شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷ / Saturday, 21 July, 2018

احمد شاملو


احمد شاملو
هنوز در فکر آن کلاغم
در دره‌های یوش
با غارغار خشک گلویش
با رنگ سوگوار مُصرش
با قیچی سیاهش
بر آسمان کاغذی مات
قوسی بُرید کج
پژواک صدای زنگ‌دار و محزون شاملو، با آن لحن پرسش‌گر، مدعی، تمسخرکننده و گاه ستایش‌گری که داشت هم‌چنان به گوش می‌رسد. فقط کلامی از آهن می‌تواند این‌گونه گوش‌های سربی را سوراخ کند
اینک موج سنگین گذر زمان است
که چون جوبار آهن
در من می‌گذرد
وقتی که شاعر ما کار خود را آغاز می‌کرد، مسئولیت‌پذیر و انقلابی بود. روشنفکری که هماهنگ شدن را برنمی‌تافت. می‌خواست مردم را روی شانه‌های خود حمل کند و خورشید را به ایشان نشان بدهد
ای کاش می‌توانستم
- یک لحظه می‌توانستم ای کاش -
بر شانه‌های خود بنشانم
این خلق بی‌شمار را
گرد حباب خاک بگردانم
تا با دو چشم خویش ببینند که
خورشیدشان کجاست
اما قضیه برعکس شده‌بود. وقتی که خوب به خودش و دیگران نگاه می‌کرد، مردم را می‌دید که او را مانند قهرمانی بر شانه‌های خود نشانده‌اند
شناخته شدن
و بر سر دست‌ها و زبان‌ها گشتن
و غریو خلق
که آنک فاتح
آنک سردار فاتح
که اگر شرمساریش از خلق نباشد
باری با شرمساری از خود
چه تواند کرد
بالاخره آدمی که «کولی» می‌دهد مستحق «کولی» گرفتن هم هست. پس قضیه‌ی این شرمساری از خلق و شرمساری از خود دیگر چیست؟ نکته این است که شاملو روحی - اگر نگوییم گناهکار - کمینه متهم به گناه داشت، که با محاکمه کردن‌های آن روح شعرهای خود را - که گاه تا حد یک اثر تمام‌عیار جهانی صعود می‌کردند - می‌ساخت. وقتی که مبارز یا قهرمانی را می‌یافت توگویی می‌خواهد عظمت شأن او را در مقابل چشم همین روح به رقص درآورد و چه چالاک بود در این کار
آه از چه سخن می‌گویم
ما بی‌چرا زندگانیم
آنان به ‌چرامرگ خود آگاهانند
وقتی که از معشوق سخن می‌گفت - اگر از حرف‌های تکراری شاعرانه که با لحن او تازه شده بود بگذریم۱ - بیشتر از آن‌که یک عاشق باشد، در نقش کسی بود که به همان روح مجرم درس عاشقی می‌داد و چه بی‌پروا بود و استاد بود
بوسه‌هایت گنجشککان پرگوی باغند
پستانت کندوی کوهستان‌هاست
و تنت رازی است جاودانه
که در خلوتی عظیم
با منش درمیان گذاشته‌اند
اما این روح - که بر احساس جرم آن تأکید دارم - گاه هم می‌شد که در شعرهای او آرام می‌گرفت. شاملو وقتی که از تلخ‌کامی‌ها و تلخ‌نامی‌ها حرف می‌زد - با آن زهر گزنده‌ای که هم‌چون جویبار از دهانش جاری می‌شد - این روح را تسکین می‌داد. گویی وقتی «همه آلودگی است این ایام» روح او که با تمام جرایمش آلوده نبود، خودبه‌خود تبرعه می‌شد
درختان جهل معصیت‌بار نیاکانند
و نسیم وسوسه‌ای است نابکار
عصمت به آینه مفروش
که فاجران نیازمندترانند
شاملو به‌تمام‌معنی یک شاعر بود با یک خودآزاری دائمی، که گه‌گاه به آزار مخاطبانش تعمیم می‌یافت
قصدم آزار شماست
اگر این‌گونه به‌رندی
با شما
سخن از کامیاری خویش درمیان می‌گذارم
- مستی و راستی -
به‌جز آزار شما
هوایی
در سر ندارم
اما جرم این روح چه بود؟ آن را به چه دلیل محاکمه می‌کرد؟ شاملو یک‌چند «بر سر آن بود که گر ز دست برآید دست به کاری زند که غصه سرآید». پیر معنوی او «نیما» دیرزمانی از این مراحل گذشته بود و روزهای استراحت خود زا سپری می‌کرد. اما «پهلوی کار کرده خوابیدن» کجا و «خواب نوشین بامداد رحیل داشتن» کجا؟ پیرمرد سپیدموی، بار خویش برده و کار خویش کرده بود. شاملو اما خوابیدن خود را توجیهی نمی‌دید. این‌جا بود که محاکمه‌ی روح جرم‌پذیر خود را قدم‌به‌قدم آغاز می‌کرد. در اولین قدم - تقریباً - همه‌ی آن‌کسانی را که نامی و مقبولیتی داشتند نفی می‌کرد و آن‌کسانی که گمنام بودند می‌ستود. و روح خود را خواه‌ناخواه در دسته‌ی دوم می‌یافت لذا جرم از آن برداشته می‌شد. بار دیگر دستان ستایش‌شدگان را می‌نگریست و خالی می‌یافت
اسبانی ناگاهان به‌تک
از گردنه‌های گردناک صعب
با جلگه فرو آمدند
و بر گرده‌ی ایشان مردانی با تیغ‌ها، برآهیخته
و ایشان را تا در خود بازنگریستند
جز باد هیچ به‌کف اندر نبود
جز باد و خون خویشتن
این فعل و انفعال چندین‌بار در زندگی شاملو اتفاق افتاد. سرانجام کسی از درون او فریاد برآورد که:
ما را بنگر
بیدار
که هشیواران غم خویشیم
خشماگین و پرخشاگر
از اندوه تلخ خویش پاسداری می‌کنیم
نگهبان عبوس رنج خویشیم
تا از قاب سیاه وظیفه‌ای که بر گرد آن کشیده‌ایم
خطا نکند
پس شاعر تصمیم خود را گرفت و به تحقیق و مطالعه‌ی عمیق‌تری روی آورد. به‌دنبال چیزی به نام «سواد» می‌گشت، که مخالفانش همواره وی را از نداشتن آن سرکوفت زده بودند. شاملو اما دیگر آن بچه‌مدرسه‌ای ساده‌ضمیری نبود که درس‌ها و نکته‌ها در لوح وجودش نخست به‌رقص درآیند و سرانجام در جای خود محکم شوند. ناگهان به‌خود می‌نگریست و در خود مجال کنار کشیدن و اعتکافی که لازمه‌ی کسب فیض بود نمی‌دید
قلبم را در مجری کهنه‌یی
پنهان می‌کنم
در اتاقی که دریچه‌ای بیش
نیست
از مهتابی به کوچه‌ی تاریک
خم می‌شوم
و به‌جای همه ‌ی نومیدان می‌گریم
آه من حرام شده‌ام
سرانجام این دوره از حیات شاعر هم سپری شد. شاملو از پس این‌همه آزمون به‌در آمد. شماری ترجمه، تحقیق در رزومه‌ی او قرار گرفت و کار بزرگ و ارزشمند کوچه را سامان داد. می‌شد گفت که شاعر ما پخته شده بود. اما این پختگی متفاوت بود. معدودند آدم‌هایی که ستیزگی جوانی را درهنگام پختگی نقد نکنند. پختگی روندی است که انسان را از حماسه‌ی جوانی به طنز کهولت و از آن‌جا به غنای پیری می‌کشد. شاملو اما چنین نبود۲. وی در پیری و پختگی هم‌چنان لُعزگو و پرخاش‌گر باقی ماند. گاه ناپختگی‌های یک جوان بی‌تجربه را در اظهارنظرهایش می‌بینیم. روح حماسی او پس از آن‌همه محاکمه هم‌چنان سرتق و کله‌شق باقی مانده بود. در ۱۳۷۱/۱۱/۲ در قطعه‌ی کوتاهی به‌نام The day after سرود
در واپسین دم
واپسین خردمند غم خوار حیات
ارابه‌ی جنگی را تمهید می‌کرد
که از دود سوخت رانه و احتراق خرج سلاحش
اکسیری می‌ساخت
که خاک را بارورتر می‌کرد و
فضا را از آلودگی مانع می‌شد!
جمله‌ی آخر این‌که شاملو پایان خویش را سرخ می‌خواست
با تخلص سرخ بامداد به‌پایان بردم
لحظه‌لحظه‌ی تلخ انتظار خویش

مهران راد
پاورقی‌ها:
۱ یک نمونه از آن
تکرارها را به مقایسه‌ی کلام او و باباطاهر بنگرید
شاملو:
بر چهره‌ی زندگانی من که بر آن هر شیار از دردی جان‌کاه حکایتی
می‌کند
آیدا
لبخند آمرزشی است
نخست دیرزمانی در او نگریستم
چندان که نظر از وی بازگرفتم
همه‌چیز در پیرامون من به هیئت او درآمده بود
پس دانستم دیگر مرا از او گریز نیست
باباطاهر:
به صحرا بنگرم صحراتو بینم
به دریا بنگرم دریاتو بینم
به هرجا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعناتو بینم
۲ البته هوگو و حافظ هم نبودند.

منبع : دو هفته نامه فروغ

مطالب مرتبط

او، شارل بودلر،یک سمبلیست است

او، شارل بودلر،یک سمبلیست است
اگر بگویم به تازگی یك جلد كتاب را حدود ۷ میلیون تومان فروخته‌اند باورتان نمی‌شود. فكر نكنید آن كتاب نسخه عتیقه یا نایاب از یك كتاب تاریخی است، نه! آن كتاب نسخه‌ای چاپی است از مجموعه شعرهای «بودلر» به نام «گل‌های شعر» كه خودش امضا كرده و به یكی از دوستانش به نام «دولاكروا» داده است.
جالب است بدانید كه در اروپا این كتاب‌ها مشتری‌های خاصی دارد كه پای ثابت حراجی‌های كتابند و دنبال چنین نسخه‌هایی می‌گردند. اصلا به ما ربطی ندارد كه خریداران این آثار چه بلایی سر كتاب‌ها می‌آورند برای ما این مهم است كه این كتاب با قیمت ۶۰۳ هزار و ۲۰۰ یورو در فرانسه ركورد فروش این دسته كتاب‌ها را شكسته است. این مجموعه شعر برای ۱۵۰ سال پیش است كه در پاریس منتشر شده است.
قبل از این «آرتور رمبو» ركورد قبلی فروش كتاب‌های خطی و نادر را در اختیار داشت كه كتابش را به «پل ورلن» اهدا كرده بود. ركورد او ۵۱۳ هزار یورو بود كه حالا با فروش این كتاب باید در جایگاه دوم قرار بگیرد.
این آقای «بودلر» از طرفداران هنر برای هنر است و می‌گویند با كتاب «گل‌های شعر» دنیای شعر را تكان داده و مكتب جدیدی به نام سمبلیسم بنا گذاشته است. خب اصلا جای نگرانی نیست، مطمئن باشید كه كار تكان‌دهنده آقای «بودلر» پس‌لرزه‌ای برای كشور ما نداشته و همه خرابی‌ها در همان قرن نوزدهم بر سر شاعران اروپایی ریخته است. از نظر «بودلر» دنیا مثل جنگلی است كه پر از علامت و اشارت است كه حقیقت را از چشم مردم پنهان می‌كند و فقط شاعر است كه با تفسیر و تعبیر عالم می‌تواند به مردم عادی علائم حقیقت را نشان بدهد.
این جمله‌ها را كه می‌خوانید اصلا حسودی‌تان نشود كه این آقای بودلر چه حر‌ف‌های عارفانه‌ای می‌زده، چون اگر اروپایی‌ها به این حرف‌ها اعتقاد داشتند دوران سمبلیسم را تا همیشه برای خودشان نگه می‌داشتند. درست مثل ما كه الان ۸ـ۷ قرن است كه حافظ و مولوی و سعدی و نظامی را برای خودمان نگه داشته‌ایم.
حالا بگذارید یك مختصری از زندگی «شارل بودلر» برایتان نقل كنم. می‌گویند او در ۹ آوریل ۱۸۲۱ به دنیا آمده است و نام مادرش «كارولین ارشیمبودوفه» بود كه هنگام زادن او ۲۸ سال و پدرش «فرانسوا بودلر» ۶۱ ساله داشت. پدر شارل مردی هنرمند بود كه از همان كودكی گرایش و برداشت‌های هنری را در او به ودیعه گذاشت. بهترین دوستان پدر بودلر افرادی هنرمند و نقاش بودند كه شارل را به نگارخانه‌ها و گالری‌های نقاشی می‌بردند.
برخی از نخستین یادگارهای او به زمانی برمی‌گشت كه پدرش او را به كاخ لوكزامبورگ می‌برد تا برای او از تندیس‌های كاخ بگوید.
بودلر در دو جا نوشته است: «تصویرها، تنهاترین، باشكوه‌ترین و نخستین دریافت‌هایم بودند.» شارل ۶ سال بیشتر نداشت كه پدرش را از دست داد. مادرش همسر سروانی به نام «ژاك اوپیك» شد. پیوندی زود هنگام كه همیشه در چشم شارل ناخوشایند می‌آمد. او این مرد را دوست نمی‌داشت.
شارل ۱۱ ساله بود كه خانواده‌اش به لیون آمدند. پس از این جا به جایی، او را به مدرسه‌ای شبانه روزی سپردند و او تنها در روزهای پایان هفته می‌توانست به خانه برگردد. بودلر از روش‌های سختگیرانه و دشواری كه ناگزیر به پذیرش آنها در زندگی شده بود، بیزار بود و آنها را دوست نداشت. در مدرسه شبانه‌روزی لیون، بیشتر روزها با دانش‌آموزان دیگر و با آموزگارانش ناسازگاری و كشمكش داشت. در آوریل ۱۸۳۹ سالی كه می‌بایست دانش‌آموخته شود، از مدرسه بیرونش انداختند.
در ۱۸۷۵ سروده شناخته شده بودلر با نام «گل‌های بدی» پس از چاپ به توقیف در آمد و بودلر ناگزیر شد ۶ سروده آن را بیرون بیاورد و پولی هم به تاوان این سروده‌ها بپردازد. او به كار نقد رو آورد و در این راه هم آوازه پیدا كرد و نوشته‌های سال‌های ۱۸۴۵، ۱۸۴۶ و ۱۸۵۹ خود با نام «تالارها» را به چاپ رساند كه پژوهش‌های ارزنده و چشمگیری درباره هنرمندان گوناگون است. او همچنین نگاشته‌های روزنامه‌نگارانه كوتاه بسیاری آفرید و پژوهش‌های بنیانی‌تری نیز درباره كارهای ادبی شناخته‌شده‌ای چون« مادام بواری» فلوبر به انجام رساند. بودلر در ۱۸۶۰ «اندوه پاریس» را بیرون داد كه نزدیك ۵۰ سروده به نثر است، قالب شعری كه در آن زمان در فرانسه ناشناخته بود.
در ۱۸۶۷هنگامی كه در بلژیك به سر می‌برد، نیمی از پیكرش از كار افتاد و به زبان پریشی سختی گرفتار آمد. او را به پاریس برگرداندند و او در ۳۱ اوت ۱۸۶۷ بر بازوان مادرش جان سپرد. شارل بودلر در گورستان مونپارناس پاریس مدفون است.

وبگردی
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس
ماجرای سفر مخفیانه حسن روحانی به انگلیس - کامران غضنفری با کتاب «راز قطعنامه» شناخته شد؛ هر چند بیش از آن هم دستی بر آتش نوشتن و پژوهش داشت. غضنفری بعد از این تجربه های موفق دست به انتشار کتاب یا به قول خودش مقاله مفصل در مورد پیشنه، زندگی و عملکرد حسن روحانی در فضای مجازی زده است.
ماجرای احسان علیخانی و  ثامن الحجج
ماجرای احسان علیخانی و ثامن الحجج - پنج ماه بعد از اعلام رسمی غیرقانونی بودنِ موسسه ثامن الحجج در آبان 1393، برنامه تحویل سال 1394 شبکه سوم سیما تحت عنوان «بهارنارنج» با تهیه کنندگی و به مدت هشت ساعت پخش شد و این بار به جای تبلیغ مستقیم ثامن الحجج، باشگاه فرهنگی و ورزشی ثامن الحجج تبلیغ شد! در این برنامه بارها از ابوالفضل میرعلی مدیرعامل موسسه ثامن الحجج با عنوان دکتر تقدیر به عمل آمد؛ دکتری که اکنون مشخص شده یک دیپلمه با سوابق مالی…
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند