یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ / Sunday, 17 February, 2019

ادبیات کردی غلامرضا خان ارکوازی شاعر قله های مه آلود


ادبیات کردی غلامرضا خان ارکوازی شاعر قله های مه آلود
مطابق گفته ی كهنسالانی كه از اعقاب شاعر می باشند ، غلام رضا اركوازی فرزند حسن بگ ، حسن بگ فرزند میرزابگ ، میرزابگ فرزند »میه سم « ، » میه سم« فرزند احمدقلی و او فرزند » میاخ « است . از سوی دیگر به سمت زمان حال ، غلام رضا اركوازی پدر محمدرضا و احمدخان ، محمدرضا پدر سلیمان بگ ، سلیمان بگ پدر میثم بگ ، میثم بگ پدر صید صالح ، صید صالح پدر صالح بگ و او پدر محمد ، نظر و احمد می باشد كه اینك سنین میانسالی و جوانی را سپری می كنند.. در حكمی كه حسن خان به سال ۱۲۱۹ صادر كرده ، از شاعر به نام » تژمال غلام رضا ( بیگ؟ ) « ذكر شده است. همچنین نام او در تمام نسخ خطی ای كه نگارنده ی این سطور دیده است و نیز در قباله ای كه نامش به عنوان شاهد معامله كوه های اطراف ایلام بین طوایف زنگنه و ده بالایی ذكر گردیده ، » غلام رضا اركوازی « است لذامادراین كتاب عنوان دوم را ترجیح داده ایم.
● زادگاه شاعر
» سرچفته « است . سرچفته جزء منطقه ای است كه » بان ویزه « خوانده می شود و امروزه در گوشه ای از آن روستایی به همین نام وجود دارد. » بان ویزه « جزء بخش چوار از توابع شهرستان ایلام . فاصله ی روستایی مذكور تا مركز بخش و مركز استان به ترتیب ۶۲ و ۷۰ كیلومتر می باشد و در طول جغرافیایی ۴۶ درجه و ۱۱ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۳ درجه و ۳۷ دقیقه واقع است.زادگاه شاعر را كه در شمال غربی استان و در حاشیه مرز ایران و عراق قراردارد ، كوههایی چون باوَیال ، سَرویشَه ، هانی سَونز و بَلَوان احاطه كرده است كه شاعر از آنها نام برده است.
طایفه و تبار اوعده ای او را اهل » اركواز ملكشاهی « دانسته است كه البته درست نیست. منشاء اشتباه این عده جز ناآشنایی با زندگی شاعر ، آن است كه »یاء« آخر كلمه » اركوازی « را یاء نسبت فرض كرده اند.
در ایلام ، یاء نسبت را در بسیاری از موارد ذكر نمی كنند خاصه در نسبت به طوایف ؛ چنان كه كسی را كه منسوب به ایل »ملكشاهی« ، » اركوازی « ، » خزل « یا »شوهان« است ، همان ملكشاهی ، اركوازی ، خزل و شوهان گویند.بااین توضیح »اركوازی« ؛ یعنی اهل ایل » اركوازی « .
دلیل دیگر كه این انتساب را قطعی می كند وجود طایفه و اعقاب و بازماندگان اوست كه همه از ایل » اركوازی « اند.غلام رضا اركوازی از تیره ی » میه سم« یكی از تیره های مختلف ایل اركوازی است.
این ایل یكی از ایل های عمده ی كُرد استان ایلام است كه در گستره ی بخش » چَوار« پراكنده اند و به دامداری و كشاورزی مشغولند و عده ای نیز در مركز بخش چوار و شهر ایلام زندگی شهرنشینی را برگزیده اند.این ایل به تیره های چون : میر ، قیتول ، كاره شوند ، ملگ شوند ، قره شوند ، مورتی ، مومی ، بگ بگ ، حداد ، ریزه وند و حاج بختیار و میه سم تقسیم می شود.
زمان تولدسال دقیق تولد او برما معلوم نیست. تنها همین را میدانیم كه حسن خان والی به سال۱۲۱۹ هجری قمری ، طی حكمی كه موجود است ، او را مورد نواخت و نوازش خود قرار داده است .اگر سن غلام رضا اركوازی را هنگام صدور این حكم سی یا سی و پنج فرض كنیم ، طبعاً بایستی در۲۳۰ یا ۲۲۵ سال پیش ، بین سال های ۱۱۸۹ و ۱۱۸۴ هجری قمری چشم به دنیا گشوده باشد.
پرورش و زندگی اودر باب سال های آغازین عمر و كیفیت پرورش و تربیت و تحصیلات او مطلب بسیاری نمی دانیم ؛ جز آن كه بر پایه ی اظهارات كهنسال و اعقاب او ، و نیز برطبق پاره ای قرائن و شواهد ، شاعر در محیطی عشایری در خانواده ای نسبتاً مرفه و باسواد پرورش یافته است. پدرش حسن بگ ، ملا و اهل خط و كتاب بوده است. احتمالاً شاعر آموزش های اولیه را نظیر خط و سواد و قرائت قرآن و پاره ای مواد درسی معمول آن عصر را در نزد پدر و دیگر ملاهای زادگاه خود آموخته است.
بدیهی است كه كل آموخته های غلام رضا اركوازی نمی تواند منحصراً نتیجه ی این آموزش های محدود باشد زیرا با توجه به عمق و پهنایی كه در اشعار خود خاصه » مناجات نامه« اظهار می كند ، می بایستی در مكاتب و مدارسی در سطوح بالاتر تحصیلات خود را تكمیل كرده باشد مگر آن كه این آموخته ها را نتیجه ی نبوغ و هوش فوق العاده ی او فرض كنیم.
اما اظهارات و اشاراتی كه هست نشان می دهد شاعر به شهرهایی چون نجف و كربلا كه كانون جهان تشیع و دارنده ی مدارس بزرگ علمیه بوده اند ، سفرها كرده و در محضر اساتید به تلمذ و تعلم پرداخته است و قاعدتاً باید چنین باشد تا اطلاعات گسترده ی شاعر و احاطه اش برقرآن و حدیث و كلام و معارف دینی ومذهبی توجیه گردد.غلام رضا اركوازی یك طلبه علوم دینی به معنایی كه امروزمی شناسیم نبوده است ، بلكه او در جنب زندگی عادی و طبیعی خود به آموختن علوم نیز توجه داشته است و مابقی اوقات رابه فراگیری مهارت هایی چون سواری و تیراندازی و شكار و جنگاوری و انجام امور مربوط به زندگی ایلی و عشیره ای می پرداخته كه در آن زمان و مكان ناگزیر از آموختن آنها بوده است.
اشارات او به تفنگ و شكار و اصطلاحات آن از علاقه و اشتیاق شاعر به این امر دلالت دارد نیز به گواهی اشعار او خاصه » باویال« و » غربت« بسیار علاقه مند به سیر و سیاحت در طبیعت بوده است .
او در شعر غربت از این كه نتوانسته است چون سال های پیش در طبیعت ایلام و كوهها و تفرجگاه هایی كه نام می برد ، به تماشای بهار و شنیدن قهقهه كبكان بنشیند ، سخت اظهار دلتنگی می كند.موقعیت خانوادگی و نزدیكی به والیان ، امكان آشنایی با زندگی اشرافی آن زمان را برایش فراهم می كرده است. در پاره ای ابیات منسوب به او گوشه هایی از این زندگی اشرافی نمایان است ، او از شانه ی شیرماهی و عطر عنبر و آرایش و سان سپاه سخن می گوید.
غلامرضا اركوازی با دختری كه احتمالاً دختر عموی او بوده ، ازدواج كرده كه حاصل آن حداقل دو فرزند پسر به نام های محمدرضا و احمد خان معروف به » كَلوَلای « بوده است. از ازدواج های احتمالی و فرزندان دیگر او خبری در دست نیست.
احمد خان همان است كه در عنفوان جوانی بر فراز كوه » باویال « ظاهراً بر اثر مارگزیدگی درمی گذرد .مرگ او به شدت شاعر را متأثر می كند وخاطره درد پرورش را برمی انگیزد . حاصل این انگیزش ، شعر والا و برجسته ی» باویال « است . دراین شعر كه پاره هایی از آن در دست است و ابیاتش در مویه ی زنان كُرد رسوخ كرده است ، شاعر در مرگ احمدخان شیون سر می دهد ؛ كوه باویال را مورد خطاب قرار می دهد و با او پیمان می بندد كه تا گاه مرگ او را مه و میغ فرا گیرد و وی را اندوه .
سپس درختان و مرغان خوشنوا را می بیند كه سوگواری را ، سیاه پوشیده اند و خاموش و بی نوا شده اند ؛ كوهها را نظاره می كند كه از دود دل او غرق در مه و ابر شده اند. به خاطرات خوشی گریز می زند كه پژواك تفنگ » ماردَم« احمدخان در میان دره ها می پیچد و » كل« ها را به خاك می افكند. این لحظات خوش گذشته حسرتش را دامن می زند ؛ چه ، اینك آن جگرگوشه در خاك آرمیده است و دشمنان و بدخواهان را به كام رسیده در می یابد.
علت مرگ احمدخان را مارگزیدگی ذكر می كنند. گویند طایفه ی شاعر به انتقام مرگ احمدخان كوه باویال را به آتش می كشند ؛ بادا كه آن مار سنگدل به كیفر برسد و البته پیداست كه این شیوه ی انتقام ستانی روی در عجز دارد و ریشه در محبوبیت احمد خان.شاعر به دشمنكام شدن و شماتت دشمنان اشاره دارد. معلوم نیست دشمنان او چه كسانی بوده اندكه از مرگ آن جوان خشنود شده اند. به هر حال این نكته نشانگر نوعی تضاد و اختلاف خانواده ی شاعر با دشمنانی است كه احتمالاً وابسته به والی یا طوایف رقیب بوده اند.
شعر باویال كه باید در میانسالی شاعر سروده شده باشد از تسلط و استادی او در شاعری حكایت دارد.
استعارات ، تشبیهات و عبارات او به كمال و پخته است . او این پختگی را قاعدتاً بر اثر مطالعه و شنیدن آثار اساتید پیشین و هوشمندی و نبوغ خود یافته است اما نباید انتظار داشت كه این مهم را با دود چراغ خوردن و غوطه در كتاب ها و قیل و قال مدرسه حاصل كرده باشد. شعر كُردی از حیث وزن و قالب بسیار ساده و طبیعی است .
كافی است خرده هوشی و سرسوزن ذوقی داشته باشی تا ترنم طبیعی وزن در درونت جاری شود. شعر كُردی هماهنگ با طبیعت است و از تكلف در آن خبری نیست. و بدین گونه طبیعت بكر ، هول پلنگ ، هیاهوی شبانان در فصول كوچ ، عشق های ایلی پر خطر ، سادگی و صداقت عریان افراد ، ذهن و زبان شاعر ما را جلا می داد. شاعر ایل ذهنش را نه بنگ و باده كه نشئه ی نسیم و درخشش گل های وحشی تشحیذ می كرد.
در شعر باوَیال كه پیش از مناجات نامه سروده شده است ، نشانی از گرایش های عرفانی نیست و از اصطلاحات آن استفاده نشده است .
اما آیا او با عرفان و تصوف و صوفیه ناآشنا بوده است ؟ می دانیم كه عرفان و تصوف هماره در مناطق كُردنشین طرفداران زیادی داشته و دارد. بسیاری از شاعران قدیمی كُرد اهل عرفان بوده اند و اشعاری نغز از آنان شنیده شده است . نمی توان انتظار داشت كه غلام رضا اركوازی اشعار آنان را مطالعه نكرده و نشنیده باشد.
علاوه براین ، تا سالیان نه چندان دورقلدران و دراویش فرقه های گوناگون در روستاها وجاهای مختلف ایلام به سیاحت و گاه به دریوزه مشغول بودند و نغمه ها ونعره های مستانه ی عارفانه سر می دادند كه نام پاره ای از آنان هنوز در اذهان كهنسال هست.نام هایی چون باوَیال كه تحریف شده » بابائه قْدال« به معنی بابا ابدال است ، خود دلالت بر وجود پیرها و صوفیانی دارد كه مردم بدانها »ئه قدال ( = ابدال ) « می گفتند.
غلام رضا اركوازی به باور كهنسالان آگاه و بازماندگانش اهل كشف و كرامت بوده است و كراماتی بدو نسبت می دهند.
گرچه صحت این ادعا به آسانی قابل اثبات نیست باری از مقام و منزلت شاعر در نزد مردم حكایت می كند. شرح آن واقعات كه به شاعر منسوب می كنند ، شنیدنی است اما به دلیل رعایت اختصار از آوردن آنها در این مقال خودداری ، و تنها به ذكر یك خاطره بسنده می شود : یكی از كهنسالان به یاد می آورد زمانی كه خردسال بوده ، به همراه پدر خود برفراز كوه باوَیال سنگچینی محراب مانند و صومعه گونه دیده است وهنگامی كه از پدر درباره ی آن سؤال می كند ، گریان پاسخ می دهد كه خدا رحمت كند غلام رضا اركوازی را كه این محل اعتكاف و عبادت او بوده است .اگر این سخن را راست بپنداریم می توان تصور كرد كه شاعر سر و سرّی با عوالم معنوی و سیر و سلوك باطنی داشته است.
باور عوام برآن است كه براثر توسل و الحاح و ابرام شاعر ، كرامت شاه ولایت زنجیرها را از دست و پایش می گسلد و از زندان رهایی اش می دهد. اگر بند آخر مناجات نامه را كه تنها در نسخه ای قدیمی متعلق به آقای محمدعلی سلطانی آمده ، از شاعر بدانیم ، شاعر خود به این واقعه صراحتاً اشاره می كند و می گوید : شاها ! فدای اعجاز تو گردم كه زنجیرها ذوب شد و دروازه ی زندان بی صدا گشوده گشت و ظالم در بستر به خواب سنگین فرو رفت.
او پس از رهایی از زندان به غربت می گریزد. شاعر در بیتی گفته است : مجبور شده است به » خاك مخالف « پناه ببرد. اما این خاك كه متعلق به مخالفان است ، كجاست ؟ بازماندگان و اعقاب شاعر اجماعاً این محل را » كرند« می دانند و ظاهراً این سخن درست است زیرا هنوز خانواده هایی درآنجا زندگی می كنند كه خود را از نسل غلام رضا اركوازی می دانند.شاعر در بیتی گفته كه همراز تركانی است كه زبان او را نمی فهمند . نشانه ای نیست كه ثابت كند به خاك عثمانی یا نواحی ترك نشین كشورمهاجرت كرده است بلكه باید دانست عثمانی ها در آن زمان » كرند « را تحت تسلط خود داشته اند و این حشر و نشر با تركان را در آن جا دریافته است .
شاعر پناه بردن به سرزمین مخالفان را با لحنی شرمسارانه بیان می كند و پیداست از این حیث در اضطرار بوده است . در بیتی دیگر كه منسوب به اوست اظهار می دارد كه » مخمل كوه « و » یافته « لرستان قرارگاه اجباری او بوده است . اگر این بیت از او باشد می توان تصور كرد كه در سفر غربت خود مدتی در آنجا نیز بوده است.
شاعر در شعری كه ما عنوان » غربت « را برایش برگزیده ایم ، بیان می كند كه در غربت شب و روز را در میان كوچه ها و بازارها پرسه می زده و با تركانی كه زبانش را نمی فهمیده اند ، معاشر بوده است . او در غربت آرزوی دیدار همزبانان و دوستان خود را می كند و با لحنی حسرت بار كوه های زادگاه خود و پشتكوه( ایلام فعلی) را برمی شمارد.ظاهراً غلامرضا اركوازی دیگر نتوانسته است به زادگاه برگردد .
مطابق آن چه روایت می كنند ، در غربت وفات می كند اما دوست دارانش جنازه ی او را مطابق سنتی كه تا سالیان اخیر مرسوم بود ، به عتبات عالیه ی عراق و به احتمال قوی به نجف منتقل می كنند و در محلی كه برما نامعلوم است ، به خاك می سپارند. سال وفات او همانند سال تولدش به درستی مشخص نیست بلكه از روی حدس و گمان باید گفت كه اگر عمر او را شصت یا هفتاد سال فرض كنیم ، قاعدتاً بین سال های ۱۲۵۰ تا ۱۲۶۰ هجری قمری درگذشته است.
▪ غلام رضا یا غلام رضاخان ؟
عده ای او را غلام رضا خان اركوازی و عده ای دیگر غلام رضا اركوازی می گویند


منبع : سایت بلوط

مطالب مرتبط

زندگی نامه دکتر صفارزاده

زندگی نامه دکتر صفارزاده
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان تورا شمار نتوانم کرد
گربر تن من زفان شود هر موئی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد
●مقدمه:
تحقیق در مسائل ادبی یکی از اموری است که می تواند آدمی را با علم و دانش ادبیات که در ذات انسان ریشه دارد،بیشتر آشنا نماید و در حقیقت فرد را در بالفعل نمودن این علم در وجود خود یاری نماید.
لازم به ذکر است که در طی کردن این مسیر ادبی ،نتنها پنجره ای از علم را به روی خود می گشائیم،بلکه می توانیم مسائل و مشکلات موجود سر راه فراگیری و پیشرفت دانش ادبیات را احساس کنیم و بیش از پیش انگیزه ی خود را در پاس نگه داشتن زبان مادری خویش حفظ کنیم و آن را با شور بیشتر به نسل بعد از خود القاء نمائیم،چرا که اگر بگویم ایرانی را بیش از هر چیز به هنر،ادبیات وزبان آن می شناسند گزاف نگفته ام.
همچنین وظیفه ی خود می دانم که از زحمات استاد محترم،جناب آقای دکتر رئیسیان که مرا در فراگیری هر چه بیشتر این علم یاری نمودند کمال تشکر را نمایم.
شاعران و نویسندگان معاصر به سبب آشنایی باادبیات غرب، سعی در متفاوت نوشتن داشتند و از آنجا که متفاوت نویسی، ابزارها و قالب‌های خاص خود را می‌طلبد، می‌تواند باعث این دوری و جدایی شده باشد. در بسیاری جاها نیزمی‌بینیم که قالب شکسته شده اما تأثیرمفاهیم قرآنی ودینی مشهوداست. برای مثال اشعار«طاهره صفار زاده » که قالب همه آنها «آزاد» است، پر از آموزه‌های دینی و قرآنی است یا«موسوی گرمارودی» که پیش از انقلاب هم شعری در وصف حضرت علی (ع) در قالب «آزاد» سروده است.
●زندگینامه دکتر طاهره صفّارزاده:‌
دکتر طاهره صفّارزاده شاعر، نویسنده‌، محقق و مترجم در۲۷ آبان ۱۳۱۵ در سیرجان در خانواده‌ای متوسط که پیشینه‌ای عرفانی داشتند متولد شد. در ۶ سالگی تجوید و قرائت و حفظ قرآن را در مکتب محل آموخت‌. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمان گذرانید. نخستین شعر را در ۱۳ سالگی سرود که نقش روزنامه دیواری مدرسه شد. اولین جایزه شعر را که یک جلد دیوان جامی بود در سال چهارم دبیرستان به پیشنهاد دکتر باستانی پاریزی که آن زمان از دبیران دبیرستان بهمنیار بود، از رئیس آموزش و پرورش استان دریافت کرد.نزد ملت ایران شهرت طاهره صفّارزاده با شعر "کودک قرن‌" پدید آمد. در امتحان ورودی دانشگاه در رشته‌های حقوق‌، زبان و ادبیات فارسی، و زبان و ادبیات انگلیسی قبول شد و چون تردید در انتخاب داشت خانواده‌اش به استخاره رجوع کردند و در نتیجه در زبان و ادبیات انگلیسی لیسانس گرفت‌.
● دکتر طاهره صفار زاده به عنوان یک مترجم:
برای ادامه تحصیل به انگلستان و سپس به آمریکا رفت‌. در دانشگاه آیوا، هم در گروه نویسندگان بین‌المللی پذیرفته شد و هم به کسب درجه MFA نایل آمد. MFAدرجه‌ای مستقل است که به نویسندگان و هنرمندانی که داوطلب تدریس در دانشگاه باشند اعطا می‌شود و نویسندگان به جای محفوظات و تاریخ ادبیات به آموختن نقد به‌صورت تئوری و عملی و انجام پروژه‌های ادبی متنوع مطالعات وسیع درباره آثار نویسندگان و شاعران می‌پردازند. دوره آن یک سال بیش از فوق لیسانس است و استخدام دارنده این مدرک در دانشگاههای آمریکا با پایه دکتری انجام می‌پذیرد. طاهره صفّارزاده برای دروس اصلی "شعر امروز جهان‌"، "نقد ادبی‌" و "نقد عملی ترجمه‌" را انتخاب کرد و در مراجعت به ایران اگرچه به دلیل فعالیتهای سیاسی در خارج، مشکلاتی برای استخدام داشت اما چون در کارنامه‌اش از ۴۸ واحد درسی ۱۸ واحد ترجمه ثبت شده بود و کمبود و نبود استاد ترجمه برای رشته‌های زبان خارجی باعث گله‌مندی گروههای زبان بود، در سال ۱۳۴۹ با استخدام او در دانشگاه ملی (شهید بهشتی) موافقت گردید. دکتر طاهره صفّارزاده پایه‌گذار آموزش ترجمه به عنوان یک علم و برگزارکننده نخستین "نقد عملی ترجمه‌" در دانشگاههای ایران محسوب می‌شود. اگرچه سابقه برگردان آثار ادبی و مذهبی به ۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد اما تا اوایل سالهای ۱۹۶۰، ترجمه‌، حرفه‌ای ذوقی و غیر آکادمیک به شمار می‌رفت و تدریس آن به برنامه‌های آموزشی دانشگاههای مغرب زمین راه نیافته بود.
دانشگاه آیوا بنا به درخواست شاعران و نویسندگان «کارگاه نویسندگی‌»، اولین مرکزی بود که به گنجاندن این درس در برنامه آموزشی رشته‌های زبان و ادبیات اقدام ورزید. صفّارزاده حدود ۳ سال بعد در کنار نویسندگان دانشجو به بهره‌مندیهایی از این آموزش جدید دست یافت‌. در کلاس به سبب تنوع زبانهای خارجی در بین شرکت کنندگان‌، بررسی متون ترجمه شده‌، در سطح صحّت وبلاغت زبان انگلیسی‌، فارغ از مقایسه با متن اصلی از سوی استاد انگلیسی زبان انجام می‌شد که در عین حال امری اجتناب‌ناپذیر بود. امّا صفّارزاده از ابتدای تدریس خود در ایران متدی مبنی بر شناخت و تطابق مفهومی‌، دستوری و ساختاری دو زبان مبدأ و مقصد ابداع کرد و این شیوه پیشنهادی در درسی که سابقه‌ی تدریس قانونمند نداشت نزد بسیاری از همکاران وی الگو قرار گرفت‌. پس از انقلاب اسلامی تعیین کتاب "اصول و مبانی ترجمه‌" اثر وی به عنوان کتاب درسی در زمینه شناخت نظریه‌ها و نقد عملی ترجمه به ویژه برای دانشجویان رشته‌ی "ترجمه‌" مفید افتاد.
● دکتر طاهره صفار زاده به عنوان یک شاعر :
طاهره صفّارزاده در زمینه شعر و شاعری نیز به دلیل مطالعات و تحقیقات ادبی به معرفی زبان و سبک جدیدی از شعر با عنوان شعر "طنین‌" توفیق یافت که در آغاز بسیار بحث‌برانگیز شد زیرا شعر مقاومت و طنز سیاسی‌، حکومت‌پسند نبود. سرانجام در سال ۵۵ به اتهام نوشتن شعر مقاومت دینی از دانشگاه اخراج و برای دومین بار به خانه‌نشینی و فراغت اجباری رفت. و در ایام تنهایی و مشاهده پاره‌ای خیانتهای سیاسی و اجتماعی، درونِ‌‌مذهبی او بیش از پیش متوجه حمایت خداوند گردید و تحوّلی شدید در وی ایجاد شد آن گونه که در زمان خانه‌نشینی، تمام وقت خود را وقف خواندن تفاسیر و مطالعات قرآنی کرد. کتاب "سَفَر پنجم‌" او که دربرگیرنده اشعار مقاومت با مضامین دینی است در سال ۵۶ در دو ماه به سه چاپ با شمارگان سی هزار رسید.
● فعالیت های دیگر صفارزاده:
در آغاز نهضت اسلامی‌، به کمک نویسندگان سرشناس و متعهّد مسلمان به تأسیس مرکزی به نام "کانون فرهنگی نهضت اسلامی‌" اقدام کرد. در مدت مسئولیت او حدود ۳۰۰ هنرجو در رشته‌های سینما، عکاسی‌، تئاتر، نقاشی‌، گرافیک‌، شعر و داستان‌، در آن مرکز پرورش یافتند که بعداً از دست‌اندکاران و مسئولان فرهنگی و هنری انقلاب شدند. پس از انقلاب از سوی همکاران خود در دانشگاه شهید بهشتی به عنوان رئیس دانشگاه و نیز رئیس دانشکده ادبیات انتخاب شد. همزمان با سرپرستی دانشکده ادبیات "طرح بازآموزی دبیران‌" را به اجرا درآورد. در سال ۵۹ پیرو نشر مقالات انتقادی او درباره آموزش زبانهای خارجی در ایران از سوی ستاد انقلاب فرهنگی برای مسئولیت برنامه‌ریزی زبانهای خارجی از وی دعوت به عمل آمد. در این مسئولیت با همکاری استادان باتجربه تغییرات مفیدی در برنامه‌ها پدید آورد و پیرو طرحی که از سوی او تقدیم ستاد انقلاب فرهنگی گردید و به تصویب رسید برای نخستین بار برای کلیه رشته‌های علمی دانشگاهها کتاب به زبانهای انگلیسی‌، فرانسه‌، آلمانی و روسی تألیف شد که این امر در آموزش علوم و پژوهشهای علمی در سالهای بعد از انقلاب بسیار مؤثر بوده است‌. وی حدود ۱۶ سال سرپرست اجرایی طرح بود و ۱۲ سال از آن مدت را به‌ویژه علاوه بر سرپرستی به ویراستاری متون علمی برای کتابهای زبان تخصصی مشهور به کتابهای "سمت‌" فعّالیت مؤثر داشت‌. ۳۶ عنوان از آن کتابها برخوردار از ویراستاری دکتر طاهره صفّارزاده است‌.خانه‌نشینی سوم در پایان این خدمت، به پرداختن تمام‌وقت به ترجمه قرآن حکیم به زبانهای فارسی و انگلیسی انجامید. او از این خانه‌نشینیها و فراغتهای ناخواسته همواره به عنوان الطاف بزرگ الهی یاد کرده و خداوند را سپاس گفته است . دکتر صفّارزاده تئوریها و فکرهای ارزنده‌ای در زمینه نقد ادبی‌، نقد ترجمه و "ترجمه تخصّصی‌" به جامعه ادبی و علمی عرضه کرده است‌. تئوری "ترجمه تخصصی‌" که تأثیر آن توفیق در آموختن رشته‌های مختلف علمی به سبب تمرکز ذهن بر روی واژگان تخصصی است‌، به تأیید متخصصان مغز و اعصاب رسیده است‌. تمرینهای "معادل‌یابی واژگان تخصصی‌" جهت تأمین هدف آموزشی ذکر شده‌، از سوی مؤلفان در کلیه کتابهای زبان تخصصی گنجانده شده است‌. در "فستیوال بین‌المللی داکا" در سال ۶۷ وی به عنوان یکی از ۵ عضو بنیانگذار کمیته ترجمه آسیا برگزیده شد.
رئیس فستیوال درباره این انتخاب گفت‌: «ما معتقدیم که یک نفر در این سر دنیا از علم ترجمه حرف زده و اصولی عرضه کرده و آن یک نفر خانم طاهره صفّارزاده است‌.»
دکتر صفّارزاده در سال ۷۱ از سوی وزارت علوم و آموزش عالی "استاد نمونه" اعلام گردید و در سال ۸۰ پس از انتشار ترجمه "قرآن حکیم‌" به افتخار عنوان "خادم‌القرآن‌" نایل شد.
در زمان همکاری با فرهنگستان زبان و ادب فارسی طرح تهیه "فرهنگهای تخصصی‌" وی که با ضوابط علمی و پیشنهادهای جدید تدوین شده، به تصویب رسید و مورد بهره‌برداری اهل علم قرار گرفت‌. تاکنون علاوه بر مقالات و مصاحبه‌های علمی و اجتماعی از طاهره صفّارزاده بیش از ۱۴ مجموعه شعر و ۱۰ کتاب ترجمه یا درباره نقد ترجمه در زمینه‌های ادبیات‌، علوم، علوم قرآنی و حدیث منتشر شده وگزیده سروده‌های او به زبانهای گوناگون جهان ترجمه شده‌اند.
وی در کتاب "ترجمه‌ی مفاهیم بنیادی قرآن مجید" به کشف یکی از کاستی‌های مهم ترجمه‌های فارسی و انگلیسی - یعنی عدم ایجاد ارتباط نامهای خداوند (اسماءُ الحسنی‌) با آیات قرآن - دست یافته است که این تشخیص می‌تواند سرآغاز تحولی در ترجمه کلام الهی به زبانهای مختلف باشد. ضمن برنامه‌ریزی زبانهای خارجی‌، به پیشنهاد او درسی با عنوان "بررسی ترجمه‌های متون اسلامی‌"در برنامه گنجانده شد و تدریس این واحد درسی موجب توجه این استاد ترجمه به اشکالهای معادلیابی ترجمه‌های فارسی و انگلیسی قرآن مجید گردید. این برخورد علمی او را برانگیخت که به خدمت ترجمه قرآن به دو زبان انگلیسی و فارسی همّت گمارد. قرآن حکیم حاصل ۲۷ سال مطالعه قرآن مجید، آموختن زبان عربی و تحقیق و یادداشت‌برداری از تفاسیر و منابع قرآنی است که از رجوع به کلام الهی برای کاربرد در شعر شروع شد و با ترجمه آن به دو زبان پایان گرفت‌. شرح این توفیق در مقدمه کتاب "ترجمه‌ی مفاهیم بنیادی قرآن مجید" و نیز دو مقدمه فارسی و انگلیسی "قرآن حکیم‌" آمده است‌.
دکتر طاهره صفّارزاده در ماه مارس ۲۰۰۶ همزمان با برپائی جشن روز جهانی زن‌، از سوی سازمان نویسندگان آفریقا و آسیا (Afro – Asian Writers&#۰۳۹; Organization) به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه و دانشمند مسلمان برگزیده شد.
در بخشی از نامه این سازمان آمده است: "از آنجا که دکتر طاهره صفارزاده ـ شاعر و نویسنده برجسته ایرانی ـ مبارزی بزرگ و نمونه والای یک زن دانشمند و افتخارآفرین مسلمان است، این سازمان ایشان را به پاس سابقه طولانی مبارزه و کوششهای علمی گسترده به عنوان شخصیت برگزیده سال جاری انتخاب کرده است.
● علت لقب شعری دکتر صفارزاده:
(ازمردمک دیده بباید آموخت‌ دیدن همه کس راوندیدن خودرا) این بیت ازخواجه عبدالله انصاری واجد معنی دیگری هم هست‌. مردمک یا تخم چشم که قبض و بسط آن تنظیم نور بینائی را برعهده دارد و عامل دیدن می‌شود معنی همین شعر خواجه است علاوه براین کاف تصغیرانسان شاعررا جزئی از قبض وبسط آن "مردم‌"وجداناپذیراز جامعه معرفی می‌کند. در زمان انقلاب در روزنامه اطلاعات در برابر شعرهای مقاومت دکتر صفار زاده در ستونی تحت عنوان "مردمک‌" خبرهایی کوتاه و مبتذل می‌نوشتند و تکذیب‌نامه‌های وی را چاپ نمی‌کردندو این است علت لقب شاعر به مردمک.
● مضامین شعرها:
از ویژگی های اشعار صفار زاده توجه به مسائل دینی مخصوصاً مذهب شیعه است .
صدای ناب اذان می آید/ صفیر دست های مومن مردیست که حس دور شدن، گم شدن، جزیره شدن را ، ز ریشه های سالم من بر می چیند / ومن به سوی نمازی عظیم می آیم / وضویم از هوای خیابان است و / راهنمای تیره دود /وقبله های حوادث در امتداد زمان ...(دفتر دوم صفحه ی ۹۱ )
بیان مسائل سیاسی اشاره به وقایع مهم جهان ، دیگر ویژگی او محسوب می شود . او معمولاً در تمام آثارش به جریان های سیاسی ایران وجهان نظر دارد ودیگر این که اشاره به تقابل عرفان با قرن پلاستیک و عصر ماشین با طبیعت .صفار زاده در خلال اشعارش به«زن بودن» اشاره های متعدد دارد وغیر مستقیم دیدگاه های جامعه را نسبت به زنان منعکس می کند ،مثلاً آنجائیکه از تولد خویش یاد می کند چنین می نویسد : من زادگاهم را ندیده ام / جائی که مادرم/ بار سنگین بطنش را / در زیر سقفی فرو نهاد / هنوز زنده است / نخستین تیک تاک های قلب کوچکم / در سوراخ بخاری / ودرز آجر های کهنه / وپیداست جای نگاهی شرمسار / بردر و دیوار اتاق / نگاه مادرم / به پدرم / به پدر بزرگم / صدای خفیفی گفت /دختراست !...
دکتر معمولاًبا استفاده از زبان محاوره ، اصطلاحات عامیانه ، حتی مطرح کردن شعار ها ، تلاش می کند به شعر و زبان مردمی نزدیک تر شود، شاید به همین دلیل از آوردن واژه ها و اسامی از زبان های بیگانه خوداری می ورزدواز اشاره های دور ودراز چشم می پوشد.
بخشی از شعرهای وی بازتاب ورود اندیشه و فرم‌های تازه به جامعه ادبی است،
در دفترهای اولیه شاعرمثلاً "رهگذر مهتاب‌" یا"دفتر دوّم‌"،اکثرشعرهاوزن‌دارونیمایی هستندولی درادامه چرخشی دارند به سمت شعرسپید.
مضامین عدالت‌خواهانه و انسانی و بعدها آیینی و مذهبی‌، جزء همیشگی شعرهای دکتر می باشد،مانند:
زمستان بار دیگــر با توانگــــر
هم‌آهنـگ ستـم بر بینـوا شــد
لباس خشم بر تن دیده پر کیـــن‌
برای بینـوا محنـت فـزا شــد
مسلّح شد فلــک چون با زمستــان‌
دماری سخت می‌خواهد برآرد
ز رنجور و ضعیف و زیردستی‌
که سرمایـه زر و قدرت ندارد
دکتر بعد از کتاب سدّ و بازوان و طنین در دلتا که سرشار از مضامین انسانی و اعتراضی است به سمت مضامین دینی و فضاهای بومی توجه کردند .
موضوعات اجتماعی‌، سیاسی‌، مذهبی و یا هر سه شیوه‌ی سبک پیشنهادی دکتربود یعنی "شعر طنین‌" اقتضای قبول درهم‌آمیختگی هر سه موضوع را دارد شیفتگی و شوق روح به آن طراوت می‌بخشد. وی بهیچوجه عقیده ندارد که طراوت تنها در شعرهای عاشقانه‌ی رمانتیک است‌. اصلاً تعریف عشق در شعر "سفر عاشقانه‌" همان عشق به راه
است‌. ومن به راه‌/ و راه به من / یگانه‌ترین هستیم‌/ و من همیشه در راهم‌/. طراوت عشق دکتر به راه چنان بود که مبارز وارسته‌ای مانند مرحوم آیت‌الله طالقانی بعد از آزادی ایشان گفتند: «خانم صفّارزاده! به جدّم شعر شما در زندان به ما روحیّه میداد.
دکتر صفار زاده در نیمه اول شاعریشان ‌، نگاهی جهانی به شعر داشتند. مثلاً در این شعر از "سفر بیداران‌"، جنگ ویتنام را به انقلاب اسلامی و میدان ژاله (شهدأ) پیوند می‌زند: «بولدوزرهای حکومت بیگانه / در ژاله / در ویتنام / اجساد کشتگان را برمی‌داشت‌. امّا در نیمه دوم‌، توجهشان بیشتر متوجه روزهای ایران است . در نمونه های "بیعت با بیداری‌" "دیدار صبح‌"، "مردان منحنی‌" "گزیده ادبیّات‌" و حتّی "روشنگران راه‌" هم نشان دهنده ی اینست که در هر گوشه دنیا که ستمی بر ملّتی وارد شود همدردی و ستم‌ستیزی وی حضور پیدا می‌کند. یک نویسنده مصری در کتاب "عرب‌ستیزی در ادبیّات معاصر ایران‌" که به انگلیسی و سپس به فارسی ترجمه شده ضمن آوردن نمونه‌هائی از شعرصفارزاده معتقد است که « صفّارزاده نظرش تنها به ایران معطوف نیست بلکه سراسر جهان را در بر می‌گیرد.»
مقایسه ی آثار طاهره صفار زاده با علی موسوی گرمارودی:
شاعر صفار زاده ، فقط در به کارگیری بسامد واژه های که مبین (زن بودن) سرایده است،با شعر زنان مشترک است و از جنبه های مختلف دیگر،مخصوصاً فکر ومحتوا تفاوت های آشکاری با آنان دارد.از دیگر سو، وجه تمایز خاص خود را با شعر مردان،هم چنان حفظ می کند.
اشعار وی با گرمارودی در یک خطوط فکری مشترک است: گرمارودی در آثار خود ،هم در قالب شعر کهن شعر فارسی و هم در شعر نیمایـی (محور شکسته و چار پاره) و هم در شعر سپید طبع آزمای کرده است.گرما رودی در بیشتر اشعارش به بیان عقاید مذهبی و گرایش های دینی پرداخته و به مناسبتهای مختلف مذهبی ،شعرمتنوعی سروده است و از این نظر با اشعار دکتر قابل مقایسه است .
قطعات «بهار در خزان»،«در سایه سار نخل ولایت»،«افراشته باد قامت غم» و «خاستگاه نور»از زیبا ترین اشعار محسوب می شود که به همین مناسبت سروده است.از دیگر ویژگی های شعر گرمارودی ،توجه به مسائل سیاسی و وقایع اند که به گستردگی به آن پرداخته است و دیگر توجه به طبیعت وجلوه های گوناگون که آن ازویژگی های شعری اوست،در حالی که صفارزاده به ندرت به طبیعت پرداخته است.
شعر صفارزاده و گرمارودی اندیشه های شکل یافته است که درقالب کلمات عرضه می شود.حال آنکه شعر واقعی کلماتی شکل یافته است که اندیشه راعرضه می کند.در اشعار آن دو ،بیشتر اندیشه به معنای خاص خودش جریان دارد،یعنی شعرشان حاوی فکر و اندیشه است که خواننده را به دانستنی های جدیدی فرا می خواند و زمینیه نوعی تأثیر را در او بوجود می آورد.
در شعر صفارزاده ،فرصت ها گران بها ترند و خواننده با شاعری مواجه می شود که اسلوب گرمارودی را در زبانی فشرده و یا با بار بیشتر از لحاظ اندیشه و تفکر می بیند.
هر دوی آنها با استفاده از تعابیر مذهبی و قصص و آیات قرآن به صورت تلمیح و جهان مداری و سیاست محوری،رنگ و بوی خاص به اشعارشان بخشیده اند.سیاست محوری ،در هر مجموعه آثار هر دوی آنها را به سمت صراحت گویی و بیان مستقیم متمایل می کند با این حال شعر های صفارزاده و گرمارودی از نظر اسلوب زبانی جاذبه ای برای نسل جوان نداشته است.
● بخشی از مصاحبه های دکتر با رسانه های خبری:
▪ شعر چه سهمی در گفتگوی تمدّن‌ها دارد؟
ـ کدام شعر؟ کدام شاعر؟ این پاسخ باید روشن شود برخی شعرها سهم مفید و مثبت در هیچ نقطه‌ای از بیکران حیات ندارند، چه این موضوع چه موضوع دیگر. امّا شعری که تبیین کننده حق و حقایق‌، ستم ستیز و باطل ستیز باشد مستقیم یا غیر مستقیم در بسط و تثبیت حاکمیّت‌ِ درستی و انسانیت به مفهوم تعریف شده آنها مؤثّر است‌.
▪ ” بنی‌آدم اعضای یکدیگرند “ جهانی‌ترین شعر فارسی است آیا می‌توان این صفت را به ادبیات فارسی اطلاق کرد؟
ـ نه به تمام صنوف آن‌؛ امّا جاذبه‌ی واحد و انکارپذیری که ادبیات کلاسیک ما را جهانی و ارجمند ساخته در اشراق و حکمت و خردستایی آن است که جوهر آنها مأخوذ از قرآن مجید می‌باشد; این شعر سعدی برگرفته از مضمون آیه ۳۰ سوره مبارکه روم است‌. جهانی بودن در جهانی خلق شدن فطرت آدمیان است‌. خداوند می‌فرماید: «ما فطرت انسانها را خداپرست و با گرایش توحیدی خلق فرمودیم‌.» پس "که در آفرینش ز یک گوهرند" یعنی از گوهر توحید در بطن روح دمیده شده یا به عبارتی روح انسان در بر گیرنده این گوهر است‌. شیفتگی روح به خدای یگانه بزرگترین وجه اشتراک آدمیان در سراسر خلقت و مایه‌ی اصلی فرهنگ بشری است‌; حتی در ادوار ابتدایی و جوامع غیر شهری و غارنشین‌، حتی در بین بت‌پرست‌ها انسان را وابسته به مبدأ می‌بینیم و هر فرقه و گروه و قبیله‌، فرهنگ خود را بر گرد شمع عِرق مذهبی خود که برانگیخته از گرایش فطرت است شکل بخشیده است‌. وقتی که از تمدن یک قوم یا یک ملت سخن به میان می‌آید منظور از آثار و ابزار و ملزومات زندگی آنهاست که بر اساس فرهنگ و سنّت‌ِ ناشی از اعتقادات مذهبی آنها پدید آمده و تاریخ مأموریت ضبط این یادگارها و نمودها را بر عهده گرفته است‌.
▪ به نظر شما چه مشکلاتی بر سر راه پیشرفت گفتگوی تمدّنها وجود دارد؟
ـ عدم تفاهم درباره جایگاه واژه تمدّن از اصلی‌ترین اشکالات است‌. فرهنگ لغت غرب یک شخص civilized یا متمدّن را انسان روشن‌بین و تحصیلکرده و فهمیده تعریف کرده‌. ما هم وقتی می‌گوییم فلانی آدم متمدّنی است منظورمان این است که او انسانی مؤدّب و مبادی آداب و غیر شرّ است‌; از صفت متمدّن حضور انسانیّت و امنیّت ادراک می‌شود.تا اینجا اختلافی نیست‌. امّا بعد از رنسانس به ویژه در قرن گذشته یعنی قرن بیستم civilization که بزرگ خانواده همان لغت است و قبلاً "فرهنگ‌" از آن استنباط می‌شده بر معنی فرعی آن یعنی پیشرفتهای علمی و صنعتی advancement technological تأکید دارد: همانطور که می‌دانید تندروی قرون وسطایی کلیسا به تندروی دیگری منجر شد که بنای جدایی دین از علم را پایه گذارد. متأسفانه در غرب و به وجه اخص در دوران معاصر به دنبال بسط همان معنا، ساخت ابزار مدرن و پیشرفت تکنولوژی‌های گرانقیمت که عموماً هم آلات قتّاله ضد بشری هستند عامل سلطه نمایی سرمایه‌داری‌، مجوّز زورمداری و قانون شکنی و اِعمال استبداد استعماری نسبت به ملتهای غیر ثروتمند قرار گرفته‌. چنانکه قرآن می‌فرماید تحریف لغت از موضع اصلی‌اش واقع شده و ضایعاتی به بار آورده‌. امّا محققاً چنین روندی نزد اهل خرد و حکمت، غیر متمدّنانه و حتّی مشخّصه‌ی عقب‌ماندگی و واپسگرایی محسوب می‌شود.
▪ شما بیشتر در چه زمینه‌هایی شعر می‌گویید (اجتماعی ـ عرفانی ـ اخلاقی )؟
ـ این تقسیم‌بندی ممکن است در عین حال شامل یک شعر باشد یعنی شاعری که در جستجوی حقیقت و در پی اثبات حق است از عرفان به دو جنبة دیگر می‌رسد. حتی از شعر سیاسی و اجتماعی هم با آن نگرش حق‌طلبانه به عرفان می‌رسد. جز تعدادی شعرهای شخصی و احساسی که هر شاعری دارد شعر من عموماً در پی اثبات حق و دفاع از حقوق انسان بوده است‌.
▪ در آیات پایانی سوره شعرا در مورد شعر و شعرا مطالبی آمده لطفاً در این مورد برایمان توضیحاتی بفرمائید؟
ـ مخاطب این آیه شاعران کافر و مشرکان معاند پیامبر اسلام بودند که هجویّه می‌سرودند و در همین آیه مبارکه شاعران خداپرست مورد عنایت قرار گرفته‌اند.
▪ با توجه به اینکه شما خانمی بسیار فعّال بوده و هستید، دوست داریم بدانیم آرزوی انجام چه کاری را داشته‌اید که موفق به انجام آن نشده‌اید؟
ـ من آرزو داشتم که "طرح ترجمه تخصصی‌" برای کلیّه رشته‌های دانشگاهی اجرا گردد و مملکت به مقصد استقلال صنعتی از برکات پیشرفتهای تکنولوژی و پرورش متخصص در کلیّه رشته‌های علمی دانشگاهی بهره‌مند شود. درباره این طرح سالها فکر کرده و نوشته‌ام و به ویژه در آغاز کتابهای درسی اهمیّت این تئوری را ذکر کرده‌ام ولی توجه نشد. دو ماه قبل در اخبار تلویزیون در زمره خبرهای علمی گفته شد که دانشمندان خارجی تمرکز بر روی واژه را در گسترش قدرت ذهنی جوانان مفید اعلام کرده‌اند و کم نبودند همکاران دانشگاهی و یا دانشجویان سابق که تماس گرفتند و از "طرح ترجمه تخصصی‌" یاد کردند. بله‌. فکرها و پیشنهادات علمی پشتوانه اجرایی در کشور نیاز دارد.
▪ نشست خادمان قرآن کریم آبان‌ماه هر سال برگزار می‌شود چه انتظاری از این نشست‌ها دارید؟
ـ حداقل انتظار توجه به حفظ تعادل بین برگزاری قرائات قرآنی چه داخلی و چه بین‌المللی با موضوع درک معانی و مفاهیم قرآنی است‌. اگر نظر خواهی از مردم به عمل آید آنها هم همین موضوع را مطرح می‌کنند.
▪ یک آیه‌ای را نام ببرید که هر بار و در هر رویکرد معنایی تازه بر شما مکشوف کرده باشد؟
ـ اِنَّما امره اذا اَراد شَیئاً اَن یَقول له کُن فَیکون‌، چنین آیه‌ای است‌. به نظر من خلقت کل هستی و حتی آیه اِن‌َّ الله علی‌َ کل شَی‌ٍ قَدیر را باید در پرتو این آیه مبارکه شناخت‌.
▪ آیا واقعاً دیوان حافظ قرآن عجم است‌؟
ـ خیر. نه دیوان حافظ و نه مثنوی مولوی با اینکه هر دو مقام و ارزش ادبی والایی دارند عاری از تخیّلات و اغراقهای شاعرانه و شطحیات صوفیانه نیستند بنابراین معادل قرار دادن آنها با قرآن که صرفاً کلام حق‌ّ است درست نیست‌.
▪ حس و دریافت شما از مرگ و میزان آمادگی ذهنی برای چنین قضیه‌ای چگونه است‌؟
ـ در شعر "از انتهای بیم‌" در کتاب "دیدار صبح‌" احساس خود را بیان کرده‌ام‌:
نوبت که در رسد
از پیله نگرانی بیرون خواهی رفت‌
و آخرین فرصت‌
طومار دلهره و عادت را
در هم خواهد پیچید
پس میزان آمادگی هم روشن است‌. این دید من نسبت به مرگ هر انسانی است خودم هم طبعاً مستثنی نیستم‌.
▪ مهمترین مشکلات اجتماعی مردم را در چه می‌بینید؟
ـ بحران هویّت نسل بعد از انقلاب‌، کثرت مفاسد اقتصادی و کمبود وجدان دینی‌.
▪ چه چیز می‌تواند درد ناراستی و حب‌ّ و بغض رایج در جامعه ادبی ما را دوا کند؟
ـ کسی که در بوستان ادبیات کار می‌کند باید ادب داشته باشد. حب‌ّ و بغض از نشانه‌های بی‌ادبی و بی‌فرهنگی است مثلاً آنکه شعر می‌گوید باید بداند واژه شاعر همبستگی بسیار نزدیکی با شعور دارد و انسان با شعور میداند که فضل از جانب خداوند است و حقد و حسد و فرصت‌طلبی نشانه کوردلی و حقارت طبع و خدانشناسی است‌.
▪ از ویژگی‌های ترجمه قرآن حکیم بگوئید؟
ـ یکی اینکه تحت‌اللفظی نیست و هموطنان کراراً از این بابت اظهار رضایت کرده‌اند; حتّی جایی فعل ماضی در آیه بکار رفته امّا موضوع در زبان فارسی دارای مفهوم مداومت و قاعده کلی است‌، در چنین موردی من مضارع ترجمه کرده‌ام و در زیرنویس هم توضیح داده‌ام‌. طبعاً با آشنایی به اصول و مبانی ترجمه‌، اوّل دستور ترجمه را که انتقال پیام بویژه در مورد متون مذهبی است رعایت کرده‌ام‌. ویژگی دیگر اینکه برای اولین بار نامهای خداوند (اسمأالحسنی‌) در ارتباط با مضامین آیات ترجمه شده‌اند; همانگونه که در کتاب "ترجمه مفاهیم بنیادی قرآن مجید" شرح داده‌ام با این پیوند مقصد آیاتی که مزیّن با نامهای خداوند هستند با نتیجه‌گیری شاخصی که در آیه اراده فرموده شده نائل می‌شوند. ویژگی دیگر اینکه در هر دو زبان فارسی و انگلیسی ارتباط آیات را با علامات نقطه‌گذاری حفظ شده زیرا گاهی چند آیه دنبال هم یک موضوع را کامل می‌کنند و در زبان انگلیسی خواننده تصور می‌کند با نقطه در پایان آیه معنی تمام شده است‌. همچنین با استفاده از دانستنی‌های تفسیری هر جا که به درک مطلب برای خواننده کمک می‌شده به تعمیم معنی و توضیح پرداخته‌ام و در استدلال آیات معمولاً از خود قرآن استمداد جسته‌ام‌.
▪ چگونه می‌توان از خطر تحجّرگرایی دینی جلوگیری کرد؟
ـ بواسطه مطابق روز کردن برخی احکام فقهی و سنّت‌ها: مثلاً در قرآن مجید همراه حکم نماز در ۲۶ آیه احکام اقیموا الصلوة و آتوا الزکَوة با هم آمده امّا زکات در عصر بانک‌های جهانی و سرمایه‌های میلیاردی همچنان به کشمش و گاو و گوسفند و نقره و طلا تعلق می‌گیرد و انکار آن را بر همگان آسان می‌کند زیرا اکثریت قریب به اتفاق می‌توانند بگویند: «ما از این چیزها نداریم که زکات بدهیم‌» به این ترتیب حکم زکات که عامل بزرگ فقرزدایی است و می‌تواند برای مصارف تأمین اجتماعی هزینه گردد پس از مراجعه به رساله‌ها به سبب عدم تطابق با امکانات مادی زمان معاصر مهر تعطیل بر آن زده می‌شود و پرداخت‌کنندگان همان کارمندان دولت هستند که زکات به عنوان پرداخت مالیات از حقوق ماهانه غیر کافی آنها کسر می‌شود. مبلغ زکات در یک حکومت اسلامی با تعیین میزان "عفو" که دارایی مازاد بر نیاز است باید به خزینه دولت واریز شود تا وسیله فقرزدایی گردد و طوفان انحطاط نتواند زندگی جامعه را در هم بپیچد. از سوئی خمس که فقط یک آیه درباره آن نازل شده آنهم در متن و زمینه غنائم جنگی چون به صورت وجوه نقدی به مقامات دینی پرداخت می‌شود میزان آن به اطّلاع عموم نمی‌رسد و اینطور که نظرخواهی نشان میدهد اکثر پرداخت‌کنندگان سرمایه‌داران اهل تقلید و متدین بازار هستند.سکوت دیگری که از سوی علمای مسلمان جهان و کنفرانس اسلامی باید در هم شکسته شود موضوع به واقع حیاتی و در عین حال پرمخاطره "رَمی جمرات‌" در انجام مناسک حج است‌. این سنت که در قرآن هم ذکری از آن به میان نیامده بدون در نظر داشتن شرایط زمانی جمعیت جهان هر سال عامل کشتار عدّه‌ای مسلمان بی‌گناه که در این مراسم شرکت می‌کنند می‌شود; روزگاری که زائرین کم‌شمار از راههای دور سوار بر شترهای لاغر به زیارت خانه خدا نائل می‌شدند تا امروز که جمعیّت میلیونی توسط کاروان‌های بین‌المللی بر طیّاره‌های سریع‌السّیرِ قارّه‌پیما سوار می‌شوند تفاوت شگرفی دارد: شدت هجوم جمعیت به قدری مخوف است که کشتار آدم‌های ضعیف زیر پای مردان غول پیکرِ شتابزده غیر قابل اجتناب است‌. این سکوت برای منسوخ کردن یک امر غیر واجب‌ِ خطرآفرین‌، نشانه عمل نکردن وظیفه مسئولان دینی در ابراز حقیقت است‌. مجموعاً به نظر من مطالعه و تعقّل و تدبّر در آیات قرآن از سوی همگان و اصلاح و پویا ساختن رساله‌های فقهی و حذف سکوت‌های مذکور از سوی علما در خنثی کردن خطر تحجّرگرایی دینی باید عواملی نافذ و اساسی به حساب آیند.
▪ هایدگر می‌گوید: "اهمیّت زبان بیشتر به اندوخته‌هایی است که دارد." نظر شما و آنچه به آن اضافه می‌کنید؟
ـ منظور زبان مکتوب است‌. بله‌، زبان به عنوان وسیله در کلیه رشته‌های علمی سند می‌اندوزد و در تاریخ به ضبط حوادث می‌پردازد و اطّلاعات فراهم می‌آورد. امّا در ادبیات شکل بیان هم زبان نامیده می‌شود، زبان اثر که در قیاس‌، کاربری آن مضاعف است‌: زبان به عنوان وسیله و زبان هنر ولی سنداندوزی ادبیات کمتر از پندآموزی آن است‌.
▪ حک‌ّ و اصلاح در شعر خانم صفّارزاده چه جایگاهی دارد؟
ـ جایگاهی تکاملی‌، هر جا که ضرورت داشته باشد.
▪ به نظر شما مرگ شاعر چه زمانی اتّفاق می‌افتد؟
ـ وقتی که ترک حق گویی کند؛ و آنوقت فتوای نماز کردن بر او جایز است‌.
▪ نظرگاههای شاعر مذهبی در ایران و غرب چه تفاوتهایی دارد؟
ـ در ادیان الهی پیوند شاعران با توحید اصلی مشترک است امّا نحوه پرداخت و بیان اندیشه دینی مثلاً بین اسلام و مسیحیت بنظر من تفاوت ماهوی دارد. در شعر اسلامی تبلیغ دین‌، یادآوری‌ها، ذکر وقایع و استفاده از مضامین قرآنی عموماً صریح است‌; قصد پندآموزی و دعوت به خیر و نیکی در آثار شعرای عارف همچون فروغی بسطامی‌، عطّار، مولوی‌، ناصر خسرو و بویژه سعدی به وضوح ادراک می‌شود در حالی که آثار شعرای متافیزیک همچون جان دان و جرج هربرت بیشتر جهت فلسفی و تجریدی دارند و خداشناسی نزد این شاعران امری شخصی و فاقد خطاب هدایتگر عام است‌. تی‌.اس‌.الیوت از شعرای دینی مستقل است‌، هنر متعالی شعر او خواننده را هم به ارادت شاعر نسبت به دین توجه می‌دهد هم به ورود به اندیشه دینی ترغیب می‌کند.
▪ التزام شعردینی به ساختار و اصول فنی بلاغت و صناعات ادبی‌، بیان عریان و مستقیم در شعر دینی چگونه باید باشد؟
ـ شاعری که فنون ادبی را در سبک‌های کلاسیک و یا شعر نو می‌شناسد هر موضوع و مضمونی را که قصد بیان کند خواه دینی باشد خواه دنیایی‌، در قالب‌های موردنظرش می‌گنجاند. بیان مستقیم و عریان هم عموماً در نوحه‌سرائی و مدح و منقبت‌های صِرف که شاعر در صدد شناساندن معیارها و میزان‌های جوهری و اخلاقی دین نمی‌باشد فرصت بروز و ظهور دارند. در این نمونه‌ها خلاقیت هنری‌ِ والا مدّنظر شاعر و خواننده و یا شنونده نیست‌.
▪ در عدم مواجه شدن شعر معاصر با اقبال عامه چه عواملی دخیل است‌؟ (مشکل شاعران‌، مخاطبان‌، نشر و توزیع آثار)
ـ از عوامل دخیل که مربوط به شخص شاعر می‌شود کم‌سوادی‌، کمبود مطالعه‌، خلأ معلومات ادبی و عمومی را باید نام برد. این دسته از شاعران حتّی کاربرد فعل معلوم و مجهول‌، لازم و متعدی‌، اسم و صفت را نمی‌دانند. یک روز به جوانی که شعرش را برای نقد و بررسی نزد من آورده بود گفتم‌: «چرا شما جوان‌ها دستور زبان را در نوشتار فارسی رعایت نمی‌کنید؟ گفت‌: «ما هنجارشکنی می‌کنیم‌.» به تحقیق آنها هرچه را که نمی‌شناسند می‌شکنند. البته بخشی از این نقص‌ها متوجه آموزش‌های دوران مدرسه می‌شود زیرا پایه معلومات عمومی و ادبی هر شخصیت فرهنگی در دوران پیش از دانشگاه نهاده می‌شود; ذوق شعر و شاعری و نویسندگی نوجوانان به ویژه در کلاس انشأ فرصت نمایان شدن پیدا می‌کند.فقدان نقد صریح و آگاهانه در کلاس و مطبوعات‌، رواج ترجمه‌های تحت‌اللفظی از شعرهای خارجی‌، به ویژه غربی‌، تقلید از تفنن "پست مدرن‌" بدون گذار از مراحل تجربی مدرن‌، از دیگر عوامل محسوب می‌شوند. جایگزینی سرگرمی اینترنت به جای نعمت ذوق‌پرور مطالعه کتاب یک کسالت بین‌المللی است که طبعاً ضرر آن متوجّه جوانان ما هم شده است‌.
▪ به نظر شما یک شاعر تا چه حد موظّف است در جهت پروراندن شعائر عاشورا فعالیّت کند؟
ـ شاعر آرمانگرای دینی به نسبتی که در مبحث خداشناسی امام حسین‌(ع‌) با شیفتگی مطالعه و اندیشه و غور کند بینش و وجدان دینی او رو به گسترش می‌نهد و الهامات غیبی هم دست او را می‌گیرند و موجب پالایش گوینده و خواننده شعر می‌شوند; پس اندیشیدن به حق و عدالت و مخلصانه عمل کردن وظیفه‌ای برای رسیدن به آرمان کمال حسینی است و حدّ و مرز ندارد.
▪ چند شعار قرآنی بفرمائید که فکر می‌کنید در زندگی اجتماعی مسلمانان تأثیرگذار باشد و باعث تصحیح زندگیمان شود؟
ـ یَا اَیُّها الّذین‌َ اَمَنوا اَوُفو بِالعُقود این اوّلین آیه سوره مبارکه مائده درسی حیاتی به ما می‌دهد.
بدقولی‌، وقت‌نشناسی‌، پیمان‌شکنی‌، بدون نظم و برنامه بسر بردن‌، اهمّیت وقت دیگران را با بهانه‌های موهوم زیر پا گذاردن از دلائل عقب‌ماندگی زندگی مدنی و شخصی ماست‌. در خارج از ایران چه در اروپا و چه آمریکا چند نفری به من گفته‌اند: «تو آسیایی نیستی چون که به وقت و قول خودت پای بندی‌.» اگر با کسی قراری داشته باشم حتماً دقایقی قبل از زمان تعیین شده سر قرار حاضر می‌شوم‌. اگر به کسی قولی بدهم حتماً در انجام آن اقدام می‌کنم‌. امّا در ارتباط با مردم و حتّی برخی مسئولان عموماً شاهد عهدشکنی و بدقولی هستیم‌.آیه دیگر که قلب جامعه را زنده نگه میدارد مربوط به رعایت عدالت است در سوره انعام آیه ۱۵۲ می‌فرماید: وَ اِذَا قُلْتُم‌ْ فَاعْدِلوا وَ لَو کَان‌َ ذَا قُربی‌َ یعنی اگر در مقام گواه و داور سخن می‌گویید عدالت را در نظر داشته باشید هرچند داوری شما به ضرر نزدیکان و خویشاوندانتان تمام شود.
● چند نمونه شعری :
▪ ماشین آبی
در ایستگاه
ایستاده ایم
و ایستاده دماوند
در پیش جشم ما
وپرسشی به این سپیدی خاکستر
پیوسته
می پیوندد
دیوو ددش همیشه و حاضر
بند دگر کجاست
ما ایستاده ایم
در رهگزار دود
در خاری هنر
در ارجمندی جادو
و مغز های مضطرب بیمار
اندام مار دوش را
تصویر می کنند
ما سالهاست منتظر مقصد هستیم
ما در کمین حر کت و ما شین
ما در تقاطع تاریخی خیابان ها
در امتداد کوروش
و در نهایت تخت جمشید
در این صف بلند زمان
کاوه های پیر
با ما
کنار ما
خمیازه می کشند
شاید که اسب تند فریدون
اسب پولاد
از آسمان به زیر بیاید
ما را به مقصدی برساند
ماشین آبی شمران
انگار
آمدنی نیست.
□□□
▪ تک درخت
تک درختم من
در این هامون پهناور
در این دشت ملال آور
مرا یاران همپا نیست
مرا یاران همگو نیست
نوای مهر یار جویباران
بانگ نوش چشمه ساران
در فضایی دور می میرد
و گوش من
پر است از نغمه های خشک تنهائی
در این صحرا مرا یاران دهشت زاست:
تگرگ در دو ابر بیم و رگبار جنون آمیز حرمانها
درونم زوزه ی گرگان تنهایی
کند غوغا
در این تاریکی شبها
دلم روشن نمی گردد ز پندار سراب آتوده ی فردا
نپاید پای من در گل
نمانم دیرگاه اینجا
سپاه ابر نزدیک است
در این دم یا دم دیگر
بر آید رعد و برق حسرت بی همزبانی
تا بسوزاند توانم را
و خاکستر کند این هستی گنگ
این سکوت جاودانم را
● آثار دکتر طاهره صفارزاده :
▪ قصه پیوندهای تلخ، ۱۳۴۱ (چاپ اول)
▪ شعررهگذر مهتاب، از ۱۳۴۱ (چاپ دوم)
▪ Red Umbrella The (سروده‌هایی به زبان انگلیسی)، آیووا ۱۹۶۷م. = ۱۳۴۷ش.
▪ طنین در دلتا [و دفتر دوم]، از ۱۳۴۹(چاپ چهارم)
▪ سدّ و بازوان، ‌از ۱۳۵۰ (چاپ سوم)
▪ سفر پنجم،‌ از ۱۳۵۶ (چاپ ششم)
▪ حرکت و دیروز، از ۱۳۵۷ (چاپ دوم)
▪ بیعت با بیداری، از ۱۳۵۸ ‌(چاپ سوم)
▪ مردان منحنی، ‌(چاپ اول)
▪ دیدار صبح، از ۱۳۶۶ (چاپ دوم)
▪ Selected Poems (گزیده اشعار: فارسی و ‌انگلیسی‌)، ۱۹۸۷م. = ۱۳۷۸ش. (چاپ اول)
▪ در پیشواز صلح (در دست انتشار)‌، ۱۳۸۵ (چاپ اول)
▪ گزیده ادبیات معاصر- ۱: طاهره صفارزاده، از ۱۳۷۸ (چاپ دوم)
▪ هفت‌سفر، ۱۳۸۴ (چاپ اول)
▪ روشنگران راه،‌ ۱۳۸۴ (چاپ اول)
اندیشه در هدایت شعر، ۱۳۸۴ (چاپ اول)
▪ اصول ترجمه، نقد ترجمه، ترجمه
▪ اصول و مبانی ترجمه: تجزیه و تحلیلی از فن ترجمه ضمن نقد عملی آثار مترجمان، از ۱۳۵۸(چاپ هشتم)‌
▪ ترجمه‌های نامفهوم،‌ ۱۳۸۴(چاپ اول)
▪ ترجمه مفاهیم بنیادی قرآن مجید (فارسی و انگلیسی)، از ۱۳۷۹(چاپ دوم)
▪ ترجمه قرآن حکیم (سه زبانه – متن عربی با ترجمه فارسی و انگلیسی)، از ۱۳۸۰(چاپ هفتم)
▪ ترجمه قرآن حکیم (دو زبانه متن عربی با ترجمه فارسی)، از ۱۳۸۲(چاپ دوم)
▪ ترجمه قرآن حکیم (دو زبانه متن عربی با ترجمه انگلیسی)، ۱۳۸۵(چاپ اول)
▪ لوح فشرده قرآن حکیم (سه زبانه – متن عربی با ترجمه فارسی و انگلیسی)، از ۱۳۸۳ (نشر دوم) کامل وجزء ۳۰ .
▪ دعای عرفه (دعای امام حسین علیه‌السلام در روز عرفه (متن عربی با ترجمه فارسی)، از ۱۳۸۱ (چاپ دوم)
▪ دعای ندبه و دعای کمیل (متن عربی با ترجمه فارسی)، از ۱۳۸۳ (چاپ دوم)
مفاهیم قرآنی در حدیث ‌نبوی : گزیده‌ای از نهج‌الفصاحه با ترجمه فارسی و انگلیسی، از ۱۳۸۴ (چاپ دوم)
▪ دعای جوشن کبیر، ۱۳۸۵ (چاپ اول)
▪ طرح، سرپرستی و ویراستاری ۳۶ کتاب زبان تخصصی برای رشته‌های مختلف دانشگاهی (۱۳۵۹ -۱۳۷۶)

وبگردی
زیر و روی "اصلاح ساختاری"
زیر و روی "اصلاح ساختاری" - احتمال بعدی این است که شاید هدف این است که نظام ریاست جمهوری کنار برود و مجددا جایگاه نخست وزیری احیا شود. در این حالت نخست وزیر هم به طبع توسط مجلس انتخاب می‌شود و شک نکنید حتی اگر الان با توجه به ترکیب مجلس دهم قرار بود نخست وزیر انتخاب شود، فردی مانند سعید جلیلی انتخاب می‌شد.
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم !
بازهم کپی بدون اجازه از یک برنامه آمریکایی / آیا مورد تمسخر دنیا قرار نمیگیریم ! - همزمان با رونمایی از پوستر و تیزر جدیدترین برنامه احسان علیخانی، روز و ساعت پخش اولین قسمت از «عصرجدید» اعلام شد.
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر - مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه دوشنبه در برج میلاد برگزار شد.
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان !
ویدئو / روش خرید قانونی کوه در لواسان ! - ارتفاعات تهران از جمله لواسانات یکی از این مناطق است که به گفته امام جمعه این شهر به شکل جدی و گسترده‌ای با این مشکل دست به گریبان است و ظاهراً کمیسیون ماده ۱۰۰ قانون شهرداری محلی برای دور زدن قانون از سوی برخی افراد شده است.
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر
ازدواج الهام حمیدی + تصاویر - الهام حمیدی بازیگر پرکار این روز‌های سینما و تلویزیون با انتشار عکسی در صفحه اینستاگرامش خبر ازدواجش را به صورت رسمی اعلام کرد اما هویت همسرش را فاش نکرد.
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران
توهین بعیدی‌نژاد به شعور ملت ایران - حمید بعیدی‌نژاد سفیر ایران در انگلیس توییتی را منتشر ساخت که با واکنش‌های بسیاری روبه‌رو شد. وی مدعی شده که در فهرست کشورهایی که در حفظ ارزش پول ملی در برابر دلار با بیشترین مشکلات مواجه شدند ایران با وجود فشارها و تحریم اقتصادی، عملکرد بهتری از کشورهایی چون ترکیه، برزیل، روسیه، آفریقای جنوبی و سوئد داشته است.
عکس/ کشف حجاب در تهران!
عکس/ کشف حجاب در تهران! - حجت الاسلام حمید رسایی عکسی در کنار یک زن بی حجاب از حضور در برنامه‌ای با عنوان «اعلام همبستگی با ملت ونزوئلا» در تهران منتشر کرده است.
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید !
ببینید یک مجری چقدر میتواند مزخرف بگوید ! - ژاپنی صحبت کردن جواد خیابانی