جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

کاربرد حدیث در تفسیر


کاربرد حدیث در تفسیر
● آیا می‏توان از روایات در تفسیر قرآن بهره گرفت؟
بسا گفته می‏شود كه حدیث و روایتی كه به سرحدّ تواتر نرسیده یا قرائن قطعی با آن همراه نباشد، در تفسیر قابل استناد نیست؛ زیرا سند بودن آن جای تردید است و در اصطلاح به آن، خبر واحد می‏گویند و یقین‏آور نیست. آری اگر به سرحدّ تواتر رسید (خبر گروهی و جمعی) یا قرائن و شواهد درونی و برونی آن را فراگرفت، در این دو صورت، یقین‏آور است و قابل استناد خواهد بود.
این گفتار بر این پایه استوار است كه اعتبار خبر واحد از باب تعبّد شرعی است كه تنها در مسائل فقهی كاربرد دارد؛ زیرا تعبّد در مسائل عملی امكان‏پذیر است و در مسائل نظری، تعبّد راه ندارد. می‏توان كسی را با دستور، وادار به انجام كاری نمود، ولی نمی‏توان با دستور، باوری را بر او تحمیل نمود. لذا در مسائل اعتقادی و در تفسیر ـ كه بر پایه باور استوارندـ نشاید از خبر واحد بهره گرفت.
به علاوه تعبد در صورتی امكان‏پذیر است كه واجد اثر شرعی باشد كه این تنها در عمل مكلّفان قابل تصور است.
از همین جا است كه شیخ مفید در كتاب شرح اعتقادات صدوق بارها می‏فرماید:
«خبر الواحد فی هذا الباب لایوجب علما و لا عملاً»؛ خبر واحد در باب معارف نه علم‏آور است تا بتوان از آن بهره گرفت و نه جای عمل است تا تعبّد در آن راه یابد.
شیخ طوسی در مقدمه تفسیر تبیان، امكان بهره‏گیری از خبر واحد را در تفسیر منتفی دانسته، می‏فرماید:
«ینبغی ان یرجع الی الأدلّهٔ الصحیحهٔ امّا العقلیهٔ أو الشرعیهٔ من اجماع علیه أو نقل متواتر به عمّن یجب اتّباع قوله. و لایقبل فی ذلك خبر واحد، خاصّهٔ إذا كان ممّا طریقه العلم. و متی كان التأویل یحتاج الی شاهد من اللّغهٔ فلایقبل من الشاهد إلاّ إذا كان معلوما بین أهل اللّغهٔ، شائعا بینهم. و أمّا طریقهٔ الآحاد من الروایات الشاردهٔ و الألفاظ النادرهٔ فإنّه لایقطع بذلك و لایُجعل شاهدا علی كتاب اللّه‏ و ینبغی أن یتوقّف فیه.»۱
سزاوار است به دلیلهای صحیح عقلی یا شرعی از قبیل اجماع یا روایت متواتر رجوع نمود و بخصوص در این مورد كه راه شناخت آن علم است خبر واحد پذیرفتنی نیست و هرگاه تفسیر نیازمند به شاهد لغوی باشد تنها شاهدی پذیرفتنی است كه میان واژه‏شناسان معروف باشد، امّا طریق آحاد (خبر واحد) كه در غالب روایات تك فردی و نادر یافت می‏شود و قطع‏آور نیست و نمی‏توان آنها را گواه بر كتاب خدا گرفت و از آنها در تفسیر بهره جست و شایسته است در آن موارد توقّف شود.
محقّق نائینی نیز بر این باور است كه حجیّت خبر واحد تنها در مسائل فقهی كه دارای اثر شرعی است قابل پذیرش است و در بحث حجیّت خبر باواسطه می‏فرماید:
«إنّ الخبر انّما یكون مشمولاً لدلیل الحجّیهٔ إذا كان ذا أثر شرعی.»۲
خبر، تنها آن‏گاه مشمول دلیل حجیّت است كه دارای اثر شرعی باشد.
به علاوه كسانی كه «حجیّت» را به معنای «منجّزیّت» و «معذریّت» تفسیر كرده‏اند ـ مانند محقّق خراسانی ـ در نتیجه، آن را مخصوص موارد عمل دانسته كه اِلزام به فعل یا ترك در آن، تصوّر دارد و تنها به احكام عملی الزامی اختصاص می‏یابد.
علاّمه طباطبایی می‏فرماید:
خبر غیر قطعی كه در اصطلاح خبر واحد نامیده می‏شود و حجیّت آن مورد اختلاف است، اكنون در علم اصول تقریبا مسلّم است كه خبر واحد موثوق الصدور تنها در احكام شرعیه حجّت است و در غیر آنها اعتبار ندارد.۳
علامه در جای جای تفسیر بارها در این زمینه سخن گفته و بر عدم اعتبار خبر واحد در تفسیر اصرار ورزیده و كاربرد آن را در تبیین معانی قرآن روا ندانسته است.
در ذیل داستان لوط از سوره هود می‏فرماید:
آنچه نظر اصولیون بر آن استقرار یافته آن است كه خبر متواتر یا همراه با قرائن قطعی به طور مسلّم حجیّت دارد و در تمامی زمینه‏ها قابل استناد است، ولی خبر واحد، جز در احكام شرعی فرعی قابل استناد نیست؛ زیرا حجیّت شرعی، از اعتبارات عقلائی است كه تابع وجود اثر شرعی می‏باشد و قابل جعل و اعتبار شرعی است؛ امّا قضایای تاریخی و امور اعتقادی، جای آن ندارد كه مورد جعل حجیّت گردد؛ زیرا فاقد اثر شرعی است و جای آن نیست كه شارع بگوید: غیر علم، علم است و مردم را به آن متعبّد سازد... .۴
ایشان در جای دیگر می‏فرماید:
«و لا معنی لإرجاع فهم معانی الآیات إلی فهم الصحابهٔ و تلامذتهم من التابعین، حتی إلی بیان النّبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فإنّ ما بیّنه إما یوافق ظاهر الكلام، فهو ممّا یؤدی إلیه اللفظ و لو بعد التدبّر و التأمّل و البحث، و إمّا أن لایوافق الظاهر و لایؤدّی إلیه، فهو ممّا لایلائم التحدّی و لاتتمّ به الحجّهٔ... .»۵
معنی ندارد كه برای فهم قرآن به فهم صحابه یا تابعین ارجاع شود، حتی ارجاع به بیان پیامبر نیز موردی ندارد؛ زیرا بیان پیامبر یا موافق ظاهر آیه است یا بالاخره به آن منتهی می‏شود وگرنه با تحدّی و حجّیت ظاهر قرآن سازش ندارد.
علامه در ادامه مطلب یاد شده می‏گوید:
«روایات عرض بر قرآن، بر آن دلالت دارد كه آنچه از پیامبر اكرم رسیده، خود قابل برداشت از قرآن است و اگر برداشت از قرآن بر بیان پیامبر توقّف داشته باشد، هرآینه به صورت «دور» باطل می‏نماید، چنان‏كه پیداست.»۶
و در پایان می‏گوید:
«حقیقت آن است كه راه برای فهم قرآن كریم باز است و از رهگذر خود قرآن می‏توان به آن دست یافت. معنای این سخن آن است كه در تبیین مفاهیم و مقاصد خویش، نیازمند راه دیگری نمی‏باشد. با این حال، چگونه می‏توان تصوّر نمود كه كتابی را كه خداوند به عنوان هدایت، نور و بیان‏كننده هر چیزی شناسانده است، نیاز به هدایت و نور از سوی غیر خود داشته باشد؟!»۷
و در چند صفحه قبل درباره تبیین «تفسیر به رأی» می‏گوید:
«آنچه مورد نهی قرار گرفته، تكروی در تفسیر قرآن است و آن كه مفسّر تنها بر فهم خویشتن تكیه كند. لذا لازم است از غیر خود نیز استمداد جوید، و این غیر خود، یا نفس كتاب است یا سنّت، و اگر مراد سنت باشد، منافات دارد با روایاتی كه دستور رجوع به قرآن و عرضه روایات بر قرآن را فرمان می‏دهد. پس نماند جز خود قرآن كه باید تنها از او استمداد جست و تفسیر قرآن را از خود قرآن باید جست‏وجو نمود.»۸
ذیل آیه ولایت از سوره مائده درباره نزول آیه‏ای از سوره معارج می‏فرماید:
این روایات از روایات آحاد است، نه از متواترات و نه شواهد قطعی همراه دارد، و پیش از این دانستی كه شیوه ما بر آن است كه جز در احكام فرعی بر آن استناد نمی‏كنیم، و این خود یك معیار همگانی و عقلائی است كه شیوه انسانها بر آن است.۹
و اساسا چنانچه كه گذشت، علامه خبر واحد را طریق احراز واقع نمی‏داند و لذا اعتبار ندارند.
ایشان در ذیل آیه ۴۴ سوره نحل می‏فرماید:
«این آیه بر آن دلالت دارد كه بیان پیامبر و نیز بیانات اهل بیت (به دلیل حدیث ثقلین) در تفسیر قرآن و تبیین معانی آن، از اعتبار و حجیّت برخوردار است.
و این تنها درباره پیامبر و عترت مورد پذیرش است نه درباره سایر امّت، چه صحابه و چه تابعین یا دیگر دانشمندان؛ چه بیانات آنان مشمول اعتبار و حجیّت (طبق دلالت آیه) نمی‏گردد... .»
و اضافه می‏كند:
«هذا كلّه فی نفس بیانهم (علیهم السلام) المتلقّی بالمشافههٔ و أمّا الخبر الحاكی له فما كان منه بیانا متواترا أو محفوفا بقرینهٔ قطعیّهٔ و ما یلحق به، فهو حجهٔ لكونه بیانهم، و اما ما لم‏یكن كذلك فلا حجّیه فیه لعدم إحراز كونه بیانا لهم... .»۱۰
آنچه مستقیما و بدون واسطه از معصوم تلقّی شود قابل پذیرش است، زیرا بیان معصوم پیرامون قرآن پذیرفته است، ولی اگر باواسطه باشد و متواتر یا همراه با شاهد قطعی نباشد، پذیرفته نیست؛ زیرا خبر واحد نمی‏تواند بیانگر قول معصوم بوده باشد!
خلاصه استدلال علامه بر عدم اعتبار خبر واحد در كشف معانی قرآن، بر دو پایه استوار است:
۱) اعتبار و حجّیت خبر واحد، جنبه تعبّدی دارد؛ یعنی دستور و قراردادی شرعی است نه ذاتی و این در مواردی امكان‏پذیر است كه دارای اثر شرعی بوده باشد. از این رو در مورد عمل مكلفان قابل تصوّر است كه تنها در باب فقه وجود دارد.
۲) خبر واحد، كاشفیّت قطعی از واقع ندارد؛ لذا نمی‏تواند نه كاشف بیان معصوم باشد و نه كاشف مراد واقعی آیه.
به علاوه، مستفاد از روایاتِ عرض آن است كه برای پی بردن به صحّت مفاد خبر واحد، می‏توان از قرآن بهره گرفت. اكنون اگر برای بهره گرفتن از قرآن لازم باشد كه از خبر واحد استفاده كنیم، هرآینه صورت دور پیدا می‏كند!
ولی این استدلال، به نظر ناتمام می‏نماید؛ زیرا:
اعتبار خبر واحد ثقه، جنبه تعبّدی ندارد، بلكه از دیدگاه عقلا جنبه كاشفیّت ذاتی دارد، كه شرع نیز آن را پذیرفته است.
بنای انسانها بر آن است كه بر اِخبار كسی كه مورد ثقه است، ترتیب اثر می‏دهند و همچون واقع معلوم با آن رفتار می‏كنند. و این نه قراردادی است و نه تعبّد محض، بلكه همان جنبه كاشفیت آن است كه این خاصیّت را به آن می‏بخشد.
شارع مقدس ـ كه خود سرآمد عقلا است ـ بر همین شیوه رفتار كرده و خُرده‏ای نگرفته، جز مواردی كه خبرآورنده انسان فاقد تعهد باشد كه قابل اطمینان نیست و بدون تحقیق نباید به گفته او ترتیب اثر داده شود «إن جاءكم فاسق بنبإ فتبیّنوا»(حجرات/ ۶) لذا اعتبار خبر واحد ثقه، نه مخصوص فقه و احكام شرعی است و نه جنبه تعبّدی دارد، بلكه اعتبار آن عام و در تمامی مواردی است كه عقلا از جمله شرع، كاربرد آن را پذیرفته‏اند.
از این رو، اِخبار عدل ثقه از بیان معصوم، چه پیرامون تفسیر قرآن و چه دیگر موارد، از اعتبار عقلایی مورد پذیرش شرع برخوردار است، و كاشف و بیانگر بیان معصوم می‏باشد و حجّیت دارد، و همانند آن است كه شخصا و مستقیما از معصوم تلقّی شده باشد.
اساسا اگر اِخبار عدل ثقه را در باب تفسیر، فاقد اعتبار بدانیم، از تمامی بیانات معصومین و بزرگان صحابه و تابعین، محروم می‏مانیم و فائده بهره‏مند شدن از بیانات این بزرگان، منحصر در عصر حضور می‏گردد كه یك محرومیّت همیشگی را به دنبال دارد! استاد بزرگوار آیهٔ‏اللّه‏ خوئی طاب ثراه در این زمینه می‏فرماید:
«بسا در حجت بودن خبر واحدی كه راوی مورد وثوق از معصومین (ع) نقل می‏كند درباره تفسیر قرآن اشكال می‏شود و وجه اشكال آن است كه معنای حجیتی كه برای خبر واحد یا دیگر دلیلهای ظنی ثابت شده، این است كه واجب است در صورت جهل به واقع، آثار واقع را بر آن بار كنیم، همچنان كه اگر به واقع، قطع پیدا می‏نمودیم و این امر تحقق پیدا نمی‏كند مگر موقعی كه مفاد خبر، حكم شرعی باشد، یاموضوعی باشد كه شارع بر آن حكم شرعی بار نموده است و این شرط در خبر واحدی كه در باب تفسیر از معصومین (ع) نقل می‏شود، یافت نمی‏گردد.
این اشكال خلاف تحقیق است؛ زیرا چنان‏كه در مباحث علم اصول توضیح داده‏ایم، معنای حجیت در اماره ناظر به واقع، این است كه آن اماره به حسب حكم شارع، علم تعبدی محسوب می‏شود، در نتیجه، طریق معتبر (مثل خبر واحد) فردی از افراد علم است، ولی فرد تعبدی نه وجدانی، بنابراین همه آثاری كه بر قطع بار می‏شود بر چنین عملی نیز بار می‏شود و می‏توان بر طبق آن خبر داد، همان‏گونه كه می‏توان بر طبق علم وجدانی خبر داد و این خبر دادن، سخن بدون علم نیست.
دلیل بر این امر، سیره عقلا است؛ زیرا ایشان با طریق معتبر، معامله علم وجدانی می‏كنند و میان آثار آنها فرق نمی‏گذارند؛ از باب مثال از نظر عقلا، ید، اماره مالكیت صاحب ید بر اموالی است كه در اختیار او قرار دارد و ایشان بر چنین یدی آثار مالكیت بار می‏كنند و از مالك بودن او خبر می‏دهند. كسی این امر را انكار نمی‏كند و از ناحیه شارع هم این سیره عقلائیه، مردود شناخته نشد.»۱۱
در كلام حضرت استاد تنها جای مناقشه آن‏جا است كه اعتبار خبر واحد را از باب علم تعبّدی شمرده است در مقابل علم وجدانی، البته با وحدت اثر! در صورتی كه مبنای اعتبار خبر واحد ثقه، جز بنای عقلا چیز دیگری نمی‏تواند باشد كه نقش شارع تنها جنبه امضایی دارد این اعتبار از جانب عقلا و امضای شارع به جنبه كاشفیّت تامّ آن بستگی دارد كه تعبّد مطلقا در آن راه ندارد.
به هر حال، از روز نخست تا كنون بزرگان اسلام، نسبت به خبر واحد ثقه با دید اعتبار نگریسته‏اند و در تمامی زمینه‏ها مورد استفاده بوده است.


منبع : سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

مطالب مرتبط

عمومی یا اختصاصی بودن فهم قرآن

عمومی یا اختصاصی بودن فهم قرآن
حضرت امام خمینی (ره) فهم قرآن را امر تشکیکی و دارای مراتب شمرده اند. ایشان بر این نظر است که مقاصد ظاهری قرآن برای عموم انسانها قابل فهم است. وی علاوه بر تصریح بر این معنا با برخی از مطالبی که درباره قرآن یاد کرده اند، مثل حجیت ظواهر قرآن، تحدی قرآن، کتاب هدایت بودن قرآن و دعوت به تدبر در قرآن به نوعی بر همگانی بودن فهم قرآن استدلال کرده اند. در برخی از موارد که فهم قرآن را اختصاصی دانسته اند، ناظر به بطون قرآن است. حضرت امام شرط فهم بطون قرآن راتهذیب نفس و رهایی از هواهای نفسانی دانسته اند و سر عدم فهم بطون قرآن را مربوط به عظمت مراتب قرآن خوانده اند.
این مقاله در تحلیل این مساله است که از منظر امام خمینی(ره) آیا زبان قرآن اختصاصی است و تنها مخصوص گروه خاصی است یا زبان همه مردم است و همان راهی که مردم برای فهم معانی کلمات یکدیگر طی می کنند، در قرآن نیز همان راه طی می شود؟
از برخی از عبارتهای امام چنین استفاده می شود که زبان قرآن، اختصاصی است وفهم قرآن برای همگان میسور نیست مانند این سخن که: قرآن در حد ما نیست. درحد بشر نیست. قرآن سری است بین حق و ولی الله اعظم که رسول خداست. به تبع اونازل می شود تا می رسد به این جایی که به صورت حروف و کتاب در می آید و نیزمانند این سخن که قرآن سر است سر سر است، سر مستف به سر است، سر مقنع به سر است.
اما از برخی از عبارات دیگر امام (ره) عمومی بودن فهم قرآن فهمیده می شود نظیر اینکه فرموده اند: این دستورات خدایی است. این پیامهای غیبی است که خدای جهان برای حفظ استقلال کشور و بنای عظمت و سرفرازی به شما ملت قرآن وپیروان خود فرستاده. آنها را بخوانید و تکرار کنید و در پیرامون آن دقت نمائید و آنهارا بکار بندید تا استقلال و عظمت شما برگردد و پیروزی و سرافرازی را دوباره درآغوش بگیرید ، و گرنه راه نیستی و زندگانی سراسر ذلت و خواری را خواهید پیمود وطعمه همه جهانیان خواهید شد. نحوه جمع این بیانات و رفع تعارض ظاهری آنها به این شرح است که قرآن مراتبی دارد. عبارتهایی که بیانگر راز و رمز و سر قرآن است، ناظر به مراتب و درجات عالیه قرآن است لذا قاری و مفسر قرآن باید عظمت موقعیت و بلندای معارف این اقیانوس بزرگ را درک کند و برای فهم و درک حقایق آن، اهتمامی جدی نماید و ساده انگاری و قشری نگری و برخورد سرسری با قرآن را کنار گذارد و بداند که با کلام حکیم و عظیم و عزیزی مواجه است و باید با حکمت و عظمت و عزت معنوی به محضر قرآن نائل گردد بنابراین امام با آن جملات در صدد بیان اختصاصی بودن فهم قرآن نیست زیرا از نظر ایشان، خداوند قرآن را از مقام قرب خود به این عالم ظلمانی و سجن طبیعت تنزل داده تا همگان از آن در جهت هدایت و سعادت خویش،بهره مند گردند. حضرت امام در این زمینه می گوید: بدان که این کتاب شریف چنانکه خود بدان تصریح فرموده کتاب هدایت وراهنمای سلوک انسانیت و مربی نفوس و شفای امراض قلبیه و نور بخش سیر الی الله است. بالجمله، خدای تبارک و تعالی به واسطه سعه رحمت بر بندگان این کتاب شریف را از مقام قرب و قوس خود نازل فرموده و به حسب تناسب عوالم تنزل داده تا به این عالم ظلمانی و سجن طبیعت رسیده و به کسوت الفاظ و صورت حروف درآمده برای استخلاص مسجونین در این زندان دنیا و رهایی مغلولین در زنجیرهای آمال و امانی و رساندن آن را از حضیض نقص و ضعف و حیوانیت به اوج کمال وقوت انسانیت و از مجاورت شیطان به مرافقت ملکوتین، بلکه به وصول به مقام قرب و حصول مرتبه لقاء الله که اعظم مقاصد و مطالب اهل الله است. بنابراین اگر در روایات به عظمت قرآن و فضیلت آن بر سایر کلمات تاکید می گردد و فاصله ای میان سخن حق با خلق معین می گردد و از ظهور و بطون قرآن سخن میان می آید و اگر در کلمات اما از راز و سر و اسرار و رموز قرآن والحضار فهم حقیقت آن برای ذات بنی و ولی سخن می رود، نه بدان جهت است که معانی ظاهری قرآن قابل دسترسی برای همگان نیست و عموم مردم نمی توانند به مقاصد و پیامهای آشکار قرآن نائل گردند بلکه بدان جهت است که قرآن دارای مراتب و مراحل بلند و بالایی است که فهم هر مرحله نیازمند به دقت و عمق ویژه ای است که هر کس به حسب سعه وجودی و صلاحیت و طهارت قلبی خویش می توانداز آن استفاده کند.
بنابراین از منظر امام خمینی (ره)فهم قرآن عمومی است چون سخن خدای تعالی براساس نظام عمومی سخن گفتن عقلا مبتنی است چنانکه گوید: قرآن کریم اشارات بسیار لطیفی دارد لکن چون برای عموم مردم وارد شده است، یک صورتی گفته شده است که هم خواص از آن ادراک کنند هم عموم از آن ادراک کنند. قرآن کریم مرکزهمه عرفانهاست مبدا همه معرفتهاست، لکن فهمش مشکل است.
از منظر امام قرآن مانند سفره ای است که خداوند برای همه بشر پهن کرده است. اگر کسی لیاقت و صلاحیت خویش را در بهره برداری از قرآن از دست نداده باشد وخود را به موانع فهم آلوده نکرده باشد، می تواند از این کتاب عظیم الهی بهره برداری کند.
قرآن یک سفره ای است که خدا پهن کرده برای همه بشر، یک سفره پهنی است،هر که به اندازه اشتهایش از آن می تواند استفاده کند. اگر مریض نباشد که بی اشتهاباشد. . . از قرآن استفاده می کند. امام خمینی (ره)بر این باور است که حتی تمام مردم شرق و غرب می توانند از قرآن استفاده کنند، استفاده از قرآن از منظر امام ویژه حکیم و عارف و فقیه و عالم نیست بلکه عوام نیز می توانند از این سفره گسترده الهی استفاده کنند چنانکه می فرماید:
این کتاب و این سفره گسترده در شرق و غرب و از زمان وحی تا قیامت کتابی است که تمامی بشر عامی، عالم، فیلسوف، عارف، فقیه، همه از او استفاده می کنند.
● ادله همگانی بودن فهم ظاهر قرآن
از مطاوی سخنان امام خمینی (ره)دلایلی چند درباره عمومی بودن فهم ظاهر قرآن به دست می آید که اینک بیان می شود:
۱) حجیت ظواهر قرآن
یکی از مباحث مهم علم اصول این است که آیا ظواهر قرآن حجت است یا نه. اخباری ها و برخی از محدثان ظواهر قرآن را برای همگان حجت نمی دانند ومی گویند: ظواهر قرآن تنها برای کسانی که مخاطب قرآن هستند و افهام آنان قصدشده، حجت است و برای دیگران قابل فهم و تمسک و استدلال نیست. امام خمینی(ره) ظواهر قرآن را برای همگان حجت می داند و به بنای عقلا بر عمل به ظواهر کلام تمسک می نماید و در این زمینه می نویسد: بنای عقلا بر عمل بر ظواهر کلام است، مگر اینکه بنای گوینده بر رمز و حذف قرائن باشد و نخواهد آن را به دیگران بفهماند و گرنه کلام برای همه قابل تمسک است و نمی توان روشی را که تمام عقلا در استفاده از کلام دارند، محدود به گروهی خاص کرد. از منظر امام اختصاصی بودن کلام به جهت رعایت مصلحتی از مصالح است مانند کسی که نامه ای را به دوست خود می نویسد و در آن مطالبی می آورد که افشای آنها زیان نویسنده یا دوستش را به همراه خواهد داشت. او چون احتمال می دهد که نامه به دست دشمن بیافتد از این رو مطالب را به صورت رمز و راز بیان می کند دراین صورت ظاهر کلام وی برای دیگران قابل تمسک و استناد نیست اما در موردقرآن چنین احتمالی وجود ندارد لذا دلیلی برای اختصاصی بودن پیام قرآن وجودندارد بنابراین قرآن خطاب به گروهی خاص نازل نشده است.
۲) تحدی قرآن
یکی از دلایل دیگر اختصاصی نبودن فهم و زیان قرآن، اعجاز قرآن و وجوه آن است زیرا قرآن با تحدی و مبارزه طلبی همگان را به آوردن مثل قرآن یا سوره ای از آن فراخوانده است و به تمام عائله بشری از روی اطمینان اعلام می کنند که نمی توانند مانندقرآن را بیاورند. اگر فهم قرآن اختصاصی بود، دیگر این دعوت به تحدی بی معنا بود. امام خمینی در این باره می فرماید:
قرآن کریم خود در چند جا معجزه بودن خود را به تمام بشر در تمام دوره هااعلان کرده است و عجز جمیع بشر را بلکه تمام جن و انس را از آوردن به مثل خودابلاغ کرده. امروزه ملت اسلام همین نشانه خدا را در دست دارند و به تمام عائله بشراز روی کمال اطمینان اعلان می کنند که این نشانه پیغمبری نور پاک محمدی است،هر کس از دنیای پر آشوب علم و دانش مثل او را آورد، ما تسلیم او می شویم.
تلازمی که میان تحدی قرآن و قابل فهم بودن آن برای مردم برقرار است، به این شرح است که شخص حکیم بر انجام کاری به تحدی و مبارزه جویی می پردازد که اشخاص طرف تحدی به نوع آن کار و چگونگی انجامش آگاهی داشته باشند و گرنه انجام تحدی قبیح خواهد بود بسان کشتی گیری که افراد بی اطلاع از فنون کشتی را به تحدی فرا بخواند و بگوید: من می توانم پشت همه شما را به خاک بمالم.
بنابراین نظر به اینکه خدای تعالی حکیم است و تنها کارهای حکیمانه از او سرمی زند، مقتضی است در خصوص قرآن که تحدی نموده است، خود قرآن برای مخاطبان قابل فهم باشد و گرنه این تحدی قبیح بود.
۳) قرآن، کتاب هدایت
از منظر امام قرآن، کتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و کمال است. این دلیلی دیگر بر اختصاصی نبودن فهم قرآن است. امام خمینی(ره) در زمینه کتاب هدایت بودن قرآن می نویسد: این کتاب شریف که به شهادت خدای تعالی کتاب هدایت و تعلیم است و نورطریق سلوک انسانیت است. باید مفسر در هر قصه از قصص آن بلکه هر آیه از آیات آن، جهت اهتدای به عالم غیب و حیث راهنمایی به طرق سعادت و سلوک طریق معرفت و انسانیت را به متعلم بفهماند.
در همین قصه آدم و حوا و قضایای آنها با ابلیس از اول خلقت آنها تا ورود آنها درارض که حق تعالی مکرر در کتاب خود ذکر فرموده، چقدر معارف و مواعظ مذکور ومرموز است و ما را به چقدر از معایب نفس و اخلاق ابلیسی و کمالات آن و معارف آدمی آشنا می کند و ما از آن غافل هستیم. بالجمله، کتاب خدا، کتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و کمال است. کتاب تفسیر نیز باید کتاب عرفانی، اخلاقی و مبین جهات عرفانی و اخلاقی و دیگرجهات دعوت به سعادت آن باشد. مفسری که از این جهت غفلت کرده یا صرف نظرنموده یا اهمیت به آن نداده از مقصود قرآن و منظور اصلی انزال کتب و ارسال آن غفلت ورزیده است. چنانکه از اظهارات حضرت امام استفاده می شود. قرآن کریم کتاب هدایت عموم مردم است و روشن است که لازمه هدایتگری قرآن بر عموم مردم آن است که برای زنان قابل فهم باشد.
۴) دعوت به تدبر در قرآن
امام خمینی(ره) همگان را به فراگیری آداب مهم قرائت قرآن و تفکر و تدبر در این کتاب عظیم الهی فرا می خواند و این مطلب خود یکی از دلایلی است که بر عمومی بودن فهم قرآن و اختصاصی نبودن آن به گروهی خاصی دلالت دارد زیرا اگر فهم قرآن اختصاصی بود دیگر معنا ندارد که حضرت امام به پیروی از آیات قرآن کریم همگان را به تدبر در قرآن فرا خواند و تشویق نماید. امام در این باره می فرماید: و دیگر از آداب مهمه قرائت قرآن تفکر است و مقصود از تفکر آن است که ازآیات شریفه جستجوی مقصد و مقصود کند و چون مقصد قرآن چنانکه خود آن صحیفه نورانیه فرماید، هدایت به سبل سلامت است و اخراج از هم مراتب لمات است به عالم نور و هدایت به طریق مستقیم است. باید انسان به تفکر در آیات شریفه مراتب سلامت را. . . بدست آورد.
● اختصاصی بودن فهم بطون قرآن
فهم قرآن مقول به تشکیک است و مراتبی شدید و ضعیف، و کامل و ناقص دارد. فهم مراتب عالی و باطن و ارتباط با اسرار قرآن بهره اولیاء الله و بندگان مخلص الهی است. از نظر امام خمینی(ره) معانی حقیقی قرآن قابل دسترس ما انسان های محجوب درطبیعت نیست. قرآن سر و سر سر است اما این مطلب به معنای اختصاصی بودن فهم قرآن نیست زیرا قرآن، ظاهر و باطنی و باطن آن باطن هایی دارد و هر کس به اندازه علم و معرفت و استعدادهای خود می تواند از این اقیانوس مواج معرفت و منبع جوشان کشف محمدی، بهره مند گردد. آنان که با حکایتها و ظرافتها و اشارتهای عرفانی سرو کار دارند، از نکات وتنبیهات عرفانی قرآن بهره می برند و آنان که با برهان و استدلال و منطق ارتباط دارند،از این بعد قرآن استفاده می کنند. فقیهان از آیات الاحکام قرآن استفاده فقهی می کنندو دانشمندان علم اصول و ادبیات و تاریخ و جامعه شناسی و روانشناسی نیز هر گروه می توانند بهره هایی در حوزه تخصص خود از این منبع فیاض الهی ببرند. ارستگان صاحب آداب قلبی و مراقبات باطنی رشحه و جرحه ای از آنچه قلب عوام دریافت نموده، برای تشنگان این کوثر به هدیه می آورند. اما مراتب قرآن آنقدر لایه های تو در تو دارد که در برخی از مراحل آن دیگر علوم رسمیه و معارف قلبیه و مکاشفه غیبیه هم کار ساز نیست و ذات نبی ختمی مرتبت رالازم دارد تا در محفل انس قاب قوسین به آن حقایق دسترسی پیدا کند.
و این مراتب و بواطن منافاتی با حجیت ظواهر قرآن برای همگان و بیان للناس و رحمه للعالمین و قابل فهم بودن قرآن و بهره مندی همگان از این دریای مواج معارف ندارد زیرا هر کس به اندازه سعه وجودی خود و لیاقت و لاحیت خویش از قرآن بهره مند می گردد.
امام در این باره می فرماید: واقع قرآن نصیب همگان نمی گردد بلکه مخصوص انبیاء و اولیاء است. دیگران به اندازه سعه وجودی خویش و لیاقت و معرفت خود ازاین نعمت بیکران استفاده می کنند: قرآن یک نعمتی است که همه از آن استفاده می کنند، اما استفاده ای که پیغمبر اکرم از قرآن می کرده است غیر استفاده ای است که دیگران از آن می کرده اند: انما یعرف القرآن من خوطب به آن که قرآن بر او نازل شده است می داند که آن چیست، چه جور نازل شده، کیفیت نزولش چیست چه مقصدی در این نزول هست و محتوای آن چیست و غایت این کار چیست او می داند، آنهایی هم که به تعلیم او تربیت شده اند، آن هم برای خاطر تربیت او می دانند .
● شرط فهم بطون قرآن
قرآن پژوهی و وارد شدن به علم تفسیر و درک صحیح و کامل قرآن نیازمند آشنایی باقواعد و مقدمات تفسیر و ضوابط فهم قرآن است. بسیاری از قرآن پژوهان رعایت قواعد و آگاهی به مقدمات تفسیر را از شروط تفسیر می دانند.
حضرت امام علاوه بر فراگیری مقدمات و قواعد فهم قرآن به زدودن موانع وآراستگی به فضایل و تخلیه رذایل و تخلق به اخلاق الهی به منظور کسب صلاحیت برای دریافت حقایق وحیانی و دست یابی به معارف ربانی تاکید دارد.
از این امر مهم یعنی دور کردن موانع و آراستگی به فضایل در علوم قرآن به ادب نفسی و علم موهبت تعبیر شده و بسیاری از دانشمندان علوم قرآن بر ضرورت برخورداری از آن در تفسیر قرآن تاکید کرده اند. امام خمینی(ره) نیز ضمن اشاره به حجابهای ظلمانی و موانع فهم قرآن و دریافت نوربه راهکارهای عملی آن حجابها پرداخته و فرموده اند: مادامی که انسان در حجاب خود هست نمی تواند این قرآن را که نور است ادراک کند. تا انسان از حجاب بسیارظلمانی خود خارج نشود، تا گرفتار هواهای نفسانی است تا گرفتار خودبینی هاست تا گرفتار چیزهایی است که در باطن نفس خود ایجاد کرده است. . . لیاقت پیدا نمی کندکه این نور الهی در قلب او منعکس شود. کسانی که بخواهند محتوای قرآن را بفهمندو طوری باشند که هر چه قرائت کنند بالا بروند و به مبدا نور و مبدا اعلی نزدیک شوند، این ممکن نمی شود الا اینکه این حجابها برداشته شود.
● سر عدم دستیابی به باطن قرآن
از منظر امام خمینی عدم دستیابی به حقیقت قرآن مربوط به پیش از نزول قرآن و تنزل یافتن معانی و در مقام واحدیت است ولی پس از نزول قرآن مساله فهم به دلیل استفاده از الفاظ بشری، بسیار آسان شده است و به همین جهت قرآن، قابل فهم همگان شده است و فهم آن اختصاصی نیست بنابراین برخی از مراتب قرآن به دلیل عظمت جایگاه و بلندای موقعیت برای گروه هایی از مردم حتی عارفان و مکاشفان وحکیمان الهی قابل دسترسی نیست لکن این نرسیدن و نفهمیدن مربوط به الفاظ وارتباط سمعی و بصری کلام نیست بلکه به دلیل علو مراتب و لایه های تو در توی قرآن است که تنها شامل غواصانی چون نبی اکرم و راسخان در علم می گردد: فهم عظمت هر چیز به فهم حقیقت آن است و حقیقت قرآن شریف الهی قبل ازتنزل به منازل خلقیه و تطور به اطوار فعلیه از شئوون ذاتیه و حقایق علیه در حضرت واحدیت است و آن حقیقت کلام نفسی است که مقارعه ذاتیه در حضرات اسمائیه است و این حقیقت برای احدی حاصل نشود به علوم رسمیه و نه به معارف قلبیه و نه به مکاشفه غیبیه، مگر به مکاشفه تامه الهیه برای ذات مبارک نبی ختمی - صلی الله علیه و آله - در محفل انس قاب قوسین بلکه در خلوتگاه سر مقام اوادنی و دست آمال عائله بشریه از آن کوتاه است، مگر خلص از اولیاء الله که به حسب انوار معنویه وحقایق الهیه با روحانیت آن ذات مقدس مشترک و به واسطه تبعیت تامه، فانی در آن حضرت شدند، آن علوم کاشفه را بالوراثه از آن حضرت تلقی کنند و حقیقت قرآن به همان نورانیت و کمال که در قلب مبارک آن حضرت تجلی کند به قلوب آنهامنعکس شود بدون تنزل به منازل و تطور به اطوار. حضرت امام در این عبارتها به این نکته توجه می دهند که دریافت حقایق باطنی قرآن قبل از تنزل به منازل خلقیه برای مردم متعارف امکان ندارد. فهم قرآن دارای درجات گوناگون است که برخی از آنها ویژه عارفان و واصلان و برخی میسورافرادی است که با مبدا نور اتصال پیدا کرده اند و در مقام غیب گام نهاده اند و برخی ازمراتب فهم قرآن ویژه انبیاء و اولیاء است و برخی از مراتب آن شامل همگان می گردد.
هر کس به هر میزانی که موانع و حجابها را از خود دور ساخته و به طهارت معنوی نائل گشته باشد، می تواند از قرآن بهره مند گردد و قرائت قرآن او تبدیل به نوری گرددکه او را بالا ببرد و حجابهای نفسانی را در نوردد . نظر به اینکه قرآن به زبان مردم نازل شده است و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ]ابراهیم۴،[ همه مردم باید قواعد و شرائط فهم و سخن را رعایت کنند و از اصول تفسیر در فراگیری قرآن پیروی نمایند.
● نتیجه
سخن گفتن خداوند به صورت سری با بندگان خاص افزون بر پیام های عمومی و به کارگیری رمز و راز در حروف مقطعه یا بطن که فقط در دسترس محرمان اسرار وراسخون در علم قرار دارد، منافاتی با همگان بودن فهم قرآن و اختصاصی نبودن فهم قرآن ندارد. درک بطن و اسرار قرآن علاوه بر آشنایی با قواعد و مقدمات تفسیر نیازمنداطلاعات بیرونی یا مرتبه خاصی از طهارت نفس وزدودن موانع می باشد. بین ظاهر وباطن نوعی ارتباط برقرار است که کشف آن در دسترس محرمان اسرار قرآن می باشد. زبان قرآن، زبانی آشکار و همگانی و فهم آن عمومی است و بر اساس زبان عرف و محاوره مردم تنظیم شده است لکن بدون تسلط بر قواعد زبان عربی و اطلاع ازمفردات و معانی الفاظ قرآن و نیز تحجر در کشف شیوه عمومی فهم عقلا و در نهایت بدون آگاهی از مخصصات و مقیدات و مانند آنها در آیات و روایات نمی توان به استنباط و برداشت از قرآن پرداخت و پرداختن به فهم دقیق و استنباط از قرآن نیازمند اجتهاد و جهاد علمی و عملی است.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!