شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

یادداشتی بر دفتر شعر «رنگ های رفته ی دنیا»


یادداشتی بر دفتر شعر «رنگ های رفته ی دنیا»
ذات زندگی را جوهره ای است که ذهن شاعران را درگیر خود می کند. در ذات زندگی رازی نهفته است که هر که به شعر می اندیشد به هسته آن نزدیک تر می شود و هرچه شاعر بر آن اصرار بورزد، خواننده می خواند و سیراب نمی شود. خواننده که می گویم، غرض آن جان هایی است که اهلیت یافته اند. در جهان زیستی دارند درگیرکننده.
به کم قانع نیستند. می خوانند و گویی پرده های ذهنشان ورم می کند و بر هر یک نقشی می نشیند که سودای ماندگاری دارند. کم نیستند این دست انسان هایی که از زندگی شعری را می خوانند که شاعر به آنان هدیه می کند. شعری که برخاسته از اتفاق هایی است گاه عینی و ملموس و گاه رویدادهایی که توجیهی بر آن متصور نیست. واقعیت در پیراهن فراواقعیت فرو می رود و شعریت شعر این چنین برساخته می شود.
حاصل بارها اتفاقی است تکراری. تکرار در ذات زندگی معنا می شود. تکرار فرمی است که در جهان زیستی شرق پیشینه ای کهن دارد. از نقش فرش ها تا طرح کاشی ها، از تکرار غزل های مولانا تا نغمه های گوشه های دستگاه های هفت گانه یا بیشتر، رازی است در تکرار. و آنچه بالطبع پس از خوانش دفتر «رنگ های رفته دنیا» سروده گروس عبدالملکیان در یاد می ماند همین تکرارهای فرمی در شعرهای اوست.
شعرهایی که به لحاظ فضای متنی خود، از تشخصی درخور برخوردار است. چراکه بیشتر شعرهای این دفتر حاکی از دلمشغولی جهان شناسانه شاعر است. شاعری که به شکلی غریب به پیشینه و زمان حال و فردای نیامده در حال تفکر است. او چرایی موقعیت انسانی خود را در قالب شعرهاش مورد بررسی قرار می دهد.
خودی که می تواند به شکل طبیعی تسری یافته و مخاطب را درگیر کند. مثلاً آن گاه که می گوید؛ «خواب این خنجر/ مرا دیوانه کرده است/ فرقی نمی کند/ که در دست های شما بوده یا در سینه های ما/ در مشت های ما باشد/ یا بر گرده های شما...» ابتدا از منظری فردی با پدیده ای کابوس گونه مواجه می شود ولی وقتی در سطر بعدی زمان فعل تغییر می کند گویی در برش زمانی که از گذشته ای دور آغاز شده و به زمان حال می رسد، بر قدرت حضور این پدیده تاکید می شود.
حال آنچه به تعمیق این فرآیند زمانی کمک می کند همانا تکرار است. تکراری که هم ریشه ای در محتوا و اندیشه شاعرانه داشته و هم کارکردی فرمی دارد. در واقع این تنها به آن نگاه کشاف شاعر یا تشخیص آن جوهره شعری برمی گردد، وقتی شعر در سطری به موقع تکرار می شود. اگر تکرار به خودی خود کارکرد فرمی نداشته باشد و بر متن تحمیل شود طبیعتاً به اطناب کلام رسیده و اساس شعر زیر سوال می رود.
حال وقتی در ادامه همین شعر می خوانیم؛ «و برف که می بارد/ روی سطرهای شعر من/ و برف/ که پشت پنجره می بارد/ برف/ برف/ برف...» با تقطیع فضای ساخته شده فرصتی برای حضور خواننده در متن فراهم می شود و زمانی که شاعر در پایان شعر دوباره بر خنجر تاکید می کند همه چیز در فضایی واحد در ذهن ما شکل نهایی خود را می گیرد.
از این دست تکرارهای هنرمندانه در شعرهای گروس عبدالملکیان فراوانند. به عنوان نمونه وقتی او در سطر ابتدایی شعری می گوید؛ «دختران شهر/ به روستا فکر می کنند/ دختران روستا/ در آرزوی شهر می میرند...» گویی که قرار نیست اتفاقی خاص در شعر رخ دهد. همچنان که ما این شعر را می خوانیم با خود فکر می کنیم با اندیشه ای آشنا در ناخودآگاه خود مواجهیم ولی وقتی در ادامه خوانش خود می رسیم به سطری که شاعر در آن می گوید؛ «مردان کوچک/ به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند/ مردان بزرگ/ در آرزوی آرامش مردان کوچک/ می میرند...» شعر به سطحی دیگر از نگاهی هستی شناسانه اشاره می کند.
یعنی به نظر می رسد دایره نگاه شاعر به آرامی در شکلی ژرف به سمت یک جریان گسترده باز می شود. او ما را به سویی از تفکر سوق می دهد که در ارتباطی ارگانیک با افتتاحیه شعر است و در نهایت در تصویر درخشان پایانی او دغدغه خود را برای ما تکمیل می کند.
نحوه جابه جایی های فرمی و تکرار فعل ها در این شعر به ترتیبی که گفته شد معنادار شده و خود حضور تصویر شاعرانه تلخ در پایان شعر به ما کمک می کند تا بهتر آن را در ذهن نگه داریم. حال در همین مجموعه هستند شعرهایی نظیر «اتاق» یا «نقطه سیاه» که شاعر در تکرار بعضی کلمات و موقعیت ها حتی راه افراط را رفته و خواسته است شاید به طریقی خود را در این کارکرد فرمی تا سطح جاه طلبانه ای ارضا کند. وقتی او بارها بر ایستادن و نشستن تکیه می کند سعی کند بر بیهوده راه رفتن یک آدم تاکید کند.
اما درست در لحظه ای که خواننده به بیهوده بودن این تکرارها پی می برد ناگهان خود شاعر در شعر حاضر می شود و می گوید که حتی تو هم خسته شدی از این شعر، حالا چه برسد به او. در این که ممکن است خواننده ای به باطل بودن این فضا از ابتدا رای دهد شکی نیست ولی آنچه شعر را نجات می دهد نه حضور شاعر که افتادن نهایی آدمی است در چنین فضا.
به هر حال دفتر «رنگ های رفته دنیا» معنای وجودی اش را به شدت وامدار همان ذات دنیای واقعی است. دنیایی که تلخی و سیاهی، سپیدی و شیرینی اش را صرفاً بر تکرار استوار کرده است و اتفاقاتی بسیار ساده. چیزی شبیه عبور هر روزه کودک از کوچه، برآمدن آفتاب و رفتن و بازگشتن کلاغ ها سمت کاج ها.

سطری از شعر «آن سوی شیشه ها» گروس عبدالملکیان

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

مناسبات اقتصاد پیشا سرمایه‌داری در عصر صفوی

مناسبات اقتصاد پیشا سرمایه‌داری در عصر صفوی
داریوش نویدی «سرمایه‌داری» را نظامی توصیف می‌کند که در آن تولید نه برای پاسخ بهنیازهای تولیدکنندگان بلکه به خاطر کسب ارزش مبادله صورت می‌گیرد و همچنین - تولید برای کسب اضافه تولید (و بنابراین ارزش اضافه) انجام می‌شود و نه تنها برای تامین نیاز شخصی و مصرف بلکه برای انباشت و انباشت بیش‌تر سرمایه.
نتیجهء این امر وجود اقتصاد بازار، تولید کالا به شکل اصلی تولید و حضور کارگران به دور از هر گونه محدودیت و انحصار از آن گونه که موانع فئودالی و الزامات نظام اصناف اعمال می‌کنند، است.نویدی می‌کوشد در کتاب خود صورت‌بندی اجتماعی-اقتصادی عصر صفوی را مورد پژوهش قرار دهد.او بر این باور است که ساختار انعطاف‌ناپذیر عصر صفویان سبب ساز عدم تکوین سرمایه‌داری شده است.
هر چند بوروکراسی صفویه، سازمان نظامی و پیدایش شکل خاصی از تامین بودجه و منابع مالی برای آن‌ها نقش قابل‌توجهی را در برقراری مالکیت خصوصی زمین در ایران پسا صفوی ایفا کرد اما انحصار نهادها در دستان شاه به عنوان یگانه زمین‌دار، انحصار کارهای تجاری عمده و جهت‌گیری اقتصادی خانوادهء سلطنتی دیوان سالاری به مصرف مسرفانهء دارایی و ثروت اجتماعی باعث در جا زدن ایران در دورهء پیش از سرمایه‌داری شد.تبدیل جامعهء قبیله‌ای به بوروکراسی متمرکز نقطهء موفقیت صفویه و انحصار نهادهای اقتصادی و اجتماعی در دستان شاه نقطه ضعف آن از دیدگاه داریوش نویدی است.با نگاهی تیزبین می‌توان پیام نویدی را در این کتاب لزوم توجه به نهادسازی برای مشارکت عمومی در عرصهء اقتصاد بازار در جهت پیشرفت و رونق اقتصادی دانست.
صفویان سلسله‌ای حکومتی را ایجاد کردند که از مبانی قبیله‌ای سرچشمه گرفته بود که به تدریج تمام ایران را به تصرف خود درآورد. حکومت نیرومند مرکزی صفویه تغییرات زیادی را در روابط تولید پدید آورد که این تغییرات پایه و اساس قدرت آن‌ها و تداومش شد.
داریوش نویدی در کتاب «تغییرات اجتماعی-اقتصادی در ایران عصر صفوی» به تبیین علل و نتایج این تغییرات در شیوه و روابط تولید در این مقطع مهم از تاریخ ایران پرداخته است.
در فصل اول و دوم نویدی، پس زمینهء تاریخی‌ای را که صفویان توانستند براساس آن حکومت خود را تاسیس کنند بررسی می‌کند.
او وضع ایران پیشاصفوی را به عنوان وضعیتی قبیله‌ای توصیف می‌کند که در آن روستاهای دهقانی و شهرها مستقیما توسط سران قبایل کنترل و در بیش‌تر موارد تخریب می‌شد.
اسماعیل اول در آغاز قرن شانزدهم با تکیه بر ساختار قبیله‌ای جامعه و متحد کردن قبایل بازمانده از ساختار سیاسی عصر پیشاسرمایه‌داری و با استفاده از ایدئولوژی خود توانست بر کشمکش‌های شدید در میان سران قبیله‌ای غلبه کند و به میزان زیادی آن‌ها را مطیع قدرت خود سازد اما در ایجاد یک ساختار اساسی نظام سیاسی-اجتماعی ناکام بود.
اسماعیل اول رهبران قبیله‌ای را تنها یک کاسه کرد اما آن‌ها همچنان حکام واقعی ایالات بودند. تنها تفاوتی که به وجود آمد جایگزین شدن سیورغال (عطایای دایمی زمین) به جای تیول (عطایای موقتی زمین) به عنوان حقوق و مواجب حکام و صاحب منصبان بود.
در آغاز به خاطر این که سران قبیله‌ای تنها پایهء قدرت شاه بودند و از آن جا که بوروکراسی هنوز _کم تجربه و ضعیف بود سران قبیله‌ای اعطای زمین را به عنوان عطیهء موروثی خود می‌دانستند و قدرت زیادی بر رعایا اعمال می‌کردند.
این مرحلهء عصر صفوی که از سال ۱۵۰۲ تا دههء آخر قرن شانزدهم به طول انجامید تداوم ساختار قبیله‌ای بود. در خلال قرن شانزدهم با وجود سران قدرتمند قبیله‌ای، اساس بوروکراسی نیرومند و متمرکز شکل گرفت.
تحکیم نسبی ارتش قبیله‌ای، تغییر سیورغال به تیول و تبدیل بسیاری از ایالات دولتی (ممالک) به اراضی سلطنتی (خاصه) نیز به فرآیند متمرکز و بوروکراتیزه شدن یاری رساند.
با این انتقال و جابه‌جایی در سمت و سوی سیاسی، روابط کاری رعایا نیز تجدید ساختار یافت. بسیاری از اراضی، از ایالات دولتی تحت کنترل مستقیم حکام قبیله‌ای به اراضی سلطنتی تحت کنترل مستقیم شاه و کارگزاران او تبدیل شد که این تمرکزیابی بدون تخصیص مال‌الاجاره‌ها (رانت‌ها) و مالیات‌ها به شاه امکان‌پذیر نبود.
استقرار املاک وسیع که مدت‌ها پیش از حکومت صفوی بر اثر واگذاری موروثی زمین (سیورغال) به حکام تدارک دیده شده بود و به شدت کاهش یافت و در عوض پیدایش مالکیت خصوصی زمین توسط اشخاص حقیقی بدون هیچ گونه خودمختاری نظامی یا قضایی معناداری بسط و توسعه یافت.
حق تصاحب مال‌الاجاره (رانت) بیش‌تر به اشخاص داده می‌شد که در شهرها زندگی می‌کردند بنابراین تحت کنترل مستقیم دستگاه و یا عضو آن بودند که این امر از دیدگاه نویدی به نوعی عدم تمرکز انجامید.
چرا که اشخاص با حق تصاحب اراضی می‌توانستند رانت‌های جمع‌آوری شده از دهقانان را به جیب سرازیر کنند.
جابه جایی از سیورغال به تیول، پیدایش حقوق تصرف زمین برای اشخاص همراه با متنوع شدن پایهء قدرت حکومت مرکزی (پایهء نظامی و سازمانی) این عدم تمرکز را رقم زد.
همچنین بوروکراسی به منظور تسهیل جمع‌آوری عواید و درآمدهای خود، اشکال سازمانی جماعت اشتراکی روستاها را به رسمیت شناخت و تداوم بخشید.
رهبران روستاها به عنوان مسوول جمع‌آوری مالیات و دیگر عوارض از دهقانان پذیرفته شدند اما در عین حال خصلت اشتراکی و جماعتی روستاها بر اثر واگذاری زمین به اشخاص تضعیف شد.
دهقانان به طور فردی به انقیاد و وابستگی به اشخاص بهره‌مند از حقوق تملک موروثی بر رانت‌های دهقانی درآمدند و خصلت اشتراکی روستاها، به طور فزاینده‌ای بیش‌تر به یک ضرورت اداری تبدیل شد تا این که ضرورتی باشد که نیروهای زیست‌محیطی و جغرافیایی آن را بر دهقانان تحمیل کند.فعالیت‌های اقتصادی از قبیل مشارکت گروهی در ساختن تاسیسات آبیاری و تامین مالی مایحتاج عمومی همچون حمام‌های عمومی تداوم یافت.
دهقان به جای این که فردی جماعتی و اشتراکی باشد که از طریق جماعت روستایی خود به دولت متصل شود به عضوی از یک روستا تبدیل شد که به اشخاص حقوقی تعلق داشت. از این رو وجود جماعتی و اشتراکی او به متصرف خصوصی روستا محدود بود.
به دیگر سخن دهقانان به عنوان اعضای جماعت روستایی یا به واسطهء آن دارای حق مالکیت بر روستاهای خود بودند. آن‌ها تا آن جا که به عنوان اعضای یک جماعت محسوب می‌شدند تولیدکنندگان فردی بودند. جماعت اشتراکی بر اراضی حق مالکیت داشت.
واگذاری روستاها به اشخاص خصوصی به عنوان سیورغال یا اجاره دادن اراضی موات به افراد این تصویر را دگرگون کرد و حقوق مالکیت دهقانان بر زمین از آن‌ها گرفته شد.
نویدی این امر را سرآغاز پیدایش خانوار دهقانی به عنوان واحد اصلی اقتصادی سازمان تولید و شروع انحلال و فروپاشی جماعت به عنوان جماعت روستایی می‌‌داند.به این ترتیب به تعبیر نویسنده شیوهء تولید پیشاسرمایه‌داری به شیوهء تولید پیشاسرمایه‌داری دیگری تغییر یافت.
یعنی تخصیص تولیدکننده با وساطت فرد خصوصی به جای جماعت آغاز شد اما صورت‌بندی اجتماعی-اقتصادی جماعتی-اشتراکی ادامه یافت که این تغییرات طبقه‌ای از کارگران را ایجاد نکرد و از سوی دیگر دهقانان همچنان به زمین‌هایشان وابسته بودند.
از دیدگاه داریوش نویدی مجموعهء این ویژگی‌ها یعنی بوروکراسی مرکزی در خدمت مصرف فردی متمایز طبقهء حاکمه به قیمت تضعیف و تحلیل مصرف تولیدی، وابستگی فرد به جماعت و تاخیر تکوین فرد و شبکهء غیررسمی حکومت شامل حرم شاه و خواجگان درباری بافت و ساختی اجتماعی فراهم آورد که در آن ظهور یک طبقهء تاجر مستقل و پیدایش یک اقتصاد بازار معنادار و نیروی کار آزاد رو به کندی گذاشت. در توضیح این پدیده نویسنده به تشریح منابع درآمدی طبقهء حاکم یعنی زمین و سپس مالیات می‌پردازد. زمین مهم‌ترین منبع درآمد-اما نه تنها منبع-طبقهء حاکم بود. پیشه‌وران مالیات می‌پرداختند.
این مالیات به صورت پول، جنس و کار بود که نه تنها مالیات بلکه نوع نیاز و تقاضا برای مهارت‌های آن‌ها بسط و گسترش فعالیت‌هایشان را بسیار دشوار می‌ساخت. آن‌ها چیزهایی را تولید می‌کردند که فقط مصرف مستقیم فردی داشت و کار مازادشان در محصولات تجملی چون کاخ و باغ تجسد می‌یافت.
همچنین پرداختن شاه به تجارت کمکی به شکل‌گیری یک جهت مرکانتلیستی و سوداگرایانه در اقتصاد نکرد و علت آن این بود که تجار شاه اساسا راهی برای انتقال ارزش مصرفی محصولات به ارزش‌های مصرفی مورد نیاز بود.
بنابراین شکل گردش به صورت کالا-پول-کالا (C-M-C) بود و نه لزوما پول-کالا-پول _ (M-C-M) . شاه در موارد زیادی مانند تجارت ابریشم پول فراوانی به دست می‌آورد لیکن پول او به محصولات تجملی تبدیل می‌شد. از این رو، مصرف و نه لزوما تصاحب پول بیش‌تر، علت اشتغال شاه به تجارت بود. جمع‌بندی نویدی این است که فقدان میزان قابل‌توجهی از سرمایهء تجاری انباشته، مستقل شدن طبقهء تاجر، عدم شهرهای خودمختار، انحصار شاه بر تجارت بسیاری از محصولات به منظور انتقال مجموعهء خاصی از ارزش‌های مصرفی به مجموعهء دیگری از ارزش‌های مصرفی معطوف به مصرف فردی، همگی مانع تکوین و توسعهء درون‌زا و بومی نوعی سرمایه‌داری تجاری در ایران عصر صفوی شد.
به دیگر سخن صورت‌بندی اجتماعی-اقتصادی ایران صفوی با تمرکز قدرت اقتصادی در دستان شاه و کاهش دامنهء خودمختاری و استقلال نهادهای اجتماعی و عدم شکل‌گیری مناسبات براساس قرارداد و بازار آزاد انعطاف‌پذیری بسیار کمی برای تکوین سرمایه‌داری داشت و در برابر صورت‌بندی سرمایه‌داری مقاومت کرد.
نویدی این صورت‌بندی را آسیایی نام نهاده و انحصار سه جنبهء مختلف حیات اجتماعی یعنی اقتصاد و سیاست و ارتش را عامل عدم تکوین سرمایه‌داری در این دوره ارزیابی می‌کند.
«تغییرات اجتماعی-اقتصادی در ایران عصر صفوی» نوشتهء داریوش نویدی با ترجمهء هاشم آقاجری را نشر نی در ۲۴۸ صفحه منتشر کرده است.

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.