شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ / Saturday, 20 January, 2018

«چه گوارا»ی دروغین


«چه گوارا»ی دروغین
هنوز هم آن عکس معروف، دل های انقلابی های رمانتیک را به درد می آورد، همان عکسی که جنازه چه گوارا را نشان می دهد. چه گوارای مرده در این عکس برروی یک لگن سیمانی رختشویی قرار دارد با پلک هایی نیمه باز و ریش و موهایی پریشان و کثیف و بالا تنه عریانی که سوراخ گلوله ها در آن کاملاً آشکار است.
چه گوارا ۱۲ ماه آزگار همراه با گروهی از چریک های طرفدارش در کوه های بولیوی به این سو و آن سو می رفت تا دهقانان این منطقه را به سوی ایده آل «انسان نوین» ترغیب کند. اما در ۸ اکتبر۱۹۶۷ دستگیر و تقریباً بلافاصله تیرباران شد. سپس جنازه سوراخ سوراخ وی را برروی یک لگن سیمانی رختشویی گذاشتند. روستاییان آن منطقه تا ساعات پایانی شب به آن محل می آمدند تا با شگفتی به آن انقلابی مشهور نگاه کنند، انقلابی ای که حال کاملاً آرام و بی حرکت در آنجا خوابیده بود و چه بسا از نظر بسیاری از آنان به قدیسی می ماند که باید او را از صلیب پایین آورد. ولی جسد این انقلابی روز بعد ناپدید شد.
به مدت سی سال هیچ اثری از جسد ارنستو چه گوارا نبود، تا اینکه در ژوئن ۱۹۹۷ به دستور فیدل کاسترو یک گروه متخصص تشکیل و به بولیوی اعزام شدند تا ردی از اسکلت آن انقلابی معروف پیدا کنند. پس از چندی اعلام شد که بقایای جسد چه گوارا پیدا شده است و سپس طی مراسمی پس از سخنرانی غرای رهبر کوبا در رثای آن رفیق قدیمی اش، آن اسکلت در مقبره ای در کوبا به خاک سپرده شد.
از آن زمان تا به امروز هر سال ۲۰۰ هزار توریست برای دیدن مقبره آن انقلابی معروف به مرکز فرهنگی «ساتنا کلارا» در کوبا می روند. اما در این میان یک نفر هست که همه این برنامه ها را نمایشی تبلیغاتی می داند و بس؛ «رژیم کوبا این زائران را سرکار گذاشته است.» ظاهراً این مرد یعنی «گوستاوو ویلولدو» چیزهای زیادی در این مورد می داند زیرا همان کسی است که زمانی جنازه چه گوارا را در بولیوی دفن کرده بود.
او می گوید؛ «در آن مقبره در کوبا چه گوارایی دروغین دفن شده است. چه گوارای واقعی هنوز هم در بولیوی و در همان جایی که من بیش از چهل سال پیش او را به خاک سپردم، خوابیده است. وقت آن است که مردم دنیا از واقعیت باخبر شوند.» ویلولدو به عنوان مدرکی برای اثبات ادعای خود کاغذ کهنه و زردرنگی را نشان می دهد که برروی آن دسته ای مو چسبیده است؛ «قبل از آنکه چه گوارا را دفن کنند دسته ای از موهای او را قیچی کردم. حالا حاضرم این موها را در اختیار مقامات مسوول برای انجام آزمایش «دی ان ای» بگذارم.» ویلولدو می داند که این افشاگری که وی چندی پیش طی مصاحبه ای با نشریه میامی هرالد به آن دست زد بار دیگر آن جدال قدیمی بر سر بت انقلاب کوبا را شعله ور خواهد کرد.
این داستان، داستان شخصی ویلولدو است. به عنوان فرزند یکی از سرمایه داران موفق کوبای پیش از انقلاب و همین طور داستان چه گوارای به گفته وی «قاتل بی رحم که دستور اعدام صدها کوبایی را صادر کرد و پدرم را هم به نوعی دق مرگ کرد.»ویلولدو که امروز مرد سالخورده ای با سری نسبتاً طاس و چشمانی ریز است، در دهه شصت به استخدام سازمان سیا درآمد تا با چه گوارا تسویه حساب کند و به گفته خودش یکی از چهار نفری است که به هنگام دفن جسد در آنجا حضور داشته اند. ویلولدو اما عقیده دارد که در حال حاضر تنها اوست که می تواند محل دقیق قبر چه گوارا را نشان دهد. ظاهراً وی محل دقیق آن گور را در دفترچه ای یادداشت کرده و تا به امروز به عنوان یک راز نزد خود نگه داشته است.
تا به امروز هاوانا هیچ واکنشی نسبت به اظهارات ویلولدو نشان نداده است اما دولت بولیوی و دانشمندان آرژانتینی که به هنگام نبش قبر چه گوارا حضور داشته اند همچنان بر همان اظهارات و گزینه های رسمی پافشاری می کنند. دکتر «آلخاندرو اینچورگی» یکی از دو پزشک قانونی آرژانتینی است که در سال ۱۹۹۷ آن استخوان ها را کشف کردند.
او می گوید؛ «در این مورد که آن اسکلت که ما پیدا کردیم متعلق به چه گوارا است کمترین تردیدی ندارم.» با این حال همین دکتر آرژانتینی اقرار می کند که هرگز آزمایش «دی ان ای» برروی آن استخوان ها انجام نگرفت و او و همکارانش بر اساس خاطرات و مشاهدات دو ژنرال بولیویایی آن قبر را شناسایی کرده بوده اند.
به گفته وی تنها وجود یک کت نظامی که یک کیسه کوچک توتون در جیب آن قرار داشته است گروه تجسس را قانع کرده که آن استخوان ها بقایای جسد چه گوارا است. اما ویلولدو چیز دیگری می گوید؛ «درست است که آن دو ژنرال بولیویایی در دستگیری چه گوارا شرکت داشته اند اما آن شبی که من جنازه را از سردخانه بیمارستان شهر واله گرانده خارج کردم هیچ یک از آن دو حضور نداشتند.»
ویلولدو اطمینان دارد که آن تیم مردم شناسی کوبایی به سراغ گور بی نام و نشانی رفته اند که مربوط به چریک های تیرباران شده دیگری بوده است. ویلولدو در ادامه می گوید؛ «افراد این گروه گفته اند که استخوان های چه را همراه با شش اسکلت دیگر پیدا کرده اند، در حالی که ما فقط سه نفر را دفن کردیم یعنی چه گوارا و دو تن از نزدیک ترین یارانش به نام های چینوچانگ و کوبا. جنازه ها که در عرض سی سال زیاد نمی شوند،»
ویلولدو حتی امروز هم مرگ چه گوارا را از نظر شخصی جبران رنج هایی می داند که خودش (ویلولدو) متحمل شده است. برخورد و تلاقی زندگی وی و چه گوارا در سال ۱۹۵۹ پیامدهایی بس وحشتناک داشت. این تلاقی در کوبا و درست در روزهای پس از به قدرت رسیدن کاسترو به وقوع پیوست. چه گوارا به فرمان کاسترو ریاست بانک ملی کوبا را بر عهده گرفت و دست به کار از بین بردن همه آثار سرمایه داری شد.
ازجمله اموال مصادره شده توسط چه گوارا نمایندگی جنرال موتورز در کوبا بود که به پدر ویلولدو تعلق داشت. گوستاوو ویلولدوی جوان شاهد بود که چطور اموال پدرش مصادره شد و پدر از درون فرو پاشید و جانش را از دست داد. ویلولدوی پسر از همان زمان سوگند می خورد که انتقام پدر را خواهد گرفت. سپس از کوبا خارج شد و به میامی امریکا گریخت و در آنجا به استخدام سازمان سیا درآمد. در سال ۱۹۵۶ طی یک تماس تلفنی از وی پرسیده شد که آیا حاضر است چه گوارا را که در آن زمان در کشور کنگو طرح انقلاب می ریخت، شکار کند؟
و ویلولدو بی درنگ پاسخ مثبت داد. این تماس تلفنی نقطه آغاز تعقیب و گریز دو ساله ای بود که ویلولدو را به جنگل های آفریقا و از آنجا به کوهستان های مرتفع بولیوی کشاند. نقطه پایان این سفر هم همان مدرسه شبانه روزی روستایی در لاهیگوئرای بولیوی بود، یعنی همان جایی که چه دستگیر و بدون هر گونه محاکمه ای به دست داوطلبان بولیویایی به جوخه اعدام سپرده و تیرباران شد.
و حال وقت آن بود که ویلولدو به عنوان تنها مشاور امریکایی حاضر در منطقه، به همراه تعدادی از افسرهای بولیویایی در مورد سرنوشت جسد چه گوارا تصمیم بگیرد. این چند نفر بر این نکته کاملاً متفق القول بودند که باید به هر ترتیب ممکن از اینکه دولت کوبا این «پسر گمشده» را به آن کشور بازگردانده و از آن استفاده تبلیغاتی کند، جلوگیری شود.
چه گوارا باید ناپدید می شد، سریع و بی هیچ اثری. بدین ترتیب دومین ماموریت محرمانه ویلولدو نیز آغاز شد. در اولین ساعت های روز یازدهم اکتبر همان سال ویلولدو با یک وانت کوچک مقابل سردخانه بیمارستان توقف کرد و با کمک دو بولیویایی جنازه های چه گوارا و دو همرزمش را بر پشت وانت گذاشت و سپس برزنتی روی آنان کشید و به طرف فرودگاه در سی کیلومتری ویلاگرانده حرکت کرد؛ «ما هر سه جسد را در گوری در نزدیکی باند فرودگاه دفن کردیم.»
ویلولدو قبل از آنکه جسد چه را به داخل گور پرت کند، طره ای از موهای وی را قیچی کرد؛ «بدین صورت آن سمبل رهبران انقلاب کوبا را که ریش و موهای بلند بود، از چه جدا کردم.» اما چرا ویلولدو تازه امروز آن دسته مو را در معرض دید افکار عمومی گذاشته است؟ او سوگند می خورد که نه به دنبال پول است و نه می خواهد تیتر یک روزنامه ها شود بلکه تنها به این خاطر این کار را می کند که بالاخره خانواده چه گوارا از محل دفن عزیزشان مطلع شوند و این حق آنهاست؛ «اگر من هم به جای چه بودم دلم می خواست فرزندانم از محل دفنم آگاه شوند.»
ویلولدو که صاحب ۸ فرزند و ده نوه است، در آخر می گوید؛ «حاضرم همه اطلاعاتم را در این مورد نه به دولت کوبا، بلکه در اختیار طرفداران چه گوارا قرار دهم. بعد از این کار با خیال راحت خودم را وقف مزرعه سیب زمینی می کنم.»

منبع: ولت وخه
اورس گریگر
مترجم : محمدعلی فیروزآبادی

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

زندگی نامه سیاسی سید حسن تقی‌زاده


زندگی نامه سیاسی سید حسن تقی‌زاده
بررسی و شناخت تاریخ معاصر ایران، بدون شناخت انقلاب مشروطه، علل و عوامل، ریشه‌های انحراف، علل پیدایش استبداد رضاخان از دل این انقلاب و موضوعاتی از این دست میسر نخواهد بود. در این بررسی، رجال و شخصیت‌های مؤثر تاریخ معاصر سهم به سزایی دارند. در بررسی رجال عصر مشروطه، سید حسن تقی‌زاده از چهره‌های مؤثر به شمار می‌رود. وی كه در بین چهره‌های روشنفكر غربگرا، از شهرت خاصی برخوردار است، نه تنها شعار «از ناخن پا تا موی سر باید غربی شد» را سرداد، بلكه به تعبیر خود «اولین بمب تقلید از غرب را در ایران منفجر كرد» و در نهایت به این آموزه‌ها نیز عمل نمود.
سید حسن تقی‌زاده از چهره‌های صاحب نام وذی نفوذ در دستگاه وابسته ماسونی بود و تا مرتبه «استاد اعظم»ی ترقی كرد واز همین راه عده‌‌ای از اهل قلم و فرهنگ این مرز و بوم را به تشكیلات فراماسونری رهنمون ساخت؛ هر چند برای فرار از بیان واقعیات تاریخی و كتمان وابستگی‌اش به لژهای ماسونی، تجاهل كرده و آن را افسانه‌ای بیش نمی‌خواند!
تقی زاده از جمله عاملان انحراف نهضت مشروطه به سمت امیال سیاسی انگلستان و از عوامل توفیق نقشه‌های سیاسی آن كشور در ایران طی یك دوره ۵۰ ساله پس از مشروطیت به شمار می‌رود.
او در شهریور ۱۲۵۶ در تبریز متولد شد. در دارالفنون تهران تحصیل كرد و از جوانی رشته‌‌های مختلف تحصیلی را در كنار زبانهای عربی و انگلیسی فرا گرفت.
از ابتدای جوانی به الگوهای غربی گرایش یافت. او خود گفته است كه «از ۱۶ سالگی درصدد رهایی از تقلید و اطاعت كوركورانه تعبدی بوده است.»۱ چند سال بعد بر اثر آشنایی با آثار نویسندگان تجدد خواه به علوم جدید غربی و اندیشه‌های اروپایی و تفكر تجددطلبانه تمایل یافت. او در ۲۴ سالگی مدرسه‌ای به نام «تربیت» را با هدف ترویج اندیشه‌های غربی در تبریز تأسیس كرد، اما مخالفت روحانیون و مردم مذهبی مانع كار مدرسه شد. تقی زاده سپس به كمك بعضی دوستان و همفكران خود كتابخانه‌ای تأسیس كرد و در آن علاوه بر كتابهای دینی، كتاب‌های فرنگی نیز به معرض فروش گذاشت.
كتابخانه وی به سرعت به مركزی برای رفت و آمد «متجددان» و همچنین آزادیخواهان آذربایجان تبدیل شد. این كتابخانه در حوادث مشروطه مورد حمله مردم قرار گرفت و به آتش كشیده شد.
تقی‌زاده سپس دو هفته نامه «گنجینه فنون» را به كمك همفكران خود منتشر كرد. اما این نشریه نیز پس از یك سال و نیم انتشار به دلیل شیوع وبا در ایران و عزیمت نامبرده به خارج از كشور تعطیل شد.
تقی‌زاده به تركیه عثمانی، لبنان، سوریه، مصر و منطقه قفقاز رفت و با نویسندگان و محافل فرهنگی این كشورها و همچنین با نویسندگان نشریات فارسی زبان به گفتگو و تبادل نظر پرداخت. او در كشاكش جنبش مشروطه به تبریز بازگشت و درصف آزادیخواهان تبریز قرار گرفت. پس از پیروزی جنبش مشروطه و افتتاح اولین مجلس شورای ملی به نمایندگی از سوی تجار تبریز انتخاب شد و در فرصت كوتاهی توانست رهبری جناح اقلیت روشنفكر و تجدد خواه مجلس را بر عهده بگیرد. ۲ او از پیمان منعقده میان روسیه و انگلستان برای تقسیم ایران در ۱۲۸۶ (موسوم به قرارداد ۱۹۰۷) دفاع كرد. ۳ در تدوین متمم قانون اساسی ایران نیز نقش داشت و با مداخله روحانیون در مجلس برای نظارت و انطباق قوانین با موازین شرعی مخالفت كرد و از همین زمان نام او به عنوان یك سیاستمدار مخالف اعتقادات مذهبی بر سرزبانها افتاد. ۴ این رویكرد وی به سرعت مورد توجه سفارتخانه‌های خارجی ذینفع در تحولات ایران قرار گرفت. او پس از به توپ بستن مجلس توسط نظامیان روس از بیم جان خود به سفارت انگلستان پناهنده شدـ تیر ۱۲۸۷ ـ و از آنجا با وساطت این سفارتخانه توانست از طریق بندر انزلی به باكو و تفلیس برود. او در این سفر به فرانسه و انگلستان نیز رفت و در لندن از حمایت ادوارد براون ـ مستشرق و جاسوس انگلیسی ـ برخوردار شد. ۵ براون و تقی‌زاده و جمعی از نمایندگان مجلس انگلستان با تشكیل «كمیته ایران» تلاش كردند تا سیاستهای بریتانیا در قبال جنبش مشروطه را هدفمند سازند. تقی‌زاده با عضویت در تشكیلات فراماسونری و با توجه به نفوذ گسترده آن در میان «منورالفكر»های ایرانی در خارج و داخل كشور و خصوصاً در میان طیفی از مشروطه‌خواهان، توانست به داخل جنبش مشروطه راه یافته و نقش خود را ایفا كند. ۶ او در ۱۲۸۷ش. با رتبه درجه یك به عضویت «لژ بیداری ایرانیان» درآمد. این لژ در اواسط سال ۱۲۸۵ توسط ۱۰ نفر از فراماسونرهای ایرانی و فرانسوی در تهران شكل گرفت و در ۱۵ آبان ۱۲۸۶ از سوی شرق اعظم به رسمیت شناخته شدو سند شناسایی رسمی آن در ۳۰ آبان همان سال به تهران ارسال شد. ۷ براساس اسناد موجود در ۲۷ اردیبهشت ۱۲۸۷، سید حسن تقی‌زاده به عضویت «لژ بیداری ایران» درآمد. ۸ وی در سال‌های بعد به سمت استادی اعظم لژ نیز نایل آمد. ۹ تقی‌زاده در اواسط ۱۲۸۷ ش. در پی تشدید قیام مردم بر ضد محمد علی شاه مخفیانه به تبریز بازگشت. در آن زمان مشروطه خواهان تبریز حول شخصیت‌هایی چون ستارخان و باقرخان گردآمده بودند و تقی زاده تنها مورد توجه اقلیتی از روشنفكران جنبش مشروطه قرار گرفت.
پس از فتح تهران و خلع محمد علی شاه در ۱۲۸۸ ش. تقی‌زاده از سوی چهره‌هایی چون عضدالملك (نایب‌‌السلطنه)، محمد ولی خان تنكابنی، سردار اسعد بختیاری به تهران دعوت شد تا دركمیته‌ای كه هدفش اداره موقت كشور و فرونشاندن خشم و تندروی مشروطه خواهان بود فعالیت كند. در همین سال تقی‌زاده در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی به نمایندگی از مردم تبریز به مجلس راه یافت. در این دوره اختلاف میان دو جناج موسوم به اعتدالیون و انقلابیون، نمایندگان را به صف‌بندیهای خصومت آمیز سوق داد. بحث‌های مربوط به اصلاحات ارضی، اعطای املاك زراعی به كشاورزان و همچنین دخالت یا عدم دخالت دین در سیاست، نمایندگان مجلس را رو در روی یكدیگر قرار داد. دستگیری و اعدام آیت‌الله شیخ فضل الله نوری پرچمدار مشروعیت در نهضت مشروطه ـ مرداد ۱۲۸۸ـ و همچنین ترور آیت‌الله سید عبدالله بهبهانی مقتدرترین رهبر جنبش مشروطه و رهبر جناح مخالف تقی‌زاده ـ تیر ۱۲۸۹ ـ نتیجه این رویارویی بود. در جلد دوم كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی آمده كه شیخ فضل‌ الله نوری به دستور كمیته‌ای به شهادت رسید كه حسینقلی خان نواب، سید حسن تقی‌زاده، حسن وثوق‌الدوله، ابراهیم حكیم‌‌الملك، محمد ولی خان تنكابنی، سردار اسعد بختیاری و چند نفر دیگر عضو آن بودند. ۱۰
پس از این حوادث، تقی‌زاده به دشمنی با روحانیت متهم شد و مرحوم آخوند خراسانی و عده‌ای از علمای نجف به «فساد مسلك سیاسی تقی زاده و عدم شایستگی او در مجلس و لزوم خروج او از ایران»۱۱ فتوا دادند.
در پی این تحولات تقی‌زاده رهسپار تبریز شد تا بحران فرو نشیند اما خشم افكار عمومی نسبت به وی سبب خروج او از كشور و عزیمتش به استانبول شد. تقی‌زاده طی یك سال و نیم اقامت در این شهر با محافل تجددخواه و روشنفكر، معاشر بود. او با مورگان شوستر مستشار امریكایی كه برای ورود به ایران و تصدی امور مالی كشور آماده سفر به تهران می‌شد، ۱۲ ملاقات كرد. سفری هم به پاریس و لندن داشت و طی ۶ ماه اقامت خود در انگلستان با ادوارد براون و چهره‌های دخیل در مسایل ایران دیدار و گفتگو كرد.
به هنگام اولتیماتوم روسیه به دولت ایران برای اخراج مورگان شوستر ـ آذر ۱۲۹۰ ـ كه موجی از خشم و نفرت مردم و علما را به همراه آورد، تقی‌زاده از اروپا طی نامه‌ای ضمن حمایت از روسیه از دولت و مجلس خواست اولتیماتوم را پذیرفته و از روسیه عذرخواهی كنند. ۱۳وی در همین سفر بود كه در جریان انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی غیاباً به نمایندگی مجلس انتخاب شد! اما به ایران بازنگشت و در اردیبهشت ۱۲۹۲ در آستانه وقوع جنگ جهانی اول رهسپار امریكا شد.
با شروع جنگ جهانی اول دوره تازه‌ای در زندگی تقی‌زاده آغاز شد. دولت آلمان كه قصد داشت سیاست‌های انگلیس و روسیه را خنثی كند و نقشه‌های خود را در همه جبهه‌ها از جمله در خاورمیانه و ایران به اجرا درآورد، برقراری تماس با همه سیاسیون مطرح در عرصه تحولات سیاسی ایران را آغاز كرد. ظاهراً از نظر دولت آلمان تقی‌زاده از عناصر مؤثر در اجرای این سیاست بود. و با وی از طریق واسطه‌ای تماس حاصل شد و تقی‌زاده در ۱۰ دی ۱۲۹۳ ـ نخستین سال جنگ جهانی اول ـ از امریكا خارج شد و با یك كشتی هلندی رهسپار برلین شد. او در آلمان توانست جمعی از ایرانیان ملی‌گرا را به دور خود جمع كند و نشریه «كاوه»۱۴ را انتشار دهد و «كمیته ملیون ایرانی» كه هدفش بسیج نیروهای سیاسی به كمك آلمان و آزاد كردن ایران از اشغال روسیه بود، تشكیل دهد. برخی از مورخین، تق‌زاده را در این سالها جاسوس انگلیس در آلمان لقب داده‌اند تقی‌زاده در سالهای جنگ اول جهانی به روزنامه‌نگاری، سازماندهی نیروها، تماس با اشخاص با نفوذ سیاسی پرداخت و سفرهایی به اروپا انجام داد.او حتی در مجلس چهارم نیز كه در تیر ۱۳۰۰ افتتاح شد و در انتخابات آن به طور غیابی گزینش شده بود، شركت نكرد.
در بهمن ۱۳۰۰ به دستور قوام‌السلطنه نخست‌وزیر وقت هیأتی از ایران برای انجام مذاكرات دوستانه و انعقاد قراردادهای سیاسی و بازرگانی با دولت شوروی به مسكو رفت. به درخواست قوام، تقی‌زاده از برلین رهسپار مسكو شد و ریاست این هیأت را بر عهده گرفت. در پایان این مأموریت، تقی‌زاده مجدداً رهسپار برلین شد. او در این شهر با یك دوشیزه آلمانی ازدواج كرد.
رویدادهایی مانند تثبیت اقتدار رضاخان، محو شدن سلسله قاجار، و سپس انتخاب غیابی مجدد تقی‌زاده برای ورود به پنجمین دوره مجلس شورای ملی، عواملی بودند كه باعث شد وی به سفر ۱۴ ساله خود در اروپا و امریكا و از جمله به اقامت ۹ ساله خود در آلمان خاتمه دهد و در تابستان ۱۳۰۳ به تهران بازگردد. تقی‌زاده پس از حدود یك دهه دوری از كشور با فضای سیاسی تازه‌ای در ایران روبرو شد. در مجلس پنجم اعضای حزب جدید‌التأسیسی كه عمدتاً جوانان تحصیل كرده در غرب و طرفدار اندیشه‌های غربی بودند و از مشی جدایی دین از سیاست تبعیت می‌كردند، به تقی‌زاده نزدیك شدند. این در حالی بود كه این حزب از حمایت رضاخان نیز برخوردار بود. رضاخان حتی یكبار به منزل تقی‌زاده رفت و در زمینه تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی در كشور و نیز «اصلاحات و توسعه» با وی مشورت كرد.
تقی‌زاده در عصر رضا شاه پهلوی به مناصب مهمی چون استانداری، وزیرمختاری، سفارت و وزارت رسید. در برنامه‌های كه رضا شاه از آن به عنوان «اصلاحات و توسعه» یاد می‌كرد همكار نزدیك او بود. وی در دی ۱۳۰۷ به توصیه تیمور تاش وزیر دربار رضاخان والی خراسان شد و در تیر ۱۳۰۸ به عنوان وزیر مختار ایران عازم لندن شد و در فروردین ۱۳۰۹ به عنوان وزیر طرق و شوارع ـ وزیر راه ـ به كابینه مخبر‌السلطنه هدایت راه یافت. در مرداد همان سال با حفظ سمت وزیر مالیه شد. او در همین سمت بود كه در ۱۳۱۲ قرارداد دادرسی را با شرایطی خلاف منافع كشور تجدید كرد.۱۵ و موجی از لعن افكار عمومی را تا پایان به جان خرید. تقی‌زاده تصمیم این قراداد را به عهده رضاشاه دانسته و خود را «آلت فعل» او تلقی كرده است، ولی طیف وسیعی از نمایندگان مجلس او را «عامد و عامل » خواندند.
تقی‌زاده پس از انعقاد قرارداد تجدید دارسی از وزارت بركنار شد و در دی همان سال به عنوان وزیر مختار رهسپار فرانسه شد و به تعبیری از ایران دور شد. اما این سمت دوامی نداشت و تقی‌زاده به دلیل ناتوانی در جلوگیری از نشر مطالب انتقادی علیه رضاشاه در مطبوعات فرانسه، در مرداد ۱۳۱۴ بركنار شد. او رهسپار برلین شد و یك سال در این شهر ماند. سپس به كمك حسین علاء سفیر ایران در لندن و «سردنیس راس» رئیس مؤسسه مطالعات شرقی در لندن توانست به عنوان مدرس زبان فارسی و تاریخ ایران به تدریس در دانشگاه بپردازد. او تا پایان سلطنت رضاخان به تهران بازنگشت و به مدت ۶ سال در دانشگاههای انگلیس به تدریس مشغول بود.
جنگ جهانی دوم، سقوط رضاشاه، اشغال ایران، تغییر فضای سیاسی كشور، تشكیل كابینه فروغی و بر سر كار آمدن دوستان تقی‌زاده، دوباره او را به دنیای سیاست بازگرداند. تقی‌زاده در آبان ۱۳۲۰ وزیر مختار ایران در فرانسه و چندی بعد سفیر كبیر در آن كشور شد. او در سالهای نیمه اول دهه ۱۳۲۰ در دفاع از مواضع حكومت محمدرضا پهلوی در سازمانهای بین‌المللی فعال بود. در رویارویی با حوادث آذربایجان و دفاع از شكوائیه‌‌های حكومت شاه از روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، تلاش‌های فراوانی كرد. او در ۱۳۲۳ سفیر كبیر ایران در انگلستان شد و در ۱۳۲۶ به عنوان نماینده مردم تبریز به مجلس پانزدهم راه یافت. تقی‌زاده در مهر این سال وارد تهران شد و در مجلس به خاطر حمایت از تمدید قرارداد نفت به خیانت و عاملیت انگلیس و تبانی به زیان كشور متهم شد. او در مجلس پانزدهم منزوی بود. در ۱۳۲۸ در اولین انتخابات مجلس سنا به عنوان یكی از سناتورهای تهران انتخاب شد و تا ۱۳۴۶ در این سمت باقی ماند. او ۶ سال از این مدت از جمله دوره بحرانی ملی شدن صنعت نفت را رئیس سنا بود. و در این سمت با ملی شدن صنعت نفت مخالفت می‌ورزید تقی‌زاده سپس در سال ۱۳۴۶ به دلیل افشا شدن اسامی و اسرار فراماسونهای ایرانی توسط ساواك كه برای تضعیف نفوذ انگلیس و تقویت نفوذ امریكا صورت گرفت، به بهانه كهولت سن، فعالیت سیاسی را كنار نهاد ۱۶ و خانه نشین شد. او در سالهای پایانی عمر خود فلج و ویلچر نشین شد و در ۸ بهمن ۱۳۴۸ در ۹۲ سالگی درگذشت.

وبگردی
آتش‌نشانی هیچ قدمی برای شهدا برنداشت/حقوقِ فرزندم قطع شد
آتش‌نشانی هیچ قدمی برای شهدا برنداشت/حقوقِ فرزندم قطع شد - مادر شهید نظری با انتقاد از سازمان آتش نشانی می‌گوید؛ این سازمان هیچ قدمی برای پیگیری کار این شهدا برنداشته است. باید خودشان بروند و صحبت کنند تا بنیاد شهید آن‌ها را به عنوان شهید ایثار بپذیرد. نه اینکه خودِ ما، خانواده‌ها نباید از این اداره به آن سازمان، آواره و سرگردان باشند. هرجا که بگویید نامه نوشتیم، درخواست دادیم و مراجعه کردیم. به شورای شهر و نمایندگان شهر خودمان (اراک) در مجلس نامه نوشتم. این…
سرگیجه پلاسکو
سرگیجه پلاسکو - وام ٣٠٠‌میلیون تومانی تبدیل به رویای آنها شده؛ داغ پلاسکو برای کسبه هنوز تازه است. وامی که بعد از سوختن پلاسکو در بوق و کرنا کردند، امروز فقط به یکی از ساکنان پلاسکو داده شده و سهم دیگر کسبه انتظار است.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه - خبر «قرآن مطلا» در روزهای اخیر احساسات بسیاری را جریحه­ دار کرده است. اگربه جامعه و واقعیت ­های آن سری بزنیم چه می توانیم بگوییم؟ گیریم که قران مطلا کار درستی است. آیا با توجه به وجود فقط 100 خانوادۀ زیر فقر در جامعه، باز هم باید برخلاف سیره رسول خدا و امیرمومنان(علیهما السلام) آنان را نادیده گرفت و به کاری ازین دست پرداخت؟ در آن صورت، آیا قرآن مطلا با سیره و سنت رسول...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها