دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ / Monday, 19 February, 2018

نزول قرآن کریم


نزول قرآن کریم
یكی از مسائل مهم در باب وحی، كیفیت نزول و دریافت آن توسط پیامبر(صلی الله علیه وآله) است. نزول قرآن چه مفهومی دارد؟ پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) چگونه وحی را دریافت می نمود و حالت های آن حضرت هنگام دریافت وحی چگونه بوده است؟ آیا این حالت ها تحلیل و توجیه عقلانی یا عرفانی دارد یا خیر؟ موارد مزبور سؤالاتی هستند كه این نوشتار در پی پاسخ گویی به آن هاست.
● مفهوم شناسی
نزول مانند هبوط به معنای فرود آمدن است كه مصداق روشن آن فرود آمدن مكانی و مادی، یعنی از مكان بالا به پایین آمدن است; مانند فرود آمدن انسان از اسب یا فرود آمدن باران از آسمان.۱
اما مفهوم نزول منحصر در معنای فرود آمدن مكانی مادی نیست; چرا كه در موارد دیگر مانند رسیدن سختی ها و شداید به انسان نیز به كار رفته است.۲ آیات فراوانی دلالت دارد بر اینكه قرآن كریم از سوی خداوند متعال نازل شده است، اما اینكه نزول قرآن چگونه است، دانشمندان بیان های مختلفی دارند كه عبارتند از:
الف) نزول روحانی
نزول دو معنا دارد:
۱) نزول مادی:
مانند نزول باران از آسمان، چنان كه در آیات فراوانی به چشم می خورد; از جمله (وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الَّثمَراتِ رِزقاً لَكُم)(بقره: ۲۲); (او خدایی است كه) از آسمان آبی فرو فرستاد و به وسیله آن میوه ها را پرورش داد تا روزی شما باشد.
۲) نزول روحانی:
مانند نزول قرآن بر قلب مبارك پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)، چنان كه خداوند متعال می فرماید: (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمینُ عَلَی قَلْبِكَ)(شعراء: ۱۹۳); قرآن را جبرئیل امین بر قلب تو فرو فرستاده است.
بنابر بیان مزبور، كاربرد واژه نزول و مشتقات آن اگرچه در هر دو قسم حقیقی است، اما نزول قرآن به معنای دوم می باشد.۳
ب) نزول مقامی
نزول در اصل به معنای فرود آمدن جسم از مكانی بالا به مكانی پایین است، اما نزول قرآن بدین معنا نیست; زیرا خدا جسم نیست و مكان ندارد، پس باید نزول قرآن به معنای دیگری باشد. تعدادی از آیات ظهور در این دارند كه وجود قرآن ملفوظ و مكتوب، مسبوق به وجود عالی تری است; یعنی همین قرآن در مقامی عالی تر نیز وجود دارد و از آنجا نزول یافته است; قرآن می فرماید: (إِنَّهُ لَقُرآنٌ كَریمٌ فِی كِتاب مَكْنُون لاَ یَمَسُّهُ إِلاَّ المُطَهَّرونَ تَنزیلٌ مِن رَبِّ الْعَالَمِینَ)(واقعه: ۷۷ـ۸۰); این قرآنی است گرامی كه در كتاب مكنون و محفوظی وجود دارد و جز پاكان نمی توانند آن را درك كنند، از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است.
آیه مذكور ظهور در این دارد كه اصل قرآن در كتابی مكنون و مخفی است و از جانب خداوند فرود آمده است.
علّامه طباطبائی می نویسد: «از تدبّر در آیات چنین استفاده می شود كه قرآن موجود ملفوظ و مكتوب عربی است و در مدت ۲۳ سال تدریجاً بر پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)نازل شده، ولی همین قرآن در مقامی عالی تر نیز وجود دارد كه آن مقام، تفصیل و تدریج نیست، عربی یا عجمی معنا ندارد. از سنخ معانی و مفاهیم اعتباری نیست، بلكه واقعیت دیگری ماورای فهم عرفی ما است. جز افراد معصوم كه از آلودگی به گناه مصونیت دارند كسی را به درك آن مقام راه نیست.»۴
این نزول قرآن گرچه به معنای فرود آمدن از مكانی فوق به مكانی دون نیست، لیكن نزول مفهوم حقیقی خود را دارد; زیرا به معنای نزول از مقامی عالی، یعنی مقام بساطت و تجرّد، به مقامی دانی، یعنی تفصیل است. پس استعمال الفاظ نزول و انزال و تنزیل در مورد قرآن استعمال حقیقی است۵ نه مجازی، اگرچه برخی آن را مجازی دانسته اند.۶
ج) نزول حقیقی (در مقابل نزول مادی و اعتباری)
نزول در برابر صعود و عروج قرار دارد كه گاهی در مورد محسوسات به كار می رود; یعنی جسمی از نقطه فوقانی به نقطه ای كه پایین تر قرار گرفته منتقل شود و گاهی در امور اعتباری استعمال می شود; مانند كسی كه از مقام اعتباری بالاتری برخوردار است ـ مثلا رئیس ـ به مقام پایین تری ـ مثلا معاون ـ تنزل كند; چنان كه گفته می شود: «نزل المَلِك عن عرشه» (پادشاه از تخت فرود آمد) كه منظور خلع و یا كناره گیری از مقام سلطنت است. گاهی نیز در امور حقیقی غیرحسی به كار می رود; مانند قرآن كه از طرف خداوند متعال بر قلب پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)نازل شده و در واقع، از مقام علم الهی به مرحله الفاظ و مفاهیم بشری تنزّل یافته است; زیرا روشن است كه نزول قرآن به معنای حركت یك شیء جسمانی از یك مبدأ مادی به مقصد مادی دیگر یا به معنای تنزّل مقام و اعتبار حقیقت قرآن نمی باشد.۷
اگرچه تعبیرهای گوناگونی برای نزول قرآن بیان شده است، اما هر یك، سه مفهوم مزبور را تداعی می كند; زیرا در هر صورت، چه نزول قرآن را روحانی، مقامی یا حقیقی بنامیم، قرآن كریم از یك مرتبه «عنداللهی» و والا و مستحكم به یك مرتبه فروتر، كه مرتبه الفاظ و عبارات است، تنزّل داده شده است تا در اختیار بشر قرار گرفته و برای همه قابل فهم باشد.
● كیفیت نزول وحی
با توجه به مفهوم نزول، این مطلب قابل استفاده است كه قرآن كریم از جانب خداوند، كه در عالم قدسی و ماورایی و دارای مرتبه بساطت و تجرّد است، بر پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) برای بشر، كه در حیات مادی است، نازل شده است و این تحقق نمی یابد مگر با ارتباط یك موجود مادی (پیامبر اسلام) با عالم قدسی و ملكوتی. حال این پرسش مطرح می گردد كه از نظر عقلی امكان ارتباط آن حضرت با عالم قدسی چگونه است و دریافت وحی چگونه تحقق می یابد؟
دانشمندان دو حالت را برای این ارتباط تبیین كرده اند: گاه پیامبر از حالت بشری خارج می گردید و به صورت ملكوتی درمی آمد و با فرشته و مقام تجرّد مرتبط می شد، كه این مقام را می توان صعود آن حضرت از عالم ظاهر به باطن دانست. گاهی نیز فرشته از حالت تجرّد منسلخ می شد و تبدیل به حالت بشری می گردید و وحی را پیامبر می رساند، كه این مقام را می توان نزول فرشته از عالم باطن به ظاهر نامید.۸
سیوطی، به نقل از راغب اصفهانی، حالت اول را سخت تر از حالت دوم می داند.۹
صدرالمتألّهین بر این باور است كه وقتی روح پیامبر به عالم ملائكه، یعنی عالم وحی ربّانی، صعود می كند كلام خدا، یعنی اعلام حقایق را در مقام «قاب قوسین او ادنی»، كه مقام قرب الهی و مقعد صدق است، استماع می نماید. وحی در اینجا عبارت از كلام حقیقی ربّانی است. هم چنین وقتی روح پیامبر با ملائكه علیین ارتباط برقرار ساخت، صدای قلم و القای كلام آنان را خواهد شنید; كلام آنان همان كلام خداست كه بر قلوب آنان نازل گشته است.
درباره سیر دوم می نویسد: «در هنگام وحی حس ظاهری پیامبر به جانب فوق جذب می شود و صورتی از واقع برایش تمثل خواهد یافت (كه این صورت ها و تمثلات واقعیت دارند و از احلام و خیالات باطله نیستند.) بنابراین، فرشته با صورتی محسوس برای پیامبر تمثل می یابد تا تاب تحمل مشاهده آن را داشته باشد. پس پیامبر فرشته را به صورتی غیر از صورت واقعی و نفس الامری خود مشاهده می كند; زیرا موجودی مجرد و امری وقتی به عالم خلق تنزّل و تجلّی نمود موجودی خلقی و محدود خواهد شد و به همین جهت به صورت موجودی خلقی مشاهده می شود و كلامش مسموع می گردد، با اینكه در مراحل عالی تر وحی، معقول بوده و گاهی به صورت لوحی مكتوب مشاهده می شود. بنابراین، فرشته وحی و كلام و كتاب او از جهان غیب و باطن به مشاعر حسی و قوای مدركه پیامبر نزول می كنند، لیكن این تنزل به معنای انتقال و تجافی فرشته از مقام خود نیست، بلكه به معنای حركت و نزول پیامبر از نشأت باطن به سوی نشأت ظاهر است، برخلاف سیر اول او كه از عالم شهادت و حس به عالم غیب داشت.»۱۰
ابن خلدون نیز كیفیت دریافت وحی را سیر پیامبر از عالم ظاهر به باطن و مجردات می داند. وی می نویسد: «فوق این عالم بشری عالم روحانیت و ملائكه است. نفس انسان این استعداد را دارد كه از جنبه بشری منسلخ شود و به عالم فرشتگان كه فوق این عالم است صعود نماید و در لحظه ای از لحظات در زمره ملائكه قرار گیرد، علوم و معارف را از آن عالم بگیرد و دوباره به صورت بشری خویش باز گردد و آنچه را از عالم مافوق گرفته است به مردم ابلاغ كند. معنای وحی و خطاب فرشتگان نیز همین است.»۱۱
این رهیافت برای كیفیت نزول قرآن، امكان وحی را از نظر عقلی راهوار می سازد; چرا كه انسان دارای دو ساحت وجودی است: ساحت جسم و ساحت روح. انسان با پرورش روح و قدرتمند شدن نفس و دوری از كدورت معاصی دارای نور معرفت و ایمان به خدا می شود و به ذات اقدس ربوبی و عالم ملكوت مرتبط می گردد.
● نزول وحی و حالت های پیامبر
نزول وحی بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)حالت های خاصی برای آن حضرت ایجاد می كرده است. وحی همان گفتار الهی است كه سنگینی خاص خود را دارد; خداوند می فرماید: (إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیكَ قَوْلا ثَقیلا) (مزمّل: ۵); ما گفتار سنگینی بر تو القا می كنیم.
بدون تردید، منظور از «قول ثقیل» قرآن است.۱۲ قرآن از آن روی كه كلام خداوند است و از ساحت مقدّس و كبریایی او گرفته شده، تنها نفس پاكیزه كه از هر آلودگی دور است و جز با خدای سبحان ارتباطی ندارد شایستگی دریافت آن را خواهد داشت.
این كتاب گران بها دارای ظاهر، باطن، تنزیل، تأویل۱۳ و تبیان۱۴ هر چیزی است و سنگینی آن از حالات پیامبر ـ حالتی شبیه بی هوشی كه در روایات نقل شده است ـ فهمیده می شود.
این كتاب حقایقی را در بردارد كه تحقق آن ها بسیار سنگین است: (لَو أَنزَلنا هذا القُرآنُ علی جبل لرأیته خاشعاً متصدعاً من خشیهٔ اللّه و...) (حشر: ۲۱)
آری، آیات قرآن از نظر محتوا، وعده و وعیدها، تحمل بر قلب ها، فرامین و برنامه های عبادی، سیاسی و اخلاقی، تبلیغ و مشكلات رساندن آن برای مردم و... بسیار سنگین و با عظمت است و دریافت آن به آسانی تحقق نمی پذیرد، اگرچه از نظر قرائت و تلاوت زیبا و دلنشین است.
در روایت های گوناگونی حالت های پیامبر از نظر سنگینی آیات بیان شده است; از جمله حالت غشیان و بی هوشی، تغییر چهره مبارك و عرق كردن حتی در فصل سرما. این حالات هنگامی به حضرت دست می داده است كه جبرئیل واسطه نبوده و پیامبر وحی را مستقیماً از ناحیه خداوند متعال دریافت می كرده است. به برخی از روایات اشارت می رود:
۱) هشام بن سالم از امام صادق(علیه السلام)نقل می كند كه فرمود: وقتی كه به پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) وحی نازل می شد اگر جبرئیل(علیه السلام)واسطه بود، پیامبر(صلی الله علیه وآله)می فرمود: «این جبرئیل است و چنین می گوید» و اگر جبرئیل نبود و وحی مستقیم به آن حضرت نازل می گشت برای پیامبر غشیان و بی هوشی عارض می شد; زیرا در این وقت وحی بر حضرت سنگین بود.۱۵
۲) از زراره نقل شده است كه به امام صادق(علیه السلام) گفت: فدایت شوم آن غشیان و بی هوشی چه بوده است كه بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله)عارض می گشت؟ فرمود: آن در صورتی بود كه بین خدا و رسولش واسطه ای نبود و خداوند خود را برای پیامبرش تجلّی می كرد. سپس فرمود: ای زراره! این همان نبوّت است. در این وقت امام(علیه السلام)حالت خضوع و خشوعی به خود گرفت.۱۶
۳) در روایتی آمده است: «دریافت وحی چنان بر پیامبر(صلی الله علیه وآله)سنگین بود كه حتی در فصل سرما عرق می كرد و بر صورتش جاری می گشت.» و نیز «رنگ صورتش تغییر می كرد و سرش فرود می آمد.»۱۷
در عصر رسالت برخی افراد مغرض با مشاهده این حالت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، آن حضرت را متهم به جنون یا حالت هایی مانند آن می كردند. در عصر حاضر نیز برخی از مستشرقان همین راه را ادامه داده و با این اتهام سست درصدد تضعیف قرآن كریم برآمده اند. برخی گفته اند: پیامبر مبتلا به بیماری صرع بوده است۱۸ و آنچه به نام وحی و حالت غش برای پیامبر(صلی الله علیه وآله)نقل شده است همان «صرع» می باشد كه وقتی به هوش می آمد چیزی بر مردم تلاوت می كرد به گمان آن كه بر او از جانب پروردگارش وحی شده است!۱۹ برخی نیز حالت غش را همان حمله هیستری دانسته اند!۲۰نویسنده آمریكایی واشنگتن اروینچ مدعی است امراض روحی و جسمی و قدرت طلبی موجب شده تا پیامبر ادعای نبوّت كند، به ویژه كه خدیجه و ورقهٔ بن نوفل نیز او را بر این كار تشجیع كردند.۲۱ هرچند حالت های مزبور، در تحلیل عقلانی و عرفانی پاسخ داده می شود، اما پیش از هر دلیلی، خود قرآن كریم این اتهامات را از ساحت مقدّس پیامبر دور ساخته و هرگونه جنون، كهانت و سحرگری را از وی نفی می كند; در آیه ای می فرماید: (فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِن وَ لاَ مَجنُون)(طور: ۲۹); پس تذكر ده، كه به لطف پروردگارت تو كاهن و مجنون نیستی.
در آیه ای دیگر به مردم می فهماند كه (وَ مَا صَاحِبُكُم بِمَجنُون)(تكویر: ۲۲); مصاحب و همراه ]= پیامبر[ شما دیوانه نیست. و این اتهام با حالات پیامبر و تاریخ زندگانی او در میان مردم پیش از نبوّت و حتی در زمان رسالت حتی برای خود كفار نیز قابل پذیرش نبود; زیرا او فرد امین و آگاه بود و حتی كافرانی مانند ابوسفیان، ابوجهل و اخنس بن شریق شبانه می آمدند و به طور پنهانی به سخنان آن حضرت گوش فرا می دادند.۲۲
افزون بر آن، مستشرقان نیز متوجه شده اند كه اتهام صرع و مانند آن اتهامی واهی و بی ارزش است و با شخصیت، آموزه ها و تاریخ زندگی پیامبر هیچ تناسب عقلی ندارد.۲۳ از همین روست كه افرادی مانند توماس كارلایل از پیامبر دفاع كرده و هرگونه ادعای كذب و مانند آن را از وی دور دانسته اند.۲۴
شواهدی كه دلالت بر عدم صحت نسبت های مزبور دارند، عبارتند از:
۱) گزاره ها و معارف والای قرآن
معقول و امكان پذیر نیست كه یك انسان دیوانه یا مبتلا به صرع كتابی مانند قرآن بیاورد كه حاوی بالاترین قوانین، احكام و معارف برای بشر باشد. در قرآن قوانینی مانند عدالت طلبی، ظلم ستیزی، آزادی انسان، احسان و نیكوكاری، ترغیب و تشویق علم، دانش و دانشمندان، فقرستیزی و احكام عبادی و قوانین معاملات و احكام قضایی و حقوقی و زندگی مسالمت آمیز آمده است كه حقوق بشر امروز آن ها را برترین قوانین بشری می داند، اگرچه نسبت به بسیاری از قوانین آن هم چنان در غفلت به سر می برد.
۲) گسترش اسلام
با ارائه مكتبی همچون اسلام، بسیاری از مردمان عصر پیامبر كه مبتلا به كفر و شرك بودند به دین اسلام گرویدند. پیروی گسترده انسان ها، دقّت در تبلیغ دین، خنثی كردن انواع توطئه ها و دشمنی های منافقان و دشمنان اسلام و پیروزی های چشمگیر مسلمانان در مبارزات خود تا سرحد شهادت در راه اهداف پیامبر اسلام، خود بهترین دلیل است تا چنین اتهام واهی و غیرمقعول را از بین ببرد; چرا كه هیچ زمانی یك انسان دیوانه یا مبتلا به هیستری یا صرع، نمی تواند جهان و انسان های میلیونی را به تسخیر خود درآورد.
۳) اعتراف سخن سرایان عرب
تحوّل عظیم بعثت و حركت دینی و معنوی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) با ارائه دادن آیات آسمانی به گونه ای بود كه مخالفان بسیاری از جامعه آن زمان را به چالش كشانید. مخالفان پیوسته درصدد از بین بردن، سست نمودن یا همانند آوردن بودند. تلاش های فراوانی در این زمینه انجام گرفت، سخنوران و فصحای آن زمان با تشكیل انجمن ها و گروه ها به اندیشه افتادند تا مانند قرآن را بسازند یا آن را كلام بشری جلوه دهند یا پیامبر را به جنون متهم كنند. آنان در آخرین تلاش و مبارزه فكری خود به دلیل شگفتی بیش از حد قرآن كریم، آن را «سحر» نامیدند.۲۵ مخالفان خود پی بردند كه این اتهام ها با عقل بشر سازگار نیست و انسان های خردمند آن را نمی پذیرند، به همین سبب اعتراف نمودند كه قرآن برترین كلام هاست.
ولید بن مغیره، اندیشمند عرب در مكه، كه او را «ریحانهٔ القریش» می نامیدند، پس از اینكه آیات سوره سجده را شنید به سوی قبیله بنی مخزوم رفت و گفت: به خدا سوگند كلامی را از محمد شنیدم كه نه كلام انسان است و نه كلام جن، ولی كلامی است كه بر همه كلام ها برتری دارد.۲۶
چنین اعترافی و نیز اعتراف سخن سرایان آن زمان و همچنین گوش دادن ابوسفیان و اخنس بن شریق شب هنگام به آیات قرآن، بهترین دلیل است كه قرآن برخاسته از یك حالت صرع یا هیستری و بیماری های دیگر عصبی و مانند آن نیست.
۴) قرینه تاریخی; تاریخ زندگی پیامبر(صلی الله علیه وآله)
به شهادت تاریخ، زندگی پیامبر پیش از بعثت یك زندگی كاملا سالم و منظم و مورد پذیرش همگان بوده است و هرگز ابتلا به بیماری جنون یا صرع و مانند آن به حضرت نسبت داده نشده است; نه در سنین كودكی و نه در دوران نوجوانی، جوانی و یا میانسالی. اگر چیزی می بود باید تاریخ به آن اشاره می كرد، به ویژه اینكه دشمنان اسلام انگیزه برجسته كردن آن را فراوان داشته اند. در حالات عادی نیز آثاری از جنون یا صرع از آن حضرت مشاهده نمی شد، بلكه سخنان و حالات بسیار معقول و ارزنده از وی شنیده می شد. تنها در هنگام وحی بود كه حالتی غیرعادی به وجود می آمد و دشمنان اسلام چون از حقیقت و عوارض ناشی از آن بی اطلاع بودند تهمت صرع یا جنون را مناسب دیده و بدینوسیله دشمنی خود را آشكار می كردند.۲۷
● تحلیل عرفانی از حالت پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) هنگام دریافت وحی
۱) تجلّی:
وحی، چنان كه پیش از این گفته شد، سخنان سنگین خداوند متعال بر پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) بوده است: (انّا سنلقی علیكَ قولا ثقیلا.) پیش از این در روایتی از امام صادق(علیه السلام)نقل شد كه غشیان و بی هوشی نتیجه تجلّی خداوند متعال بر پیامبر بوده است. تجلّی ممكن است به یكی از دو معنای زیر باشد:
▪ اول: به دلیل آنكه ظهور ذات خداوند متعال محال است، منظور ظهور جلالت و جبروت و اقتدار و عظمت او یا آثار او می باشد كه به نوعی نور الهی تجلّی می كند; مانند تجلّی خداوند بر حضرت موسی(علیه السلام) و مدهوش شدن وی، كه در آیات قرآن بدان اشارت یافته است: (فَلَمَّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً...) (اعراف: ۱۴) این آیه شریفه درباره حضرت موسی(علیه السلام) است كه دیدن خداوند را درخواست كرد و در پاسخ وی، خداوند نور خود را بر كوه تجلّی نموده كوه متلاشی و با خاك یكسان شد و حضرت موسی بی هوش بر زمین افتاد.
مرحوم طبرسی می فرماید: خداوند متعال آیات خود را برای حضرت موسی بر كوه ظاهر نمود تا ثابت كند خداوند دیدنی نیست. در ادامه، از ابن عباس نقل می كند كه: معنای تجلّی این است كه خداوند نور ذات مقدس خود را بر كوه ظاهر نمود.۲۸
به همین دلیل وقتی پیامبری خود را نزد مقام با عظمت الهی ببیند، لازمه چنین حضوری، از خود بی خود شدن یا مدهوش ماندن است و بر كسی كه مدهوش شود مذمّت روا نیست.
▪ دوم: «نزول قرآن به صورت تجافی نیست; یعنی بدین صورت نبوده كه حین نزول جایگاه اصلی خود را در مقامات فوق از دست بدهد و به موقف تفصیل نزول كند، بلكه تنزیل قرآن به صورت تجلّی بوده است; بدین معنا كه كلام الهی از موطن غیب مكنون و بساطت و تجرّد، در موقف طبیعت و كثرت و تفصیل ظهور می كند و جلوه گر می شود، بدون اینكه مقام عالی خود را از دست بدهد. قرآن از علوم بی پایان ذات اقدس الهی سرچشمه گرفته و نزول و ظهور یافته است، همانند پرتوی از خورشید كه بر زمین می تابد; زیرا همه پدیده های علمی و غیرعلمی جهان با واسطه یا بدون واسطه، از ذات اقدس خدای متعال فیض وجود را دریافت می دارند. او ذات كامل و غیر محدودی است كه همه كمالات از مقام شامخ او سرچشمه می گیرند و نازل می شوند. او در مقام شامخ و بسیط ذات خود، واجد كمالات همه معالیل عینی و عملی است.»۲۹
۲) انسلاخ از مقام مادی:
دیدگاه دیگر این است كه پیامبر در حالت وحی از حالت مادی خارج شده و در حال مشاهده ملكوت الهی و مستغرق در چنین مشاهده ای است. ابن خلدون می نویسد: «پیامبران در حالت وحی از این جهان خارج شده و انصراف می یابند، به گونه ای كه تصور می شود حالت غشوه و اغما بر ایشان به وجود آمده. در صورتی كه چنین نیست ]كه غش باشد[، بلكه در مشاهده فرشته وحی مستغرق گشته اند. در این هنگام است كه درك ویژه ای دارند كه با ادراكات متعارف بشر متفاوت است.»۳۰
● مراتب نزول و كیفیت دریافت ظاهر و باطن قرآن
برخی برای پیامبر دو مرحله دریافتی قرآن مطرح كرده اند كه به نوعی چگونگی نزول تدریجی و دفعی را نیز حل می كند. یك مرحله، دریافت ظاهری قرآن و الفاظ آن است كه به واسطه جبرئیل می باشد. مرحله دیگر، دریافت باطن، حقیقت و تأویل قرآن می باشد كه بر نزول جبرئیل مقدّم است و آن دریافت بدون واسطه از خداوند متعال و از ام الكتاب است. این نظریه را اگرچه طرفدارانی از مكتب عرفانی مطرح كرده اند، اما به نوعی خود مؤید دیدگاه نزول دفعی است كه افراد معروفی مانند سیوطی در الاتقان، زركشی در البرهان و علّامه طباطبائی و بسیاری از مفسّران عصر حاضر نیز طرفدار آن هستند.
ابن عربی در این باره می گوید: اینكه خداوند می فرماید: این قرآن چیزی جز تذكر نیست، یعنی قرآن كریم و نزول آیات آن چیزی جز تذكر و یادآوری برای آنچه قبلا مشاهده كرده است نیست. در نتیجه، قرآن ذكر و یادآور پیامبر برای آنچه قبلا مشاهده كرده است می باشد.۳۱
سعدالدین فرغانی نیز بر این باور است كه پیامبر دو نوع دریافت وحی داشته است: یك دریافت باواسطه جبرئیل و دیگری دریافت مشاهده ای بدون واسطه. و تعجیل پیامبر در قرائت پیش از تمام شدن وحی به وسیله جبرئیل به همین علت بازمی گردد.۳۲ وی می نویسد: مصطفی(صلی الله علیه وآله) در وقت وحی به واسطه جبرئیل، طریق لاواسطه ای هم بر وی منكشف می كرد، تا عین آن معنا را جبرئیل(صلی الله علیه وآله)به طریق وحی ادا می كرد او به طریق لاواسطه، آن را مشاهده می فرمود.۳۳
آیهٔ اللّه جوادی آملی، مفسّر فرزانه معاصر، ضمن پذیرفتن نزول لفظی قرآن كریم به وسیله جبرئیل،۳۴ دریافت باطن و تأویل قرآن را بدون واسطه می داند كه با ترقّی به عالم غیب از حقایق قرآن آگاه می گردد. ایشان می نویسد: باطن و تأویل قرآن ممكن نیست كه به واسطه نزول فرشته وحی بر پیامبر(صلی الله علیه وآله)القاء گردد; زیرا هرچه نزول یابد و به مقام لفظ و مفهوم و علم حصولی برسد در قلمرو ظاهر قرآن خواهد بود نه باطن آن و اگر روح مطهر پیامبر(صلی الله علیه وآله)آیات الهی را بدون ترقّی به عالم غیب و تنها با نزول فرشته وحی دریافت كند، لازمه اش آن است كه از باطن و تأویل قرآن آگاهی نداشته باشد، در حالی كه از جمع بندی آیات قرآن به دست می آید كه آن حضرت از تأویل قرآن و دریافت ام الكتاب از مقام لدن با ترقّی روح آگاه بوده اند.۳۵ با پذیرش این مرتبه از نزول (بدون واسطه) و دریافت باطن و حقیقت قرآن كریم، نزول دفعی، كه به استدلالی شهودی و معنوی نیاز دارد، توجیه خواهد شد; چرا كه نزول دفعی جنبه ای فوق نزول تدریجی دارد و از نظر مرتبه برتر از نزول لفظی و ظاهری است كه افزون بر دلایل قرآنی نیاز به توجیه عرفانی و معنوی خواهد داشت.
علّامه طباطبائی آیه شریفه (و لا تَعجل بالقرآنِ منِ قبل اَن یُقضی الیك وحیه) (طه: ۱۱۴) را گواه بر نزول دفعی و تدریجی گرفته و می فرماید: معنای آیه بازگشت می كند به اینكه تو به قرائت قرآن كه هنوز بر تو نازل نشده است شتاب می كنی; چرا كه تو اجمالا علم به آیات قرآن داری، اما به آن بسنده نكن و از خداوند علم جدید را با صبر و شنیدن ادامه وحی طلب كن. این آیه روایاتی كه نزول قرآن را دو بار می دانند ـ یكی نزول تدریجی و دیگری نزول دفعی ـ تأیید می كند.۳۶

حسین علوی مهر
پی نوشت ها
۱ـ ر.ك: راغب اصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، ماده نزل / ابن فارس، مقائیس اللغه.
۲ـ ر.ك: حسن مصطفوی، التحقیق فی كلمات القرآن، ماده نزل، ج ۱۲، ص ۸۲.
۳ـ همان، ج ۱۲، ص ۸۷ و ۸۸.
۴ـ سید محمدحسین طباطبائی، المیزان، ج ۲، ص ۱۲ ـ۱۶ و ج ۱۸، ص ۸۲ـ ۸۸ و ج ۱۳، ص ۱۴۰ ـ ۱۴۱.
۵ـ ابراهیم امینی، وحی در ادیان آسمانی، ص ۶۵ـ۶۷.
۶ـ جلال الدین سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۱۱۵، نوع شانزدهم (مسئله دوم) / زرقانی، مناهل العرفان، ج ۱، ص ۳۴.
۷ـ محمدتقی مصباح، قرآن شناسی، جلد اول، ص ۳۲.
۸ـ جلال الدین سیوطی، پیشین، ج ۱، ص ۱۲۱ (چهار جلدی).
۹ـ همان، و نیز ر.ك: راغب اصفهانی، مقدمه جامع التفاسیر، ص ۸۵.
۱۰ـ صدرالمتألهین، مفاتیح الغیب، ص۳۶،ونیز جزء دوم از سفر سوم،ص۲۷.
۱۱ـابن خلدون،مقدمه ابن خلدون،ص۵۹۸.
۱۲ـ سید محمدحسین طباطبائی، پیشین، ج ۲۰، ص ۶۲.
۱۳ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۹۸ و ۸۹.
۱۴ـ «و نَزّلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شیء» (نحل: ۸۹).
۱۵الی ۱۷ـ محمدباقر مجلسی، پیشین، ج ۱۸، ص ۲۶۸ / ص ۲۵۶ / ص ۲۶۱.
۱۸ـ محمود ماضی، الوحی القرآنی فی المنظور الاستشراقی، ص ۱۰۹ و ۱۱۰.
۱۹. The Life of mohomet. p. ۱۳۵ Emile Der menghem New Yourk Dial Press ۱۹۳۰.

منبع : مجله معرفت

مطالب مرتبط

مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی


مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی
این مقاله درصدد تبیین مبانی و زیرساخت‏های كلان روش‏شناسی علوم قرآنی است كه در چهار محور به بحث و بررسی فشرده درباره آن می‏پردازد: هویت‏شناسی علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی، روش‏شناسی علوم قرآنی در پرتو نگرش‏شناسی و تمایز و تشابه روش‏های علوم قرآنی . نخست، مفهوم علوم قرآنی در فرهنگ كلاسیك مطرح می‏شود و سه علم مورد تعریف و شناسایی قرار می‏گیرد: فلسفه علوم قرآنی، فلسفه قرآن‏شناسی و علم تفسیر . سپس، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی در میان روش‏شناسی عمومی تحقیق، روش‏شناسی علوم، روش‏شناسی علوم اسلامی و روش‏شناسی احیای دین تبیین می‏گردد و آنگاه، رابطه روش‏شناسی علوم قرآنی با نوع نگرش به قرآن مورد بررسی قرار می‏گیرد و بر لزوم بازسازی و اصلاح نگرش به قرآن تاكید می‏شود و سرانجام، تمایز و تشابه روش‏های علوم قرآنی مطرح می‏گردد و موضوع‏شناسی و نوع نگرش ما به آن به عنوان قابل دفاع‏ترین نظریه در تبیین فلسفی تمایز و تشابه روش‏ها معرفی می‏شود .
● مقدمه
علم در لغت‏به مفهوم دانایی است كه به صورت تصوری یا تصدیقی و هر كدام به گونه بدیهی و نظری مصداق پیدا می‏كنند . البته این دانایی ممكن است‏به نحو شهودی و حضوری نیز محقق شود كه اهل عرفان بر آن تاكید ویژه‏ای دارند . اما در اصطلاح فلاسفه و دانشمندان تجربی و علوم انسانی در معانی مختلفی به كار رفته است: در میان فلاسفه یونان باستان و قرون وسطی به مطلق دانستنی‏های دارای مبادی و مسائل روشمند و دارای موضوع و رئوس ثمانیه یا اصول هشتگانه اطلاق می‏شده‏است; ولی پس از پیدایش فلسفه‏های حسی و تجربی به ویژه پوزیتیویسم منطقی، علم به مفهوم دانش تجربی شناخته شد و در فلسفه ماتریالیسم دیالكتیك و عرف علم‏محوران، تنها راه نیل به واقع قلمداد گردید.
علوم به لحاظ موضوع و هویت، به بشری و دینی تقسیم می‏شوند . علوم بشری، علومی هستند كه منشا پیدایش و تكامل آنها استعداد علمی و كنجكاوی بشری است; ولی علوم دینی منشا الهی و آسمانی دارند و اندیشه بشر در پیدایش آن نقشی ایفا نمی‏كند; بلكه در حفظ و نگهداری اصالت و بازسازی و پیرایش آن نقش‏آفرینی دارد . علوم بشری به علوم مبادی چون فلسفه علوم، فلسفه فیزیك، فلسفه ریاضی و . . . و علوم مسائل چون علم هندسه، حساب، فیزیك، زیست‏شناسی و . . . تقسیم می‏شود; چنان كه علوم اسلامی نیز به علوم مبادی چون فلسفه كلام، فلسفه دین، فلسفه عرفان و . . . و علوم مسائل تقسیم می‏شود; مانند: انسان‏شناسی اسلامی، فلسفه اسلامی، كلام، اصول، علوم قرآن و حدیث و . . . .
بنابراین، علوم قرآنی بخشی از علوم اسلامی است و آن عبارت است از: مجموعه اصول و قواعدی كه فهم قرآن به آنها بستگی دارد .
● محورهای مطالعه مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی
هدف این مقاله بررسی معرفت‏شناسانه مبانی روش‏شناسی علوم قرآنی است . برای نیل به این مقصود در چهار محور كلان به بررسی فشرده آنها خواهیم پرداخت: هویت‏شناسی علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی، روش‏شناسی علوم قرآنی در پرتو نگرش‏شناسی و فلسفه تمایز و تشابه روشهای علوم قرآنی .
▪ هویت‏شناسی علوم قرآنی
علوم قرآنی در نگاه پیشینیان با نگاه معاصرین متفاوت است . علوم قرآنی در منظر آنان عبارت بوده است از: علم محكم و متشابه، علم قرائت‏ها، جمع و تدوین، تحریف و عدم آن، علم ناسخ و منسوخ و . . . ; ولی در نگاه معاصرین علوم قرآنی را می‏توان در نگرشی كلان به سه قسم تقسیم نمود:
الف) فلسفه علوم قرآنی:
این علم درباره مبانی یا مبادی علوم قرآنی به بحث می‏پردازد و از این جهت مانند فلسفه علوم است . مسائل این علم در اصل همان اصول موضوعه علوم قرآنی‏اند; چون، پیش‏نیازهای فهم علوم قرآنی، تاریخ پیدایش علوم قرآنی، رابطه علوم قرآنی با علوم حدیثی، رابطه علوم قرآنی با هنر و ادبیات، روش‏شناسی علوم قرآنی و . . . .
ب) فلسفه قرآن‏شناسی:
در این دانش كه همان مباحث علوم قرآنی به مفهوم كلاسیك آن است، اصول و مبانی قرآن‏شناسی (نه علوم قرآنی) بحث می‏شود . تفاوت این دانش با دانش پیشین در این است كه در فلسفه علوم قرآنی، موضوع بحث، علوم قرآنی است; ولی در این علم، موضوع، خود قرآن است . در آنجا با علم‏شناسی سروكار داریم و در اینجا با معلوم خارجی كه قرآن كریم است .
از مهم‏ترین مسائل این علم عبارتند از: تاریخ تدوین قرآن كریم، امكان و فلسفه وحی، اعجاز قرآن، سبك‏شناسی ادبی قرآن و این كه آیا قرآن زبانش علمی است‏یا تمثیلی و اسطوره‏ای و یا عرفانی، آیات محكم و متشابه و ویژگی‏ها و فلسفه آن دو، مساله تحریف لفظی و معنوی، مفهوم مكی و مدنی و تعیین مصداق‏های آن، شاان نزول آیات و چگونگی نزول قرآن و . . . .
اینها مسائلی هستند كه فهم و شناخت‏حقیقت قرآن به عنوان یك حقیقت و كتاب آسمانی به آنها بستگی دارد . پیشینیان، این مسائل بنیادین را همان علوم قرآن می‏دانستند .
ج) علم مسائل قرآنی یا دانش نگرش قرآن به مسائل:
دانشی كه درباره شناخت مراد خداوند و نوع نگرش قرآن به مسائل مورد نیاز انسان به بررسی می‏پردازد، علم تفسیر خوانده می‏شود . این دانش خود به دو نوع تقسیم می‏شود: تفسیر تجزیه‏ای یا تفسیر آیه به آیه و تفسیر موضوعی یا تفسیر آیاتی كه موضوع واحدی دارند . هر كدام از این دو نوع تفسیر روش خاصی دارد كه باید در فلسفه قرآن‏شناسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد . تفاوت این دانش نیز با دانش‏های پیشین این است كه علم نخست‏بحثی فلسفی درباره علوم قرآنی است; اما دانش دوم به قرآن‏شناسی به عنوان یك پدیده و حقیقت اختصاص دارد . این علم با تك‏تك آیات یا بخشی از آن‏ها سروكار دارد، نه همه آن‏ها .
به نظر می‏رسد مهم‏ترین علم از علوم قرآن، علم سوم باشد و بقیه از جهتی نقش پیش‏نیاز را نسبت‏به آن ایفا می‏كنند .
باید خاطر نشان ساخت كه علوم قرآنی به طور كلان در همین سه مورد خلاصه می‏شوند و بقیه دانش‏های مربوط به قرآن‏شناسی به نحوی در یكی از این علوم قابل اندراجند .
▪ جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی
یكی از مباحث مهم و مقدماتی، پس از جایگاه و مفهوم علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی تحقیق در علوم قرآنی است; یعنی، در میان روش‏شناسی‏های دیگر، روش این علوم چه جایگاهی دارد؟ آیا این بحث همان بحث روش‏شناسی دین یا همان روش تفسیر قرآن است‏یا همان بحث روش‏شناسی احیای دین؟ به عبارت دیگر، جایگاه این گفتمان كجاست؟
در عرصه علوم به طور عام، شش روش كلان قابل طرح و بررسی است:
روش‏شناسی عمومی تحقیق، روش‏شناسی علوم، روش‏شناسی احیای دین، روش‏شناسی تفسیر قرآن، روش‏شناسی علوم اسلامی و روش‏شناسی تحقیق در علوم قرآنی .
در شیوه نخست، اصول و قواعد حاكم بر مراحل تحقیق به طور عام مورد بحث قرار می‏گیرد; یعنی، بیان می‏شود كه هر تحقیقی از طرح سؤال و ایجاد مساله آغاز می‏شود و در مرحله دوم اسناد و مدارك مربوط به آن موضوع و مساله جمع‏آوری می‏شود و در گام سوم، فرضیه یا فرضیه‏ها ارائه می‏شود تا آنكه نوبت‏بررسی و ارزیابی می‏رسد كه محقق با اتخاذ روش متناسب با موضوع به ارزیابی و تجزیه و تحلیل مساله می‏پردازد و در گام بعدی به استنتاج و تدوین همت می‏گمارد و حاصل تحقیق خویش را به صورت قانون و قاعده و اصل در اختیار حقیقت جویان قرار می‏دهد .
روش‏شناسی تحقیق، عهده‏دار تبیین وظایف و شرایط هر یك از منازل و مراحل یاد شده است كه هر پژوهشگری باید به آنها عنایت كامل داشته باشد .
روش‏شناسی علوم یا متدولوژی یكی از مسائل مهم فلسفه علم است . در این قلمرو، اصول و قواعد حاكم بر علوم در عرصه حقیقت‏یابی و یا علم خاص مورد بررسی قرار می‏گیرد .
تفاوت این دانش با دانش پیشین در عام و خاص بودن است; روش‏شناسی عمومی تحقیق عام است و بسان كلیدی است كه به تمامی درهای پژوهشی می‏خورد; ولی متدولوژی، خاص هر علم ویژه همان علم است .
روش‏شناسی احیای دین عهده‏دار تبیین اصول و قواعد مربوط به شیوه احیای دین در قلمرو معرفت و عینیت است . دین ممكن است در دو عرصه اندیشه و اعمال فردی و عینیت جامعه با انحطاط و ضعف مواجه شود . آنگاه احیاگران دین به بازسازی آنها همت می‏گمارند و این عمل كه در قلمرو اندیشه و عمل صورت می‏پذیرد، روش‏شناسی خاصی لازم دارد كه بر اساس نگرش‏های مختلف اتخاذ می‏گردد . بررسی شیوه‏ها و اصول و قواعد آن را دانش روش‏شناسی احیای دین بر عهده دارد (۱).
روش‏شناسی تفسیر قرآن یكی از مسائل مهم فلسفه علوم قرآنی است و آن عبارت از بررسی اصول و قواعدی است كه در تفسیر و تبیین مراد خداوند از آیات به كار می‏رود .
تفاوت این نوع از روش‏شناسی با شیوه احیای دین در این است كه احیای دین به مجموعه متون و منابع دینی اعم از قرآن و سنت، مربوط می‏شود و عرصه رفتار فردی و اجتماع را نیز در بر می‏گیرد; ولی روش تفسیر قرآن ویژه قرآن كریم است .
علوم اسلامی نیز روش‏شناسی خاص خود را دارد كه فرزانگان غالبا از این روش به «روش اجتهاد» تعبیر می‏كنند و قواعد آن را نیز در علم اصول فقه و قواعد فقهی بیان می‏كنند; اما روشن است كه علوم اسلامی بسی فراتر از وادی فقه و مسائل فرعی است .
تفاوت این دانش با دانش پیشین در این است كه در این شیوه با علم‏شناسی دین سروكار داریم; ولی در احیای دین با معرفت دینی و آثار فردی و اجتماعی دین به طور عام . از سوی دیگر، در گفتمان احیا قید بازسازی و زنده كردن دین، ملاك اصلی در شناخت دین است; اما در روش‏شناسی علوم اسلامی چنان قیدی لحاظ نمی‏شود .
اینك مناسب به نظر می‏رسد، از جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی بحث‏به عمل آید .
در این كه آن از روش‏شناسی علوم بشری و روش‏شناسی عمومی تحقیق متمایز است، بحثی نیست; زیرا كه موضوع آن دو تماز آشكاری دارند . آنچه در خورد بحث است، تفاوت آن با روش‏شناسی احیای دین و روش‏شناسی علوم اسلامی است .
وجه مشترك آنها در این است كه همگی روش‏شناسی دینی به شمار می‏آیند; اما تفاوت آن با روش‏شناسی احیای دین در این است كه محور بحث در روش‏شناسی علوم قرآنی «علم‏» است; ولی در احیای دین، محور بحث اعم از علم‏شناسی و پدیدارشناسی است .
تمایز آن با روش‏شناسی علوم اسلامی نیز مورد تردید نیست; زیرا كه در علوم دین شناختی با تمامیت معارف دین، اما در علوم قرآنی فقط با علوم مربوط به قرآن سروكار داریم . وجه اشتراك آن دو نیز، دینی بودن و با علم‏شناسی سروكار داشتن است . بنابراین، یكی از مسائل اساسی فلسفه علوم قرآنی «روش‏شناسی علوم قرآنی‏» است كه با روش‏های دیگر علوم اسلامی، روش عمومی تحقیق و روش‏شناسی علوم متمایز است .
▪ روش‏شناسی علوم قرآنی در پرتو نگرش‏شناسی
چگونگی نگرش به موضوع پژوهش است كه چگونگی اتخاذ روش تحقیق در آن موضوع را رقم می‏زند . پس نگرش‏شناسی، زیربنای روش‏شناسی خواهد بود .
بحث ما در روش‏شناسی علوم قرآنی نمی‏تواند، بدون طرح انواع نگرش‏ها و نوع نگرش مطلوب به قرآن به انجام برسد . هفت نوع نگرش كلان به قرآن مطرح شده است كه هر كدام، روش خاصی را در فهم آن توصیه می‏كند . آن نگرش‏ها عبارتند از: نگرش عامیانه، نگرش فلسفی و عقلانی، نگرش عرفانی، نگرش نقلی (اخباریگرانه)، نگرش انقلابی وایدئولوژیك، نگرش علمی (ساینتیستی) و نگرش ربانی یا نگرش جامع و مطلوب .
در نگرش عامیانه، قرآن كتابی است كه وجود آن در خانه و یا همراه آدمی مایه بركت است و خواندن آن بر مزار مردگان وسیله تحصیل اجر و ثواب اخروی است و اینكه نباید بدون وضو به آن دست زد و قرائت آن نیز بر اجر و ثواب اخروی می‏افزاید .
اما در نگرش اهل فلسفه و عقل گرایان، كتابی است كه با منطق و برهان سر و كار دارد و همواره خردپذیر است و بر خلاف عقل و برهان سخن نمی‏گوید و اصولا كتابی است كه به تمامی امور به دیده برهانی می‏نگرد و مطالب خرد گریز و خرافه به حریم آن راه نمی‏یابد .
در برابر این نگرش، نگرش صوفیه و اهل عرفان قرار دارد . آنان بر این باورند كه قرآن كتاب عشق است و به امور به دیده باطن می‏نگرد و درصدد است از ظاهر برای عبور به باطن بهره‏گیرد . بنابراین، قرآن كتابی است دارای اسرار، و اسرار آن را نیز فقط اولیا و عرفای حق‏بین می‏دانند و اهل ظاهر یعنی، فلاسفه و متكلمان و فقها جز به پوسته‏ای از آن پی نمی‏برند . در این بینش، زبان قرآن زبان رمزی و تاویلی خواهد بود و این كه باید برای فهم حقایق آن اهل اشارت بود; نه اهل عبارت یا دقت فلسفی و فقهی.
اخباریون و اهل حدیث نیز مانند حنابله و مرحوم ملاامین استرآبادی در فهم قرآن به نفی نقش عقل آدمی و لزوم تمسك كامل به سنت پیامبر (ص) و صحابه و اهل بیت (ع) تاكید می‏ورزند و بر این باورند كه جز راسخان در علم به معارف قرآن راه نمی‏یابند و قرآن كتابی است كه ظاهرش حجت نیست، مگر این كه سنت نبوی یا صحابه و اهل بیت (ع) بر مراد آن صحه بگذارد .
دو نگرش دیگر كه حاصل راهیابی فرهنگ و ادبیات غرب و شرق به دنیای اسلام است، عبارت است از: نگرش انقلابی و مبارزه‏ای و دیگر، نگرش علمی و تجربه‏گرایانه . ماركسیسم طرز تفكری بود كه به همه مسائل به دیده انقلابی و ایدئولوژی مبارزاتی می‏نگریست . این مكتب به طور عمیق در جوامع غربی و شرقی موج نویی ایجادكرد تا آنجا كه به قرآن‏نگری گروهی از مسلمانان تاثیر گذاشت و قرآن در نظر آنان كتابی تلقی گردید كه دارای ایدئولوژی انقلابی با نگرش ضد طبقاتی است . آنان حتی آیات عبادی و عرفانی را بر پایه تفكر انقلابی و ضد طبقاتی تاویل كردند . هدف اصلی این نگرش آن بود كه در برابر ایدئولوژی انقلابی سوسیالیستی رقیبی درست كنند و اسلام را به عنوان مكتب همگام با انقلاب ضد طبقاتی به خورد جامعه دهند (۲).
عده‏ای دیگر از متفكران اسلامی چون رشیدرضا در مصر و مهندس بازرگان و دكتر رهسپار در ایران و سرسید احمدخان هندی تحت تاثیر موج علم‏گرایی و تجربه مداری در غرب به نگرش علمی نسبت‏به قرآن روی آوردند و بر این اصل تاكید ورزیدند كه قرآن كتابی است كه با علوم و زبان تجربی قابل درك عمیق است و راه فلاسفه، اهل عرفان و اخباریون ما را به جایی نمی‏رساند (۳).
نگرش دیگر، نگرش جامع یا نگرش ربانی است; یعنی، نگرشی كه قرآن را آینه خدانما می‏شمارد و بر این باور است كه قرآن كتابی است مظهر تجلیات اسمائی حضرت حق . به عبارت دیگر، خداوند وجودی است واحد در عین تلازم با كثرت، نامحدود و مطلق، دارای عشق و محبت نسبت‏به خود و آثار خود، توانایی و قدرت نامتناهی، علم و دانش بی‏نهایت، عزت و شكست ناپذیری در برابر طاغوت‏ها و مستكبران .
قرآن نیز كه مظهر اسماء و صفات اوست، كتابی خواهد بود، مشتمل بر مفاهیم عشق، علم و آگاهی، قدرت و توانایی، عزت و مبارزه با كفر و شرك و متلازم با معارف اجتماعی و كثرت .
در پرتو این نگرش‏ها بدیهی است كه روش‏های فهم و تبیین قرآن متفاوت و متمایز خواهد بود; یعنی، به تعداد نگرش‏های متفكرانه، روش‏های متعدد خواهیم داشت . پس، باید پیش از شناخت روش تحقیق در علوم قرآنی، نگرش خود را به قرآن مطالعه و معین كنیم .
قرآن كریم برای خود ویژگی‏هایی را ذكر كرده‏است كه از مجموعه آنها می‏توان نگرش قرآن به خود را به دست آورد; به قرار زیر:
قرآن دارای مقام جمع و تفصیل است; قرآن خود را «كتاب‏» ، «آیات‏» و «كلام‏» نامیده است; نوراست; یعنی، حقایق آن آشكار و نیز آشكار كننده حقایق است; هدایتگر است; یعنی جامعه را به سوی سعادت و كمال راستین رهبری می‏كند; كتاب حكمت است; ذكر و شفا و رحمت است; عزیز، عظیم و كریم است; مبین، یعنی، روشن و عاری از تكلف زبانی یا معنوی است; میزان و معیار و معجزه جاویدان است; دارای محكم و متشابه و تاویل است; جز پاكان، به حقیقت آن راه نمی‏یابند; عاری از شبهه سندی و معنایی است; سخن نهایی و قول فصل است; روشنگر هر چیزی است; با زبان قوم سخن می‏گوید، بی‏آنكه به قومی خاص نظر داشته باشد; كتاب تدبر و تامل است; حق است; یعنی، ثابت و تغییرناپذیر و جاودانه است; در عین كتاب تدبر بودن، آسان و عاری پیچیدگی است; حقیقت كتاب‏های آسمانی پیشین را تصدیق می‏كند و بر حقایق آنها نظر دارد; قرآن ممكن است‏به طور یك جانبه و آیات آن بریده از هم مورد تفسیر قرار گیرد كه كار ناشایستگان است (۴).
قرآن در نگرش نهج‏البلاغه نیز دارای این ویژگی‏هاست: برخی آیات آن برخی دیگر را تفسیر می‏كند; یعنی، آیات وحدت، همسویی و هماهنگی محتوایی دارند (۵) ; ظاهرش زیبا وهنرمندانه و باطنش عمیق و ناپیدا كرانه است (۶) ; قابل تحریف معنوی و تفسیر به رای است (۷) ; عمق آن را اولیای الهی می‏فهمند و اجرای آن نیز در شان آنان است (۸) ; مظهر و تجلیگاه حضرت حق است (۹) ; نیازمند به استنطاق است و تمامی معارف مورد نیاز انسان را دربردارد (۱۰).
از دیدگاه امام خمینی (ره) نیز قرآن كتابی است جامع، دارای ابعاد عمیق اجتماعی، مظهر صفات و اسماء حضرت حق، دارای كثرت ظاهری در عین وحدت باطنی و دارای ظاهر و بطون كه حقیقت‏باطنی آن را فقط پاكان و اولیای حق می‏فهمند (۱۱).
علامه طباطبایی (ره) دو نكته اساسی در قلمرو روش‏شناسی قرآن را مطرح می‏كند: یكی این كه نگرش‏های تفسیری به برهانی، عرفانی، علمی، ادبی و . . . تقسیم می‏شوند و تفسیر قرآن در پرتو این نگرش‏ها در واقع تطبیق است، نه تفسیر; یعنی، اینان ابتدا به باور و یقین خاصی در معرفت قرآن رسیده‏اند و پس از آن، نگرش خود را بر قرآن تطبیق می‏كنند . نكته دیگر اینكه به دو اصل كلیدی در روش خود اشاره می‏كند: یكی لزوم تفسیر قرآن به قرآن و دیگر نقش اهل بیت (ع) و تفكیك‏ناپذیری آن دو; یعنی، قرآن كتابی است كه روش‏شناسی خاص خود را دارد كه در آن، تفسیر قرآن به قرآن و اهل‏بیت (ع) نقش عمده‏ای ایفا می‏كنند .
حاصل سخن این كه علامه با نگرش‏های یك بعدی و غیر قرآن محوری مخالف است و آن‏ها را تطبیق می‏داند و دیگر این كه در روش خود به نقش قرآن و اهل‏بیت (ع) تاكید خاصی می‏ورزد . پس نگرش علامه به قرآن همان نگرش ربانی و جامع است . این تمایز در نگرش، روش علامه را نیز از روش‏های دیگر متمایز می‏كند .
بدین سان، روش تفسیری علامه را نمی‏توان از فیلسوف‏بودن یا عارف‏بودن او به دست آورد . بلكه باید، مجموعه آثار آن بزرگ را در این زمینه مطالعه كرد و پس از آن نوع نگرش‏های دیگر مقایسه نمود و آنگاه روش تفسیری او را روش‏های تفسیری دیگر مفسران باز شناخت .
برخی از محققان گفته‏اند: علامه در مقدمه المیزان میان نگرش یا گرایش تفسیری و روش‏شناسی تفسیر خلط كرده‏است و برخی دیگر بر این باورند كه علامه قرآن پژوهان را به تخلیه ذهن از باورها و معرفت‏های پیشین فرا خوانده‏است; حال آنكه این امر در عرصه تفكر امكان‏پذیر نیست . ولی با توجه به مباحث پیشین می‏توان گفت كه علامه (ره) نگرش‏شناسی را مقدمه روش‏شناسی می‏دانسته است و این بیانگر اوج دقت اوست . از سوی دیگر، علامه در مقدمه، قرآن پژوهان را از پیش داوری و یك سونگری در نگرش به قرآن و تفسیر منع می‏كند و به اتخاذ روش خاص و جامع دعوت می‏كند، نه تخلیه ذهن از شناخت‏های لازم و پیش‏نیازهای ضروری تفسیر .
▪ تمایز وتشابه روش‏های علوم قرآنی
یكی از مباحث‏بنیادین روش‏شناسی علوم، فلسفه تمایز و تشابه روش‏هاست; یعنی، این بحث كه سبب اختلاف یا اشتراك روش‏های علوم چیست؟ برای مثال چرا در علم فیزیك روش تجربی و در علم فلسفه روش برهانی به كار می‏رود؟ و اصولا آیا در علوم قرآنی نیز اختلاف و تمایز روش‏های معنا دارد، یا اینكه در علت تمایز و تشابه علوم قرآنی اختلافی نیست؟
چنانكه گذشت، اركان تحقیق علمی در میان مراحل آن، موضوع یا مساله‏شناسی، روش‏شناسی و هدف است; یعنی، قدم اول در تحقیق علمی، شناخت موضوع یا مساله است; قدم بعدی، جمع‏آوری اسناد و مدارك با شیوه‏های ویژه است . در قدم سوم; فرضیه یا فرضیه‏ها ارائه می‏شود . پس از آن، فرضیه‏ها با روشهای مناسب مورد آزمون و بررسی قرار می‏گیرند تا آن كه تحقیق به پایان خود یعنی مرحله استنتاج می‏رسد .
چنان كه ملاحظه می‏شود موضوع تحقیق، روش‏شناسی مساله و هدف‏شناسی بسیار مهم است . از همین روی فیلسوفان علم، فلسفه تمایز و تشابه علوم را غالبا در اركان یادشده جستجو كرده‏اند .
شهید مطهری تمایز و تشابه علوم یا خانوادگی میان آن‏ها را در هویت موضوع می‏داند. (۱۳) از میان نظریه‏های مطرح در قلمرو تمایز علوم فقط نظریه موضوع قابل دفاع است . این موضوع علم است كه روش علم و تحقیق را تعیین می‏كند; چنان كه كثرت و وحدت علوم نیز بر گرد همان محور می‏چرخد . بنابراین، باید فلسفه تمایز و تشابه علوم قرآنی نیز بر مدار موضوع‏شناسی و نوع نگرش ما به آن بچرخد .
موضوعات علوم قرآنی از این نظر كه پیرامون قرآن و مسائل قرآن شناختی بحث می‏كنند، با یكدیگر خویشاوندی دارند; اما از جهت این كه فلسفه علوم قرآنی، موضوعش «علوم قرآنی‏» ، فلسفه قرآن‏شناسی موضوعش «قرآن‏» و تفسیر قرآن، مدارش «مراد حضرت حق‏» است، از یكدیگر متمایز خواهند بود .
این تمایز و تشابه به طور منطقی و طبیعی به خود آن علوم و پس از آن به هدف و روش آن‏ها سرایت‏خواهد كرد . در نتیجه، روش‏شناسی علوم قرآنی دو قلمرو كلان خواهد داشت: روش‏شناسی مشترك كه از اصول و قواعد روش شناسنانه عام و مشترك میان علوم قرآنی بحث می‏كند و روش‏شناسی ویژه یا مختص كه پیرامون اصول و قواعد خاص در هر یك از علوم سه‏گانه به بحث می‏پردازد .
با توجه به اینكه نگرش مورد قبول ما، نگرش جامع و ربانی به قرآن و موضوعات علوم قرآنی بود، ماهیت روش‏شناسی ما در علوم قرآنی نیز هویت ربانی و الهی جامع را خواهد داشت و از روش‏های پژوهشگران دیگر متمایز خواهد شد .
● نتیجه
چكیده سخن این كه روش‏شناسی علوم قرآنی بر چهار مبنای مهم و كلان استوار است: هویت‏شناسی علوم قرآنی، جایگاه روش‏شناسی علوم قرآنی در میان روش‏شناسی‏های دیگر، رابطه روش‏شناسی با نگرش‏شناسی ما به قرآن و تمایز و تشابه روش‏شناسی‏های مطرح در علوم قرآنی كه می‏تواند در چهار عرصه مطرح شود: اصول روش‏شناختی مشترك در علوم قرآنی، اصول روش‏شناختی فلسفه علوم قرآنی، اصول روش‏شناختی فلسفه قرآن‏شناسی و اصول روش‏شناختی تفسیر قرآن . بحث و بررسی پیرامون روش‏شناسی‏های چهارگانه نیاز به مجال و مقال گسترده‏تری دارد .

گیاه دارویی جینگو بیلوبا  (Ginkgo Biloba)
*جینگو بیلوبا چه کار می کند؟ یک گیاه دارویی است که در درمان بیماری های زیر موثر است: مشکلات گردش خون سرخرگی، تصلب شرائین مغزی...
وبگردی
حمله با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور !
خوشحالی عجیب معاون رئیس‌جمهور از افزایش هزینه سفر به خارج از کشور ! - دولت - معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه نوسان قیمت ارز کلا آزار دهنده است، گفت: افزایش قیمت ارز به لحاظ محاسبه عددی هزینه تمام‌شده سفر به خارج از کشور را افزایش می‌دهد.
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه
ویدئو / حضور خانواده مسافران هواپیمای یاسوج در محل حادثه - برخی از خانواده‌های مسافران هواپیمای تهران - یاسوج که صبح یکشنبه (۲۹ بهمن) در ارتفاعات سقوط کرد، در حوالی مناطق احتمالی وقوع حادثه حضور یافته‌اند تا از نزدیک در جریان عملیات جست‌وجوی لاشه هواپیما قرار بگیرند. نیروهای حاضر در محل نیز برای آنها توضیح می‌دهند که چرا کار این عملیات با دشواری‌هایی مواجه است.
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد
اسنادی که نشان می دهد فرودگاه یاسوج رادار ندارد - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید از اسنادی رونمایی کرد که نشان می دهد، فرودگاه یاسوج علیرغم تکذیب مسئولان، رادار و تجهیزات کافی برای فرود امن هواپیماها ندارد. گفته می شود یکی از دلایل دخیل در سقوط هواپیمای تهران - یاسوج فعال نبودن رادار فرودگاه یاسوج بوده است.
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود!
سقوط «خرمشهر»، هواپیمایی که چندین سال زمین‌گیر شده بود! - رویدادی که در بطن آن، هواپیمای ATR شرکت آسمان قرار داشت که با کد EP-ATS رجیستر شده و مسئولان شرکت هواپیمایی آسمان بر آن نام «خرمشهر» را گذارده بودند. نامی که هدف از انتخاب آن هرچه بوده، حتما یادآوری سقوط خرمشهر در ابتدای جنگ تحمیلی نبوده است. رویدادی که ساعاتی پیش بار دیگر رخ داد؛ این بار با سقوط هواپیمایی که خرمشهر نام داشت.
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی