دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

سخاورز


سخاورز
تصویر كردن ناب مكاشفات درون، گاه چنان دور و دست نیافتنی مینماید كه سالها طول میكشد تا هنرمندی بتواند با اسب رام نشدنی رویا، چشم اندازهای دامنه های وسیع جلوه های شور و حالات درونی خویش را، در دشت خیال نظاره گر شود و آنها را آنگونه كه میبیند به شعر، موسیقی،‌ نقاشی و مجسمه سازی و . . بیان سازد.
بازنمایی جهان به گونه ای كه هنرمند به چشم خویش میبیندش، دست كم واكنشی است علیه قراردادهای متعارف اجتماعی كه او را محصور ساخته اند، و قصدش ساختن جهانی آرمانی است. اما كنار نهادن قراردادهای اجتماعی همواره توفانی از خشم و استهزا برپا كرده است، ولی چه باك، كه بر آمد خرد سترگ هنرمندانه، هیچ ربطی به بی دقتی ندارد؛ تلاشی است سنجیده در كشف هماهنگی های بدیع در ناهمخوانی های روزمره گی.
مقاومت ها در برابر این نوع نگرش همواره كار هنر را سخت كرده است. طرحی نو درافكندن و جهان پیرامونی را به گونه ای دیگر دیدن، از قدرت تخیل و ابتكار بهره میگیرد و از آن كسانی است كه جسورانه به تجربه ی اندیشه ی خود میپردازند و تردیدی به خود راه نمیدهند.
در این نوشتار سعی بر آن است تا نیمه ی دیگر پنهان هنرمندی كه بدون شك احتیاج به معرفی ندارد، بازنمایانده شود. او در جستجوی شیوه ی دیگری برای بیان خود از كاریكاتور، به نقاشی و پیكره سازی روی میآورد. این ضرورت تغییر از آنجا ناشی میشد كه او میخواست همچون نویسنده ای كه مینویسد، قلم مو را بر بوم بگذارد و الهامات درونی خود را نقش بر آن سازد، و برای رسیدن به آرمان تكامل هنریش از هیچ تلاش و زحمتی فروگذار نكند.
سخاورز را میگویم . . . كه تا قبل از انقلاب طرحهایش در هفته نامه ی توفیق و بعدترها روزنامه ی اطلاعات به چاپ میرسید. جماعت روزنامه خوان آن روزگاران به خوبی با نام وی و كارهایش آشناست، او را به یاد دارد و با وی زیسته است، و امروز نسل جوان دانشگاهی در رشته های نقاشی و روزنامه نگاری ایران پایان نامه ی تحصیلاتی خود را بر مبنای طرحهای وی ارائه میدهد، كه نیاز به بررسی جداگانه دارد. در جستجو و یافتن بیان تازه تری برای ابراز شخصیت هنری، سخاورز به سوی نقاشی و پیكرتراشی روی میآورد و حد اعلای كوشش خود را در این راه میگذارد تا هنر ناب اندیشه های خود را با این دو شیوه ی هنری عرضه سازد.
و این نیمه ی دیگر پنهان اوست كه حاصل ۲۵ سال مهاجرت سخاورز به خارج‌ از ایران است، و مستقیم ترین نتیجه ی مهاجرت وی، پی گیری مدام و بی وقفه ی او در زمینه ی نقاشی و پیكرتراشی در طول سالهای گذشته باعث شد كه آثارش در معروفترین و معتبرترین گالریها و موزه ها به نمایش گذاشته شود.
تابلوهایش استادی او را در تصویرگری فرمها و شفافیت سنجیده تركیبات نشان میدهد. خط مرزهای مشخص تراش پیكرهای كار شده، با قصد بازنمایی واقعیت در حد بالای مهارت و ریزه كاری انجام شده است.
آثار هنری دوره ی مهاجرت سخاورز را میتوان به طبیعت وحش، منظره، و پیكرتراشی تقسیم بندی كرد، كه در هر بخش تعداد قابل ملاحظه ای كار آفریده شده است.
● طبیعت وحش.
تابلوی Waiting for the Dark رنگ و روغن Cougar شیر كوهی گویی تكه ی كوچكی از جهان واقع به نحوی ماهرانه روی بوم ثبت شده است، شیر كوهی بر روی درخت لمیده و در انتظار طعمه ایست كه قرار است شكار شود. استفاده از تاثیرات نور، سایه پردازیها، زیبایی خیره كننده ای به تصویر بخشیده است.
تابلوی "Morning Rain" باران صبحگاهی، رنگ و روغن، پرنده ی كاردینال.
طبیعتی كه به وسیله ی هنرمند‌ در اثرش بازتابنده میشود؛ انعكاس روح هنرمند، گرایشها و احساسات درونی اوست. سخاورز دقت فوق العاده ای در بازنمایی رنگها و فرمها به عمل آورده است و همین تركیبات بدیع است كه تابلو را به اثری فراموش نشدنی تبدیل میكند.
● منظره
تابلوی "October Melody" رنگ و روغن
تصویر منظره آلاچیقی را در باغ نشان میدهد. همانطور كه از نام تابلو معلوم است ماه اكتبر میباشد. پشت زمینه طرح، سایه روشن درختان درهم تنیده، رنگ چمن های سبز تیره و برگ زرد درختان، و آفتاب بی رمق ماه اكتبر ــ كنتراست زیبایی ایجاد شده است.
تابلوی "Nocturnal رنگ و روغن، تابلوی شبانه
تابلو غروب بركه را نشان میدهد با گلهای نیلوفر آبی. نقاش بیننده را وا میدارد كه با نگاهی تازه، زیبایی آرام بركه را نظاره كند، و دریابد كه نقاش هنگام تصویر كردن نور و سایه های درختان اطراف بركه چه احساسی داشته است.
تابلوی "California Sunshine" رنگ روغن، آفتاب كالیفرنیا
نقاش نور را به خوبی در این تصویر به كار برده است و حس آفتاب جاندار است. سبزی گیاهان با تصویر پلكان كنتراست رنگی گرمی ایجاد كرده است.
● "پیكره ها"
"Indian portrait"
در پیكره سر سرخپوست، اكسپرسیونی با بیانی قوی خود را مینماید. صورت استخوانی سرخپوست به نظر فوق العاده جاندار و طبیعی جلوه میكند. سخاورز در برابر دیدگاه تماشاگر غمها و رنج او را با همه ی باریك نگری كه توانسته نشان داده است. آنچه كه در هنر نقاشی اهمیت دارد شبیه سازی نیست، بلكه بیان احساسات از راه گزینش درست خطوط و رنگهاست.
در كارهای سخاورز چیزی كه بیشترین اهمیت را دارد آن است كه آثار او بر مبنای گزینش ویژه ی موضوع انجام شده است. یعنی مضمونهای كار شده بر روی تابلوها و یا پیكره ها همگی خاص او بوده اند و با دقت و وسواس انتخاب شده اند.
كشیدن تابلو و یا ساختن پیكره به هدف جلب نظر خریداران آثار هنری و یا منتقدان امری طبیعی و مأنوس مینماید و برای موفقیت در یك نمایشگاه عمومی ضروری است، اما همیشه این دشواری وجود دارد ‌كه اگر آثار كسی بیشتر متفكرانه باشد و آثار ساده تر را تحت الشعاع خود قرار دهند، بین آنهایی كه جذب هنر عمومی میشوند و گروهی كه خواهان هنر پرمایه تری هستند، فاصله ای ایجاد شود، و سخاورز توانسته است در آفرینش آثار خود، پرنده ی خیال را به گونه ای به پرواز درآورد، بی آنكه خوشایند این و آن بوده و یا بازار گرمی كرده باشد.
شوق تصویر كردن زندگی واقعی در آثار وی، با هر نقشی كه توانسته احساس او را به نمایش بگذارد و شفافیت جهان رویایی اش را نشان دهد ‌كشیده شده است. همانند "gustave Courbet" گوستاو كوربه (۱۸۱۹ــ۱۸۷۷) هنرمند نقاشی كه نمایشگاه خصوصی خود را در پاریس در سال ۱۸۵۵ باز گشود و آن را رئالیسم كوربه نام گذارد‌. رئالیسم او انقلابی تازه در هنر را بشارت میداد. كوربه میخواست هیچ معلمی غیر از طبیعت نداشته باشد. منش و خط مشی او تا حدی شبیه "Michelangelo da Varavaggio" میكل آنجلو كاراواجو بود. به فكر زیبایی نبود بلكه حقیقت را میخواست." (۱)
سخاورز نیز به دنبال حقیقت زندگی است. ارزش صمیمیت آثار او كه بر بازنمایی طبیعت پای میفشرد و آن را چه در تابلوهایش و یا در پیكره ها به نمایش میگذارد جز اینكه محصول رابطه ی او با طبیعت باشد از اعتراض او بر ضد قراردادهای پذیرفته شده ی روزگارش حكایت دارد.
رویكرد او به رئالیسم و ظرافت باور نكردنی دید او، آنچنان آرامش و متانتی در تابلوها به وجود میآورد‌كه تماشاگر خود را عنصری از طبیعت نقاشی شده حس میكند. هر آفرینش هنری نتیجه ی برنامه ریزی دقیق و آگاهانه ای نیست، بلكه هنرمند از دیده ها و شنیده ها و خوانده هایش تاثیر میپذیرد و دامنه ی انتخابش گسترده تر میشود.
آثار او نتیجه ی ساعتهای بی شمار مطالعه و پژوهش در مكانهای مختلف و ویژه است كه از این روی كار وی را از دیگر نقاشان متمایز میسازد.
سفر به قطب شمال، رشته كوههای راكی، جنگل انبوه پر باران پاسیفیك ریم و پارك ملی یلو استون و . . . همه و همه او را آماده ساخت تا اندوخته های خود را همراه با تجربه و حساسیتهای فردی خویش درهم آمیزد و به آفرینش موضوعات انتخابی بپردازد.
او كار هنری خود را به عنوان روزنامه نگار و كاریكاتوریستی كه دید سیاسی دارد آغاز نمود و جایزه ی بهترین را در بخش نقاش كاریكاتوریست سیاسی، تصاحب كرد.
و امروز یكی از طرحهای سخاورز كه مربوط به طبیعت وحش است از بین تمامی آثار دیگر هنرمندان برگزیده شده است و به عنوان تمبر در كانادا به چاپ رسیده است.

پانویس
۱ــ تاریخ هنر E.H.Gombrich ترجمه علی رامین، ص ۴۹۹

منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی رادیو ندا

مطالب مرتبط

استاد مهدی ویشکایی

استاد مهدی ویشکایی
من بیشتر حضوری كار می‌كنم. گاهی هم از روی عكس پرتره می‌سازم. پرتره كه می‌سازی وقتی شهرت پیدا كردی رهایت نمی‌كنند و نمی‌توانی رد كنی. وقتی كه پرتره‌های من شهرت پیدا كرد و در چند نمایشگاه كارهایم مورد توجه ناقدان قرار گرفت موقع تاج‌گذاری از دربار مرا خواستند كه پرتره‌هایی از شاه و ملكه تهیه كنم.
من تابلویی از ملكه ساخته بودم جلو تخت طاووس. از روی عكسی كه در لایف چاپ شده بود. ملكه این تابلو را دیده بود و گفته بود چون این تابلو شاه ندارد نمی‌توانم از آن استفاده كنم. این بود كه مرا خواستند تا پرتره‌ای حضوری از شاه بسازم. من قبلاً‌ از روی عكس پرتره‌هایی ساخته بودم اما حالا كه قرار بود در حضور كار كنم دچار اضطراب شده بودم. این مطلب را برای آن می‌گویم كه حالا این وقایع چه كوچك و چه بزرگ، چه خصوصی و چه عام، بخشی از تاریخ است و ربطی به احساسات قبلی یا فعلی من نسبت به این آدم‌ها ندارد. در همه جای دنیا پرتره‌سازها از مقامات رسمی تابلوهایی می‌سازند كه غالباً‌ كارایی وسیعی هم دارد و به صورت چاپی در كتاب‌ها، ادارات و جشن‌ها و سوگ‌های عدیده مورد استفاده قرار می‌گیرد.
باری، پیغام دادند كه بیا نوشهر و پرتره بساز. مرا بردند هتل چالوس، روز معین من آماده شدم فكر می‌كردم مرا می‌برند كاخ و جلسه رسمی است، در هوای گرم تابستان به اجبار لباس رسمی پوشیدم كت و كراوات و این حرف‌ها. جعبه رنگ و سه پایه و بوم را برداشتم و راه افتادیم، زیر بار این وسایل سنگین دست‌وپا گیر خسته شدم. مرا صاف بردند اسكله و شاه با مایو روی صندلی زیر چتر آفتابی نشسته بودم. ژستی كه برای ساختن پرتره در مراسم تاجگذاری اصلاً‌ مناسبتی ندارد. عده‌ای نشسته بودند پشت میزها و رامی بازی می‌كردند مثل آتابای و هاشمی‌نژاد و مشیری. شاه هم با ایادی تخته بازی می‌كرد. حالا وضع مرا تصور كنید كه با لباس رسمی زیر آن وسایل سنگین ایستاده‌ام بین آن عده و نمی‌دانم كه چه كار كنم.
داشتم به شاه نگاه می‌كردم كه متوجه من بشود و اجازه بدهد كه كارم را شروع كنم. اما او اصلاً متوجه حضور من نشده بود و سخت سرگرم بازی بود. یك‌دفعه عصبانی شد و بازی را بهم زد و تخته را بست. معلوم شد كه سه می‌خواسته و نیامده است.
این اولین دیدار من برای تهیه پرتره حضوری بود. فرح در فاصله‌ای دورتر در آفتاب كتاب می‌خواند. ایادی رفت پیش او و خبر داد كه نقاش آمده، چه كار باید بكند. فرح رفت شاه را در جریان قرار داد و او گفت بیاید. من هم جلو رفتم، احترام به‌جا آوردم، سری تكان داد و پرسید شما هستید می‌خواهید اسكچ تهیه كنید؟ گفتم بله. اجازه داد سه پایه را در محل مناسب استوار كردم و رنگ‌ها را آماده كردم. شاه همچنان با مایو نشسته و روزنامه مهر ایران می‌خواند و سگ گنده‌ای هم جلوی پایش خوابیده بود. حالا شاه روزنامه را از جلو صورتش نمی‌برد كنار كه من چهره‌اش را ببینم و كارم را شروع كنم. مستاصل در آن هوای گرم توی آفتاب ایستاده‌ام. دو تا دست می‌بینم و یك روزنامه و جرات ندارم بگویم روزنامه را كنار بكشید! حالا وزرا هم رسیده‌اند و كار دارند و منتظر شرفیابی‌اند. فرح آمد جلو، وقتی دید بیكار ایستاده‌ام رفت به شاه گفت شما روزنامه می‌خوانید. نقاش صورتتان را نمی‌بیند اگر ممكن است به نقاش نگاه كنید. شاه همان‌طور كه روزنامه را اندكی پایین آورده بود گفت باشد گاهی نگاه می‌كنم.
تیك لب داشت، كله‌اش كوچك بود، شبیه عكس‌هایش نبود. دماغش آن‌قدر گنده نبود، برنزه شده بود، ورزشكار ماب به نظر می‌آمد. سرش را اصطلاح كرده بود و آراسته بود. كار می‌كردم گاهی نگاه می‌كرد اما این پز كافی نبود. البته چون برای وزارت‌خانه‌ها از روی عكسش كار كرده بودم تناسبات دستم بود و خیلی سریع كار می‌كردم. تا این كه ولیعهد آمد و گفت می‌خواهم اسكی كنم.
گفت بگو حاضر كنند، پس از سه ربع، نیم ساعتی كه به عنوان مدل نشسته بود بلند شد آمد، كار را دید. گفت شما خیلی سریع كار می‌كنید. فردا هم همین موقع بیایید و رفت.
فرح گفت: «نقاشان خارجی زیاد آمده‌اند كه پرتره تهیه كنند. وسط كار ایشان گفته است نمی‌خواهم. معلوم است كه از كار شما خوشش آمده.» از شدت گرما و خستگی نمی‌دانستم چه بگویم عرق چشم‌هایم را می‌سوزاند. نگاه نمی‌توانستم بكنم. به من گفتند اعلیحضرت گفته‌اند فردا لباس آزاد.
روز دیگر با پیرهن رفتم. این بار شاه ننشست می‌رفت و می‌آمد با وزرا صحبت می‌كرد گاهی هم می‌آمد و نگاهی به تابلو می‌كرد. او را با لباس كرم ساخته بودم در بك گراند سفید. در آخر گفت صورت كه خوب شده، گفتم می‌خواستم از چهره برای تابلوی بزرگ تاج‌گذاری استفاده كنم. تابلو را آوردم تهران و تابلوی دو نفری آن‌ها را ساختم با لباس‌های مخصوص. اما برای تاج آن‌ها جا نبود. تاج برای‌شان نگذاشتم. اردشیر زاهدی گفت من این تابلو را می‌خواهم برای تولد شاه هدیه بدهم. تابلو را بردند پیش شاه، شاه گفته بود چرا تاج مرا بریده است؟ تابلو را پس آوردند كه تاجش را هم بساز!‌ اما تابلو جا نداشت و تعادلش به هم می‌خورد و نمی‌توانستم بوم را بزرگ‌تر كنم. نمی‌دانستم چه كنم. یكتایی آمد كار را دید گفت چهارچوب بزرگ‌تری سفارش بده، همان‌قدر كه لازم داری،‌ من با چسبی كه دارم بوم را برایت بزرگتر می‌كنم طوری كه وصله آن معلوم نباشد این كار را كردیم و تاج‌، آن‌جا جا گرفت. گفتم یكتایی ممكن است این تابلو از آن‌جا كه وصله كرده‌ایم ور بیاید، گفت خاطرت جمع باشد آن موقعی كه ور بیاید این‌ها هم نیستند.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!