جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 22 June, 2018

کاربرد حدیث در تفسیر


کاربرد حدیث در تفسیر
● آیا می‏توان از روایات در تفسیر قرآن بهره گرفت؟
بسا گفته می‏شود كه حدیث و روایتی كه به سرحدّ تواتر نرسیده یا قرائن قطعی با آن همراه نباشد، در تفسیر قابل استناد نیست؛ زیرا سند بودن آن جای تردید است و در اصطلاح به آن، خبر واحد می‏گویند و یقین‏آور نیست. آری اگر به سرحدّ تواتر رسید (خبر گروهی و جمعی) یا قرائن و شواهد درونی و برونی آن را فراگرفت، در این دو صورت، یقین‏آور است و قابل استناد خواهد بود.
این گفتار بر این پایه استوار است كه اعتبار خبر واحد از باب تعبّد شرعی است كه تنها در مسائل فقهی كاربرد دارد؛ زیرا تعبّد در مسائل عملی امكان‏پذیر است و در مسائل نظری، تعبّد راه ندارد. می‏توان كسی را با دستور، وادار به انجام كاری نمود، ولی نمی‏توان با دستور، باوری را بر او تحمیل نمود. لذا در مسائل اعتقادی و در تفسیر ـ كه بر پایه باور استوارندـ نشاید از خبر واحد بهره گرفت.
به علاوه تعبد در صورتی امكان‏پذیر است كه واجد اثر شرعی باشد كه این تنها در عمل مكلّفان قابل تصور است.
از همین جا است كه شیخ مفید در كتاب شرح اعتقادات صدوق بارها می‏فرماید:
«خبر الواحد فی هذا الباب لایوجب علما و لا عملاً»؛ خبر واحد در باب معارف نه علم‏آور است تا بتوان از آن بهره گرفت و نه جای عمل است تا تعبّد در آن راه یابد.
شیخ طوسی در مقدمه تفسیر تبیان، امكان بهره‏گیری از خبر واحد را در تفسیر منتفی دانسته، می‏فرماید:
«ینبغی ان یرجع الی الأدلّهٔ الصحیحهٔ امّا العقلیهٔ أو الشرعیهٔ من اجماع علیه أو نقل متواتر به عمّن یجب اتّباع قوله. و لایقبل فی ذلك خبر واحد، خاصّهٔ إذا كان ممّا طریقه العلم. و متی كان التأویل یحتاج الی شاهد من اللّغهٔ فلایقبل من الشاهد إلاّ إذا كان معلوما بین أهل اللّغهٔ، شائعا بینهم. و أمّا طریقهٔ الآحاد من الروایات الشاردهٔ و الألفاظ النادرهٔ فإنّه لایقطع بذلك و لایُجعل شاهدا علی كتاب اللّه‏ و ینبغی أن یتوقّف فیه.»۱
سزاوار است به دلیلهای صحیح عقلی یا شرعی از قبیل اجماع یا روایت متواتر رجوع نمود و بخصوص در این مورد كه راه شناخت آن علم است خبر واحد پذیرفتنی نیست و هرگاه تفسیر نیازمند به شاهد لغوی باشد تنها شاهدی پذیرفتنی است كه میان واژه‏شناسان معروف باشد، امّا طریق آحاد (خبر واحد) كه در غالب روایات تك فردی و نادر یافت می‏شود و قطع‏آور نیست و نمی‏توان آنها را گواه بر كتاب خدا گرفت و از آنها در تفسیر بهره جست و شایسته است در آن موارد توقّف شود.
محقّق نائینی نیز بر این باور است كه حجیّت خبر واحد تنها در مسائل فقهی كه دارای اثر شرعی است قابل پذیرش است و در بحث حجیّت خبر باواسطه می‏فرماید:
«إنّ الخبر انّما یكون مشمولاً لدلیل الحجّیهٔ إذا كان ذا أثر شرعی.»۲
خبر، تنها آن‏گاه مشمول دلیل حجیّت است كه دارای اثر شرعی باشد.
به علاوه كسانی كه «حجیّت» را به معنای «منجّزیّت» و «معذریّت» تفسیر كرده‏اند ـ مانند محقّق خراسانی ـ در نتیجه، آن را مخصوص موارد عمل دانسته كه اِلزام به فعل یا ترك در آن، تصوّر دارد و تنها به احكام عملی الزامی اختصاص می‏یابد.
علاّمه طباطبایی می‏فرماید:
خبر غیر قطعی كه در اصطلاح خبر واحد نامیده می‏شود و حجیّت آن مورد اختلاف است، اكنون در علم اصول تقریبا مسلّم است كه خبر واحد موثوق الصدور تنها در احكام شرعیه حجّت است و در غیر آنها اعتبار ندارد.۳
علامه در جای جای تفسیر بارها در این زمینه سخن گفته و بر عدم اعتبار خبر واحد در تفسیر اصرار ورزیده و كاربرد آن را در تبیین معانی قرآن روا ندانسته است.
در ذیل داستان لوط از سوره هود می‏فرماید:
آنچه نظر اصولیون بر آن استقرار یافته آن است كه خبر متواتر یا همراه با قرائن قطعی به طور مسلّم حجیّت دارد و در تمامی زمینه‏ها قابل استناد است، ولی خبر واحد، جز در احكام شرعی فرعی قابل استناد نیست؛ زیرا حجیّت شرعی، از اعتبارات عقلائی است كه تابع وجود اثر شرعی می‏باشد و قابل جعل و اعتبار شرعی است؛ امّا قضایای تاریخی و امور اعتقادی، جای آن ندارد كه مورد جعل حجیّت گردد؛ زیرا فاقد اثر شرعی است و جای آن نیست كه شارع بگوید: غیر علم، علم است و مردم را به آن متعبّد سازد... .۴
ایشان در جای دیگر می‏فرماید:
«و لا معنی لإرجاع فهم معانی الآیات إلی فهم الصحابهٔ و تلامذتهم من التابعین، حتی إلی بیان النّبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فإنّ ما بیّنه إما یوافق ظاهر الكلام، فهو ممّا یؤدی إلیه اللفظ و لو بعد التدبّر و التأمّل و البحث، و إمّا أن لایوافق الظاهر و لایؤدّی إلیه، فهو ممّا لایلائم التحدّی و لاتتمّ به الحجّهٔ... .»۵
معنی ندارد كه برای فهم قرآن به فهم صحابه یا تابعین ارجاع شود، حتی ارجاع به بیان پیامبر نیز موردی ندارد؛ زیرا بیان پیامبر یا موافق ظاهر آیه است یا بالاخره به آن منتهی می‏شود وگرنه با تحدّی و حجّیت ظاهر قرآن سازش ندارد.
علامه در ادامه مطلب یاد شده می‏گوید:
«روایات عرض بر قرآن، بر آن دلالت دارد كه آنچه از پیامبر اكرم رسیده، خود قابل برداشت از قرآن است و اگر برداشت از قرآن بر بیان پیامبر توقّف داشته باشد، هرآینه به صورت «دور» باطل می‏نماید، چنان‏كه پیداست.»۶
و در پایان می‏گوید:
«حقیقت آن است كه راه برای فهم قرآن كریم باز است و از رهگذر خود قرآن می‏توان به آن دست یافت. معنای این سخن آن است كه در تبیین مفاهیم و مقاصد خویش، نیازمند راه دیگری نمی‏باشد. با این حال، چگونه می‏توان تصوّر نمود كه كتابی را كه خداوند به عنوان هدایت، نور و بیان‏كننده هر چیزی شناسانده است، نیاز به هدایت و نور از سوی غیر خود داشته باشد؟!»۷
و در چند صفحه قبل درباره تبیین «تفسیر به رأی» می‏گوید:
«آنچه مورد نهی قرار گرفته، تكروی در تفسیر قرآن است و آن كه مفسّر تنها بر فهم خویشتن تكیه كند. لذا لازم است از غیر خود نیز استمداد جوید، و این غیر خود، یا نفس كتاب است یا سنّت، و اگر مراد سنت باشد، منافات دارد با روایاتی كه دستور رجوع به قرآن و عرضه روایات بر قرآن را فرمان می‏دهد. پس نماند جز خود قرآن كه باید تنها از او استمداد جست و تفسیر قرآن را از خود قرآن باید جست‏وجو نمود.»۸
ذیل آیه ولایت از سوره مائده درباره نزول آیه‏ای از سوره معارج می‏فرماید:
این روایات از روایات آحاد است، نه از متواترات و نه شواهد قطعی همراه دارد، و پیش از این دانستی كه شیوه ما بر آن است كه جز در احكام فرعی بر آن استناد نمی‏كنیم، و این خود یك معیار همگانی و عقلائی است كه شیوه انسانها بر آن است.۹
و اساسا چنانچه كه گذشت، علامه خبر واحد را طریق احراز واقع نمی‏داند و لذا اعتبار ندارند.
ایشان در ذیل آیه ۴۴ سوره نحل می‏فرماید:
«این آیه بر آن دلالت دارد كه بیان پیامبر و نیز بیانات اهل بیت (به دلیل حدیث ثقلین) در تفسیر قرآن و تبیین معانی آن، از اعتبار و حجیّت برخوردار است.
و این تنها درباره پیامبر و عترت مورد پذیرش است نه درباره سایر امّت، چه صحابه و چه تابعین یا دیگر دانشمندان؛ چه بیانات آنان مشمول اعتبار و حجیّت (طبق دلالت آیه) نمی‏گردد... .»
و اضافه می‏كند:
«هذا كلّه فی نفس بیانهم (علیهم السلام) المتلقّی بالمشافههٔ و أمّا الخبر الحاكی له فما كان منه بیانا متواترا أو محفوفا بقرینهٔ قطعیّهٔ و ما یلحق به، فهو حجهٔ لكونه بیانهم، و اما ما لم‏یكن كذلك فلا حجّیه فیه لعدم إحراز كونه بیانا لهم... .»۱۰
آنچه مستقیما و بدون واسطه از معصوم تلقّی شود قابل پذیرش است، زیرا بیان معصوم پیرامون قرآن پذیرفته است، ولی اگر باواسطه باشد و متواتر یا همراه با شاهد قطعی نباشد، پذیرفته نیست؛ زیرا خبر واحد نمی‏تواند بیانگر قول معصوم بوده باشد!
خلاصه استدلال علامه بر عدم اعتبار خبر واحد در كشف معانی قرآن، بر دو پایه استوار است:
۱) اعتبار و حجّیت خبر واحد، جنبه تعبّدی دارد؛ یعنی دستور و قراردادی شرعی است نه ذاتی و این در مواردی امكان‏پذیر است كه دارای اثر شرعی بوده باشد. از این رو در مورد عمل مكلفان قابل تصوّر است كه تنها در باب فقه وجود دارد.
۲) خبر واحد، كاشفیّت قطعی از واقع ندارد؛ لذا نمی‏تواند نه كاشف بیان معصوم باشد و نه كاشف مراد واقعی آیه.
به علاوه، مستفاد از روایاتِ عرض آن است كه برای پی بردن به صحّت مفاد خبر واحد، می‏توان از قرآن بهره گرفت. اكنون اگر برای بهره گرفتن از قرآن لازم باشد كه از خبر واحد استفاده كنیم، هرآینه صورت دور پیدا می‏كند!
ولی این استدلال، به نظر ناتمام می‏نماید؛ زیرا:
اعتبار خبر واحد ثقه، جنبه تعبّدی ندارد، بلكه از دیدگاه عقلا جنبه كاشفیّت ذاتی دارد، كه شرع نیز آن را پذیرفته است.
بنای انسانها بر آن است كه بر اِخبار كسی كه مورد ثقه است، ترتیب اثر می‏دهند و همچون واقع معلوم با آن رفتار می‏كنند. و این نه قراردادی است و نه تعبّد محض، بلكه همان جنبه كاشفیت آن است كه این خاصیّت را به آن می‏بخشد.
شارع مقدس ـ كه خود سرآمد عقلا است ـ بر همین شیوه رفتار كرده و خُرده‏ای نگرفته، جز مواردی كه خبرآورنده انسان فاقد تعهد باشد كه قابل اطمینان نیست و بدون تحقیق نباید به گفته او ترتیب اثر داده شود «إن جاءكم فاسق بنبإ فتبیّنوا»(حجرات/ ۶) لذا اعتبار خبر واحد ثقه، نه مخصوص فقه و احكام شرعی است و نه جنبه تعبّدی دارد، بلكه اعتبار آن عام و در تمامی مواردی است كه عقلا از جمله شرع، كاربرد آن را پذیرفته‏اند.
از این رو، اِخبار عدل ثقه از بیان معصوم، چه پیرامون تفسیر قرآن و چه دیگر موارد، از اعتبار عقلایی مورد پذیرش شرع برخوردار است، و كاشف و بیانگر بیان معصوم می‏باشد و حجّیت دارد، و همانند آن است كه شخصا و مستقیما از معصوم تلقّی شده باشد.
اساسا اگر اِخبار عدل ثقه را در باب تفسیر، فاقد اعتبار بدانیم، از تمامی بیانات معصومین و بزرگان صحابه و تابعین، محروم می‏مانیم و فائده بهره‏مند شدن از بیانات این بزرگان، منحصر در عصر حضور می‏گردد كه یك محرومیّت همیشگی را به دنبال دارد! استاد بزرگوار آیهٔ‏اللّه‏ خوئی طاب ثراه در این زمینه می‏فرماید:
«بسا در حجت بودن خبر واحدی كه راوی مورد وثوق از معصومین (ع) نقل می‏كند درباره تفسیر قرآن اشكال می‏شود و وجه اشكال آن است كه معنای حجیتی كه برای خبر واحد یا دیگر دلیلهای ظنی ثابت شده، این است كه واجب است در صورت جهل به واقع، آثار واقع را بر آن بار كنیم، همچنان كه اگر به واقع، قطع پیدا می‏نمودیم و این امر تحقق پیدا نمی‏كند مگر موقعی كه مفاد خبر، حكم شرعی باشد، یاموضوعی باشد كه شارع بر آن حكم شرعی بار نموده است و این شرط در خبر واحدی كه در باب تفسیر از معصومین (ع) نقل می‏شود، یافت نمی‏گردد.
این اشكال خلاف تحقیق است؛ زیرا چنان‏كه در مباحث علم اصول توضیح داده‏ایم، معنای حجیت در اماره ناظر به واقع، این است كه آن اماره به حسب حكم شارع، علم تعبدی محسوب می‏شود، در نتیجه، طریق معتبر (مثل خبر واحد) فردی از افراد علم است، ولی فرد تعبدی نه وجدانی، بنابراین همه آثاری كه بر قطع بار می‏شود بر چنین عملی نیز بار می‏شود و می‏توان بر طبق آن خبر داد، همان‏گونه كه می‏توان بر طبق علم وجدانی خبر داد و این خبر دادن، سخن بدون علم نیست.
دلیل بر این امر، سیره عقلا است؛ زیرا ایشان با طریق معتبر، معامله علم وجدانی می‏كنند و میان آثار آنها فرق نمی‏گذارند؛ از باب مثال از نظر عقلا، ید، اماره مالكیت صاحب ید بر اموالی است كه در اختیار او قرار دارد و ایشان بر چنین یدی آثار مالكیت بار می‏كنند و از مالك بودن او خبر می‏دهند. كسی این امر را انكار نمی‏كند و از ناحیه شارع هم این سیره عقلائیه، مردود شناخته نشد.»۱۱
در كلام حضرت استاد تنها جای مناقشه آن‏جا است كه اعتبار خبر واحد را از باب علم تعبّدی شمرده است در مقابل علم وجدانی، البته با وحدت اثر! در صورتی كه مبنای اعتبار خبر واحد ثقه، جز بنای عقلا چیز دیگری نمی‏تواند باشد كه نقش شارع تنها جنبه امضایی دارد این اعتبار از جانب عقلا و امضای شارع به جنبه كاشفیّت تامّ آن بستگی دارد كه تعبّد مطلقا در آن راه ندارد.
به هر حال، از روز نخست تا كنون بزرگان اسلام، نسبت به خبر واحد ثقه با دید اعتبار نگریسته‏اند و در تمامی زمینه‏ها مورد استفاده بوده است.


منبع : سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

مطالب مرتبط

اعجاز قرآن کریم و ابعاد آن

اعجاز قرآن کریم و ابعاد آن
قرآن معجزه جاویدان پیامبر اسلام و سند زنده حقانیت راه اوست. قرآن عزیز تنها معجزه حاضر در عصر ماست كه گواه همیشه صادق اسلام و راهنمای انسانها است.
از تعریفهایی كه برای معجزه بیان شد برمی‌آید كه معجزه در اصطلاح عبارت از امر خارق عادتی است كه برای اثبات ادعای نوبت آورده می‌شود بطوری كه موافق ادعا باشد و شخص دیگری نتواند مثل آن را انجام دهد بلكه همه درآوردن آن عاجز باشند. ولی با این حال معجزه امری منافی با حكم عقل یا باطل كننده اصل علیت نیست.[۱]
اكنون پرسش این است كه اعجاز قرآن از كدام جهت است یعنی تحدی قرآن به آوردن « مثل» آن یعنی چه؟ و مثلیت در چه جهتی مراد است. پاسخ به این پرسش موضوع این قسمت نوشتار است. كه دیدگاهها را در این زمینه بررسی می‌كند . این نوشتار در چند قسمت ارائه می‌گردد.
● قسمت اول : تحدی قرآن كریم (دلیل اعجاز قرآن)
الف) آیات تحدی (مبارزه طلبی)
آیاتی كه تحدی (مبارزه طلبی) قرآن در آنها مطرح شده است چند گونه است. گاهی مردم را در مورد كل قرآن و یا ده سوره آن به مبارزه می‌طلبد و گاهی می‌فرماید اگر می‌توانید یك سوره مثل آن بیاورید. به این آیات توجه كنید:
« قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یأتوا بمثل هذاالقرآن لایأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهیرا »[۲]
« بگو اگر تمامی انسان و جن جمع شوند تا مثل این قرآن را بیاورند نخواهند توانست و لو آنكه برخی آنها به كمك دیگران بشتابند.»
« ام یقولون افتریه قل فاتوا بعشر سور مثله مفتریات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقین » [۳]
« آیا می‌گویند كه [ محمد (ص)] افترا می‌بندند (و كلام خود را كلام خدا می خواند) پس ده سوره مانند آن بسازید و بیاورید و از هر كس، غیر از خدا، می‌خواهید كمك بگیرید، اگر راست می‌گویید.»
« و ان كنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فأتوا بسورهٔ من مثله و ادعوا شهداكم من دون الله ان كنتم صادقین »[۴]
« و اگر در مورد آنچه به بنده خود‌[محمد(ص)] نازل كردیم شكی دارید پس سوره‌ای از جنس آن بیاورید و گواهان خود را ، غیر از خدا بخوانید، اگر راستگویانید.»
سوره یونس آیه ۳۸ نیز مضمونی شبیه آیه ۲۳ سوره بقره دارد. « فأ‌توا بسورهٔ مثله » با این تفاوت كه كلمه « من» در سوره بقره هست اما در سوره یونس « مثله» بدون كلمه « من» آمده است. ( در مورد این نكته بعدا توضیح خواهیم داد. )
« ام یقولون تقوله بل لایؤمنون فلیأتوا بحدیث مثله ان كانوا صادقین»[۵]
« یا ( آیا) می‌گویند او قرآن را از خود بافته است بلكه ایمان نمی‌آورند . اگر راست می‌گویند پس كلامی مثل آن ( قرآن) را بیاورند.»
هر چند كه ظاهر كلمه « مثله » این است كه كل قرآن مراد باشد ولی كلمه حدیث « كلام» شامل كمتر از یك سوره هم می‌شود. و لذا برخی احتمال داده‌اند كه مقدار معجزه بودن قرآن یك سوره و یا تعدادی از آیات است كه به اندازه یك سوره باشد.[۶]
ـ تذكر: نكته جالب در آیات فوق این است: آنجایی كه سخن از آوردن مثل كل قرآن یاده سوره آن است سخنی از یاری افراد به همدیگر است اما جائی كه سخن از یك سوره و حدیث است مسأله شاهدان ـ و نه یاوران ـ را مطرح می‌كند. علت این تعبیرات شاید این باشد كه در صورت اول این كاربرای یك نفر مشكل است و یا اینكه اشاره به وجود اعجاز قرآن و مراتب آن است.
ب) قلمرو تحدی قرآن: مبارزه طلبی قرآن سه نوع شمول دارد
۱) شمول افرادی:
قرآن می‌فرماید: « لئن اجتمعت الجن و الانس علی ان یأتوا بمثل هذاالقرآن لایأتون بمثله » [۷] یعنی اگر همه افراد انسانها و حتی جن‌ها جمع شوند نمی‌توانند مثل قرآن را بیاورند و به اصطلاح، عام افرادی است. بطوری كه شامل همه افراد موجود انسانها و حتی افرادی كه در آینده می‌آیند می‌شود.
۲) شمول زمانی:
یعنی این دعوت و تحدی قرآن از زمان صدر اسلام شروع شده و همیشه ادامه دارد و لذا می‌فرماید:
« فان لم تفعلوا و لن تفعلوا » [۸]
اگر در گذشته نتوانستید مثل قرآن را بیاورید و هرگز هم نخواهید توانست .
۳) شمول احوالی:
در هیچ حالی نمی‌توانید مثل قرآن را بیاورید یعنی اگر عرب و یا عجم،‌ادیب(متخصص ادبیات عرب) و یا متخصص در هر زمینه دیگر باشد نمی‌توانید مثل قرآن را بیاورید. البته این مطلب از اطلاق آیه استفاده می‌شود.[۹]
و از این شمول و عموم و اطلاق آیه می‌توان استفاده كرد كه آن جهت و رمز اعجاز قرآن باید چیزی دیگر باشد. كه شامل همه زمانها و همه احوال باشد. و این در حالی است كه برخی مثل شاطبی می‌گویند: اعجاز قرآن مخصوص زمان صدر اسلام است. و همین كه ادیبان آن دوره نتوانستند مثل قرآن را بیاورند دلیل معجزه بودن قرآن است و در اعصار بعدی فقط به همین مطلب احتجاج می‌شود.[۱۰]
پ) مرجع ضمیر « من مثله »
در سوره بقره آیه ۱۲ میخوانیم : « فأتوا بسورهٔ من مثله » در مورد مرجع ضمیر غایب « مثله» می‌توان چند احتمال را مطرح كرد:
۱) مرجع ضمیر قرآن (مانزّلنا) باشد یعنی: « پس سوره‌ای از جنس (از مثل) قرآن بیاورید.»
از ظاهر آیه همین معنا استفاده می‌شود و مشهور در زبان‌ها هم همین است و علامه طباطبائی (ره) در المیزان نیز این احتمال را ذكر می‌كند.[۱۱]
۲) مرجع ضمیر خدا باشد یعنی : « اگر می‌توانید سوره‌ای از مثل خدا بیاورید» این مطلب در كلام الزملكانی (م ۶۵۱ ق) به عنوان یك احتمال نقل شده كه ضعیف است چرا كه سیاق این آیه با آیه «قل فأتوا بعشر سور مثله » [۱۲] واحد است در حالی كه ضمیر در این آیه به خدا بر نمی‌گردد.[۱۳]
۳) مرجع ضمیر به عبد (پیامبر (ص)) برمی‌گردد،‌یعنی : « پس سوره‌ای از مثل پیامبر (ص) ( كه امی است) بیاورید.» یعنی صدور یك سوره مثل سوره‌های قرآن از فردی درس نخوانده مثل پیامبر (ص) ممكن نیست. این احتمال را علامه طباطبائی در المیزان [۱۴] بیان می‌كند.
ـ تذكر: شاید این مطلب اشاره به مراتب اعجاز نیز باشد. یعنی آوردن یك سوره با توجه به اینكه همه جهات اعجاز را در برندارد از فردی امی معجزه است و از افراد امی برنمی‌آید همانطور كه آوردن ده سوره ( با توجه به محتوای آن سوره‌ها و جهات عدیده اعجاز آنها) از دست افراد كثیر با تخصص‌های گوناگون هم ساخته نیست.
یعنی هر آیه‌ای خطاب به شخص یا اشخاص خاص(امی ـ جن و انس) است و مرتبه‌ای از اعجاز را بیان می‌كند . و شاهد این مطلب همان چیزی است كه قبلاً بیان كردیم كه تحدی قرآن در مورد ده سوره و كل قرآن همراه با اشاره به یاوران انس و جن است اما در مورد تحدی به یك سوره سخنی از آنها به میان نمی‌اید بلكه داوران و شاهدانی را برای قضاوت بین دو سوره كه از فرد امی صادر می‌شود فرا می‌خواند . تا روشن شود كه هیچ فرد امی نمی‌تواند مثل پیامبر(ص) باشد و سوره‌ای معجزه آسا آورد.
و از این مطلب جواب « الزملكانی » هم روشن شد كه سیاق دو آیه یكسان نیست چرا كه در سوره هود سخن از ده سوره ـ و نه یك سوره ـ است. و نیز در سوره هود مرجعی مثل « عبد » وجود ندارد و نیز كلمه « من» در آنجا نیست.
پس هر چند ظاهر آیه معنای اول را نشان می‌دهد اما معنای سوم دقیق‌تر بنظر می‌رسد.
۴) علامه طباطبائی (ره) در المیزان[۱۵] احتمال دیگر نیز مطرح می‌كند كه ضمیر به خود سوره(بقره مثلاً) برگردد. و سپس آن احتمال را تضعیف می‌كند.
● قسمت دوم: دیدگاهها درباره جهت اعجاز قرآن (سر مثل نداشتن آن۹:
در این مورد آراء و نظریه‌های متفاوتی از زمانهای قدیم مطرح بوده است ولی این نظریه‌ها را می‌توان در یازده دیدگاه خلاصه كرد، كه ما به آنها اشاره می‌كنیم و به مهمترین طرفداران هر دیدگاه اشاره می‌كنیم، و اگر یك نفر در مورد چند دیدگاه نظر مثبت دارد او را در همه موارد ذكر می‌كنیم:
▪ اول: فصاحت و بلاغت :
یعنی قرآن یك معجزه ادبی است به طوری كه فصیح بودن آن در حد اعلای فصاحت و بلیغ و رسا بودن آن نیز كامل است به طوری كه در قبل و بعد از ظهور اسلام هیچ شعر یا خطبه و كلام عربی به پایه آن نرسیده است. [۱۶]
▪ دوم : سبك و نظم خاص قرآن:
هر چند قرآن از حروف و كلمات معمولی زبان عرب تشكیل شده است اما نظم خاص خود و تألیف منحصر به فرد آن در تركیبات كلامی ان معجزه است یعنی سبك خاص آن، نه شعر، نه نظم است بلكه كلامی خاص است كه قابل تقلید نیست.
چرا كه خداوند از همه حروف و كلمات و تركیبات آگاهی دارد و بهترین آنها را انتخاب كرده است ولی ما نه علم كامل الهی را داریم و نه قدرت او را و لذا نمی‌توانیم مثل او سخنی بگوئیم.[۱۷]
▪ سوم: شیرینی و جذبه خاص یا موسیقی خاص قرآن یا روحانیت قرآن :
از همان اوایل بعثت پیامبر(ص) تأثیر شگرف قرآن در قلوب مردم واضح بود به طوری كه مشركین عرب، مردم رااز گوش دادن به قرآن منع می‌كردند تا جذب كلام الهی نشوند و شیرینی آن را نچشند.
و همین مطلب امروزه گاهی، تحت عنوان« موسیقی قرآن» خوانده می‌شود كه برخی از متأخران مصر و ایران به آن تمایل دارند. و می‌گویند این جنبه از قران معجزه است و دیگران از آوردن كلامی كه چنین تأثیری داشته باشد عاجزند.[۱۸]
▪ چهارم: معارف عالی الهی قرآن از یك فرد امی:
وقتی معارف قرآن در زمینه توحید و صفات خدا با دیگر كتابهای آسمانی و سخنان فلاسفه و حكما، مقایسه می‌شود متوجه می‌شویم كه قرآن چیز دیگری است كه عقل‌ها را متحیر می‌نماید. و دیگران از آوردن معارفی مثل آن عاجزند و این در حالی است كه همه این معارف توسط یك فرد امّی ( بی‌سواد ) بیان شده است قائل این سخن آیهٔ الله خوئی (ره) است.[۱۹]
▪ پنجم: قوانین محكم قرآن:
نظام تشریع و قانون گذاری قرآن از چنان متانت و استواری برخوردار است كه هیچ كس قادر نیست مثل آن را بیاورد بلكه انسان‌ها هر قانونی كه می‌گذارند پس از گذشت چندی اشكالات و سستی آن آشكار می‌شود و خود ناچار به تغییر آن می‌شوند. برای مثال قرآن به نظام عدل و وسط، برادری و علم دعوت می‌كند و در جایی كه به آخرت می‌پردازد دنیا را هم فراموش نمی‌كند . قائل این سخن نیز آیهٔ الله خوئی (ره) است.[۲۰]
▪ ششم: برهان‌های عالی قرآن:
قرآن كریم وقتی سخن از توحید و معاد و نبوت می‌كند چنان استوار و بر اساس قوانین صحیح فكر ( منطق ) سخن می‌گوید، تو گویی پیامبر اسلام(ص) ده‌ها سال منطق و فلسفه خوانده است در حالی كه او یك فرد امی بود. این ، اعجاز قرآن را می‌رساند چرا كه هیچ فرد امی نمی‌تواند اینگون سخن بگوید.
از جمله قائلین این سخن شیخ محمد جواد بلاغی صاحب تفسیر آلاء الرحمن است.[۲۱]
▪ هفتم: خبرهای غیبی از گذشته و آینده:
قرآن در موارد متعددی از اقوام گذشته كه اثری از آنها نبود مثل قوم لوط و عاد و ثمود و ... سخن گفته است و اكتشافات بعدی باستان‌شناسان این مسائل را اثبات كرده و می‌كند. و یا در مواردی از مسائل آینده سخن می‌راند مثل پیش‌بینی شكست ایران از روم كه به وقوع پیوست . این اخبار غیبی است كه بشر عادی از آوردن مثل آن عاجز است . [۲۲]
▪ هشتم: اسرار خلقت در قرآن ( اعجاز علمی):
یكی از ابعاد اعجاز قرآن كه در چند قرن اخیر ظاهر شد و بسیاری از متخصصان علوم را به شگفتی واداشت و برخی صاحب‌نظران علوم قرآن بدان تصریح كرده‌اند همان گزاره‌های قرآن در مورد مسایل علمی مثل: زوجیت گیاهان و حركت خورشید و زمین است. در حالی كه انسانها تا قرن‌ها بعد از نزول قرآن بدان مطالب علمی دسترسی نداشتند. یا به نظریه بطلمیوسی كه برخلاف آنهاست، معتقد بودند.[۲۳]
▪ نهم: استقامت بیان ( عدم اختلاف در قرآن) :
قرآن در طی ۲۳ سال بر پیامبر (ص) نازل شد كه گاهی در شرایط جنگ، صلح، سفر و ... بود ولی با این حال اختلاف و تناقضی در بیانات قرآنی وجود ندارد. در حالی كه اگر یك نویسنده در طی چند سال مشغول نوشتن باشد گاهی در ابتدا و انتها و مطالب داخل نوشته تناقضاتی به چشم می‌خورد.
این مطلب، اعجاز قرآن را می‌رساند كه هیچ انسانی نمی‌تواند مثل قرآن اینگونه سخن گوید. از جمله كسانی كه این نظریه را پذیرفته‌اند آیه الله خوئی(ره) در البیان است . [۲۴]
همچنین شیخ محمد جواد بلاغی نیز قبل از ایشان قائل به این نظر شده‌اند.[۲۵]
▪ دهم: ایجاد انقلاب اجتماعی:
برخی از صاحب‌نظران برآنند كه اعجاز قرآن كریم این است كه تغییر عظیم و جدی و انقلاب بزرگی در حیات انسان به وجود آورده است كه با قوانین عادی و تجربی بشر در اجتماعی و سنن تاریخی سازگار نیست.
به عنوان نمونه وضع اجتماعی اعراب جزیرهٔ العرب را مثال می‌زنند كه قبل از اسلام با تمدن و مدنیت آشنا نبودند ولی كتابی مثل قرآن از آنجا برخاست در حالی كه هر كتاب آئینه فرهنگ و علم جامعه خویش است اما قرآن كریم برخلاف قوانین طبیعی و اجتماعی بوجود آمد و توانست جامعه عرب را صاحب فرهنگ و تمدن جدیدی كند.[۲۶]
▪ یازدهم: صرف:
برخی معتقدند كه اعجاز قرآن از ان جهت است كه خداوند اجازه نمی‌دهد كسی مثل قرآن را بیاورد یعنی قدرت را از مخالفین سلب می‌كند. البته این نظریه به سه صورت تصویر شده است.[۲۷]
ـ اول: این كه بگوئیم خداوند انگیزه افراد مخالف قرآن را سلب می‌كند.
ـ دوم: اینكه بگوئیم خداوند علوم لازم آنها را سلب می‌كند.
ـ سوم : اینكه بگوئیم با اینكه قصد مخالفت دارند و قدرت برآوردن مثل قرآن دارند، اما خداوند جلوی آنها را جبرا می‌گیرد.
البته به این دیدگاه جواب‌های متعددی داده شده است. [۲۸] و معمولاً اساتید و صاحب‌نظران علوم قرآن این دیدگاه را نمی‌پذیرند.[۲۹]
▪ دوازدهم: همه این جهات از اعجاز قرآن است(مگر صرفه):
این حاصل كلام علامه طباطبائی (ره) و آیه الله خوئی (ره) و نیز استاد معرفت است كه در ادامه نوشتار بدان می‌پردازیم. این دیدگاه در بین علمای سابق هم طرفدارانی داشته است مثل:
۱) سید عبدالل شبر(م ۱۲۴۲ ق)[۳۰]
۲) شیخ محمد جواد بلاغی.[۳۱]
▪ نظریه مختار و بررسی آن
قرآن كریم دارای ابعاد گوناگونی مثل فصاحت، بلاغت، اخبار غیبی گذشته و آینده، اسرار علمی، موسیقی خاص(جذب نفوس یا روحانیت خاص قرآن)، معارف عالی، قوانین محكم، براهیم عالی و استقامت بیان است . كه همه این ابعاد از اعجاز قرآن است.
و فقط قرآن از لحاظ صرف معجزه نیست. بلكه صرفه باطل است.
البته همان‌طور كه گذشت این دیدگاه مورد قبول ما، یعنی دیدگاه دوازدهم،‌در علمای سابق و حاضر طرفدارانی دارد و هر كدام این دیدگاه را به روش خاص تفسی كرده‌اند. كه به برخی آنها اشاره می‌كنیم:
۱) از كلمات علامه طباطبایی (ره) و آیهٔ الله معرفت بر‌می‌آید كه :
تمام ابعاد قرآن معجزه است ولی با اختلاف مخاطبین متفاوت است. برای مثال قرآن معجزه ادبی برای ادیبان و معجزه سیاسی برای اهل سیاست و معجزه در حكمت برای حكیمان و .... است . بنابراین نظریه اعجاز قرآن، شامل همه افراد و همه زمانها و همه حالات می‌شود.[۳۲]
۲) شیخ محمد جواد بلاغی صاحب تفسیر آلاء الرحمن می‌فرماید:
برای اعراب و بقیه مردم ابعاد دیگر اعجاز (مثل اسرارغیبی و ...) وجود دارد.[۳۳]
آیهٔ الله معرفت می‌فرماید اگر چه ظاهر قرآن این است كه ( با توجه به تبحر مردم عرب صدر اسلام در علوم ادبی) اعجاز قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت است اما در دوره‌های بعد كه خطاب عمومی شد و شامل همه بشریت گردید تحدی قرآن هم با همه جهات صورت می‌گیرد و منحصر در فصاحت و بلاغت نیست.[۳۴]
۳) آیهٔ الله خوئی (ره) نیز همه این ابعاد را نشانه اعجاز قرآن می‌داند. اما آن را منحصر به مخاطبین عرب یا عجم و یا اهل فن و علم خاص نمی‌كند.[۳۵]
▪ دلایل و شواهد:
طرفداران دیدگاه دوازدهم، در لابلای بحث‌های دلایلی را می‌آورند از جمله می‌فرمایند:
ـ اول: اگر اعجاز قرآن منحصر به فصاحت و بلاغت باشد، اعجاز قرآن منحصر به اعراب می‌شود كه این مطلب را درك می‌كنند آن هم اعرابی كه ادیب باشند. در حالی كه قرآن برای همه بشر آمده و همانگونه كه گذشت تحدی آن هم از جهت افراد و زمانها شمول دارد.[۳۶]
ـ دوم: از آنجا كه فصاحت و بلاغت امری مبهم و ذوقی است و معیار كاملی ندارد، لذا انحصار اعجاز قرآن در فصاحت و بلاغت موجب شد كه برخی از بزرگان در دامن قول به صرفه بیفتند، از جمله سید موتضی (ره) و دیگران كه دیدند كلمات فصیح و بلیغ در عرب زیاد است و برخی در الفاظ مشابه سوره‌های كوچك قرآن است(هر چند در محتوا به پای آن نمی‌رسید) و لذا دیدگاه صرفه را پذیرفتند.[۳۷]
بررسی و اشكالات : در مورد این نظریه دو اشكال اساسی مطرح شده است كه عبارتند از:
ـ اول: اگر اعجاز قرآن شامل غیر از فصاحت و بلاغت باشد(یعنی اعجاز علمی و اسرار غیبی و ...) در این صورت این اعجاز در همه سوره‌ها یافت نمی‌شود.[۳۸]
در مورد می توان به دو گونه پاسخ داد:
الف) جواب نقضی:
برخی از وجوه اعجاز قرآن مثل تأثیر در نفوس (اعجاز روحانی یا موسیقی خاص قرآن ۹ در همه سوره‌ها یافت می‌شود پس باید آن را هم ملحق به فصاحت و بلاغت كنند و از وجوه اعجاز قرآن بدانند چرا كه در همه سوره‌ها هست و كسی هم نتوانسته مثل آن را بیاورد.
ب) جواب حلّی:
از آنجا كه قبلاً ثابت كردیم كه اعجاز قرآن شامل همه افراد و حالات بشر و زمانها می‌شود پس تحدی قرآن به نسبت به هر مخاطب خاصی به نوع ویژه‌ای است یعنی به ادیب می‌گوید اگر می‌توانی مثل قرآن را در فصاحت و بلاغت بیاور و به هر متخصص بر طبق تخصص او تحدی می‌كند پس وجه اعجاز هر سوره، نسبت به هر شخص متفاوت است.
علاوه بر آنكه در بخش اول بیان كردیم كه قرآن در جائی كه اعجاز را در یك سوره و كلام كوتاه مطرح می‌كند « فأتوا بسورهٔ من مثله » [۳۹] صدور یك سوره از یك فرد امی را مطرح می كند بنابراین كه (ضمیر « من مثله» به عبد، كه پیامبر است برگردد) پس در آن مورد و بر طبق ظاهر قرآن تحدی به فصاحت و بلاغت و امثال این امور است.
اما در جائی كه تحدی به همه قرآن یا ده سوره می‌شود همه افراد بشر را به مبارزه می‌طلبد و لذا بر طبق استعداد و تخصص افراد همه ابعاد اعجاز مطرح می‌گردد.
دوم: فصاحت و بلاغت قرآن در خود قرآن وجود دارد و از لحاظ قرآن بودن معجزه است.
اما ابعاد دیگر اعجاز مثل اخبار غیبی و اسرار علمی به هر زبان یا در هر كتابی كه باشد معجزه است و اعجاز آنها ربطی به قرآن بودن آنها ندارد. یعنی اگر كسی با لفظ فارسی یا انگلیسی هم خبر غیبی بدهد آیه و معجزه است در صورتی كه ما می‌خواهیم اعجاز خاص قرآن را ثابت كنیم.
پاسخ: در آیات تحدی كلمه « مثل »[۴۰] آمده است، و این كلمه اطلاق دارد یعنی نفرموده است كه : « اگر می‌توانید مثل الفاظ قرآن را در فصاحت و بلاغت آورید.» بلكه فرموده است كه : « اگر می‌توانید مثل قرآن را بیاورید.» یعنی مثل الفاظ و تركیبهای قرآن یا مثل معانی بلند و اخبار غیبی آن.
البته اعجاز قرآن در الفاظ و تركیب‌های كلامی با توجه به مضامین و معانی و محتوای خاص آن است. پس اگر كسی الفاظی و تركیبی فصیح و بلیغ شبیه قرآن بیاورد كه محتوای آن را نداشته باشد، نتوانسته است مثل قرآن را بیاورد.[۴۱] و نیز اگر كسی محتوا و اخبار غیبی بیاورد كه دارای الفاظ عربی و تركیبهای فصیح و بلیغ مشابه قرآن باشد نتوانسته است مثل قرآن را بیاورد. پس نه لفظ فصیح و بلیغ قرآن و نه محتوای آن به تنهایی قرآن نیست هر چند كه هر كدام از آنها بعدی از اعجاز قرآن است چون در حد اعلا واقع شده و بشر نتوانسته نظیر آنها را بیاورد .
● جمع‌بندی و نتیجه‌‌گیری:
بنابرآنچه كه گذشت، اعجاز قرآن ابعاد متعددی مثل فصاحت، بلاغت، محتوا، اخبار غیبی و ... دارد. وجه و جهت تحدی و مبارزه‌طلبی قرآن همه وجوه اعجاز قرآن است( غیر از صرفه كه باطل است).
البته جهات اعجاز قرآن نسبت به مخاطبین مختلف، متفاوت است و هر كسی را بر اساس تخصص و استعداد او و در همان زمینه به مبارزه می‌طلبد. هر چند اعجاز قرآن و تحدی آن شامل همه زمانها می‌گردد. و همینكه در طول چهارده قرن كسی نتوانسته مثل قرآن را بیاورد، اعجاز قرآن و حقانیت و صداقت پیامبر اسلام (ص) ثابت می‌شود.
● قسمت سوم: راز اعجاز قرآن: چرا پس از چهارده‌قرن هنوز كسی نتوانسته است به تحدی (مبارزه طلبی ) قرآن پاسخ دهد و سوره‌ای مثل آن بیاورد. رمز این عجز و ناتوانی در چیست؟ آیا انسان‌ها ، زبان عرب و قواعد آن را نمی‌توانند فراگیرند؟ آیا علم بشر ناكافی است؟
همین پرسش مشكل است كه برخی از متفكران و صاحب‌نظران را به دامن « صرفه» انداخته است. در پاسخ به این پرسش می‌توان اینگونه گفت: قرآن كلامی است كه از جهات و ابعاد گوناگون معجزه است قرآن كتابی است با الفاظ محدود و معانی بسیار و عالی،‌قرآن كتابی است با الفاظ عربی معمولی اما در اوج فصاحت و بلاغت كه مثل آن وجود ندارد.
قرآن مثل هر كتاب دیگر از سه عنصر « لفظ، معنا و نظم » تشكیل شده است پس اگر كسی بخواهد كتابی مثل قرآن بیاورد باید حداقل سه شرط داشته باشد:
۱) علم به تمام الفاظ، اسم‌ها، فعل‌ها و ... داشته باشد بطوری كه بتواند بهترین و مناسبترین آنها در هر جمله به كار بندد.
۲) عل او تمام معنی الفاظ، اسم‌ها ، فعل‌ها و ... را بفهمد تا بتواند در موقع سخن گفتن بهترین و مناسبترین معنا را در مورد مقصود خود ارائه دهد.
۳) علم به تمام وجوه نظم كلمات و معانی داشته باشد تا بتواند در مواقع لزوم بهترین و مناسب‌ترین آنها را برای كلام خویش انتخاب كند.
از آنجا كه این ( الفاظ، معانی، نظم آنها ) هنگامی كه در همدیگر ضرب شوند یك مجموعه بی‌نهایت (به اصطلاح ریاضی ) را تشكیل می‌دهند . لذا تسلط و احاطه بر آنها و حضور ذهن در مورد همه این امور برای یك انسان مقدور نیست. علاوه بر آنكه مطالب و محتوای عالی قرآن و اسرار علمی و جهات دیگر آن، خود، علومی دیگر را می‌طلبد كه در دسترس بشر نیست.
پس تنها خداست كه بر همه چیز احاطه دارد و علم او نامحدود است و می‌تواند این مجموعه را یكجا در نظر گیرد و كتابی بوجود آورد كه فصیح‌ترین الفاظ، صحیح‌ترین معانی و بهترین نظم را استفاده كند: « ان الله علی كل شیء قدیر»[۴۲] آری به نظر می‌رسد كه سر عجز انسان درآوردن مثل قرآن و راز اعجاز این كتاب الهی در محدودیت علم و عقل بشر و نامحدود بودن علم و عقل خدا نهفته است: « و ما اوتیتم من العلم الاقلیلاً »[۴۳].
و از این روست كه هر چه علم بشر بیشتر رشد كند و عقل و تفكر او قوی‌تر و عمیق گردد، بهتر می‌تواند، اسرار الفاظ، معانی و نظم قرآن را دریابد و بر اعجاب او نسبت به این كتاب آسمانی افزوده می‌شود، ولی هیچگاه قادر نخواهد بود، مثل آن را بیاورد.
« قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثله و لوكان بعضهم لبعض ظهیراً » [۴۴]
« بگو اگر تمام انسان و جن جمع شوند تا مثل این قرآن را بیاورند، نخواهند توانست و لو آنكه برخی آنها به كمك دیگران بشتابند.».

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!