شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ / Saturday, 17 November, 2018

حکیم شعر پارسی


حکیم شعر پارسی
● به مناسبت سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
یکی از پرآوازه ترین شاعران ایران زمین و یکی از بزرگترین حماسه سرایان جهان در قرن چهارم و پنجم هجری، حکیم ابوالقاسم فردوسی است. وی در سال ۳۲۹هجری، در روستای «با ژ» که یکی از قریه های طوس است، دیده به جهان گشود. دوران کودکی و جوانی اش را در خانواده ای که همه دهقان و ایرانی پاک نژاد و صاحب آب و زمین بودند در فضایی سرسبز و آرام به تحصیل علم و ادب پرداخت. وی در این روستا شوکتی تمام داشت و گهگاه طبع خود را در سرودن تاریخ ایران قدیم آزمایش می کرد. در آن زمان هیچ کس باور نمی کرد که این سروده های پراکنده ادامه یابد و به یک اثر عظیم حماسی به نام «شاهنامه» تبدیل شود.
▪ شاهنامه سرایی
در عهد سامانیان در قرن چهارهم هجری، جمع آوری و تالیف سرگذشت پادشاهان قدیم ایران رونق بسزایی یافت. این کتاب ها که به شاهنامه معروف بودند به نثر نوشته شده و پیش از آن که از میان بروند، منبع و ماخذ برخی از کتاب های منثور و منظوم تاریخی در زبان فارسی و عربی قرار گرفتند. جامع ترین آنها شاهنامه منثور ابومنصوری نام داشت که به فرمان «ابومنصور محمدبن عبدالرزاق» حاکم طوس، در حدود سال ۳۴۶ ق به دست جمعی از مورخان و نویسندگان جمع آوری و تدوین گردید. این کتاب، ماخد مهم فردوسی در نظم شاهنامه است.
دقیقی، اولین شاهنامه سرا بود. پیش از آن که فردوسی، به شاهنامه سرایی بپردازد، «دقیقی» که از شاعران بزرگ و همسال فردوسی است به نظم شاهنامه روی آورده بود. وی تنها هزار بیت از داستان گشتاسب و ارجاسب تورانی را سروده بود که در سن کمتر از چهل سالگی به دست غلامش کشته شد.
▪ منابع شاهنامه
پس از قتل دقیقی، دوستان فردوسی که قوت طبع شاعری او را پیش از این آزموده بودند نزد وی آمده و او را به ادامه کار تشویق کردند؛ اما وی منبع و ماخذی در اختیار نداشت که بتواند از روی آن به نظم شاهنامه بپردازد؛ از این رو این شاعر خستگی ناپذیر و سختکوش برای تهیه این منابع به شهرهای بخارا، مرو، بلخ و هرات سفر کرده و با یک تحقیق میدانی و گسترده، داستان های باستان را از سینه پیران جهان دیده بیرون کشید و آن ر ا به نسل های پس از خود تقدیم کرد و این در حالی بود که آتش جنگ همه جا شعله ور و راه ها پر خطر بود.
▪ نگرانی فردوسی
فردوسی همیشه این نگرانی و دغدعه خاطر را داشت که مبادا او هم همانند دقیقی که چهل سالگی از دنیا رفت با مرگی نا بهنگام روبه رو شود و نتواند کار بزرگی را که با عشق و علاقه آغاز کرده به فرجام رساند؛ از این رو از خداوند می خواست آن قدر زنده بماند تا بتواند شاهنامه را که خود آن را «نامه شهریاران پیش» نامیده بود به نظم درآورد... دعای او متسجاب شد و در سن ۷۱ سالگی، شاهنامه را به پایان رساند و در سن ۸۲ سالگی نیز جهان فانی را وداع گفت.
▪ رنج سی ساله
فردوسی این شاعر توانمند ایران، از کسانی بود که عشق و تلاش را به هم آمیخت و با فقر و تنگدستی در آویخت و سی سال رنج برد و دود چراغ خورد تا توانست اثری پایدار و ماندگار از خود به یادگار گذارد. فردوسی در سن کهولت نیز خود را بازنشسته نپنداشت و هستی خود را در این راه گذاشت و تا دستانش توان نوشتن داشت قلم را کنار ننهاد و حاصل رنج سی ساله خود را در سال ۴۰۰ هجری و در سن ۷۱ سالگی به جامعه ادبی وهنری ایران زمین تقدیم کرد تا در سن ۸۲ سالگی نیز به پیرایش و آرایش آن پرداخت.
▪ علت بی توجهی سلطان محمود به فردوسی
فردوسی پس از تکمیل شاهنامه و بازنگری در آن، تصمیم گرفت آن را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کند، تا با پاداشی که از این راه می ستاند هم خود را از فقر و تهدیدستی برهاند و هم کتاب را از گزند حوادث مصون دارد. اما بر خلاف انتظار، مورد بی مهری سلطان قرار گرفت. درباره اینکه چرا سلطان محمود به فردوسی بی اعتنایی کرد گفته اند: فردوسی از پیروان اهل بیت(ع) بود و سلطان محمود را با شیعیان میانه ای نبود. یکی دیگر از دلایلی که فردوسی مورد بی مهری سلطان محمود قرار گرفت این بود که او شاعر درباری نبود.
▪ وفات فردوسی
سلطان محمود غرنوی، ابتدا فردوسی را مورد بی مهری قرار داد و دل او را ر نجاند، اما سال ها بعد درصدد برآمد ازاین شاعر دل شکسته دلجویی کند؛ از این رو هدایایی فراهم کرد و گفت با شتر سلطانی به طوس ببرند و از او عذر خواهی کنند اما اقبال با این شاعر همراه نبود. نظامی عروضی گوید: هدایای سلطان به سلامت به شهر «طبران» رسید، وقتی شتر از دروازه «رودبار» وارد می شد، جنازه فردوسی از دروازه «رزان» بیرون می رفت.
گویند از فردوسی دختری ماند سخت بزرگوار، خواستند هدایای سلطان را به او بسپارند، قبول نکرد و گفت بدان محتاج نیستم. فردوسی پس از ۸۲ سال زندگی شرافتمندانه و افتخار آمیز در سال ۴۱۱ ق غریبانه وفات یافت و دخترش عزت و بلند طبعی او را کامل کرد و این چنین مقتدرانه از هدایای مادی سلطانی چشم پوشید و افتخاری بر افتخارات پدر افزود.


منبع : روزنامه رسالت

مطالب مرتبط

حسین حماسیان(صابر کرمانی)

حسین حماسیان(صابر کرمانی)
نه زهد و مکر، نه تزویر و نه ریا دارم
نه اهل ثروت و مالم نه ادعا دارم
نامم حسین حماسیان پدرم مرحوم حاج حبیب الله در روز دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۰۴ شمسی دوم شعبان ۱۳۴۴ بدنیا آمدم تولدم در شهر کرمان و تخلصم ((صابر کرمانی)) است. دوره تحصیلات متوسطه را بپایان رسانده بودم که تند باد اجل چراغ عمر پدرم را خاموش کرد و تغییری در مسیر زندگیم پیش آمد.پدر در روزهای آخر عمرش در گوش جانم چنین گفت:
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
سخنش را به جان و دل پذیرفتم و رهسپار مکتب حقایق و شاگرد وفادار ادیب عشق شدم با اینکه،
من از کتاب طبیعت نخوانده ام حرفی
ز جهل، مدعی دانش و هنر باشم
ولیکن در آن مکتب نکته ها آموختم تا به جایی رسیدم که دل پرسوزم فغان زد:
همچو پروانه جگرسوخته ای میباید
که ز خاکستر ما بوی محبت شنود
سالها به مطالعه و تحقیق و سیرو سلوک در سلسله فقرو عرفان و تصوف:
روی تابنده عیان در نظرم میباشد
ناظر حسن رخش چشم ترم میباشد
درباره مذاهب و ادیان جستجو کردم و سرانجام با حافظ وارسته همنوا گشتم
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
در علوم غریبه شب و روز به تحصیل پرداختم و باین نتیجه رسیدم:
آیات حق نباشد در رمل و جفر و اعداد
گامی منه درین ره جز حیله و خطا نیست
در طلب کیمیا نقد عمر را در بوته حرمان گداختم و این نغمه را ساز کردم:
در راه کسب اکسیر بیهوده جهد منمای
سر خداشناسی در علم کیمیا نیست
در الهیات و علوم ماوراء الطبیعه و فلسفه مادی و معنوی بقدر مقدور دقت کردم سروش غیب بگوش دلم چنین گفتا:
صابر به مکتب عشق درس صفا بیاموز
عرش خدای یکتا جز قلب با صفا نیست
گاهی با همسفری عقل در راه پرپیچ و خم زندگی سرگردانی کشیدم و نوای صائب تبریزی را شنیدم :
با عقل گشتم همسفر یک کوچه راه از بیکسی
شد پاره پاره دامنم از خار استدلالها
و مدتی با تعصبی خشک در ظلمتکده جهل حربه تکفیر بر سر این و آن زدم تا مولوی زبان به نصیحتم گشود و فرمود:
سختگیری و تعصب خامی است
تا جنینی کارت خون آشامی است
در دریای اندیشه غوطه ور بودم که اینهمه اختلاف سلیقه و مسلک و مرام برای چیست از عارفی شنیدم:
کیش هفتاد و دو ملت بخرد سنجیدم
آنچه منظور خدا بود نکوکاری بود
افق فکرم باز شد و هاله از محبت وجودم را فراگرفت پرتو تابناک عشق کانون دلم را روشن کرد و آشنای کلام صائب گشتم:
مرا از قید مذهبها برون آورد عشق او
که چون خورشید شد طالع نهان گردند کوکبها
هیچوقت احساس آرامش درونی نداشته و ندارم و از حساسیت زیاد رنج کشیده ام و با کلام کاشانی هم آهنگم:
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما زنده برآنیم که آرام نگیریم
آثار شعرا و عرفا و فلاسفه را خواندم به حافظ و صائب عشق میورزم و به پروین اعتصامی و نظام وفا علاقمندم ، در نقاشی استعدادی دارم گاهی با رنگها از نیرنگهای طبیعت طرحی میریزم و سالها قبل سروده ام:
عشق رخت به ملک صفا شهره ام نمود
نقاشم و منجم و درویش و شاعرم
خبر از عالم دل، عالِم دل دارد و بس
حال دل نیست بیانی که به تقریر آید
از شهرت و نام گریزانم و به این حقیقت آگاه:
آسودگی ز خاطر نام آوران مجوی
کاین منزلت به مردم گمنام داده اند
بعضی می پرسند علت انزوایت چیست؟
مرا به گوشه عزلت دلیل گردیدند
خدای بی ادبان را جزای خیر دهاد
با اینکه می دانم به گفته شیخ بهایی عزلت بدون عین علم، زلت است به معنی لغزش و بدون ز زهد، علت این زلت و علت بهتر است از آمیزش با بیخبران جهان عشق و معنی و گمگشتگان وحشت سرای شهوت و بی بند و باری.
لذت واقعی و کیفیت زندگانی را دوستی و محبت می دانم، افسوس:
آزمودم دوست این عهد و زمان کمیاب بود
کاین بنای دوستیها پایه اش بر آب بود
شعار زندگیم این بود که از دوست بجز دوست تمنایی ننمایم، هیهات:
به دوستی و محبت قسم که در همه عمر
صفای محض شدم، در ازا جفا دیدم
موفق نشده ام که آثارم را بچاپ رسانم و میدانم :
تا زنده ام کسی نکند اعتناء به من
بعد از وفات بقعه برایم بنا کنند
به عقیده من شعر باید نوای احساس و کلام دل باشد تا ساز دلها را به نوا در آورد
روزی که آفتاب وجودم کند غروب
روشن شود تجلی اندیشه های من

وبگردی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟
ظریف چه گفت؟ / پولشویی در کشور چگونه انجام میشود؟ - داستان دلواپسانی که منافع جناحی را بر مصالح مردم و نظام ترجیح می دهند را ببینید.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.