شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ / Saturday, 16 February, 2019

کاربرد حدیث در تفسیر


کاربرد حدیث در تفسیر
● آیا می‏توان از روایات در تفسیر قرآن بهره گرفت؟
بسا گفته می‏شود كه حدیث و روایتی كه به سرحدّ تواتر نرسیده یا قرائن قطعی با آن همراه نباشد، در تفسیر قابل استناد نیست؛ زیرا سند بودن آن جای تردید است و در اصطلاح به آن، خبر واحد می‏گویند و یقین‏آور نیست. آری اگر به سرحدّ تواتر رسید (خبر گروهی و جمعی) یا قرائن و شواهد درونی و برونی آن را فراگرفت، در این دو صورت، یقین‏آور است و قابل استناد خواهد بود.
این گفتار بر این پایه استوار است كه اعتبار خبر واحد از باب تعبّد شرعی است كه تنها در مسائل فقهی كاربرد دارد؛ زیرا تعبّد در مسائل عملی امكان‏پذیر است و در مسائل نظری، تعبّد راه ندارد. می‏توان كسی را با دستور، وادار به انجام كاری نمود، ولی نمی‏توان با دستور، باوری را بر او تحمیل نمود. لذا در مسائل اعتقادی و در تفسیر ـ كه بر پایه باور استوارندـ نشاید از خبر واحد بهره گرفت.
به علاوه تعبد در صورتی امكان‏پذیر است كه واجد اثر شرعی باشد كه این تنها در عمل مكلّفان قابل تصور است.
از همین جا است كه شیخ مفید در كتاب شرح اعتقادات صدوق بارها می‏فرماید:
«خبر الواحد فی هذا الباب لایوجب علما و لا عملاً»؛ خبر واحد در باب معارف نه علم‏آور است تا بتوان از آن بهره گرفت و نه جای عمل است تا تعبّد در آن راه یابد.
شیخ طوسی در مقدمه تفسیر تبیان، امكان بهره‏گیری از خبر واحد را در تفسیر منتفی دانسته، می‏فرماید:
«ینبغی ان یرجع الی الأدلّهٔ الصحیحهٔ امّا العقلیهٔ أو الشرعیهٔ من اجماع علیه أو نقل متواتر به عمّن یجب اتّباع قوله. و لایقبل فی ذلك خبر واحد، خاصّهٔ إذا كان ممّا طریقه العلم. و متی كان التأویل یحتاج الی شاهد من اللّغهٔ فلایقبل من الشاهد إلاّ إذا كان معلوما بین أهل اللّغهٔ، شائعا بینهم. و أمّا طریقهٔ الآحاد من الروایات الشاردهٔ و الألفاظ النادرهٔ فإنّه لایقطع بذلك و لایُجعل شاهدا علی كتاب اللّه‏ و ینبغی أن یتوقّف فیه.»۱
سزاوار است به دلیلهای صحیح عقلی یا شرعی از قبیل اجماع یا روایت متواتر رجوع نمود و بخصوص در این مورد كه راه شناخت آن علم است خبر واحد پذیرفتنی نیست و هرگاه تفسیر نیازمند به شاهد لغوی باشد تنها شاهدی پذیرفتنی است كه میان واژه‏شناسان معروف باشد، امّا طریق آحاد (خبر واحد) كه در غالب روایات تك فردی و نادر یافت می‏شود و قطع‏آور نیست و نمی‏توان آنها را گواه بر كتاب خدا گرفت و از آنها در تفسیر بهره جست و شایسته است در آن موارد توقّف شود.
محقّق نائینی نیز بر این باور است كه حجیّت خبر واحد تنها در مسائل فقهی كه دارای اثر شرعی است قابل پذیرش است و در بحث حجیّت خبر باواسطه می‏فرماید:
«إنّ الخبر انّما یكون مشمولاً لدلیل الحجّیهٔ إذا كان ذا أثر شرعی.»۲
خبر، تنها آن‏گاه مشمول دلیل حجیّت است كه دارای اثر شرعی باشد.
به علاوه كسانی كه «حجیّت» را به معنای «منجّزیّت» و «معذریّت» تفسیر كرده‏اند ـ مانند محقّق خراسانی ـ در نتیجه، آن را مخصوص موارد عمل دانسته كه اِلزام به فعل یا ترك در آن، تصوّر دارد و تنها به احكام عملی الزامی اختصاص می‏یابد.
علاّمه طباطبایی می‏فرماید:
خبر غیر قطعی كه در اصطلاح خبر واحد نامیده می‏شود و حجیّت آن مورد اختلاف است، اكنون در علم اصول تقریبا مسلّم است كه خبر واحد موثوق الصدور تنها در احكام شرعیه حجّت است و در غیر آنها اعتبار ندارد.۳
علامه در جای جای تفسیر بارها در این زمینه سخن گفته و بر عدم اعتبار خبر واحد در تفسیر اصرار ورزیده و كاربرد آن را در تبیین معانی قرآن روا ندانسته است.
در ذیل داستان لوط از سوره هود می‏فرماید:
آنچه نظر اصولیون بر آن استقرار یافته آن است كه خبر متواتر یا همراه با قرائن قطعی به طور مسلّم حجیّت دارد و در تمامی زمینه‏ها قابل استناد است، ولی خبر واحد، جز در احكام شرعی فرعی قابل استناد نیست؛ زیرا حجیّت شرعی، از اعتبارات عقلائی است كه تابع وجود اثر شرعی می‏باشد و قابل جعل و اعتبار شرعی است؛ امّا قضایای تاریخی و امور اعتقادی، جای آن ندارد كه مورد جعل حجیّت گردد؛ زیرا فاقد اثر شرعی است و جای آن نیست كه شارع بگوید: غیر علم، علم است و مردم را به آن متعبّد سازد... .۴
ایشان در جای دیگر می‏فرماید:
«و لا معنی لإرجاع فهم معانی الآیات إلی فهم الصحابهٔ و تلامذتهم من التابعین، حتی إلی بیان النّبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فإنّ ما بیّنه إما یوافق ظاهر الكلام، فهو ممّا یؤدی إلیه اللفظ و لو بعد التدبّر و التأمّل و البحث، و إمّا أن لایوافق الظاهر و لایؤدّی إلیه، فهو ممّا لایلائم التحدّی و لاتتمّ به الحجّهٔ... .»۵
معنی ندارد كه برای فهم قرآن به فهم صحابه یا تابعین ارجاع شود، حتی ارجاع به بیان پیامبر نیز موردی ندارد؛ زیرا بیان پیامبر یا موافق ظاهر آیه است یا بالاخره به آن منتهی می‏شود وگرنه با تحدّی و حجّیت ظاهر قرآن سازش ندارد.
علامه در ادامه مطلب یاد شده می‏گوید:
«روایات عرض بر قرآن، بر آن دلالت دارد كه آنچه از پیامبر اكرم رسیده، خود قابل برداشت از قرآن است و اگر برداشت از قرآن بر بیان پیامبر توقّف داشته باشد، هرآینه به صورت «دور» باطل می‏نماید، چنان‏كه پیداست.»۶
و در پایان می‏گوید:
«حقیقت آن است كه راه برای فهم قرآن كریم باز است و از رهگذر خود قرآن می‏توان به آن دست یافت. معنای این سخن آن است كه در تبیین مفاهیم و مقاصد خویش، نیازمند راه دیگری نمی‏باشد. با این حال، چگونه می‏توان تصوّر نمود كه كتابی را كه خداوند به عنوان هدایت، نور و بیان‏كننده هر چیزی شناسانده است، نیاز به هدایت و نور از سوی غیر خود داشته باشد؟!»۷
و در چند صفحه قبل درباره تبیین «تفسیر به رأی» می‏گوید:
«آنچه مورد نهی قرار گرفته، تكروی در تفسیر قرآن است و آن كه مفسّر تنها بر فهم خویشتن تكیه كند. لذا لازم است از غیر خود نیز استمداد جوید، و این غیر خود، یا نفس كتاب است یا سنّت، و اگر مراد سنت باشد، منافات دارد با روایاتی كه دستور رجوع به قرآن و عرضه روایات بر قرآن را فرمان می‏دهد. پس نماند جز خود قرآن كه باید تنها از او استمداد جست و تفسیر قرآن را از خود قرآن باید جست‏وجو نمود.»۸
ذیل آیه ولایت از سوره مائده درباره نزول آیه‏ای از سوره معارج می‏فرماید:
این روایات از روایات آحاد است، نه از متواترات و نه شواهد قطعی همراه دارد، و پیش از این دانستی كه شیوه ما بر آن است كه جز در احكام فرعی بر آن استناد نمی‏كنیم، و این خود یك معیار همگانی و عقلائی است كه شیوه انسانها بر آن است.۹
و اساسا چنانچه كه گذشت، علامه خبر واحد را طریق احراز واقع نمی‏داند و لذا اعتبار ندارند.
ایشان در ذیل آیه ۴۴ سوره نحل می‏فرماید:
«این آیه بر آن دلالت دارد كه بیان پیامبر و نیز بیانات اهل بیت (به دلیل حدیث ثقلین) در تفسیر قرآن و تبیین معانی آن، از اعتبار و حجیّت برخوردار است.
و این تنها درباره پیامبر و عترت مورد پذیرش است نه درباره سایر امّت، چه صحابه و چه تابعین یا دیگر دانشمندان؛ چه بیانات آنان مشمول اعتبار و حجیّت (طبق دلالت آیه) نمی‏گردد... .»
و اضافه می‏كند:
«هذا كلّه فی نفس بیانهم (علیهم السلام) المتلقّی بالمشافههٔ و أمّا الخبر الحاكی له فما كان منه بیانا متواترا أو محفوفا بقرینهٔ قطعیّهٔ و ما یلحق به، فهو حجهٔ لكونه بیانهم، و اما ما لم‏یكن كذلك فلا حجّیه فیه لعدم إحراز كونه بیانا لهم... .»۱۰
آنچه مستقیما و بدون واسطه از معصوم تلقّی شود قابل پذیرش است، زیرا بیان معصوم پیرامون قرآن پذیرفته است، ولی اگر باواسطه باشد و متواتر یا همراه با شاهد قطعی نباشد، پذیرفته نیست؛ زیرا خبر واحد نمی‏تواند بیانگر قول معصوم بوده باشد!
خلاصه استدلال علامه بر عدم اعتبار خبر واحد در كشف معانی قرآن، بر دو پایه استوار است:
۱) اعتبار و حجّیت خبر واحد، جنبه تعبّدی دارد؛ یعنی دستور و قراردادی شرعی است نه ذاتی و این در مواردی امكان‏پذیر است كه دارای اثر شرعی بوده باشد. از این رو در مورد عمل مكلفان قابل تصوّر است كه تنها در باب فقه وجود دارد.
۲) خبر واحد، كاشفیّت قطعی از واقع ندارد؛ لذا نمی‏تواند نه كاشف بیان معصوم باشد و نه كاشف مراد واقعی آیه.
به علاوه، مستفاد از روایاتِ عرض آن است كه برای پی بردن به صحّت مفاد خبر واحد، می‏توان از قرآن بهره گرفت. اكنون اگر برای بهره گرفتن از قرآن لازم باشد كه از خبر واحد استفاده كنیم، هرآینه صورت دور پیدا می‏كند!
ولی این استدلال، به نظر ناتمام می‏نماید؛ زیرا:
اعتبار خبر واحد ثقه، جنبه تعبّدی ندارد، بلكه از دیدگاه عقلا جنبه كاشفیّت ذاتی دارد، كه شرع نیز آن را پذیرفته است.
بنای انسانها بر آن است كه بر اِخبار كسی كه مورد ثقه است، ترتیب اثر می‏دهند و همچون واقع معلوم با آن رفتار می‏كنند. و این نه قراردادی است و نه تعبّد محض، بلكه همان جنبه كاشفیت آن است كه این خاصیّت را به آن می‏بخشد.
شارع مقدس ـ كه خود سرآمد عقلا است ـ بر همین شیوه رفتار كرده و خُرده‏ای نگرفته، جز مواردی كه خبرآورنده انسان فاقد تعهد باشد كه قابل اطمینان نیست و بدون تحقیق نباید به گفته او ترتیب اثر داده شود «إن جاءكم فاسق بنبإ فتبیّنوا»(حجرات/ ۶) لذا اعتبار خبر واحد ثقه، نه مخصوص فقه و احكام شرعی است و نه جنبه تعبّدی دارد، بلكه اعتبار آن عام و در تمامی مواردی است كه عقلا از جمله شرع، كاربرد آن را پذیرفته‏اند.
از این رو، اِخبار عدل ثقه از بیان معصوم، چه پیرامون تفسیر قرآن و چه دیگر موارد، از اعتبار عقلایی مورد پذیرش شرع برخوردار است، و كاشف و بیانگر بیان معصوم می‏باشد و حجّیت دارد، و همانند آن است كه شخصا و مستقیما از معصوم تلقّی شده باشد.
اساسا اگر اِخبار عدل ثقه را در باب تفسیر، فاقد اعتبار بدانیم، از تمامی بیانات معصومین و بزرگان صحابه و تابعین، محروم می‏مانیم و فائده بهره‏مند شدن از بیانات این بزرگان، منحصر در عصر حضور می‏گردد كه یك محرومیّت همیشگی را به دنبال دارد! استاد بزرگوار آیهٔ‏اللّه‏ خوئی طاب ثراه در این زمینه می‏فرماید:
«بسا در حجت بودن خبر واحدی كه راوی مورد وثوق از معصومین (ع) نقل می‏كند درباره تفسیر قرآن اشكال می‏شود و وجه اشكال آن است كه معنای حجیتی كه برای خبر واحد یا دیگر دلیلهای ظنی ثابت شده، این است كه واجب است در صورت جهل به واقع، آثار واقع را بر آن بار كنیم، همچنان كه اگر به واقع، قطع پیدا می‏نمودیم و این امر تحقق پیدا نمی‏كند مگر موقعی كه مفاد خبر، حكم شرعی باشد، یاموضوعی باشد كه شارع بر آن حكم شرعی بار نموده است و این شرط در خبر واحدی كه در باب تفسیر از معصومین (ع) نقل می‏شود، یافت نمی‏گردد.
این اشكال خلاف تحقیق است؛ زیرا چنان‏كه در مباحث علم اصول توضیح داده‏ایم، معنای حجیت در اماره ناظر به واقع، این است كه آن اماره به حسب حكم شارع، علم تعبدی محسوب می‏شود، در نتیجه، طریق معتبر (مثل خبر واحد) فردی از افراد علم است، ولی فرد تعبدی نه وجدانی، بنابراین همه آثاری كه بر قطع بار می‏شود بر چنین عملی نیز بار می‏شود و می‏توان بر طبق آن خبر داد، همان‏گونه كه می‏توان بر طبق علم وجدانی خبر داد و این خبر دادن، سخن بدون علم نیست.
دلیل بر این امر، سیره عقلا است؛ زیرا ایشان با طریق معتبر، معامله علم وجدانی می‏كنند و میان آثار آنها فرق نمی‏گذارند؛ از باب مثال از نظر عقلا، ید، اماره مالكیت صاحب ید بر اموالی است كه در اختیار او قرار دارد و ایشان بر چنین یدی آثار مالكیت بار می‏كنند و از مالك بودن او خبر می‏دهند. كسی این امر را انكار نمی‏كند و از ناحیه شارع هم این سیره عقلائیه، مردود شناخته نشد.»۱۱
در كلام حضرت استاد تنها جای مناقشه آن‏جا است كه اعتبار خبر واحد را از باب علم تعبّدی شمرده است در مقابل علم وجدانی، البته با وحدت اثر! در صورتی كه مبنای اعتبار خبر واحد ثقه، جز بنای عقلا چیز دیگری نمی‏تواند باشد كه نقش شارع تنها جنبه امضایی دارد این اعتبار از جانب عقلا و امضای شارع به جنبه كاشفیّت تامّ آن بستگی دارد كه تعبّد مطلقا در آن راه ندارد.
به هر حال، از روز نخست تا كنون بزرگان اسلام، نسبت به خبر واحد ثقه با دید اعتبار نگریسته‏اند و در تمامی زمینه‏ها مورد استفاده بوده است.


منبع : سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

مطالب مرتبط

آیا در قران کلمات غیر عربی وجود دارد؟

آیا در قران کلمات غیر عربی وجود دارد؟
● کنکاشی در واژگان از زبانهای ایرانی در قران
علمای تفسیر و علم لغت از دوره نخستین اسلام تا دوره معاصر در رابطه با موضوع "الألفاظ الأعجمیهٔ " واژگان ایرانی و یا غیر عربی در قرآن، اختلاف نظر داشته و دارند. موافقان، وجود کلمات غیر عربی و دخیل را تائید و آنها را شرح داده اند.
مخالفان، وجود واژگان غیر عربی را نپذیرفته و دلیل آنها نیز استناد به مفهوم چند آیه شریف قران است از جمله :
(إنا أنزلناه قرآنا عربیا لعلكم تعقلون) . ( ... بلسان عربی مبین) (ولو جعلناه قرآنا أعجمیا )
استدلال مخالفانی مانند شافعی ، أبوعبید، طبری و شاطبی این است" که کلمه یا اسامی دخیل یا معرب در قرآن كریم نمی تواند وجود داشته باشد چون خداوند می فرماید که این کتاب به زبان عربی فصیح نازل شده است.
اینگونه تفسیر از عبارت "لسان عربی مبین" و ترس از بروز شبهه و یا خلل به ارزش نزولی قران و یا سوء استفاده مخالفان اسلام از وجود کلمات بیگانه، از دلایل اصلی انکار الفاظ دخیل در قرآن از سوی این گونه مفسران بوده است. حال اینکه موافقان معتقد هستند که نه تنها وجود واژگان غیر عربی در قران نقص و خللی بر اهمیت قرآن کریم و عربی فصیح بودن آن وارد نمی کند بلکه از نشانه های اهمیت آن و برتری آن نسبت به کتابهای سایر انبیاء است که فقط به زبان قوم خود آنها بیان شده است.
تعداد مفسران موافقی که وجود کلمات دخیل را با قاطعیت پذیرفته اند به مراتب بیشتر از مخالفان بوده و مستندتر و با استدلالهای قوی تری که اتفاقا با روش های زبان شناسی جدید نیز سازگار است سخن گفته اند و در حالیکه مخالفان عموما تخصص و تبحر والایی در علم اللغات نداشته اند و بیشتر از جنبه تفسیری و مفهومی استدلال کرده اند.
علاوه بر مفسرانی چون طبری که از دید فقهی و تفسیری به موضوع نگاه و با آن مخالفت نموده اند، عده ای نیز هستند که در نیم قرن معاصر با توجه به نگرش و تفسیر خاصی که از زبانهای قدیمی مانند بابلی، اکدی، عبری ، آشوری و ... دارند و این زبانها را بدون پشتوانه علمی و مستندات لازم متعلق به خانواده زبان عربی می دانند و درنتیجه با این بینش منکر وجود کلمات دخیل در قران از زبانهای بیگانه شده اند که این نگرش نیز از تعصب و تفسیر خاص زبانشناسی ناشی می شود .
دکتر فهمی خشیم در کتاب ( هل فی فی القرآن اعجمی؟) از این دسته است او حتی مدعی است که واژگانی که در قران به عنوان فارسی تلقی می شوند در حقیقت از زبانهای بابلی و ایلامی به زبان فارسی راه یافته اند زیرا زبان فارسی بر زبانهای ایلامی ( خوزی) و بابلی مقدم نیست.
در مورد این ادعا باید گفت کلماتی از جمله مانند" گنج ،گند و گناه " که معرب آن در قران " کنز، جناه ( جناح) و جند " است از زمانهای بسیار قدیم تا کنون همچنان بطور گسترده در سراسر ایران و زبانهای ایرانی بکار می رود و یا گل سفال گری ( صلصال) و یا چراغ ( سراج ) را با هیچ توجیهی نمی توان به زبان های اکدی و بابلی منسوب ساخت. یا برای کلمه سجیل در هیچ زبانی در دنیا نمی توان مترادف پیدا نمود اما در فارسی ۴ واژه پر کاربر از قدیم تا کنون (سنگی – سنگین- سنگچین، سنگل) هرکدام می تواند مترادفی برای " سجیل" باشند بعلاوه در اینکه زبان آشوری ، خوزی (ایلامی) جزو زبان عربی محسوب نمی شوند امروزه تقریبا میان شرق شناسان شکی وجود ندارد.
علما و مفسران قرآن و همچنین زبانشناسان و شرق شناس غربی و عربی موافق ، استدلال کرده اند که واژگان غیر عربی در قران هست چون زبان عربی نیز مانند هر زبان دیگری در ابتدای پیدایش خود در جغرافیای محدود با واژگان محدودی بوده و با گذشت زمان و حتی قرنها قبل از اسلام هم در تعامل با ایرانیان (بویژه خوزی ها) ، حبشی ها، رومی ها و قبطی ها واژگانی را وارد زبان عربی نموده و تا کنون هم این روند ادامه دارد .
وجود واژگان دخیل در همه زبانهای جهان که به تابعیت زبان جدید در آمده اند در عربی هم مصداق دارد ولی این دلیل بر ضعف آن زبان نیست بلکه وسعت دامنه و زنده بودن آن را می رساند زیرا فقط زبانهای اقوام کوچک و محدود و در حال زوال ممکن است از واژگان بیگانه بدور باشد وجود وام واژه باعث خلل در عنوان و نام هیچ زبانی نمی شود چون بعضی زبانها بیشتر از نیمی از الفاظ خود را وام گرفته اند ولی همچنان به آن نام اولیه خود نامیده می شوند و در تفسیر آیه " قرآنا عربیا" و "لسان عربی" هیچ مغایرتی و یا دلیلی بر عدم پذیرش الفاظ عجمی در قران نمیبینند.
موافقین مانند سیوطی در کتاب المهذب ــ مجموعهٔ الألفاظ القرآنیهٔ و شیخ حمزه فتح الله در کتابی که به سال ۱۹۰۲ منتشر نموده و ادی شیر نیز در کتاب الفاظ الفارسی المعربه نیز با استدلال هایی محکم وجود واژگان فارسی در قران را مورد تاکید قرار داده . به هر حال عصر نوین و ابزارهای جدید آفاق جدیدی را بر روی زبان شناسان و علمای علم قرانی گشوده که تا حدودی بر این مشکل قدیمی پایان می دهد. بسیاری از لوحه های خط میخی و هیروگلیفی رمز گشایی و باز خوانی شده اند و تفاوتهای گفتاری در این سنگ نوشته به وضوح مشاهده می شود. در مناطق کوهستانی و صعب العبور خراسان ، کردستان و آذربایجان که در قدیم نمی توانسته است براحتی تحت تاثیر زبان عربی قرار بگیرند. واژگانی وجود دارد که ریشه پهلوی و پارسی قدیم دارند و همین کلمات را می توان در زبان عربی ردیابی نمود.
● نگاهی تاریخی به موضوع
در زمان نزول قرآن مجید و بعد از آن هم موضوع واژگان مورد اهتمام بود . ابن عباس (ت ۶۸ ه) ، ابن جید (ت ۹۵ ه) ، وهب بن منبه (ت ۱۱۴ ه) ، ‏الشافعی (ت ۲۰۴ ه) در «الرسالهٔ‏» و «الام‏» ، ابی‏عبیدهٔ معمربن‏المثنی (ت ۲۰۹ ه) ، ابی عبیدالقاسم بن سلام (ت ۲۲۴ ه .) سپس ابن جریرالطبری (ت ۳۱۰ ه) در دیباچه کتاب تفسیرش به این موضوع پرداخت و ابوحاتم الرازی (ت ۳۲۲ ه) عالم در علم ‏فقه اللغهٔ موضوع را دنبال کرد و در «الزینهٔ‏»، به موضوع پرداخت سپس ابن جنی (ت ۳۹۲ ه) در «الخصائص‏» بشكل فنی تر موضوع را بسط داد و درقرن‏ شش ابی منصورالجوالیقی (ت ۵۴۰ ه) در «المعرب من‏الكلام الاعجمی‏» ، و ابن عطیهٔ (ت ۵۴۶ ه) در «تفسیر ابن عطیهٔ‏» به بررسی و بسط واژگان دخیل در قران پرداختند .
در‏ قرن هفتم ‏القرطبی (ت ۶۷۱ ه) در ‏تفسیر « جامع لاحكام القرآن‏» دو گفتار را در این خصوص اختصاص داده و همچنین ‏الزركشی (ت ۷۹۴ ه)، عالم مشهور در ‏علوم القرآن در « بخش ۱۷ » از کتاب «البرهان فی‏علوم القرآن‏» تحت عنوان « شناخت آنچه غیر زبان عربی است ‏» استدلالهایی کرده ولی نتیجه نفی یا اثباتی نگرفته است. ‏سیوطی (ت ۹۱۱ ه)، در « نوع ۳۸ ‏» تحت عنوان « آنچه غیر زبان عرب است » نکات بسیار فنی و دقیقی را بیان کرده است
و در دوره معاصر نیز دكتور عبدالصبور شاهین، در کتاب « باز خوانی قرآن در نور علم زبانشناسی جدید ‏» و تحت عنوان «مشكلهٔ‏الاصل‏الاعجمی‏» بطور علمی به موضوع پرداخته بدون اینکه نظر خود را بیان کند .
آیاتی که به موضوع زبان عربی اشاره کرده تعداد آنها ۱۵ آیه است در ۱۱ آیه لفظ «عربی‏» یا «عربیا» و در ۴ آیه لفظ «اعجمی‏» بکار رفته گفتنی است که عجمی و اعجمی از یک ریشه مشتق شده اند ( یم – جم = ال جم = اجم) اما در معنی آنان کمی تفاوت وجود دارد.
عجمی یعنی غیر عرب بخصوص ایرانی ولی اعجمی یعنی کسی که عربی را نمی تواند خوب صحبت کند و کند (ال کند = الکن) زبان است.
۱ ) انا انزلناه قرآنا عربیا لعلكم تعقلون (سورهٔ یوسف ۱۲ )
علامهٔ‏ طباطبائی : در تفسیر آیه نوشته است که منظور از عربی یعنی زبان عربی و واژگانی که در آن زمان در منطقه جغرافیایی مکه و مدینه میان مردم رایج بوده است.( در آن زمان بدلیل سفرهای شمالی و جنوبی عربها، واژگان دخیل زیادی در زبان عربی وجود داشته است)
وشیخ طبرسی در تفسیر «قرآنا عربیا» می گوید : قران بر اساس کلام عرب در محاوره نازل شده است.
صاحب کتاب تفسیرالخازن در تفسیر این آیه ، با نقد دیدگاه علما به تائید نظر ابن عباس و مجاهد و عكرمهٔ می پردازد که وجود الفاظ غیر عربی را تائید کرده اند و نظر ابی عبیدهٔ که منكر وجود الفاظ غیر عربی درقرآن شده است را رد نموده و مطابق با نظر ابن عباس و مجاهد و عکرمه واژگان سجیل، والمشكاهٔ، و الیم، و استبرق و ... را عجمی نامیده است و این سه نفر را داناتر و عمیق تر از ابی‏عبیدهٔ نسبت به زبان عربی و تفسیر دانسته است، گفته است که این کلمات عجمی بوده که به تابعیت عربی درآمده است ( معرب شده است)
۲ ) و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه (ابراهیم/۴)
۳ ) ولوجعلناه قرآنا اعجمیا لقالوا لولا فصلت آیاته ااعجمی و عربی (فصلت/۴۴)
علامهٔ‏ طباطبائی در تفسیر این آیه با استناد به «مفردات‏الراغب‏» : می نویسد «العجمهٔ و الاعجام یعنی ابهام وعجم کسی است که در زبانش ابهام است چه اینکه عرب باشد یا غیر عرب پس اعجمی یعنی غیر فصیح .
۴ ) ولقدنعلم انهم یقولون انما یعلمه بشر لسان الذی یلحدون الیه اعجمی‏و هذالسان عربی مبین (النحل/۱۰۳).
شیخ طوسی می گوید :" چرا بجای «عجمی‏» کلمه «اعجمی‏» بکار رفته برای اینکه معنی آندو کمی تفاوت می کند زیرا واژه «عجمی‏» منسوب به عجم است و اگر حتی شیوا سخن بگوید. اما «الاعجمی‏» یعنی غیر شیوا و غیرفصیح حتی اگر عرب باشد نمی بینید که سیبویه از عجم ( ایرانی) بود ولی زبانش عربی فصیح بود اعجمی کسی است که فصیح سخن نمی گوید و عرب بدوی نیز گفته می شود ولی غالبا واژه عجمی منسوب به عجم ( ایرانی) است ".
در بیان معنی الاعجمی فخرالرازی از ابی‏الفتح موصلی می گوید :
عربها به کسی که عربی را نمی شناسد( زبان مادری اش عربی نیست) ولی قادر است به عربی حرف بزند عجم و الاعجمی می گوید» اما الزمخشری می گوید : «الاعجمی یعنی غیر واضح ‏و عجمی یعنی فرس»قرطبی می گوید :
شکی نیست که قرآن به زبان عربی و بر اساس قواعد فصیح بیان شده است اما این به معنی آن نیست که منکر وجود اسامی افراد و مکانهایی که غیر عربی هستند مانند: ابلیس، انجیل، طالوت، هارون، یاجوج و غیره بشویم.
وسیوطی می گوید «دلیل ما این است که تمامی زبان شناسان نحوی باور دارند که واژه ابراهیم ممنوع از صرف شدن به بابهای مختلف است چون عجمی است و بر وزن قالب های عربی نیست پس در قرآن الفاظ غیر عربی وجود دارد».
ابی حاتم‏الرازی (ت ۳۲۲ ه)، و ابی منصورالجوالیقی (ت ۵۴۰ ه)، والزركشی (ت ۷۹۴ ه) والسیوطی (ت ۹۱۱ ه) والدكتور عبدالصبور شاهین هر کدام تعدادی مفردات عجمی در قران بیان کرده اند . الزركشی ۲۴ لفظ اعجمی را بیان کرده سیوطی در كتاب «المهذب فیما وقع فی‏القرآن من‏المعرب‏» و در «الاتقان‏» . به ترتیب هجائی ۱۱۶ کلمه عجمی نام برده ، او در این مجموعه از کتاب «الزینهٔ‏» ابی حاتم احمدبن حمدان اللغوی الرازی، و بكتاب «المعرب‏» لابی منصور الجوالیقی بهره برده است.
دكتر عبدالصبور شاهین در کتاب « قرائت قرآنی ‏» ص ۳۱۳- ۳۲۱ کلمات عجمی را به صورهٔ مجموعه جداگانه (سامی، هندی، اروپایی ، حامی، طورانی) آورده است و متذکر شده که این مجموعه همه کلمات عجمی دخیل در قران نیستند و ممکن است که واژگان دیگری نیز باشند.
او از دو كتاب «الزینهٔ‏» و «الاتقان‏» و همچنین از كتاب «المعرب‏» بهره گرفته است .
کما اینکه روژه بلاشر محقق‏ فرانسوی که پژوهشهای ارزشمندی در واژگان دارد نیز كلمات دیگری از آرامی و سریانی وعبری آورده است.
واژگان فارسی به دو صورت شفاهی البته از لهجه ها و گویش های مختلف ایرانی و یا همچنین بصورت کتبی به زبان عربی داخل شده اند.
چون روش گویش اصوات این دو زبان متفاوت است بنابر این واژگان و اصوات بصورت متفاوت و دگرگون شده به زبان شفاهی عربی وارد شده است و مجددا نیز در کتابت عربی تغییراتی یافته است. در مورد انتقال کتبی نیز چون زبان کتبی عربی فاقد حروف و صداهای پ – ژ – گ – چ – است ناچار این چهار صدا باید یا حذف شود یا به یک صدا یا دو صدای نزدیکتر مانند ب- ج – ز – ف- تش و ... تبدیل شود در زیان عربی با حرف" ک" فارسی نیز عموما رفتاری مشابهه" گ " می شود لذا صداهای پ – ژ – گ- چ – ک را صداهای ینجگانه می نامند که ناچار از تغییر، جابجایی و یا حذف هستند.
همچنین حروف " و- ا- ی " نیز در زبان فارسی و بویژه درزبان عربی حذف، تغییر و یا به یکدیگر تبدیل می شوند و بر اساس سبک و سنگینی نیز سایر حروف دستکاری می شوند مثلا گ و ک در بیشتر کلمات به ق ( لک لک = لق لق )و در بعضی کلمات به خ تبدیل می شود و در بعضی کلمات نیز حذف می شود مانند سنگدان = سندان . اما به سایر آواها نیز می تواند تبدیل شود.
ـ تبدیل شدن ن به م - د به ت ط - ش به س و ث
ـ تبدیل شدن س به ث تبدیل ز . د . به ص س . ذ ظ ت - و یا برعکس.
زبان عربی زبان قالب، وزن و تصریف است زبانشناسان برای اینکه یک واژه را غیر عربی و فارسی بدانند به ۴ دلیل نیاز دارند ۱- وزن واژه غیر عربی باشد۲- واژه در زبان عربی کاربرد محدود داشته ولی در فارسی کاربرد بیشتری داشته باشد ۳- واژه در زبان پارسی کهن وجود داشته و یا در لهجه های مردمان مناطق صعب العبور مانند تاجیکستان، افغانستان، کشمیر و کردستان که از نظر آمیختگی با زبان عربی متاخر هستند وجود داشته باشد.
قرآن شناسان، زبان شناسان و پژوهشگران فن کلمات ذیل را بدلیل وزن و معنی، غیر عربی و یا عموماٌ فارسی دانسته اند : سراج = معرب شده از چراغ . دار= خانه - زمهریر- کاس یا کاسه . جُناح = عربی شده گناه - رجس = زش = زشت- شرک = عربی شده چرک( پلیدی) – خُنک = سرد- (زُور= قوه، نیرو، عقل) - شُواظ= زبانۀ آتش، شعله، حرارت، درحال ذوب شدن - اُسوَه = الگو = - فیل = پیل – توره = شغال، حیوان وحشی - عبقری ( آبگری)= زیبا سازی = ابتکار جای نیکو، درخشان، نفیس – زبانیه = نگهبانان دوزخ، زبانه کشیدن شعله های آتش- زانی = زنا معرب شده از زن - ابد = جمع آن آباد، جاودان - قمطریر= شدید، سخت، دشوار- - إبلیس = اپلید = پلید ، استبرق، أساطیر= (استورا = استوری = اوسانه ) ، الإنجیل ،( برج ( ابراج) = بورگ = بزرگ) برج تبرج . بیع، درهم،( الدین = آیین) ، دینار، (رزق = رزگ = روزگ) ، الرقیم،- زنجبیل، - زوج، - سریا،- الصراط - فردوس = پردیس ، (القسط،القسطاس = دست داس) . قصر = کی + سرا (کی = شاه = تاج کی + سر = قیصر = صاحب تاج ) ، قلم، قنطار، كافور، كنز = گنج، مجوس، ، اللؤلؤ، المیزان عربی شده از ترازو،یاقوت،صلصال= گل سفال = سفال گل ، قرا، كتب، كتاب، تفسیر، تلمیذ، (فرقان = قرآن = گران = ارزشمند) ، قیوم، زندیق = زندیگی . غلمان = گلمان ( جوان گل رو، غلام) . سجیل = عربی شده از(سنگل ، سنگین، سنگی) - اباریق: جمع ابریق، معرب آبریز- تنور- مسک = مشک = عطر - نمارق جمع و معرب شده از نرمک – مرجان - مِسک: معرب مِشک - کورت: کور شدن ، تاریک شدن - تقالید: جمع تقلید برگرفته از قلاده = گلوبندگ ) - بیع: خرید و فروش از بیانه قسمتی از پیش پرداخت.
جهنم - دینار پول رایج ایرانی قدیم (یک صدم ریال) زنجبیل: معرب زنجفیل، - سُرادِق = سردق = سراپرده = سرتاگ – سراب = سراب – سقر= جهنم، دوزخ – جهنم = چاه نم = چاله . سجین = نام جایی در دوزخ، زندانی – سلسبیل = سلیس، نرم، روان، گوارا، می خوشگوار، نام چشمه ای در بهشت- ورده= پرگه = برگه = گل . سندس= دیبای زربفت لطیف و گران بها- قمطریر – عدس - قرطاس= کرباس = کاغذ، جمع آن قراطیس – اقفال = جمع قفل - کافور- یاقوت- وحی کلمه «وحی‏» در ۱۰ صیغه مختلف در قرآن حدود ۷۸ بار تکرار شده است . در زبان پارسی" اوی " از واژگان خطابی و هشداری بوده است.
خود واژه قران نه وزن آن عربی است و نه معنی و صیغه ای برای آن وجود دارد و نه به قالب های دیگر صرف شده است این واژه می تواند معرب شده گران به معنی بزرگ با ارزش گران بها و کلان باشد.
بررُخ: مانع وحایل بین وچیز - تَبَت = نابودشده، قطع شده، تب و تاب یافته – سخط = سخت = خشم گرفتن برکسی، غضب – اجر= ارج= ارزش- سُهی = (بگونۀ سها)، ستارۀ کوچک و کم نور در دب اصغر. اریکه = بارگه = ارگه = ارائک به معنی بالش و متکی چندبار در قران کریم تکرار شده است. برهان = دلیل در قران برهان و براهین آمده است- برج = تبرج – زینت - الجزیه = گزیت = توبه ۲۹ - الجند = گند = یس ۷۵ جند و جنود = سرباز- زمهریر(سوره انسان ۱۳) = زم حریر = نزم بار = بوران = سرما ی شدید -
زبانشناسان معتقدند بسیاری از این کلمات ریشه در زبانهای ایرانی داشته است ومشتقات آنها با دلایل مبسوط از جانب محققین توضیح شده است البته تعداد کلمات بیشتری نیز در احادیث وجود دارد مانند کسرا و قیصر که اصل آن کی سر است. کی به معنی شاه و بزرگ و سر به عنوان شخصیت که به صورت کیاسر هم در فارسی وجود دارد.
● دلایل موافقین کلمات عجمی در قرآن
۱) پیش از نزول قران در اثر مسافرت های اعراب به شام – ایران و مصر و حبشه الفاظ عجمی وارد زبان عربی شده و حتی در ادبیات مکتوب و اشعار نیز ثبت شده است و در آن زمان عرب ها این گونه کلمات را عربی فصیح می دانستند هنگامیکه قران نازل شده این الفاظ جزو زبان عربی فصیح بوده است و در قران هم بکار رفته است . ابن عطیهٔ (ت ۵۴۶ ه) فی‏ در مقدمهٔ تفسیراش از این نظریه دفاع کرده است.
و بنابر این بعضی از عرب ها معانی این کلمات عجمی را نمی فهمیدن مانند ابن‏عباس که معنی «فاطر» را نمی دانسته است. در بحث لفظ عجمی در قرآن دكتور صبحی الصالح با استناد به اقوال مستشرقین مثل (بلاشر) و (برگشتراسر) : می نویسد «اما لفظ (قرا) بمعنی (تلا) عرب آنرا از اصل آرامی گرفته و چنانچه G . Bergstrasser ، زبانهای فارسی ، آرامی ، حبشی در زبان عربی تاثیر زیادی برجای گذاشته برای اینکه آن زبان ها در قبل از اسلام همسایه عرب ها بوده و از یک غنی قابل توجههی برخوردار بوده اند .
۲ ) سیوطی معتقد است وجود تعدادی از کلمات عجمی در قرآن ، قران را از عربی بودن خارج نمی کند و صفت «قرآنا عربیا» هیچ مغایرتی با وجود بعضی واژگان غیر عربی ندارد چنانکه چندین کلمه عربی در یک بیت قصیده فارسی شعر فارسی را از صفت فارسی بودن خارج نمی کند .
۳) بعضی دیگر مانند الزمخشری، الفاظی که بر یکی از وزنها و قالبهای زبان عربی نیست مانند انجیل و توراهٔ دلیل بر وجود الفاظ اعجمی در قرآن است آیه وانزلنا التوراهٔ و الانجیل " این دو کلمه عجمی مشتق از الوری و النجل است زیرا وزن افعیل، بفتح‏الهمزهٔ در ‏اوزان العربی وجود ندارد‏» همچنین است : «المسیح لقب از القاب افتخاری است ، همچنین صدیق، والفاروق، واصل آن مشیحا به عبرانی و معنا ی آن مبارک است ، و همچنین عیسی، معرب ایشوع و مشتق شده از مسح و عیس،می باشد .
۴) همچنین دلایل نقلی متعددی بر وجود الفاظ عجمی در قران وجود دارد که سیوطی آنها را از دلیل های محکم بر وجود الفاظ عجمی در قرآن، دانسته است :
« ابن جریر با سند صحیح از ابی مسیره تابعی نقل کرده که گفت : فی‏القرآن من كل لسان و روایت شده همین گونه جملات از سعید بن جبیر و وهب بن منبه .» که در قران از تمام زبانها هست .
وی همچنین استناد کرده است به ابن‏النقیب که گفته است: از امتیازات قران این است که قرآن علاوه بر واژگان عربی واژگان از زبانهای دیگر نیز دارد،" لقد جاءت فیه لغات اخری غیر عربیهٔ، مثل الرومیهٔ و الفارسیهٔ و الحبشیهٔ بصورهٔ واسعهٔ . »
تعبیر «عربی مبین‏» او «بلسان عربی‏» هیچگونه تضاد و مغایرتی با استعارهٔ عرب از زبانهای قدیمی مجاور مانند سریانی، وعبری، وحبشی، وفارسی ندارد.
کما اینکه در زمانهای بعد از اسلام از همه زبانهای دنیا واژگانی بسیار زیادی وارد زبان عربی شده است ولی همچنان زبان عربی مکتوب و رسمی را زبان عربی فصیح و مبین می نامند ولی زبان عربی لهجه ای و محلی را که اتفا قا آمیختگی کمی با واژگان بیگانه دارد عربی غیر فصیح می نامند.
وام گیری واژه یک موضوع جدیدی نیست و از ابتدای خلقت زبان وجود داشته است حتی انسانها از حرکات و اصوات حیوانات و پرندگان واژه خلق کرده اند در بعضی از زبانها حتی بیشتر از ۷۵ درصد واژگان آن از کلمات وام گرفته شده از سایر زبانها تشکیل می شود مانند انگلیسی، البانی، اردو ، ایرلندی و ... مثلا، از مجموع ۵۱۴۰ مفردات در یکی از فرهنگ لغت ها معتبر آلبانی مفردات آلبانی اصلی کمتر از ۴۳۰۰ واژه است و باقی (۴۷۱۰) برگرفته از زبانهای دیگر است همینطور است زبان ارمنی، کردی و .... است. اما این وام واژه ها آن زبان را از صفت عنوان خودش خارج نمی کند.

وبگردی
زیر و روی "اصلاح ساختاری"
زیر و روی "اصلاح ساختاری" - احتمال بعدی این است که شاید هدف این است که نظام ریاست جمهوری کنار برود و مجددا جایگاه نخست وزیری احیا شود. در این حالت نخست وزیر هم به طبع توسط مجلس انتخاب می‌شود و شک نکنید حتی اگر الان با توجه به ترکیب مجلس دهم قرار بود نخست وزیر انتخاب شود، فردی مانند سعید جلیلی انتخاب می‌شد.
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم !
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم ! - همزمان با رونمایی از پوستر و تیزر جدیدترین برنامه احسان علیخانی، روز و ساعت پخش اولین قسمت از «عصرجدید» اعلام شد.
کلیپ عجیب شهرداری بندرعباس از رفع مناطق آبگیر !
کلیپ عجیب شهرداری بندرعباس از رفع مناطق آبگیر ! - تیم رسانه ای شهرداری بندرعباس کلیپی عجیب و غریب از رفع مناطق سیلاب زده این شهر با حضور شخص شهردار منتشر کرده است...!
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان !
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان ! - ارتفاعات تهران از جمله لواسانات یکی از این مناطق است که به گفته امام جمعه این شهر به شکل جدی و گسترده‌ای با این مشکل دست به گریبان است و ظاهراً کمیسیون ماده ۱۰۰ قانون شهرداری محلی برای دور زدن قانون از سوی برخی افراد شده است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران - حمید بعیدی‌نژاد سفیر ایران در انگلیس توییتی را منتشر ساخت که با واکنش‌های بسیاری روبه‌رو شد. وی مدعی شده که در فهرست کشورهایی که در حفظ ارزش پول ملی در برابر دلار با بیشترین مشکلات مواجه شدند ایران با وجود فشارها و تحریم اقتصادی، عملکرد بهتری از کشورهایی چون ترکیه، برزیل، روسیه، آفریقای جنوبی و سوئد داشته است.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید !
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید ! - ژاپنی صحبت کردن جواد خیابانی