شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ / Saturday, 17 November, 2018

حسین اسلامیان


حسین اسلامیان
در میان آثار موجود موزه هنرهای ملی ، چند اثر برجسته تذهیب كه روی جلد آلبوم نقاشی شده دیده می‌شود كه بیش از حد تصور نظر بازدیدكنندگان را به خود جلب می‌نماید. این آثار مربوط به شخصی است كه سالیان دراز عمر خود را در راه توسعه و پیشرفت هنر گذرانده و برای سرافرازی و افتخار بیشتر ایران كوشیده است. او حسین اسلامیان است.
حسین اسلامیان در سال ۱۲۹۰ شمسی در دیار زیبا و هنرپرور اصفهان پا به عرصه وجود نهاد ، ذوق به هنر نقاشی را از پدرش مرحوم حاج محمد اسلامیان قلمدان ساز به ارث برده است .
كار پدرش در اصل نقاشی و تعمیر انواع قلمدانها بوده است و استادان بزرگی در اصفهان مانند عباس شیرازی ـ محمد ابراهیم نقاش باشی ـ میرزا احمد نقاش باشی ـ مرحوم سید محمد حسین امامی پدر میرزا آقا امامی در تعمیر و تكمیل تابلوهای روغنی و قلمدانها با مرحوم پدرش همكاری داشته‌اند .
حسین آقا ۷ ساله بود كه پدرش او را به مكتب فرستاد ، او در ۹ سالگی در كار گاه كوچك پدرش مشغول كار شد و فن روغن كاری روی بوم و دیگر فنون مربوط به نقاشی را از پدرش فرا گرفت . اشتیاق به این هنر از دوران طفولیت در نهادش بارور شده بوده ، او علاقه مفرطی به استاد میرزا آقا امامی داشت و در ایام فراغت پدرش را مجبور می‌كرد تا او را با خود به كارگاه امامی ببرد و از نزدیك ناظر تعلیم نقاشی آن استاد با شاگردانش باشد .
سرانجام این شوق و كشش به مرحله ای رسید كه استاد امامی او را در كارگاه خود پذیرفت. او در این زمان ۱۱ سال بیشتر نداشت ، میرزا آقا امامی كه در واقع استاد اولیه او محسوب می‌شود ، در جوامع هنری شهره ای به سزا دارد . دو لنگه در مینیاتوری ، اثر ارزنده آن استاد بزرگ است كه در موزه هنرهای ملی به یادگار باقی مانده است .
حسین آقا به مدت ۱۸ سال تحت تعلیم استاد امامی بود و در این مدت فقط تحت راهنمایی‌ها و تمایلات استادش به كار نقاشی می‌پرداخت و وظایفی را كه استاد به او محول می كرد در نهایت خلوص نیت اجرا و به آن اكتفا می‌نمود چون به او سخت ارادت می‌ورزید . كارگاهی كه به سرپرستی استاد امامی دایر شده بود مشتمل بر نقشه كشی قالی ـ قالی بافی ـ سوخت سازی در تابلوهای چرمی (عبارت از نازكترین قسمتهایی از چرم كه با طرحهای دقیق و ظریف اسلیمی یا گل و بوته بریده شده باشد ) بوده است.
حسین آقا در كارگاه امامی بر اثر كاردانی در فنون مربوط به نقاشی آنچنان خبره گردید كه استاد در ۱۰ سال آخر عمرش بعضی از كارهای حسین را به نام خود امضاء می نمود . حسین آقا در این ایام بود كه زمینه یك كارگاه مستقلی را در ذهن می‌پرورانید و سرانجام زمانی كه ۳۰ سال از سنش می گذشت به ایده‌اش رسید و كارگاه كوچكی دایر كرد و برای اولین بار آزادانه به كار هنری پرداخت ولی در این مدت با اینكه متأهل هم شده بود مناظر دور دست طبیعت و اشتیاق به طبیعت نگاری در روحش تأثیر عمیق بر جای نهاد تا جاییكه كارگاه خودش را برای همیشه تعطیل كرد و به خارج از شهر پناه برد و به كار زراعت مشغول شد .
در حقیقت این اشتیاق او را به طبیعت نزدیك‌تر ساخت ، او بدان سبب محیط دشت و سبزه را انتخاب كرده بود كه با خیال فارغ بتواند دور از هر گونه تكلف و قید با روحی آزاد به زندگی آرام ادامه دهد، بالاخره آن آرامش و صفایی را كه در عالم رویا آرزویش را می كشید به دست آورد و در واقع خودش را داخل مناظری می‌یافت كه بارها با قلم سحرآمیزش نقش كرده بود . همین صفا و آرامش طبیعت بود كه توانست او را مدت ۶ سال به خود مشغول دارد، مع‌الوصف طبع نو طلبی او یعنی آن جدالی را كه یك هنرمند همیشه در وجود خودش احساس و درك می‌كند بر او فایق آمد و او را از ادامه آن راهی كه انتخاب كرده بود منصرف ساخت و باعث گردید كه بار دیگر با قلم و بوم تابلو آشتی كند.
در سال ۱۳۲۶ بود كه اصفهان را با تمام زیباییها و خاطراتش پشت سر گذاشت و به تهران مهاجرت كرد . اسلامیان تا امروز مدت ۱۶ سال است كه در تهران اقامت دارد.
سرانجام سازمان هنرپرور هنرهای زیبا او را به سوی خود جلب كرد و حسین اسلامیان در سال ۱۳۳۴ رسماً در این اداره مشغول به كار شد. تخصص او نقاشی در صفحات مخصوصی است كه شخصاً آن را آماده می‌نماید .
كارهای اسلامیان روی صفحات مینا بسیار جالب است و از دوره اشتغال به كار در هنرهای زیبا تا حال متجاوز از ۶۰ قطعه مینا توسط او طراحی و نقاشی شده است كه چند نمونه آن فعلاً در موزه هنرهای ملی در معرض تماشای عموم نهاده شده و تعدادی نیز در مواقع خاص به بعضی از هنرمندان خارجی و شخصیتهای معروف اهداء گردیده است.
حسین اسلامیان با ارسال یكی از آثار خود (آلبوم مینیاتوری) به نمایشگاه بین‌المللی سال ۱۹۵۸ بروكسل به اخذ مدال طلا و دیپلم (Grand prix) نایل آمده است.
باید گفت كه شیوه قلم اسلامیان گرچه شبیه پشت جلدهای دوره صفویه می باشد مع‌الوصف كنجكاوی در آثارش نكات تازه‌ای را به ما می‌شناساند ، مثلاً در طبیعت نگاری و تجسم صحنه های چوگان بازی یا شكارگاه تا اندازه‌ای قوانین پرسپكتیو (دور سازی) را مراعات نموده و همچنین او در تركیب رنگ آمیزی از یك شیوه خاصی پیروی می‌كند كه به نظر برجسته می‌نماید . نكته جالب اینجاست كه اسلامیان موضوع و تذهیب را شخصاً با ابتكار جالبی طرح ریزی و نقاشی می‌كند.
زمینه‌هایی كه او برای صحنه تابلوهای خود انتخاب می نماید اغلب بدیع و تازه است و در آثار موجود از زمینه‌های طلایی ـ قرمز و مشكی استفاده نموده است.
و اینك نمونه‌هایی چند از آثار هنرمند كه در موزه هنرهای ملی در معرض تماشای عموم نهاده شده است :
جلد آلبومی كه اخیراً توسط هنرمند به اتمام رسیده در نوع خود ممتاز و عالی است. رنگهایی كه در این صفحه به كار رفته بسیار است ولی ما در بین آنها رنگهای قرمز ـ سبز ـ مشكی ـ طلایی ـ گلی ـ سبز روشن ـ لاجوردی را بیش از همه تشخیص می دهیم . صفحه جلد از نظر نقش تذهیب سه قسمت متمایز تقسیم می شود: اول حاشیه ای است با زمینه طلایی دارای ترنجهای بسیار زیبا و یك حاشیه باریك هم بهد از آن دیده می شود با زمینه سبز كه با نقشهای ابتكاری هنرمند تزیین گشته است .
در قسمت مركزی تذهیب زمینه نقش طلایی رنگ است و گردشهای خطوط زیبای اسلیمی با زمینه سفید دیده می شود كه با صورتهای انسانی تزیین و تكمیل گشته است . در اطراف این خطوط تصویر حیوانات و پرندگان به زیباترین وجهی نمایانده شده اند و در ضمن گل های معروف به شاه عباسی در داخل این خطوط نقش زیبایی را مجسم نموده است.
جلد آلبوم ـ صحنه شكارگاه كه با زمینه سبز نقاشی شده، تذهیب اطراف آن با نقش های اسلیمی است
روی دیگر جلد آلبوم، كه تذهیب آن با نقش های اسلیمی و گل و برگ تزیین یافته است
قسمت وسط صفحه بیضی شكل است با زمینه سبز كه صحنه شكارگاه را مجسم نموده و تمام صورتها و اندام و لباسها به شیوه عهد صفوی نقاشی شده است.
جلد دیگر آلبوم در صفحه مقابل نمایانده شده است و تنها فرقی كه با جلد اول دارد این است كه در قسمت مركزی روی زمینه لاجوردی گردشهای خطوط اسلیمی طلایی رنگ می‌باشد و نقطه مركزی به شكل (+) با زمینه سفید رنگ چنانچه هر طرفش را نیك بنگریم گنبدی شكل است .
برای نقاشی آلبوم نام برده ۲ سال و نیم وقت صرف شده است و به گفته هنرمند این اثر سرآمد آثار دیگرش می‌باشد.

فریدون تیمایی

منبع : پایگاه خبری هنر ایران

مطالب مرتبط

ابوالفضل «عالی »بود

ابوالفضل «عالی »بود
هنر، فرهنگ، زیبایی و هنرمند هر کدام بار معنایی عام و معمول دارند. هر یک از این واژه ها چه به عنوان اسم و چه به قصد صفت در جمله ای به کار روند، فضایی را درذهن مخاطب باز می کنند که با توجه به پیشینه شنیداری و دیداری و سابقه ذهنی، وجه غالب این فضاها در افراد مختلف، شاکله ای مشابه ومقارن می یابند. اما این الفاظ، با داشتن معانی معمول و مصطلح، الفاظی خاص هستند.
به گونه ای که با ورود ژرف تر به فضای آنها و تأمل دقیق تر، متوجه خصوصیاتی می شویم که فضای هر لفظ را با ویژگی هایی که دارای آن هستند از فضاهای دیگر متمایز می کند. این تمیز که ذاتی این الفاظ است در عین واقعی و معمول بودن، فرد پویا را -بسته به حدود پویایی و پرسش گری اش- به فضایی فراتر و مرزهای تحقق این اسما و صفات می برد.
ابوالفضل پیش از انقلاب، دانشجوی گرافیک دانشکده هنرهای زیبا بود. او را به عنوان گرافیست می شناسند و البته گرافیست انقلاب اسلامی. چرا که در آستانه پیروزی انقلاب، ابوالفضل مانند فردی منتظر که عزیزش از راه می رسد از همان مقطع یکی دو سال مانده به انقلاب و خصوصا چند ماه پیش از آن، هرچه آموخته بود و در توان داشت با رغبت و افتخار به پای انقلاب ریخت و آن همه شور و علاقه سبب خلق آثار متعدد و متنوعی شد که بر هنرمندان دیگر هم تأثیری به سزا گذاشت چه آنها که همراه بودند از شوق و ذوق او بیشتر ترغیب و تشویق می شدند و چه آنها که بیرون از دایره در تردید آمدن و نیامدن به سر می بردند که با دیدار و مشاهده خلاقیت مستمر او، حصار تردید را می شکستند و همراهی می کردند. اینگونه بود که ابوالفضل مبدأ و منشأ تجربه های بسیاری گردید که حتی بر حلقه نقاشان انقلاب هم بی تأثیر نبود. حضور او در معرفی هنر انقلاب به جامعه و مجامع فرهنگی و هنری، حضوری است که نمی توان آن را انکار کرد. افرادی که با هنر انقلاب میانه چندانی ندارند چون هنر را مستقل از اهداف و آرمانهای دینی و انقلابی می دانند، بناگزیر ابوالفضل را به همین دلیل ساده، ندیدند و نشناختند -البته در جای دیگر خواهم گفت که این امر بیشتر تجاهل بود- عالی اما در مسیر خود هرگز دچار تردید و تشتت نشد. ویژگی های والای انسانی، عاطفه و مهرورزی، نوع دوستی، اخلاق و تعهدکاری، احترام به پیشکسوتان و افراد باتجربه، رعایت شأن اساتید، استقبال از نقد و نظرات دیگران در مورد کارهایش، تدریس و تربیت دانشجویان بسیار، سعه صدر و جستجوی مستمر هنر و تجربه های جدید، برخورد خوب و صمیمانه با استعداد دیگران، تحسین آثار خوب، زودجوش بودن و مساعدت بیش از حد نسبت به همکاران، او را انسانی مومن و خودساخته معرفی می کرد و چون خود را خوب مراقبت و شکل داده بود این ویژگی ها در مدیریت هنری او به خوبی جلوه گر شد. سامان دادن مرکز هنرهای تجسمی «حوزه هنری» ، ارتباط دوستانه و صمیمی با همه هنرمندانی که با علایق و سلایق مختلف، ذیل باورها و اهداف مشترک قلم می زنند و اندیشه تعالی در هنر را در سر می پرورانند و گستره فعالیت های جمعی که ابوالفضل علم درایت و هدایت آن را به خوبی بر دوش می کشید، کار بزرگی است. درد و مرض ناخواسته تشتت و تردید که کمی دامن این جریان عظیم را هم گرفته است و کم عنایتی و کم شناختی متصدیان امور فرهنگی و هنری، و سرگرمی اهالی سیاست در مسائل ریز و درشت سیاسی و کوتاهی و قصور امثال ما، نگذاشت که شأن ابوالفضل، آنگونه که سزاوارش بود، تعریف و تحقیق گردد.
عالی به حق زبان تصویری فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی است، شأن او حتی در دهمین سالگرد رحلت اسفبارش، هنوز مستور مانده است .
اساس هنر انقلاب بر تذکر است. تذکر به فطرت انسان ها تا خویش را بیابند و بشناسند و در مسیر شناخت خالق هستی قرار بگیرند و این مهم با تصاویر و نقش و طرح های هنرمندانه صورت گرفته است. حال، اسناد این جریان ارجمند یعنی نقاشی ها و آثار گرافیکی در کجا نگهداری می شود آنها که جان و جوانی خود را آگاهانه در این راه گذاشتند آیا از مراقبت دقیق و دلسوزانه نهادهای
ذی ربط آسوده خاطر باشند.
امروزه اکثر آن جوانان دیروز، سپیدموی گشته و با کوله باری از تجربه های گرانسنگ و تلخ و شیرین، در خطر فراموشی و استعاله در امواج متعدد و زودگذر قرار گرفته اند. نوع برخورد با ابوالفضل عالی، چه در حوزه و چه برون از حوزه به ما می گوید که جریان هنر انقلاب، آنگونه که سزاست تعریف و تحقیق نگردیده. هنرمندان انقلاب، کم نگذاشتند و هرچه در توش و توان داشتند، ارایه کردند اما مگر انقلاب خدای ناکرده به پایان رسیده است که هنرمندان انقلاب مهجور مانده اند. مسایل و معضلات مادی، نقص اصغر قضیه است، نقصان اکبر و اصلی در این جریان، رهاشدگی آن است. انگار به صورت پنهان و خزنده نسبت به این جریان عظیم و پویا و تاثیرگذار، اعلام بی نیازی می شود. در زمانه ای که غرب غارتگر با بهانه کذایی مبارزه با تروریسم ادعای مسخره مبارزه با سلاح های کشتار جمعی به عراق حمله می کند و با کشتن هزاران نفر از انسان های یک سرزمین مسلمان، موزه ها و مواضع تاریخی و باستانی آنجا را غارت می کند تا تمدن بین النهرین هم اسناد و آثارش، تنها در موزه های غرب قابل رویت و شناسایی شود واین تهاجم چندمنظوره که با هزینه گزاف مادی و تلفات انسانی انجام می گیرد چه هدف دیگری جز استحاله فرهنگ ها و تمدن های دیگر را در غرب دنبال می کند؟ درآمد فرانسه از موزه ها و توریست هایی که برای دیدن آثار فرهنگی هنری تاریخی به آن سرزمین می روند از درآمد بعضی از کشورهایی که نفت صادر می کنند بیشتر است. در جایی که غربی ها به آثار هنرمندان خود اکتفا نمی کنند و با هر وسیله ممکن آثار هنر و تمدن دیگر ممالک را به موزه های خود می کشند، ما در سرزمین خود نسبت به آثار فرهنگی و هنری خودمان چه برخوردی می کنیم؟ آیا آگاهی جمعی و تخصصی نسبت به فرهنگ و هنر در میان متولیان فرهنگی، یک دغدغه و انگیزه جدی است؟ تکریم ابوالفضل عالی احترام به یک فرد و خانواده او نیست، تکریم و تعظیم تلاش ها و دغدغه های آرمانی فرهنگی یک نسل است. احترام به فطرت جامعه است. بروز تعلق خاطر ما نسبت به هنر و آثار هنری است. پیشتر گفتم، آن طرف تجاهل می کند چرا که اگر آثار خلق شده بعد از انقلاب را مورد ارزیابی قرار دهیم، فارغ از مضمون و موضوع، حتی در تجربه و تحلیل ساختاری و زیباشناسانه، نمی توانیم از کنار آثار ارزشمندی که مبتنی و متاثر از انقلاب خلق شده اند بگذریم. شالوده هنر معاصر، خصوصا در سه دهه اخیر متشکل از آثار و جریان هایی است که هنر انقلاب در واقع قسمت اعظم و اصلی این شاکله را تبیین می کند.
در مقالات و کتاب هایی که در مورد هنر معاصر پژوهش و تالیف می شوند حذف و تجاهل نسبت به این جریان، اگر تحریف نیست پس چه هدفی را دنبال می کند این از دایره روشنفکری در هنر، اما متصدیان و متولیان امور فرهنگی و هنری را چه شده است که نسبت به حقوق فردی خود، فعالند اما نسبت به این همه بی مروتی و تحریف و تخریب، تسامح و تساهل می کنند؟ اگر هنرمندان معاصر در زمینه های مختلف موسیقی، نمایش، ادبیات، هنرهای تجسمی مرتبط با انقلاب حرفی برای گفتن نداشته و ندارند، پس شما بر مساند امور چه می کنید، پست و سمت گرفته اید که از چه پدیده و چه افرادی پشتیبانی و حمایت کنید؟ دوران شکوفایی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس را عملا و به عمد حذف می کنند و حتی پا را فراتر گذاشته و تحریف و تخریب پنهان و آشکار می نمایند و شما خم به ابروی مبارک نمی آورید. با عرض معذرت فراوان از روح و روان ابوالفضل عزیز؛ آیا آثار خلق شده توسط عالی، مقطعی و مصرفی بوده است و حال تاریخ مصرف آن تمام شده است؟ تمام کسانی که در این قضیه کوتاهی کرده اند چه به عمد و چه از سر اشتغال و غفلت در واقع شاخه ای که بر آن نشسته اند را اره کرده اند. چرا؟ به دلیل اینکه در میان همه افراد این کره معلق، به جز معدود افرادی ناچیز، اکثریت قابل و قاطع، انقلابی هستند.
مگر معنی انقلاب عزم و انگیزه دگرگونی و تن ندادن به وضع موجود نیست؟ در حال حاضر چه تعداد از ملت ها و چند درصد جمعیت جهان از وضع موجود راضی هستند؟ انسان در وضعیت به ظاهر مطلوب و اوضاع عادی، باز هم طلب و تمنای وضعیت بهتری دارد و همواره درامید و آرزوی ترقی و تکامل به حیات خود ادامه می دهد و نیازی به گفتن ندارد که ترقی و تکامل، تنها و لزوما بعد مادی و اقتصادی ندارد و مسایل معیشتی و رفاهی، ضلعی از حیات معنوی و رو به تکامل آدمی را تشکیل می دهد. در این میان هنرمندان، ازهمه افراد انقلابی ترند و مگر یک اثر هنری اعم از موسیقی، حجم، نقاشی و تصویرسازی دعوت به فضایی برتر و متعالی نمی کند؛ مگر اثر هنری تفکر بر نمی انگیزد؟ بگذریم از اینکه هنر در وجوه مختلف خود، به صورت ابزار سیاسی اجتماعی هم مورد سوء استفاده های بسیار قرار می گیرد. به عنوان مثال فیلم های سینمایی که به قصد سرگرمی و تفنن جذب و کشیدن مخاطب به سالن های تاریک ساخته می شوند در پشت به ظاهر سرگرم کننده خود اهداف دیگری را هم دنبال می کنند که جای تشریح آن در این مقال نیست.
هنرمند حتی در صورت مدعی بودن به هنر غیرمتعهد وآزاد باز هم در طلب و تمنای ارتباط فراگیر با مخاطب را دارد و اساسا هنر بدون مخاطب، عملیاتی شخصی و محکوم و محدود است. و به محض ارایه یک اثرحتی به یک نفر از حالت شخصی و پنهان درآمده و ارایه و افشا می شود و مؤثر و خالق اثر در اثر تصویری یا تمثیلی خود، میل به تأثیر در مخاطب را هم بالقوه دارد. اثر هنری چه نوشتاری، چه صوتی و چه به شکل حجم یا تصویر، در ذات خود حرفی برای گفتن دارد که خلق می شود اگر اثری عادی و فاقد کیفیت مطلوب باشد که عنوان اثر هنری نمی گیرد. پس این دعوت به فضای دیگر و غالباً متفاوت و متعالی اگر حرکتی انقلابی نیست چه نامی می توان بر آن نهاد؟ متأسفانه ما از دو طایفأ روشنفکر و روشنفکرستیز که هر دو نمادهای افراط و تفریط هستند آسیب های جدی و فراوانی دیده ایم و این آسیب با عدم درک صحیح از مقام و موقع هر یک و نرسیدن به تفاهم- و نه لزوماً توافق- ادامه دارد و زمینأ سوءاستفاده های متعدد و تظاهرات بی وجه هم می گردد. گاهی ادعای تعلق و قبول پدیده ای را داریم اما در عمل بر ضد همان پدیده تلاش می کنیم.
در مواقعی نسبت به پدیده ای اظهار مخالفت و انزجار می کنیم اما نتیجأ رفتار ما تأیید و تعلق به آن پدیده را اثبات می کند و این بی رنگی ها چون اسیر و مغلوب رنگ تعلق و تعصب گردید هنرمند با هنرمند از سر ستیز و مخالفت برمی آید حال آنکه نفس هنر به مودت و رفتار انسانی و دلسوزی متمایل است. ابوالفضل عالی ویژگی های خوب انسانی را وجدان کرده بود و پیش از آنکه او را هنرمند بدانیم و فارغ از مسلمانی او، انسانی آزادمنش، دلسوز و گره گشا و کمال طلب بود و این ویژگی ها و خصوصیات بسیار خوب دیگر او را از بسیاری جهات متمایز کرده بود. مطمئن هستم اگر فضای جامعأ هنری ما فارغ از تعصبات و تعلقات غالباً بی بنیاد بود، ابوالفضل را بیشتر می شناختیم هرچند برای اهل هنر و اندیشه و انسان های آرمانی و آرمان های انسانی، ناشناخته نیست اعتراف می کنم که او را آنگونه که سزاست نشناخته ام و این قصور شاید که بهانه ای باشد برای ادای دین نسبت به آنهایی که حق آنها بر گردن نازکم سنگینی می کند، تنها می توانم بگویم خدا رحمت کند او را که ابوالفضل بود و عالی.

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟ - داستان دلواپسانی که منافع جناحی را بر مصالح مردم و نظام ترجیح می دهند را ببینید.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.