پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ / Thursday, 18 January, 2018

بیوگرافی یک کارآفرین موفق


بیوگرافی یک کارآفرین موفق
● گفتکو با فریبا غفاری
امروزه صحبت‌های زیادی در مورد اشتغال، اشتغال‌زائی و پر کردن وقت‌های فراغت جوان‌ها مطرح است، چرا که با استفاده بهینه از این موضوع و بهاء دادن به آن می‌توان گام‌های بسیار مؤثر و بنیادی در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و گاهی سیاسی برداشت.
من ”فریبا بختیاری“ در سال ۱۳۴۸ در ”شهر ری“ به دنیا آمدم. اولین گام‌هائی که در جهت پر کردن وقت‌های فراغت خود برداشتم، درست در ۳۱ سال پیش بود. آن زمان من کودکی ۶ ساله بودم. خواهرم که ۲ سال از من بزرگتر بود، سعی داشت از مادرم که در زمان خود، بانوئی تلاشگر، هنرمند و فعال بود، هنر قلاب‌بافی را بیاموزد. من که کودکی شیطان و در عین حال کنجکاو بودم، در ار آموزشی آنها دخالت می‌کردم. مادر برای سرگرمی من، یک قلاب و کمی نخ را در اختیارم گذاشت و وقتی به علاقه و استعدادم پی برد، فقط زنجیره زدن را به من آموخت. درست به یاد دارم دست‌های کوچکم بازی نمی‌کرد و بسیار برایم سخت بود ولی چون با اصرار آموزش دیده بودم، سعی کردم برای نشان دادن توانائی خود، کار را به بهترین نحو پیش ببرم. یکی دو روز گذشت، اولین تولید صنعت دستم را به نمایش گذاشتم، یک گلولهٔ بزرگ نخ بود که شاید در دست‌های بزرگ مادر به زور جا می‌گرفت. این گلوله تمام زنجیره‌هائی بود که من با آن قلاب بر نخ زده بودم. بسیار خوشحال شدم. موفقیت جالب و لذت‌بخشی که باعث تشویق من از سوی مادر و دیگران شد. در نتیجه در اندک زمانی بقیهٔ آموزش پایه و سایر آموزش‌های قلاب‌بافی را در حد ابتدائی آموخته و در نتیجه از نخ‌های ضایعاتی منزل کیف کوچکی برای خودم بافتم.
همین قلاب‌بافی در سال‌های بعد یک هنر و منبع درآمدی برایم شد و به تولید رومیزی و روتختی‌های زیبائی پرداختم. کم کم با دیگر کارها آشنا شدم، علاقهٔ بسیار زیادی داشتم؛ طوری که حتی کمترین پول جیبی خود را خرج خرید وسایل مورد نیاز کاردستی‌های موردعلاقه‌ام می‌کردم، آن وقت‌ها، نظر اقتصادی خانوادهٔ ما در حد متوسط جامعه بود و همچنین از نظر فرهنگی، هزینه کردن برای علاقهٔ فرزندان کاری عبث و بیهوده محسوب می‌شد.
کم کم به سن ۱۲ و ۱۳ سالگی رسیدم. بنا به توصیه‌ٔ دوستان، اطرافیان و مادرم و پافشاری من پس از پرس و جوی بسیار آدرس آموزشگاه خانم ”صبا“ در پیچ شمیران را پیدا کردیم و یکی از اثرهای هنری آن زمان خویش را برداشته و همواره مادرم خدمت ایشان رفتیم وقتی ایشان این اثر را که بدون مربی و آموزش از کسی اقدام به خلق آن کرده بودم، ملاحظه کردند، (نوعی شماره‌دوزی روی تار و پود پارچه که بسیار ظریف و پرکار است) بسیار مرا مورد تشویق قرار دادند و طبق نظر ایشان، آن نوع درخت جزء ترم‌های دوم و سوم آموزش ایشان بود. در کلاس ایشان ثبت‌نام کردم و رفت و آمد من روزهای دوشنبه و چهارشنبه به سمت کلاس شروع شد.
درست از ”شهر ری“ تا پیچ شمیران با حمل و نقل آن زمان ۳ ساعت رفت و ۳ ساعت برگشت و ۲ ساعت کلاس داشتم و در کل، یک صبح تا عصر در راه بودم، به‌علت سختی راه و هزینه‌های بالای این هنر، مجبور بودم در یک جلسه چندین کار را آموزش ببینم و حتی با کمک گرفتن از هم‌دوره‌هایم که همه از من بزرگتر بودند، از هر کدام یک سوزن یاد می‌گرفتم و نزل که می‌آمدم، تمرین می‌کردم. بالاخره کلاس را به‌علت مشکل‌های ذکر شده نیمه‌کاره رها کردم.
در سن ۱۴ سالگی کلاس سوم راهنمائی بودم که با ورود خواستگار، شرایط ازدواج من فراهم شد. بله، خیلی زود بود و خیلی از نقشه‌هایم ناقص و ناتمام ماند. به‌خصوص وقتی که در فراز و نشیب مشکل‌های زندگی قرار گرفتم، ولی دست از کار برنداشتم. هنوز هم در وقت کمترین وقت و کوچکترین وسیله به دستم می‌ِسید، از آن یک سرگرمی و گاهی اثر هنری به‌وجود می‌آورم که هم در جلوگیری از اتلاف وقتم و هم در تأمین بعضی نیازهایم مؤثر است. به یاد دارم هر وقت لباس‌هائی را که محصول دست خودم بوده در مجالس می‌پوشیدم، مورد تحسین اطرافیان قرار می‌رگفتم، ولی متأسفانه مشکل‌های اقتصادی شدیدی داشتم و همین امر باعث شده بود ۹۰ درصد از طرح‌های ذهنیم خاموش و بی‌اجراء بماند. طوری که بعد از گذشت سال‌ها از آن زمان می‌بینم که این طرح‌های ذهنی من در مدل‌های دیگری در بازار کار به‌وجود آمده و مورد استقبال قرار می‌گیرد. ولی باز هم این مشکل‌ها نه تنها مانع از فعالیت من نشد، بلکه شروعی بود برای تلاش بیشتر من. در این سال‌ها، کار با ماشین بافتنی خاگی را نیز تجربه کردم. همچنین چند مدت به دقت فرش (قالیچه‌های کوچک) سرگرم شدم و در کنار کارهای دیگرم انجام می‌دادم. لازم به ذکر است دوستان و آشنایان که مرا می‌شناسند، هیمشه مرا شخصی سختکوش و تلاشگر می‌دانند و این به آن دلیل است که از کمترین زمان به بهترین وجه در زندگی استفاده می‌کنم. ناگفته نماند، با وجود اینکه ۲ فرزند داشتم، اقدام به ادامه تحصیل نمودم و به‌دلیل مشکل‌های رفت‌و آمد، تمام تحصیل خود را غیرحضوری و در خانه بدون حتی یک استاد و معلم تا دیپلم ادامه دادم. در حین تحصیل به علت علاقهٔ بسیار به تعلیم و آموزش، همیشه تعداد معدودی هنرجو در منزل می‌پذیرفتم و کارهائی را که می‌دانستم، آموزش می‌دادم و در عین حال سفارش‌هائی هم که مراجعه می‌شد، می‌پذیرفتم و انجام می‌دادم.
باور کنید امکانات، ثروت، دارائی و حتی حمایت دیگران هیچ‌کدام دلیل موفقیت فرد نیست، زیرا من به‌نوبه خودم از تمام اینها در مضیقه بودم و دریغ از کوچکترین حمایت کاری از سوی دیگران و حتی تمسخر و منع کردن دیگران مرا آزرده می‌کرد، ولی از پا نمی‌نشستم. خوشبختانه تنها کسانی که نمی‌توانستند مرا حمایت کنند، اما مرا منع هم نمی‌کردند، مادرم و شوهرم بودند و جا دارد از ایشان برای تحمل من و چشم‌پوشی از کاستی‌هایم تشکر کنم.
از آنجا که همیشه آرزو داشتم امکانات یک فعالیت برای من فراهم باشد، با خودم عهد کردم هرگاه چنین توانائی برایم مهیا شد، چنین امکاناتی را برای علاقه‌مندان و نیازمندان فراهم کنم. بنابراین، حدود ۱۷ یا ۱۸ سال است که در زمینهٔ رودوزی‌های سنتی به‌خصوص ”سرمه‌دوزی“ و ”ترمه“ فعالیت می‌کنم و همان‌طور که گفتم، همیشه تعدادی هنرجو حتی انگشت‌شمار داشتم که ضمن آموزش، سفارش هم می‌دادم تا زمانی که سفارش‌های زیادی گرفتم و تشویق شدم تا به تأسیس کارگاه تولیدی بپردازم که بعدها به شرکت تبدیل شد و خوشبختانه گوشه‌ای از آرزوهای خود که همانا ایجاد بستر و امکانات آموزش و تولید برای علاقمندان می‌باشد را به اجراء گذارده تا تعداد قابل توجهی از بانوان زحمتکش و هنردوست ”ری“ و تهران نزد من مشغول به‌کار و آموزش باشند. این شرکت در حال حاضر پذیرای این عزیزان می‌باشد و از آنجا که به ملک و سرزمین خود علاقهٔ خاصی دارم، نام شرکتم را نیز شرکت ”نقش‌دوزی ری“ گذاشتم تا شاید روزی در تمام دنیا محصولات تولید شدهٔ ما به‌نام ”ری“ معروف شود و مورد استقبال قرار گیرد. به امید خدا.
بله تمام این صحبت‌ها برای این بود که بدانیم کمبود امکانات رفاهی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی بهانه است. من هیچ‌یک از اینها را نداشتم، ولی وقت فراوان داشتم، بسیار فکر می‌کردم و هرکدام از فکرها را که قابل اجراء بود، فوری انجام می‌دادم. حتی اگر آن ایده و پروژه روزها و ماه‌ها وقتم را می‌گرفت. همینکه تمام می‌شد، گوئی در واقع دوباره متولد شده‌ام و دوباره جان گرفته‌ام.
در ابتدا نظر دیگران برایم خیلی مهم بود، ولی وقتی دیدم عده‌ای هستند که همواره کارم را بیهوده می‌پندارند و سعی در منحرف کردن کارم دارند، دیگر نظر کسی برایم اهمیت نداشت، زیرا چند بار مجبور به ترک کارم شده بودم و آن را نیمه‌ و ناتمام رها کردم. ناگفته نماند گرچه در ابتدا همسرم هم به خاطر اینکه زیاد آلوده به کار نشوم و به خاطر علاقه‌ای که به من داشت، زیاد مایل به فعالیت اقتصادی من نبود و برای سرگرمی کوچک در کنار زندگی مانع نمی‌شد، ولی فکر می‌کنم آخر توانستم پیروز شوم و کارم را کم کم گسترش دهم. چنانچه، الان بعد از ۲۱ سال زندگی تمام تلاش ما ۴ نفر (خودم، همسرم و فرزندانم) پیشبرد اهداف آرمانگرایانه‌ٔ من می‌باشد.
امروزه بدون حمایت این عزیزان حتی قدم از قدم هم نمی‌توانم بردارم. خوشبختانه ۲ پسر عزیزم همیشه ملاحظهٔ وقت مادرشان را کرده‌اند و هیچ‌گاه مزاحم فعالیت من نشدند، بلکه در تمام عرصه‌ها تا جائی که در توانشان است، کمک هم می‌کنند. به‌نظر من، نظام اجتماعی و اقتصادی خانواده اگر برحسب تفاهم و یکرنگی باشد، محال است که نتوان سخت‌ترین و غیرممکن‌ترین کارها را انجام داد.
امروزه با ابتکارهائی که در هنر سوز‌ن‌دوزی انجام داده‌ام، قادر به تولید ۲۰ نوع محصول از این هنر شده‌ام که تعداد قابل توجهی از آن به تولید رسیده به‌خصوص در امر ”سرمه‌دوزی“ می‌توانم در هر شهر ایران نمونه‌ای از اثرهای خویش را ببینم، گرچه این هنر در اصل یکی از صنایع‌دستی اصفهان می‌باشد، ولی خوشبختانه به حول و قوه الهی قادر به تولید این محصول به بالاترین کیفیت و حتی یک سری ابداع‌های تازه در این زمینه هستم. همچنین یک سری تولیدهای منحصربه‌فرد نیز دارم که همه حاصل فکر و اندیشهٔ خود و تلفیق دوخت‌های سنتی متفاوت کشورمان است.
در پایان از مادر و پدرم و همچنین از همسر و پسران عزیزم تشکر فراوان دارم که بنده را در خیلی از موارد تحمل کرده و یاری مودند. همچنین از جناب آقای ”مهندس غلامی“ بسیار متشکرم؛ چرا که اگر ایشان در مسیر من قرار نمی‌گرفتند، چنین موفقیتی را نمی‌توانستم به اطلاع شما دوستان برسانم و ایشان در این امر، مرا یاری نمودند.

تهیه و تنظیم: نادر غلامی
گفتگو با فریبا بختیاری

منبع : مجله شادکامی و موفقیت

مطالب مرتبط

مصاحبه با کتایون الف کارآفرین و طراح لباس


مصاحبه با کتایون الف کارآفرین و طراح لباس
▪ لطف کنید کمی در مورد بیوگرافی خود بگوئید
- متولد تهران و دارای دیپلم ریاضی از دبیرستان ”خوارزمی“ و فارغ‌التحصیل رشتهٔ کامپیوتر هستم. از کودکی عاشق کارم بودم. از سال ۱۳۵۸ کار حرفه‌ای خود را آغاز کرده و تا امروز در کارم، فرد موفقی جلوه کرده‌ام.
بعد از سال ۱۳۷۲ یعنی زمانی که اقای ”ملکوتی“ به ایران آمدند، با ایشان مشغول به‌کار تیمی شده و امروز طرح‌های خلاقانه و زیبائی را به کمک دوستان و همکارانم به بازار عرضه کرده‌ام.
▪ سرکار خانم الف، کمی در مورد کارتان و موفقیت‌هائی که کسب کردید، بگوئید:
- کار من طراحی لباس است. برای اینکه بتوان فردی خلاق و موفق بود، باید دو برنامهٔ مهم را عملی کرد.
در درجهٔ اول باید خیاطی و الگو بلد باشیم تا بتوانیم حرف اول را در طراحی بزنیم. اگر یک طراح دکور، نجاری بلد نباشد، آیا می‌تواند یک فرد موفق در شغل خود باشد؟ به‌طور قطع نه! همین‌طور تا طراحی لباس، الگو کشیدن و خیاطی بلد نباشد، نمی‌تواند طراح خوبی باشد. فرد ابتدا باید دوخت یاد بگیرد، بعد طراحی لباس را انجام دهد. دانشجویان زیادی در این رشته فعالیت می‌کنند که وقتی پیش من می‌آیند. طرح‌ها و آلبوم‌هایشان را به من نشان می‌دهند، بیشتر نقاشی کشیده‌اند تا اینکه طراحی کرده باشند؛ ولی اگر خیاطی بلند باشند، می‌توانند طراحی را هم به‌نحو احسن انجام دهند و باید الگو کشیدن را به‌طور حرفه‌ای دنبال کنند.
در درجهٔ دوم، یک طراح موفق باید نگاه دقیقی داشته باشد. من سال‌های زیادی تک‌دوزی کرده و در این‌کار، تجربه زیادی کسب کرده‌ام. یک طراح وقتی موفق می‌شود که نه تنها طرح را بشناسد و آن را با دقت و تمرکز کامل بکشد، بلکه پارچه را هم خوب بشناسد و تجربه‌اش در این زمینه زیاد باشد؛ به‌طوری که وقتی یک لباس دوخته می‌شود، متناسب بدن باشد. یک طراح موفق، باید یک فرد خلاق نیز باشد.
▪ لطف کنید در مورد پیشرفت خود و عامل‌های این پیشرفت، توضیح دهید
- به‌نظر من این‌کار، دو جنبه دارد:
الف) خیاطی و طراحی
ب) مدیریت ایجاد ارتباط با دیگران
در مورد طراحی، باید بگویم که خیاطی و طراحی می‌تواند شامل یک اتاق و یک میز و چرخ خیاطی باشد تا بتوانیم تجربه‌های به نسبت کاملی به‌دست آوریم.
در مورد مدیریت، شما باید بتوانید ایجاد ارتباط صمیمی و روابط عمومی قوی داشته باشید که به‌نظر من از تخصص، مهمتر است.
در هر کاری اعتماد مردم و ارتباط مثبت با دیگران، خیلی مهم است. به‌نظر من، اگر کسی در کارش موفق شود، به‌دلیل ارتباط صمیمی است که با اطرافیان خود داشته است.
جوانان باید در درجه‌ٔ اول، عاشق کارشان باشند. وقتی عشق باشد، پیامدش حوصله و صبر می‌آید و همچنین پشتکار از جمله عامل‌هائی است که فرد را در کارش موفق می‌کند، یکی از عامل‌های مؤثر در موفقیت من که مشوق اصلی من نیز بوده‌اند، آقای ”ملکوتی“ بوده است.
▪ شما در هنگام کار، با چه مشکل‌ها و مانع‌هائی مواجه بودید؟
- مشکل‌هائی که در بازار کار ما وجود دارد، این است که طرح ما را کپی می‌کنند و با جنس بدتر و قیمت گرانتر در پشت ویترین می‌فروشند. به‌نظر من، اعتقاد در کار، خیلی مهم است. کسانی که کپی می‌کنند و با قیمت گرانتر عرضه می‌نمایند، موفق نمی‌شوند، زیرا هرکس نمی‌تواند هر کاری را که خواست، به سرانجام برساند. من به این موضوع خیلی اعتقاد دارم، دعای خیر مردم است که ما را موفق می‌کند و ما در خدمت مردم هستیم. من در کارم تعصب زیادی دارم. از دکمه و نخ گرفته تا کلیهٔ کار را خودم امتحان می‌کنم و باطن کار را بارها بررسی می‌نمایم تا مشکلی به‌وجود نیاید. ممکن است گاهی مشکل‌هائی هم بین همکاران و مدیران به‌وجود بیاید. ممکن است گاهی مشکل‌هائی هم بین همکاران و مدیران به‌وجود بیاید، ولی خیلی زود حل می‌شود، زیرا ما اتحاد کامل داریم و احترام یکدیگر را حفظ می‌کنیم و وقتی‌که خودمان نتوانیم مشکل‌مان را حل کنیم، با شجاعت کامل عنوان می‌کنیم. آقای ”ملکوتی“ به‌عنوان یک ریش‌سفید و بزرگ ما، آن را به‌خوبی و خوشی حل می‌کند. ما هم تابع دستورهای او هستیم. ما مانند یک تیم فوتبال هستیم که با پاسکاری منظم و اتحاد بی‌نظیر سرانجام گل می‌زنیم و این به‌نظر من، جای تقدیر دارد. خیلی وقت‌ها آقای ”ملکوتی“ دخالت مستقیم و خوبی دارد. درست زمانی که وضع خراب می‌شود، صمیمیت را برقرار می‌کند و این، خیلی به‌جا است.
▪ مشوقان شما چه کسانی بودند؟
- پدر و مادرم و همچنین آقای ”ملکوتی“ که بسیار مرا تشویق کردند. به‌نظر من، انسان باید در راه‌های زندگی برای خودش نشانه‌هائی گذاشته باشد و اینکه در راه رسیدن به کامیابی، چه کسانی به او کمک کردند را همیشه در یادش زنده نگه داشته و از آنها قدرشناسی کند تا همیشه پیروز باشد و از زندگی‌اش، بهترین بهرهٔ ممکن را ببرد. اگر انسان دچار غرور بی‌جا شود و خودش را گم کند، جایگاه اصلی‌اش را از دست خواهد داد و این امر بسیار مهمی است و خداوند نیز او را فراموش می‌کند. بنابراین بهتر است زمانی که می‌خواهیم به خود ببالیم، به یاد خدا بیفتیم. شانس در صورتی به انسان رو می‌کند که خداوند بخواهد. من این را به عینه دیدم و امروز بعد از سال‌ها کار و زحمت، جوابش را از خداوند منان گرفتم و خیلی هم خوشحال هستم.
▪ شما در روز چند ساعت کار می‌کنید؟
من همه روزه از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر کار می‌کنم. از کارم راضی هستم و با عشق و علاقهٔ فراوان به آن ادامه می‌دهم به نظر من، هر انسانی در زندگی به ارتباط با دیگران نیاز دارد و لازمهٔ داشتن اعتمادبه‌نفس بالا و روحیهٔ قوی، کار کردن و حضور در اجتماع است که هم فایدهٔ مادی دارد که انسان از دسترنج خود استفاده می‌کند و هم از نظر معنوی، مفید است. به‌خصوص برای خانم‌ها داشتن یک کار خوب مهم است؛ لازم به ذکر است که خانم‌ها نه تنها وظیفه‌هائی در خانه دارند، بلکه اهمیت دادن به خودشان، مهمترین عامل است.
به‌جز هماهنگ کردن کارگاه‌هائی که مربوط به من است، خرید جنس و مواد اولیه لباس را نیز خودم بر عهده گرفته تا از کیفیت کارم کاسته نشود.
▪ مشخصهٔ اصلی کار شما چیست؟
- شاخصهٔ اصلی کار من، کیفیت بالا است که با تمام وجود آن را تضمین می‌کنم، زیرا از لحاظ دوخت، کوک، پارچه، نخ و ... دقت عمل لازم را دارم. برای نمونه وقتی یک تی‌شرت را می‌دوزیم و تمام کارها از چاپ و سنگدوزی و .. روی آن انجام می‌شود، من خود طبق دستور شست‌وشوی داخل تی‌شرت‌ها که تا حرارت ۳۰ درجه می‌باشد، آن را می‌شویم و اگر در هر قسمتی دچار مشکلی شود (چه از بابت پارچه، چه زا بابت سنگدوزی و چاپ) درصدد رفع آن برمی‌آیم. بنابراین، ۹۸ درصد کارم را تضمین می‌کنم.
▪ لطف کنید کمی در مورد جناب آقای ”ملکوتی“ به‌عنوان پیشکسوت کمپانی بزرگ لباس زنانهٔ ایران بگوئید:
- ایشان با تمام کارمندانشان صمیمی‌اند، این خصلتشان، ما را هم ملزم به این عمل خوشایند می‌کند. این عادت قابل توجه را همگی به‌عنوان یک خصلت خوب از او می‌شناسیم. ایشان ۴ فروشگاه زنجیره‌ای در تهران (صفویه، گاندی، شهرک غرب، تجریش) و یک مغازه در کیس (پردیس) دارد. هر وقت من وارد هرکام از مغازه‌ها می‌شوم، انگار برای خود من است. تعصب خاصی روی آن دارم و خیلی وقت‌ها پشت میز، لباس هم می‌فروشم. این تنها چیزی است که مرا راضی نگه می‌دارد.
▪ در پایان، اگر مطلبی فراتر از سؤال‌های بالا به ذهنتان خطور کرد، برای ما بگوئید
- در مورد آقای ”ملکوتی“ اگر چیزی بخواهم بگویم، مسئله‌های زیادی است ولی یکی دیگر از نکته‌های قابل توجه ایشان، این است که اگر کسی لباسی بخرد و پس بیاورد، آن را پس می‌گیرد و با احترام کامل و رضایت‌خاطر مشتری، آن را عوض می‌کند، حتی اگر حق با مشتری نباشد. از جمله شعارهای او، این است که تحت هر شرایطی، حق با مشتری است و باید راضی از مغازه بیرون برود. او با مردم طوری رفتار می‌کند که انگار همه جزء خانوادهٔ آنان هستند. با همه مهربان است و الان نیز در خیریه‌ها به کار و فعالیت می‌پردازد. آقای ”ملکوتی“ در برنامه‌هائی مانند لبخند خدا، درد رمضان، عصای سفید و ... حضور داشتند و به نوعی خود را با قشر ضعیف جامعه هم‌درد دانستند و از صمیم قلب، آنها را همیاری می‌کنند. فروشگاه او در ترکیه تحت عنوان ”friend“ بود. ایشان حدود ۱۲ تا ۱۳ سال در ترکیه بودند و بعد که دوباره به ایران آمدند، من هم با ایشان شروع کردم. امروز ایشان ۴ کارگاه دارند که مردان و زنان زیادی از ۱۶ تا ۷۰ سال در آن مشغول به کار هستند.
از دیگر ویژگی‌های ایشان، دقت در انتخاب مدیر است. یکی از مدیرانش، سرکار خانم ”مهتاب کرامتی“ است که همه او را می‌شناسند. آقای ”ملکوتی“ همیشه و همه‌جا این را عنوان می‌کند که من از صفر شروع کردم، از لیوان‌فروشی در چهارراه‌ها و امروز افتخار می‌کنم و همه‌جا می‌گویم زیرا امروز یک انسان موفق هستم که توانسته‌ام جایگاه واقعی خود را در اجتماع پیدا کنم. یکی از عامل‌های مهمی که برایم جالب بود، همین ایجاد ارتباط صمیمی با دیگران است، زیرا اعتماد مشتری را همیشه جلب می‌کند.

وبگردی
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها