سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 21 August, 2018

حکیم شعر پارسی


حکیم شعر پارسی
● به مناسبت سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
یکی از پرآوازه ترین شاعران ایران زمین و یکی از بزرگترین حماسه سرایان جهان در قرن چهارم و پنجم هجری، حکیم ابوالقاسم فردوسی است. وی در سال ۳۲۹هجری، در روستای «با ژ» که یکی از قریه های طوس است، دیده به جهان گشود. دوران کودکی و جوانی اش را در خانواده ای که همه دهقان و ایرانی پاک نژاد و صاحب آب و زمین بودند در فضایی سرسبز و آرام به تحصیل علم و ادب پرداخت. وی در این روستا شوکتی تمام داشت و گهگاه طبع خود را در سرودن تاریخ ایران قدیم آزمایش می کرد. در آن زمان هیچ کس باور نمی کرد که این سروده های پراکنده ادامه یابد و به یک اثر عظیم حماسی به نام «شاهنامه» تبدیل شود.
▪ شاهنامه سرایی
در عهد سامانیان در قرن چهارهم هجری، جمع آوری و تالیف سرگذشت پادشاهان قدیم ایران رونق بسزایی یافت. این کتاب ها که به شاهنامه معروف بودند به نثر نوشته شده و پیش از آن که از میان بروند، منبع و ماخذ برخی از کتاب های منثور و منظوم تاریخی در زبان فارسی و عربی قرار گرفتند. جامع ترین آنها شاهنامه منثور ابومنصوری نام داشت که به فرمان «ابومنصور محمدبن عبدالرزاق» حاکم طوس، در حدود سال ۳۴۶ ق به دست جمعی از مورخان و نویسندگان جمع آوری و تدوین گردید. این کتاب، ماخد مهم فردوسی در نظم شاهنامه است.
دقیقی، اولین شاهنامه سرا بود. پیش از آن که فردوسی، به شاهنامه سرایی بپردازد، «دقیقی» که از شاعران بزرگ و همسال فردوسی است به نظم شاهنامه روی آورده بود. وی تنها هزار بیت از داستان گشتاسب و ارجاسب تورانی را سروده بود که در سن کمتر از چهل سالگی به دست غلامش کشته شد.
▪ منابع شاهنامه
پس از قتل دقیقی، دوستان فردوسی که قوت طبع شاعری او را پیش از این آزموده بودند نزد وی آمده و او را به ادامه کار تشویق کردند؛ اما وی منبع و ماخذی در اختیار نداشت که بتواند از روی آن به نظم شاهنامه بپردازد؛ از این رو این شاعر خستگی ناپذیر و سختکوش برای تهیه این منابع به شهرهای بخارا، مرو، بلخ و هرات سفر کرده و با یک تحقیق میدانی و گسترده، داستان های باستان را از سینه پیران جهان دیده بیرون کشید و آن ر ا به نسل های پس از خود تقدیم کرد و این در حالی بود که آتش جنگ همه جا شعله ور و راه ها پر خطر بود.
▪ نگرانی فردوسی
فردوسی همیشه این نگرانی و دغدعه خاطر را داشت که مبادا او هم همانند دقیقی که چهل سالگی از دنیا رفت با مرگی نا بهنگام روبه رو شود و نتواند کار بزرگی را که با عشق و علاقه آغاز کرده به فرجام رساند؛ از این رو از خداوند می خواست آن قدر زنده بماند تا بتواند شاهنامه را که خود آن را «نامه شهریاران پیش» نامیده بود به نظم درآورد... دعای او متسجاب شد و در سن ۷۱ سالگی، شاهنامه را به پایان رساند و در سن ۸۲ سالگی نیز جهان فانی را وداع گفت.
▪ رنج سی ساله
فردوسی این شاعر توانمند ایران، از کسانی بود که عشق و تلاش را به هم آمیخت و با فقر و تنگدستی در آویخت و سی سال رنج برد و دود چراغ خورد تا توانست اثری پایدار و ماندگار از خود به یادگار گذارد. فردوسی در سن کهولت نیز خود را بازنشسته نپنداشت و هستی خود را در این راه گذاشت و تا دستانش توان نوشتن داشت قلم را کنار ننهاد و حاصل رنج سی ساله خود را در سال ۴۰۰ هجری و در سن ۷۱ سالگی به جامعه ادبی وهنری ایران زمین تقدیم کرد تا در سن ۸۲ سالگی نیز به پیرایش و آرایش آن پرداخت.
▪ علت بی توجهی سلطان محمود به فردوسی
فردوسی پس از تکمیل شاهنامه و بازنگری در آن، تصمیم گرفت آن را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کند، تا با پاداشی که از این راه می ستاند هم خود را از فقر و تهدیدستی برهاند و هم کتاب را از گزند حوادث مصون دارد. اما بر خلاف انتظار، مورد بی مهری سلطان قرار گرفت. درباره اینکه چرا سلطان محمود به فردوسی بی اعتنایی کرد گفته اند: فردوسی از پیروان اهل بیت(ع) بود و سلطان محمود را با شیعیان میانه ای نبود. یکی دیگر از دلایلی که فردوسی مورد بی مهری سلطان محمود قرار گرفت این بود که او شاعر درباری نبود.
▪ وفات فردوسی
سلطان محمود غرنوی، ابتدا فردوسی را مورد بی مهری قرار داد و دل او را ر نجاند، اما سال ها بعد درصدد برآمد ازاین شاعر دل شکسته دلجویی کند؛ از این رو هدایایی فراهم کرد و گفت با شتر سلطانی به طوس ببرند و از او عذر خواهی کنند اما اقبال با این شاعر همراه نبود. نظامی عروضی گوید: هدایای سلطان به سلامت به شهر «طبران» رسید، وقتی شتر از دروازه «رودبار» وارد می شد، جنازه فردوسی از دروازه «رزان» بیرون می رفت.
گویند از فردوسی دختری ماند سخت بزرگوار، خواستند هدایای سلطان را به او بسپارند، قبول نکرد و گفت بدان محتاج نیستم. فردوسی پس از ۸۲ سال زندگی شرافتمندانه و افتخار آمیز در سال ۴۱۱ ق غریبانه وفات یافت و دخترش عزت و بلند طبعی او را کامل کرد و این چنین مقتدرانه از هدایای مادی سلطانی چشم پوشید و افتخاری بر افتخارات پدر افزود.


منبع : روزنامه رسالت

مطالب مرتبط

طاهره صفار زاده

طاهره صفار زاده
طاهره صفار زاده از جمله شاعرانی است که دوره های متعدد شعری را تجربه کرده است. شاید اگر نگاهی دقیق و موشکافانه به دوران شاعری او داشته باشیم نه تنها دوره های متعدد را در طول زمان، بلکه در هر دهه نیز می توان شناسایی کرد. اما آنچه سبب شد «طاهره صفار زاده» به ویژه پس از انقلاب مورد توجه قرار بگیرد پیوند او با انقلاب و همسویی شعر های او با روحیه مذهبی مردم در آن دوره بود.
در یک برداشت کلی می توان شعر صفار زاده را به سه دوره تقسیم کرد. سه دوره که اگرچه گاهی نزدیکی هایی با همدیگر دارند اما از بنیاد و اساس تفاوت های چشمگیری بین آنها وجود دارد. حتی گاهی این تفاوت ها چنان بارز است که احساس می شود یا شاعر آنها با هم فرق می کند.
دوره اول از ابتدای مطرح شدن او به عنوان شاعر- با کتاب رهگذر مهتاب در سال ۴۱- آغاز می شود و تا قبل از انتشار کتاب «سفر پنجم» ادامه می یابد.«صفار زاده» به مانند تمام شاعران هم نسل خود با وزن و قافیه و شعر کلاسیک کار خود را آغاز کرد و اندکی بعد هم مجذوب شعر نیمایی شد.در این زمان آنچه در شعر صفار زاده وجود دارد، تجربه های فردی و احساساتی جوانی است که هنوز به هیچ چیز به صورت جدی نگاه نمی کند.
در این زمان شعر صفار زاده نه تنها با دیگر هم نسلان خود تفاوت محسوسی ندارد، بلکه از فضای اجتماعی و فرهنگی زمان خود نیز به شدت متاثر است. فضاهای عاشقانه، احساس تباهی نسبت به محیط اطراف ، رنج های شاعرانه و... در این دوره حتی گاهی او را از شاعران زمان خود نیز متاثر می بینیم. در برخی از شعر ها فروغ فرخزاد تاثیر جدی بر شعر او گذاشته و او با ذهن و زبانی شعر نوشته که فروغ آن را خلق کرده و از آن استفاده می کرد. البته در این دوره هم از شعر او نشانه هایی از اعتراض به شرایط فرهنگی جامعه در آن زمان و یا ابراز احساسات عدالت جویانه به چشم می خورد.
گذر «صفار زاده» از شعر نیمایی به شعر بی وزن یکی از بزرگ ترین پیشرفت های او محسوب می شد و او در شعری بی وزن بود که توانست به زبانی مستقل دست پیدا کند. زبانی ساده بدون آرایه های لفظی. این زبان بزرگ ترین کمک را به شعر «صفار زاده» کرد. او با استفاده از این زبان می توانست آنچه را که در ذهن دارد به سادگی به شعر تبدیل کند.
زبان او سادگی و جسارت خاصی را داشت. شاعر با توسل به این زبان نه تنها توانست از تقید های وزن و آهنگ کلام رهایی یابد بلکه قالب درستی برای بیان اندیشه یافت. همین سادگی زبان برای او زمینه ای شد تا به راحتی بتواند شعر های بلندش را بنویسد. شعر های بلند برای «طاهره صفار زاده» مجالی بود تا بتواند در شعر به اندیشه دست یابد و بدون تاثیرپذیری از دیگران مفاهیم خاص ذهنی اش را خلق کند. در این مرحله آرام آرام شعر او از کلام یک شاعر احساساتی فاصله می گیرد و او فرصتی می یابد که مفاهیم جدیدی را خلق کند.
برخی از این شعر ها بسیار درخشان است، به ویژه آنکه زبان مناسب با منطق شاعرانه به پیوستگی مناسبی رسیده و دقیقاً آنچه خلق شده شاعرانه است. شاید حتی بتوان گفت که برخی از این شعر ها نمونه های بسیار خوبی برای شعر بی وزن فارسی در دهه ۴۰ محسوب می شوند.
ذهن «صفار زاده» در این نوع شعر ها، ذهنی پرسشگر و جست وجوگر است. او زمانی که به سراغ فرهنگ اروپایی یا آمریکایی و یا حتی فرهنگ هندی می رود، دارای ذهنی کنجکاو است که سعی در جست وجوی مفاهیم دارد. او سعی دارد هر پدیده ای را به گونه ای دیگر ببیند و هر مولفه ای را به زبان شاعرانه توضیح دهد. در میان احساسات و بیان شاعرانه او نیز گاهی درمی یابیم که شاعر دچار سرگشتگی است، نمی تواند شکل واحدی را انتخاب کند و حتی نمی تواند از سوژه واحدی صحبت کند. برای همین شعر های بلند می نویسد که بتواند دائماً تغییر مسیر داده و در یک شعر موضوعات متعددی را وارد کند.
آنچه در شعر او هنوز به چشم می خورد روحیه روشنفکری است که از فضای روشنفکری جهان در آن سال ها تاثیر می پذیرد. شاعر با آنچه در ذهن او وارد شده و آنچه که مطالعه کرده و خوانده در یک کشمکش ذهنی به سر می برد. نه می توان گفت فضای ذهنی غربی را کاملاً می پذیرد و نه می توان گفت طرح اندازی جدیدی بر اساس شخصیت و نگاه خود به جهان دارد. گویی راه گریزی برای او جود ندارد جز آنکه هر چه را دیده و یا تجربه کرده به زبان شعر بیان دارد.اینگونه شعر های «صفار زاده» تا پایان کتاب «طنین در ولتا» ادامه پیدا می کند.
البته در این میان نباید ادامه تحصیل او در خارج از کشور را فراموش کرد چرا که برخورد او با جهان غرب و زندگی در آمریکا تاثیراتی را بر شعر او دارد که انکار ناپذیر است. شاعر در اینجا به پلی مبدل می شود که آنچه در جهان بیرون از او وجود دارد را به شعر منتقل کند.بنابراین مثلثی شکل می گیرد که یک ضلع آن شاعر است و ضلع دیگر جهان پیرامون او. ضلع سوم یعنی شعر کامل کننده این وضعیت است و جایی است که شاعر خودش را در پیوند با جهان خارج احساس می کند.
«سفر پنجم» حلقه ارتباطی است بین دو تجربه متفاوت شعر. در کتاب «سفر پنجم»، «صفار زاده» آرام آرام شرایطی را در شعر تجربه می کند که بتواند به یک شخصیت منسجم دست پیدا کند. شخصیتی که صرفاً مصرف کننده فکر نیست بلکه تولید کننده اندیشه است و اندیشه ای را استفاده می کند که از رابطه او با شعر حاصل شده است.
او در «سفر پنجم» سعی می کند مفاهیم را به سمت بومی شدن و سرزمینی شدن سوق دهد.در اینجا است که او به جای آنکه از «مظاهر تمدن غربی» در شعر استفاده کند به سراغ مظاهر مذهبی _ دینی می رود. در واقع چرخش او در همه زمینه ها است. هم اسطوره های ذهنی شاعر را در بر می گیرد و هم دایره واژگانش را و در نهایت مفاهیمی که می خواهد به آنها برسد اما همان طور که اشاره شد سفر پنجم صرفاً نقش یک حلقه ارتباطی را دارد.«صفارزاده» هر چه به مفاهیم ساده بومی نزدیک می شود ناچار است ساختار و ساختمان شعر را به همان اندازه ساده کند چرا که مخاطبان او هم آرام آرام عوض می شوند.
مرحله دوم شعر او اغلب افراد ساده جامعه مخاطب قرار می گیرند. او می خواهد حرف هایی بزند که دیگر از پیچیدگی خاصی برخوردار نیستند بلکه معنا و مفهوم ساده ای را می رسانند.
«سفر سلمان» که کتاب با آن آغاز می شود شعر ی است بلند که البته مختصات آن با شعر های بلند قبلی او متفاوت است. «سفر سلمان» شکلی روایی دارد .
در این مرحله جای هر سطر و هر کلمه مشخص است و شاعر قصد دارد از کنار هم چیدن این پازل به یک مفهوم مشخص برسد. مفهوم مشخصی که از قبل در ذهن او وجود داشته است.
در «سفر پنجم» صفارزاده نشان می دهد که تغییرات عمیق و وسیعی در آثار بعدی او به وجود خواهد آمد. تغییراتی که شعر را یکسر متفاوت از آثار گذشته می کند.
«سفر پنجم» برای نخستین بار در سال (۵۶) منتشر شد. درآن سال هنوز تعداد نویسندگان و شاعرانی که بتوان گفت به ادبیات متعهد گرایش دارند چندان زیاد نبود. عده آنها بسیار کم و اغلب به صورت کاملاً فردگرا و جدای از هم کار می کردند.
در این دوره «صفارزاده» زیربنای شعری خود را به عنوان یک شاعر انقلابی _ اسلامی ساختارسازی کرد. از این جا به بعد او شعر انقلابی خود را آغاز کرد. این شعر ویژگی های خاص خود را داشت که با کل دوران شاعری او کاملاً متفاوت بود. شعر در شرایط انقلابی دیگر نمی تواند از پیچیدگی برخوردار باشد .البته در این شعر هم شور و نشاط تازه ای وجود داشت و هم بی پروا و گستاخ. این ویژگی هایی که شعر انقلابی را می سازد اغلب شعر را از ادبیات دور می کند و به سمت یک اسلحه یا وسیله مبارزه می برد. «صفارزاده» که در سفر پنجم آرام آرام راهی را تجربه می کرد که از شعر گذشته فاصله بگیرد و سعی می کرد شعرش محصول اندیشه و تفکر خود باشد این ژرف نگری و تفکر در شعر را رها می کند و تا حدودی هیجان زده می نویسد.
از این جهت بیشتر می توان شعر این سال های او را با اوایل دوران شاعری او مقایسه کرد. شاید به همین دلیل احساسی بودن و هیجان زده شدن شعر است که برخی از اولین شعرهای او نظیر «کودک قرن» به شعرهای انقلابی او نزدیک می شود همانندی بسیاری پیدا می کند.
او از این طریق به موفقیت در عامه مردم می رسد چرا که آنچه مردم می توانند با آن ارتباط برقرار کنند فضای شعری است که حلقه های ارتباطی با شعر کلاسیک داشته باشد و صنایع لفظی نه تنها حلقه های ارتباط با شعر کلاسیک است بلکه همچون وزن، مردم به شکل علامت آن را همراه ضروری شعر می دانند.
مسئله در اینجا است که شرایط انقلابی به سرعت ایجاد می شود و با سرعت بسیار زیادی زبان و ادبیت زبانی خاص خود را خلق می کند. اما این زبان به بخش کوتاهی از تاریخ مربوط می شود و با تغییر آن شرایط زبان هم به سرعت تغییر می کند. در نتیجه ادبیات این دوران دارای تنهایی می شود. در این میان شاعرانی که با فاصله گرفتن از زبان و کلمات ویژه انقلاب و پرداختن به مفاهیم انقلاب شعر می سرایند طبیعتاً شعرشان کمتر دچار فراموشی می شود.
دوره سوم شعر «صفارزاده» پس از شرایط هیجانی انقلاب شکل دیگری می گیرد. زمانی که انقلاب پایان یافته و هیجان ها فروکش کرده است. شاعر می تواند بیشتر به شعر خود فکر کند. فرصت بیشتری دارد که آن را ویرایش کند و از افتادن به دام فضاهای کلاسیک پرهیز کند.
در دوره سوم مفاهیم دینی و اخلاقی را گزارش می کند.اما این را هم باید اضافه کرد که بیان او با دوره پیش فرق چشمگیری دارد او بسیاری از شعرها را با دقت و وسواس زیاد می نویسد دیگر دچار هیجان و احساس نیست و از تکنیک هایی که قبلاً در شعر بهره می گرفت دوباره استفاده می کند.
صفارزاده در دوره سوم شاعری خود به نوعی آرامش می رسد نه بی قراری های دوره اول را دارد و نه هیجانات و احساس گرایی دوره دوم را. او در این دوره بیش از هر چیز به خود این اجازه را می دهد که منطقی باشد. با مسائل به گونه ای برخورد می کند که آنها وجود دارند.
صفارزاده از جمله شاعرانی است که توانست در همان آغاز شاعری به زبان خاص خود برسد. به وجود آمدن یک زبان که تحت تاثیر کسی نباشد کمک بسیاری به او کرد، تا بتواند شاعری مستقل باقی بماند و به دنبال مسائل دیگری در شعر باشد.
صفارزاده با تکیه بر زبان خود سه دوره شعری را براساس جست وجوی مفاهیم سپری کرد. شاید اگر او دارای زبان ویژه ای نبود و مشکل به دست آوردن زبان را داشت، این همه فرصت برای پرداختن به مفاهیم را نداشت.

وبگردی
ویدئو / قهرمان زن ایرانی در جاکارتا
ویدئو / قهرمان زن ایرانی در جاکارتا - صداوسیما در اتفاقی کم‌سابقه، مسابقه زهرا کیانی عضو تیم زنان ووشوی ایران در بازی‌های آسیایی جاکارتا را زنده پخش کرد. زهرا کیانی ۱۹ ساله در سبک تالو حرکات بسیار زیبایی راانجام داد و موفق به کسب مدال نقره این مسابقات شد.
جنجال ساشا پسر سفیر !
جنجال ساشا پسر سفیر ! - ساشا سبحانی که فرزند سفیر پیشین ایران در ونزوئلاست در این ویدئو می‌گوید: تا کی می‌خواهید حسادت کنید، به جای بد و بیراه نوشتن برای من بروید پول در بیاورید، اگر نمی‌توانید پول دربیاورید، نمی‌توانید زندگی کنید، بروید بمیرید. تمام!
منابع ملی را به چینی‌ها اجاره داده و سالها به مردم دروغ گفته‌اند
منابع ملی را به چینی‌ها اجاره داده و سالها به مردم دروغ گفته‌اند - به فاصله چندسال از انتشار اخباری که حکایت از واگذاری مجوز صید ترال به چینی‌ها در آب‌های جنوبی کشورمان داشت و همواره تکذیب می‌شد، بالاخره مشخص شد که تکذیب‌های مسئولان غیرواقعی بوده است؛ واقعیتی عجیب که موجب بروز ابهامات فراوانی می‌شود.
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد
پشت پرده سفر مجرّدی عراقی‌ها به مشهد - اردیبهشت ۹۴ بود که روزنامۀ انگلیسی «گاردین»، در فقدان رسانه‌های کارآمد محلّی، گزارشی منتشر کرد با عنوان «عبادت، غذا، سکس و پارکِ آبی در شهر مقدس مشهدِ ایران»
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران - پیکر مرحوم عزت‌الله انتظامی بازیگر باسابقۀ سینما و تئاتر ایران صبح یکشنبه (۲۸ مرداد) با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، وزیر ارشاد و علاقه‌مندان سینما و تئاتر، از تالار وحدت تشییع شد. عزت سینمای ایران بامداد جمعه (۲۶ مرداد) در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی - پیکر عزت‌الله انتظامی، بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون، صبح یکشنبه - ۲۸ مرداد - با حضور جمع زیادی از هنرمندان و علاقه‌مندان، از تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.