پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

رژیم صهیونیستی؛ ارتش یا دولت


رژیم صهیونیستی؛ ارتش یا دولت
این روزها رژیم صهیونیستی در بدترین شرایط و بحرانی ترین وضعیت در طول عمر تقریبا ۶۰ ساله خود به‌سر می برد .بحرانی که هم اکنون اسرائیل با آن دست و پنچه نرم می کند زاییده فلسفه وجودی تشکیل این رژیم و معلول ساختار ناقص و بیمار تشکیلاتی این رژیم است که پس از اولین شکست رسمی این رژیم از یک کشور عربی و اسلامی سر باز کرده و دولت عبری را به چالش کشانیده است.
دیگر نه تنها از پیروزی های زودهنگام ارتش چهارم جهان در منطقه جبری نیست ،بلکه امروزه سکانداران اسرائیلی بر این عقیده اند که‌ارتش با ساختار ناقص کنونی دیگر جوابگوی نیازهای اسرائیل در قرن ۲۱ نخواهد بود و بایستی تغییرات ساختاری هرچه سریعترآغاز گردد.
در واقع اسرائیل ارتشی است که دارای دولت هم می باشد نه دولتی که دارای ارتش باشد.
این عبارت حکایت از ضعف عمیق ساختاری در اسرائیل و رمز ماندگاری آن در منطقه دارد که پس از شکست از لبنان کارایی خود را از دست داده و دیگر توان رویارویی با دولتهای منطقه را ندارد .
کشوری که سیاست خارجی آن به شدت متاثر از سیاست نظامی بوده و مسئله امنیت شاکله اصلی فلسفه سیاسیآن را در دوران معاصر تشکیل می دهد امروز به جایی رسیده که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
آهنگ نزولی رشد اسرائیل از سال ۲۰۰۰ میلادی پس از عقب نشینی از جنوب لبنان آغاز گردیده و با شکست آن در مقابل لبنان در سال ۲۰۰۵ میلادی شتاب بیشتری به خود گرفت.
امروز اسرائیل غرق در فساد اداری و سیاسی و اقتصادی است و۸۰% مردم ساکن در آن طبق نظر سنجی اخیر تابعیت قبلی خود را بر تابعیت اسرائیل ترجیح می دهند.
رشد جمعیت در اسرائیلی ها نصف میزان رشد جمعیت در فلسطینیان است و خطر برهم خوردن توازن جمعیت و تغییر ساختار داخلی آن بیش از پیش احساس می گردد.مهاجرت معکوس هرسال با افزایش چشمگیر روبرو است و در مقابل دیگر از شوق یهودیان برای اقامت در اسرائیل خبری نیست.
صنعت توریسم که درآمد سرشاری را برای اسرائیل فراهم می کرد امروز در اوج رکود خود قرار دارد و به دلیل به خطر افتادن امنیت داخلی ،توریستها ترجیح می‌دهند به دیگر نقاط دنیا سفر کنند.
رشد اسلامگرایی در منطقه و همگرایی میان فلسطینیان برای اسرائیل به کابوسی تبدیل گردیده که دیگر نمی تواند با آن به مقابله برخیزد.
سیاستمداران و احزاب تنها به فکر حضور خود در قدرت هستند و فساد اقتصادی به یک امر عادی تبدیل گردیده.در این مقاله بر آنیم تا ضمن اشاره با مشکلات ساختاری در جامعه اسرائیلی به عوامل تسهیل کننده در رساندن این رژیم منحوس به فروپاشی بپردازیم.
● ساختار نظامی در اسرائیل:
همان‌طور که در بالا ذکر آن آمد اسرائیل ارتشی دارای دولت است نه دولتی دارای ارتش.
این عبارت حکایت از سیطره کامل نظامیان بر شئونات سیاسی در اسرائیل دارد و جنگ سالاران قدرت فائقه در احزاب و سیاست خارجی و دستگاههای اطلاعاتی و حتی قضائی به شمار می روند.
به دلیل سلطه همین طبقه و شرایط منطقه است که شاهد گره خوردن سیاست خارجی اسرائیل با سیاست دفاعی آن می باشیم و لذا دولت اسرائیل ذاتا جنگ طلب است تا این امر توجیهی برای حضور نظامیان در عرصه قدرت باشد.
میلیتاریزه کردن دولت دارای تبعات بسیار سنگین برای اسرائیل بوده و امروزه شاهد فرار بیش از پیش جوانان اسرائیلی از خدمت سربازی و پیوستن آن به مدارس دینی برای فرار از خدمت و کسب معافیت هستیم که این امر موجب بروز اختلافاتی میان خاخامها و ژنرالها گردیده است.
تا قبل از شکست مدرن ترین ارتش منطقه از لبنان ، تقریبا کسی با این هیمنه سنگین بر کلیه شئونات اسرائیل مشکلی نداشت اما پس از شکست از لبنان و استعفای حالوتس و اثبات ناکارآمدی ارتش امروزه شاهد رویارویی سیاستمداران و ارتشیان و ایجاد بحران در روابط میان آنها می باشیم که ادعای اولمرت مبنی بر مقصر بودن ارتش در این شکست خود نشان از اختلافات عمیق بین این دو طبقه بایکدیگر دارد.
بیشتر بودجه سرانه کشور صرف گذراندن امور نظامی در اسرائیل می شود که این امر نارضایتی اقتصاد دانان اسرائیلی را به د نبال داشته‌است.
نکته دیگر این است که به دلیل گسترده بودن ارتش و عدم توان رژیم در شناسایی عوامل جاسوسی میان ارتش ،مسئله حفاظت اطلاعات در اسرائیل با چالشهای جدی روبروست که در جنگ ۳۳ روزه شاهد استفاده بهینه حزب الله‌ از عوامل اطلاعاتی خود و شناسایی نقاط مورد نظر پیش از عملیات بودیم که این امر باعث غافلگیر شدن نیروی زمینی اسرائیل گردیده بود و آنها نمی دانستند در چه جایی بایستی عملیات کنند تا با پاتک حزب الله مواجه نشوند.
فساد اقتصادی دربین سران ارتش، خود یکی دیگر از چالش های پیش روی ارتش است که فساد مالی دان حالوتس در جریان جنگ و قبل از وی فساد مالی موشه یعلن که در همین سمت حضور داشت نشان دهند بیمار بودن سیستم و نظام در اسرائیل است.علاوه بر ناکارآمدی نیروها در خلال جنگ بایستی به ناکارآمدی تجهیزات نظامی اسرائیل در مواجهه با نیروهای حزب ا.. هم اشاره کنیم.
تقریبا تمام موشکهای شلیک شده از سوی حزب الله به اهداف مورد نظر خود اصابت کردند و خبری از سپر موشکی در برابر آن نبود.تانکهای مرکاوا که مایه افتخار ارتش اسرائیل بوده به دلیل آسیب پذیری در مقابل موشکهای بهینه شده حزب الله ،از خط تولید خارج گردیدند.ناکامی اسرائیل در جنگ الکترونیکی و مخابراتی با حزب الله ،خود باعث لو رفتن بسیاری از عملیاتها گردید.
فلج شدن نیروی دریایی اسرائیل در روزهای اول جنگ به‌دلیل آسیب پذیر بودن ناوها و ناوچه های پیشرفته و جنگی یکی دیگر از عوامل شکست اسرائیل محسوب می شد و در این بین نباید از سرنگونی هلیکوپترهای آپاچی اسرائیلی در آسمان لبنان غافل بود که در نوع خود بی سابقه بوده است.
تنها نقطه قوت ارتش اسرائیل در طول جنگ ،جتهای پیشرفته آن بوده اما به‌دلیل نامتقارن بودن جنگ و متصور نبودن قلب سرزمینی )heartland( برای حزب الله ،در عمل نتوانست به حزب الله آسیب جدی وارد سازد و حملات متوجه مردم لبنان بوده تا نیروهای حزب ا.. هرچند که حزب الله در نهایت برای جلوگیری از کشتار بیشتر مردم توسط ارتش اسرائیل و تخریب بیشتر لبنان حاضر به پذیرش آتش بس گردید.
از سوی دیگر حزب الله نشان داد که در جنگ شئونات اخلاقی را رعایت می کند و به عنوان مثال از مورد هدف قرار دادن کارخانه تولید کننده مواد شیمیایی خودداری کرد و نیز نشان داد که توان حمله موشکی به تل آویو را دارا است که این خود باعث سنگینی سایه ترس از حزب ا.. در میان اسرائیلی ها گردید.
همه این موارد باعث بی اعتمادی مردم به ارتش گردیده و آنها امروزه امنیت خود را ازدست رفته تلقی می کنند و این خود بحران مشروعیت برای ارتش را در پی داشته است.
در نهایت باتوجه به گزارش منتشر شده وینوگراد و دعوت این گزارش برای راه انداختن جنگی دیگر و پیروزی در آن برای بازسازی وجهه ارتش نزد مردم ،بایستی انتظار آغاز یک جنگ دیگر را از سوی اسرائیل داشته باشیم که البته حمله مجدد آن به لبنان با توجه به ریسک بالای آن و احتمال بسیار زیاد رقم خوردن شکستی دوباره ،تقریبا غیر محتمل می باشد و حمله سوریه هم با توجه به اولتیماتوم ایران به اسرائیل و نیز برآورد استراتژیک اسرائیلی ها برای صلح با سوریه و مذاکره با آن بعید به نظر می رسد که عملی گردد و رای بیاورد.
اما حمله به نوار غزه بسیار محتمل خواهد بود و با توجه به قدرت یافتن مقاومت و ترس از سبز شدن حزب اللهدوم در نزدیکی عمق استراتژیک اسرائیل می تواند در دستور کار جنگ سالارها قرار گیرد و علاوه بر آن بایستی به این دلایل برای اغاز حمله به غزه هم اشاره نمود:
▪ خلاصی از سرخوردگی دولت و ملت رژیم اسرائیل با فتح نوار غزه
▪ ریشه کن کردن مقاومت اسلامی در نوار غزه و تحقق صلح با فلسطینیان
▪ تامین امنیت برای شهرک های همجوار نوار غزه که هم اکنون در تیر رس نیروهای جهاد اسلامی و دیگر گروههای مقاومت قرار دارند
▪ استفاده از حمله به مثابه یک امر برون رفت از فشارهای داخلی که کابینه را تا مرز فروپاشی پیش برده
▪ بهره برداری انتخابی که در آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت
▪ بازسازی چهره حزب کادیما به عنوان سکاندار دولت و بالا بردن محبوبیت اولمرت در نزد مردم
▪ برهم زدن توازن قوایی که پس از پیروزی حزب ا.. به نفع مقاومت اسلامی اعم از حزب ا..، حماس ،ایران و سوریه به‌وجود آمد
▪ جلوگیری از شکل گیری حزب ا... دوم در کنار مرزهای اسرائیل
▪ تفوق و برتری اسرائیل در میز مذاکره برای صلح با اعراب
▪ شکست حماس و انجام کودتا در خلال جنگ و روی کار آوردن دولتی دست نشانده به سرکردگی دحلان
▪ تغییر محتوا در شروط مندرجه برای صلح که به‌وسیله اعراب در ۲۰۰۲در بیروت به تصویب رسد و حذف حق بازگشت آوارگان و ...
لذا باید منتظر ماند تا تکلیف دولت فعلی مشخص گردد و مطمئنا ترکیب دولت جدید و ائتلاف جدید می تواند مارا در پیش بینی وقوع جنگی دیگر در منطقه یاری رساند.
● وضعیت نابسامان سیاسی در اسرائیل
نگارنده معتقد است که نخست وزیری ایهود اولمرت نهایتا تا پایان فصل تابستان ادامه خواهد یافت و پس از سپری شدن تعطیلات کنست (مجلس) ،ترکیب دولت به سرعت تغییر می یابد.
▪ حزب کادیما:
انتخابات زودهنگام در حزب کادیما هرچند از نظر قانونی نمی تواند باعث تغییر نخست وزیر گردد ولی با جلب حمایت از احزاب موتلف می توان مقدمات سقوط اولمرت را هرچه زودتر فراهم نمود.
لیونی (وزیر خارجه کنونی)، مئیر شطریت (وزیر مسکن) و شائول موفاز (وزیر راه و ترابری) و شیمون پرز، نامزدهای اصلی تصدی منصب ریاست حزب هستند و قرار است که انتخابات برای این منظور در آغاز سال ۲۰۰۸ برگزار شود.
▪ حزب کار:
از سوی دیگر در انتخابات داخلی حزب کار که بزودی برگزار خواهد شد ،شانس ایهود باراک برای کسب مقام ریاست حزب بسیار افزایش یافته و وی عنوان کرده پس از کسب ریاست حزب در صورت عدم کناره گیری اولمرت از سمت خود ،موجبات انتخابات سراسری در اسرائیل را فراهم خواهد کرد و به ائتلاف فعلی پایان می بخشد که این امر خود به عنوان بحرانی گسترده برای اولمرت به شمار می رود.
اما نباید از دیگر رقیب وی یعنی عامی ایالون که هم اکنون در کنست حضور دارد غافل ماند. وی تاکنون در نظر سنجی ها در مقام اول قرار داشته و ممکن است از سوی هم حزبی های خود به عنوان رئیس حزب کار انتخاب گردد که در صورت انتخاب وی بعید به نظر می رسد تا حزب کار را از ائتلاف خارج سازد.
▪ حزب لیکود:
حزب لیکود که ازآغاز تشکیل کابینه در موضع اپوزیسیون قرار داشت تمام تلاش خود را به‌کار بسته تا از پیوستن دیگر احزاب دست راستی به کابینه جلوگیری کند و لذا بنیامین نتانیاهو بر آن است تا با جلب حمایت احزاب مذهبی و دست راستی ها به چینش ترکیب جدید دولت و احزاب موتلف آن دست یابد.
در صورت پیوستن حزب یهدوت هتورات به کابینه ،حتی اگر حزب کار هم از ائتلاف خارج گردد باز هم ائتلاف پابرجا خواهد بود چراکه در این صورت حد نصاب آرا به ۶۱ رای از ۱۲۰ رای می رسد و در این صورت اولمرت می تواند به کار خود هرچند با یک ائتلاف شکننده و ضعیف ادامه دهد.
● نتیجه گیری و جمع بندی
به نظر می رسد که اسرائیل در آخرین سالهای حضور در منطقه به سر می برد و درجا زدن سیستم و رشد روز افزون جنبش های پست صهیونیستی (گسستی) در اسرائیل نهایتا منجر به فروپاشی این رژیم منحوس در منطقه خواهد شد.
امروزه هزینه حضور اسرائیل در منطقه برای آمریکا بسیار بالا رفته و هرچند که لابی یهود در آمریکا از نفوذ زیادی برخوردار است اما مشکلات اسرائیل در منطقه تنها با پول حل نمی شود و بارشد روز افزون اسلامگرایی در منطقه و برهم خوردن توازن به نفع اسلامگرایان می توان به فروپاشی این رژیم در همین دهه بیش از پیش امیدوار بود.
به اعتقاد نگارنده جنگ آتی برای اسرائیل فوق العاده حیاتی خواهد بود و در صورت شکست اسرائیل در جنگ آتی ،شاهد تسریع در پروسه فروپاشی این رژیم از درون خواهیم بود،انشاءا...
بر نظام مقدس ج.ا.ا است تا با پیگیری همین سیاست در قبال اسرائیل و حمایت جدی از هسته های مقاومت در منطقه نقش کلیدی خود در منطقه به عنوان ام القرای جهان اسلام را ایفا کند و بایستی به تهدید اسرائیل به عنوان فرصتی برای فراهم آوردن وحدت اسلامی که در دستور کار دولتمردان قرار دارد نگریسته شود.

کسری صادقی زاده

منبع : روزنامه رسالت

مطالب مرتبط

اسراییل پس از شصت سال کجای پلکان قرار دارد؟

اسراییل پس از شصت سال کجای پلکان قرار دارد؟
در آستانه شصتمین سال اشغال فلسطین و یا به تعبیر غربی ها شصتمین سال استقلال اسراییل(توگویی اسراییل تحت قیمومیت انگلیس بوده) و در شرایطی که معادلات منطقه ای وجهانی فرسنگها با معادلات قدرت درسالهای دهه ۴۰ قرن بیستم فاصله دارد اینک دنیای غرب به هر دری می زند تا مولود نامشروعش را تثبیت کند.
برای موجودیت یک پدیده سه مرحله وجود دارد: ظهور، تثبیت و شناسایی. اتفاقات ریز و درشت چند سال اخیر در سرزمین های اشغالی اعم از بحث یهودیت دولت اسراییل، تشکیل دولت فلسطینی، جنگهای چند دهه اخیر این رژیم و شکستهای آن حاکی از چیست به نظر می رسد اسراییل پس از شصت سال از زمان موجودیتش هنوز در مرحله ظهور بوده و به رغم تلاش های پیگیر حامیانش نتوانسته است خود را تثبیت نماید.
تثبیت او در چنبره کشورهای عربی و اسلامی به نظر دشوار می رسد چه اینکه شرایط کنونی هیچ شباهتی به سالهای دهه شصت قرن بیستم ندارد که سران دولتها تصمیم گیر و تصمیم ساز در باره آینده روابط با اسراییل باشند. امروزه متغیر اصلی در قضیه فلسطین ملت ها هستند. از این روست که غرب برای تثبیت اسراییل در سالهای اخیر و با توجه به بیداری ملتها به طرح های رنگارنگی روی آورده است.
● طرح هایی در قالب جنگ
صلح و مذاکره. آنچه امروزه غرب به رهبری آمریکا و انگلیس به دنبال آن هستند تثبیت دولتی تحت نام اسراییل با مرزها و هویتی مشخص است. تمامی اتفاقات که امروزه در خاورمیانه به وقوع می پیوندد بخش غیر قابل انکار آن مربوط به تلاشهای غرب جهت تثبیت اسراییل است. این در حالی است که رسانه های غربی زمانی که مباحث مربوط به روند مذاکرات به اصطلاح صلح را مطرح می کنند سخن از شناسایی اسراییل توسط کشورهای عربی را به میان می آورند. گواینکه اسراییل از مرحله تثبیت گذرکرده و به مرحله شناسایی رسیده است. جنگهای سالهای ۱۹۴۸ ، ،۱۹۶۷ ،۱۹۷۳ ۱۹۸۲ و ۲۰۰۶ به همراه سرکوب ملت فلسطین همه و همه حاکی از تلاش اسراییل برای تثبیت موجودیتش محسوب می شود. چه اینکه اگر خیال او از بابت اثباتش آسوده بود نیازی به هزینه های سرسام آور و پیامدهای اقدام نظامی نداشت. خصوصا پیامد آخرین جنگی که علیه لبنان به راه انداخت و در شصتمین سال موجودیتش همه آنچه را که رشته بود، پنبه کرد. از این روست که در تحلیل جنگ ۳۳ روزه در تابستان سال ۲۰۰۶ ناظران سیاسی معتقدند این جنگ بنیان این رژیم را به لرزه درآورد و او را به نقطه صفر بازگرداند. حالا اسراییل پس از شصت سال، بیش از هر زمان دیگری به حمایت سیاسی - نظامی غرب از یک سو و ماجراجویی های کورکورانه برای اثبات وجودش از سوی دیگر دلبسته است. همان حسی که فردای ۱۴ می ۱۹۴۸ در درون سران وقت رژیم تازه تاسیس اسراییل بیدار شده بود.
اما آیا شرایط امروز جهان و منطقه با شرایط دهه چهل قرن گذشته برابری می کند بدون شک خیر نه اسراییل در شرایط آرمان های دهه ۴۰ و ۶۰ قرار دارد و نه امریکا و انگلیس از جنگ جهانی دوم سربلند بیرون آمده اند. نه اسراییل در جنگ اثباتش موفق شده است و نه آمریکا و انگلیس در لشکرکشی به دو کشور مسلمان پیروز شده اند. افزون براینکه پدیده ای نو در منطقه ظهور یافته که از دهه ۸۰ قرن گذشته تا هشتمین سال از آغاز هزاره سوم میلادی مراحل ظهورو تثبیت را با موفقیت پایان و اینک در مرحله شناسایی به سر می برد و چه بسا در آینده ای نزدیک این مرحله را نیز پشت سرخواهد گذاشت. در جدال برای ناکامی در شناسایی این جریان نوظهور غرب همه توان خود را بکار بسته است. این توان نه برای تثبیت اسراییل بلکه برای ممانعت از الگو گیری جریانی جدید تحت نام مقاومت است. طرح غرب برای رویارویی با این مرحله (تثبیت اسراییل و جلوگیری از شناساسیی مقاومت) چیست جنگی سیاسی - نظامی سه جانبه و همزمان در فلسطین، لبنان و عراق. براساس طرح سیاسی نظامی ای که آمریکا و اسراییل به کمک برخی متحدان عربی خود برای تابستان خاورمیانه تدارک دیده اند، عراق ، فلسطین و لبنان یکجا هدف برنامه هایی است که می بایست در نهایت به نفع منافع استعماری آمریکا (ممانعت از شناسایی جریان مقاومت و تثبیت اسراییل) پایان یابد. از دید تیم نو محافظه کار حاکم بر کاخ سفید نتایج حاصله از مثلث ویرانه عراق، لبنان و فلسطین در مدت باقی مانده تا پایان عمر ریاست جمهوری بوش می بایست به تحولی انجامد که منجر به ابقای حضور نظامیان آمریکا در عراق شود. نظامیانی که براساس مصوبه شورای امنیت سازمان ملل می بایست تا پایان سال ۲۰۰۸ از عراق خارج شوند. خروج این تعداد نظامی پس از پنج سال اشغال عراق و عدم دستیابی واشنگتن به کمترین دستاورد از این ماجراجویی بی شک فاجعه ای جبران ناپذیر برای آمریکایی ها تلقی خواهد شد بنابراین کاخ سفید در صدد طرحی نو افتاد. این طرح شامل اعلام تشکیل دولت فلسطینی ، امضای توافق امنیتی با دولت عراق و بروز جنگ داخلی و یا احتمالا جنگ خارجی علیه لبنان با هدف سرگرم کردن این کشور در تحولات درونی و تحلیل توان آن است. تیم حاکم برکاخ سفید به کمک اسراییل و برخی متحدان عربی خود سرمایه گذاری عظیمی بر روی این پروژه سه گانه که در نهایت به تثبیت تل آویو منجر خواهد شد، انجام داده است و براساس برنامه زمان بندی شده ابتدا عراق سپس فلسطین و پس از آن نوبت لبنان بود. در فلسطین موافقت ابومازن رییس تشکیلات خودگردان برای چشم پوشی از بیت المقدس و آوارگان اخذ شده است و اعراب نیز در این باره هرگونه تصمیم گیری را برعهده ابومازن گذاشته اند.
با توجه به احاطه ای که کاخ سفید بر ابومازن دارد امضای سند تشکیل دولت فلسطینی توسط ابومازن امری یقینی است مگر آنکه افکار عمومی فلسطین در پی تغییری باشد. این درحالی است که یاسر عرفات رییس فقید تشکیلات خودگردان فلسطین در چنین وضعیتی (کمپ دیوید دوم)تصمیم گیری در مورد بیت المقدس را به جهان عرب و اسلام واگذار کرد و به همین دلیل آمریکایی ها از او عبور کردند. اما ابومازن به این دلیل که توسط خود آمریکایی ها به قدرت رسیده نه به دلیل سوابق مبارزاتی اش به راحتی تسلیم خواسته های واشنگتن شده است. تهدید او به استعفا نیز حاکی از این موقعیت جدیدش می باشد.
ضمن آنکه اعراب نیز به دلیل جایگاه بسیار ضعیفشان در معادلات بین المللی توان مقاومت در برابر مطالبات آمریکا را ندارند و بر این اساس قضیه فلسطین را صرفا فلسطینی می دانند و تصمیم گیری در این مورد را به ابومازن محول کرده اند. این در حالی است که مراسم به اصطلاح جشن ۶۰سالگی اسراییل که بوش در آن شرکت خواهد کرد نیز به عنوان زمینه ای برای امضای این معامله بزرگ تدارک دیده شده است. موفقیت بوش در این نبرد فضای جدیدی را برای واشنگتن خلق خواهد کرد. این فضای جدید نیازمند آن است که آمریکایی ها چند صباحی در عراق بیشتر بمانند. از این رو طرح موسوم به توافق امنیتی (بخوانید امنیتی سیاسی و اقتصادی) به دولت عراق پیشنهاد شده است صرفا در ازای این نکته که عراق از تحت بند هفت منشور سازمان ملل خارج شود. یعنی استقلال خود را از سازمان ملل بازیابد.
امریکا در ازای این وعده (خروج عراق از تحت بند هفت) خواستار آن شده است که این کشور باید عامل استقرار منطقه ای باشد به این معنا که با اسراییل سازگار گردد. دستیابی به نتایج مورد نظر در دو حلقه فلسطین و عراق (با علم به نیاز مبرم بوش به نتایج آن) نیازمند از کار انداختن لبنانی است که نشان داده است در دو سال اخیر بیشترین تاثیرگذاری را بر تحولات خاورمیانه داشته و به دلیل موقعیت بسیار استراتژیکش مانع از تحقق منافع استعماری آمریکا است. بنابراین جریان معارض یا به بیانی دیگر جریان مقاومت در لبنان می بایست در ابتدا خنثی و سپس حذف شود. حذف جریان معارض در لبنان از دید واشنگتن تنها از طریق جنگ داخلی و توزیع بحران و تنش امکان پذیر است. (زیرا آزمون اقدام نظامی علیه این جریان در جنگ تابستان ۲۰۰۶ به شکست انجامید). از دید کاخ سفید تضعیف معارضان در لبنان بدون شک به تضعیف جایگاه جریان حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و تقویت جریان ۱۴ مارس در لبنان منجر خواهد شد و تضعیف حماس و جهاد به معنای قدرت یابی ابومازن است تا او به راحتی بتواند در معامله ای که واشنگتن و تل آویو پیش روی او گذاشته اند قادر به تصمیم گیری باشد. تمامی این اقدامات غرب همچنان بر این مدعا تاکید دارد که در شصتمین سال اشغال فلسطین و تاسیس اسراییل حامیان آن به دنبال تثبیت او هستند. حالا که اسراییل از عرش به فرش رسیده است آیا این مهم امکانپذیر خواهد بود سیرتحولات هفت سال گذشته اما پاسخی منفی به این پرسش می دهد.

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!