یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 21 January, 2018

اصغر واقدی در یک نگاه


اصغر واقدی در یک نگاه
اصغر واقدی شاعر بدبین دهه چهل، ۹ شعر در شب هشتم شبهای شاعران و نویسندگان در مهر ۱۳۵۶ ، در انجمن فرهنگی ایران – آلمان خواند. از او مجموعه شعری بنام "آواز عاشقان قدیمی" شامل ۲۵ شعر آزاد و ۹ غزل – که در کرمانشاه، قزوین و تهران در دهه ی ۱۳۴۱تا۵۱ نوشته شده اند – بچاپ رسیده است.
این کتاب با نقل قولی از برشت آغاز می شود: "نیک میدانیم که/ کینه بر ضد دنائت و پستی / چهره مارا زشت می کند/ و خشم بر ضد بیدادگری نیز/ صدایمان را خشن می کند. / افسوس، ما که می خواستیم زمین را آماده مهربانی کنیم/ خود نتوانستیم مهربان بشویم./ اما شما، وقتیکه زمانه فرزانه شد/ وقتی که آدمی یاور آدمی شد/ با گذشت از ما یاد کنید." اشعار واقدی نه تنها حاوی "خشم" نبوده؛ و اگرچه از مهربانی مالامالند؛ ولی عمدتا بدبینانه اند. این بدبینی گاهی بطور یکسویه ای ناامیدانه بوده و در سطرسطر هر شعر موتیفها (جمل و ایماژها) بار امیدشان اندک است.
واقدی حال را با ترحم و آینده را با امیدی کم- مایه توصیف می کند. اشعارش ناشی از مشاهدات حول و حوشش بوده؛ از جریان های معاصر جهانی و گذشته وطنش تهی می باشند. در این انزواست که آنها با چند استثنا شدیدا ناامیدانه اند. رابطه شکل و محتوا را در غزلهایش بوضوح می توان دید: بدبینی شدید شاعر را مسخر کرده. تا جاییکه گلایه تغزلی تبدیل به ناامیدی تام شده است. اشعار او مالامال از موتیفهای منفی، بدبینانه و ناامیدکننده اند که هر کدام تاریخ و شهر نگارش دارایند.
تعداد موتیفهای امید بخش از صفر در غزل "برکه" و "آوازهای عاشقان قدیمی" اردیبهشت ۴۶ به نصف کل موتیفها در "شهرها" میرسد. در "اساطیر" تیر ۴۶ بربع تقلیل یافته و در "آه.. ای رفیق" مهر ۴۶ موتیفهای امید بخش- در رابطه با پیروزی ملاآواره و قادر شریف در کردستان- غالب میشوند. در "زمزمه دشمن" دی ۴۶ وحشت و در "شهرمن" بهمن ۴۶ غم کاملا حکمفرماست. در "تسلیم" فروردین ۴۷ نوری از امید می تابد؛ در "صبح" کاملا غلبه میکند. در "کابوس" به صفر می رسد؛ در "بغض" مهر ۴۷ بعنوان واکنشی کمی تلاش مثبت دیده میشود؛ در "گذرگاه شقایقها" اریبهشت ۵۱ دوباره غالب میشود.
شاعر وجدان اجتماعست. او ناظر شرایط انسانی یا طبیعی بوده؛ در وجدانش بشهود مسایل جهانی، اجتماعی، شخصی و موضوعی می پردازد. در جامعه باز اخبار رویدادهای جهانی و اجتماعی گزارش می شوند. لذا اشعار مربوطه را میتوان بوضوح از اشعار شخصی تفکیک کرد. همچنین از هر شعر میتوان مساله موضوعی را جدا کرد. پس برای خواننده مساله شخصی منعکس در شعر ناشناخته است.
در جامعه دیکتاتوری سانسور گاهی تمام مسایل فوق را بهم آمیخته؛ در استعاره های شخصی موضوعی می پیچاند (مانند غزلیات حافظ). در این گونه جامعه، علیرغم اختناق سیاسی، مراسم جمعی و شادی زیستن (بهار، صبح، عشق، عروسی) وجود دارند. در سیاهترین سالهای اختناق سیاسی، هر ملتی مراسم ویژه خود را برای بهرهمندی از زندگی بپا میدارد. در اینجاست که اگرچه کلیت اشعار واقدی بدبینانه اند، ولی دمهای شاد را در آن – بمناسبت نوروز، صبح بهار، و خوشیهای شخصی – میتوان دید. پس محتوای اشعار او را می توان به دو دسته انسانی و طبیعی تقسیم نمود؛ موتیفهای مثبت و منفی را در هر کدام تعیین کرد. در این تجزیه و تحلیل ما به دو موتیف مثبت و منفی در اشعار او بطور عام میپردازیم؛ سپس به آنهایی که حول مسایل شخصی و طبیعی اند اشاره میکنیم.
بدبینی واقدی را در دهه چهل میتوان در اشعارش بطور کمی سنجید. اگر هر شعر واقدی را تقطیع کرده تا موتیفها (جمل و ایماژها) ی مثبت و منفی آنرا در جدولی در کنار هم بیاوریم. آنگاه با شمار ش هر کدام و تعیین در صدشان، شدت بدبینی او را میتوان سنجید؛ تا بدینوسیله اشعار اورا نه بطور کیفی بلکه کمی و عینی (علمی) مورد بررسی و نقد قرار داد. برای نمونه، بند نخست شعریراکه در آخر این مقاله آمده است در نظر میگیریم. خط نخست حاوی موتیف مثبت است و سه خط بعدی، منفی. با تقطیع هر یک از ۲۵ شعر مجموعه فوق، تفکیک موتیفهای منفی و مثبت آن، یافتن نسبت مثبتها به مجموع موتیفها و سپس منحنی تناوب این موتیفها در برابر تاریخ سرودن اشعار، تصویر میشود.
در شکل زیر اوجهای خوش بینی بوضوح از غالب اشعار بدبینانه متمایز شده اند و نتایج زیر را میتوان گرفت:
۱) در آغاز بهار شاعر حالت خوش بینانه تر دارد.
۲) تنها یک/ سوم شعر ها کمتر از ۲۰% موتیف خوش بینانه دارند.
۳) تنها ۳ شعر "لبخند بودا" ۶/۵۱ تهران، "صبح" ۱/۴۷ کرمانشاه و "گذرگاه شقایقها" ۱/۵۱ کرمانشاه خوش بینانه اند؛ یعنی بیش از ۵۰% موتیف مثبت دارند.
۴) "صدای گامهای نور"، "آوازی در غربت"، "اندوه من"، "آواز ناتمام چکاوک"، "آه ای رفیق"، "گردباد" تا یک/ سوم ایماژهای خوش بینانه دارند.
۵) تا دو/سوم غزلها بدون حتی یک موتیف مثبت اند.
۶) دو اوج امید در فواصل۴۶تا۴۷ و ۵۰ تا ۵۱ دیده میشوند.
۷) دو دوره ناامیدی بین ۴۱تا ۴۶ و ۴۷ تا ۴۹ وجود دارند.
۸) بدبینی شاعر بوسیله موتیفهای منفی اندازه گیری شده است.
علل بدبینی واقدی را نمیتوان بیقین دریافت. معهذا میتوان گفت که سوای مسایل خانوادگی، مسایل اجتماعی هم – که در نهایت مسایل شخصی و موضوعی را هم تحت الشعاع دارند – در اشعارش انعکاس یافته اند. حوادث اجتماعی عمدتا سرکوب آزادی و خیزشها ی مردم، بسط و تشدید اختناق و سانسور، مرگ رهبران عقیدتی/فرهنگی بوده؛ مسایل شخصی مانند وصال یا ناکامی در عشق و گزینش موضوعی مانند توصیف زیبایی صبح یا غم غربت می باشند. با بررسی اجتماعی دهه ۴۰ ، درست بلافاصله پس از تنفس ۳۹ تا ۴۲، دیده میشود که سرکوب آزادی پیگیرانه دامن زده میشود.
اختناق و سانسور روشنفکران را از هم، مردم را از رجال سیاسیشان و فرهنگ ملی را از فرهنگ پیشرو جهانی جدا نگهمیدارد. روشنفکر بدون چشمانداز تاریخی- اجتماعی در غرقاب بدبینی معلق میشود؛ تنها پدیده های طبیعی و شخصی او را از ورطه ناامیدی بطور لحظه ای میرهانند. با اختناق و سانسور، روشنفکران مبتذل و کم دانش وجهه پیدا کرده، رسانه های گروهی را قبضه کرده؛ آتوریته های کاذب در رشته های مختلف هنر و دانش برای خود دست و پا می کنند. چون آزادی انتقاد وجود ندارد، آنها بدون چالش، آثار سطحی خلق میکنند؛ لذا فساد فرهنگی را دامن میزنند.
از سوی دیگر روشنفکران متعهد با ارگانهای سرکوب مواجه میشوند، دربند میافتند، اعدام میشوند، خنثی و ساکت میشوند، ممنوع القلم میشوند، مشاغل خود را از دست میدهند، کوچ می کنند، حرفه عوض کرده و خریده میشوند، یعنی بطور خلاصه پراکنده و تارومار میشوند. برخی از از روشنفکران هم به الکل و فراموشی – که گاهی واقدی هم به آن اشاره میکند- روی می آورند تا به ریشه یابی مسایل و پاسخ یابی. رابطه اختناق با اشعار واقدی نیاز به تحلیل مفصل از جامعه دهه ۴۰ داشته که از حوصله این نقد خارج است. (رجوع کنید به کتاب موذن، " ده شب شعر کانون نویسندگان ایران،" امیرکبیر، ۱۳۵۷ بویژه به مقالات گلشیری، رحیمی، ساعدی، مومنی، هزارخانی، شمس آل احمد، به آذین).
پس از قیام ۱۵ خرداد ۴۲، مبارزات مسلحانه در فارس، کردستان و سیاهکل برهبری بترتیب قشقایی، شریف و فراهانی سرکوب شدند. رهبران آن در برابر جوخه های اعدام قرار گرفتند. در این دهه مرگ شاعر پیشرو فروغ فرخزاد، پهلوان ملی تختی، نویسنده مردمی بهرنگی و رهبر مبارزات ضد امپریالیستی دکتر محمد مصدق به سوگ سترگ ایرانیان دامن زد. در بخش دوم "تاریخ سی ساله" در باره ملا آواره و شریف کردستان آمده است که "سرودهای زیادی از جانب مردم و روستاییان ساخته شد و خوانده میشد.
" واقدی مرثیه خوان و نظاره گر ناامید این واقعه میباشد: "وقتی تو را که گرمی ما بودی آن دست پرشقاوت و خون آلود دزدانه درسیاهی جنگل ربود و رفت انسان شکسته خاطر و تنها ماند.. بعداز تو در ترانه دهقانان نام تو یادگار شگفتیهاست. بعد از تو بادها و درختان و صخره ها آوازهای گنگ تو را در فضای شب پرواز میدهند؛ و رودهای پیر و کف آلود در پای کوهها و اعماق دره ها دیوانه وار نام بلندت را آواز میدهند


منبع : نشریه الکترونیک بلوط

مطالب مرتبط

عصر من، عصر تردید است


عصر من، عصر تردید است
● گفت وگو با شهاب مقربین-شاعر
▪ گفت وگو را با این پرسش آغاز می کنم که شما به عنوان نماینده یی از نسل شعر امروز، سیر تولید اندیشه را در شعر چند سال گذشته، چگونه ارزیابی می کنید و به طور کلی اصلاً شعر باید تولید اندیشه کند یا نه؟
پیش از آنکه ببینیم در چند سال گذشته چه اتفاقی افتاده است، بر سر عبارت «تولید اندیشه در شعر» کمی درنگ کنیم. به این نکته توجه کنیم که شعر - اگر شعر باشد - ابتدا، خود به مثابه یک «خلق» قائم به ذات و متکی به خود، شکل می گیرد و بعد از آن است که می توان از درون آن، عناصری - از جمله اندیشه - را نشان کرد.
شعر برای تولید اندیشه یا هر چیز دیگر خلق نمی شود. اگر چنین باشد، نتیجه شعر نخواهد بود؛ همان اندیشه یا هر چیز دیگر خواهد بود. هیچ شاعری به قصد تولید چیزی، شعر نمی نویسد. او فقط شعر می نویسد. اما به هر حال، بسته به شرایط و عوامل گوناگونی که او را احاطه کرده و در مرکز تاثیرات خود قرار داده اند، عناصری در شعر او برجسته می شوند. یکی از آن عناصر می تواند اندیشه باشد.
▪ و اما در چند سال گذشته چه گذشته است؟
طبیعی است که شاعر، فرزند عصر خویش است و عصر ما، عصر تزلزل آرمان ها و ایدئولوژی ها است؛ عصر تردید در هر چه پیش از این یقین انگاشته می شد؛ عصر عدم قطعیت. اگرچه این واقعیت، خود می تواند به مثابه اندیشه یی در شعر تبلور پیدا کند و بسا که در شعر گروهی از شاعران معاصر نیز متجلی شده است، اما از سوی دیگر، در شعر گروهی دیگر، به گریز از تفکر یا به روگرداندن از گرایش های معنا محور و روی آوردن به بازی های زبانی منجر شده است.
▪ اما در شعر شما، نقش ارائه فکر و اندیشه بسیار پررنگ تر از دیگر مقوله ها است. چه دغدغه یی در شهاب مقربین موجب این مساله شده است؟
دغدغه من، شعر است. حاصل آن چیست، نمی دانم. اگر شما نقش اندیشه را در آن پررنگ می بینید، مطمئن باشید که خودم هنگام نوشتن شعر به آن نمی اندیشم. تنها به شعر می اندیشم و حاصل این اندیشیدن اگر اندیشه است، چیزی جز انعکاس دغدغه های زندگی من نیست.
▪ با توجه به اینکه یکی از خصوصیات شعر دهه هفتاد زبان پیچیده و ارائه تکنیک های متنوع زبانی است، زبان شعر شما بسیار ساده است. چرا نخواستید شعرتان درگیر پیچیدگی های زبانی شود؟
شعر من از دهه پنجاه آغاز شد، به تدریج شکل خودش را پیدا کرده و تا دهه هشتاد ادامه یافته است. اگر شما بگویید که زبان شعرم بسیار ساده است و فقط همین، پاک مأیوسم کرده اید. شعر مطلوب من، شعری است که در عین سادگی، عمیق باشد. گاهی چیزهای ساده، فقط ساده نیستند، شگفت انگیزند. پیچیدگی آنها در عمق نهفته است. نیچه می گوید که شاعران آب را گل آلود می کنند تا عمیق تر جلوه دهند.
من می خواهم بی آنکه آب را گل آلود کنم، آن را عمیق کنم. شعر مطلوب من این گونه است و رسیدن به آن دشوار، بسی دشوارتر از رسیدن به زبانی پیچیده و پرتکنیک. اما چیزی که شما از آن به عنوان خصوصیات شعر دهه هفتاد یاد می کنید، در واقع، در بسیاری موارد، زبان پیچیده نیست، بازی های زبانی است که گاهی با شورشی ضدزبان آمیخته است که بیش از آنکه برخاسته از ضرورت ها و شرایط درونی شعر باشد، مبتنی بر نظریه های بیرونی است.
اما از همه اینها که بگذریم، تصور من این است که اگر شما شعر مرا خالی از هرگونه دغدغه زبانی قلمداد کنید، به آن جفا کرده اید. شعر من، شعر بازی های زبانی محض نیست، اما فکر می کنم به ظرفیت ها و کارکردهای چندگانه زبان توجه دارد.
▪ آقای مقربین، شما شاعر هستید و چند سالی است که داستان در عرصه ادبیات ایران نقش مهمتری نسبت به شعر پیدا کرده، از دید یک شاعر چه عوامل و دلایلی سبب شده تا این اتفاق بیفتد؟
از دید یک شاعر یا غیرشاعر فرقی نمی کند. دنیای مدرن و چه بسا پسامدرن، انسان معاصر را در دایره تاثیرات خود قرار داده است و نیازها و ضرورت های تازه خود را طلب می کند. رواج و رونق داستان نویسی مدرن، حتی در غرب که خاستگاه اصلی آن به شمار می رود، در چند قرن اخیر و با آغاز مدرنیته اتفاق افتاده است. ما هم که - برخلاف شعر - در زمینه داستان نویسی مدرن پیشینه چندانی نداریم، (همچنان که در زندگی مدرن)، با تاثیر پذیرفتن از غرب و زندگی امروزمان، به شکل های تازه تر در ادبیات رو کرده ایم. این اجتناب ناپذیر است.
▪ آیا به نظر شما گرایش افراطی اهالی شعر به ترجمه ها و تئوری های صادره از ادبیات غرب، موجب عدم برتری شعر نسبت به موقعیت داستان و رمان در سال های اخیر نبوده است؟
به نظر من، نه. آنها فقط یک گرایش هستند. من شرایط تاریخی و ضروریات دنیای معاصر را موثر می دانم، اگر کلی گویی نکرده باشم. در ضمن، با این تعبیر شما، یعنی «عدم برتری شعر نسبت به موقعیت داستان و رمان» موافق نیستم. تنها می توان گفت که تیراژ کتاب های داستان و رمان نسبت به شعر، در مجموع، بیشتر شده است. موقعیت، فقط تیراژ نیست.
▪ نقش منتقدان را در این راستا چگونه می بینید؟ اصلاً از دید شما چیزی به عنوان نقد در مفهوم واقعی آن در ادبیات چند سال گذشته ما وجود داشته، اگر وجود داشته، نمونه های موفق آن کدامند؟
منتقدان شرایط تاریخی را که نمی توانند عوض کنند، اما در فهم عمومی ادبیات و ایجاد انگیزه ها می توانند موثر باشند و در سطحی دیگر، با بازآفرینی اثر، می توانند به خلقی تازه تر دست پیدا کنند. درباره نقد ادبی امروز هم باید گفت که با همه کاستی ها و فراز و فرودهایش، البته که وجود دارد. نه تنها اکنون و در چند سال گذشته، که در چند دهه گذشته هم وجود داشته است. نخستین نقدهای جدی شعر را می توانید در نامه ها و مقاله های نیما یوشیج جست وجو کنید. پس از آن، به طور جدی تر و به صورت شاخه یی مستقل در ادبیات ما، در دهه چهل ظهور کرد و چهره های شاخص و موثر خود را نشان داد.
البته، نقد در آن دوران، غالباً یا از اندیشه های مارکسیستی متاثر بود یا از تاملات شخصی منتقدان نشأت می گرفت که گاهی هم با احساسات و سلیقه های فردی می آمیخت. اما در یکی دو دهه اخیر، نظرگاه های جدید غربی - که در غرب، دیگر خیلی هم جدید نیستند - نقد ادبی ما را تحت تاثیر قرار داد که البته برای غنی تر و عمیق تر کردن آن ضروری بود. در واقع، جامعه ادبی ما نیاز داشت که از درون خود فراتر رود و با افکار متفاوت و متنوعی که در دنیای امروز وجود دارد، آشنا شود.
زندگی امروز ما هم رویکردهای تازه یی را می طلبید. اما، از سوی دیگر، اندیشه هایی که خاستگاه شان جوامع دیگر بود و ما خود به طور مستقیم به درک آنها نایل نیامده بودیم، بلکه درک دیگران از آنها را پذیرفته بودیم، در حیطه عمل مسائلی را برای ما پدید آورد، چرا که دریافت اندیشه های تازه یک مطلب است و نحوه کاربرد آن در ادبیات، مطلبی دیگر. در واقع، باید به این نکته توجه کرد که نسبت اثر ادبی با نظریه ادبی نسبت پیدایش مرغ و تخم مرغ نیست. اثر ادبی بر نظریه ادبی تقدم دارد.
نظریه های ادبی از آثار ادبی استنتاج و استخراج می شوند و نه برعکس. اما چنانکه می بینیم، نقد ما که باید مبتنی بر نظریه های برگرفته شده از آثار ادبی باشد، در جاهایی، با سلاح تئوری های از پیش تعیین شده، به مصاف آثار ادبی می آید. این، یعنی سرنا را از سر گشادش نواختن. در حالی که نظریه پردازان غرب هم نظریات خود را با در نظر داشتن آثار ادبی موفق خود وضع کرده اند. با چنین احوالی، نقد ما در جاهایی دچار آشفتگی هایی می شود.
▪ آیا نقد ادبیات - شعر، داستان، رمان - در مطبوعات می تواند تاثیری مثبت در روند رشد ادبیات داشته باشد؟ راجع به ژورنالیسم ادبی امروز در ایران چه نظری دارید؟
اتفاقاً نقد ما بیشتر در مطبوعات شکل گرفته و می گیرد. به ویژه در سال های اخیر، مطبوعات و مخصوصاً روزنامه ها پایگاه نسل جدید و جوانی شده است که دارد آن آشفتگی ها و مسائلی را که ذکر کردم، پشت سر می گذارد. این نسل به نظر می رسد شوق درک نظریه های ادبی را با هیجان کشف مختصات درونی متن بیامیزد.
اما در هر حال، به نظر من، نقد قبل از آنکه بر رشد ادبیات اثرگذار باشد، به ارتقای فهم عمومی از آن کمک می کند و سطح انتظار مخاطب را بالا می برد و این به طور غیرمستقیم، موجب رشد خواهد شد. وگرنه هیچ شاعر و نویسنده اصیلی، راه و روش خود را بر اساس احکام و دستورالعمل های هیچ منتقد یا نظریه پردازی تعیین نمی کند.امروز در حاشیه ادبیات مسائل بسیار مختلفی وجود دارد که به راستی حتی یک شاعر یا نویسنده حرفه یی را هم گیج می کند.
▪ واقعاً از دید شما انتخاب چه ابزارهایی می تواند یک جوان علاقه مند به شعر را به سمت موفقیت سوق دهد؟
تنها توصیه من به شاعران جوان این است که هیچ توصیه یی را به طور مطلق نپذیرند. (و این می تواند شامل همین توصیه هم باشد،) هیچ چیز مطلق نیست. شعر هر کس با آب و گل همان کس سرشته است. تنها باید توانایی کافی داشته باشد که شعرش را با آن آب و گل به خوبی بورزد. تجربه، تجربه، کار، کار، مطالعه، مطالعه. اینها شرایط لازم برای موفقیتند، اما کافی نیستند. شرط کافی را هر کس باید خودش در خودش کشف کند.

وبگردی
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة !
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة ! - گزارشی از تصویری که چند روز پیش توسط برخی در فضای مجازی با نام قرآن طلا انتشار یافت
سرگیجه پلاسکو
سرگیجه پلاسکو - وام ٣٠٠‌میلیون تومانی تبدیل به رویای آنها شده؛ داغ پلاسکو برای کسبه هنوز تازه است. وامی که بعد از سوختن پلاسکو در بوق و کرنا کردند، امروز فقط به یکی از ساکنان پلاسکو داده شده و سهم دیگر کسبه انتظار است.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها