پنج شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ / Thursday, 17 January, 2019

نشانه قدرت الهی در عرصه آفاق


نشانه قدرت الهی در عرصه آفاق
قرآن سندی آسمانی و استوارنامه ای ملکوتی است که پیامبر اکرم ص آن را برای اثبات رسالت خویش در برابر جهانیان گشوده است، ولی باید توجه داشت معجزه بودن قرآن برای همیشه و همه نژادها، خود نوعی اعجاز است.
زیرا این کتاب باید از آغاز نبوت آن بزرگوار تا پایان جهان همچنان به صورت سندی زنده و دلیلی غیر قابل انکار بر صدق ادعای وی و سفارت آسمانی آن حضرت باقی باشد. در حالی که انسان ها از آن تاریخ تا عصر ما دوران مختلفی را پشت سر گذاشته اند و تکامل های دیگری را نیز در پیش دارند.
در ۱۴قرن قبل ، مردم در سراسر جهان تقریبا در حالت بی خبری و نادانی به سر می بردند و از نظر فکری در مرتبه نازلی قرار داشتند ولی قرآن در همان عصر و در آن شرایط نامساعد، معجزه بزرگ و دلیل قاطع بر نبوت پیغمبر اسلام ص بوده است.
در جهان ما و در عصر کنونی نیز که انسان ها به بسیاری از اسرار و رموز جهان آفرینش پی برده و از حقایق علمی فراوانی آگاهند، باز هم قرآن معجزه و برای اثبات رسالت آن بزرگوار سندی قاطع است و این مساله خود نوعی اعجاز به شمار می آید.
بحث و بررسی درباره چگونگی اعجاز قرآن در همه عصرها و زمانها و برای همه تیره ها و نژادها موضوعی است که شرح آن به نوشتن دهها جلد کتاب قطور نیاز دارد، ولی با این حال از آنجا که گفته اند: «ما لایدرک کله لا یترک کله» بناچار ما نیز در اینجا به طور فشرده به قسمتهایی محدود از جنبه های اعجاز قرآن اشاره و نمونه هایی نقل می کنیم:
● فصاحت و بلاغت
احاطه به لغات و در دسترس داشتن واژه ها چندان دشوار نیست ، اما ترکیب و نیز ترتیب و تنظیم آنها به شیوه ای که هم رعایت فصاحت و بلاغت شده باشد و هم جمله بندی به گونه ای باشد که بیان در همان حال که در دسترس ذهن خواننده است، در بالاترین جایگاه باشد کاری است که بی رعایت قواعد باریک و دقیق ادبی و مهارت ذوقی سرشار انجام پذیر نیست.
خداوند متعال ، که حوزه قدرت و دانش او را پایانی نیست ، از ترکیب و تنظیم کلمات در قرآن سخن را به گونه ای آراسته است تا هیچ کس گرچه بلیغ ترین و فصیح ترین مردمان ، نظیر آن نتواند و این است رمز جاودانه بودن قرآن و سند پیامبری جاوید حضرت محمدص.
اصولا متدولوژی خاص این کتاب ، چنین امری را ایجاب می کند. به عبارت دیگر فصاحت و بلاغت را ابعاد و شاخه هایی است که به آن اشاره می کنیم:
● سبک و اسلوب
قرآن کریم از سبک و اسلوب معجزه آسایی برخوردار است که هیچ کتابی آن را ندارد. اسلوب این کتاب آسمانی ، قابل تقلید نیست ، چرا که سبک آن با معانی بلندی قرین است.
اگر کسی بخواهد نظم و اسلوب کلامی را با مضامین بلند آیات هماهنگ کند، معانی جمله ها مضحک و مبتذل می شود و اگر بخواهد مفاهیم معقول و منطقی آیات الهی را در قالب آن اسلوب بریزد، امکان پذیر نخواهد بود، بلکه آن اسلوب از دست خواهد رفت.
معانی بدیع با اسلوب بی بدیل این کتاب به گونه ای به هم آمیخته شده که در غیر آن ، قابل جمع نیست. اگر تنها اسلوب قرآن اعجاز بود، ممکن بود ادیبان زمان ، مانند آن بیاورند.
آنچه تحدی و هماوردی را ناممکن کرده ، سبک و اسلوب ، همراه با معانی و ترکیب و اسلوب ، همراه با معانی و ترکیب جمله های آن است. گوته ، شاعر و دانشمند آلمانی می نویسد: «قرآن ، اثری است که به واسطه سنگینی عبارت، خواننده آن ابتدا رمیده شده ، ولی سپس مفتون جاذبه آن و بالاخره بی اختیار مجذوب زیبایی های متعدد آن می شود.»
اگر در نوشته های ادیبان و نثر و اشعار شاعران معروف عرب زبان دقت کنیم ، در بسیاری از موارد مضامین آنها مردود و متضاد است. مواردی که قابل اشکال نیست ، بلکه موضوع صحیح است ، بدون شک مانند سبک و اسلوب قرآن نیست.
خطبه های نهج البلاغه و دعاهای صحیفه سجادیه و خطابه های پیامبرص با وجود صحت مضامین هرگز با آیات قرآن قابل مقایسه نیست. به همین دلیل است که خدای متعال در قرآن می فرماید: «اگر راست می گویید، یک سوره مثل قرآن بیاورید، که هرگز نمی توانید مانند آن را بیافرینید.
پس بهتر است خود را از عذاب دردناکی که آتش گیره آن ، انسان ها و سنگهاست ، نگه دارید.» (بقره / ۲۳)
● جنبه های لفظی و ظاهری
فیلسوف شهید استاد مرتضی مطهری ره در این باره بیانی دارند که خلاصه ای از آن را می آوریم: یکی از وجوه اعجاز قرآن که از دیر زمان مورد توجه فوق العاده قرار داشته ، جنبه لفظی و ظاهری یا فصاحت و بلاغت قرآن است.
روشنی بیان ، زیبایی ، تعبیر، شیرینی ، آهنگ و جذابیت عبارات ، نظم بی بدیل الفاظ و قالبهای معانی ، آنچنان آیات قرآن را زیبا و لطیف کرده است که هر کسی مختصر ذوق و شناختی از ادبیات عرب داشته باشد، حلاوت و طراوت آن را بخوبی احساس می کند. اصولا همه انسان ها زیبایی و جمال را می فهمند و نیازی به تعریف ندارد.
وقتی انسان صورت زیبایی را مشاهده کند یا منظره دلپذیر یا شعر زیبایی را ببیند، بی اختیار جذب می شود. به همین دلیل صورتها و منظره ها با این که گوناگونند، ولی زیبا و جذاب هستند.
پیش از آن که علم و عقل ، زیبایی را درک کند احساس ، آن را می فهمد که مرکز آن ، قلب و دل است، نه مغز و سر. از این رو گفته اند زیباترین شعر، دروغ ترین آنهاست.
فصاحت و بلاغت نیز از مقوله زیبایی و به کانون احساسات مرتبط است ؛ ولی یک ویژگی و امتیازی که در فصاحت و بلاغت قرآن موجود است این که ، در عین زیبایی و جذابیت از صمیم صداقت و درستی مایه می گیرد. برخلاف شعر زیبا که اگر دروغ و گزاف در آن نباشد، زیبایی نخواهد داشت.
آری قرآن ، هم کتاب عقل است و هم کتاب دل. زیبایی الفاظ را با جمال معنوی و اسلوب بدیع ادبی به هم آمیخته است.
● اعجاز کلامی
در اعجاز لفظی و معنوی قرآن می توان به این حقیقت نیز اشاره کرد، کتابهایی که در دنیا نوشته می شود هر کدام سبک و موضوع خاصی دارد؛ مثلا کتاب تاریخ بر محور تاریخ می چرخد. کسی که در فن سخنوری کتابی تدوین کرده ، مسائل مخصوص آن را مورد بحث قرار داده که با فلسفه و شیمی ارتباطی ندارد، ولی قرآن با این که یک هدف را دنبال می کند و آن ، تعلیم و تربیت و هدایت و ارشاد انسانهاست ، با وجود آن ، با همه علوم و معارف آمیخته است ، از جنین شناسی گرفته تا رنگ درختان ، تنوع گیاهان ، زمین شناسی ، خلقت انسان ، حرمت گوشت خوک و مردار، فلسفه آفرینش انسان و جهان ، مبدا و معاد و برزخ و قیامت ، همه را به هم آمیخته و یک نوع ارتباط و هماهنگی میان آنها برقرار کرده است.
این کتاب منحصر به فرد کتابی است که طبیعت را با فطرت درآمیخته و عقل را با دل به همه دوخته است ؛ مثلا درباره بهار می فرماید: «فانظر الی آثار رحمه الله کیف یحی الارض بعد موتها ان ذلک لمحی الموتی» نخست ، توجه انسان را به سبزه زارها، درختان ، گل و گیاهان جلب می کند که چگونه باران رحمه زمین مرده را زنده کرده و بعد بلافاصله ذهن آدمی را به احیای مردگان در قیامت معطوف می کند. (روم / ۵۰)
● مصونیت از تحریف
قابل تحریف نبودن قرآن نیز می تواند یک نوع اعجاز باشد، چرا که هر کتابی در دنیا قابل تحریف به زیادتی و نقصان است ، ولی قرآن نه کاستی را برمی تابد و نه افزونی را، چرا که نسخه های آن بی حدوحصر است و افزودن به آن و کاستن از آن امکان پذیر نیست.
اصولا قرآن چون به صورت معجزه نازل شده است ، قابل تحریف نیست. برخلاف تورات و انجیل که در قالب نثر معمولی نازل شده و قابل تحریف بوده اند، قرآن کریم به مصونیت خود از هر گزندی اشاره می کند و می فرماید: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » (این کتاب را فرستاده ایم و تحقیقا آن را نگهبان و نگه داریم). (حجر /۹)همان طور که در عصر نزول و حضور پیامبرص از تحریف در امان باقی مانده ، پس از پیامبر ص نیز دستخوش تحریف به زیادتی و کاستی واقع نمی شود. آیات یادشده به معنای انصراف دشمن از تحریف نیست.
به این معنا که خداوند در قلب دشمن تصرف کرده و آنان را از تحریف بازدارد، بلکه مفهوم آیه از عجز و ناتوانی دشمن در جهت تحریف پرده برمی دارد؛ چرا که اگر جمله و سطری را از قرآن حذف کنیم یا بر آن بیفزاییم ، مانند وصله کهنه ای که با بهترین پارچه زده شده باشد، محسوس و مشهود خواهد بود.
قرآن کتاب شعر و غزلیات نیست که بتوان جمله ای را از آن عوض کرد یا شعری را بر آن افزود. کاستن از قرآن نیز امکان ندارد، چرا که معنا و مفهوم خراب می شود و بر هر عاقل و سخن سنجی به عیان روشن می شود که در این قسمت کلماتی حذف شده است.
از جانب دیگر، عده زیادی از مسلمانان صدر اسلام در تمام مقاطع تاریخی و هم اکنون ، حافظان قرآن بوده و هستند. بنابراین چه کسی جرات می کرد تحریفی در آن صورت دهد؛ چرا که جان تحریف گران و مهاجمان به خطر می افتاد.
مضاف بر این که از حدیث ثقلین - که محدثان شیعه و سنی به طور متواتر نقل کرده اند - وجوب تمسک به قرآن و عترت استفاده می شود.اگر بنا باشد تحریف در آن پیدا کند، چنین وجوبی بی معنا و این گونه تاکید لغو خواهد بود.
● اخبار غیبی
دومین وجه از وجوه اعجاز، خبرهای غیبی قرآن است که مسائل علمی ، تاریخی و حوادث ماورای طبیعت را نیز در بر می گیرد. ما در این بخش به یکی از اخبار غیبی در بعد تاریخی بسنده می کنیم که در زمان نزول قرآن هنوز رخ نداده بود.
● پیروزی رومیان بر ایرانیان
روم، امپراتور مقتدری بود که بر بخش وسیعی از آسیا، اروپا و آفریقا حکومت می کرد و ایتالیا نیز قسمتی از آن بود.
جنگهای فراوانی میان روم و ایران واقع شده بود، اما در عصر ظهور اسلام ، جنگ بزرگ و سرنوشت سازی رخ داد. ابوعبیده می گوید: از امام باقر ع مضمون آیه «الم غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین...» (روم / ۱۴).پرسیدم. فرمود: این آیه ، تاویلی دارد که جز خدا و راسخان در علم از آل محمد ص کسی نمی داند.
هنگامی که رسول خداص به مدینه هجرت کردند و اسلام به پیروزی رسید، حضرت نامه ای به پادشاه روم (قیصر) و نامه ای به پادشاه ایران (خسرو پرویز) نوشت و توسط نمایندگانش برای آنان فرستاد.
امپراتور روم ، نامه رسول خدا ص را احترام گذاشت ، ولی پادشاده ایران ، نامه حضرت را پاره کرد و به نماینده ایشان اهانت کرد.
در مقطع حساس بود که میان ایران و روم ، جنگ و درگیری نظامی رخ داد. مسلمانان مایل بودند رومیان پیروز شوند، ولی برخلاف انتظار آنان ، ایرانیان برنده جنگ و مسلمانان غمگین و افسرده شدند. ناگهان آیه : «الم غلبت الروم...» نازل شد؛ یعنی رومیان در نزدیکی های این سرزمین «شامات و حوالی آن» شکست خورده اند و ایرانیان پس از پیروزی بر روم ، بزودی مغلوب می شوند.
پس از چندی ، جنگ دیگری آغاز شد و رومیان بر ایرانیان غالب و مسلمانان شادمان شدند. قرآن در ادامه می فرماید: «در آن روز مومنان خوشحال شدند» (روم /۴)علت شادمانی به دلیل اهانتی بود که پادشاه ایران به نامه رسان پیامبر کرده بود که باعث خوشحالی مشرکان و افسردگی مسلمانان شده بود، نه به دلیل اهل کتاب بودن رومیان ، چرا که ایرانیان نیز زرتشتی و اهل کتاب بودند.
● معارف علمی قرآن
یکی دیگر از وجوه اعجاز این گنجینه الهی ، طرح مسائل علمی است : بزودی آیات حکمت و نشانه های قدرت خود را عرصه آفاق و ظرف وجودی خودشان ارائه خواهیم کرد تا حقیقت بر آنها مکشوف شود.(فصلت / ۵۲)
و بدانند که قرآن و پیامبر اکرم ص بر حق است. بدون شک با مشاهده کشفیات علوم جدید، اسرار الهی یکی پس از دیگری بر بشر روشن و آیات علمی برملا می شود.
با وجود هیات بطلمیوسی که ۴۰۰۰ سال بر اندیشه بشری حکومت می کرد و جهان هستی را کراتی مانند پوست پیاز می دانست که میان هم قرار گرفته اند، قرآن در همان عصر با کمال صراحت اعلام کرد: «و کل فی فلک یسبحون» (و هر کدام از کرات ، در مدار خود شنا می کنند.» (انبیا/ ۳۲)
در آیه دیگر، پرده از حقیقت دیگر برداشته ، می فرماید: (آیا کافران نمی اندیشند که تحقیقا تمام آسمان ها و زمین به صورت مجموعه به هم پیوسته بود (رتق) بود و ما آنها را از هم جدا کردیم (فتق) و هر موجود زنده را از آب زنده قرار دادیم. (انبیا/ ۳۰)
(رتق ) در لغت ، به مفهوم شی بسته و مسدود است. به طوری که هیچ شکاف و منفذی در آن نباشد. درست متضاد فتق که به معنای شکافتن و اجزای آن را از هم جدا کردن است.
لباسی که تمام اجزایش به هم دوخته شده است ، رتق است و اگر از هم جدا شود فتق. علی ع می فرماید: (از آن پوسته جامد طبقاتی شکافت و آنها را پس از آن که به هم پیوسته بود، باز کرد و هفت آسمان قرار داد.)
امروز تحقیقات نجومی ثابت کرده که در گذشته ، تمام کرات مجموعه ای به هم چسبیده بوده که بر اثر انفجار درونی از هم جدا و پراکنده شده و هر جزیی کنار هم قرار گرفته اند و بیش از آن ، گازهایی متراکم و متکاثف بوده که سبب ایجاد کرات آسمانی شده است: (سپس خداوند به سامان دادن و خلق آسمان ها پرداخت ، در صورتی که به شکل گاز بودند و پس از انجماد، به صورت یک توده عظیمی درآمده و با انفجار مهیبی که در هسته مرکزی آن ایجاد شد، از هم جدا شده و هر کدام به شکل خورشید، ستاره ، ماه و کره زمین درآمدند و چنین رتق و فتقی در عالم صورت گرفت.) (فصلت / ۱۱)
قرآن می فرماید: «آسمان را به دست قدرت بنا نهادیم و تحقیقا ما آن را توسعه و گسترش می دهیم» (زاریات / ۴۱)این آیه نیز، یک حقیقت علیم را بازگو می کند که به هیچ وجه با هیات قدیم سازش ندارد.
اکنون که جنبه های اعجاز قرآن تا حدودی آشکار شد، بخوبی روشن می شود که چگونه این کتاب می تواند سندی آسمانی بر اثبات رسالت حضرت محمدص باشد و برانگیختگی آن بزرگوار از جانب خداوند اثبات شود. خداوند، ما را، با قرآن در روز قیامت محشور کند.


منبع : تبیان

مطالب مرتبط

مهارت های زندگی قرآنی

مهارت های زندگی قرآنی
زندگی در اندیشه دینی، مزرعه آخرت و خاستگاه رسیدن به کمال اُخروی است . گروهی به غلط، دین را «زندگی ستیز» می دانند و گروهی به اشتباه، «زندگی پرست» می شوند و ممکن است آنانی که از تفکر زندگی ستیزی جدا می شوند، به دامان زندگی پرستی درافتند. دین، نه زندگی ستیز است و نه زندگی پرست؛ بلکه دین، زندگی را بستر تکامل و مقدمه آخرت می داند . ازا ین رو، زندگی موفق از آن کسی است که هنر زندگی کردن را داشته باشد. کسانی می توانند به تکامل بیندیشند که با زندگی خود مشکل نداشته باشند. میان «مشکل داشتن در زندگی» با «مشکل داشتن با زندگی» تفاوت وجود دارد. همه انسان ها در زندگی مشکل دارند اما انسان موفق کسی است که با زندگی اش مشکل نداشته باشد و این مهارت خاص خود را می طلبد. زندگی را نباید دست کم و ساده انگاشت. زندگی پرستی مطرود است اما، بی خیالی و بی برنامگی در زندگی نیز مطرود است . زندگی پیچیده و پر رمز و راز است لذا بری موفقیت در زندگی باید «مهارت زندگی کردن» را آموخت. راز بسیاری از ناکامی ها، ناکامی در مهارت های زندگی است. کسانی که مهارت زندگی کردن را نمی دانند، از زندگی خود نالان و ناراضی اند.
● دین و مهارت های زندگی
خوشبختانه و البته بر خلاف تصور موجود، دین، آموزه های فراوانی در حوزه مهارت های زندگی دارد؛ آموزه هایی که یا دیده نشدند و یا به درستی فهم نشدند. به جهت جایگاه مهمی که رضامندی از زندگی در تکامل معنوی دارد، اولیای دین آموزه های فراوانی را به پیروان خود آموخته اند. رسول خدا در کنار تعالیم قدسی و ملکوتی خود، مهارت های زندگی را به پیروان خود و حتی کسانی همانند امام علی(ع)، ابوذر غفاری و دیگران می آموزد. امام علی (ع) نیز مهارت های زندگی را به یاران خود می آموختند. از بقیه معصومین نیز همین مسأله ثبت است. حتی فراتر از این، در خلال این تحقیق خواهید دید که قرآن کریم نیز در این زمینه آموزه های مهمی دارد. بنابراین یکی از دغدغه های دین، رضامندی از زندگی است و یکی از رسالت های آن آموزش مهارت های زندگی کردن به پیروان خویش است. متأسفانه این بخش از آموزه های دینی کمتر مورد توجه واقع شده و یا اصلاً مورد توجه قرار نگرفته اند. هدف برنامه مدیریت رفتار صحیح در قرآن و حدیث آن است که بخشی از این آموزه ها را ارائه کند تا زندگی اهل ایمان را نشاط و شادمانی بخشد، و نگاهی نو در این زمینه بگشید تا پژوهش های لازم درا ین زمینه انجام شود.
● عوامل رضایت از زندگی
احساس کامیابی عامل اساسی در شادکامی و رضامندی است. شادکامی و خرسندی هنگامی پدید می آید که انسان تصور کند هر آنچه را می خواسته به دست آورده و هر آنچه را باید داشته باشد، دارد (کامیابی). در طرف مقابل، احساس ناکامی عامل اساسی در ناخرسندی و نارضایتی است. وقتی انسان احساس کند که آنچه را می خواسته به دست نیاورده (ناکامی در دست یابی) و یا آنچه را داشته، از دست داده (فقدان) و یا به آنچه نمی خواسته دچار شده است (حادثه)، نالان و بی تاب می گردد، لب به شکایت می گشاید، در تنگنا قرار می گیرد، ناتوان گشته و ناامید می گردد. مجموعه این ویژگی ها، نشانگر نارضایتی فرد از زندگی است. بنابر آنچه گفته شد یکی از مهم ترین عوامل نارضایتی از زندگی، «احساس ناکامی» است. ریشه احساس ناکامی چیست؟ منشأ احساس ناکامی امور متعددی می تواند باشد که در این بحث به چند مورد آن اشاره می کنیم:
الف) محرومیت مالی.
گاهی انسان به خاطر نداری و محرومیت، دچار احساس ناکامی می گردد. وقتی انسان احساس کند که چیزی ندارد تا با آن زندگی کند، به احساس ناکامی دچار می شود. این قسم، «ناکامی مالی / دارایی» نامیده می شود.
ب) بی معنایی زندگی.
گاهی ناکامی به این دلیل است که زندگی معنایی ندارد. کسانی که معنایی برای زندگی نمی یابند و نمی دانند که چرا باید زندگی کنند، دچار احساس ناکامی می شوند؛ هر چند ثروتمند و دارا باشند. این قسم را «ناکامی معنایی» می نامند.
ج) برآورده نشدن انتظارات.
در پاره ای موارد، احساس ناکامی به دلیل برآورده نشدن انتظارات است. اگر انسان از زندگی دنیا انتظاراتی داشته باشد و این انتظارات برآورده نشوند، دچار احساس ناکامی می گردد. این قسم، «ناکامی انتظارات» نامیده می شود. چگونه می توان به احساس کامیابی دست یافت؟ عوامل کامیابی به تناسب عوامل ناکامی شکل می گیرند. ناکامی مالی را به وسیله «درک داشته ها»، ناکامی معنایی را به وسیله «معنایابی» و ناکامی انتظارات را به وسیله «هماهنگی انتظارات با واقعیت ها» می توان به احساس کامیابی تبدیل کرد و از این طریق به احساس رضامندی دست یافت.
● داشته های زندگی
واقعیت این است که زندگی انسان (به ویژه انسان مؤمن) تهی و خالی نیست. نعمت های فراوانی در زندگی انسان وجود دارد که می تواند احساس خوشبختی را به انسان دهد، ولی چون ناشناخته اند تأثیر خود را ندارند. «وجود نعمت» تأثیر چندانی در رضامندی ندارد، «درک نعمت موجود» عامل رضایت از زندگی است. بنابراین راه رسیدن به احساس رضامندی، درک داشته ها و شناخت نعمت هاست. و اما سؤال این است که چگونه می توان نعمت ها و داشته ها را شناخت؟ برای این امر راه هایی وجود دارد که در ادامه مورد بحث قرار می گیرد:
▪ مقایسه نزولی
یکی از راه های شناخت داشته های زندگی، استفاده از روش «مقایسه» است. مقایسه یعنی سنجش زندگی خود با زندگی دیگران. انسان مایل است زندگی خود را ارزیابی کند و مقایسه، ابزار این ارزیابی است. در این مقایسه است که انسان موقعیت زندگی خود و کامیابی یا عدم آن را شناسایی می کند. ره آورد این مقایسه، یا شادمانی و رضایت از زندگی همراه با امید و پویایی است و یا ناخرسندی و نارضایتی از زندگی همراه با ناامیدی و ناتوانی.
● انواع مقایسه
برای این که بدانیم کدام یک از مقایسه ها رضایت از زندگی را افزایش می دهد و کدام مقایسه آن را می کاهد، باید انواع زمینه های مقایسه را مورد توجه قرار داد. زمینه مقایسه گاهی «امور مادی» است و گاهی «امور معنوی». آنچه به بحث ما مربوط می شود مقایسه اجتماعی با موضوعیت امور مادی است. به کسی که ما خود را با او مقایسه می کنیم «هدف مقایسه» می گویند. در یک مقایسه، اگر هدف مقایسه در سطح بالاتری باشد، «مقایسه صعودی» گفته می شود و اگر در سطح پایین تری باشد، «مقایسه نزولی» نامیده می شود. حال اگر در امور مادی از مقایسه صعودی استفاده شود، سطح رضایت از زندگی کاهش می یابد که می توان آن را «مقایسه کاهنده» نامید و اگر از مقایسه نزولی استفاده شود، سطح رضایت از زندگی افزایش می یابد که «مقایسه افزاینده» نامیده می شود.
▪ مقایسه کاهنده
مقایسه کاهنده مقایسه ای است که سطح رضامندی را کاهش می دهد و این به وسیله مقایسه صعودی حاصل می شود. سؤال این است که مقایسه صعودی چه تأثیر روانی دارد که به نارضایتی منجر می شود؟ کوچک شماری داشته های خود مقایسه وضع خود با وضع کسانی که در موقعیت برتری قرار دارند، سبب می شود که انسان آنچه را دارد، کوچک و ناچیز بشمارد. به همین جهت امام صادق (ع) می فرماید: ایاکم أن تمدوا اطرافکم إلی ما فی ایدی ابناء الدنیا، فمن مدّ طرفه إلی ذلک طال حزنه و لم یشف غیظه واستصغر نعمة اللَّه عنده فیقل شکره بپرهیزید از این که به آنچه در دست فرزندان دنیا است، چشم بدوزید، که هر کس به آن چشم بدوزد، حزن او طولانی گردد و خشم او آرام نمی گیرد و نعمت الهی را که نزد او است، کوچک می شمرد و در نتیجه سپاسگزاری او کاهش می یابد. از سوی دیگر مقایسه صعودی سبب «بزرگ نمایی» داشته های دیگران شده موجب می شود که زندگی دیگران بیش از آنچه هست ارزیابی گردد. آن کوچک شماری و این بزرگ نمایی، با همدیگر وضعیت بسیار سخت و آزار دهنده ای را به وجود می آورند که منجر به ناخرسندی و نارضایتی از زندگی می گردد.
● نمونه قرآنی
نمونه این مقایسه را در جریان قارون می توان دید. قارون از ثروت فراوانی برخوردار بود که فقط کلید گنجهای او را چند انسان نیرومند حمل می کردند. مشاهده زندگی اشرافی و خیره کننده او دیگران را به مقایسه وامی داشت و آرزوی زندگی قارونی را در آنان به جوش می آورد. قرآن کریم در بیان این ماجرا می فرماید: فَخَرَجَ عَلَی قَوْمِهِ ی فِی زِینَتِهِ ی قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَوةَ الدُّنْیَا یَلَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِیَ قَرُونُ إِنَّهُ و لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ؛ (روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده ما نیز داشتیم به راستی که او بهره عظیمی دارد. اما گروه دیگری بودند که واکنش متفاوتی از خود نشان دادند. قرآن کریم در ادامه می فرماید: «وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَلِحًا وَلَایُلَقَّل-هَآ إِلَّا الصَّبِرُونَ. و آنان که دارای دانش بودند گفتند: وای بر شما ثواب الهی برای کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد بهتر است و جز صابران کسی به آن نمی رسد.» زمین دهان باز کرد و قارون را با همه دارائیش بلعید. گروه اوّل وقتی عاقبت قارون را دیدند، به اشتباه خود پی برده و گفتند: «وَأَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْاْ مَکَانَهُ و بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ ی وَیَقْدِرُ لَوْلَآ أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَیْکَأَنَّهُ و لَایُفْلِحُ الْکَفِرُونَ».
● آیا مقایسه صعودی تخلف ناپذیر است؟
سؤال این است که آیا مشاهده زندگی های برتر الزاماً موجب مقایسه صعودی می شود؟ و آیا نمی توان مانع مقایسه صعودی شد؟ در نمونه قرآنی دیدید که هر دو گروه زندگی قارونی را دیدند، اما تنها یک گروه بود که دست به مقایسه زد. این گونه نبود که فقط گروه اوّل زندگی قارونی را مشاهده کرده باشد و گروه دوم آن را ندیده باشد. پس «مشاهده» الزاماً منجر به مقایسه نمی شود. حلقه مفقوده میان مشاهده و مقایسه، «چشم دوختن» است. اگر این مشاهده به چشم دوختن تبدیل شود، مقایسه را در پی خواهد داشت. به همین جهت خداوند متعال خواسته است که به زندگی های قارونی چشم دوخته نشود: وَلَاتَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ ی أَزْوَجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَأَبْقَی . و به آنچه گروه هایی از آنان را از آن برخوردار کردیم، چشم مدوز، که شکوفه های زندگی دنیا هستند و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است. در این آیه شریفه از این قبیل اموال به عنوان شکوفه یاد شده است که عمری کوتاه و ناچیز دارد. و در مقابل رزق خداوند یاد شده که دو ویژگی دارد: «خیر بودن» و «پایدار بودن». اگر چنین است، نعمت های دنیایی قارون ها چیز ارزشمندی نیست که چشمها را به خود خیره کند و آن گاه که چشمها خیره نشدند، مقایسه صعودی نیز رخ نمی دهد. همچنین خداوند متعال در آیه دیگری می فرماید: وَلَاتُعْجِبْکَ أَمْوَلُهُمْ وَأَوْلَدُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ أَن یُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ کَفِرُونَ اموال و فرزندان آنها تو را به شگفت نیندازد. همانا خداوند اراده کرده که به وسیله آنها، آنان را در دنیا عذاب کند و جان دهند در حالی که کافرند. این آیه، روی شگفت زدگی دست گذاشته است و می خواهد که مردم در مواجهه با زندگی های قارونی شگفت زده نشوند و برای این کار، ماهیت ثروتمندی آنان را که وسیله عذاب آنها است، بیان نموده است. کسی که بداند ماهیت مال های قارونی چیست، از دیدن آنها شگفت زده نمی شود و آن گاه که در شگفت نشد چشم نمی دوزد و چون چشم ندوخت، به مقایسه صعودی نیز اقدام نمی کند. درباره سیره رسول خدا (ص) چنین نقل شده است: و کان رسول اللَّه (ص) لاینظر انی، ما یستحسن الدنیا؛ رسول خدا این گونه بود که به آنچه از دنیا نیکو شمرده می شود، نگاه نمی کرد. معاشرت و مقایسه صعودی در بحث قبل صحبت از این بود که راه جلوگیری از مقایسه صعودی «چشم ندوختن» است. راه دیگر آن کنترل و دقت در معاشرت ها است. معاشرت می تواند نقش مهمی در کاهش یا افزایش رضامندی داشته باشد. معاشرت با ثروتمندان، ارزش نعمت های خدادای را کاهش می دهد و همین امر منجر به کاهش تنیدگی می گردد. در همین باره رسول خدا (ص) می فرماید: أقلوا الدخول علی الاغنیاء فانه احری ان لاتزدروا نعم اللَّه عزوجل؛ ورود بر ثروتمندان را کاهش دهید زیرا این برای آن که نعمت های خداوند عزوجل را خوار نشمارید، بهتر است. امام صادق علیه السلام تصریح می فرماید که این معاشرت ها موجب کوچک شماری نعمت ها می شود: ایاکم وعشار الملوک و ابناء الدنیا فان ذلک یصغر نعمة اللَّه فی أعینکم و یعقبکم کفراً؛ از باج گیران پادشاهان و فرزندان دنیا بپرهیزید که این نعمت خدا را در چشم شما کوچک می سازد و کفران شما را در پی دارد. امام باقر(ع) با بیان ظریف تری تأثیر معاشرت با ثروتمندان را روشن ساخته است. آن حضرت به کسی فرمودند: لا تجالس الاغنیاء، فان العبد یجالسهم و هو یری ان اللَّه علیه نعمة فما یقوم حتی یری أن لیس للَّه علیه نعمة؛ با ثروتمندان همنشین نشوید، زیرا بنده با آنان همنشین می شود در حالی که معتقد است خدا به او نعمت داده است ولی بر نمی خیزد تا این که معتقد می شود که خدا هیچ نعمتی به او نداده است.
● پیامدهای مقایسه صعودی
مقایسه صعودی پیامدهایی دارد که به طور مستقیم بر سطح رضایت از زندگی تأثیر می گذارد این پیامدها عبارتند از:
۱) حزن و اندوه
مقایسه صعودی شادی را از دلها و لبخند را از لب ها می زداید. از این رو خداوند می فرماید: وَ لَاتَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ ی أَزْوَجًا مِّنْهُمْ وَلَاتَحْزَنْ عَلَیْهِمْ. و به آنچه گروه هایی از آنان را از آن برخوردار کردیم چشم مدوز و به خاطر آنچه دارند غمگین مباش.
۲) افسردگی
حزن و اندوه اگر تشدید شود، به افسردگی منجر می شود. مقایسه صعودی یکی از عواملی است که موجب طولانی شدن و شدید شدن اندوه می گردد. امام باقر (ع) می فرماید: من اتبع بصره ما فی أیدی الناس، طال همه ولم یشف غیظه؛ هرکس به آنچه در دست دیگران است، چشم بدوزد، اندوه او طولانی گردد و خشم او آرام نگیرد. در این حدیث به «طولانی شدن» حزن اشاره شده است. در حدیث دیگری، رسول خدا (ص) به «شدت» حزن پرداخته و می فرماید: «من رمی بنظره إلی ما فی ید غیره، کثر همه ولم یشف غیظه؛ کسی که به آنچه در دست دیگران است، چشم بیندازد، اندوهش فراوان شود و خشم او آرام نگیرد.» بنابراین مقایسه صعودی منجر به حزن و اندوه می شود و این حزن ممکن است شدید و طولانی باشد. در چنین صورتی نمی توان انتظار داشت که انسان از زندگی خود راضی بوده و از آن لذت ببرد.
۳) حسرت
کسی که مقایسه صعودی کرده باشد، لیست بلندی از نداشته ها را برای خود تهیه می کند و پیوسته به خاطر آنچه ندارد، افسوس می خورد. روزی جبرئیل بر رسول خدا (ص) نازل شد و گفت: ای رسول خدا، خداوند متعال بر تو سلام می فرستد و می گوید: بخوان: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، وَلَاتَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی مَا مَتَّعْنَا بِهِ ی أَزْوَجًا مِّنْهُمْ...» پس از نزول این آیه شریفه، رسول خدا (ص) به کسی گفتند این جمله را به گوش مردم برسان: «من لم یتأب بأدب اللَّه تقطعت نفسه علی الدنیا حسرات. هر کس با ادب الهی تربیت نشود، از حسرت بر دنیا نفَسَش به شماره می افتد.» مقایسه صعودی آنقدر زندگی را بر انسان سخت می کند که گویی انسان در حال جان کندن است و در این شرایط نمی توان زندگی آرام و لذت بخشی را انتظار داشت.
۴) حسادت
ریشه برخی حسادت ها، مقایسه صعودی است. حسادت در جایی شکل می گیرد که برتری و فضیلتی در طرف مقابل باشد و این یعنی مقایسه صعودی. این را می توان در آیات قرآن دید. در سوره نساء آیه ۳۲ آورده است: «وَلَاتَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ ی بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْضٍ... وَسَْلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ ی. و آرزو نکنید آنچه را که به وسیله آن خداوند برخی را برخی دیگر برتری داده است... و از فضل خداوند درخواست کنید.» در آیه دیگری نیز چنین آمده است: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَآ ءَاتَل-هُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ی یا این که بر آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است، حسادت می ورزند.» همچنین در حدیثی که از رسول خدا (ص) نقل شده است، به خوبی رابطه میان مقایسه صعودی و حسادت به چشم می خورد. رسول خدا (ص) می فرماید که خداوند متعال به موسی بن عمران فرمود: یابن عمران لا تحسدنّ الناس علی ما آتیتُهم من فضلی ولا تمدن عینیک إلی ذلک و لاتتبعه نفسک فان الحاسد ساخط لنعمی صاد لقسمی الذی قسمت بین عبادی ای پسر عمران! نسبت به آنچه از فضلم به مردم داده ام حسادت نورز و چشمهایت را به آن مدوز و نفْست را در پی آن روان مساز که شخص حسود دشمن نعمت من و سدکننده روزی ای است که من میان بندگانم تقسیم کرده ام. حسادت، آثار زیان باری دارد که زندگی را تلخ و به جهنم تبدیل می کند.
۵ و ۶) ناسپاسی و بی تابی
«ناسپاسی» و «بی تابی» نیز ریشه در مقایسه صعودی دارند. رسول خدا در این باره می فرماید: «من نظر... فی دنیاه إلی من هو فوقه فأسف علی ما فاته منه، لم یکتبه اللَّه شاکراً و لا صابراً. کسی که... در دنیای خود به کسی که بالاتر از او است نگاه کند و نسبت به آنچه ندارد افسوس خورد، خداوند نه او را شاکر می نویسد و نه بردبار»
ب) مقایسه افزاینده
مقایسه افزاینده مقایسه ای است که موجب افزایش سطح رضامندی می شود و این به وسیله مقایسه نزولی حاصل می شود.
سؤال مهم این است که کارکرد روانی مقایسه نزولی چیست و چگونه منجر به افزایش سطح رضامندی از زندگی می گردد؟ مقایسه نزولی نقاط مثبت و امیدوار کننده زندگی را که زیر سایه سیاه مقایسه صعودی از دیده ها پنهان شده است، هویدا می کند. مقایسه نزولی از قبیل آموزه هایی تلقینی و توهمی نیست، هنر مقایسه نزولی این است که نقاط مثبت و امیدوار کننده زندگی را آشکار ساخته و در برابر دید فرد قرار می دهد. رسول خدا (ص) در این باره می فرماید: إذا أحبّ احدکم ان یعلم قدر نعمة اللَّه علیه، فلینظرا الی من هو تحته ولاینظر الی من هو فوقه؛ هرگاه کسی از شما خواست قدر نعمت های خدا بر خود را بداند، باید به کسی نگاه کند که پایین تر از اوست و به کسی که بالاتر از اوست نگاه نکند. و در کلام دیگری می فرماید: «انظروا إلی من أسفل منکم ولا تنظروا إلی من هو فوقکم، فهو أجدر أن لا تزدروا نعمة اللَّه. به کسی که پایین تر از شما است بنگرید و به آنچه بالاتر از شما است نگاه نکنید که این کار برای آن که نعمت های خدا را ناچیز نشمرید بهتر است.» بر همین اساس یکی از توصیه های اولیای دین به پیروانشان، استفاده از مقایسه نزولی است. رسول خدا (ص) وقتی می خواهد کسی همانند ابوذر را تربیت کند، به او توصیه می کند که از مقایسه صعودی پرهیز و از مقایسه نزولی استفاده نماید. او خود در این باره می فرماید: «اوصانی رسول اللَّه (ص) بسبع: أن أنظر إلی من هو دونی، ولا انظر إلی من هو فوقی... رسول خدا (ص) مرا به هفت چیز سفارش کرد: این که نگاه کنم به کسی که پایین تر از من است و ننگرم به کسی که بالاتر از من است...» و یا امام صادق (ص) به حمران بن اعین می فرماید: «یا حمران! انظر إلی من هو دونک فی المقدرة ولا تنظر إلی من هو فوقک فی المقدرة؛ ای حمران! نگاه کن به کسی که در زندگی از تو پایین تر است و به کسی که در زندگی از تو بالاتر است ننگر».
● پیامدهای مقایسه نزولی
▪ سپاسگزاری
سپاسگزاری متوقف بر نعمت شناسی است و مقایسه نزولی چون نعمت ها را آشکار می سازد، موجب سپاسگزاری می گردد. به همین جهت امام علی (ع) می فرماید: و اکثر أن تنظر إلی من فضلت علیه فان ذلک من أبواب الشکر و زیاد به کسانی که بر آنها برتری داده شده ای نگاه کن که این از دروازه های شکر است.
▪ افزونی نعمت
راه افزایش نعمت چیست؟ کتاب "قانون زندگی" راه افزایش نعمت را سپاسگزاری از نعمت های موجود می داند. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «لَل-ِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَل-ِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ. اگر سپاسگزار باشید حتماً بر شما می افزاییم و اگر ناسپاسی کنید، حقیقتاً عذاب من شدید است.» بنابراین برای افزایش بهره مندی باید از مقایسه نزولی استفاده کرد. بر همین اساس امام علی (ع) می فرماید: «و انظر إلی من هو دونک فتکون لانعم اللَّه شاکراً ولمزیده مستوجباً ولجوده ساکنا؛ و به کسی که پایین دست توست نگاه کن تا سپاسگزار نعمت های خدا باشی و شایسته افزایش او گردی و ساکن جود او گردی.» و طبیعی است که افزونی نعمت (وقتی همراه با توجه باشد) سطح رضامندی را افزایش می دهد.
▪ افزایش آستانه بردباری در بحث قبل دیدیم که مقایسه صعودی مایه بی تابی و ناصبوری انسان می گرد و درجه رضایت از زندگی را کاهش می دهد. در طرف مقابل مقایسه نزولی می تواند تحمل و بردباری انسان را افزایش دهد رسول خدا (ص) درباره این حقیقت می فرماید: «من نظر... فی دنیاه إلی من هو دونه فحمد اللَّه علی ما فضل اللَّه به علیه، کتبه اللَّه شاکراً صابراً. کسی که... در دنیای خود به پایین تر از خود نگاه کند و خدا را به خاطر برتری هایی که به او داده ستایش کند، خداوند او را سپاسگزار و بردبار می نویسد.»
▪ قناعت کردن
پیش از این دیدیم که امام صادق (ع) به حمران فرمود که در زندگی به پایین دست خود نگاه کن. در ادامه، حضرت به پیامد این مقایسه نزولی اشاره کرده و می فرماید: «فان ذلک اقنع لک بما قسم لک وأحری أن تستوجب الزیادة من ربک. که این کار [مقایسه نزولی ] تو را نسبت به آنچه برایت تقسیم شده قانع تر می سازد و بهتر تو را شایسته زیادت پروردگارت می کند.» همان گونه که روشن است، قناعت احساس ناخرسندی و نارضایتی را از میان می برد، نه تلاش و فعالیت را. برای توسعه معقول و مشروع در زندگی، احساس «نیاز به بیشتر» لازم است ولی این منافاتی با قناعت ندارد. انسان می تواند قناعت داشته باشد تا احساس نارضایتی نکند و می تواند احساس نیاز کند تا به تلاش معقول دست زند. مهم این است که بدانیم تلاش برای توسعه زندگی الزاماً نباید همراه با احساس ناخرسندی و نارضایتی باشد.
● جمع بندی
▪ بنا بر آنچه بیان شد، یکی از مهارت های لازم برای موفقیت زندگی، استفاده از مقایسه نزولی است. تفاوت زندگی ها یک اصل و یک واقعت انکارناپذیر است. اگر انسان خود را با زندگی های بهتر مقایسه کند، دچار تلخ کامی و احساس ناکامی می گردد و از زندگی خود لذت نمی برد. اما مقایسه نزولی احساس ناخوشایندی را به ارمغان می آورد و به انسان آسودگی خاطر می دهد.
▪ آرزوهای زندگی
آنچه به زندگی پویایی و تحرک می بخشد، نگاه به آینده است که از آن به امید یاد می شود. رسول خدا (ص) در این باره می فرماید: انما الامل رحمة من اللَّه لامتی، لولا الأمل ما أرضعت ام ولداً ولا غرس غارس شجراً؛ همانا آرزو رحمتی از جانب خدا برای امت من است. اگر آرزو نبود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی داد و هیچ کشاورزی درخت نمی کاشت. امّا هر چیزی حدی دارد و دو جنبه افراط و تفریط نیز پیدا می کند. امید نیز همین گونه است. جنبه تفریط آن ناامیدی است و جنبه افراطی نیز دارد که در فرهنگ دین از آن به عنوان «آرزوهای دور و دراز» یاد می شود. آرزوی دور و دراز یعنی آرزوهایی که از اندازه عمر انسان تجاوز می کند و دنیا نیز ظرفیت برآوردن آن را ندارد. این افراط در آرزوها، خود یکی از عوامل نارضایتی از زندگی است. به همین جهت امام علی (ص) می فرماید: من کثر مناه قلّ رضاه؛ هر کس آرزوهایش زیاد شود، رضایت او کم می شود.
کارکرد روانی آرزوی دراز کوچک سازی داشته هاست. کسی که صاحب آرزوهای طولانی است، همواره لذت را در چیزی می داند که ندارد و به همین جهت از آنچه دارد بهره مند نمی شود. چنین افرادی همواره از آنچه دارند نالان و ناراضی اند و آرزوی چیزهایی را دارند که ندارند. داشتن آرزوی طولانی یعنی آنچه هست ناچیز بوده و رضایت بخش نیست. به همین جهت امام علی (ص) می فرماید: تجنبوا المنی فانها تذهب ببهجة نعم اللَّه عندکم وتلزم استصغارها لدیکم وعلی قلة الشکر منکم؛ از آرزوها(ی طولانی) بپرهیزید زیرا نشاط آوری نعمت های الهی را که دارید از میان می برد و آنها را نزد شما کوچک می سازد و شما را به کم سپاسی وامی دارد.
● ویژگی های آرزوهای دور و دراز
آرزو که می توانست موتور حرکت انسان به سوی آینده باشد، به عاملی جهت رکود و نارضایتی تبدیل می شود. دلیل آن را می توان در چند چیز جستجو کرد که به آنها اشاره می گردد؛
▪ دست نایافتنی بودن آرزوهای دور و دراز
چون پایان ناپذیرند، دست نایافتنی هستند. به دست نیاوردن خواسته ها و تحقق نیافتن آروزها نیز موجب احساس ناکامی می گردد و احساس ناکامی از عوامل نارضایتی از زندگی است. امام علی (ع) در این باره می فرماید: اعلم یقیناً انک لن تبلغ أملک ولن تعدو أجلک؛ به یقین بدان که تو به آرزوهای خود نمی رسی و از اجل خود فراتر نمی روی. به همین جهت امام علی(ص) می فرماید: حاصل الامانی الأسف؛ نتیجه آرزوها(ی دور و دراز) افسوس خوردن است. در کلام دیگری حضرت به نکته ای دیگر اشاره می کنند که می تواند دلیل افسوس خوردن انسان باشد این نکته از دست رفتن و تلف شدن فرصت ها و سرمایه ها است: حاصل المنی الأسف وثمرته التلف؛ نتیجه آرزو افسوس خوردن است و ثمره آن تلف شدن.
▪ انتظار بی پایان
آرزو و انتظار همراه یکدیگرند. اگر آرزوها دست نایافتنی اند، پس انتظار انسان نیز انتظاری طولانی و بی پایان خواهد بود. امام علی (ص) می فرماید: من أمل ما لا یمکن طال ترقبه؛ هرکه آرزو کند آنچه را ناممکن است، انتظار او طولانی (و بی پایان) خواهد شد.
▪ ناکامی و ناامیدی
وقتی انسان آنچه را داشت، ندید و آنچه را خواست، نجُست، ناکام می گردد. امام علی(ع) درباره ویژگی فریبندگی و ناامیدسازی آرزوها می فرماید: إن الدنیا حلوة خضرة، تفنن الناس بالشهوات وتزین لهم بعاجلها، وأیم اللَّه أنها لتغر من أملها وتخلف من رجاها؛ همانا دنیا شیرین و زیبا است، مردم را با شهوات مفتون می سازد و با پدیده های ظاهرسازی می کند. به خدا سوگند دنیا هر کس را که به آن آرزومند باشد فریب می دهد و هر کس را که به آن امید داشته باشد ناامید می سازد. از این جهت می توان آرزوها را به سراب تشبیه کرد، سرابی که انسان را به دنبال خویش می کشاند و در پایان انسان را تشنه تر از قبل و ناامید و خسته رها می کند. امام علی (ع) می فرماید: الامل کالسراب، یغرّ من رآه ویخلف من رجاه؛ آرزو مثل سراب است؛ کسی را که به آن نگاه کند، می فریبد و کسی را که به آن امید بندد، ناامید می سازد. بدیهی است چنین پدیده ای موجب تلخ کامی و آزردگی روحی می گردد و در نتیجه رضایت از زندگی را به مخاطره می اندازد. امام علی (ع) در این باره می فرماید: من أمل الری من السراب، خاب أمله ومات بعطشه؛ هرکس از سراب آرزوی سیراب شدن داشته باشد، آرزویش ناامید می شود و با تشنگی می میرد. و در کلام دیگری می فرماید: من سعی فی طلب السراب طال تعبه وکثر عطشه هرکه در پی سراب روان شود، زحمت او طولانی گردد و تشنگی اش افزون شود. و پر واضح است که هر چه بر میزان «آرزوها» افزوده شود، انسان به زحمات و سختی های بیشتری دچار می شود. چنانچه امیرمؤمنان به این واقعیت نیز اشاره کرده اند: من کثر مناه کثر عنائه؛ هر کس آرزوهایش زیاد شود، سختی های او زیاد می شود. این پدیده بر حزن و اندوه انسان می افزاید و در چنین وضعیتی میزان رضایت از زندگی به شدت کاهش می یابد. انسان می خواست با گسترش دامنه آرزوها به زندگی بهتری دست یابد و درجه رضامندی خود را بالا برد اما غافل از این که این کار نتیجه ای جز افزایش حزن و اندوه و ناامیدی ندارد. امام علی ۷ می فرماید: الامل الممثل فی الیوم غداً اضرک فی وجهین: سوفت به العمل وزدت به فی الهم و الحزن. آرزوی نمایان امروز، فردا از دو جهت به تو آسیب می رساند: به خاطر آن عمل کردن را به تاخیر می اندازی و حزن و اندوه را افزون می سازی.

وبگردی
کی‌روش: بعد از پیام رهبر انقلاب، وزارت ورزش علیه من شد
کی‌روش: بعد از پیام رهبر انقلاب، وزارت ورزش علیه من شد - سرمربی تیم ملی فوتبال ایران با اشاره به پیام تشکر رهبر انقلاب بعد از جام جهانی، گفت: بعد از آن پیام، وزارت ورزش کاملاً علیه من شد. خواسته وزیر ورزش این بود که نمی‌خواهد کی‌روش اینجا باشد، هیچوقت از بازیکنان و تیم ملی حمایت نشد و تمام برنامه آماده‌سازی ما لطمه خورد.
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
شبکه سه - میثاقی  و ماجرای عبور از فردوسی‌پور
شبکه سه - میثاقی و ماجرای عبور از فردوسی‌پور - در گذشته برنامه‌های پخش زنده فوتبال روی بازی متمرکز بود اما میثاقی در این برنامه بخش‌های مهمی از حواشی و سوژه‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد که دست برنامه «نود» را خالی می‌کند.
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند !
بدون تعارف و بدون محتوی / این دو در تلویزیون واقعا چه میکنند ! - بدون تعارف با سواره ای که از حال پیاده ها خبر دارد
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.