چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷ / Wednesday, 14 November, 2018

سیاست‌های کسب و کار


سیاست‌های کسب و کار
ابعاد تغییرات محیطی هر روز گسترش بیشتری می‌یابد و در این مسیر سازمانها بیش از گذشته از تحولات محیطی متاثر می‌شوند. این تغییرات، امروز بدل به تیغ دولبه‌ای شده است که یک‌سوی آن فرصتهای بکر نهفته است و سوی دیگر آن دم تند فروپاشی است. در این شرایط «ارتباطات» و «اطلاعات» مهمترین ابزارهایی است که می‌تواند با ایجاد «آگاهی»، شرایط بهره‌گیری از فرصتها را فراهم آورد.
هرچند اقتصاد ما با اشل‌های جهانی فاصله زیادی دارد، اما امواج این تغییر، سازمانهای ما را نیز فراگرفته است و در آینده نیز بیش از این سازمانها را متحول خواهد کرد.
با توجه به اهمیت تمام این مسائل، نخستین گردهمایی بزرگ مدیران، با عنوان «بازانگاری مدیریت»، با هدف تشریح تحولات محیطی و تقویت ارتباط و تعامل سازمانها، توسط سازمان مدیریت صنعتی و سازمان مدیریت فرا در ۱۸-۱۹آذرماه در محل سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی تشکیل شد. این گردهمایی دارای ۷محور اصلی بود: بازار، فناوری اطلاعات و ارتباطات، سرمایه‌های انسانی، پول و سرمایه، عملیات، دانش و یادگیری، رهبری و استراتژی.
فشرده‌ای از این گردهمایی به‌عنوان «گزارش ویژه» این شماره تدبیر تقدیم خوانندگان می‌شود.
● بازانگاری مدیریت؛ فصل نوی در تعامل مشترک دو نهاد مدیریتی
برنامه افتتاحیه، با سخنان مهندس نصراله محمدحسین فلاح، مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی و مدیرمسئول ماهنامه تدبیر آغاز شد. وی ضمن تبیین شرایط کنونی گفت: این گردهمایی گامی نو در شکل‌گیری همکاری مشترک بین دو نهاد مدیریتی است و همین امر می‌تواند سبب تعامل هر چه بیشتر بین نهادهای مدیریتی در کشور شود.
وی ادامه داد: ما به عنوان سازمان مدیریت صنعتی امیدواریم که بتوانیم با برگزاری چنین گردهمایی‌هایی روابط بین مدیران و نهادهای مدیریتی را تقویت کنیم و از این منظر به اعتلای نظام مدیریتی جامعه کمک کنیم.
فلاح در پایان ابراز امیدواری کرد، با توجه به نیازهای جامعه مدیران کشور چنین گردهمایی‌هایی در آینده ادامه یابد وی تاکید کرد، سازمان مدیریت صنعتی در راستای رسالت خود برای ارتقای نظام مدیریت جامعه از برگزاری‌ چنین گردهمایی‌های مشترکی استقبال می‌کند.
● تبیین ابعاد، لزوم و چگونگی بازانگاری مدیریت
پس از مراسم افتتاحیه، نخستین سخنرانی کلیدی توسط دکتر کیانی، مدیرعامل سازمان مدیریت فرا با موضوع «روندها و چشم‌اندازهای جهانی» ارائه شد.
وی در ابتدای سخنان خود گفت: ما وقتی که سخن از لزوم بازانگاری مدیریت می‌کنیم، ابتدا باید روندهای جهانی را بشناسیم تا به درستی بدانیم که در چه شرایطی به سر می‌بریم؛ پس از آن می‌توانیم با نگاه مقایسه‌ای شرایط خودمان را با شرایط جهانی بسنجیم و راهکار ارائه کنیم.
کیانی در همین ارتباط ادامه داد: «سخت‌افزار» عامل اصلی تغییر در عصر کشاورزی و عصر صنعتی بود، اما در دوره کنونی «اطلاعات» به محور تغییرات بدل شده است و به کمک همین اطلاعات، امروز طول زمان در حال کاهش است. به عنوان نمونه نخستین اتومبیل در سال ۱۸۸۵ساخته شد، اما پس از ۵۵سال به صورت همگانی در جوامع مورد استفاده قرار گرفت، این طول زمان برای هواپیمای مسافربری نیز تقریباً همین میزان بود، اما یک‌باره ما در چند دهه اخیر شاهدیم که این طول زمان به صورت محسوسی کاهش یافته است تا حدی که این زمان برای فناوری کامپیوتر شخصی به ۱۵سال، برای موبایل به ۱۳سال و برای اینترنت به ۷سال رسیده است که همه این ارقام نشان از سرعت تحولات و لزوم انطباق با شرایط نو دارد.
مدیرعامل سازمان فرا ادامه داد: از سوی دیگر با مروری بر وضعیت جامعه جهانی شاهدیم که هر ۲۶دقیقه یک‌بار در چین یک کارخانه ساخته می‌شود و در هر ۴۳ساعت یک فروشگاه عظیم Home Depot با زیربنای متوسط ۱۳۰۰۰مترمربع در آمریکا تاسیس می‌شود.
وی همچنین تاکید کرد: ما نمی‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم، اما می‌توانیم در خلق آینده موثر باشیم و برای این کار باید روندهای پیرامونی خود را در ابعاد محیطی، اقتصادی، سازمانی و مدیریت به دقت مورد بررسی قرار دهیم.
آن‌گاه وی این ابعاد را به یک دایره با لایه‌های ۴گانه تشبیه کرد و به تشریح هر یک از این ابعاد ۴گانه پرداخت. وی در ارتباط با لایه روند تغییرات در بعد محیطی گفت: انتظار می‌رود که در آینده جوامع هر چه بیشتر از سمت تمرکز به عدم تمرکز میل کنند، اقتصادهای ملی به اقتصاد جهانی متمایل شوند، ساختار سلسله مراتبی به نظام شبکه‌ای تغییر یابد، تکنولوژی‌های نیروافزا به سمت تکنولوژی‌های دانش‌افزا تغییر جهت پیدا کنند و دیگر اینکه انسانها از انتخاب «تک‌گزینه‌ای» به انتخاب «چندگزینه‌ای» برسند.
کیانی ضمن تبیین ابعاد روند لایه اقتصادی گفت: در آینده ما باید منتظر باشیم که سازمانها از محل فرآوری و پردازش اطلاعات ارزش‌افزوده بیشتری نسبت به تبدیل مواد کسب کنند؛ همچنین انتظار می‌رود عرصه رقابت از بازارهای محلی و منطقه‌ای خارج شده و در ابعاد بازار جهانی مطرح شود.
وی در همین ارتباط ادامه داد: بعد «زمان» و «مکان» نیز در حال از بین رفتن است و در آینده‌ای نه چندان دور، این مهم به صورت کامل با استفاده از شبکه‌های ارتباطی و فناوری‌های اطلاعاتی محقق می‌شود، به این ترتیب تمام محصولات در همه جای دنیا قابل دسترس می‌شوند و تک‌تک مشتریان حق ابراز نظر حتی در فرآیند تولید پیدا خواهند کرد.
به صورت طبیعی این شرایط بر سازمانها نیز اثر می‌گذارد. کیانی در همین ارتباط گفت: سازمانها از این شرایط بسیار تاثیر می‌پذیرند و این موضوعی است که در سالهای اخیر بارها و بارها موردتوجه صاحبنظران و اندیشمندان مدیریت قرار گرفته است. به عنوان نمونه پیتر دراکر تاکید می‌کند که سازمانها باید کسب‌و کارشان را از نظر اطلاعاتی باسواد کنند.
وی در همین ارتباط ادامه داد: توسعه دانش بشر منجر به توسعه تكنولوژی و توسعه تكنولوژی سبب پیشی گرفتن تولید از تقاضا شده است که از هم‌اکنون نتیجه این تحولات مشخص شده است؛ وحاصل این تغییرات پیش فرض های سنتی مدیریت را زیر سوال برده است. در این شرایط تنها نوآوری و انعطاف‌پذیری در برابر تغییر می‌تواند سازمانها را برای رویارویی با شرایط نوین یاری کند.
کیانی در ارتباط با روند تغییرات مدیریتی گفت: طبیعی است که سازمانها در این شرایط تغییر و تحول را با گشاده‌رویی بیشتری بپذیرند، از راه‌حل‌های خلاقانه استقبال کنند، ساختار خود را چابک‌تر و بهینه‌تر کنند و به مشتری و فهم او احترام بیشتری بگذارند.
وی سپس در ارتباط با مفهوم بازانگاری مدیریت گفت:‌ بازانگاری مدیریت به معنی تجدیدنظر اساسی در انگاشته‌های موجود به منظور جایگزینی باورها و الگوهای منسوخ و کهنه با مدل‌های روز و عصر حاضر است و این مفهومی است که بارها و بارها در فرهنگ و ادبیات خودمان مشاهده می‌شود و نمونه‌های آن در اشعار مولانا بسیار است.
سخنران در همین ارتباط ادامه داد: زمانی که یک مشکل غیرقابل حل به نظر می‌سد، به این معناست که راه‌حلی در چارچوب موجود برای آن نمی‌توان یافت، اما با تغییر پارادایم‌ می‌توان راهی نو برای حل مشکلات قدیمی گشود. بنابراین بازانگاری مفهومی از جنس «رهبری» است، زیرا «بازانگاری» در جستجوی پارادایم‌های نو است و «مدیریت» در داخل پارادایم‌های موجود به دنبال راه حل می‌گردد.
وی مهمترین دلایل اهمیت بازانگاری مدیریت را به این شرح برشمرد: نخست اینکه باورها، منشاء کردار ما هستند و با بازانگاری در باورهای‌مان می‌توانیم نتیجه بهتری کسب کنیم و دوم اینکه سازمانهای ما بیشتر از آنکه با ضعف مدیریت مواجه باشند، با ضعف رهبری روبرو هستند.
کیانی در پایان سخنان خود گفت: برای «بازانگاری» ما باید دو قابلیت را در درون خود تقویت کنیم: قابلیت دل‌کندن از کهنه‌ها و قابلیت تفکر استراتژیک. این دو قابلیت به افراد و سازمانها توانایی تغییر و انطباق با شرایط موجود را می‌دهد.
● محور دانش و یادگیری: فارغ‌التحصیلان بیسواد
دکتر فریبا لطیفی، که مسئولیت محور دانش و یادگیری اولین گردهمایی مدیران را برعهده داشت، دومین سخنران کلیدی این همایش بود. وی سخنان خود را با نقش آموزش در خلق مزیت رقابتی آغاز کرد و گفت: در اقتصاد دانش‌محور تنها مزیت رقابتی پایدار، آموزش پیوسته است. هم‌اکنون شاید ما در جوامع و سازمانها با افراد تحصیل‌کرده مواجه باشیم، اما در عمل می‌دانیم که با مشکلی به نام فارغ‌التحصیلان بیسواد روبرو هستیم، به دلیل اینکه دانش‌آموختگان نظام آموزشی توان انطباق با نیازهای جامعه و سازمانها را ندارند.
لطیفی سخنان خود را این‌گونه ادامه داد: از سوی دیگر، سازمانها با شرایط پیچیده‌ای روبرو هستند، سازمانها برای بقای‌شان باید به تحقق رویاهای مشتریان بیندیشند و این امر جز در سایه نوآوری میسر نیست. در این شرایط مدیران عامل تنها مسئولیت اداره سازمانها را برعهده ندارند، بلکه نقش Dream Developer را ایفا می‌کنند. هم‌اکنون سازمانی برنده است که گوی نوآوری در کف داشته باشد.
وی هم‌چنین گفت: امروز شعار سازمانهای برتر این است که «یا مرگ، یا نوآوری» (Innovation or Die). در این شرایط «دنباله‌روها» محکوم به شکست هستند و تنها کسانی می‌توانند موفق شوند، که زودتر بیاموزند و نوآورانه‌تر عمل کنند و این یعنی پایان عصر تقلید و Benchmarking.؛ تنها نوآوری پیوسته است که می‌تواند پیروزی بلندمدت افراد و سازمانها را تضمین کند.
استاد دانشگاه الزهرا در ادامه به ۱۰ فرمان‌ کلیدی جامعه خلاق اشاره کرد: و گفت:
▪ خلاقیت را پرورش و پاداش دهید.
▪ برکیفیت سرمایه‌گذاری کنید
▪ بربوم‌زیست خلاق، زندگی کنید
▪ اطمینان حاصل کنید که همه –به‌ویژه کودکان- حق خلاقیت دارند.
▪ تنوع را بپذیرید.
▪ خطرپذیری را ارج بگذارید.
▪ خلاقان را پرورش دهید.
▪ موانع خلاقیت را بردارید.
▪ مسئولیت تغییر را بپذیرید.
▪ بریکتایی پافشاری کنید، نه یک‌دستی.
وی در ادامه به بررسی نقش نظام آموزشی در روند خلاقیت اشاره کرد وگفت: نظام آموزشی باید چگونه آموختن را بیاموزد، در صورتی که نظامهای آموزشی تبدیل به کارخانه‌ای برای ارائه اطلاعات منسوخ به شیوه منسوخ شده است و مدارس به عنوان پایه‌های آموزش باید قدرت شهامت و خلاقیت را در دانش‌آموزان پرورش دهند و نظامهای آموزشی نه تنها در کشور ما، بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا خلاقیت دانش‌آموزان را از بین می‌برند.
وی در پایان تاکید کرد: نظام آموزشی ما باید به گونه‌ای بازسازی شود که به دانش‌آموزان مهارت ارتباط موثر با دیگران، مهارت «نه» گفتن، مهارت کارگروهی، مهارت آموختن، مهارت فرموله کردن مسایل، ظرفیت‌سازی برای پذیرش ناکامی‌ها، عشق به زندگی و روحیه سازندگی را بیاموزد. در حالی‌که نتیجه یک مطالعه نشان داده است که هیچیک از این مهارتها به دانش‌آموزان ما آموزش داده نمی‌شود.
● محور سرمایه‌های انسانی: توسعه سرمایه انسانی در سطح بنگاه
سخنران کلیدی سوم نخستین روز همایش بازانگاری مدیریت، دکتر فریدون آذرهوش عضو هیات علمی سازمان مدیریت صنعتی بود. وی مطالب خود را پیرامون موضوع توسعه سرمایه انسانی در سطح بنگاه ارائه کرد.
آذرهوش در ابتدا به مفهوم توسعه سرمایه انسانی اشاره کرد و گفت: توسعه سرمایه انسانی به هرنوع فعالیت و یا فرآیندی كه به توسعه دانش ، تخصص، بهره وری در كار و رضایت شغلی كمك كند، اطلاق می‌شود؛ اعم از آنكه این فعالیت به منظور توسعه فردی، گروهی، سازمانی، ملی و یا بشری صورت گیرد.
وی در ادامه به بررسی دیدگاههای مختلف توسعه منابع‌انسانی پرداخت و گفت: توسعه سرمایه‌انسانی از دیدگاه ادیان، از دیدگاه فلاسفه، از نقطه نظر سازمان ملل متحد و از دیدگاه اقتصادی قابل‌تعریف است؛ که در این جلسه نقطه نگاه ما بیشتر معطوف به دید کسب و کار است.
سخنران در همین ارتباط ادامه داد: تاکنون تحقیقات زیادی در این حوزه انجام شده است. نتایج یکی از این تحقیقات معتبر که در شرکتهای موفق آمریکایی انجام شده است، حاکی از آن است که توسعه سرمایه انسانی یکی از مهمترین استراتژی‌های کسب و کار این سازمانها محسوب می‌شود و مدیران منابع‌انسانی از جمله مدیران ارشد این سازمانها محسوب می‌شوند.
وی سپس تئوری‌های توسعه منابع‌انسانی را مرور کرد و گفت: در انقلاب صنعتی، به کارگر به دید عاملی هزینه‌زا و به آسانی قابل‌تعویض نگریسته می‌شد و نگاه غالب این‌بود که اتوماسیون می‌تواند جایگزین انسان شود؛ این در حالی است که در عصر فراصنعتی، دانشگرها (Knowledge Workers) به عنوان مهمترین ارکان سازمان پذیرفته شده‌اند.
آذرهوش ادامه داد: هم‌اکنون دید هزینه‌ای نسبت به نیروی‌انسانی از بین رفته است و سازمانها مقادیر قابل‌توجهی را صرف سرمایه‌گذاری در مسیر توسعه نیروی‌انسانی خود می‌کنند. به عنوان نمونه شرکت آی‌بی‌ام در سه سال آینده، قصد دارد، برای توسعه منابع‌انسانی در کشور هندوستان ۶بیلیون دلار سرمایه‌گذاری کند، چون می‌داند که با این سرمایه‌گذاری آینده نیروی‌انسانی متخصص و دانشگر خود را تضمین می‌کند و از این نیروها می‌تواند در سراسر دنیا بهره بگیرد. امروز مدیران موفق دریافته‌اند که با سرمایه‌گذاری بر روی نیروی‌انسانی می‌توانند از یک استعداد معمولی بهره‌وری فوق‌العاده بگیرند و این در حالی است که کسانی که به این موضوع بی‌توجه هستند، تنها موفق می‌شوند بهره‌وری استعدادهای عالی خود را به سطح معمولی برسانند.
عضو هیئت‌علمی سازمان مدیریت صنعتی در ارتباط با ابعاد توسعه سرمایه‌انسانی گفت: توسعه سرمایه‌انسانی دارای سه بعد است: آموزش و پرورش، هدایت مسیر رشد حرفه‌ای، بسترسازی سازمان برای استفاده از سرمایه سازمانی. این در حالی است که در سازمانهای ما بیشتر از هرچیز به چرخه آموزش می‌اندیشیم و کمتر به بهسازی و بستر سازی برای بهره‌گیری از منابع موجود می● روندهای توسعه اقتصادی و صنعتی ایران بعد از انقلاب اسلامی و چالشهای آینده
آخرین سخنران روز نخست، دکتر علینقی مشایخی، عضو هیئت‌علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف بود.
دکتر مشایخی در ابتدای سخنان خود به بررسی روند های کلان جمعیتی و اقتصادی پس از انقلاب پرداخت و گفت: نخستین نکته این بود که کشور، بعد از انقلاب با کاهش تولید مواجه شد که مهمترین دلایل آن را می‌توان در استقرار نظام نوین سیاسی، آغاز جنگ عراق و خروج بسیاری از مدیران و متخصصان از کشور عنوان کرد. این عوامل مهم را عواملی مانند تعطیلی دانشگاهها، درون‌گرایی اقتصادی، تشویق ازدیاد جمعیت، ملی کردن کارخانه‌ها و ایجاد فضای بدبینی نسبت به کارآفرینان و سرمایه‌داران تشدید می‌کرد.
وی در ارتباط با روندهای اقتصادی گفت:‌ به تبع این عوامل در همان دهه نخست، میزان درآمدسرانه کاهش یافت، نرخ رشد جمعیت به شدت افزایش یافت که منجر به غیرطبیعی شدن هرم جمعیتی کشور شد که آثار و تبعات آن را چندین سال است که شاهد بوده و هستیم و برای طبیعی شدن هرم جمعیت، حداقل چند نسل زمان نیاز است؛ ضمن اینکه در این دوره زمان ما شاهدافزایش مصرف انواع محصولات بویژه در بخش انرژی بودیم و هستیم تا جایی که افزایش مصرف نفتی وفرآورده‌ها آن موجب کاهش صادرات نفت کشور شد.
سخنران سپس به تشریح شرایط پس از جنگ پرداخت و افزود: پس از جنگ با توجه به تجاربی که مدیران نظام پیدا کرده بودند، شرایط اقتصادی روبه بهبود گذاشت. به عنوان نمونه تولید ناخالص ملی افزایش پیدا کرد. سیاستهای اقتصادی دولت به سمت میدان دادن به بخش خصوصی حرکت کرد که همین امر موجب رونق اقتصادی در کشور شد. نرخ ارز شناور شد و سایر تحولات دیگری که موجبات رشد اقتصادی کشور را در سالهای پایانی دهه ۶۰ و دهه ۷۰فراهم کرد.
وی سایر شاخصها از جمله شاخصهای آموزشی را نیز مورد بررسی قرار داد و گفت: در همین شرایط شاخصهای آموزشی نیز ارتقاء یافت. حضور زنان در دانشگاهها و نظام آموزش عالی پررنگ شد. دوره‌های تکمیلی آموزشی به شدت گسترش پیدا کرد و میزان ارائه مقالات علمی روبه افزایش گذاشت.
دکتر مشایخی در ادامه تاکید کرد: کشور در سالهای گذشته رشد خوبی را پشت سر گذاشته است، هر چند تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد، اما برای آینده ما با یک سری چالش مواجه هستیم. مهمترین این چالشها دو عامل است: نخست ضعف نظام دولتی که یکی از تبلورهای عینی آن تورم دو رقمی در کشور است و دیگری افزایش درآمد نفت.
سخنران در ارتباط با درآمد نفت افزود: درآمد نفت برای اقتصاد ایران تبدیل به یک شمشیر دولبه شده است. از یک سو می‌تواند موجبات رشد سریعتر کشور را فراهم آورد و از سوی دیگر اگر درست استفاده نشود، می‌تواند مانع توسعه شود. ما هم‌اکنون برای استفاده از منابع نفتی با چند گزینه روبرو هستیم:
▪ گزینه اول:
فروش ارز نفت به بانک مرکزی ودریافت ریال برای جبران هزینه‌های دولت
▪ گزینه دوم:
سپرده گذاری در بانکهای خارجی و استفاده از سود آن برای تقویت مستمر دولت و فرایند توسعه بدون وارد شدن شوک‌های تند و مخرب
▪ گزینه سوم:
انتقال درآمد ارزی اضافی نفت به صندوق ذخیره ارزی برای اعطای وام جهت توسعه ظرفیت بخشهای تولیدی
مشایخی تصریح کرد: به نظر می‌رسد ما هم‌اکنون به سمت گزینه نخست گرایش داریم، اما این روش می‌تواند به اقتصاد ما لطمه‌های متعددی وارد کند، از جمله افزایش واردات که در نهایت منجر به رکود واحدهای تولیدی داخلی می‌شود که هم‌اکنون برخی از آثار آن را مشاهده می‌کنیم. گزینه سوم می‌تواند سبب شکوفایی کشور را فراهم کند و ارز نفتی صرف واردات ماشین‌آلات و تجهیزاتی شود که خود می‌تواند اشتغال جوانان را نیز تضمین کند.
وی در پایان گفت: در هر صورت همه باید به آینده ایران امیدوار باشیم. باید به ایرانی آباد و پیشرفته بیندیشیم، به دولت و همه آنهائی که با نیت خدمت به کشور تلاش می‌کنند همفکری دهیم؛ اگر چه آنها همفکری نطلبند.
● محور پول و سرمایه: چشم‌انداز تامین مالی بنگاهها
داود مسگریان حقیقی، مهمترین سخنران محور پول و سرمایه بود. وی در ابتدای سخنان خود به تشریح تحولات نظام مالی بین‌الملل پرداخت و گفت: همین تحولات مرتبط با فناوری اطلاعات، شکل‌گیری سیستم‌های اعتباری و كسب وكار الكترونیك بسیاری از شرایط بین‌الملل را متحول کرده است که طبیعی است این شرایط، جامعه ما را نیز تحت تاثیر قرار داده و در سالهای آتی تاثیر آن افزایش نیز می‌یابد.
وی آن‌گاه به تشریح بررسی نظام سرمایه کشور پرداخت و گفت: برای تامین سرمایه دو راه وجود دارد: یک راه بازار سهام است و راه دیگر تامین سرمایه از نظام بانکی است؛ ولی باید توجه داشته باشیم که وظیفه نظام بانکی تامین کوتاه‌مدت سرمایه است.
وی در این ارتباط ادامه داد: البته برخی از کشورهای پیشرفته مانند ژاپن و کانادا نیز بازار سرمایه‌شان بانک محور است، اما مشکل اینجاست که نظام بانکی ما هیچگاه در معرض رقابت نبوده است، ضمن اینکه به شدت متکی به درآمدهای نفتی است.
مسگریان درارتباط با خصوصی‌سازی بانک‌ها گفت: هرچند آزادسازی بانک‌ها در برنامه‌های دولت پیش‌بینی شده است، اما این امر تا چند سال آینده محقق نخواهد شد. از آن سوی، تجربه بانک‌های خصوصی نیز در کشور حاکی از موفقیت این بانک‌هاست. این بانک‌ها هم‌اکنون سهم ۱۰-۱۵درصدی در بازار دارند، اما در سالهای اخیر به نسبت رشد خوبی داشته‌اند.
سخنران همچنین ضمن آسیب‌شناسی نظام بانکی گفت: هم‌اکنون غیبت بانک‌های سرمایه‌گذار به شدت محسوس است. نظام بانکی ما مجری سیاستهای کلان دولت است و نمی‌تواند به رسالت‌های خود عمل کند.
در ادامه مسگریان، به تشریح بازار اوراق قرضه پرداخت و گفت: اوراق قرضه یکی از کلیدی‌ترین اجزای بازار سرمایه است، اما در کشور ما از این بازار به درستی استفاده نمی‌شود. به عنوان نمونه دولت خود رقیب فروش اوراق است و وقتی دولت با سود ۵/۱۵درصد باضمانت بانک مرکزی اقدام به فروش اوراق قرضه می‌کند، طبیعی است که این نرخ به عنوان نرخ پایه سود مطرح می‌شود و دیگر سایر بخشها نمی‌توانند با یک دولت قدرتمند رقابت کنند.
بررسی بازار سهام یکی دیگر از محورهای سخنران بود. وی در این ارتباط گفت: حجم بازار سهام و اوراق بهادار ما زیاد نیست، آمار نشان می‌دهد که حجم معاملات این بازار ۳۰میلیارد ریال است. همچنین این بازار فاقد وسعت، عمق و تنوع کافی است. ضمن اینکه باید توجه داشته باشیم هم‌اکنون مدت زمان زیادی است که پول جدیدی جذب این بازار نشده است و معاملات در بازار ثانویه انجام می‌شود.
وی در همین ارتباط ادامه داد: مهمترین ویژگی بازار سهام کارآمد، شفاف بودن و به روز بودن اطلاعات است که به مشتریان قدرت انتخاب و حق بازی می‌دهد، اما بازار سهام ما تا رسیدن به این نقطه فاصله بسیار دارد. یکی دیگر از مسائلی که نشان می‌دهد، بازار سهام ما هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است، عدم حضور شرکتهای ایرانی در بازارهای بورس خارج از کشور است.
مسگریان در این ارتباط گفت: تا کنون هیچ شرکت ایرانی در بورس سهام خارج از کشور پذیرش نشده است؛ و البته شرکتهای ما برای رسیدن به استاندارد مورد پذیرش این بازارها باید تلاش زیادی کنند، اما هم‌اکنون مسیرهای جدیدی در این مسیر بویژه در منطقه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس ایجاد شده است. هم‌اکنون بازارهای سهام فرعی این کشورها، بازار روبه‌رشدی است که علی‌رغم نزدیک بودن به استانداردهای جهانی، فاقد بسیاری از سخت‌گیری‌های نظام بین‌الملل است و به این ترتیب من به مدیران توصیه می‌کنم که حضور در این بازارها را مورد بررسی قرار دهند.
افزون بر سخنان یادشده، سخنرانیهای دیگری در این همایش پیرامون مسایل گوناگون مدیریت ایراد شد كه در صورت آماده‌شدن، امیدواریم در شماره‌های آینده، نسبت به درج خلاصه‌ای از آنها اقدام كنیم.
● نتیجه‌گیری
بازانگاری مدیریت فضایی بود، برای تعامل و ارتباط هر چه بیشتر بین مدیران و دست‌اندرکاران کسب و کار برای آشنایی با روندهای آتی. همچنین نمایشگاه جانبی آن فضای این تعامل و ارتباط را گسترده‌تر و بهینه‌تر می‌کرد. در طول دو روز این گردهمایی بیش از ۵۲ساعت برنامه در قالب‌ سخنرانی کلیدی، سمینار، ارائه تجربیات، مقاله، موردکاوی، میزگرد و پخش فیلم ارائه شد که همزمان در سالن اصلی و ۴سالن جنبی اجرا می‌شد.
باشد که چنین گردهمایی‌هایی تداوم داشته باشد و سبب تعامل هر چه بیشتر بین جامعه مدیران کشور و اعتلای این نظام شود.

مریم چهاربالش
Maryam_chaharbalesh@yahoo.com

منبع : ماهنامه تدبیر

مطالب مرتبط

کسب و کار؛ دیروز و امروز

کسب و کار؛ دیروز و امروز
در این مقاله سعی می‌كنیم، جنبه‌های گوناگونی از مدیریت منابع اطلاعاتی (IRM) را معرفی كرده درباره‌شان حرف بزنیم. قصد داریم افق دیدگاههای افراد را نسبت به كار و مسئولیت‌هایشان وسیعتر كنیم.
در عرض ۳۰ سال گذشته، در كار مدیریت و خدمات مشتریان مسائل گوناگونی دیده‌ام. مسائلی چون مشتریانی كه با این سیستم‌های پیچیده خدماتی و اطلاعاتی درگیرند و كارشناسانی كه هر روز ابداع و نوآوری تازه‌ای را معرفی می‌كنند. علاوه بر این كارشناسان منابع اطلاعاتی و مدیرعاملان ومدیران اجرایی با هم تعامل می‌كنند كه می‌تواند برای رفاه مشتریان و رونق كسب و كارها مفید و سازنده باشد اما باید توجه كنید كه همان طوری كه این دو گروه قادرند تغییرات و نوآوریهای سازنده‌ای خلق كنند اما امكان برتر شدن اوضاع هم اندك نیست. من هم این خرابكاری‌ها را دیده‌ام و هم تغییرات سازنده را و با عوامل این دو دسته كار را هم دیده با آنها صحبت كرده‌ام. سیر این تحولات و ابداعات كه می‌تواند بسیار كوچك یا بسیار گسترده باشند، چهره كار و تجارت را عوض كرده است. این بازار و كسب و كارهایی كه من اكنون با آنها روبرو هستم با آنچه در دهه ۱۹۷۰ بود، تفاوت دارد.
پس از ارائه مشاوره‌های گوناگون و بحث‌ و گفتگو با صاحبان مشاغل، نكاتی را دریافته‌ایم كه همگی دال بر این هستند كه دورنما و گستره كسب و كار و تجارت متفاوت از دیروز است. تعدادی از این تفاوت‌ها را در زیر مطرح می‌كنم :
▪ دنیای امروز ما دنیایی مصرفی و به عبارتی یك بار مصرف است. دپارتمان‌های فن‌آوری اطلاعات مدام تحت فشارند چرا كه می‌خواهند با كمترین امكانات بیشترین بازدهی را داشته باشند و بهترین نتایج را به دست آورند. این فشار به مدیران برمی‌گردد چرا كه آنها از چگونگی فرآیند توسعه‌ آگاهی كافی ندارند. آنها به غلط تصور می‌كنند كه هرچه سخت‌افزار و امكانات سیستم‌های كامپیوتری مجموعه‌شان قویتر و پیشرفته‌تر باشند، توسعه‌یافته‌تر هستند و می‌توانند كسب و كار خود را سریعتر به نقطه اوج برسانند.اما اشكال اینجاست كه این اشخاص به مدیریت منابع اطلاعاتی خود بی‌توجه هستند. اگر مدیریت منابع اطلاعات (IRM) با قدرت و توانایی به كار گرفته شود، در مخارج یك شركت یا مجموعه تولیدی صرفه‌جویی خواهد شد آنها می‌دانند كه یك سخت‌افزار برایشان ارزش دارد اما هرگز دقت نمی‌كنند كه اطلاعات برآمده از این سیستم‌ها چقدر به كارشان خدمت می‌كنند. به همین دلیل است كه مدیران از پرسنل واحد IT بسیار توقع دارند چرا كه تحلیل می‌كنند حالا كه پول گزافی داده‌اند، پس منطقی است كه بازدهی خوبی داشته باشند. اما مدیریت این اطلاعات ضعیف است. از این رو كارشناسان IT نمی‌توانند كارشان را به نهایت انجام دهند بلكه فقط جزئی از این انتظارات برآورده خواهد شد. برنامه‌های نوشته شده چندان كارآمد نیستند چرا كه به خوبی پیش‌بینی نشده كه اگر آنها با سیستم‌ها و نرم‌افزارهای دیگر تداخل كنند، چه باید كرد. این مشكلات گاهی آنچنان شدید و كلافه‌كننده است كه بسیاری از تولیدكنندگان و خریداران نرم‌افزارها راضی شده‌اند كه از برنامه‌هایی یك بار مصرف استفاده كنند كه بتوانند در مدتی كوتاه و برای هدفی خاص كارایی داشته باشند و سپس از سیستم حذفشان كنند. كارشناسان IT دیگر وقت و حوصله ندارند كه نرم‌افزارهایی جامع تدوین كنند كه تمامی جوانب و وجوه سیستم‌ها را در نظر بگیرند و برای هر مشكل احتمالی راه حلی پیش‌بینی كرده باشند. اگر در گذشته اینچنین ابزارهایی خلق می‌شد، عرضه آنها دیگر مقرون به صرفه نیست و در این دوران خواهان ندارند. مردم امروز می‌خواهند كه ابزاری جوابگو داشته باشند كه مشكلشان را حل كند. دیگر نمی‌خواهند كه همیشه با یك نرم‌افزار حجیم و پیچیده كار كنند. آنها ابزارهای یك بار مصرف را ترجیح می‌دهند.
▪ مقتضیات یك كار حرفه‌ای در امروز با گذشته تفاوت دارد. مثلاً قبلاً مدیران عقیده داشتند كه اگر بخواهند در كسب و كارشان موفق باشند، كارگروهی لازم است. كاری كه تمامی افراد با هم مشاركت كنند و همگی بر یك هدف متمركز شوند. اما با محدود شدن دامنه كاركرد پروژه‌های توسعه، دیدگاههای مدیران هم عوض شده است. آنها امروز ابتكار عمل یك نفر را در كل گروه به اجرا می‌گذارند تمركز به آن شخص بوده و هدف تنها نتیجه خوب است. به عبارت دیگر آن انسجام و ادغام كارها دیگر در كار نیست. مدیران گذشته به تمامی اجزای یك سیستم می‌پرداختند. اما امروز جزئیات یا ریزه كاریهای یك برنامه خاص از كل پروژه مورد توجه است.
تفاوت دیگراینست كه چندین سال قبل، بر این تاكید می‌شد كه اگر قرار باشد بر مشكلات غلبه كنند باید در قالب سازمانی بزرگ و جامع فعالیت كنند. در حال حاضر كسب و كارهایی كوچك و متوسط خلق شده‌اند كه مالكان آنها می‌توانند با ابزارهایی ساده و ارزان هم كارشان را به جریان بیندازند. به همین علت آن كارهای گروهی گذشته دیگر چندان مشهود نیستند و گرایش فردگرایی و كار انفرادی افزایش یافته است. با این شرایط كسانی كه ابداع یا نوآوری در سر دارند و می‌خواهند پروژه توسعه‌ای را آغاز كنند، مجبور نیستند كه با گروهی بزرگ شروع كنند بلكه می‌توانند هرطور كه دوست دارند، فعالیت كنند. این روند جدید هم خوب است و هم بد. خوب از آن جهت است كه دیگر مضطرب نبوده مجبور نیستند كه با تنش و چالش‌های روابط بین فردی روبرو شوند. اما بد هم هست چرا كه جریان تك‌روی و فردگرایی رواج می‌یابد.
تفاوت دیگر اینست كه چندین سال پیش اگر كسی به فعالیتی دست می‌زد، از این كه دیگران از او بازخواست كنند و توضیح بخواهند، نگران نبود. اما الان مردم ترجیح می‌دهند كه سلب مسئولیت كنند یا از بقیه دستور بگیرند تا به حداقل مسئول نتایج كارشان باشند. اینجا پارادكس غریبی وجود دارد. كارمندان و كارگران خلاق هستند و ایده‌ای نوین در سردارند اما از طرفی چندان شجاعت ندارند كه خودشان و با مسئولیت خودشان این ایده نوین را بكار گیرند و تحولی ایجاد كنند. چرا كه می‌ترسند اگر كارشان خوب از آب درنیامد، كسی مواخذه‌شان كند. در عوض مایلند دستور بگیرند تا اگر اتفاق بدی افتاد، نفر دوم بازخواست شود. نكته جالب دیگری هم وجود دارد و آن اینست كه انتظارات مردم نسل‌های مختلف از خودشان با هم تفاوت دارد. هر روز كه ما بیدار می‌شویم،‌ به خودمان می‌گوییم كه امروز می‌خواهیم تماماً كارهایی درست و عقلانی بكنیم.
حالا مسئله اینست كه برداشت هر كدام از ما از كار درست و زندگی درست مختلف و گوناگون است. حتی اشخاصی كه از یك نسل هستند نیز برداشت‌ها و نگر‌ش‌های گوناگونی دارند و با این تفاسیر طبیعی و عادیست كه مردم دو نسل زمین تا آسمان با هم فرق داشته باشند. اكثر این تفاوت‌ها به اوضاع اقتصادی- اجتماعی مردم برمی‌گردد. نسل A از كاردانی، مهارت و كار حرفه‌ای یك برداشت دارد، نسل B چیز دیگری در ذهن دارد كه با A متفاوت است و نسل C از مفاهیم كاردانی، خبرگی و كار حرفه‌ای برداشت‌هایی دارد كه با B و از همه بیشتر با C فرق دارد. علاوه بر این اگر از كسی سوال كنید كه این كلمات چه چیزی را به ذهنش می‌آورند، پاسخ‌های متفاوتی خواهید شنید و چگونگی این جوابها به این بستگی دارد كه از چه كسی پرسیده باشید.
یك فاكتور دیگری هم وجود دارد كه می‌تواند بخشی از تفاوت كسب و كار امروز با دیروز را شرح دهد. نسل جوانتر، آنهایی كه در دنیای تجارت، فن‌آوری اطلاعات و مدیریت منابع اطلاعاتی، نوپا هستند، چندان به گذشته توجه نمی‌كنند. برای این اشخاص تحولات و پیشرفت‌های IT در طی چندین سال گذشته، اهمیتی ندارد. به همین دلیل تلاش می‌كنند، چرخی را كه به قدر عمر انسان‌ها قدمت دارد، باز هم بررسی كنند و با نرم‌افزارهای پیشرفته‌ بهترش كنند. بیشتر مدیران جوان دپارتمان‌های فن‌آوری اطلاعات، اظهار می‌كنند كه با مشكلاتی برخورد می‌كنند كه كاملاً جدید و منحصر به فرد است. مثلاً :
▪ كاربران نمی‌دانند كه چه می‌خواهند.
▪ سیستم‌ها درست ثبت نمی‌شوند و نظم دادن تمامی اجزای آن دشوار است.
▪ داده‌های گوناگون به كرات و به دفعات بسیار زیاد در سیستم‌ها تكرار می‌شوند.
اما حقیقت اینست كه این مشكلات از همان ابتدای توسعه IT وجود داشته‌اند، مثلاً من در دهه ۱۹۷۰ با یكی از همكارانم درباره این مشكلات بحث و گفتگو می‌كردم، امروزه كسانی كه قبلاً خود را «برنامه‌ریز» می‌خواندند، نام‌های تازه‌ای برای خود دست و پا كرده‌اند. نام‌هایی چون «تحلیلگران تجارت»، «طراحان كسب و كار» و «مشاوران راهنما». نكته اینست تا وقتی كه این اشخاص،‌ جور دیگری فكر نكنند، طرح ارائه نكنند و نگرش خود را تغییر ندهند، با كارشناسان چندین سال قبل تفاوتی نخواهند داشت.
و در آخر این كه باید بگویم با وجود پیشرفت‌هایی كه هر روزه بیشتر و بیشتر به زندگی شخصی و كاری ما نفوذ می‌كنند، روابط بین فردی و تعاملات اجتماعی ما دارد سیر نزولی طی می‌كند : بسیاری از ما در كارهایی ساده درمانده‌ایم. كارهایی چون نوشتن یك نامه اداری، شركت یا سخنرانی در یك كنفرانس و میتینگ، تبریك گفتن، تشكر كردن و برقراری ارتباطاتی كه می‌توانند كسب و كارمان را رونق دهند. ویژگی‌ مشترك تمام اینها لزوم برقراری روابط انسانی و تعاملات اجتماعیست. علاوه بر آن بسیاری نمی‌دانند كه چطور اهداف و خواست‌های خود را اولویت‌بندی كنند. دنیای اطراف ما، فضایی پر از جنجال و هیاهوست. تكنولوژی ما را محاصره كرده و هر روز چیز تازه‌ای را پیش رویمان قرار می‌دهد. باید یاد بگیریم كه چه چیزی ارزشمند است و به كسب و كار زندگی ما می‌افزاید و اجرا و بكارگیری چه چیزی در كار ما مفید نخواهد بود.
گاهی اوقات وقتی كه پروژه كلانی روی میزمان قرار می‌گیرد، هول می‌شویم و بدون فكر قبولش می‌كنیم. در مسابقه افزایش ثروت قرار داریم و گاهی در راه ثروتمند شدن، ورشكست می‌شویم.
كارآفرینان جوان و كسانی كه تازه وارد صنعت و كسب و كار IT شده‌اند، از من می‌پرسند كه صنعت IT به كجا خواهد رفت و آنها باید چطور فكر كنند. من جواب می‌دهم كه دیدگاه من متعلق به یك نسل قبل است و با نظارت و عقاید آنها تفاوت دارد. من نمی‌توانم به آنها بگویم كه چطور فكر كنند و چطور نكنند. دوم این كه اگر می‌خواهند در كسب و كار IT سود كنند باید بازار ویژه خود را پیدا كرده روی آن تمركز كنند و سوم باید انعطاف‌پذیر بوده بتوانند تغییرات را پذیرا باشند.
پدرم همیشه می‌گفت : «ما ۳۰ سال یاد می‌گیریم، ۳۰ سال پول درمی‌آوریم و ۳۰ سال پول خرج می‌كنیم.» من هم با او موافقم. در دهه ۲۰ زندگی همگی ما علاقه‌مند ومشتاق درس خواندن و فراگیری مطالب و اطلاعات جالب و نوین هستیم. ۳۰ سال دوم كسب و كاری راه میندازیم و مشغول جمع‌آوری ثروت هستیم. وقتی كه ۵۰ ساله می‌شویم، دوران بدی در انتظارمان است چرا كه اشخاص مسن‌تر، ما را زیر سوال می‌برند و جوانان قبولمان ندارند و ما را پس می‌زنند. دوران سختی است اما شما هم مثل یك فن‌آوری كه سیر تدریجی تكامل را طی كرده باشد، سیر زندگیتان را با تلاش به پیش برده‌اید. حالا می‌توانید آسوده و آرام و بدون تنش با سیر تكامل كسب و كار، فن‌آوری اطلاعات و مدیریت تجارت، همراه شوید و آن را به نظاره بنشینید.

وبگردی
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند - صحبت های دکتر ظریف در گفتگو با خبر آنلاین.
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا - بررسی کوچ برخی مدیران شرکت سایپا به شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی.
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
خود دانید و مملکت‌تان!
خود دانید و مملکت‌تان! - همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم. او پس از خواندن شعر دستی به شانه وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!»
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است!
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است! - علیرضا زاکانی فعالی سیاسی مهمان برنامه«رو در رو» بود و در این برنامه واکنش تندی نسبت به حسین فریدون(برادر رئیس جمهور) نشان داد.
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.