جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

ســوره بـقــره


ســوره بـقــره
این سوره در ((مدینه )) نازل شده و ۲۸۶ آیه است )) .
محتوا و فضیلت سوره بقره :
جـامـعـیـت این سوره از نظر اصول اعتقادی اسلام و بسیاری از مسائل عملی (عبادی , اجتماعی , سـیـاسـی و اقـتـصـادی ) قـابـل انكار نیست چه اینكه در این سوره :
۱) بحثهائی پیرامون توحید و شـنـاسـائی خدا مخصوصا از طریق مطالعه اسرارآفرینش آمده است
۲) بحثهائی در زمینه معاد و زنـدگـی پـس از مـرگ , مـخصوصامثالهای حسی آن مانند داستان ابراهیم و زنده شدن مرغها و داسـتـان عـزیـر
۳) بحثهائی در زمینه اعجاز قرآن و اهمیت این كتاب آسمانی
۴) بحثهائی بسیار مـفـصـل در بـاره یـهـود و مـنـافـقـان و مـوضـع گـیـریهای خاص آنها در برابر اسلام و قرآن , و انواع كارشكنیهای آنان در این رابطه
۵) بحثهائی در زمینه تاریخ پیامبران بزرگ مخصوصاابراهیم و مـوسـی (ع )
۶) بحثهائی در زمینه احكام مختلف اسلامی از جمله نماز,روزه , جهاد, حج و تغییر قـبـله , ازدواج و طلاق , احكام تجارت , و قسمت مهمی ازاحكام ربا و مخصوصا بحثهائی در زمینه انـفاق در راه خدا, و همچنین مساله قصاص و تحریم قسمتی از گوشتهای حرام و قمار و شراب و بخشی از احكام وصیت ومانند آن .
● در فضیلت این سوره
از پـیـامبر اكرم (ص ) پرسیدند: ((كدامیك از سوره های قرآن برتر است ؟ فرمود:سوره بقره , عرض كردند كدام آیه از آیات سوره بقره افضل است ؟ فرمود: ((آیهٔ الكرسی )).
(آیه ۱).
● تحقیق در باره حروف مقطعه قرآن :
((الـم )) (الم ) درآغاز ۲۹ سوره از قرآن با حروف مقطعه برخورد می كنیم و این حروف همیشه جز كـلـمـات اسـرار آمـیـز قرآن محسوب می شده , و با گذشت زمان وتحقیقات جدید دانشمندان , تـفـسـیـرهـای تازه ای برای آن پیدا می شود و جالب اینكه در هیچ یك از تواریخ ندیده ایم كه عرب جاهلی و مشركان وجود حروف مقطعه رادر آغاز بسیاری از سوره های قرآن بر پیغمبر(ص ) خرده بگیرند, و آن را وسیله ای برای استهزا و سخریه قرار دهند و این می رساند كه گویا آنها نیز از اسرار وجـودحروف مقطعه كاملا بی خبر نبوده اند به هرحال چند تفسیر كه هماهنگ با آخرین تحقیقاتی اسـت كـه در ایـن زمـیـنه به عمل آمده , و ما آنها را به تدریج در آغاز این سوره , و سوره های ((آل عمران )) و ((اعراف )) بیان خواهیم كرد, اكنون به مهمترین آنهامی پردازیم :.
این حروف اشاره به این است كه این كتاب آسمانی با آن عظمت و اهمیتی كه تمام سخنوران عرب و غـیـر عـرب را متحیر ساخته , و دانشمندان را از معارضه باآن عاجز نموده است , از نمونه همین حـروفـی اسـت كـه در اخـتـیار همگان قرار دارد درعین اینكه قرآن از همان حروف ((الف با)) و كـلـمات معمولی تركیب یافته به قدری كلمات آن موزون است ومعانی بزرگی در بردارد, كه در اعماق دل و جان انسان نفوذ می كند, روح را مملو از اعجاب و تحسین می سازد, و افكار و عقول را در برابرخود وادار به تعظیم می نماید.
درست همانطور كه خداوند بزرگ از خاك , موجوداتی همچون انسان , با آن ساختمان شگفت انگیز, و انواع پرندگان زیبا, و جانداران متنوع , و گیاهان و گلهای رنگارنگ , می آفریند و ما از آن كاسه و كـوزه و مـانـند آن می سازیم , همچنین خداونداز حروف الفبا و كلمات معمولی ,مطالب ومعانی بـلـنـد را درقـالـب الـفـاظ زیـبـا وكـلـمات موزون ریخته و اسلوب خاصی در آن بكار برده , آری همین حروف دراختیار انسانهانیز هست ولی توانائی ندارند كه تركیبها وجمله بندیهائی بسان قرآن ابداع كنند.
● عصر طلائی ادبیات عرب :
عصر جاهلیت یك عصر طلائی از نظر ادبیات بود, همان اعراب بادیه نشین ,همان پابرهنه ها با تمام مـحرومیتهای اقتصادی و اجتماعی دلهائی سرشار از ذوق ادبی و سخن سنجی داشتند, عربها در زمـان جـاهـلیت یك بازار بزرگ سال به نام ((بازار عكاظ)) داشتند كه در عین حال یك ((مجمع مـهـم ادبـی )) و كـنـگـره سـیاسی وقضائی نیز محسوب می شد در این بازار علاوه بر فعالیتهای اقـتـصـادی عـالـیترین نمونه های نظم و نثر عربی از طرف شعرا و سخنسرایان توانا در این كنگره عـرضـه مـی گردید, و بهترین آنها به عنوان ((شعر سال )) انتخاب می شد, و البته موفقیت دراین مسابقه بزرگ ادبی افتخار بزرگی برای سراینده آن شعر و قبیله اش بود.
در چـنـیـن عصری قرآن آنها را دعوت به مقابله به مثل كرد و همه از آوردن مانند آن اظهار عجز كـردنـد, و در بـرابر آن زانو زدند, گواه زنده این تفسیر حدیثی است كه از امام سجاد (ع ) رسیده آنـجـا كـه مـی فـرماید: ((قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند گفتند: قرآن سحر است , آن را خـودش ساخته و به خدا نسبت داده است , خداوند به آنها اعلام فرمود: ((الم ذلك الكتاب )) یعنی : ای مـحـمد! كتابی كه برتو فرو فرستادیم از همین حروف مقطعه (الف لام ـ میم ) و مانند آن است كه همان حروف الفبای شما است .
(آیـه ۲) ـ بـعـد از بـیان حروف مقطعه , قرآن اشاره به عظمت این كتاب آسمانی كرده می گوید: ((ایـن هـمان كتاب با عظمت است كه هیچ گونه تردید در آن وجود ندارد))(ذلك الكتاب لاریب فیه ).
ایـنـكـه می گوید هیچ گونه شك و تردید در آن وجود ندارد این یك ادعا نیست بلكه آنچنان آثار صـدق و عـظـمت و انسجام و استحكام و عمق معانی و شیرینی وفصاحت لغات و تعبیرات در آن نـمـایان است كه هرگونه وسوسه و شك را از خوددور می كند جالب اینكه گذشت زمان نه تنها طـراوت آن را نـمـی كاهد بلكه هر قدرعلم به سوی تكامل پیش می رود درخشش این آیات بیشتر می شود, سپس در ادامه می افزاید: این كتاب ((مایه هدایت پرهیزكاران است )) (هدی للمتقین ).
● هدایت چیست ؟
كلمه ((هدایت )) در قرآن به دو معنی بازگشت می كند:
۱) هدایت تكوینی
و مـنظور از آن رهبری موجودات به وسیله پروردگار زیر پوشش نظام آفرینش و قانونمندی های حساب شده جهان هستی است .
۲) هدایت تشریعی
كـه بـه وسیله پیامبران و كتابهای آسمانی انجام می گیرد و انسانها باتعلیم وتربیت آنها در مسیر تكامل پیش می روند.
● چرا هدایت قرآن ویژه پرهیزكاران است ؟.
مـسـلـمـا قـرآن برای هدایت همه جهانیان نازل شده , ولی چرا در آیه فوق هدایت قرآن مخصوص پـرهـیـزكـاران مـعـرفی گردیده ؟ علت آن این است كه تامرحله ای از تقوا در وجود انسان نباشد (مـرحله تسلیم در مقابل حق و پذیرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است ) محال است انسان از هـدایت كتابهای آسمانی ودعوت انبیا بهره بگیرد ((زمین شوره زار هرگز سنبل برنیارد, اگر چه هـزاران مرتبه باران برآن ببارد)) سرزمین وجود انسانی نیز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاك نشود, بذر هدایت را نمی پذیرد, و لذا خداوند می فرماید: ((قرآن هادی و راهنمای متقیان است )).
(آیه ۳)


منبع : مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی

مطالب مرتبط

مفهوم شناسی کنز در قرآن

مفهوم شناسی کنز در قرآن
نگرش انسان سازی که در آثار معنوی عالمان ربانی و کاملاً روحانی به چشم می خورد، منطبق نمودن آیات فقهی و اجتماعی قرآن کریم با مفاهیم معنوی و حقایق ژرف عرفانی است؛ به بیان دیگر، عرفان اصیل اسلامی در تمامی آیات قرآن جلوه ای دلگشا دارد و احکام شرع مقدس و لطایف عرفان ناب به زیبایی تمام درهم تنیده اند و لازم و ملزوم یکدیگرند؛ آن یک، سرای دنیا را براساس قوانین الهی بنا می کند و این یک، سرای آخرت را بر مبنای عقاید حقه می سازد. آری، شریعت، مزرعه حاصل خیزی است که بذر معارف را به نیکویی در خود می پرورد و سعادت دنیا و آخرت را به انسان ارزانی می دارد.
اساسا یکی از ابعاد اعجازگونه قرآن کریم، هماهنگی و همسویی ظاهر و باطن آیات آن است؛ چنان که در اندیشه متعالی اهل معرفت، نشانه حقانیت تاویل و برداشت های معنوی از آیات، هماهنگی آن با تفسیر و احکام ظاهری آیات می باشد۱. در این نوشتار، کوشیده ایم تا آیه ۳۴ و ۳۵ سوره مبارکه توبه (آیه کنز) را از این منظر(۲) بکاویم و لطایف ظاهری و باطنی مفهوم «کنز» را با توجه به آرای معرفتی مرحوم آیت الله شاه آبادی(ره) به تصویر کشیم.
اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
● مفهوم لغوی و فقهی کنز
«کنز» در لغت به معنای گنجینه است. ۳ در قاموس قرآن آمده است که مراد از «کنز»، گنج و مال اندوخته است۴. از نظر فقهی نیز به هر مالی که حقوق الهی آن، همچون زکات، پرداخت نشده باشد، «کنز» می گویند۵. صاحب بیان المعانی در این باره نوشته است: «همانا خداوند چنین مالی را کنز (گنج) نامید؛ زیرا صاحبان آن، حق الهی را در مورد آن ادا نکردند. هر مالی که چنین باشد، کنز (گنج) نامیده می شود.»۶
تفسیر رهنما نیز در این باره آورده است: «و برای آن، اموال ایشان را کنز خواند که زکات آن ها را نداده بودند و در راه خیر نفقه نمی کردند.»۷ و یا در حدیث نبوی می خوانیم: «کل مال یؤدی زکاته فلیس بکنز؛۸ هر مالی که زکاتش پرداخت شود، گنج نیست.»
از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «زمانی که قائم ما قیام کند، بر هر صاحب مالی، استفاده از اموال پنهانش (کنز» را حرام می کند، مگر این که آن را آشکار سازد (در معرض استفاده دیگران قرار دهد و واجبات آن را بپردازد). پس آن حضرت از این اموال در راه مبارزه با دشمنانش بهره می برد. و این، همان کلام حق تعالی است که در کتاب خویش فرموده: و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (ذخیره و پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، پس آنان را به مجازاتی دردناک بشارت ده.»۹
بنابراین، قرآن کریم و روایات شریف اسلامی بر حرمت گنجینه ساختن یا پنهان نمودن طلا و نقره و یا هر مالی که حقوق الهی در آن وجود دارد و باید آن را ادا کرد، دلالت دارند و به انفاق آن ها در راه خدا دستور داده اند۱۰. پس آن که دل به محبت اموال دنیا بسپارد و قلب خویشتن را از تعلق زر و سیم پر سازد و از پرداخت حقوق واجب الهی همچون خمس و زکات سر باز زند و از انفاق و کمک به محرومان و مستمندان جامعه روی گرداند، در سرای آخرت به جای همنشینی با نیکان و صالحان در جنت نعیم مقربین، همنشین همان چیزی خواهد شد که در دنیا دل به محبت آن بسته بود و این گونه، رنگ سعادت را نخواهد دید و اموال و ثروت دنیا که وسیله آزمایش بندگان و ابزار نیل به سعادت دنیوی و اخروی است، موجبات هلاکت و شقاوت او را فراهم خواهد ساخت. رسول خدا(ص) فرمود: «طلا و نقره، پیشینیان شما را به هلاکت افکند و این دو، هلاک کننده شما نیز هست»۱۱.
از این رو، آیت قرآنی «قد أفلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود ببخشد»۱۲، برای کسی مصداق خواهد یافت که اموال خویشتن را به برکت انفاق در راه خدا و ادای دیون الهی، پاک و تطهیر نموده است. بدیهی است وقتی مال انسان طهارت یافت، اساسی ترین امر زندگی او اصلاح شده و در واقع، زیربنای یک زندگی سالم و معنوی پی ریزی گردیده است. قرآن کریم تصریح می کند که پرداخت حقوق مالی و انفاق در راه حق تعالی، سعادت انسان را تضمین می کند و منظور آیه فوق (قد أفلح من تزکی) سعادت در دنیا و آخرت است.
● مفهوم شناسی عرفانی کنز از منظر آیت الله شاه آبادی
آیت الله شاه آبادی، استاد عرفان حضرت امام خمینی(س)، در کتاب گرانقدر خویش، شذرات المعارف، با استفاده از آیات و روایات به توضیح یک حدیث قدسی پرداخته اند. در این روایت نبوی، حق تعالی فرموده است: «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف؛۱۳ من گنج پنهان بودم. دوست داشتم که آشکار شوم. پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم.» مرحوم شاه آبادی(س) از حدیث قدسی مذکور ده اشاره لطیف عرفانی برداشت نموده اند۱۴ که به تناسب بحث، برخی از اشارات ایشان را بررسی می کنیم.
در اندیشه معنوی این فقیه عارف پیشه، ذات حق تعالی عین دارایی است (والله الغنی و أنتم الفقراء)۱۵ و دارایی او به نحو بساطت است. از این دارایی بسیط، به گنج (کنز) تعبیر شده است. از این رو، مراد از «کنز» در حدیث قدسی، دارایی و غنای حق تعالی به شکل بساطت و مطلق است؛ یعنی خداوند در غنا و دارایی خویش به کسی یا چیزی متکی نیست و بالذات، غنی و بی نیاز است.
ایشان در تبیین ویژگی «مخفی» بودن این کنز می نگارد: «حق متعال از جهت وحدت و دوری از کثرت، مخفی است و آنچه باعث شد این گنج نهفته تجلی نماید، حب ذات به شناخته شدن در آینه وجود بود و مقصود اصلی حق نیز، استظهار یا اظهار کمال و جمال خود بوده است.»
در پایان، ایشان اشارات مذکور را بر بحث (شکر حق ذات خود را» تطبیق می دهد؛ چه این که شکر به بیان قرآنی «والله شکور حلیم»،۱۶ از صفات الهی است و حق تعالی آن صفت را به بندگان خویش نیز موهبت نموده تا متخلق به صفت شکر گردند۱۷.
مرحوم شاه آبادی(س) در ادامه تبیین این روایت شریف می فرماید: «کنت کنزاً مخفیاً، بیانگر علم حق است به دارایی ذاتی و اسمایی خود، و فأحببت أن أعرف، نشانگر حب ذات است به ظاهر ساختن کمالات خویش، و فخلقت الخلق لکی أعرف، دلالت بر ثنای حق می کند بر دارایی خود که این ثنا، همان عطا و فیض و ظهور و اظهار کمالات خویش است و این، معنای شکرگذاری حق است.»
ایشان بعد از بیان این حقایق نغز می فرماید: «و ا ز این جا معلوم می شود که ثنای دارایی، دهندگی است. پس چون غنی قیام به دهندگی کند، ثنای دارایی نموده و متخلق به خلق حق باشد و مظهر او گردد و هرگاه قیام به عطا نکند، کفران دارایی نموده است، و الزم عطایا، قیام به واجبات مالی و دادن حقوق الهی است.»۱۸
در فراز پایانی این سخن ایشان روایت قدسی مزبور را که آکنده از لطایف عرفانی است، به یک موضوع فقهی همچون پرداخت واجبات مالی و ادای حقوق الهی در اموال مرتبط می سازد و بخشندگی و پرداخت دیون مالی را نشانه تخلق انسان به خلق و خوی خداوند می داند؛ به بیان دیگر، اگر آدمی می خواهد آینه دار گنج الهی و مظهر اسما و صفات حق تعالی باشد، باید شکر دارایی خویش را با عطا و بخشش به جای آورد.
قرآن کریم در وصف کسانی که دیگران را از مواهب الهی و دارایی خود محروم می سازند و در واقع، کفران نعمت حق می کنند، می فرماید: «ولا یحسبن الذین یبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خیرا لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه و لله میراث السماوات و الارض والله بما تعملون خبیر؛۱۹ و کسانی را که زر و سیم می اندوزند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به عذابی دردناک نوید ده. روزی که آن را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ نهند ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید، پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»
اما همین مال، اگر در مسیر انفاق به نیازمندان مصروف گردد و واجبات الهی اش پرداخت شود، وسیله سعادت آدمی می شود؛ «قد افلح من تزکی؛ پس رستگار آن بود که از مال خود بخشد.» به همین جهت است که آیت الله شاه آبادی(س) مقصود از حقیقت کنز را با توجه به روایات این باب، حب قلبی به دنیا و تعلق به زخارف آن می دانند که مراتب مختلف یا شدت و ضعف دارد. همین حب قلبی است که منشأ معاصی و یا ترک واجبات مالی می گردد۲۰ و در این اکتناز قلبی (محبت و تعلق قلبی به مال و منال دنیا)، تفاوتی میان ثروتمند و فقیر نیست. از این رو، دارای غیر محب (ثروتمند وارسته از مال دنیا)، مکتنز نیست، همچون بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)؛ اما فقیر محب (مستمند وابسته به مال دنیا)، مکتنز است.
در اعتقاد آیت الله شاه آبادی بر انسان که شایستگی مقام خلیفه اللهی را دارد، بایسته است که به جای اکتناز مال، به اکتناز (محبت قلبی) حضرت رحمان و اولیای بزرگوارش همت گمارد۲۱ و بداند که چنانچه در این سرای فانی، اموال خویش را صرفاً وسیله وجاهت و آسایش خود قرار دهد، در آن سرای باقی که «یوم تبلی السرائر»۲۲ است، با داغ شدن پیشانی اش مفتضح می شود و با داغ شدن پهلو و پشت، از او سلب آسایش و راحتی می گردد؛ ۲۳ چنان که در آیه ۳۵ توبه آمده است: «... روزی که آن (زر و سیم) را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانی و پهلو و پشتشان را با آن داغ کرده ]و گویند:[ این است آنچه برای خود می اندوختید. پس بچشید آنچه را که می اندوختید.»
به اشارت لطیف روایت نبوی «حفت الجنه بالمکاره و حفت النار بالشهوات»،۲۴ کسی که در این سراچه ظاهری و عالم شهود، به آسایش دنیوی و لذایذ فناپذیر آن دل خوش دارد و از پرداخت حقوق مالی خود عصیان ورزد، در سرای باطن و عالم غیب، گرفتار آتش دوزخ است و این عمل او به شکل اژدهایی جلوه می کند که اعضا و جوارحش را - که در دنیا سال ها از لذایذ اموال کنزی آمیخته با حقوق فقرا استفاده کرده بود- قطعه قطعه می سازد و در واقع، حقیقت این اکتناز مالی، آتشی است سوزنده که بر قلب اسیر و زنگار گرفته اش زبانه می کشد؛ «ویل لکل همزه لمزه ¤ الذی جمع مالا وعدده¤ یحسب ان ماله اخلده¤ کلا لینبذن فی الحطمه ¤ و ما ادراک ماالحطمه ¤ نارالله الموقده¤ التی تطلع علی الافئده ؛۲۵ وای بر هر بدگوی عیبجوی، آن که مالی فراهم کرد و بر شمرد، می پندارد که مالش او را جاوید کند، چنین نیست ] که می پندارد[؛ حتماً در آتشی شکننده افکنده شود. و تو چه می دانی آتش شکننده چیست؟ آتش برافروخته الهی است؛ آتشی که بر دل ها افتد و زبانه کشد.»
در روایت آمده است که وقتی محمدبن مسلم از امام صادق(ع) درباره معنای آیه «سیطوقون ما بخلو به یوم القیامه »۲۶ پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: «هر کس از پرداخت زکات خودداری کند، خداوند این عمل او را به صورت اژدهایی از آتش، ظاهر سازد که بر گردن او قلاده گردد و گوشت او را پاره کند تا زمانی که از محاسبه فارغ شود. و این، همان معنای کلام خدای متعال است که فرمود، زود باشد که آنچه بخل ورزیده اند، در روز قیامت طوق گردنشان شود.»۲۷
در سطور فوق به وضوح مشاهده نمودید که عالم ربانی، حضرت آیت الله شاه آبادی(س) از یک حدیث قدسی که صبغه عرفانی و معنوی دارد، استفاده اجتماعی می کند و آن را با یک موضوع فقهی که پرداخت واجبات مالی مانند خمس و زکات است، مرتبط می سازد و این چنین، روح عرفان را در کالبد فقه و زندگی انسان می دمد و مسائل شرع مقدس را با حقایق عالم اعلا مرتبط می سازد.
آری، حق تعالی ذات غنی مطلق است و در کمال دارایی و غنا است و زیبایی ثروت، به دهندگی و بخشش آن است. از این رو، خداوند متعال علاوه بر این که غنی مطلق است، غنی ستوده و زیبا نیز هست؛ «و اعلموا ان الله غنی حمید»؛۲۸ یعنی ثروتمندی است که اهل بخشش و کرامت است؛ چرا که بخشندگی، زینت ثروت است۲۹. پس ثروتی از آلایش دنیا تطهیر می یابد که صاحب آن مال، زکات و خمس آن را داده باشد و یا به برکت صدقه در راه حق و حقیقت و صرف مشروع و معقول اموال خویش در راه خداوند، آن را تزکیه نموده باشد. همچنان که خداوند از کنز مخفی ظهور یافت تا در مرآت وجود، خود را بنمایاند و بشناساند، انسان نیز باید به منظور نیل به مرتبت خلیفه اللهی، اموال خویش را پنهان نسازد و آن را در معرض استفاده نیازمندان قرار دهد و پرده بخل و خودخواهی را از ثروت خود برگیرد و با اقتدا به ذات الهی آن را جلوه بخشد تا روح و روانش تزکیه یابد و در دنیا از لطف و عنایت ربوبی بهره مند شود و در آخرت از سعادت و رستگاری حظی وافر ببرد؛ چنان که بانوی بزرگ اسلام، حضرت خدیجه(س)، با مصرف ثروت خویش در راه اعتلای دین و معنویت و پاسداشت رسول مکرم اسلام(ص)، شرافت مادری برترین و بهترین زنان عالم، حضرت فاطمه اطهر(س) را نصیب خود نمود و والاترین گوهر هستی را در صدف وجود خویشتن پرورش داد.
همان گونه که حق تعالی به سبب اعطای کنز پنهان خویش و نمایان ساختن آن، شناخته گردید، از رهگذر انفاق اموال و بخشش و مجاهدت مالی در راه خدا و آشکار ساختن ثروت خویش برای محرومان و مستضعفان جامعه، می توان به نعمت معرفت نفس که همانا معرفت خدا است نایل شد و اساسا نشانه عارف واقعی آن است که نفس خود را شناخته و آن را از اسارت مادیات رها ساخته و از آلایش دنیا پاک نموده است؛ «العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها.»۳۰
به بیان دیگر، نتیجه بخشش، عرفان و معرفت است؛ حق تعالی در پرتو تجلیات و جلوه گری های کنز مخفی خویش، جمال و کمال خویش را در آینه وجود، خاصه در مرآت تمام نمای انسان کامل، به ظهور رساند تا شناخته شود و انسان نیز در سایه ایثار و بخشش اموال خویش، از زنگار هوا و هوس می رهد و آیینه قلبش از تیرگی حب الشهوات طهارت می یابد و حقیقت خلیفه اللهی را در وجود صیقل یافته خود به نظاره می نشیند و به زیور معرفت نفس مزین می گردد.
قرآن کریم، از یک سو، به انفاق اموال ظاهری و تطهیر آن دستور می دهد و این گونه، در اندیشه حل معضلات اجتماعی و بهبود وضع محرومان و نیازمندان جامعه در هر زمان و مکانی است و به مسلمانان نیز تعلیم می دهد که نسبت به وضع فقرا بی تفاوت نباشند و اموال خود را از طریق قانونی و شرعی در معرض استفاده نیازمندان و منافع عمومی قرار دهند و حقوق الهی موجود در دارایی خویش را بپردازند، و از سوی دیگر، در معنایی عمیق تر و آرمانی والاتر، از انسان به عنوان خلیفه الله می خواهد که اوصاف الهی خویش را ظهور دهد تا در پرتو مجاهدت به وسیله مال و نفس خویش، آینه دار گنج بی پایان ربوبی و مظهر اسما و صفات الهی شود.
آن که کنز دنیوی را پنهان نمی سازد و دل از تعلق به مال و منال دنیا می گسلد و آن را در معرض بهره مندی مستضعفان و فقیران جامعه قرار می دهد و دارایی خویش را در راه اعتلای دین و احیای کلمه الله به کار می گیرد، درواقع، اولین قدم سلوک الی الله را برداشته و از این فتنه یا ابتلای بزرگ پیروزمندانه بیرون آمده۳۱ و آن گاه توفیق آن را می یابد تا گنجینه ضمیرش که همان گوهر نفیس فطرت الله است، آشکار گردد و بر سریر خلیفه اللهی تکیه زند و به زیور کمال و جمال آراسته شود و آینه دار گنج الهی شود. چنین انسانی است که مصداقی روشن از روایت نبوی «فتخلقوا بأخلاق الله»۳۲ می گردد و خدیجه وار ثمرات روح فزای فاطمی را عاید اجتماع انسانی و اسلامی می سازد.
با توجه به آنچه گذشت می توان راز تقدم مجاهدت مالی را در قرآن بر مجاهدت نفسی دانست و اهمیت آن را به عنوان رمز گشایش ابواب باطنی انسان یادآور شد؛ زیرا محبت به دنیا، سرآمد تمام خطاها و گناهان است و آتشی است که همه نیکی ها را می سوزاند۳۳ و آن که دل به زخارف دنیا بسته، هیچ گاه نمی تواند دل به خدا و اولیای او بسپارد و جان خویش را در راه حق و حقیقت ایثار نماید؛ به دیگر سخن، بدون «سعی» در مسیر دشوار انفاق و ایثار اموال در راه خداوند، شایستگی نیل به مقام دلارای «صفا» و «مروت»، و نوشیدن از سرچشمه زلال «خیر» و «سعادت» حاصل نمی گردد و نشانه شیعیان و مومنان راستین، مجاهدت خالصانه مالی و جانی آنان در راه مستقیم پروردگارشان می باشد؛ «لکن الرسول والذین امنوا معه جاهدوا باموالهم و انفسهم و اولئک لهم الخیرات و اولئک هم المفلحون؛۳۴ ولی پیامبر و کسانی که به او ایمان آوردند، با اموال و جان هایشان جهاد کردند و همه نیکیها برای آن ها است و ایشان، همان رستگاران اند.»

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!