دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

وحشی بافقی مجنونی بی همدم


وحشی بافقی مجنونی بی همدم
كمال الدین وحشی بافقی در سال ۹۳۹ هـ . ق در بافق كه ۲۴ فرسنگ از یزد فاصله دارد به دنیا آمد. وی از خاندانی متوسط و روستایی بود كه روزگار در گمنامی می گذراندند و تلاش برای معاش می كردند. برادر بزرگتر وحشی به نام مرادی بافقی در پیشرفت شعر و شاعری وی سهم بسزایی داشت. شرف الدین علی از ادبای بزرگ آن زمان نیز استاد آن دو بود. وحشی پس از مرگ برادرش تركیب بندی در رثای او سروده است:
یاران، رفیق هم نفس یار من كجاست
مردم زغم، برادر غمخوار من كجاست؟
یاری نماند و كار من از دست می رود
آن یار كه بود غم كار من كجاست؟
در خاك رفت گنج مرادی كه داشتیم
ما را نماند خاطر شادی كه داشتیم
وحشی در جوانی از بافق به یزد رفت و از آن جا نیز به كاشان سفر كرد و مدتی در آن جا به مكتب داری پرداخت ولی پس از مدتی به یزد بازگشت و تا آخر عمر در همان جا ماندگار شد. وی برعكس شعرای آن دوره كه به هند سفر می كردند تا از نعمات شاهزادگان آن دیار نیز مستفیض شوند به هیچ كجا سفر نكرد.
او در سن ۵۲ سالگی از جهان رخت بربست و در محله «پیر برج» شهر یزد به خاك سپرده شد. قبر وی بعدها در اثر سوانح مختلف خراب شد ولی در عهد احمدشاه قاجار بنایی به یاد او در محله دیگری كه هم اكنون معروف به «مقبره وحشی» است ساختند. وی در طول زندگی هیچگاه در آسایش و رفاه مادی نبود و همیشه در عسرت و تنگدستی به سر می برد:
مجنون به من بی سروپا می ماند
غمخانه من به كربلا می ماند
جغدی به سرای من فرود آمد و گفت:
كاین خانه به ویرانه ما می ماند
او به قدری بلندنظر بود كه علی رغم نداری و بی كسی حتی راهی دربار شاهان صفوی نیز نشد و شعر را صرفا وسیله ای برای بیان احساسات و اندیشه های درونی خود می دانست.
دلا اندوه دشمن گر نخواهی
زدرویشی طلب كن پادشاهی
چه خوش گفتند ارباب فصاحت
خوشا درویشی و كنج قناعت
وحشی بنیاد همه چیز را عشق دانسته و در سراسر جهان هیچ ذره ای را خالی از این میل نیافته است:
زاصل عشق اگر جویی نشان باز
نبینی هیچ میلی را در آغاز
اگر صد آب حیوان خورده باشی
چو عشقی در تو نبود مرده باشی
همچنین عشق را برای زندگی لازم و ضروری و آن را حد كمال انسان دانسته است:
منادی می كند عشق از چپ و راست
كه حد هر كمال، اینجاست، اینجاست
او پیش از آن كه به دام شگفت انگیز عشق اسیر گردد به دست خود كمند گرفتاری را بر گردن افكنده و تشنه آن سوختگی و جنون بوده است:
خوش آن روزی كه زنجیر جنون بر پای من باشد
به هر جا پا نهم از بیخودی غوغای من باشد
عشق وحشی ظاهری و ریاكارانه نیست. عشقی پاك و راستین است. قریب به اتفاق كسانی كه اشعارش را می خوانند در اندرونشان سوزوگدازی برپا می شود. او همچنین عشق را برای بهتر زیستن كافی می دانست. وحشی مردی وارسته و از خود گذشته بود و هیچ گاه به خودستایی نپرداخت. دارای خویی پسندیده و همچنین فروتن بود و همگان را از خودخواهی و سركشی منع می كرد:
ای علم كبر برافراخته
تاج تواضع زسرانداخته
خاك ره مردم آزاده باش
بر صفت خاك ره افتاده باش
با روشن بینی خاص خود به جهانیان می نگریسته و دورویان و ریاكاران را سرزنش می كرده است:
داد از این دیده های ظاهربین
ریش و دستار و وضع شاعربین
وحشی گوشه گیر و از داشتن همسر و فرزند نیز محروم بود و شاید هم به دلیل تنگدستی و فقر نتوانست ازدواج كند و تنها با دلبران پنداری خویش زندگی می كرد:
یك همدم و هم نفس ندارم
می میرم و هیچ كس ندارم
گویند بگیر دامن وصل
می خواهم و دسترس ندارم
□□□
شاعر قانعم مجرد گرد
از همه چیز و همه كس فرد
ارزش سخن وحشی در آن است كه مضمون ها و نكته های دقیق و همچنین احساسات و عواطف گرمش كه سرشار از صداقت و راستی بوده را با نوپردازی و ساده سرایی در شعر فارسی بنیاد گذاشته است:
طرح نوی در سخن انداختم
طرح سخن نوع دگر ساختم
دیوان كلیاتش متجاوز از نه هزار بیت اعم از: غزلیات، ترجیعات، تركیبات، مثنوی، قصیده، رباعی و غیره می باشد.
تركیب بندهای وحشی جایگاهی بس بلند در شعر غنایی فارسی دارد و آن را می توان از بهترین نمونه های مكتب وقوع به شمار آورد كه شاعر در آن به روشنی و در كمال زیبایی عشقی كه بین او و معشوق پدیدار گشته را می سراید. نمونه كوتاهی از تركیب بند شرح پریشانی كه اكثرا آن را زمزمه می كنند شهرت زیادی دارد.
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
داد رسوایی من شهرت زیبایی او
بس كه دادم همه جا شرح دلارایی او
شهر پر گشت زغوغای تماشایی او
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
كی سر برگ من بی سر و سامان دارد
ساقی نامه او كه به شكل ترجیع بند سروده از شاهكارهای شعر دری به شمار می رود كه بعدها مورد استقبال زیادی قرار گرفت:
دیری است كه ما معتكف دیر مغانیم
رندیم و خراباتی و فارغ زجهانیم
هوشیار شود هر كه در این میكده مست است
اما دگرانند چنین ما نه چُنانیم
ما گوشه نشینان خرابات الستیم
تا بوی می یی هست در این میكده مستیم
غزلیات وحشی كه در بیان احساسات عاشقانه پرشور او در نهایت جذابیت و شیدایی است نیز میان خاص و عام مشهور است:
عاشق یكرنگ را یار وفادار نیست
بنده شایسته نیست ورنه خریدار هست
لازمه عاشقیست رفتی و دیدن زدور
ورنه زنزدیك هم رخصت دیدار هست
وحشی اگر رحم نیست در دل او گو مباش
شكر كه جان تو را طاقت آزار هست
وحشی سه مثنوی بلند دارد كه «ناظر و منظور» به تقلید از خسرو شیرین نظامی سروده شده و شامل حكایاتی زیبا و دلنشین است:
ایا مدهوش جام خواب غفلت
فكنده رخت در گرداب غفلت
از این خواب پریشان سربرآور
سری در جمع بیداران درآور
در این عالی مقام پرغرایب
ببین بیداری چشم كواكب
مثنوی «خلد برین» كه به پیروی از مخزن الاسرار نظامی سروده شده است شامل پند و اندرزهای متعددی می باشد:
رسم وفا از همه یاری مجوی
زادن گل از همه خاری مجوی
مس اگر از هر علفی زر شدی
نرخ زر و خاك برابر شدی
در همه بحری درّ یكدانه نیست
گنج به هر خانه ویرانه نیست
وحشی، مثنوی «فرهاد و شیرین» را به تقلید از خسروشیرین نظامی سرود، اما عمرش كفاف نداد كه آن را به اتمام برساند به همین دلیل وصال شیرازی پس از ۵۲۰ سال ۱۲۵۱بیت بدان افزود و آن را كامل كرد. بعد از آن نیز صابر شیرازی ۳۰۴ بیت بر آن افزوده است. این مثنوی یكی از بهترین و زیباترین آثار وحشی می باشد كه در شعر فارسی كم نظیر است.
صفات عشق را اندازه ای نیست
كما كز عشق حرف تازه ای نیست
ز كوی عشق اگر آید نسیمی
شود هر گلخنی باغ نعیمی
□□□
ز هر جا حسن بیرون می نهد پای
رخی از عشق هست آن جا زمین سای
نیازی هست هر جا هست نازی
نباشد ناز اگر نبود نیازی
او همچنین در قصایدش به مدح پیامبر اعظم (ص) و ائمه اطهار (ع) هم پرداخته است:
تو آن براق سواری كه در شب اسرار
گذشته ای ز بیابان لامكان چالاك
و در مدح حضرت علی (ع):
دل سخت عدو خون می شود از تاب شمشیرش
شعاع مهر سازد سنگ را لعل بدخشانی
و در رثای حضرت فاطمه علیها السلام:
ماتم فرزند پیغمبر بود بر جمله فرض
گر یزیدی سیرتی را نداند گو بدان
رفته زهرا عصمتی در خلوت آل رسول
كامده آل علی از فرقت او در فغان

آناهیتا حسین زاده
منابع:
دیوان وحشی از (حسن مخابر)
شاعران بزرگ از رودكی تا بهار از (عبدالرفیع حقیقت)

منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد

شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد
هر فسادی كه در عالم افتاد از این افتاد كه یكی، یكی را معتقد شد به تقلید یا منكر شد به تقلید.
شمس تبریزی
محمدبن علی ملك داد تبریزی نام كامل مردی است كه در تاریخ ادب و عرفان پارسی، شمس تبریزی نام گرفته است، هم او كه دیدار شورانگیزش با مولانا مسبب تولد غنی ترین اشعار و حكایت های عرفانی در شعر ادب پارسی و نقطه عطفی درخشان در تاریخ عرفان اسلامی شد.اگرچه تا پیش از ملاقات اسطوره ای شمس و مولانا در روز بیست و ششم جمادی الثانی سال ۶۴۲ در قونیه، هیچ اطلاعی از اصل و نسب و پیشینه شمس نبوده است اما اوج توجه مولانا به او سبب شد تا محققان در قرن های بعد پس از كشف كتاب مقالات شمس به جزییات بیشتری درباره زندگی و پیشینه این مرد افسانه ای پی ببرند و به میزان تاثیرگذاری او در شكل دادن به افكار و اندیشه های مولانا واقف شوند.
دكتر محمدعلی موحد در كتاب شمس تبریزی، درباره نام و نشان شمس چنین می نویسد: از زندگی شمس تبریز و احوال شخصی او تا آن گاه كه مقالات كشف شد خبر مهمی در دست نبود. قدیمی ترین مدارك درباره شمس ابتدا نامه سلطان ولد و رساله سپهسالار است و پس از آنها، مناقب العارفین افلاكی و این كتاب ها اگرچه درباره خلق و خوی شمس و تفصیل ملاقات او با مولانا اطلاعی به دست می دهند اما درخصوص سابقه احول او به اشاراتی كوتاه بسنده می كنند. سلطان ولد در این باره اصلا چیزی نمی گوید و سپهسالار در واقع در به روی گذشته شمس فرو می بندد و دورباش می زند كه :«تا زمان حضرت خداوندگار مولانا هیچ آفریده را بر حال او شمس اطلاعی نبود و الحاله هذه هیچ كس را بر حقایق اسرار او وقوف نخواهد بود.» از مولد و منشاء شمس سپهسالار همین قدر می گوید كه «مسكن ایشان به تبریز بود.» شمس تبریزی ص ۳۹و اما در كتاب فیه مافیه درباره شمس چنین نوشته ا ند: «دل ربای فرزند سلطان العلما را از «مستوران حرم قدس» دانسته اند كه «تا زمان خداوندگار مولانا هیچ آفریده ای را بر حال او اطلاعی نبوده» چون «شهرت خود را پنهان» می داشت و خویش را در پرده اسرار فرو می پیچید.
«جامه بازرگانان می پوشید و در هر شهری كه وارد می شد مانند بازرگانان در كاروانسراها منزل می كرد و قفل بزرگی بر در حجره می زد.
چنانكه گویی كالای گرانبهایی در اندرون آن است و حال آنكه آنجا حصیرپاره ای بیش نیست.» فیه مافیه ص۶۳درباره اینكه او كه بود و از كجا آمد و به كجا رفت تاكنون افسانه های بی شماری در هنر و ادب پارسی سروده شده است و در زبان و ذهن مردم به یادگار مانده، اما بوده اند كسانی كه به همت و پشتكار توانستند قدری از اخبار سره را از ناسره جدا كند و در قالب اطلاعاتی هر چند كوتاه و ناتمام اما، گرانقدر و پرمعنا آن را برای جویندگان ارائه كنند. كه البته اصلی ترین منبع برای كسب چنین اطلاعاتی خود كتاب مقالات شمس تبریزی است. در كتاب مقالات اگر چه شمس تبریزی به شرح احوال و معرفی پیشینه خود نپرداخته است اما می توان او را از میان توصیفات و خاطرات بازشناخت، توصیفاتی كه او به مناسبت های گوناگون درباره افراد و اقوال مطرح می كند.
درباره پدر و مادر شمس تبریزی آن قدر می دانیم كه او در مقالات آنها را به نازك دلی و مهربانی توصیف می كند و اینكه آنها شمس را نازپرورده كرده بودند: «این عیب از پدر و مادر بود كه مرا چنین به ناز برآوردند.» مقالات ص ۶۲۵گویا شغل پدر او بزازی بوده است و خانواده او از اقشار متوسط جامعه بوده اند. دگرگونی احوال او از همان دوران نوجوانی و جوانی مشهود است چنان كه در مقالات آورده پدر دل نگران رفتارهای غیرعادی فرزند بوده است.
از همه آنچه شمس درباره پدر خود می گوید می توان فهمید كه مابین او و پدر هر روز فاصله و جدایی می افتاده و پدر از درك دنیای فرزند عاجز بوده است. فرزندی كه راه عاشقی پیشه خود كرده بود. شمس در جایی درباره پدر خود می گوید: «نیك مرد بود... الا عاشق نبود، مرد نیكو دیگر است و عاشق دیگر...» مقالات ۱۱۹ «پدر از من خبر نداشت. من در شهر خود غریب، پدر از من بیگانه، دلم از او می دمید. پنداشتمی كه بر من خواهد افتاد. به لطف سخن می گفت، پنداشتم كه مرا می زند، از خانه بیرون می كند» مقالات ۷۴۰پدر می خواست كه پسر فقه بخواند و فقیه سرشناس شود و پسر البته كه می بایست شمس می شد و بر قونیه طلوع می كرد.
شمس فقه می خواند اما در روزگاری كه اوج تعصب و جنگ میان پیروان شافعی و حنفی بوده است چنین می گوید: من شافعی ام ولی این دلیل نمی شود كه اگر در مذهب ابوحنیفه چیز خوبی یافتم لجاج ورزم و قبول نكنم. مقالات ۱۸۳ گویا شمس از همان دوران پیش از بلوغ به جمع صوفیان تمایل پیدا می كند و شرح شورانگیزی از تجربه نخستین سماع خود در جمع درویشان بیان می كند.
شمس تبریزی در محضر اساتیدی چون شمس خویی و نیز قاضی شمس الدین خونجی، تحصیل می كرده و به سرعت رابطه خود را با آنان قطع كرده و راه دیگری در پیش گرفته است. در برخی منابع آمده است كه او بر علوم رسمی نیز تسلط داشته است چنان كه در مناقب العارفین آمده است: «نفس مبارك او شمس همدم مسیحا بود و در علم كیمیا نظیر خود نداشت و در كواكب و قسم ریاضیات و الهیات و حكمیات و نجوم و منطق و خلافی او را لیس كمثله نفس فی الآفاق و الانفس می خواندند. اما چون به مردان خدا مصاحبت كرد، همه را در جریده لاثبت فرمود.» مناقب العارفین ج ۲ ص ۶۲۶ او پس از این دوران به سیر و سلوك پرداخت و در نزد پیران بزرگ طریقت به كسب معرفت پرداخت، بزرگانی چون پیر سله باف و پیر سجاسی. او پس از این آشنایی ها از تبریز بیرون شد و در طلب شیخ كامل برآمد. «من خود از شهر خود تا بیرون آمده ام شیخی ندیده ام... شیخ خود ندیدم.
هست الا من به این طلب از شهر خود بیرون آمدم نیافتم، الا عالم خالی نیست از شیخی ... شیخ خود ندیدم. الا این قدر كه كسی باشد كه با او نقلی كنند نرنجد و اگر رنجد از نقال رنجد، این چنین كس نیز ندیدم. از این مقام كه این صفت باشد كسی را، تا شیخی، صدهزار ساله راه است. این نیز نیافتم، الا مولانا را یافتم بدین صفت...» مقالات ص ۷۵۶دكتر محمدعلی موحد درباره این سخن شمس می نویسد :«شمس اگرچه شیخ كامل در آفاق پیدا نكرد سرانجام كمال را در خود جست و آن را به مولانا انتقال داد. او آن وارستگی را كه پله اول كمال می دانست در مولانا سراغ گرفته بود.» شمس از تبریز كه دیگر گنجایش روح بزرگ او را نداشت بیرون می آید و به سیر در شهرهای مختلف می پردازد. از آنجا كه وی می بایست متناسب با شغل و حرفه خود در جایی سكنی گزیند، در هر شهری كه وارد می شد به فراخور كاری كه انجام می داد، در محل ساكن می شد، تنها این اندازه گفته اند كه او در خانقاه صوفیان و خانه فقیهان و قضات اقامت نمی كرد و گویا از راه معلمی به كسب معیشت می پرداخته است چنان كه گفته اند او شیوه ای می دانست كه براساس آن سه ماهه یك كودك را قرآن خواندن می آموخت.
مقالات صص ۳۴۳۳۴۰ سپهسالار می گوید:« شمس گاه گاه شلوار بند بافتی و معیشت از آنجا فرمودی.» سپهسالار ص ۶۳ و البته باز هم درباره شغل او گفته اند كه در برخی شهرها بنایی می كرده است. افلاكی ص ۶۹ شمس همچنان خود ذكر می كند كه در ارزنجان به «فاعلی» یعنی عملگی رفته و چون ضعیف بوده كسی او را به كار نگرفته است. مقالات ص ۲۷۸شمس در حدود ۲۰ سالگی تبریز را ترك می كند و در حدود شصت سالگی به مولانا می رسد و این چهل سال را تماما به سیر و سفر پرداخته است، سیر و سفرهایی كه می توان ردپای آنها را در مقالات یافت، از جمله بزرگانی كه شمس تبریزی طی سفرهای خود با آنان ملاقات می كند می توان به این نام ها اشاره كرد: شهاب هریوه وی مردی بوده است اهل دمشق كه معتقد بود عقل هرگز خطا نمی كند. وی معجزه پیامبران را به واسطه عدم هماهنگی با عقل فلسفی انكار می كرد و تاسف می خورد كه چرا پیامبران كه خود از بزرگان بوده اند، به جای تفكر در حقایق اشیا با جماعت عوام درگیر می شدند.فخررازی، اوحد كرمانی و محی الدین بن عربی از جمله بزرگانی بوده اند كه شمس مدتی با آنها نشست و برخاست داشته است.
تا آنكه در بامداد روز شنبه بیست و ششم جمادی الثانی سال ۶۴۲ به قونیه می آید و آن ملاقات تاریخی با مولانا روی می دهد ملاقاتی كه سخن های بسیاری درباره آن گفته شده است و معانی بسیاری از آن حادثه تاكنون پنهان و پوشیده مانده است و جای آن دارد كه تا قرن ها درباره آن سخن گفته شود، شمس۶۰ ساله مولانای سی و چند ساله را در محله برنج فروشان قونیه ملاقات می كند. محله ای كه بعدها، به شكر فروشان تغییر نام داد و پرسش از مرتبه بایزید بهانه آن آشنایی تاریخی می شود.شمس خود در وصف دیدار تاریخی اش با مولانا چنین می گوید: به حضرت حق تضرع می كردم كه مرا به اولیای خود اختلاط ده و هم صحبت كن. به خواب دیدم كه مرا گفتند كه تو را با یك ولی هم صحبت كنیم. گفتم كجاست آن ولیشب دیگر دیدم گفتند در روم است. چون بعد چندین مدت بدیدم، گفتند كه وقت نیست هنوز. الا مور مرهونه باوقاتها ... مرا فرستاده اند كه آن بنده نازنین ما میان قوم ناهموار گرفتار است دریغ است كه او را به زیان برند. مقالات ص ۶۱۹ و بدین سان شمس آمد تا مولانای نازنین را از میان قوم ناهموار رهایی بخشد و مولانا تا به آن سرمنزل برسد كه شمس در وصف او گوید: والله كه من در شناخت مولانا قاصرم. در این سخن هیچ نفاق و تكلف نیست و تاویل، كه من از شناخت او قاصرم.مرا هر روز از حال و افعال او چیزی معلوم می شود كه دی نبوده است. مقالات ۷۴۰

وبگردی
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو - تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو در اعتراض به وضعیت ارز
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!