهر‌ش هم به خطر افتاده، لندنِ خاطره‌ها را از او دزدیده‌اند و حق نزدیک شدن به آنها را ندارد، رمانِ می‌نویسد، اما آرام نیست. خواهرش در زند‌گی خانواد‌گی‌اش غرق است. عشق اما هنوز هست. هست. تا روزی که خود را به آب می‌سپارد. زن دوم رمان دارد از ترس می‌میرد. حتی قدرت لمس این زندگی موجود را هم ندارد. و باز بچه‌ای در راه است. برای مرگ از همه چیز جدا می‌شود. به هتل می‌رود. می‌ماند به انتظارِ انتخاب: می‌تواند؟ نمی‌تواند؟ «خانوم دالووی» را باز می‌کند و در خطوط غرق می‌شود. غرق می‌شود ...
زنِ سوم، در نیویورکِ مدرن، می‌خواهد زند‌گی‌اش را نجات بدهد. دوست قدیمی‌اش، یک نویسنده معروف، از بیماریِ ایدز به اوجِ ناامیدی رسیده است. زن می‌خواهد مرد را نجات بدهد. می‌خواهد همه چیز را نجات بدهد. می‌خواهد خودش را نجات بدهد. می‌تواند؟‌
کانینگهام یک کلاریسا دالووی جدید ساخته که می‌خواهد با یک مهمانی همه چیز را نجات دهد. کلاریسا دالووی باز هم مهمانی می‌دهد. «ساعت‌ها» قصه زند‌گی تنهایِ زن است. زمان می‌گذرد. سال‌ها می‌گذرد. اما چیزی فرق نکرده است. هیچ چیزی فرق خاصی نمی‌کند. نوای غمگینِ زند‌گی، همیشه روی گذرِ ثانیه‌ها، ساعت‌ها، سال‌ها سنگینی می‌کند. وولف زمانی که «خانومِ دالووی» را می‌نوشت، نام اولیه رمان را «ساعت‌ها» گذاشته بود.۶۰ سال بعد کانینگهام این نام را بر رمانِ خود گذاشت. رمانی که قدم‌ به قدم همراهِ «خانوم دالووی» است و همه چیز‌ش را مدیونِ نبوغِ این زنِ گذشته‌هاست.
«ساعت‌ها» در جهان ادبیات یک اتفاق جدید نبود، اما یک نسیم دلنشین بود که گذشته‌ها را به زمان حال وصل کرده بود. حالا، در قرن بیست و یکم، نقدِ فمنیستی که وولف از پایه‌گذاران اصلی آن بود، زنده‌ترین جریان ِ ادبی جهان را ساخته است. حالا مرد‌ها هم برای زن‌ها می‌نویسند و به درون زن می‌روند تا از تنهایی‌ها حرف بزنند. می‌روند تا دنیا را نقش بزنند. حالا وولف زنده است، حالا می‌تواند آرام بماند، حالا که هر جایی می‌توان نشانه‌‌ای از تلاش‌های او را دید. تلاش‌هایی که دنیا را عوض کرد. خودش را عوض کرد و حالا به جایی رسیده‌ایم که کلاریسا دالووی در تمام جهان دارد مهمانی می‌دهد. در نیویورک توی رمانِ کانینگهام، در تهران توی صفحه تلویزیون و توی کتاب‌فروشی‌ها. و در قلب خواننده‌ها.

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.