چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

حسین اسلامیان


حسین اسلامیان
در میان آثار موجود موزه هنرهای ملی ، چند اثر برجسته تذهیب كه روی جلد آلبوم نقاشی شده دیده می‌شود كه بیش از حد تصور نظر بازدیدكنندگان را به خود جلب می‌نماید. این آثار مربوط به شخصی است كه سالیان دراز عمر خود را در راه توسعه و پیشرفت هنر گذرانده و برای سرافرازی و افتخار بیشتر ایران كوشیده است. او حسین اسلامیان است.
حسین اسلامیان در سال ۱۲۹۰ شمسی در دیار زیبا و هنرپرور اصفهان پا به عرصه وجود نهاد ، ذوق به هنر نقاشی را از پدرش مرحوم حاج محمد اسلامیان قلمدان ساز به ارث برده است .
كار پدرش در اصل نقاشی و تعمیر انواع قلمدانها بوده است و استادان بزرگی در اصفهان مانند عباس شیرازی ـ محمد ابراهیم نقاش باشی ـ میرزا احمد نقاش باشی ـ مرحوم سید محمد حسین امامی پدر میرزا آقا امامی در تعمیر و تكمیل تابلوهای روغنی و قلمدانها با مرحوم پدرش همكاری داشته‌اند .
حسین آقا ۷ ساله بود كه پدرش او را به مكتب فرستاد ، او در ۹ سالگی در كار گاه كوچك پدرش مشغول كار شد و فن روغن كاری روی بوم و دیگر فنون مربوط به نقاشی را از پدرش فرا گرفت . اشتیاق به این هنر از دوران طفولیت در نهادش بارور شده بوده ، او علاقه مفرطی به استاد میرزا آقا امامی داشت و در ایام فراغت پدرش را مجبور می‌كرد تا او را با خود به كارگاه امامی ببرد و از نزدیك ناظر تعلیم نقاشی آن استاد با شاگردانش باشد .
سرانجام این شوق و كشش به مرحله ای رسید كه استاد امامی او را در كارگاه خود پذیرفت. او در این زمان ۱۱ سال بیشتر نداشت ، میرزا آقا امامی كه در واقع استاد اولیه او محسوب می‌شود ، در جوامع هنری شهره ای به سزا دارد . دو لنگه در مینیاتوری ، اثر ارزنده آن استاد بزرگ است كه در موزه هنرهای ملی به یادگار باقی مانده است .
حسین آقا به مدت ۱۸ سال تحت تعلیم استاد امامی بود و در این مدت فقط تحت راهنمایی‌ها و تمایلات استادش به كار نقاشی می‌پرداخت و وظایفی را كه استاد به او محول می كرد در نهایت خلوص نیت اجرا و به آن اكتفا می‌نمود چون به او سخت ارادت می‌ورزید . كارگاهی كه به سرپرستی استاد امامی دایر شده بود مشتمل بر نقشه كشی قالی ـ قالی بافی ـ سوخت سازی در تابلوهای چرمی (عبارت از نازكترین قسمتهایی از چرم كه با طرحهای دقیق و ظریف اسلیمی یا گل و بوته بریده شده باشد ) بوده است.
حسین آقا در كارگاه امامی بر اثر كاردانی در فنون مربوط به نقاشی آنچنان خبره گردید كه استاد در ۱۰ سال آخر عمرش بعضی از كارهای حسین را به نام خود امضاء می نمود . حسین آقا در این ایام بود كه زمینه یك كارگاه مستقلی را در ذهن می‌پرورانید و سرانجام زمانی كه ۳۰ سال از سنش می گذشت به ایده‌اش رسید و كارگاه كوچكی دایر كرد و برای اولین بار آزادانه به كار هنری پرداخت ولی در این مدت با اینكه متأهل هم شده بود مناظر دور دست طبیعت و اشتیاق به طبیعت نگاری در روحش تأثیر عمیق بر جای نهاد تا جاییكه كارگاه خودش را برای همیشه تعطیل كرد و به خارج از شهر پناه برد و به كار زراعت مشغول شد .
در حقیقت این اشتیاق او را به طبیعت نزدیك‌تر ساخت ، او بدان سبب محیط دشت و سبزه را انتخاب كرده بود كه با خیال فارغ بتواند دور از هر گونه تكلف و قید با روحی آزاد به زندگی آرام ادامه دهد، بالاخره آن آرامش و صفایی را كه در عالم رویا آرزویش را می كشید به دست آورد و در واقع خودش را داخل مناظری می‌یافت كه بارها با قلم سحرآمیزش نقش كرده بود . همین صفا و آرامش طبیعت بود كه توانست او را مدت ۶ سال به خود مشغول دارد، مع‌الوصف طبع نو طلبی او یعنی آن جدالی را كه یك هنرمند همیشه در وجود خودش احساس و درك می‌كند بر او فایق آمد و او را از ادامه آن راهی كه انتخاب كرده بود منصرف ساخت و باعث گردید كه بار دیگر با قلم و بوم تابلو آشتی كند.
در سال ۱۳۲۶ بود كه اصفهان را با تمام زیباییها و خاطراتش پشت سر گذاشت و به تهران مهاجرت كرد . اسلامیان تا امروز مدت ۱۶ سال است كه در تهران اقامت دارد.
سرانجام سازمان هنرپرور هنرهای زیبا او را به سوی خود جلب كرد و حسین اسلامیان در سال ۱۳۳۴ رسماً در این اداره مشغول به كار شد. تخصص او نقاشی در صفحات مخصوصی است كه شخصاً آن را آماده می‌نماید .
كارهای اسلامیان روی صفحات مینا بسیار جالب است و از دوره اشتغال به كار در هنرهای زیبا تا حال متجاوز از ۶۰ قطعه مینا توسط او طراحی و نقاشی شده است كه چند نمونه آن فعلاً در موزه هنرهای ملی در معرض تماشای عموم نهاده شده و تعدادی نیز در مواقع خاص به بعضی از هنرمندان خارجی و شخصیتهای معروف اهداء گردیده است.
حسین اسلامیان با ارسال یكی از آثار خود (آلبوم مینیاتوری) به نمایشگاه بین‌المللی سال ۱۹۵۸ بروكسل به اخذ مدال طلا و دیپلم (Grand prix) نایل آمده است.
باید گفت كه شیوه قلم اسلامیان گرچه شبیه پشت جلدهای دوره صفویه می باشد مع‌الوصف كنجكاوی در آثارش نكات تازه‌ای را به ما می‌شناساند ، مثلاً در طبیعت نگاری و تجسم صحنه های چوگان بازی یا شكارگاه تا اندازه‌ای قوانین پرسپكتیو (دور سازی) را مراعات نموده و همچنین او در تركیب رنگ آمیزی از یك شیوه خاصی پیروی می‌كند كه به نظر برجسته می‌نماید . نكته جالب اینجاست كه اسلامیان موضوع و تذهیب را شخصاً با ابتكار جالبی طرح ریزی و نقاشی می‌كند.
زمینه‌هایی كه او برای صحنه تابلوهای خود انتخاب می نماید اغلب بدیع و تازه است و در آثار موجود از زمینه‌های طلایی ـ قرمز و مشكی استفاده نموده است.
و اینك نمونه‌هایی چند از آثار هنرمند كه در موزه هنرهای ملی در معرض تماشای عموم نهاده شده است :
جلد آلبومی كه اخیراً توسط هنرمند به اتمام رسیده در نوع خود ممتاز و عالی است. رنگهایی كه در این صفحه به كار رفته بسیار است ولی ما در بین آنها رنگهای قرمز ـ سبز ـ مشكی ـ طلایی ـ گلی ـ سبز روشن ـ لاجوردی را بیش از همه تشخیص می دهیم . صفحه جلد از نظر نقش تذهیب سه قسمت متمایز تقسیم می شود: اول حاشیه ای است با زمینه طلایی دارای ترنجهای بسیار زیبا و یك حاشیه باریك هم بهد از آن دیده می شود با زمینه سبز كه با نقشهای ابتكاری هنرمند تزیین گشته است .
در قسمت مركزی تذهیب زمینه نقش طلایی رنگ است و گردشهای خطوط زیبای اسلیمی با زمینه سفید دیده می شود كه با صورتهای انسانی تزیین و تكمیل گشته است . در اطراف این خطوط تصویر حیوانات و پرندگان به زیباترین وجهی نمایانده شده اند و در ضمن گل های معروف به شاه عباسی در داخل این خطوط نقش زیبایی را مجسم نموده است.
جلد آلبوم ـ صحنه شكارگاه كه با زمینه سبز نقاشی شده، تذهیب اطراف آن با نقش های اسلیمی است
روی دیگر جلد آلبوم، كه تذهیب آن با نقش های اسلیمی و گل و برگ تزیین یافته است
قسمت وسط صفحه بیضی شكل است با زمینه سبز كه صحنه شكارگاه را مجسم نموده و تمام صورتها و اندام و لباسها به شیوه عهد صفوی نقاشی شده است.
جلد دیگر آلبوم در صفحه مقابل نمایانده شده است و تنها فرقی كه با جلد اول دارد این است كه در قسمت مركزی روی زمینه لاجوردی گردشهای خطوط اسلیمی طلایی رنگ می‌باشد و نقطه مركزی به شكل (+) با زمینه سفید رنگ چنانچه هر طرفش را نیك بنگریم گنبدی شكل است .
برای نقاشی آلبوم نام برده ۲ سال و نیم وقت صرف شده است و به گفته هنرمند این اثر سرآمد آثار دیگرش می‌باشد.

فریدون تیمایی

منبع : پایگاه خبری هنر ایران

مطالب مرتبط

زندگی و هنر ونسان ون گوگ


زندگی و هنر ونسان ون گوگ
وقتی دختر کوچولوی زیابیی به او گفت: چه گوش خوشگلی داری! ونسان در خانه گوشش را برید و داخل دستمالی گذاشت و برای دخترک آورد
کشتزار و کلاغ ها آخرین نقاشی ونسان ون گوگ است؛ پرندگان سیاه رو به آسمان در پروازند و منتقدان هنری این را به پیشگویی مرگ تعبیر کرده اند. ونسان در ۳۰ مارس ۱۸۵۳ متولد شد. کودکی را در روستای زادگاهش گذراند و همان جا به مدرسه رفت. در سال ۱۸۶۹ به استخدام گالری گوپیل در لاهه در آمد و در همین سال نامه نگاری با برادرش تئودور را آغاز کرد. این نامه نگاری که تا اواخر عمر ون گوگ ادامه داشت، مهمترین سند از زندگی و هنر ون گوگ به شمار می رود. در این نامه ها جزئیات ارزنده ای از تاثرات، رنج ها و دلمشغولی های نقاش بزرگ آمده است. ونسان همچنین نقطه نظرهایش درباره هنر و رنگ ها و تعبیر و تفسیر شخصی آثارش را به دقت برای برادرش شرح داده است.
در سال ۱۸۷۲ ونسان به شعبه گالری در بروکسل منتقل شد و سال بعد به لندن عزیمت کرد. در پانسیونی زندگی می کرد که مدیر آن خانمی بود و خانم، دختری داشت. ونسان عاشق دخترک شد. برای خودش قصه ها بافت اما زمانی که تصمیم به ترک لندن داشت تازه متوجه شد که دختر از مدت ها قبل، نامزدی دارد.
در سال ۱۸۷۴ به پاریس منتقل شد و دوباره به لندن بازگشت و سرانجام در سال ۱۸۷۶ از گالری گوپیل اخراج شد. پس از این تا دو سال بعد کوشش کرد که به عنوان مبلغ مذهبی آماده خدمت شود اما پیش از امتحان ورودی دانشکده الهیات آمستردام از این کار خسته شد و قید تحصیلات را زد. در سال ۱۸۷۹ سرانجام به آرزویش جامه عمل پوشاند و بدون تحصیلات رسمی به عنوان مبلغ مذهبی پذیرفته شد. ولی این کار نیز مدت زیادی دوام نیاورد.
اولیای کلیسا بر این باور بودند که آقای ون گوگ با شیوه منحصر بفردش پایه خدمات کلیسایی را متزلزل می کند. اما ونسان کارش را رها نکرد و در روستایی به موعظه ادامه داد و در کنار آن نقاشی را با جدیت بیش تری پی گرفت.
در سال ۱۸۸۱ با دختر خاله اش روبرو شد. زنی بیوه که تجربه ازدواج اول را از سر گذرانده و بیش از حد محتاط شده بود. ونسان به او دل بست اما دخترخاله به عشق او بی اعتنایی کرد و باز هم ونسان ماند و تنهایی اش. در ۱۸۸۲ به لاهه رفت و با زنی بدنام زندگی مشترکش را آغاز کرد. در همین سال علائم بیماری روانی در او ظاهر شد و به خانه پدری بازگشت. به اصرار برادرش نقاشی را از سر گرفت ولی با بی علاقگی و بدون هیچ امیدی به آینده اش در این هنر.
در سال ۱۸۸۴ دختری به نام مارگو دلباخته ی شور و حرارت ونسان شد. ولی اقبال بد باز هم بر سر ونسان سایه افکند و این بار خانواده دختر با ازدواجشان مخالفت کردند. ونسان تصمیم گرفت خودش را مسموم کند ولی جان به در برد.
سال ۱۸۸۵ سالی پرکار برای ونسان بود اما فوت پدر، او را در هم شکست. اگرچه پدرش شخصیت مورد علاقه اش نبود اما فقط نقاشی می توانست درد و رنجش را تسکین دهد. سرانجام در کلاس های آزاد نقاشی دانشگاه اسم نویسی کرد و چیزهای بدردخوری یاد گرفت.
در ۱۸۸۶ به پاریس رفت و در آپارتمان برادرش اقامت گزید. در کلاس نقاشی کورمون با تولوز- لوترک آشنا شد. چندی بعد امیل برنار را ملاقات کرد و سرانجام آتلیه ای برای خودش دست و پا کرد. در این دوران امپرسیونیسم به بارورترین شاخه هنر نقاشی تبدیل شده بود و حضور ون گوگ در پایتخت هنری اروپا برای او راه دیگری باقی نمی گذاشت. در ۱۸۸۷ با گوگن و برنار به هم زد و روابطش با آن ها به تلخی گرائید. ولی همه این ها مانع برگزاری یک نمایشگاه مشترک از آثار نامدارترین نقاشان آن روز اروپا در رستورانی در پاریس نشد.
پیش از این ونسان از منبت کاری ژاپنی و رنگ های زنده به کار رفته در آن شگفت زده شده بود. در سال ۱۸۸۸ ونسان« ژاپن» خود را یافت که جایی نبود جز « آرل». در این ایام ون گوگ بهترین دوره تولید هنری خود را پشت سر می گذاشت. سرانجام گوگن نیز به او پیوست و دو هنرمند پرتره های خود را با هم معاوضه کردند.
با اوج گرفتن خلاقیت هنری در ون گوگ وضعیت روانی او هم به مخاطره افتاد. سرانجام وقتی دختر کوچولوی زیابیی به او گفت: چه گوش خوشگلی داری! ونسان در خانه گوشش را برید و داخل دستمالی گذاشت و برای دخترک آورد.
در ۱۸۸۹ ونسان در پایان یک دوره کار خلاقه پربار در ماه مه به کمک برادرش در تیمارستان سنت رمی بستری شد. به او اجازه داده شد به همراه نگهبان و در فضای بیرون تیمارستان نقاشی کند. سال ۱۸۹۰ در نمایشگاه نقاشان مستقل یکی از کارهای رنگ و روغن ونسان به فروش رفت. در همین سال برادر ونسان ازدواج کرد و حاصل ازدواجش پسری بود که نام عمو را بر او گذاشتند.
در اواخر ژوئیه دو نقاشی« زیر آسمان طوفانی» و « کشتزار و کلاغ ها» را کشید که امیدوار بود سلامتی و شفا در آنها تصویر شده باشد. هنگامی که کار تابلوی دوم پایان یافت، گلوله ای در ماتحت خودش شلیک کرد. بدن زخمی اش را به مهمان خانه ای کشاند. برای شام از اتاقش بیرون نیامد. مهمان خانه دار به اتاقش رفت و ونسان ون گوگ را خون آلود و در آستانه مرگ یافت. روز بعد برادرش خود را رساند اما دیر شده بود. آن قدر از بدن ونسان خون رفته بود که او به حالت بی حسی کامل درآمده بود. در حالی جهان ما را ترک کرد که دست در دست برادر مهربانش داشت و تبسمی بر لب. هفت ماه بعد برادرش نیز به او پیوست.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    از شکست نترسید!
    هر شخصی در زندگی مرتکب اشتباه می‌شود و حتی رهبران و مدیران بزرگ جهان هم خالی از اشتباه نیستند اما گاهی اوقات به عنوان یک کارفرما وقتی دچار شکست و اشتباه می‌شوید منتظر جوابی قانع‌کننده به اعضای گروهتان هستید