چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 20 June, 2018

کلود مونه


کلود مونه
در خانواده‌ای ساده و كم جمعیت در پاریس متولد شد.پنج ساله بود كه به شهری بندری و زیبا رفتند و زندگی «كلود مونه» پدر سبك «امپرسیونیسم» در نقطه‌ای زیبا و طبیعتی بكر آغاز شد.
آرامش و زیبایی‌های زندگی چندان دوامی نداشتند و او به زودی در شهر جدید مادر را از دست داد. پدر كه بقالی ساده و بی‌سواد بود اصرار داشت پسرش در كنار او و در مغازه كار و شغل او را ادامه دهد. مادر نیز پیش از مرگ خواننده بود و از این راه درآمد كسب می‌كرد.»
دوران تحصیل آغاز شد و پسرك وارد مدرسه شد، اما از درس و تحصیل فراری بود و به عبارتی نه تنها بی‌علاقگی بلكه تنفر نسبت به تحصیل در رفتار او مشهود بود. هیچگاه به درس‌های معلمان گوش نمی‌داد و همواره در حالی كه آنها تلاش می‌كردند به او نكته‌ای بیاموزند «كلود» را مشغول كشیدن نقاشی‌ها و كاریكاتورهای چهره‌های خود و دانش‌آموزان می‌یافتند.
بعدها خود او اعتراف كرد كه در مدرسه هیچ چیز یاد نگرفت مگر اندكی از املا و هجی كردن كلمات. او می‌گفت: «مادامیكه در مدرسه بودم، حس می‌كردم زندانی هستم و همواره به دنبال راه فرار بودم.»
سرانجام زمانی كه به دوران نوجوانی رسید، توانست بیشترین استفاده را از دوران حضور در كلاس و دبستان ببرد! تصمیم گرفت نقاشی‌های آن ایام (كاریكاتور معلمان و دانش‌آموزان) را بفروشد و برای هر كدام ۲۰ – ۱۰ فرانك می‌گرفت و معتقد بود ارزش كار او بیشتر از كار سایر همكلاسی‌هایش بوده است!
در ۱۵ سالگی نقاشی‌هایی می‌كشید و آنها را به امانت به فروشگاهی محلی می‌داد تا برایش بفروشد و خوشبختانه از آثار هنری او استقبال خوبی هم شد و در آن زمان در حالی كه به هر ترتیبی بود دوران ابتدایی را پشت سر گذاشته بود، در مدرسه هنر نزد معلمان توانمند و بسیار خوبی آموزش می‌دید و با تمرین و فروش كارهایش به سرعت پیشرفت می‌كرد.
● كلود و دوران جوانی
پس از پایان تحصیل با دختر جوانی ازدواج كرد، اما به زودی مشكلات مالی آرامش و امنیت زندگی را از آنها گرفت و در فقر شدید ایام را می‌گذراندند. سرانجام تصمیم گرفتند به خانه یكی از دوستان صمیمی خود بروند و مدتی را با آنها زندگی كنند. در همین ایام بود كه صاحب دو پسر شدند، اما یك سال پس از تولد پسر دوم، «كلود» همسر فداكار و مهربان خود را از دست داد و مسوولیت وی بیشتر شد و مجبور شد برای تربیت كودكان از خواهر بیوه و بدون فرزندش كمك بگیرد و همچنان در خانه زوجی كه از دوستان خوبشان به حساب می‌آمدند، زندگی می‌كرد.
چندی بعد دوستش ورشكسته شد و به علت مشكلات مالی از شهر گریخت و هرگز معلوم نشد چه اتفاقی برای او افتاده است و كجا می‌توان آن را پیدا كرد.
سرانجام «كلود» با همسر دوستش ازدواج كرد و به تربیت بچه‌های هر دو خانواده پرداختند. آنها به زودی محل قبلی زندگی را ترك كردند و به «گیورنی» (Giverny) رفتند و باغ بسیار بزرگی كه در گوشه‌ای از آن خانه كوچكی بود خریدند. او كه از فروش تابلوهای نقاشی درآمد خوبی كسب می‌كرد توانست ۶ باغبان و ۲ آشپز استخدام كند. در میان باغ بركه‌ای بود كه نیلوفرهای آبی آن را پوشانده بود و پلی كوچك روی آن نصب بود. این زیبایی خارق‌العاده و سایر مناظر زیبای باغ، موضوع بسیاری از تابلوهای مشهور او شد.
«كلود مونه» یكی از بزرگ‌ترین هنرمندان سبك امپرسیونیسم است. او توانست حركتی نو در نقاشی را آغاز كند و تاثیر آن را به زودی در سایر هنرهایی همچون موسیقی و مجسمه‌سازی و ... نیز بگذارد.
«كلود» زندگی را از محیط اطراف خود و باغ بزرگ و زیبایی كه در آن زندگی می‌كرد، می‌گرفت و آن را به بوم نقاشی منتقل می‌كرد و در دوران زندگی‌اش توانست بیش از ۲۰۰۰ تابلوی نقاشی بكشد كه برخی از آنها در حال حاضر میلیون‌ها دلار ارزش دارند.
۶۸ ساله بود كه بینایی او كم شد و دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفت تا بتواند حداقل كمی ببیند اما یك چشم خود را از دست داد.
۷۱ ساله بود كه همسر دومش را نیز از دست داد و قسم خورد كه بعد از او هرگز نقاشی نكند.
اما چندی بعد تنها راه فرار از درد و افسردگی را پرداختن به هنر دید و كار خود را مجددا آغاز كرد. به طوری كه «سزان» در توصیف او می‌گوید: «تنها یك چشم دارد، اما خدایا چه چشمی!!.»
سرانجام در ۸۶ سالگی بر اثر سرطان ریه از دنیا رفت اما تا پایان زندگی روحیه‌ای سرزنده و جوان داشت و پس از مرگ اودرخت دوست و همسر دومش اداره باغ را بر عهده گرفت، اما خود او نیز مدت زیادی عمر نكرد و سپس پسر كلود این مسوولیت را قبول كرد، اما او هم اندكی بعد در حادثه‌ رانندگی جان باخت و از آن پس خانه و باغ به دست آكادمی هنر فرانسه افتاد و در حال حاضر خانه‌اش موزه‌ای است كه مردم می‌توانند از آن دیدن كنند.


منبع : روزنامه تهران امروز

مطالب مرتبط

محمود جوادی‌پور

محمود جوادی‌پور
● گفت وگو با محمود جوادی‌پور، نقاش
دانشكده‌ هنرهای زیبا كه در سال ۱۳۱۹ تأسیس شد، تنها به سه رشته معماری، نقاشی و مجسمه‌سازی محدود بود كه از این سه رشته، مجسمه‌سازی‌اش هم به دلیل كمبود جا متوقف ماند. كلاس‌های معماری و نقاشی نیز ـ باز به دلیل كمبود جا ـ نه در فضای دانشگاه، بلكه در مسجد مروی در خیابان ناصرخسرو تشكیل می‌شد. فضایی عجیب و غریب شكل گرفت، یك طرف بوم و رنگ و سه پایه بود و جوان‌ها در حال نقاشی كردن و یك طرف مردمی كه وضو می‌گرفتند و نماز می‌خواندند. بعد از مدتی به دلیل انعكاس بد این تضاد، دانشكده به صورت شبانه به دانشكده فنی دانشگاه تهران منتقل شد.
این ها بخش‌هایی از خاطرات شفاهی محمود جوادی‌پور است از تأسیس دانشكده هنرهای زیبا. دانشكده‌ای كه خود در آنجا زیرنظر علی‌محمدحیدریان ـ شاگرد كمال‌الملك ـ و یك استاد فرانسوی به نام خانم امین‌فر كه فارغ‌التحصیل بوزار پاریس بود تحصیل كرد. دانشكده‌ای كه صادق هدایت، كتابخانه‌اش را اداره می‌كرد و دانشجویان نقاشی و معماری در فضایی گرم و تازه، تجربیاتشان را با هم رد و بدل می‌كردند.
محمود جوادی‌پور، امروز در سن هشتاد و هفت سالگی در آتلیه كوچك خود در كنار تابلوهای نقاشی‌اش بر دیوار ـ تابلوی كوزه‌ها، نقاشی خط، پرتره‌ها و طبیعت‌ها ـ فقط نقاشی می‌كند و سال‌هاست كه دیگر تدریس را كنار گذاشته است. می‌گوید در زندگی دو چیز را همیشه خیلی دوست داشتم؛ نقاشی و موسیقی. نقاشی را به صورت حرفه‌ اصلی پی می‌گیرد و از موسیقی تنها به شنیدن صفحات مختلفی كه در طول زندگی‌اش جمع كرده است، قناعت می‌كند.
با جوادی‌پور ـ از نقاشان نسل اول معاصر ایران ـ درباره تفاوت فضاهای آموزشی دوران تحصیل‌اش با دانشكده‌های امروز، ورود گرافیك به دانشگاه و… در زمینه یك قطعه موسیقی آرام گفت وگو كردیم.
در مورد تأسیس دانشكده گرافیك، حرف و حدیث‌های زیادی وجود دارد كه شما این رشته را در دانشكده راه انداختید یا مرحوم مرتضی ممیز. در مورد تأسیس این دانشكده و نقش خودتان و مرحوم ممیز در این رشته توضیح بفرمایید.
من سال ۱۳۱۹ ـ ۲۰ وارد دانشكده هنرهای زیبا شدم و سال دوم دانشكده به دلیل اینكه مخارج زیاد تحصیل، تحمیلی به پدر و مادرم نباشد، در چاپخانه بانك ملی ایران به عنوان نقاش استخدام شدم كه بعد از ظهرها در آن جا كار می‌كردم. از زمانی كه وارد چاپخانه شدم، سعی كردم با طرز كار تمام ماشین‌آلات و دستگاه‌ها آشنا شوم. كاری كه در آنجا می‌كردم كارهای گرافیكی بود و انواع و اقسام سفارش هایی كه به چاپخانه می‌آمد از طرح اسكناس تا اوراق بهادار، كتاب و كارهایی برای مؤسسات مختلف به عهده من بود.
من در واقع گرافیك، را در سال ۱۳۲۲ در همان چاپخانه بانك ملی شروع كردم و همین طور ادامه دادم تا اینكه به وسایل چاپ رنگی در آن جا برخوردم كه استفاده نمی‌شد و كسی آنها را نمی‌شناخت. در آن زمان چاپ رنگی در ایران وجود نداشت. من به خاطر زبان آلمانی كه بلد بودم تصمیم گرفتم چاپ رنگی را در آن جا دنبال كنم. از رئیس چاپخانه اجازه گرفتم و با آن وسایل كار كردم تا این كه در سال ۱۳۲۳ برای اولین بار در ایران چاپ رنگی راه انداختم. بعد از آن چاپخانه‌های دیگر كم‌كم به چاپ رنگی دست زدند.
دانشكده را سال ۱۳۲۶ تمام كردم مدتی سفر كردم به شهرهای مختلف و نقاشی می‌كردم. در آن زمان گالری در ایران وجود نداشت و مجبور بودیم برای ارائه آثارمان دست به دامن انجمن‌های فرهنگی خارجی شویم. و این مسأله برای من ناگوار بود. به همین دلیل با یكی ـ دو تا از دوست‌هایم، پنج دهنه مغازه را در خیابان شاهرضای سابق (انقلاب فعلی) نبش خیابان بهار اجاره كردیم و دیوارهای مابین را برداشتیم و آنجا تبدیل شد به گالری آپادانا، اولین محل تجمع هنرمندان.
مسأله دیگر، خط ـ نقاشی بود كه مطرح شد. من در سال ۳۰ با بورس دولت آلمان به مونیخ رفتم ودر آكادمی مونیخ در رشته نقاشی و گرافیك مشغول تحصیل شدم. در آن جا من از خط فارسی به عنوان عنصر اصلی كار استفاده كردم كه خیلی طرفدار پیدا كرد. از آن كارها تعدادی را به ایران آوردم و به نمایش در آوردم كه خیلی مورد توجه شاگردان دانشكده هنرهای تزئینی و هنرستان‌های هنری قرار گرفت و آرام آرام خیلی‌ها به این سمت كشیده شدند.
▪ تأسیس دانشكده گرافیك هم توسط شما انجام شد؟
نه، تأسیس‌اش با من نبود، اما از اصرار و نق زدن‌های من این كار انجام شد، من در سال ۱۳۳۰ به اروپا رفتم، سال ۳۲ برگشتم و در دانشكده هنرهای زیبا استخدام شدم. از همان روز ورودم نق زدن‌هایم را شروع كردم كه گرافیك رشته مهمی است و برای ما لازم است. دوستان من می‌خندیدند و می‌گفتند چرا اینقدر راجع به گرافیك صحبت می‌كنی؟
▪ غیر از شما كسان دیگری هم بودند كه كار گرافیك بكنند؟
نه، اصلاً كسی نمی‌دانست گرافیك چیست. یعنی گرافیك از خیلی قدیم در ایران وجود داشت. فرمان‌های رسمی و لوح‌ها همه در حیطه گرافیك و چاپ سنگی بود كه معمولاً در هندوستان چاپ می‌شد، اما گرافیك به صورت امروزی كه با امور روزمره مردم سر و كار داشته باشد وجود نداشت. گرافیك به این صورت از تاریخ ۱۳۲۳ آغاز شد.
▪ تأسیس دانشكده گرافیك چه سالی بود؟
دانشكده گرافیك سال ۴۷ تأسیس شد. آقای ممیز كه شما می‌فرمایید سال ۳۵ وارد دانشكده شد و در آن زمان من چند سالی بود كه تدریس می‌كردم. یك روز چند تا كار مدادی آورد به من نشان داد و من به او گفتم تو خیلی برای گرافیك استعداد داری. برو دنبال این رشته و او هم رفت و موفق شد. سال ۴۷ دانشكده گرافیك را هم تأسیس كرد.
▪ اساس آموزش در دانشكده گرافیك به چه صورت بود؟
درس‌ها مقداری با نقاشی مخلوط بود، یعنی آموزش طراحی و نقاشی در رشته گرافیك هم بود. بعدها كم‌كم تكنیك‌های مربوط به چاپ اضافه شد مثل چاپ سیلك اسكرین كه با وسایل ابتدایی انجام می‌شد. اما امروز دانشكده گرافیك نسبت به رشته‌های دیگر در دانشكده‌های خارج از ایران، خیلی عقب نیست.
▪ وضعیت رشته نقاشی در دانشكده‌ها چه طور است؟ در مورد گرافیك نظرتان این است كه خیلی عقب‌تر نیستیم، آیا در مورد نقاشی هم همین طور است؟
وضعیت دانشكده نقاشی خوب بود. یعنی تا اوایل انقلاب خوب بود. این رشته خیلی پیشرفت و ترقی كرده بود، اما وضع دانشگاه‌ها كه به هم خورد، دانشجوهای جدید در یك فضای خالی شروع به درس خواندن كردند. چون اغلب استادهای باتجربه‌تر از ایران رفتند و این دانشكده از لحاظ استاد خالی ماند. به همین دلیل رشته نقاشی مقداری افت كرد و با وجود شاگردان زیادی كه برای رشته نقاشی آمدند، به اندازه كافی استاد وجود نداشت.
شاگردانی كه امروز نقاشی كار می‌كنند خیلی توجهشان به آن طرف مرز است و سعی می‌كنند كارهای آنان را تقلید كنند و فكر نمی‌كنند كه ما ایرانی‌ها پشتوانه ۷-۸ هزار ساله تمدن و فرهنگ داریم و كشورهای آن طرف، همه از ما جوانترند.
جوان‌ها باید به پیش پا و پشت سر خودشان نگاه كنند و از این پشتوانه در كارشان به صورتی جدید و نو استفاده كنند.
از استادان و نقاشان قدیمی بارها شنیده شده كه در آن زمان منابع دست اول بسیار كم بود یا اصلاً وجود نداشت، با این حال جریانات هنری در آن سالها به وجود آمد كه نظیرش را امروز با وفور منابع و حضور اینترنت و دسترسی آسان به جریانات هنری روز غرب نمی‌بینیم.
جریانات هنری آن سالها نسبت به جامعه آن زمان، بسیار پیشرو بود. در صورتی كه امروز كمتر این اتفاق می‌افتد.
خوب، اینترنت امروز كارها را خیلی آسان و سریع كرده است و فرد را از به كار انداختن ذوق و تفكر واداشته است. در حالی كه در قدیم، فرد خودش مسیری را دنبال می‌كرد و به جایی می‌رسید. این مسائل، خلاقیت را كم كرده است. حلاقیت باید براثر تجربه و تلاش بوجود بیاید. بعد از تشكیل دانشكده‌های هنرهای زیبا، به خلاقیت خیلی اهمیت داده شد. در زمان كمال الملك، مرسوم بود كه هنرمندان یا از روی دست هنرمندان مشهور كپی كنند، یا از روی طبیعت. اما بعد از تأسیس دانشكده، كپی، تصویربرداری از آثار قدیمی و تقلید از طبیعت دیگر مطرح نبود و به راه تازه‌ای توجه شد. از سال ۱۳۱۹ كه دانشكده تأسیس شد، عده‌ای كه پیشگامان آن دوره هستند آموزه‌های قدیم را كنار گذاشتند و به راه جدیدی قدم گذاشتند و از این تعداد عده زیادی از دنیا رفتند و ما سه ـ چهار نفر هستیم كه هنوز وجود داریم.
ـ آیا روش‌های تدریس امروز در دانشگاه‌ها همان شیوه‌های قدیم است یا فرق كرده است؟
ـ در آن زمان، ما استادهایی داشتیم كه ما را با طراحی دقیق آشنا می‌كرد و از آن طرف هم كلاس‌هایی داشتیم كه خلاقیت را در ما تقویت می‌كرد. یعنی صبح یك سوژه ذهنی به ما می‌دادند ـ مثلاً بازار آهنگرها ـ و ساعت دوازده ظهر از ما تحویل می‌گرفتند.
الان هم باید همین شیوه‌ها باشد ولی چیزی كه مهم است راهنماست كه امروز خیلی كم شده است. استادهای امروز اغلب جوانند، خودشان تجربه زیادی ندارند. در كل فضا خیلی عوض شده است.
▪ آقای جوادی‌پور، در كارهای شما تنوع موضوعی و تكنیكی بسیار دیده می‌شود. از پرتره گرفته تا طبیعت، طبیعت بی‌جان، نقاشی خط و … چرا به طور تخصصی و مستمر روی یك موضوع و یك شیوه كار نكردید؟
من معتقدم كه هنر در آزادی مطلق به وجود می‌آید و اگر آدم مثل پیله ابریشم دور خودش تار درست كند، تا آخر عرش درون این تار اسیر می‌شود. هنر، جنبه‌های مختلف دارد. شما وقتی یك ایده را می‌خواهید نشان دهید ممكن است با یك تكنیك، قوی‌تر و بهتر آن را ارائه دهید و با تكنیك‌ دیگری نشود. این كار تمرین زیادی می‌خواهد كه آدم در مسیرهای مختلفی خودش را آزمایش بدهد تا بتواند از عهده انواع تكنیك‌ها برآید. در نتیجه در كار من یكنواختی وجود نداشته.
▪ آیا سمت‌های اجرایی زیادی كه داشته‌اید، شما را از كار كردن روی یك خط و مسیر مشخص باز نداشت؟
خوب، هر كسی در كنه وجودش یك نوع تفكری دارد. مثلاً كسی كه مذهبی است سعی می‌كند تمام سوژه‌های كاری‌اش را با آن تفكر همراه كند، یا كسی كه دوست دارد تفریح و تفنن به كارش بدهد، سعی می‌كند كاریكاتور كار كند، یا كسی كه از منظره خوشش می‌آید دنبال منظره می‌رود. این ها به سلیقه و طرز تفكر هنرمند برمی‌گردد. هنرمند دنبال هر كدام از این ها كه می‌رود باید با تكنیك خاص آن كار كند. بعضی از هنرمندها فقط یك زاویه تكنیكی پیدا می‌كنند و همه كارهایشان را در همان زمینه نشان می‌دهند و بعضی‌ها این حالت را دوست ندارند و دوست دارند آزاد باشند و تنوع را ترجیح می‌دهند. این به توان هنرمند بستگی دارد كه بتواند كارش را در تكنیك‌های مختلف ارائه دهد.

وبگردی
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!